تبلیغات
آتش پنهان

قالب وبلاگ


آتش پنهان
نگاهی به آثار و اندیشه های خلیل صارمی نایینی (ناصر) شاعر و نویسنده انقلاب و دفاع مقدس ،جانباز شیمیایی و استاد هنرهای رزمی 
نظر سنجی
نظر شما؟







·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙


 

امام هادی

شب نور و سرور آسمان است ***** نسیم سرمدی امشب وزان است


چه گویم ،مانده ام انگشت بر لب ***** زبانم قاصر ازشرح و بیان است


  امام هــــــادی آمد گل بپاشید *****  مدینه باز امشب میزبان است


      نثار مقدمت جانم ،امــــاما  *****  دلم دیوانه ی این آستان است


علـومت مظــهر علـــم لدنی *****   کلام تو طبیب جسم و جان است

 
صـبوری از تو می آمــوخت ایوب  *****  سلیمان از تو شاه انس و جان است
 


به روز حـشر در صحرای سوزان *****  عنایات تو همچون سایبان است
 


 سر و جانم فــدای نام هــادی *****  که مولا سرور کون و مکان است


خلیل صارمی نایینی (ناصر)


میلاد صارمی نایینی




طبقه بندی: ولادت امام هادی، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی، شاعرو نویسنده معاصر، ostadnaser، استاد نایینی، استاد ناصر، بنیانگذار سبک توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، ولادت امام هادی علیه السلام،  
[ یکشنبه 1397/06/4 ] [ 01:57 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
به نام خدا

عید بر عاشقان مبار ک باد

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت

صد شکر که این آمدوصد حیف که آن رفت



عید سعید فطر

عید فطر یكى از دو عید بزرگ در سنت اسلامى است كه درباره آن احادیث و روایات بیشمار وارد شده است. مسلمانان روزه دار كه ماه رمضان را به روزه دارى به پا داشته و از خوردن و آشامیدن و بسیارى از كارهاى مباح دیگر امتناع ورزیده اند، اكنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستین روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند می‏طلبند، اجر و پاداشى كه خود خداوند به آنان وعده داده است.

امیرالمؤمنین على(علیه السلام) در یكى از اعیاد فطر خطبه ‏اى خوانده ‏اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بیم داده ‏اند.

خطبه امیرالمومنین على بن ابى طالب علیه السلام یوم الفطر فقال: ایها الناس! ان یومكم هذا یوم یثاب فیه المحسنون و یخسر فیه المبطلون و هو اشبه بیوم قیامكم، فاذكروا بخروجكم من منازلكم الى مصلاكم خروجكم من الاجداث الى ربكم و اذكروا بوقوفكم فى مصلاكم و وقوفكم بین یدى ربكم، و اذكروا برجوعكم الى منازلكم، رجوعكم الى منازلكم فى الجنه.

عباد الله! ان ادنى ما للصائمین و الصائمات ان ینادیهم ملك فى آخر یوم من شهر رمضان، ابشروا عباد الله فقد غفر لكم ما سلف من ذنوبكم فانظروا كیف تكونون فیما تستانفون (1)

اى مردم! این روز شما روزى است كه نیكوكاران در آن پاداش می‏گیرند و زیانكاران و تبهكاران در آن مایوس و نا امید می‏گردند و این شباهتى زیاد به روز قیامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جایگاه نماز عید شدن به یاد آورید خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ایستادن در جایگاه نماز به یاد آورید ایستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت‏به سوى منازل خود، متذكر شوید بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت‏برین، اى بندگان خدا، كمترین چیزى كه به زنان و مردان روزه‏دار داده می‏شود این است كه فرشته‏اى در آخرین روز ماه رمضان به آنان ندا میدهد و می‏گوید:

«هان!بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشته ‏تان آمرزیده شد، پس به فكر آینده خویش باشید كه چگونه بقیه ایام را بگذرانید.»

عارف وارسته ملكى تبریزى درباره عید فطر آورده است: «عید فطر روزى است كه خداوند آن را از میان دیگر روزها بر گزیده است و ویژه هدیه بخشیدن و جایزه دادن به بندگان خویش ساخته و آنان را اجازه داده است تا در این روز نزد حضرت او گرد آیند و بر خوان كرم او بنشینند و ادب بندگى بجاى آرند، چشم امید به درگاه او دوزند و از خطاهاى خویش پوزش خواهند، نیازهاى خویش به نزد او آرند و آرزوهاى خویش از او خواهند ونیز آنان را وعده و مژده داده است كه هر نیازى به او آرند، بر آوره و بیش از آنچه چشم دارند به آنان ببخشند و از مهربانى و بنده‏ نوازى، بخشایش و كارسازى در حق آنان روا دارد كه گمان نیز نمی‏برند.»(2)

روز اول ماه شوال را بدین سبب عید فطر خوانده ‏اند كه در این روز، امر امساك و صوم از خوردن و آشامیدن برداشته شده و رخصت داده شد كه مؤمنان در روز افطار كنند و روزه خود را بشكنند فطر و فطر و فطور به معناى خوردن و آشامیدن، ابتداى خوردن و آشامیدن است و نیز گفته شده است كه به معناى آغاز خوردن و آشامیدن است پس از مدتى از نخوردن و نیاشامیدن. ابتداى خوردن و آشامیدن را افطار می‏نامند و از این رو است كه پس از اتمام روز و هنگامى كه مغرب شرعى در روزهاى ماه رمضان، شروع مى‏شود انسان افطار می‏كند یعنى اجازه خوردن پس از امساك از خوردن به او داده مى‏شود.

عید فطر داراى اعمال و عباداتى است كه در روایات معصومین(ع) به آنها پرداخته شده و ادعیه خاصى نیز آمده است.

