قالب وبلاگ


آتش پنهان
نگاهی به آثار و اندیشه های خلیل صارمی نایینی (ناصر) شاعر و نویسنده انقلاب و دفاع مقدس ،جانباز شیمیایی و استاد هنرهای رزمی 
نظر سنجی
نظر شما؟







به نام خدا

السلام علیک  یا حسن بن علی العسکری

ولادت با سعادت امام عسکری علیه السلام بر شما مبارک باد


ترجیع بند شیعه می نازد به نام عسكری

عاشقا، مستانگى از سر بگیر

ساقى از ره می‏رسد ساغر بگیر

مرغ دل را از قفس آزاد كن

با پرستوهاى عاشق پر بگیر

پر بزن تا كوىِ یارِ مَه لقا

جا به بامِ خانه دلبر بگیر

گرچو من بشكسته بالى غم مخور

با ولاى یار بال و پر بگیر

جشن میلاد امام عسگرى

آمده عیدى ز پیغمبر بگیر

هر چه میخواهد دلت از یُمن او

از یَدِ پر قدرت حیدر بگیر

طالب عفوى اگر با یا حسن

دامن محبوبه داور بگیر

شیعه می نازد به نام عسگرى

یا اباالمهدى امام عسگرى

 

كیست او بر شیعیان مولاستى

كیست او نور دل طاهاستى

كیست او ابن الرضا، بابُ الهدى

پور حیدر زاده زهراستى

كیست او كز مقدمش هفت آسمان

غرق زینب باشد و غوغاستى

كیست او اندر رهش پیغمبران

دست بر سینه همه برپاستى

كیست او سرمایه هستى حق

یاسِ بى مثل جهان آراستى

كیست او عشق خداى سرمدى

عاشقى را بهترین معناستى

او امام عسگرى باشد كه بر

خستگان عشق مولاناستى

شیعه می ‏نازد به نام عسگرى

یا اباالمهدى امام عسگرى

 

اى تجلى خدا سیماى تو

جلوه حق چهره زیباى تو

پرچم شیعه به دوشت استوار

اعتدالش از قد رعناى تو

كى شود اى جرعه بخش عاشقان

ساغرى مِى نوشم از صهباى تو

اى دَهُم فرزند دلبند على

كى شود بوسه زنم بر پاى تو

جانثار مكتب پاك توایم

در شب میلاد پر غوغاى تو

سامرا امشب ندارد زائرى

اى فدایت عاشق شیداى تو

میهمان بزم میلاد توایم

تا بیاد مهدى تنهاى تو

شیعه می ‏نازد به نام عسگرى

یا اباالمهدى امام عسگرى

 

حمد و تسبیح تو را قرآن كند

فخر بر تو حضرت سبحان كند

نورِ پاكت دیده را روشن كند

ظرف دلها را پر از ایمان كند

دردهاى بى شمار شیعه را

عشق پاكت دلبرا درمان كند

یاد تو اى رهبر تحت نظر

مشكلات شیعه را آسان كند

اقتدارت همچنان پاینده است

گر عدو خانه به تو زندان كند

عشق تو خورشید سازد ذره را

هر دل شوریده را سلمان كند

شد دعاى بزم میلادت شها

مهدیت ما را به خود مهمان كند

شیعه می ‏نازد به نام عسگرى

یا اباالمهدى امام عسگرى

اى به دوشَت پرچم عِز و شَرَف

اى شده بر غربت دوران هدف

پورِ جود و سبط زهد و نجلِ حق

سائلان گِردِ حریمت صف به صف

مادرت بانوىِ یثرب فاطمه

بابِ تو شیرِ خدا شاهِ نجف

سلبِ آزادى شد اَز تو تا شود

سدِّ راهِ مهدى آن نورِ خَلَف

حرمتت را زیرِ پا بگذاشتند

قدر تو نشناختند اى وا اَسَف

حقْ مُقَدَّر كرد تا فرزند تو

باز هم احیا كند عدل و شرف

بى نیاز از خلق عالم مى‏شود

هر كه آرد ذرّه‏اى عشقت به كف

شیعه می نازد به نام عسگرى

یا اباالمهدى امام عسگرى

 

عاشقان دارد صفایى سامرا

بارگاه جانفزایى سامرا

كعبه دلهاى عاشق سامرا

قبله جانهاى مایى سامرا

هم نجف هم مشهدى و هم بقیع

كاظمینى، كربلایى سامرا

زائر هر روز تو مهدى بُوَد

با نوایش آشنایى سامرا

سوى خود هر عاشقى را می ‏كشى

با كمال دلربایى سامرا

كاش من در خون خود غلطان شَوَم

تا بگیرم در تو جایى سامرا

عاشقى آواره‏ام من آمدم

كُنج تو گیرم سرایى سامرا

شیعه می ‏نازد به نام عسگرى

یا اباالمهدى امام عسگرى

                                                                                          شاعر:  سید محمد میر هاشمی


میلاد صارمی نایینی




طبقه بندی: ولادت امام حسن عسکری علیه السلام، 
برچسب ها: استاد ناصر، ولادت امام حسن عسکری، استاد نایینی بنیانگذار کونگ فو تو آد در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، بنیانگذار ورزش باستانی و کشتی در منطقه جرقویه، خلیل صارمی نایینی (ناصر)، شاعر و نویسنده معاصر، استاد نایینی کونگ فو تو آ،  
[ شنبه 1397/09/24 ] [ 09:54 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙


Image result for ‫تصاویر ناصر الدین شاه‬‎

آفت تملق

ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﻧﺨﺠﻴﺮﮔﺎﻩ ﺍﺯ ﺯﺑﺎﻥ ﻧﺎﺻﺮﺍﻟﺪّﯾﻦ ﺷﺎﻩ ﻧﻘﻞ شده ﺍﺳﺖ:

"ﻣﺎ ﺭﺍ به قصد ﺷﮑﺎﺭ ﺁﻫﻮ به دﺷﺖ ﻗﺰﻭﯾﻦ ﺑﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺷﺶ ﺯﺭﻋﯽ ﺑﻪ ﺷﮑﺎﺭ ﺷﻠﯿﮏ ﮐﺮﺩﻡ.

ﻣﻦ به چشم ﺧﻮﺩ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﺗﯿﺮﻡ ﺑﻪ ﺧﻄﺎ ﺭﻓﺖ!

ﻭﻟﯽ ﺍﻃﺮﺍﻓﯿﺎﻥ به شدت ﻫﺮ ﭼﻪ ﺗﻤﺎﻣﺘﺮ ﻫﻮﺭﺍ ﻭ ﻫﻴﺎﻫﻮ ﻭ ﺳﺮ ﻭ ﺻﺪﺍ ﺭﺍﻩ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ ﮐﻪ: « ﺩﺳﺖ مریزاد ! ﺍﻋﻠﯿﺤﻀﺮﺗﺎ! ﮐﻪ ﺗﯿﺮﺕ ﺑﻪ ﻫﺪﻑ ﺧﻮﺭﺩ!»

ﻭ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺣﺎلی که ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﻓﺮﻭ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ، ﺑﻪ ﻣﻼﺯﻣﻴﻨﻢ ﮔﻔﺘم: ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺍﯾﻦ ﻣﻠﮏ ﻭ ﻣﻤﻠﮑﺖ "ﺗﻨﮓ ﻭ ﺗﺎﺭﻳﮏ ﺍﺳﺖ!"

ﺯﯾﺮﺍ ﮐﻪ این تملق ها ﺭﯾﺸﻪ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪ!"

ﺟﺎﻟﺐ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﯾﻨﺎﻥ ﭘﯽ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﻮﺩﻡ ﻧﺒﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﭼﻨﺪ ﺑﺎﺭﻩ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺑﻪ ﺗﺸﻮﻳﻘﻢ ﻭ ﻫﻮﺭﺍ ﮐﺸﯿﺪﻥ!! 

 بدا به حال کشوری که تملق و چاپلوسی و مدح و ثنای قدرت و ثروت، در آن بصورت یک فرهنگ در آید!


خلیل صارمی نایینی(ناصر)




برچسب ها: خلیل صارمی نایینی (ناصر) شاعر و نویسنده معاصر، استاد ناصر، ostadnaser، بنیانگذار ورزشهای رزمی در شرق اصفهان بزرگ، استاد نایینی، میلاد صارمی نایینی، عبرت تاریخ،  
[ جمعه 1397/09/23 ] [ 10:15 بعد از ظهر ] [ خلیل صارمی نایینی ]

·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

ربیــــع آمد ربیـــــــع آمد ربیـــــــع بس بدیع آمد

شقایق‌ها و ریحـــــان‌ها و لاله خوش عذار آمد

صفا آمد صفا آمد که سنگ و ریگ روشن شد

شـــــــفا آمد شــــفا آمد شـــفای هر نزار آمد

حبیـــب آمد حبـــــیـب آمد به دلداری مشتاقان

طبــــیب آمد طبــــیب آمد طبـــیب هوشیار آمد

ســـماع آمد ســـماع آمد ســماع بی‌صداع آمد

وصـــــال آمد وصـــــال آمد وصـــــــال پایدار آمد

کسی آمد کسی آمد که ناکس زو کسی گردد

مهــــی آمد مهــــی آمد که دفـــع هر غبار آمد

دلـــــی آمد دلـــــی آمد که دل‌ها را بخــــــنداند

میـــی آمد میــــی آمد که دفـــــع هر خمار آمد

کفـــــی آمـــد کفـــــی آمــد که دریا در از او یابد

شهـــی آمد شهـــــی آمد که جــان هر دیار آمد


مولوی

ماه فرو ماند از جمال محمد(ص)

اللهُمّ صَل عَلی مُحمّد وَ آل مُحمّد

ولادت با سعادت خاتم الانبیا محمد مصطفی (ص) و ششمین اختر تابناک آسمان ولایت و امامت

حضرت امام صادق علیه السلام بر تمامی مسلمین مبارک

ماه فرو ماند از جمال محمد(ص)
سرو نباشد به اعتدال محمد(ص)
قدر فلک را کمال و منزلتی نیست
در نظر قدر با کمال محمد(ص)
وعده دیدار هر کسی به قیامت
لیلهٔ الاسری شب وصال محمد(ص)
آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی
آمده مجموع در ظلال محمد(ص)
عرصه گیتی مجال همت او نیست
روز قیامت نگر مجال محمد(ص)
و آن همه پیرایه بسته جنت فردوس
بو که قبولش کند بلال محمد(ص)
هم چو زمین خواهد آسمان که بیفتد
تا بدهد بوسه بر نعال محمد(ص)
شمس و قمر در زمین حشر نتابد
نور نتابد مگر جمال محمد(ص)
شاید اگر آفتاب و ماه نتابد
پیش دو ابروی چون هلال محمد(ص)
چشم مرا تا به خواب دید جمالش
خواب نمی گیرد از خیال محمد(ص)
سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی
عشق محمد بس است و آل محمد(ص)

سعدی


ادامه مطلب

طبقه بندی: ولادت خاتم النبین و امام صادق علیهما السلام، 
برچسب ها: ولادت خاتم الانبیاء، ولادت امام صادق علیه السلام، خلیل صارمی نایینی (ناصر) شاعر و نویسنده معاصر، استاد ناصر، ostadnaser، بنیانگذار ورزشهای رزمی در شرق اصفهان بزرگ، استاد نایینی،  
[ چهارشنبه 1397/08/30 ] [ 12:17 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]


نتیجه تصویری برای شهادت امام حسن عسکری
˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙
السّلام علیك یا حُجه الله 
˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

آغاز امامت امام عصر عج الله تعالی فرجه الشریف 

بر شیقتگان و منتظران حضرتش مبارک باد 


دوغزل تقدیم به ساحت مقدس قطب عالم امکان ، امید هستی

 و

 باعت بقای کائنات ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف 

   شوق وصال 

گوشــه عــزلت و انــــــدوه دل و تنهایی ***** آتش عـشق تو و سوختن و شیدایی 

مـن ِدلـــداده کـجا تــاب تحـــمل دارم ***** کاش مـی بود کنـون بهرگریزم پایی 

غـم هجران تو و ظلمت شـــبهای دراز ***** ای صنم چشم براهم که مگر باز آیـــی 

دل سرگشته و دیــــوانه شد از دست دگـر *****کو مسیحا نفسی،صحبت روشـن رایی 

سر هــرکـوچه و برزن به تکاپـوی توام ***** آه از هجر تو و عشق من و رسوایی 

شهره خلق شــدم « تشت من از بام افتاد» ***** بر زبانهاست دگر قصه من هر جایی 

اگر از عشق تو سـر بر سر هر دار نهم ***** ذره ای نیست هراسم زکس و پروایی 

«ناصراز شوق 5وصال تو سروده ست چنین ***** غزلی ناب،همه سـوز، بدیـن شـیوایی 

خلیل صارمی نایینی «ناصر»

   خیال وصال 

زحال زار من ای نازنـین چه میـــدانی ***** چه شرح گـــویمت از قــصه پریشانی 

من از تو دل نبرید م اگر چـه خا موشم ***** ا لی الابد شده ام من ا سیر و زنـدانی 

ا سیر نرگس مستی عظیم عـا شق کش ***** خمار لعل لبی هـمچو آب حیـوانی 

ندانم ای گل گـلزار حسن میدانی ؟ ***** زحـال بلبل شیدا و شــــرح حـیرانی 

به گرد کعبه عشق تـوا م چـــو پروانه ***** تو در منای خیـــا لت به فــکر قربانی 

نه در خیال وصـا لم بدین تهیـــد ستی ***** نه لایقم که بخـوانی مـرا به مهمانی 

به یک کرشمه چشمت دلم شود خرسند ***** اگر چه دور زچشــمم کنی تو پـنهانی 

دل از خیــــال تو یـکدم تهی نمیگردد ***** تویی که جان منی گر چه رو بگـردانی 

به حق عشق قسم ای ا میر کشور دل *****بیا که ( ناصر ) شوریده را مرنـجانی 

خلیل صارمی نایینی «ناصر» 
 التماس دعا



طبقه بندی: آغاز امامت ولی عصر، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی، استاد نایینی، استاد ناصر، بنیانگذار سبک توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، شاعر و نویسنده معاصر، ostadnaser، یا مهدی ادرکنی،  
[ جمعه 1397/08/25 ] [ 10:32 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

بسم رب الودود 

(شهر خیال - خانه دوست) 

من از شهر خیالم داستانم حیرت انگیز است. 
فضای شهر من از عشق لبریز است. 
ودارد کوچه ای باریک،* 
که شاید دیر گاهی هست ،من با گامهای سست و لرزانم، 
درونش گاه و بیگاه از دل پر درد اواز، 
مرا دریاب پیش از مرگ میخوانم. 
درون کوچه شهرم، دری وامیشود بر آرزوهایم 
همان جایی که پایان میپذیرد جستجوهایم 
من و این کوچه و آن در، 
و یک خانه که سر تا سر، 
همه در اشتیاق یک نگاه و گوشه ای لبخند، 
از آن دلبند، 
همان شیرین تر از هر قند، 
که میگردد دلم با دیدنش خرسند. 
طلوع آفتاب شهر من زیباست 
که اغلب در دل شبهاست، 
همان شبها که اسمش شب، 
ولی از روز روشن تر 
و جز بر من نمی تابد، 
به هنگامی که دیگر خسته ام از درد تنهایی. 
شگفتا زین همه پاکی و زیبایی ، 
چه رویایی !!! 
شگفت انگیز تر آنکه، 
همان کوچه ، همان خانه، 
همان جا پشت آن در، مشرق این شهر رویائیست. 
در آن خانه ، نه امروزی نه فردائیست. 
در آنجا آسمانش صاف و از مغرب نشانی نیست . 
وحتی نام شب در شهر من ورد زبانی نیست. 
نمیداند کسی احوال مجنون را 
مگر لیلی که میبیند دلی آکنده از خون را..... 

محرم الحرام سال 1369 ه.ش

سروده خلیل صارمی نایینی (ناصر) 


*کوچه باریک به دلیل شرایط خاصش در قدیم به کوچه آشتی کنان تعبیر شده است خاصه اگر بن بست باشد.

توضیح: خانه مذکور در شعر مسجد مخروبه ای در یکی از مناطق جرقویه علیا بود که به فضل خدا و عنایت مولا علی علیه السلام و توسلات ویژه عده ای جوان پاکدل در شبهای  شام غریبان امام حسین علیه السلام در خرابه های آن ، مرمت و احیاء گردید.



طبقه بندی: شعر نو، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی « ناصر »، شاعر و نویسنده معاصر، حضرت ابراهیم خلیل الله، استاد نایینی، استاد ناصر، انّما یعمر مساجد الله من امن بالله و الیوم الاخر و اقام الصّلوه و اتی الزّكوه و لم یخش الاّ الله فعسی اولئك ان یكونوا من المهتدین. مساجد الهی را تنها كسی آباد می‌كند كه ایمان به خدا و روز قیامت آورده و نماز را بر پا دارد و زكات را بپردازد و از چیزی جز خدا نترسد، امید است چنین گروهی هدایت یابند.«توبه،  
[ جمعه 1397/08/18 ] [ 02:04 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙


 

امام هادی

شب نور و سرور آسمان است ***** نسیم سرمدی امشب وزان است


چه گویم ،مانده ام انگشت بر لب ***** زبانم قاصر ازشرح و بیان است


  امام هــــــادی آمد گل بپاشید *****  مدینه باز امشب میزبان است


      نثار مقدمت جانم ،امــــاما  *****  دلم دیوانه ی این آستان است


علـومت مظــهر علـــم لدنی *****   کلام تو طبیب جسم و جان است

 
صـبوری از تو می آمــوخت ایوب  *****  سلیمان از تو شاه انس و جان است
 


به روز حـشر در صحرای سوزان *****  عنایات تو همچون سایبان است
 


 سر و جانم فــدای نام هــادی *****  که مولا سرور کون و مکان است


خلیل صارمی نایینی (ناصر)


میلاد صارمی نایینی




طبقه بندی: ولادت امام هادی، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی، شاعرو نویسنده معاصر، ostadnaser، استاد نایینی، استاد ناصر، بنیانگذار سبک توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، ولادت امام هادی علیه السلام،  
[ یکشنبه 1397/06/4 ] [ 01:57 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

بسم الله النور


عید بر عاشقان مبارک باد

در مسلخ عشق جز نکو را نکشند 
روبه صفـتان زشت خو را نکشند 
گر عاشق صادقی زکشتن مهَراس 
مُردار بُوَد هــر‌آن‌که او را نکشند 
*****

یارب مددی که ما زنیـکان باشیم
 
همواره مرید شرع و قرآن باشیم 

شاید به عـنایت تو ای بنده نواز

ما نیز ذبیح عـید
 قربان باشیم 


خلیل صارمی نایینی (ناصر)
*****
کعبه دل


به راه کعبه شنیدم زقول رب جلیل
چنین به گوش محمد بگفت جبرائیل
طواف خسته دلی کن که کعبه خود سنگیست
که این خلیل بـنا کـرده آن خدای خلیل
اگر خراب کنی کعبه را گناهی نیست
به شرط آن که بناهای دل کنی تکمیل
ز راه دل به بهشت خـدا توانــــــی رفت
از این طریـق گذر نامه ای بـــکن تحصیل
جلال و مرتـبت آدمی به عاطـفت است
به قـدر عاطفـتش هر کـسی شـود تجلیل
اگر امـان طلبی در طـریق ایـمان باش 
که نیـست در دل اهـل طریـــق بیم رحیل