از سخنان معصومین(ع) چنین مستفاد می‏شود كه روز عید فطر، روز گرفتن مزد است. و لذا در این روز مستحب است كه انسان بسیار دعا كند و به یاد خدا باشد و روز خود را به بطالت و تنبلى نگذراند و خیر دنیا و آخرت را بطلبد.

و در قنوت نماز عید می‏خوانیم:

«... اسئلك بحق هذا الیوم الذى جعلته للمسلمین عیدا و لمحمد صلى الله علیه و آله ذخرا و شرفا و كرامة و مزیدا ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تدخلنى فى كل خیر ادخلت فیه محمدا و آل محمد و ان تخرجنى من كل سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد، صلواتك علیه و علیهم اللهم انى اسالك خیر ما سئلك عبادك الصالحون و اعوذ بك مما استعاذ منه عبادك المخلصون‏»

بارالها! به حق این روزى كه آن را براى مسلمانان عید و براى محمد(ص) ذخیره و شرافت و كرامت و فضیلت قرار دادى از تو می‏خواهم كه بر محمد و آل محمد درود بفرستى و مرا در هر خیرى وارد كنى كه محمد و آل محمد را در آن وارد كردى و از هر سوء و بدى خارج سازى كه محمد و آل محمد را خارج ساختى، درود و صلوات تو بر او و آنها، خداوندا، از تو می‏طلبم آنچه بندگان شایسته ‏ات از تو خواستند و به تو پناه می‏برم از آنچه بندگان خالصت ‏به تو پناه بردند.

در صحیفه سجادیه نیز دعایى از امام سجاد(ع) به مناسبت وداع ماه مبارك رمضان و استقبال عید سعید فطر وارد شده است:

«اللهم صل على محمد و آله و اجبر مصیبتنا بشهرنا و بارك لنا فى یوم عیدنا و فطرنا و اجعله من خیر یوم مر علینا، اجلبه لعفو و امحاه لذنب و اغفرلنا ما خفى من ذنوبنا و ما علن ... اللهم انا نتوب الیك فى یوم فطرنا الذى جعلته للمؤمنین عیدا و سرورا و لاهل ملتك مجمعا و محتشدا، من كل ذنب اذنبناه او سوء اسلفناه او خاطر شرا اضمرناه توبة من لا ینطوى على رجوع الى.»

پروردگارا! بر محمد و آل محمد درود فرست و مصیبت ما را در این ماه جبران كن و روز فطر را بر ما عیدى مبارك و خجسته بگردان و آن را از بهترین روزهایى قرار ده كه بر ما گذشته است كه در این روز بیشتر ما را مورد عفو قرار دهى و گناهانمان را بشوئى و خداوندا بر ما ببخشایى آنچه در پنهان و آشكارا گناه گردانیم ... خداوندا! در این روز عید فطرمان كه براى مؤمنان روز عید و خوشحالى و براى مسلمانان روز اجتماع و گردهمائى قرار دادى از هر گناهى كه مرتكب شده ‏ایم و هر كار بدى كه كرده‏ایم و هر نیت ناشایسته‏اى كه در ضمیرمان نقش بسته است‏ به سوى تو باز می‏گردیم و توبه می‏كنیم، توبه‏اى كه در آن بازگشت‏ به گناه هرگز نباشد و بازگشتى كه در آن هرگز روى آوردن به معصیت نباشد. بارالها! این عید را بر تمام مؤمنان مبارك گردان و در این روز، ما را توفیق بازگشت‏به سویت و توبه از گناهان عطا فرما.» (3)


پى ‏نوشت‏ها:

1- محمدى رى شهرى، میزان الحكمه، 7/131 - 132

2- میرزا جواد آقا ملكى تبریزى، المراقبات فى اعمال السنه، تبریز، 1281 ق ص 167، مجله پاسدار اسلام، ش 101، ص 10

3- نك: ماهنامه پاسدار اسلام، شماره 101، اردیبهشت ماه 1369 ص 10 - 11، 50

رمضان، تجلى معبود (ره توشه راهیان نور) صفحه 248

جمعى از نویسندگان

منبع:سایت حوزه

التماس دعا

میلاد صارمی نایینی




طبقه بندی: عیدسعید فطر، 
برچسب ها: عید سعید فطر، خلیل صارمی نایینی، شاعرو نویسنده معاصر، ostadnaser، استاد نایینی، استاد ناصر، بنیانگذار سبک توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60،  
[ پنجشنبه 1397/03/24 ] [ 12:00 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

هو الجمیل
***
نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی
که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی
*****

 

ز كوی  یار  می‌آید   نسیم   باد  نوروزی                 از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی

 حافظ

باد نوروز كه بوی گل و سنبل دارد                      لطف این باد ندارد كه تو می‌پیمائی 

سعدی 

علم دولت نوروز به صحرا برخاست                   زحمت لشكر سرما ز سرما برخاست

سعدی

مه  من   عید   تو      مبارك        باد                 عیدی  عاشقان  چه  خواهی داد؟

عیدی  و   عید   ما  مه  رخ    تست                عید   ما   بی   رخ   تو    عید  مباد

كمال خجندی

دم عیسی است پنداری نسیم بادنوروزی      كه خاك مرده باز آید در او روحی و ریحانی

سعدی

جهان  از     باد   نوروزی    جوان   شد              زمین  در سایه  سنبل نهان شد

اوحدی مراغه ای 

ماه من چهره برافروز كه آمد شب عید             عید بر چهرة چون ماه تو می‌باید دید

شهریار

وقت آن است كه باهم ره صحراگیریم             كزدم باد سحر بوی بهار آمد  و  عید

شهریار

نوروز   ماه   فاخته   و    عندلیب   را               در  بوستان  نوا گر  و  بر بط زن  آورد

دكتر  صورتگر

آمد بهار و گل شد و نوروز هم گذشت            گردسرت نگشتم وامروزهم گذشت

عصری تبریزی 

بر آمد    باد     صبح    و   بوی   نوروز            به  كام  دوستان  و  بخت  پیروز

مبارك  بادت  این  سال  و  همه سال            همایون بادت این روز و همه روز

سعدی

خرّمی صحن باغ با تو خرامیدن است            فرّخی صبح عید با تو صفا كردن است

فروغی بسطامی

مباركتر    شب    و     خرمترین   روز            به  استقبالم  آمد  بخت پیروز

دهل  زن  گر د و  نوبت  زن    بشارت            كه دوشم قدر بود امروز نوروز

 سعدی


ایّام  بقا   چو    باد    نوروز   گذشت            روز و شب مابه محنت وسوز گذشت

تا  چشم  نهادیم  بهم ،  صبح   دمید         تا دیده گشودیم  زهم ،  روز  گذشت

معین الدّین شیرازی

نوروز  تازه    می‌كند    آئین   باستان            ایران نوخوش است بدین خلعت نوی

شهریار

خجسته  باد  به  ایران  باستان  نوروز            كه    یادگار   ز   جمشید كامكار آمد

شهریار

نوروز  می‌نوازد  روح  از  نسیم  اسحار           خورشیدمی‌درخشدبرچشمه های كهسار

شهریار 

دوشیزگان نوروز صف در چمن كشیده            در بر  قبای گلبرگ،  بر  سر  كلاه  گلنار

شهریار

اسْعَد َ الله لَكَ العید  به   شكرانه   بیا            كه مرادیدن رخسارتوعیدی است سعید

شهریار

عید  كسی  ز  داغ  عزیزان  عزا   مباد           ای ساكنان كوی طرب عیدتان سعید

شهریار

فصل سرمارفت وعیدی آمدوخرم بهاری         وه‌چه‌نوروزی،‌چه‌خوش‌عهدی،چه‌نیكو‌روزگاری

ابوالقاسم حالت 

خوش و نكو ز پی هم رسید عید و بهار           بسی نكوتر و خوشتر زپارواز پیرار

ازرقی

خوش آمدبادنوروزی به صبح ازباغ پیروزی        به بوی دوستان ماندنه بوی بوستان دارد

سعدی

سال مهت مبارك و روز وشبت به خیر            بختت بلند و گردش گیتی به كام باد

سعدی

بس كه بدمی‌گذرد زندگی اهل جهان            مردم از عمر چو سالی گذرد عید كنند

صائب تبریزی

روز  عید  آمد  و  هنگام  بهار  است  امروز            بوسه ده ای گل نورسته كه عیداست وبهار

رهی معیّری 

خلق  گیرند ز  هم   عیدی  اگر  موقع عید           جای عیدی تو به من بوسه ده ای لاله عذار

رهی معیّری

شب‌ عید ای  كمان ابرو  از آن‌چشم‌و ازآن مژگان         بیا تا تیر همچشمی به ماه و اختر اندازیم 

شهریار 

روز  نوروز  است سروگل عذار  من كجا است؟       در چمن یاران همه جمعند یارمن كجااست؟

هلالی جغتائی

سخن در پرده می‌گویم  چوگل از غنچه‌ بیرون‌ آی     كه بیش از پنج روزی نیست حكم میرنوروزی

حافظ

شكوه عیدسلطانی است،ساقی جام جم برگیر         كه سلطان فلك را تاج خورشید از سراندازیم

شهریار

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منبع :سایت لطایف و ظرایف ادبی استاد شربیانی

میلاد صارمی نایینی  




طبقه بندی: نوروز در شعر پارسی، 
برچسب ها: نوروز، روز نو، خلیل صارمی نایینی، استاد نایینی، استاد ناصر، بنیانگذار سبک توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، شاعر و نویسنده معاصر،  
[ دوشنبه 1396/12/28 ] [ 12:21 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

بسم الله الرّحمن الرّحیم




دهه ولایت بر همگان مبارک



انّما ولیُکم الله و رَسوله و الّذین آمنوا الّذین یُقیمون الصلوة و


 یُؤتون الزکوة و هُم راکعون (سوره مائده آیه 55) 



محراب مسجد کوفه 

برگ سبز

        در دلم نـــــــیست جــز ولای عـــــلی          جـــان جمـــــله جهـــــــان فدای عــــــلی

       خــُــــــرّم آنكــس كه اوفــــــتد یك دم            بـــــر ســــرش ســــایه هُمــای عـ ــــلی

        آفـــــــــــــتاب ولایــــــت عــــــــالـــم           پـــــــــرتو حُســــن لافـــــــتای عــــــــلی

        زادگـــــــاهش حــــــریم بـــیت اللـّـــه          شــــد بــــنا كــــعبه از بـــــــرای عـــــلی

        بـــه خـــداونـــد جــــز خــدا و رســول           ذرّه ای نـــــــیســت مـــــــاورای عـــلی

        آسـمان و زمـــــین و آنــچه در اوسـ          ت زنـــــده از نــــــام جـــانـــفزای عــــلی

        ذوالــــــفقارش حــــــقیقــت قـــــاطع           ســركشــان مـــانــده در غَــزای عـــــلی

        نـصرت دیــــن نـمی شـــدی مـــــقدور          جــــز به دســــت گــره گـــشای عـــــلی

       خُــــفت در بـــــستر پــــــسر عــــمّـش            مـرحــــبا ! جــــرات و وفــــای عـــــلی

        در غــــــدیر خُــــــم آن نــــبی امــــین           گــــــفت از جـــانـــب خـــــــدای عـــــلی

        هــــــر كـــه مــــولای او مــــنم بایــــد           بـعد از ایـــن جـــویـد او رضـای عــــلی

        گـــــــفت مــــن دانــــم و خــــدا دانـــد          قــدر و شــــأن و مـــقام و جــای عــــلی

        تـــا اَبــــد راه رســــــتگـاری جُــــست           هـــر كه شــــد یـــار و آشـــنای عـــــلی

        آنــكه شــــد جـــرعــه نــوش این درگه          زنـــــده مـــی گــــردد از بـــقای عــــلی