خلیل صارمی نایینی "تاصر"
*****
دعای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا تَوْفِیقَ الطَّاعَةِ وَ بُعْدَ الْمَعْصِیَةِ وَ صِدْقَ النِّیَّةِ وَ عِرْفَانَ الْحُرْمَةِ وَ أَكْرِمْنَا بِالهُدَى وَ الاسْتِقَامَةِ وَ سَدِّدْ أَلْسِنَتَنَا بِالصَّوَابِ وَ الْحِكْمَةِ وَ امْلَأْ قُلُوبَنَا بِالْعِلْمِ وَ الْمَعْرِفَةِ وَ طَهِّرْ بُطُونَنَا مِنَ الْحَرَامِ وَ الشُّبْهَةِ وَ اكْفُفْ أَیْدِیَنَا عَنِ الظُّلْمِ وَ السِّرْقَةِ وَ اغْضُضْ أَبْصَارَنَا عَنِ الْفُجُورِ وَ الْخِیَانَةِ وَ اسْدُدْ أَسْمَاعَنَا عَنِ اللَّغْوِ وَ الْغِیبَةِ وَ تَفَضَّلْ عَلَى عُلَمَائِنَا بِالزُّهْدِ وَ النَّصِیحَةِ وَ عَلَى الْمُتَعَلِّمِینَ بِالْجُهْدِ وَ الرَّغْبَةِ وَ عَلَى الْمُسْتَمِعِینَ بِالاتِّبَاعِ وَ الْمَوْعِظَةِ وَ عَلَى مَرْضَى الْمُسْلِمِینَ بِالشِّفَاءِ وَ الرَّاحَةِ وَ عَلَى مَوْتَاهُمْ بِالرَّأْفَةِ وَ الرَّحْمَةِ، وَ عَلَى مَشَایِخِنَا بِالْوَقَارِ وَ السَّكِینَةِ وَ عَلَى الشَّبَابِ بِالْإِنَابَةِ وَ التَّوْبَةِ وَ عَلَى النِّسَاءِ بِالْحَیَاءِ وَ الْعِفَّةِ وَ عَلَى الْأَغْنِیَاءِ بِالتَّوَاضُعِ وَ السَّعَةِ وَ عَلَى الْفُقَرَاءِ بِالصَّبْرِ وَ الْقَنَاعَةِ وَ عَلَى الْغُزَاةِ بِالنَّصْرِ وَ الْغَلَبَةِ وَ عَلَى الْأُسَرَاءِ بِالْخَلاصِ وَ الرَّاحَةِ وَ عَلَى الْأُمَرَاءِ بِالْعَدْلِ وَ الشَّفَقَةِ وَ عَلَى الرَّعِیَّةِ بِالْإِنْصَافِ وَ حُسْنِ السِّیرَةِ وَ بَارِكْ لِلْحُجَّاجِ وَ الزُّوَّارِ فِی الزَّادِ وَ النَّفَقَةِ وَ اقْضِ مَا أَوْجَبْتَ عَلَیْهِمْ مِنَ الْحَجِّ وَ الْعُمْرَةِ بِفَضْلِكَ وَ رَحْمَتِكَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ
خدایا،توفیق فرمانبرى،و دورى از نافرمانى،و درستى نهاد و شناخت واجبات را روزى ما بدار و ما را به هدایت و پایدارى گرامى دار،و زبانمان را به راستگویى و حكمت استوار ساز،و دلهایمان را از دانش و بینش پر كن،و شكمهایمان را از حرام و شبهه پاك فرما،و دستانمان را از ستم و دردى بازدار و دیدگانما را از ناپاكى و خیانت فرو بند،و گوشهایمان را از شنیدن بیهوده و غیبت ببند،و و بر دانشمندانمان زهد و خیرخواهى و بر دانش‏آموزان تلاش و شوق،و بر شنوندگان پیروى و پندآموزى،و بر بیماران شفا و آرامش،و بر مردگان‏ مهر و رحمت،و بر پیران متانت و آرامش،و بر جوانان بازگشت و توبه‏ و بر زنان حیا و پاكدامنى و بر ثروتمندان فروتنى و گشادگى،و بر تنگدستان شكیبایى‏ و قناعت،و بر جنگجویان نصر و پیروزى،و بر اسیران آزادى و راحتى،و بر حاكمان دادگسترى و دلسوزى،و بر زیردستان انصاف و خوشرفتارى تفضّل فرما،و حاجیان‏ و زیارت‏كنندگان را در زاد و خرجى بركت ده،و آنچه را بر ایشان از حج و عمره واجب كردى توفیق اتمام عنایت كن به فضل و رحمتت اى مهربان‏ترین مهربانان.

منبع :كفعمى در كتاب«مصباح»فرموده است:این دعاى حضرت مهدى(عج)است

میلاد صارمی نایینی



طبقه بندی: عید سعید قربان، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی « ناصر »، شاعر و نویسنده معاصر، عید سعید قربان، حضرت ابراهیم خلیل الله، حضرت اسماعیل ذبیح الله، استاد نایینی، استاد ناصر،  
[ سه شنبه 1397/05/30 ] [ 12:50 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

نتیجه تصویری برای شهادت امام جواد


شهادت حضرت جواد الائمه علیه السلام بر

 امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف

 وآقاعلی بن موسی الرضا علیه السلام

 و عموم شیعیان تسلیت باد


میلاد صارمی نایینی



برچسب ها: بنیانگذار ورزش باستانی و کشتی در منطقه جرقویه، خلیل صارمی نایینی (ناصر)، جانباز شیمیایی دفاع مقدس، شیر زنان نینجای ایران، استاد ناصر، استاد نایینی بنیانگذار کونگ فو توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، کونگ فو توآ ورزش اصیل ایرانی،  
[ شنبه 1397/05/20 ] [ 12:00 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

آورده اند که بهلول بیشتر وقت ها در قبرستان می نشست و روزی که برای عبادت به قبرستان رفته بود وهارون به قصد شکار از آن محل عبور می نمود چون به بهلول رسید گفت : بهلول چه می کنی ؟

بهلول جواب داد : به دیدن اشخاصی آمده ام که نه غیبت مردم را می نمایند و نه از من توقعی دارند و نه من را اذیت و آزار می دهند .

 هارون گفت :

آیا می توانی از قیامت و صراط و سوال و جواب آن دنیا مرا آگاهی دهی ؟

بهلول جواب داد به خادمین خود بگو تا در همین محل آتش نمایند و تابه بر آن نهند تا سرخ و خوب داغ شود هارون امر نمود تا آتشی افروختند و تابه بر آن آتش گذاردند تا داغ شد .

 آنگاه بهلول گفت :

ای هارون من با پای برهنه بر این تابه می ایستم و خود را معرفی می نمایم و آنچه خورده ام و هرچه پوشیده ام ذکر می نمایم و سپس تو هم باید پای خو د را مانند من برهنه نمایی و خود را معرفی کنی و آنچه خورده ای و پوشیده ای ذکر نمایی . هارون قبول نمود .

آنگاه بهلول روی تابه داغ ایستاد و فوری گفت : بهلول و خرقه و نان جو و سرکه و فوری پایین آمد که ابداً پایش نسوخت و چون نوبت به هارون رسید به محض اینکه خواست خود را معرفی نماید نتوانست و پایش بسوخت و به پایین افتاد .

 بهلول گفت :

ای هارون سوال و جواب قیامت نیز به همین صورت است . آنها که درویش بوده ند و از تجملات دنیایی بهره ندارند آسوده بگذرند و آنها که پایبند تجملات دنیا باشند به مشکلات گرفتار آیند .

خداوند عاقبت همه ما را ختم به خیر کند.

میلاد صارمی نایینی




طبقه بندی: داستان کوتاه 30، 
برچسب ها: استاد نایینی، ostadnaser، استاد ناصر، خلیل صارمی نایینی شاعرو نویسنده معاصر، استاد نایینی ببنیانگذار کونگ فو توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ،  
[ سه شنبه 1397/03/1 ] [ 12:04 بعد از ظهر ] [ خلیل صارمی نایینی ]


به نام  خدای بهار آفرین ..... بهار آفرین را هزار آفرین

برآمد باد صـــــــبح و بــــوی نوروزبه کام دوســــــتان و بخت پیروز
مبارک بادت این سال و همه سالهمایون بادت این روز و همه روز
(سعدی)
نوروز برابر با یکم فروردین ماه (روزشمار خورشیدی)، جشن آغاز سال و یکی از کهن‌ترین جشن‌های به جا مانده از دوران باستان است. خاستگاه نوروز در ایران باستان است و هنوز مردم مناطق مختلف فلات ایران نوروز را جشن می‌گیرند. امروزه زمان برگزاری نوروز، در آغاز فصل بهاراست. نوروز در ایران و افغانستان آغاز سال نو محسوب می‌شود و در برخی دیگر از کشورها تعطیل رسمی است.
HaftSeen2.JPG
جشن نوروز با تحویل سال یا لحظهٔ اعتدال بهاری آغاز می‌شود. در دانش ستاره‌شناسی، اعتدال بهاری یا اعتدال ربیعی در نیم‌کره شمالی زمین به لحظه‌ای گفته می‌شود که خورشید از صفحه استوای زمین می‌گذرد و به سوی شمال آسمان می‌رود. این لحظه، لحظه اول برج حمل نامیده می‌شود،[۴] و در تقویم هجری خورشیدی لحظه تحویل سال تعیین کننده نخستین روز (هرمز روز یا اورمزد روز) از ماه فروردین است، چنانچه سالقبل از ظهر و در نیمه اول شبانه روز تحویل شود همانروز نوروز است و در صورتیکه تحویل بعد از ظهر باشد فردای آن نوروز است. 
Persepolis gifts.jpg