        هـــــر فـــرو بـــسته بــــاز مـی گــردد           بـا سـر انـــگشت عـــــقل و رای عــــلی

        خــــاك تــــیره به حــــرمت نـــامـــش            مـــی شـــــود زَر زِ كــــیـمیـای عـــــلی

        مـــستمــندان و بـــــینـوایــــان بــــــین           بـــــر در خــــــانـــه و ســـرای عـــــلی

        مــــی دهــــد خــــاتــــم ســلـــیمانی               خـــوش بـــه حـــال گــدا گــدای عـــــلی

        نَـه بــــشر را بُــــوَد نـــه جِـنّ و مــلك            جــود بـــــی مِـــــثل و انــــتهای عــــلی

        كــی فــــرو مـــانـده بــاز مــی گـــردد            بـــــی نـــصیـب از در عـــــطای عــــلی

        درد هــــر دردمـــــند بـــــی درمــــان             خوب مـــــی گــــــردد از دوای  عـــــلی

        كـــــــودكــــان یــــــــتیم می دانــــند               اُلــــفت بــی حــــــد و صـــــفای عـــــلی

        كـــوفه مــــی دانـــد و مـــدیــنه و چـاه            نالــه هــای عـــــلی ، دعـــــای عـــــلی

        در غــــــم فــــاطـــــمه خـــــدا دانـــــد              شـرح هــــجران و گــریه هــای عــــلی

        راز تـــــــــنهایــــی ولـــــــی الــــلّـــه              تـــــیره شــــب دانـــد و خــدای عــــــلی

        در دل شــب هـــــنوز پـــیچیـده ســـت             یـا رب و یـــــارب و صـــــدای عـــــــلی

        بـــــشنود گـــــوش هر حـقیقت جــوی             هـــر زمان بـــانگ حـق ز نــای عـــــلی

        دل چـ ـو پــــروانــــه پَر كــشد هـر دم              مـست و دیــــوانــــه در هــوای عـــــلی

        كــــاش بــــودم مــــقیم خــــاك نــجف               تــــربــــت پــــاك و دلــــربــای عـــــلی

        دســــت خـالــــی نــــمی روم بـــر در              جـــان فـــشانم بــــه خــاك پــای عـــــلی

        ای خوش آنــــدم كه مـی شـود روشـن              ظـلـــمت قــــــبر از ضـــــــیای عـــــلی

        «برگ ســــبزیـست تــحفه درویــــش»              شـــعر مــــن كـــــی بُوَد رَوای عــــلی

        جـــــمله ی خـــــلق عــــالــــم امـــــكان               قــاصــــر از وصـف ماجـــرای عـــــلی

        تـا نَــــفَس مـانــده در تَــنَـــــت «ناصر»               هر زمان ، دم زن از ثــــنای عـــلی 

      خلیل صارمی نایینی «ناصر»

التماس دعا.


میلاد صارمی نایینی




طبقه بندی: برگ سبز، 
برچسب ها: شیر خدا، مولود کعبه، عید غدیر، استاد نایینی، استاد ناصر، بنیانگذار سبک توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، خلیل صارمی نایینی،  
[ سه شنبه 1397/06/6 ] [ 12:05 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]


·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

نتیجه تصویری برای شهادت امام حسن عسکری
˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙
السّلام علیك یا حُجه الله 
˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

آغاز امامت امام عصر عج الله تعالی فرجه الشریف 

بر شیقتگان و منتظران حضرتش مبارک باد 


دوغزل تقدیم به ساحت مقدس قطب عالم امکان ، امید هستی

 و

 باعت بقای کائنات ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف 

·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙
   شوق وصال 

گوشــــه عـــــزلت و انــــــدوه دل و تنهایی ***** آتش عـــشق تو و سوختن و شیدایی 

مـــن ِدلـــداده کـــــجا تـــــاب تحـــــمل دارم ***** کاش مــــی بود کنـــــون بهرگریزم پایی 

غــــم هـــجران تو و ظلمت شـــــبهای دراز ***** ای صنم چشم براهم که مگر باز آیـــی 

دل سرگشته و دیــــوانه شد از دست دگـــر *****کو مسیحا نفسی،صحبت روشـن رایی 

سر هـــــرکــــوچه و برزن به تکاپـــــوی توام ***** آه از هـــجر تو و عشق من و رسوایی 

شهره خلق شــدم « تشت من از بام افتاد» ***** بر زبانهاســـت دگر قصه من هر جایی 

اگر از عشق تو ســر بر ســــر هر دار نهم ***** ذره ای نیــست هراسم زکس و پروایی 

«ناصراز شوق وصال تو سروده ست چنین ***** غزلی ناب،همه سـوز، بدیـن شـیوایی 

خلیل صارمی نایینی «ناصر»
·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

   خیال وصال 

زحال زار من ای نازنـــــــــــین چه میـــدانی ***** چه شرح گـــویمت از قــــــصه پریشانی 

من از تو دل نبرید م اگر چــــــــه خا موشم ***** ا لی الابد شده ام من ا سیر و زنـدانی 

ا سیر نرگس مستی عظیم عـا شق کش ***** خمار لعل لبی هــــــــمچو آب حیــــوانی 

ندانم ای گـــل گــــــــــلزار حسن میدانی ؟ ***** زحـــــال بلبل شیدا و شـــــــرح حـیرانی 

به گرد کعبه عشق تــــــــــوا م چـــو پروانه ***** تو در منای خیـــا لت به فـــــــکر قربانی 

نه در خیال وصـــــــــا لم بدین تهیـــد ستی ***** نه لایقم که بخـــوانی مــــرا به مهمانی 

به یک کرشمه چشمت دلــم شود خرسند ***** اگر چه دور زچشــمم کنی تو پـــــنهانی 

دل از خیــــال تو یــــــــــــکدم تهی نمیگردد ***** تویی که جان منی گر چه رو بگـــردانی 