نوروز از دیدگاه اسلام و تشیع

روز نوروز همان روزی است که خداوند در آن از بندگانش پیمان گرفت که او را پرستش کنند و هیچ چیزی را شریک او ندانند و این که بهپیامبران و اولیایش ایمان بیاورند و آن نخستین روزی است که خورشید در آن طلوع کرده، و بادهای باردار کننده در آن وزیده‌است و گلهاو شکوفه‌های زمین آفریده شده‌است. و آن روزیست که کشتی نوح به کوه جودی قرار گرفت. و آن روزی است که در آن قومی که از ترس مرگ از خانه‌های خود بیرون آمدند و آنها هزارها نفر بودند پس خداوند آنها را بمیراند و سپس آنها را در این روز زنده کرد. و آن روزیست که جبرئیل بر پیامبر ص فرود آمد. و آن همان روزیست که ابراهیم ع بتهای قوم خود را شکست. و آن همان روزیست که پیغمبرخدا، امیرالمؤمنین علی ع را بر دوش خود سوار کرد تا بتهای قریش را از بالای خانه خدا به پائین انداخت و آنها را خرد 

در سایه ایـــزد تبارک           نوروز و بهارتان مبارک
ایام همه به کامتان خوش          کاشانه با صفایتان خوش
***
من از این باغ و بهار
وقت خندیدن گل
ازخدا خواسته ام
یک سبد شادی و لبخند شما
عیدتان پر برکت
خانه هاتان آباد 
و دگر هیچ به جز شادیتان 
***
خلیل صارمی نایینی (ناصر)




میلاد صارمی نایینی 





طبقه بندی: نوروز یا روز نو، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی « ناصر »، استاد نایینی، استاد ناصر، استاد نایینی بنیانگذار سبک تو آ در مناطق شزق اصفهان بزرگ دهه 60، میلاد صارمی نایینی،  
[ چهارشنبه 1397/12/29 ] [ 06:19 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

هو الجمیل
***
نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی
که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی
*****

 

ز كوی  یار  می‌آید   نسیم   باد  نوروزی                 از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی

 حافظ

باد نوروز كه بوی گل و سنبل دارد                      لطف این باد ندارد كه تو می‌پیمائی 

سعدی 

علم دولت نوروز به صحرا برخاست                   زحمت لشكر سرما ز سرما برخاست

سعدی

مه  من   عید   تو      مبارك        باد                 عیدی  عاشقان  چه  خواهی داد؟

عیدی  و   عید   ما  مه  رخ    تست                عید   ما   بی   رخ   تو    عید  مباد

كمال خجندی

دم عیسی است پنداری نسیم بادنوروزی      كه خاك مرده باز آید در او روحی و ریحانی

سعدی

جهان  از     باد   نوروزی    جوان   شد              زمین  در سایه  سنبل نهان شد

اوحدی مراغه ای 

ماه من چهره برافروز كه آمد شب عید             عید بر چهرة چون ماه تو می‌باید دید

شهریار

وقت آن است كه باهم ره صحراگیریم             كزدم باد سحر بوی بهار آمد  و  عید

شهریار

نوروز   ماه   فاخته   و    عندلیب   را               در  بوستان  نوا گر  و  بر بط زن  آورد

دكتر  صورتگر

آمد بهار و گل شد و نوروز هم گذشت            گردسرت نگشتم وامروزهم گذشت

عصری تبریزی 

بر آمد    باد     صبح    و   بوی   نوروز            به  كام  دوستان  و  بخت  پیروز

مبارك  بادت  این  سال  و  همه سال            همایون بادت این روز و همه روز

سعدی

خرّمی صحن باغ با تو خرامیدن است            فرّخی صبح عید با تو صفا كردن است

فروغی بسطامی

مباركتر    شب    و     خرمترین   روز            به  استقبالم  آمد  بخت پیروز

دهل  زن  گر د و  نوبت  زن    بشارت            كه دوشم قدر بود امروز نوروز

 سعدی


ایّام  بقا   چو    باد    نوروز   گذشت            روز و شب مابه محنت وسوز گذشت

تا  چشم  نهادیم  بهم ،  صبح   دمید         تا دیده گشودیم  زهم ،  روز  گذشت

معین الدّین شیرازی

نوروز  تازه    می‌كند    آئین   باستان            ایران نوخوش است بدین خلعت نوی

شهریار

خجسته  باد  به  ایران  باستان  نوروز            كه    یادگار   ز   جمشید كامكار آمد

شهریار

نوروز  می‌نوازد  روح  از  نسیم  اسحار           خورشیدمی‌درخشدبرچشمه های كهسار

شهریار 

دوشیزگان نوروز صف در چمن كشیده            در بر  قبای گلبرگ،  بر  سر  كلاه  گلنار

شهریار

اسْعَد َ الله لَكَ العید  به   شكرانه   بیا            كه مرادیدن رخسارتوعیدی است سعید

شهریار

عید  كسی  ز  داغ  عزیزان  عزا   مباد           ای ساكنان كوی طرب عیدتان سعید

شهریار

فصل سرمارفت وعیدی آمدوخرم بهاری         وه‌چه‌نوروزی،‌چه‌خوش‌عهدی،چه‌نیكو‌روزگاری

ابوالقاسم حالت 

خوش و نكو ز پی هم رسید عید و بهار           بسی نكوتر و خوشتر زپارواز پیرار

ازرقی

خوش آمدبادنوروزی به صبح ازباغ پیروزی        به بوی دوستان ماندنه بوی بوستان دارد

سعدی

سال مهت مبارك و روز وشبت به خیر            بختت بلند و گردش گیتی به كام باد

سعدی

بس كه بدمی‌گذرد زندگی اهل جهان            مردم از عمر چو سالی گذرد عید كنند

صائب تبریزی

روز  عید  آمد  و  هنگام  بهار  است  امروز            بوسه ده ای گل نورسته كه عیداست وبهار

رهی معیّری 

خلق  گیرند ز  هم   عیدی  اگر  موقع عید           جای عیدی تو به من بوسه ده ای لاله عذار

رهی معیّری

شب‌ عید ای  كمان ابرو  از آن‌چشم‌و ازآن مژگان         بیا تا تیر همچشمی به ماه و اختر اندازیم 

شهریار 

روز  نوروز  است سروگل عذار  من كجا است؟       در چمن یاران همه جمعند یارمن كجااست؟

هلالی جغتائی

سخن در پرده می‌گویم  چوگل از غنچه‌ بیرون‌ آی     كه بیش از پنج روزی نیست حكم میرنوروزی

حافظ

شكوه عیدسلطانی است،ساقی جام جم برگیر         كه سلطان فلك را تاج خورشید از سراندازیم

شهریار

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منبع :سایت لطایف و ظرایف ادبی استاد شربیانی

میلاد صارمی نایینی  




طبقه بندی: نوروز در شعر پارسی، 
برچسب ها: نوروز، روز نو، خلیل صارمی نایینی، استاد نایینی، استاد ناصر، بنیانگذار سبک توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، شاعر و نویسنده معاصر،  
[ چهارشنبه 1397/12/29 ] [ 12:21 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]


هو العزیز
***
  گفت پیغمبر به اصحاب کبار 
تن مپــوشانید از بــاد بــهار
آنـچه با برگ درختان میکند
با تـن و جان شما آن میکند
*****
از باد بهار سنبل آمد
بوی خوش سبزه و گل آمد
از رحمت ایزد تبارک
پیــوند شــکوفه ها مـبارک
ناصر

      بهارآمد بهار آمد  خوش  آمد                                  بهاری  دلگشا  و   دلكش آمد

شهریار  

 بهار بود و تو بودی و عشق بود و امید               بهار رفت و تو رفتی و هر چه بود گذشت

دكتر ایرج دهقان

گویند بهاری شد وگل آمد و دی رفت                 ما بی تو ندیدیم كه كی آمد و كی رفت

تسلیمی كاشانی

آمد بهار و گل شدو نوروز هم گذشت                 گرد سرت نگشتم و امروز  هم گذشت

عذری تبریزی

آمد بهار و رفت  و  من از كنج آشیان                  وقتی بر آمدم  كه  گلی  در چمن نماند

عاشق اصفهانی  

بهار می‌رسد آیا بــــود كه در چمنی                  نشسته پای گل و یاسمین تو باشی ومن

هلالی جغتایی

بهار رفته بــــــاز   آمــــــــــد  دوباره                   پرستوی  به     غربت    رفته    بر    گرد

مهدی سهیلی 

رسم بد عهدی ایّام  چو دید  ابر  بهار                 گریه‌اش بر سمن و سنبل و نسرین آمد

حافظ

مرا  هرگه بهار  آید به خاطر یاد یار آید                به  خاطر  یاد  یار  آید مرا هر گه بهار  آید

شهریار

بهار  می‌رسد  آهنگ  باغ كن زان پیش             كه   رفته   باشی   و    بار   دگر  بهار آید

هلالی جغتایی 

خیّاط      ازل     ز     لاله   بر    پیكر  كوه             بر  دوخت   قبای    سرخ   پا  تا سر كوه

رشدی

نوبهار آمد دگر عالم گلستان شد چو تو           ابر گریان گشت چون من باغ خندان شد چو تو

شهیدی قمی 

بهار   مژدة   نو    داد    فكر    باده     كنید           ز عمر خویش در این فصل استفاده كنید 

ملك‌الشعرا بهار

آمد بهار  و   غنچه  گل   خنده  زد به شاخ           آن  غنچة  كه خنده نبیند دل من است