به حـــق عشق قسم ای ا میر کشور دل *****بیا که ( ناصر ) شوریــده را مرنـــــجانی 

خلیل صارمی نایینی «ناصر» 
 التماس دعا



طبقه بندی: آغاز امامت ولی عصر، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی، استاد نایینی، استاد ناصر، بنیانگذار سبک توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، شاعر و نویسنده معاصر، ostadnaser، یا مهدی ادرکنی،  
[ یکشنبه 1396/09/5 ] [ 07:13 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

یا ضامن آهو




ضامن آهو 
السلام ای ضامن آهوی من 
ای شکوه نغمه یا هوی من 
پر زند مرغ دلـــــم در کوی تو 
ای تو نور دیده بی سوی من 

امشب این مرغ دلم شد سوی طوس 
ای امام المـــــتقین شمس الشموس 
کــــن قبـــولم ای شه مـــــهمان نــواز 
آمــــدم با ســر به ســــویت پای بوس 

                                                                           خلیل صارمی نایینی (ناصر)


میلاد صارمی نایینی



طبقه بندی: شهادت ثامن الحجج، 
برچسب ها: : خلیل صارمی نایینی، شاعرو نویسنده معاصر، ostadnaser، استاد نایینی، استاد ناصر، بنیانگذار سبک توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60،  
[ شنبه 1396/08/27 ] [ 12:08 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

بسم الله الرحمن الرحیم

إنّا أعطیناك الكوثر ،فصلّ لربّك و أنحر، إنّ شانئك هو الأبتر

بیماری فاطمه (علیها السلام)

سرانجام فاطمه بر اثر شدت ضربات و لطماتی که به او بر اثر هجوم به خانه‌اش و وقایع پس از آن وارد گشته بود، بیمار گشت و در بستر بیماری افتاد. گاه به زحمت از بستر برمی‌خاست و کارهای خانه را انجام می‌داد و گاه به سختی و با همراهی اطفال کوچکش، خود را کنار تربت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌رساند و یا کنار مزار حمزه عموی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و دیگر شهدای احد حاضر می‌گشت و غم و اندوه خود را بازگو می‌نمود.

در همین ایام بود که روزی زنان مهاجر و انصار که از بیماری او آگاهی یافته بودند، جهت عیادت به دیدارش آمدند. فاطمه (علیها السلام) در این دیدار بار دیگر اعتراض و نارضایتی خویش را از اقدام گروهی که خلافت را به ناحق از آن خویش نموده بودند، اعلام نمود و از آنان و عده‌ای که در مقابل آن سکوت نموده بودند، به علت عدم انجام وظیفه الهی و نادیده گرفتن فرمان نبوی درباره وصایت امام علی (علیه السلام) انتقاد کرد و نسبت به عواقب این اقدام و خروج اسلام از مجرای صحیح خود به آنان هشدار داد. همچنین برکاتی را که در اثر عمل به تکلیف الهی و اطاعت از جانشین پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از جانب خداوند بر آنان نائل خواهد شد، خاطر نشان نمود.

در چنین روزهایی بود که ابابکر و عمر به عیادت حضرت آمدند. هر چند در ابتدا فاطمه (علیها السلام) از آنان رویگردان بود و به آنان اذن عیادت نمی‌داد، اما سرانجام آنان بر بستر فاطمه (علیها السلام) حاضر گشتند. فاطمه (علیها السلام) در این هنگام، این کلام پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را که فرموده بود: "هر کس فاطمه را به غصب در آورد من را آزرده و هر که او را راضی نماید مرا راضی نموده"، به آنان یادآوری نمود. ابابکر و عمر نیز صدق این کلام و انتساب آن به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را تأیید نمودند. سرانجام فاطمه (علیها السلام)، خدا و ملائکه را شاهد گرفت فرمود: "شما من را به غضب آوردید و هرگز من را راضی ننمودید؛ در نزد پیامبر، شکایت شما دو نفر را خواهم نمود."

وصیت

 در ایام بیماری، فاطمه (علیها السلام) روزی امام علی (علیه السلام) را فراخواند و آن حضرت را وصی خویش قرار داد و به آن حضرت وصیت نمود که پس از وفاتش، فاطمه (علیها السلام) را شبانه غسل دهد و شبانه کفن نماید و شبانه دفن کند و احدی از کسانی که در حق او ستم روا داشته‌اند، در مراسم تدفین و نماز خواندن بر جنازه او حاضر نباشند

شهادت

 سرانجام روز سوم جمادی الثانی سال یازدهم هجری فرا رسید. فاطمه (علیها السلام) آب طلب نموده و بوسیله آن بدن مطهر خویش را شستشو داد و غسل نمود. سپس جامه‌ای نو پوشید و در بستر خوابید و پارچه‌ای سفید به روی خود کشید؛ چیزی نگذشت که دخت پیامبر، بر اثر حوادث ناشی از هجوم به خانه ایشان، دنیا را ترک نموده و به شهادت رسید؛ در حالیکه از عمر مبارکش بنا بر مشهور، 18 سال بیشتر نمی‌گذشت و بنا بر مشهور تنها 95 روز پس از رسول خدا در این دنیا زندگی نمود.

فاطمه (علیها السلام) در حالی از این دنیا سفر نمود که بنا بر گفته معتبرترین کتب در نزد اهل تسنن و همچنین برترین کتب شیعیان، از ابابکر و عمر خشمگین بود و در اواخر عمر هرگز با آنان سخن نگفت؛ و طبیعی است که دیگر حتی تأسف ابی‌بکر در هنگام مرگ از تعرض به خانه فاطمه (علیها السلام) سودی نخواهد بخشید.

تغسیل و تدفین

 مردم مدینه پس از آگاهی از شهادت فاطمه (علیها السلام)، در اطراف خانه آن بزرگوار جمع گشتند و منتظر تشییع و تدفین فاطمه (علیها السلام) بودند؛ اما اعلام شد که تدفین فاطمه (علیها السلام) به تأخیر افتاده است. لذا مردم پراکنده شدند. هنگامی که شب فرا رسید و چشمان مردم به خواب رفت، امام علی (علیه السلام) بنا بر وصیت فاطمه (علیها السلام) و بدور از حضور افراد، به غسل بدن مطهر و رنج دیده همسر خویش پرداخت و سپس او را کفن نمود. هنگامی که از غسل دادن او فارغ شد، به امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) (در حالی که در زمان شهادت مادر هر دو کودک بودند.) امر فرمود: تا عده‌ای از صحابه راستین رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را که البته مورد رضایت فاطمه (علیها السلام) بودند، خبر نمایند تا در مراسم تدفین آن بزرگوار شرکت کنند. (و اینان از 7 نفر تجاوز نمی‌کرده‌اند). پس از حضور آنان، امیر مؤمنان بر فاطمه (علیها السلام) نماز گزارد و سپس در میان حزن و اندوه کودکان خردسالش که مخفیانه در فراق مادر جوان خویش گریه می‌نمودند، به تدفین فاطمه (علیها السلام) پرداخت. هنگامی که تدفین فاطمه (علیها السلام) به پایان رسید، رو به سمت مزار رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نمود و گفت:

"سلام بر تو ای رسول خدا، از جانب من و از دخترت؛ آن دختری که بر تو و در کنار تو آرمیده است و در زمانی اندک به تو ملحق شده. ای رسول خدا، صبر و شکیبایی‌ام از فراق حبیبه‌ات کم شده، خودداریم در فراق او از بین رفت... ما از خداییم و بسوی او باز می‌گردیم... به زودی دخترت، تو را خبر دهد که چه سان امتت فراهم گردیدند و بر او ستم ورزیدند. سرگذشت را از او بپرس و گزارش را از او بخواه که دیری نگذشته و یاد تو فراموش نگشته..."

امروزه پس از گذشت سالیان متمادی همچنان مزار سرور بانوان جهان مخفی است و کسی از محل آن آگاه نیست. مسلمانان و بخصوص شیعیان در انتظار ظهور امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بزرگترین منجی الهی و یازدهمین فرزند از نسل فاطمه (علیها السلام) در میان ائمه می‌باشند تا او مزار مخفی شده مادر خویش را بر جهانیان آشکار سازد و به ظلم و بی عدالتی در سراسر گیتی، پایان دهد.   


میلاد صارمی نایینی 



ادامه مطلب

طبقه بندی: فاطمه سلام الله علیها، 
برچسب ها: فاطمه، زهرای اطهر، خلیل صارمی نایینی، استاد نایینی، استاد ناصر، بنیانگذار سبک توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، شاعر و نویسنده معاصر،  
[ سه شنبه 1396/11/10 ] [ 12:05 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

Image result for ‫تصاویر کوروش‬‎
 
بخشندگی کوروش کبیر 
روزی که کوروش وارد شهر صور شد یکی از برجسته ترین کمانداران سرزمین فینیقیه (که صور از شهرهای آن بود) تصمیم گرفت که کوروش را به قتل برساند. آن مرد به اسم "ارتب" خوانده می شد و برادرش در یکی از جنگ ها به دست سربازان کوروش به قتل رسیده بود. کوروش در آن روز به طور رسمی وارد صور شده بود و پیشاپیش او، به رسم آن زمان ارابه آفتاب را به حرکت در می آوردند و ارابه آفتاب حامل شکل خورشید بود و شانزده اسب سفید رنگ که چهار به چهار به ارابه بسته بودند آن را می کشید و مردم از تماشای زینت اسب ها سیر نمی شدند ...
Image result for ‫تصویر کوروش‬‎

هیچ کس سوار ارابه آفتاب نمی شد و حتی خود کوروش هم قدم در ارابه نمی گذاشت و بعد از ارابه آفتاب کوروش سوار بر اسب می آمد. از آنجا که پادشاه ایران ریش بلند داشت و در اعیاد و روزهای مراسم رسمی، موی ریش و سرش را مجعد می کردند و با جواهر می آراستند. کوروش به طوری که افلاطون و هرودوت و گزنفون و دیگران نوشته اند علاقه به تجمل نداشت و در زندگی خصوصی از تجمل پرهیز می کرد، ولی می دانست که در تشریفات رسمی باید تجمل داشته باشد تا اینکه آن دسته از مردم که دارای قوه فهم زیاد نیستند تحت تاثیر تجمل وی قرار بگیرند. در آن روز کوروش، از جواهر می درخشید و اسبش هم روپوش مرصع داشت و به سوی معبد "بعل" خدای بزرگ صور می رفت و رسم کوروش این بود که هر زمان به طور رسمی وارد یکی از شهرهای امپراطوری ایران(که سکنه آن بت پرست بودند) می گردید، اول به معبد خدای بزرگ آن شهر می رفت تا اینکه سکنه محلی بدانند که وی کیش و آیین آنها را محترم می شمارد.

در حالی که کوروش سوار بر اسب به سوی معبد می رفت، "ارتب" تیرانداز برجسته فینیقی وسط شاخه های انبوه یک درخت انتظار نزدیک شدن کوروش را می کشید!