پژمان بختیاری

نوبهار آمد و چون عهد بتان توبه شكست            فصل گل دامن ساقی نتوان داد زدست

شهریار 

آمد  بهار   و   باد   صبا   مشكبار    گشت           نی‌نی بهشت آمد و نامش بهار گشت

سامان شیرازی

هوا   معتدل     بوستان     دلكش   است            هوای دل  دوستان  زان  خوش  است

نظامی 

روز  بهار  است  خیز   تا  به  تماشا  رویم            تكیه  بر  ایّام  نیست  تا دگر   آید بهار

سعدی

نوبهار  آمد و گل سر زده، چون  عارض یار            ای گل تازه،  مبارك  به تو این تازه بهار

رهی معیّری 

گر دل خلق  بود خوش كه بهار آمد  و  گل            نو  هار  منی  ای  لاله  رخ  گل  رخسار

رهی معیّری

بهترین فصل است بین فصلها فصل بهار             بلبلان خوشنوا در نغمه بر هر شاخسار

رمضانی ثابت



ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منبع :سایت لطایف و ظرایف ادبی استاد شربیانی

میلاد صارمی نایینی 




طبقه بندی: بهار در شعر پارسی، 
برچسب ها: شکوفه های بهار، خلیل صارمی نایینی « ناصر »، استاد نایینی، استاد ناصر، استاد نایینی بنیانگذار سبک تو آ در مناطق شزق اصفهان بزرگ دهه 60، عید نوروز، میلاد صارمی نایینی،  
[ چهارشنبه 1397/12/29 ] [ 12:41 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

 

خلیل صارمی نایینی (ناصر)

یا فاطمه الزهراء یا بنت محمد یا قرهعین الرسول 
یا سیدتنا ومولاتنا
إنا توجهنا واستشفعنا وتوسلنا بک إلی الله
وقدمناک بین یدی حاجاتنا 
یا وجیـهه عند الله اشفعی لنا عند الله

التماس دعا

مصحف حضرت زهرا سلام الله علیها 
در
 ادامه مطلب

میلاد صارمی نایینی


ادامه مطلب

طبقه بندی: شهادت زهرا سلام الله علیها، 
برچسب ها: استاد ناصر، خلیل صارمی نایینی (ناصر)، استاد نایینی، عشق در شعر پارسی، ostadnaser، http://bargesabz14.mihanblog.com/،  
[ شنبه 1397/10/29 ] [ 12:04 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

حاکم اسلامی به مثابه یک شهروند عادی

آورده‌اند که سلمان فارسی در شهری از شهرهای شام امیر بود و عادت و سیرت او در ایام امارت و موسم ولایت، هیچ تفاوتی نکرده بود، بلکه پیوسته گلیم پوشیدی و پیاده رفتی و اسباب خانه‌ خود را تکفّل کردی.

یک روز در میان بازار می‌رفت. مردی را دید که  یونجه خریده  و در راه نهاده و کسی را می‌طلبد تا او را به بیگاری بگیرد و آن یونجه را به خانه ببرد. 

ناگاه سلمان به آنجا رسید. مرد، وی را نشناخت و به بیگاری گرفت و آن باردر پشت او نهاد و سلمان هیچ امتناع نکرد . 

  آنان همچنان می‌رفتند تا این كه مردی در راه پیش آمد. (به سلمان) گفت: 

ای ایرانی! بار به کجا می‌بری؟ 

صاحب بارچون دانست که او، سلمان است، در پایش افتاد و دست او بوسیدن گرفت و گفت: 

  ای امیر! مرا حلال کن که تو را نشناختم و ندانستم. اکنون بار از سر مبارک بردار تا من خاک پای تو توتیای دیده سازم.

سلمان گفت: نه، چون قبول کرده‌ام که این بار به خانه‌ تو رسانم، مرا از عهده‌ عهد خود بیرون باید آمد. 

  پس سلمان آن بار را به خانه‌ آن مرد برسانید و گفت: 

  من عهد خود وفا کردم. اکنون تو عهد کن تا منبعد هیچ کس را به بیگاری نگیری.


                                           (جوامع الحکایات، ص 323)


بیایید ما هم با خود عهد کنیم که اگر روزی حاکم شدیم و

 باری نبردیم، حد اقل باری  بر دوش ضعیفان نگذاریم.

خلیل صارمی نایینی




طبقه بندی: داستان کوتاه 29، 
برچسب ها: استاد نایینی، ostadnaser، استاد ناصر، خلیل صارمی نایینی شاعرو نویسنده معاصر، استاد نایینی ببنیانگذار کونگ فو توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ،  
[ شنبه 1397/04/16 ] [ 12:00 قبل از ظهر ] [ خلیل صارمی نایینی ]

·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

Image result for ‫تصاویر متحرک خون‬‎

ای یوسف زهرا حسین

ای بر خلایـــــق برترین 
ای پرتو عــــــرش برین 
ای رشک جــبریل امین 
قرآن ناطــق،نفس دین 

                        ای یوسف زهـرا حسین 
                                                                                ای مرهم دل ها حسـین 
 
ای پرتو شـــبهای من
ای جنت الماءوای من
ای یوسف زهرای من 
ای سرور و آقــای من 
                
                        ای یوسف زهـرا حسین 
                                                                                  ای مرهم دل ها حسـین

روح من و ریحان من 
جان من و جانان من 
ای ناجی   ایمان من 
جانم فدایت جان من 
                                    
                         ای یوسف زهـرا حسین 
                                                                                  ای مرهم دل ها حسـین

نایینی (ناصر)

انّ الحُسین مصباح الهُدی و سفینة النجاة

Image result for ‫تصاویر متحرک خون‬‎

مثنوی 72بیت عاشورایی


شهید نینوا


امروز عالـم یكــسر اندر شــور و شــین است

از آســـمان عشـــق خــون می بارد امروز

روزی چــه روزی، سرخگـون از خون خورشید

***

هـــان ای زمین غمخانه سلطان دیـــن بـــاش

دیـــدی چـــه ها كردند با فرزند زهــرا (س)

از این همه ســنگین دلـــی اَلـلّهُ و اكـــــبر

در وادی" بــل هُم اَضـلّ" دور از شـــعورند

كـشتند فـــرزنـدان پــــاك مــصطفی را

دلــبند لــیلا را به خــاك و خون كشیدند

بــر فــرق نـــورانیِّ قاســـم تیغ رانـدند

عــــبّاس را آمـــاج تــــیر كـــینه كردند

جــرمش چــه؟وَالــلَّه بـردن مَشكی پر از آب

آنـــدم كه مُـــشتی آب جـــان تــشنگان بود

آن بـــا وفـــا را هر دو دست از تـــن فكندند

دیـــگر امـــیدش نا امـــیدی شد عــــلمدار

با سـر فـــرو افـــتاد و در خـون شد شناور

گـــفت ای علمدار خـــدا برخـــیز، برخـــیز

ای هـــر دو دست از تـــن جدا برخـیز ،برخیز

***

اینجا حـسین است و عــزیزان خفته در خاك

دیـــگر چــه جـانی مانــد و تابی پیكرش را

گـــفتا جـــوانان بـنی هـــاشــم كــجائید

وقـــتی كه دیگر اصـغرش را نیست تــابی

گـــوید من ای لشــكر اگر هـــستم گــنهكار

او را زِمـــن گـیرید و ســـیرابش نـــمائـید

خــوش چـــاره ای بر جــان بی تابش نمودند

***

هــــر لحظه آن روز داغــی بــود و دردی

دیگر حـــسین است و نه همراهی نه یــاری

بـــر جمع دونان تاخت آنــــدم هـمچو حیدر

از آن لعینان خــیل هابر خــــاك انــداخت

امــــا دگــر دســتان او را نـــیست جانی

كـردند جمعی قـــصد آن ســــلطان مظلوم

فـــریاد" هَلْ مِنْ ناصِرش" در دشـــت پــیچید

گــــفتا من ای لــشكر حـــسین ابن علیــم

این بـی گــناهان یـــادگاران رســولند

گــــر در مَـــرام و خــویتان از دین اثر نیست

امـــا تــو گویی كـَــر زمــادر زاده بودند

حــق را نمی دیـــدند زیـرا كــــور بودند

مـــصداق" صُـــمٌ  بـُكمْ" ایــن قـوم لعینند

در پــیش رو خـورشید را ایـــنان نـدیدند

دیـگر غــریب نـــینوا افـــتاده از پـــا

این خفته اندر خاك و خون جسم حسین است؟

این اســت آن نــوباوه زهــــرای اطــهر؟

جـــسم به خــــاك افتاده اش را ســر بریدند

اســب شـــقاوت بر تـــن پاكش دوانـــدند

در حـــیرتم از این هــمه درنـّــده خـویی

ای وای بــــر ما ،وای بــر ما،وای بــر مـا

***

ایــــنان مگر دردانـــه زهـرا نــبودنـــد

ناخــــوانده گر بــودند ایــنان اندر این دشت

این قــوم خود او را به سوی خویش خواندند

خواندند ســوی خـــــود امام و مـــقتدا را

از هــر چه گــــویی این لـعینان تیره رو تر

بـهر خــــوش آمد گوئــیش لشكر كشیدند

ای عاشـــقان فـــریاد ، وای از این مــصیبت

اكــنون كه انــــدر مـــاتم لــب تشنگانید

زان شــــه فــرو بـندم دگر این لحظه دم را

***

آتــش زدند از كــینه دل خـــیمه هـــا را

اهــل حـــــرم را طـــوق بر گردن فكندند

هـر جـا درنـــگی در مـیان راهشان بود

رخـــت اســیری كرد بر تــــن زیــنب زار

طــفلان معصومـــند و مـُـشتی داغــدیده

آل عــلی را خـارجی خـــواندند هــر جا

از حـال زیــنب زیـــن بـــلا اَلـلّهُ اعــلم

مــنزل به مــنزل با ســری بی تـن اسـیری

در این رســـالت قــاصـدی والاســت زینب

در بـــارگاه آن پـلیــد زشـــت كـــردار

در ذَمّ دونــان صــحبتی جــانانه كـــردند

امــا زســــوز ســـینه اش آگـاه كس نیست

او دیده هــفتاد و دو تــن در خــون تــپیده

داغ شــهید نـــینوا در ســینه اوســــت

بایــد كه با این كاروان هــــمراه بــودن

(ناصر ) تو هـــم در ماتـــم سلطان دین باش

شاید در آنجائـــیكه شـافی این شــــهانند




اَرض و ســـما در ماتـــم قــــتل حسین است

زخــمی عـظـیم و كـــهنه بر تـــن دارد امروز

خـورشــید بر بالای نـــی امـــروز تابیـد

***

چــــون آسـمان از این مصیبت شرمگین باش

با پــــاره جـــان و تن و دلبــند زهـــرا (س)