در صور، مردم می دانستند که تیر ارتب خطا نمی کند و نیروی مچ و بازوی او هنگام کشیدن زه کمان به قدری زیاد است که وقتی تیر رها شد از فاصله نزدیک، تا انتهای پیکان در بدن فرو می رود. در آن روز ارتب یک تیر سه شعبه را که دارای سه پیکان بود بر کمان نهاده انتظار نزدیک شدن موسس سلسله هخامنشی را می کشید و همین که کوروش نزدیک گردید، گلوی او را هدف ساخت و زه کمان را بعد از کشیدن رها کرد. صدای رها شدن زه، به گوش همه رسید و تمام سرها متوجه درختی شد که ارتب روی یکی از شاخه های آن نشسته بود. در همان لحظه که صدای رها شدن تیر در فضا پیچید، اسب کوروش سر سم رفت. اگر اسب در همان لحظه سر سم نمی رفت تیر سه شعبه به گلوی کوروش اصابت می کرد و او را به قتل می رسانید. کوروش بر اثر سر سم رفتن اسب پیاده شد و افراد گارد جاوید که عقب او بودند وی را احاطه کردند و سینه های خویش را سپر نمودند که مبادا تیر دیگر به سویش پرتاب شود، چون بر اثر شنیدن صدای زه و سفیر عبور تیر، فهمیدند که نسبت به کوروش سوءقصد شده است و بعد از این که وی را سالم دیدند خوشوقت گردیدند، زیرا تصور می نمودند که کوروش به علت آنکه تیر خورده به زمین افتاده است.

در حالی که عده ای از افراد گارد جاوید کوروش را احاطه کردند، عده ای دیگر از آنها درخت را احاطه کردند و ارتب را از آن فرود آوردند و دست هایش را بستند...

کوروش بعد از اینکه از اسم و رسم سوءقصد کننده مطلع گردید گفت که او را نگاه دارند تا اینکه بعد مجازاتش را تعیین نماید و اسب خود را که سبب نجاتش از مرگ شده بود مورد نوازش قرار داد و سوار شد و راه معبد را پبش گرفت و در آن معبد که عمارتی عظیم و دارای هفت طبقه بود مقابل مجسمه بعل به احترام ایستاد. کوروش بعد از مراجعت از معبد، امر کرد که ارتب را نزد او بیاورند و از وی پرسید برای چه به طرف من تیر انداختی و می خواستی مرا به قتل برسانی؟

  

ارتب جواب داد ای پادشاه چون سربازان تو برادر مرا کشتند من می خواستم انتقام خون برادرم را بگیرم و یقین داشتم که تو را خواهم کشت، زیرا تیر من خطا نمی کند و من یک تیر سه شعبه را به سوی تو رها کردم، ولی همین که تیر من از کمان جدا شد، اسب تو به رو درآمد و اینک می دانم که تو مورد حمایت خدای بعل و سایر خدایان هستی و اگر می دانستم تو از طرف بعل و خدایان دیگر مورد حمایت قرار گرفته ای نسبت به تو سوءقصد نمی کردم و به طرف تو تیر پرتاب نمی نمودم!


کوروش گفت در قانون نوشته شده که اگر کسی سوءقصد کند و سوءقصد کننده به مقصود نرسد دستی که با آن می خواسته سوءقصد نماید باید مقطوع گردداما من فکر می کنم که هنگامی که به طرف من تیر انداختی با هر دو دست مبادرت به سوءقصد کردی و با یک دست کمان را نگاه داشتی و با دست دیگر زه را کشیدی. ارتب گفت همین طور است. کوروش گفت هر دو دست در سوءقصد گناهکار است و من اگر بخواهم تو را مجازات نمایم باید دستور بدهم که دو دستت را قطع نمایند ولی اگر دو دستت قطع شود دیگر نخواهی توانست نان خود را تحصیل نمایی، این است که من از مجازات تو صرفنظر می کنم.

ارتب که نمی توانست باور کند پادشاه ایران از مجازاتش گذشته، گفت ای پادشاه آیا مرا به قتل نخواهی رساند؟ کوروش گفت : نه. ارتب گفت ای پادشاه آیا تو دست های مرا نخواهی برید؟ کوروش گفت: نه. ارتب گفت من شنیده بودم که تو هیچ جنایت را بدون مجازات نمی گذاری و اگر یکی از اتباع تو را به قتل برسانند، به طور حتم قاتل را خواهی کشت و اگر او را مجروح نمایند ضارب را به قصاص خواهی رسانید. کوروش گفت همین طور است. ارتب پرسید پس چرا از مجازات من صرفنظر کرده ای در صورتی که من می خواستم خودت را به قتل برسانم؟ پادشاه ایران گفتبرای اینکه من می توانم از حق خود صرفنظر کنم، ولی نمی توانم از حق یکی از اتباع خود صرفنظر نمایم چون در آن صورت مردی ستمگر خواهم شد.

ارتب گفت به راستی که بزرگی و پادشاهی به تو برازنده است و من از امروز به بعد آرزویی ندارم جز این که به تو خدمت کنم و بتوانم به وسیله خدمات خود واقعه امروز را جبران نمایم. کوروش گفت من می گویم تو را وارد خدمت کنند.

از آن روز به بعد ارتب در سفر و حضر پیوسته با کوروش بود و می خواست که فرصتی به دست آورد و جان خود را در راه کوروش فدا نماید ولی آن را به دست نمی آورد. در آخرین جنگ کوروش که جنگ او با قبایل مسقند بود نیز ارتب حضور داشت و کنار کوروش می جنگید و بعد از آنکه موسس سلسله هخامنشی(کوروش بزرگ) به قتل رسید، ارتب بود که با ابراز شهامت زیاد جسد کوروش را از میدان جنگ بدر برد و اگر دلیری او به کار نمی افتاد شاید جسد موسس سلسله هخامنشی از مسقند خارج نمی شد و آنها نسبت به آن جسد بی احترامی می کردند، ولی ارتب جسد را از میدان جنگ بدر برد و با جنازه کوروش به پاسارگاد رفت و روزی که جسد کوروش در قبرستان گذاشته شد، کنار قبر با کارد از بالای سینه تا زیر شکم خود را شکافت و افتاد و قبل از اینکه جان بسپارد گفت : بعد از کوروش زندگی برای من ارزش ندارد. 