ایــنگونه از حــــق غافـــلی اَلــلّهُ اكـــبر

در عـــمق "كَالاَنـعام" ســرگردان و كـــورنـد

نــــور دو چــشمان عــــلیِ مرتــــضی را

شــبه پیــمبـر را چـــنین پیـــكر دریــدند

صد پــــاره جسمش كرده بر خاكش كــشاندند

ایــــنگو نه نــو آن كــینه دیــرینه كــردند

تا کـودكانی تـــشنه زان گـــردند ســــیراب

آبــی كه مَــهر مـــادر آن كـــودكان بــــود

مـَـشك پـــر آبش را به تــیری پاره كــردند

آبـــی نماند و تــشنه لـــب در خــیمه بسیار

انـــدر كـــنارش بـــا شــتاب آمد بــرادر

تركم مـــكن ای بــا وفـــا برخـــیز ،برخـیز

پشتــم شــكست از ایـــن بــلا برخـیز ،برخیز

***

یكجا فـــغانــــها از عــطش تا اوج افـــلاك

آنـــدم كه در خـــون دید جـــسم اكــبرش را

مـــن نـــاتوان از بــردن اویــم بـــیائــید

می گیرد او را روی دسـت از بـــهر آبــــی

جـُــرمش چه بـــاشد كوفیان این كــودك زار؟

رحمی به جــسم خُــرد و بی تابــش نـمائید

با تـــیر زهــر آلـوده ســیرابــش نــمودند

***

لَختی به ســوگی لــحظه ای دیــگر نــبردی

هـــر یاوری افتاده انــدر خـــون كــناری

گـــوئی عــلی شمشیر می زد بـــار دیــگر

از كشته هــاشان پشته ها در هر كجا ساخت

دیـــگر نــــماند از تشنگی او را تـــوانی

جــمعی به قـــصد خــیمه و طـفلان مــعصوم

كـــوه و زمــین و آســمان و عرش لـــرزید

امــروز انـــدر كـلّ عـالم مــن ولـــیّم

وَالـــلّه ایـــنان نــور چشمان بــتولند

از گــــوهر آزادگـی زیــــبنده تر چــیست؟

از ابـتدا با فــتنه و شــَــر زاده بــــودند

ره را نمــی جــستند زیـرا دور بـــــودند

الــحق" فـَــهُمْ لا یـَــعْقِلونـند" و پلــیدند

خــــورشید را این تـیره رویـــان سر بریدند

فریــاد و افـغان زین مصیبت وای بــر مـــا

این گشته از خون لاله گون جسم حسین است؟

این اســـت نــــور هر دو چــشمان پـیمبر؟

انگشت او از بـــــهر انگـشتر بـــریــدند

گــَــرد جـفا بر جـــسم صد چاكش فشاندند

این گــونه پــستی تا به این حـــدكینه جویی

چــونیم دیگر زیـن مـصیبت مانده برپـــا؟

***

یا یــــادگار كــــعبه و بــــطحا نـــبودند

انـــدر كـــجا بر مــیهمان اینگونه بگذشــت

خود نــــیز بـــین راه در خـــونش نــشاندند

آنــــگاه بشكستند هــر عـهد و وفــــا را

از وحــــشیان جـنگلی درّنـــده خــوتـــر

تــیغ جــــفا بر روی آن ســــرور كــشیدند

فــریاد ازایـــن بـــیداد ، وای از این مـصیبت

ســـیلاب خــون از دیــــده بر دامــن برانید

قـــدری بگـویم حالــــت اهــل حــرم را

***

كــردنــد نـــیكو خــــدمت آل عــبا را

ســیلی زدند و ظلــم بـــــی اندازه كـردند

در كـُــنج ویــران و خـرابی جایـــشان بود

ای دیـده چون دل اندر این غم خون فــرو بار

در این سـفر زیــنب چه تلــخی هـا چــشیده

آزارشــان دادند هــر جـــا گــاه و بــیگاه

در صــبر او بـــر دردهـا  اَلــلّهُ اعـــلم

هـــر جـــا بــیانی تـــند در اوج دلــیری

روشــــنگر اهـــداف عـاشــوراسـت زینب

او هــست وآن شــهزاده رنــجور و بــیمار

یكباره كـــاخ ظلـــمشان ویــرانه كــردند

هر ذرّه جـسم و جـــان زینب داغ و دردیست

او پــیكر عــبّاس را بــــی دســـت دیده

انــدوه دشــت كربــلا در سـینه اوســـت

ننگ اســت خواب و راحت و بی غــم غــنودن

از ایـن مــصیبت تا قـیامت دل غــــمین باش

بر آتـــش جـان تو هــم آبـــی فـشانند

التماس دعا

 (خلیل صارمی نایینی "ناصر")  دهم محرم الحرام 1428


ادامه مطلب

طبقه بندی: اشعار عاشورایی، 
برچسب ها: استاد نایینی، استاد ناصر، ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه، خلیل صارمی نایینی شاعر و نویسنده معاصر، استاد ناصر بنیانگذار سبک توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، شعر عاشورایی،  
[ یکشنبه 1397/07/15 ] [ 02:09 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

بسم الله الرّحمن الرّحیم




دهه ولایت بر همگان مبارک



انّما ولیُکم الله و رَسوله و الّذین آمنوا الّذین یُقیمون الصلوة و


 یُؤتون الزکوة و هُم راکعون (سوره مائده آیه 55) 



محراب مسجد کوفه 

برگ سبز

        در دلم نـــــــیست جــز ولای عـــــلی          جـــان جمـــــله جهـــــــان فدای عــــــلی

       خــُــــــرّم آنكــس كه اوفــــــتد یك دم            بـــــر ســــرش ســــایه هُمــای عـ ــــلی

        آفـــــــــــــتاب ولایــــــت عــــــــالـــم           پـــــــــرتو حُســــن لافـــــــتای عــــــــلی

        زادگـــــــاهش حــــــریم بـــیت اللـّـــه          شــــد بــــنا كــــعبه از بـــــــرای عـــــلی

        بـــه خـــداونـــد جــــز خــدا و رســول           ذرّه ای نـــــــیســت مـــــــاورای عـــلی

        آسـمان و زمـــــین و آنــچه در اوسـ          ت زنـــــده از نــــــام جـــانـــفزای عــــلی

        ذوالــــــفقارش حــــــقیقــت قـــــاطع           ســركشــان مـــانــده در غَــزای عـــــلی

        نـصرت دیــــن نـمی شـــدی مـــــقدور          جــــز به دســــت گــره گـــشای عـــــلی

       خُــــفت در بـــــستر پــــــسر عــــمّـش            مـرحــــبا ! جــــرات و وفــــای عـــــلی

        در غــــــدیر خُــــــم آن نــــبی امــــین           گــــــفت از جـــانـــب خـــــــدای عـــــلی

        هــــــر كـــه مــــولای او مــــنم بایــــد           بـعد از ایـــن جـــویـد او رضـای عــــلی

        گـــــــفت مــــن دانــــم و خــــدا دانـــد          قــدر و شــــأن و مـــقام و جــای عــــلی

        تـــا اَبــــد راه رســــــتگـاری جُــــست           هـــر كه شــــد یـــار و آشـــنای عـــــلی

        آنــكه شــــد جـــرعــه نــوش این درگه          زنـــــده مـــی گــــردد از بـــقای عــــلی

        هـــــر فـــرو بـــسته بــــاز مـی گــردد           بـا سـر انـــگشت عـــــقل و رای عــــلی

        خــــاك تــــیره به حــــرمت نـــامـــش            مـــی شـــــود زَر زِ كــــیـمیـای عـــــلی

        مـــستمــندان و بـــــینـوایــــان بــــــین           بـــــر در خــــــانـــه و ســـرای عـــــلی

        مــــی دهــــد خــــاتــــم ســلـــیمانی               خـــوش بـــه حـــال گــدا گــدای عـــــلی

        نَـه بــــشر را بُــــوَد نـــه جِـنّ و مــلك            جــود بـــــی مِـــــثل و انــــتهای عــــلی

        كــی فــــرو مـــانـده بــاز مــی گـــردد            بـــــی نـــصیـب از در عـــــطای عــــلی

        درد هــــر دردمـــــند بـــــی درمــــان             خوب مـــــی گــــــردد از دوای  عـــــلی

        كـــــــودكــــان یــــــــتیم می دانــــند               اُلــــفت بــی حــــــد و صـــــفای عـــــلی

        كـــوفه مــــی دانـــد و مـــدیــنه و چـاه            نالــه هــای عـــــلی ، دعـــــای عـــــلی

        در غــــــم فــــاطـــــمه خـــــدا دانـــــد              شـرح هــــجران و گــریه هــای عــــلی

        راز تـــــــــنهایــــی ولـــــــی الــــلّـــه              تـــــیره شــــب دانـــد و خــدای عــــــلی

        در دل شــب هـــــنوز پـــیچیـده ســـت             یـا رب و یـــــارب و صـــــدای عـــــــلی

        بـــــشنود گـــــوش هر حـقیقت جــوی             هـــر زمان بـــانگ حـق ز نــای عـــــلی

        دل چـ ـو پــــروانــــه پَر كــشد هـر دم              مـست و دیــــوانــــه در هــوای عـــــلی

        كــــاش بــــودم مــــقیم خــــاك نــجف               تــــربــــت پــــاك و دلــــربــای عـــــلی

        دســــت خـالــــی نــــمی روم بـــر در              جـــان فـــشانم بــــه خــاك پــای عـــــلی

        ای خوش آنــــدم كه مـی شـود روشـن              ظـلـــمت قــــــبر از ضـــــــیای عـــــلی

        «برگ ســــبزیـست تــحفه درویــــش»              شـــعر مــــن كـــــی بُوَد رَوای عــــلی

        جـــــمله ی خـــــلق عــــالــــم امـــــكان               قــاصــــر از وصـف ماجـــرای عـــــلی

        تـا نَــــفَس مـانــده در تَــنَـــــت «ناصر»               هر زمان ، دم زن از ثــــنای عـــلی 

      خلیل صارمی نایینی «ناصر»

التماس دعا.


میلاد صارمی نایینی




طبقه بندی: برگ سبز، 
برچسب ها: شیر خدا، مولود کعبه، عید غدیر، استاد نایینی، استاد ناصر، بنیانگذار سبک توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، خلیل صارمی نایینی،  
[ سه شنبه 1397/06/6 ] [ 12:05 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]


·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙


توجه                                              توجه



و باز هم افتخاری دیگر

کسب مقام پهلوانی اخلاق تیم اعزامی شهرستان نایین در مسابقات استان اصفهان ستودنیست
بدون شک این موفقیت نشان از تلاش مربیان متعهد و اخلاق مدار است  که در دو سال متوالی توانسته ایم شایسته ترین مقام استان را کسب کنیم.

یک مدال طلا ،یک نقره و یک برنز حاصل تلاش همراهان خوب شهرمان

درخشش فرزندان عزیزمان پوریا مرتضوی ،امیر حسین فیروز بخت و  سید محمد امین طبا طبایی را به خانواده این عزیزان ومربی تلاشگر  آنان جناب آقای بافرانی و همه همراهان خوبمان و جامعه کونگ فوی شهرستان نایین تبریک میگویم
و برای همگان آرزوی سرافرازی و موفقیت در تمام عرصه های زندگی را داریم

هیات کونگ فو و هنرهای رزمی شهرسان نایین





12مدال رنگارنگ حاصل تیم قدرتمند نایین د ر 
مسابقات استانی بهمن ماه 95 در
 نجف اباد اصفهان



*******

کسب پر افتخار کاپ اخلاق 
و 10 مدال پر افتخار در مسابقات استانی اصفهان 
مرداد ماه 95 در خمینی شهر 

تصاویر جدید ورزشی بر روی سایت قرار گرفت

همراه با تصاویری بی نظیر از شیر زنان نینجای ایران

وقهرمانان نایین در سال 94 و 95 

جهت دیدن آلبومها به صفحات جانبی بروید.

*****
افتتاحیه مسابقات قهرمانی استان سال 95 خمینی شهر اصفهان

شیر زنان نینجای ایران


پرواز اندیشه استاد نایینی دهه 60

مدیریت سایت آتش پنهان 

میلاد صارمی نایینی



طبقه بندی: اطلاعیه رزمی، 
برچسب ها: بنیانگذار ورزش باستانی و کشتی در منطقه جرقویه، خلیل صارمی نایینی (ناصر)، جانباز شیمیایی دفاع مقدس، شیر زنان نینجای ایران، استاد ناصر، استاد نایینی بنیانگذار کونگ فو توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، کونگ فو توآ ورزش اصیل ایرانی،  
[ جمعه 1396/06/31 ] [ 12:00 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]


·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

نتیجه تصویری برای تصاویرپرچم ایران




برای سربلندی میهن عزیزمان  همه دست در دست هم، 

با هر رای و عقیده ای در انتخابات  شرکت می کنیم

برنده نهایی  این همایش باشکوه، ایران سربلند من و توست


میلاد صارمی نایینی



طبقه بندی:
برچسب ها: بنیانگذار ورزش باستانی و کشتی در منطقه جرقویه، خلیل صارمی نایینی (ناصر)، جانباز شیمیایی دفاع مقدس، شیر زنان نینجای ایران، استاد ناصر، استاد نایینی بنیانگذار کونگ فو توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، کونگ فو توآ ورزش اصیل ایرانی،  
[ چهارشنبه 1396/02/27 ] [ 11:28 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

به نام خدا

برگ درختان سبز در نظر هوشیار
هرورقش دفتریست معرفت کردگار

فلسفه سیزده بدر و روز طبیعت 

سیزدهمین روز از هر ماهی در گاهنامه‌ی ایرانی تیر یا تیشتر نام دارد و روز سیزده ماه فروردین به جشن سیزده بد‌ر و روز طبیعت نام گذاری شده است.

جشن سیزده فروردین ماه روز بسیار مبارک و فرخنده است. ایرانیان چون در مورد این روز آگاهی کمتری دارند آن روز را نحس می دانند و برای بیرون کردن نحسی از خانه و کاشانهً خود کنار جویبارها و سبزه ها می روند و به شادی می پردازند. تا کنون هیچ دانشمندی ذکر نکرده که سیزده نوروز نحس است. بلکه قریب به اتفاق روز سیزده نوروز را بسیار مسعود و فرخنده دانسته اند.


نخست باید به این موضوع توجه داشت که در فرهنگ ایرانی، هیچ یک از روزهای سال «نحس» و «بدیمن» یا «شوم» شمرده نشده، بلکه چنانچه می دانیم هر یک از روزهای هفته و ماه نام هایی زیبا و در ارتباط با یکی از مظاهر طبیعت یا ایزدان و امشاسپندان داشته و دارند،(نگاه کنید به نام روزهای ماه) و روز سیزدهم هر ماه خورشیدی در گاهشماری ایرانی نیز «تیر روز» نام دارد که از آن ِستاره ی تیشتر، ستاره ی باران آور می باشد و نیاکان فرهیخته ی ما از روی خجستگی، این روز را برای نخستین جشن تیرگان سال، انتخاب کرده اند.


نام گذاری این روز:

در سیزدهمین روز از تیر ماه، آرش كمانگیر، پهلوان ایرانی با پرتاب تیر، مرز میان ایران و توران را جدا كرد و در پی آن اشتی مردمی را میان توران و ایران كه سال ها در جنگ بودند پایدار ساخت. به یادبود او ایرانیان جشن تیرگان را در ماه تیر برپا كردند و سیزدهمین روز از هر ماهی را تیر یا تیشتر نامیدند.


تِشتر یا تیر كیست؟

در میتخت‌های (اساطیر، Myths) ایرانی، تِشتر یا تیر ایزد بانوی بارندگی است كه در آسمان‌ها به ریخت اسپ سپیدی در رهروی است و هرگاه با دیوی به نام اَپوش بجنگد و برنده شود، سالی پر از سبزی و خرمی و باران در پیش است. از سویی گویند كه جمشید شاه پیشدادی هم هر سال در روز سیزده نوروز در دشت سبز و خرم چادر بر پا می کرده و بارهمگانی می داده که سپس به گونه‌ی آیین درمی آید و از همین روی ایرانیان روز سیزدهم فروردین كنار سبزه‌ها، چشمه سارها و جویبارها می‌روند و به ویژه زنان كه نماینده‌ی آناهیتا، ایزد بانوی آب هستند با نوازش سبزه‌ها و گره زدن آنان {داستان گره زدن سبزه در پایین آورده شده}، پشتیبانی خود را از ایزد بانوی باران نشان می‌دهند.



برگزاری آیین جشن سیزده بدر:

نیاكان ما پس از دوازده روز جشن که یاد آور دوازده ماه سال است، روز سیزدهم را پایان جشن بزرگ نوروز می دانستند. امروزه هم هنوز روز سیزدهم فروردین همانند شب پایانی چهارشنبه سال جایگاه ویژه‌ای دارد. اگر با چهارشنبه ‌سوری به پیشواز نوروز می ‌رویم، با جشن سیزده بدر همراه با شادی به پادرهه/بدرهه (بدرقه) آن می ‌رویم.



آنان از بامداد روز سیزده فروردین سفره نوروزی را بر می چیدند و سبزه ها را با خود بر می داشتند و به دشت، بیابان و کشتزارها می بردند و به آب روان می سپردند كه نشانه‌ی ‌پیشكشی دادن به ایزد بانوی آب ها است و با نیایش به درگاه اهورامزدا آرزوی بارش باران و سالی پر از فراوانی و شادی می كردند.


آنان در زمین تازه روییده و سرسبز و آکنده از انبوه گل و گیاهان بیابانی به شادی، ترانه سرایی، پایکوبی، بازی های گروهی، بادبادک پرانی، سوارکاری، هماورد جویی جوانان، آب پاشی و آب بازی می پرداختند و با گرد آوری سبزه از دشت و كوه به پختن آش و خوراکی های ویژه می پرداختند، که همه ریشه در فرهنگ زیبای ایرانی دارد و آن شاد کردن، خنداندن و آشتی و در پی آن فروریختن اندیشه های پلید و تیره است.