کوروش بزرگ یا کوروش کبیر(۵۷۶-۵۲۹ پیش از میلاد)، نخستین پادشاه و بنیان‌گذار دودمان هخامنشی است. شاه پارسی پادشاهی انسان دوست بود و از صفات و خدمات او بخشندگی‌، بنیان گذاری حقوق بشر، پایه‌گذاری نخستین امپراتوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن برده‌ها و بندیان، احترام به دین‌ها و کیش‌های گوناگون، گسترش تمدن و... شناخته شده‌ است.


Image result for ‫تصویر کوروش‬‎


خلیل صارمی نایینی «ناصر»


ادامه مطلب

طبقه بندی: کورش بزرگ، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی، شاعرو نویسنده معاصر، استاد نایینی، استاد ناصر، بنیانگذار سبک توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، داستان کوتاه، کورش کبیر،  
[ پنجشنبه 1395/08/6 ] [ 08:30 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙


آر کیـو 170 ایرانی 
*****  یا  ***** 
سیمرغ افسانه ای



پرواز غرور آفرین را در پایین از  دنبالک ها دانلود کنید






برچسب ها: خلیل صارمی نایینی، استاد نایینی، استاد ناصر، بنیانگذار سبک توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، پهباد ایرانی یا سیمرغ افسانه ای، پهباد ار کیو 170 ایرانی، پرواز عشق،  
دنبالک ها: دانلود پرواز پهباد ار کیو 170 ایرانی،  
[ پنجشنبه 1393/08/22 ] [ 06:18 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

خاطره ای که شهید مطهری را ۲۰ دقیقه خنداند



علامه جعفری می گوید :فردی تعریف میکرد در یکی از زیارتام که مشهد رفته بودم به امام رضا گفتم:

 یا امام رضا دلم میخواد در این سفر خودم را از نظر شما بشناسم که مرا چه جوری  می بینید .

نشونه شم این باشه که تا وارد صحن و سرایت شدم،

 ازصحبت اولین کسی که با من حرف زد پیام شما را بگیرم.

وارد صحن که شدم خانمم را گم کردم اینور بگرد،اونور بگرد،یه دفعه دیدم داره میره .

خودمو بهش رسوندم  و از پشت سرزدم بهش که کجایی پس؟!

ولی روشو که برگردوند دیدم زن من نیست.

بلافاصله بهم گفت :

*خیلی خری* من مات شده بودم که امام رضا عجب رک حرف میزنه؛

 زن که دید انگار دست بردار نیستم و همچنان دارم نگاهش می‌کنم گفت:

نه فقط خودت، بلکه پدر و مادر و جد و ابادت هم خرن.

علامه میگوید این داستان را برای مطهری تعریف کردم تا۲۰ دقیقه می خندید


خلیل صارمی نایینی « ناصر »




برچسب ها: خلیل صارمی نایینی، شاعرو نویسنده معاصر، ostadnaser، استاد نایینی، استاد ناصر، بنیانگذار سبک توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، داستان کوتاه،  
[ یکشنبه 1393/06/23 ] [ 09:15 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙



آیا کسی مسلمان هست؟

جوانی با چاقو وارد مسجد شد و گفت: بین شما کسی هست که مسلمان باشد ؟همه با ترس و تعجب به هم نگاه کردند و سکوت در مسجد حکم فرما شد، بالاخره پیرمردی با ریش سفید از جا برخواست و گفت: آری من مسلمانم.جوان به پیرمرد نگاهی کرد و گفت با من بیا...

 پیرمرد بدنبال جوان براه افتاد و با هم چند قدمی از مسجد دور شدند!

جوان با اشاره... به گله گوسفندان به پیرمرد گفت که میخواهد تمام آنها را قربانی کند و بین فقرا پخش کند و به کمک احتیاج دارد... پیرمرد و جوان مشغول قربانی کردن گوسفندان شدند! پس از مدتی پیرمرد خسته شد و به جوان گفت که به مسجد بازگردد و شخص دیگری را برای کمک با خود بیاورد.

 جوان با چاقوی خون آلود به مسجد بازگشت و باز پرسید : آیا مسلمان دیگری در بین شما هست ؟ افراد حاضر در مسجد که گمان کردند جوان پیرمرد را بقتل رسانده نگاهشان را به پیش نماز مسجد دوختند،

 پیش نماز رو به جمعیت کرد و گفت : چرا نگاه میکنید ، به عیسی مسیح قسم که با چند رکعت نماز خواندن کسی مسلمان نمیشود...!!!!!


خلیل صارمی نایینی «ناصر»





طبقه بندی: داستان کوتاه15....، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی، شاعرو نویسنده معاصر، ostadnaser، استاد نایینی، استاد ناصر، بنیانگذار سبک توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، داستان کوتاه،  
[ پنجشنبه 1393/05/16 ] [ 09:51 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

کس چه داند زآتش پنهان من
آه از ســـوز درون جـــان مـــن
***
کربلای جبـــهه ها یادش به خیر
شور و غوغای دعا یادش به خیر

***
سپاس از همه عزیزان بازدید کننده سایت
سلامت و شادکامی شما ارزوی قلبی ماست

پس از بهره مندی از سایت آن را به دوستان خود معرفی نمائید.

***
توجه * توجه

آلبومها ی تصاویر استاد نایینی و کلیپ ها در صفحات جانبی قرار دارند

*****
استفاده از کلیه مطالب سایت با ذکر منبع بلا مانع میباشد.
هرگونه سوء استفاده و یا نشر ناقص مطالب و نظرات به منظور بهره برداری غیر اصولی پیگرد قانونی دارد

*#*#*
عزیزان بازدید کننده در صورت بروز هر گونه مشکل در ورود به سایت با آدرس :

http://ostadnaser.ir/

از آدرس :
http://bargesabz14.mihanblog.com/

استفاده نمایید.

با سپاس فراوان
مدیر سایت آتش پنهان
میلاد صارمی نایینی
موضوعات
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

تماس با ما
فروش بک لینک طراحی سایت