بخشی دیگر از آیین های زیبای سیزده بدر با سرنوشت در پیوند است، برای نمونه: شگون (فال) گوش ایستادن، شگون گیری و به ویژه شگون کوزه، گره زدن سبزی و گشودن آن، بخت گشایی که در سمركند (سمرقند) و بخارا رواج دارد ونمونه های پرشماردیگر...
hamazoor.ir



ابوریحان بیرونی در کتاب آثار الباقیه راجع به جشن تیرگان چنین میگوید :

هنگامی که افراسیاب پادشاه توران بر لشگر ایرانیان غلبه میکند ، منوچهر ( پادشاه ایران ) به جنگلهای مازندران پناه میبرد ، افراسیاب لشکر منوچهر را محاصره میکند و منوچهر به ناچار پیکی به نزد افراسیاب فرستاده و از او می خواهد که از کشور ایران به اندازه پرتاب یک تیر واگذارد و باقی را بگیرد ، افراسیاب با کمال میل این پیشنهاد را می پذیرد ، منوچهر فکر می کند که چه کسی را برای پرتاب تیر انتخاب کند تا اینکه یکی از فرشتگان خداوند به نام اسفندارمذ پیش منوچهر آمده و آرش را که مردی خدا پرست و دیندار بود و در یکی از غارهای کوه البرز مشغول عبادت بود نامزد اینکار می کند ، چنانکه در اوستا آمده است ، آرش را حاضر میکنند و منوچهر تیر و کمان را به او داده و می گوید تو باید به فرمان خداوند این تیر را پرتاب کنی و کشور ما را از چنگال اهریمن ( لشگر افراسیاب ) رها سازی ، آرش برهنه می شود و به بالای بلند ترین نقطه کوه رویان می رود و خطاب به مردم می گوید : ای مردم بدن من را ببینید که سالم است و در آن هیچ زخم و جراحتی وجود ندارد ، اما بدانید که هنگامی که من این تیر را رها کنم تکه تکه خواهم شد و خود را فدای شما خواهم کرد ، آرش کمان را می گیرد و با تمام نیرو آنرا می کشد بگونه ای که تمام رگهای بدنش بیرون می زنند و پاره پاره می شوند ، او تیر را رها می کند و خداوند به باد فرمان می دهد که تیرش را از کوه رویان بردارد و به شهر فرغانه ( شهری در خاور افغانستان کنونی که فاصله آن تا جای پرتاب تیر هزار فرسنگ بود ) ببرد ، تیر پس از چند روز حرکت در این شهر به درخت گردوئی برخورد می کند و این درخت گردو مرز بین ایران و توران می شود ، افراسیاب ناگزیر لشکر خود را از ایران بیرون می برد و ایرانیان آزاد میشوند .

این قضیه در روز سیزدهم تیر اتفاق افتاده بود و مردم این روز را جشن گرفتند و طی مراسمی آلات طبخ و تنورهای خود را ( که نشانه ای از دوران اسارت بود) شکستند و دیگی بزرگ فراهم کردند و هر کس هر چه که در خانه داشت از سبزی و نخود و حبوبات تا گوشت را در آن ریختند و آشی پختند و آنرا بین همه بخش کردند .

این جشن تا پیش از ظهور اسلام و حتی مدتی پس از آن در کشور ما بر پا می شد و طرفداران زیادی داشت ، اما پس از ظهور اسلام این جشن نیز به همراه دیگر آئین های زرتشتی منسوخ گردید و امروزه تنها در بین اقلیت زرتشتیان کشورمان این آئین برپا می شود .

سرچشمه ها :

1 _ آثار الباقیه ، ابوریحان بیرونی ، به کوشش اکبر دانا سرشت

2 – هنر ایران در دوران پارت و ساسانی ، گیریشمن ، برگردان بهرام فره وشی

3 – تاریخ ماد ، دیاکونوف ، برگردان کریم کشاورز


میلاد صارمی نایینی  




طبقه بندی: سیزده بدر، 
برچسب ها: روزطبیعت، سیزده بدر، خلیل صارمی نایینی « ناصر »، استاد نایینی، استاد ناصر، استاد نایینی بنیانگذار سبک تو آ در مناطق شزق اصفهان بزرگ دهه 60، میلاد صارمی نایینی،  
[ دوشنبه 1398/01/12 ] [ 10:50 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

بسم رب النور


ولادت حضرت زهرا,تولد حضرت زهرا,میلاد حضرت زهرا

ولادت حبیبه خدا زهرای مرضیه سلام الله علیها 

و 

روز مادر بر همگان مبارک باد

عن اللّه تبارك و تعالی :
 یا أحمد، لولاك لما خلقتُ الافلاك و لولا علیٌ لما خلقتُك و لو لا فاطمه لما خلقتكما؛(۱)
 أی احمد، اگر تو نبودی ، افلاك را خلق نمی كردم ، 
و اگر علی نبود، تورا خلق نمی كردم
 و اگر فاطمه نبود، شما را خلق نمی كردم " 
.... 
فاطمه سلام الله علیها 

چشمه ی نور ازلی آمده 
مرحمت لم یزلی آمده 
هلهله در كون و مكان در گرفت 
نور جلی ، كفو علی آمده 
...... 
باعث خلقت به زمین پا نهاد 
تاج شرف بر سر دنیا نهاد 
خا لق بخشنده ی مهرآفرین 
نام نكوییش چو زهرا نها د 
..... 
فاطمه ای ام ابیهای من 
یار علی، سرور و مولای من 
ای به جهان داده حسین و حسن 
جان منی ، عشق و تولای من 
.... 
لوح و قلم بسته ی فرمان تو 
مُلك و مَلَك ذره ی احسان تو 
عرش زتو فرش زتو فاطمه 
جلوه ی حق، جان من و جان تو 
.... 
معنی لولاك تویی فاطمه 
سرور افلاك تویی فاطمه 
ای نفس و جان همه كائنات 
ادری و ادراك تویی فاطمه 

التماس دعا: 
خلیل صارمی نایینی (ناصر) 
بدون ویرایش 
1393/01/31

حبیبه خدا

منم كه عصمت اللّه و، به ساق عرش زیورم

حبیبه خدامنم ، حباب نور داورم

رضاى من رضاى او، ولاى من ولاى او

كه من ولیة اللّه و، زهر بدى مطهرم

على است نفس احمد و حقیقت محمدى

منم كه بضعة النبى و، با على برابرم

به تخت اقتدارشان ، نشسته ام كنارشان

به تاج افتخارشان ، یگانه است گوهرم

بجز محمد و على ، كه نور ما بود یكى

ز انبیاء و اولیاء، خدا نموده برترم

نبى چو گفت بر ملا: اگر نبود مرتضى

ز اولین و آخرین ، هر كسى نبود همسرم

على ، شهاب ثاقب و منم فروغ زُهر وى

با اوج عصمت و حیا، به هر زمان منورم

نهال عشق ایزدى ، بهار حسن سرمدى

شكوفه محمدى ، عطاى رب و كوثرم

حسین با حسن مرا، دو گوشوار زینتند

على است طوق گردنم ، محمد است افسرم

محمد و على و من ، چو اصل و ام خلقتیم

منم كه باب خویش را، درین مقام مادرم

فدك چه جلوه اى كند، به پیشگاه دولتم

كه مالكیت جنان ، به كف بود چو حیدرم

علیه غاصب فدك ، از آن قیام كرده ام

كه راه پر جهاد حق ، نشان دهم به دخترم

(حسان ) بود مودت رسول و آل مصطفى

امید برزخ من و، پناه روز محشرم
شعر از: حبیب الله چایچیان (حسان)


Image result for ‫مادر‬‎

مادر

ای مادر مهربان و غمخوار

همواره تو را خدا نگهدار

تو گوهر بی بدیل عشقی

در قلب تو مهر ماست بسیار

عمری تو برای حفظ فرزند

بیدار نشسته ای  شب تار

من خفته به دامن تو مادر

تو گرم عطوفتی و بیدار

هر ذره وجود توست ایثار

من خود چه شدم؟ زتوست تیمار

قدر تو چگونه من ندانم ؟

تو جان منی چو گل به گلزار

پروانه شوم به گــِـرد شمعت

تو نقطه ،منم چو خطّ پرگار

زیر قدمت بهشت جاوید

زین بیش بُود تو را سزاوار

جان در تن( ناصری) تو مادر

یارب دل و جان ما نگهدار

شعر از خلیل صارمی نایینی (ناصر)

25/2/1364

 

میلاد صارمی نایینی






طبقه بندی: ولادت زهرای اطهر سلام الله علیها، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی (ناصر)، استاد نایینی، عشق در شعر پارسی، استاد ناصر، ولادت زهرا سلام الله علیها و روز مادر، مادر،  
[ پنجشنبه 1397/12/9 ] [ 02:19 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 6 ::      1   2   3   4   5   6  

درباره وبلاگ

کس چه داند زآتش پنهان من
آه از ســـوز درون جـــان مـــن
***
کربلای جبـــهه ها یادش به خیر
شور و غوغای دعا یادش به خیر

***
سپاس از همه عزیزان بازدید کننده سایت
سلامت و شادکامی شما ارزوی قلبی ماست

پس از بهره مندی از سایت آن را به دوستان خود معرفی نمائید.

***
توجه * توجه

آلبومها ی تصاویر استاد نایینی و کلیپ ها در صفحات جانبی قرار دارند

*****
استفاده از کلیه مطالب سایت با ذکر منبع بلا مانع میباشد.
هرگونه سوء استفاده و یا نشر ناقص مطالب و نظرات به منظور بهره برداری غیر اصولی پیگرد قانونی دارد

*#*#*
عزیزان بازدید کننده در صورت بروز هر گونه مشکل در ورود به سایت با آدرس :

http://ostadnaser.ir/

از آدرس :
http://bargesabz14.mihanblog.com/

استفاده نمایید.

با سپاس فراوان
مدیر سایت آتش پنهان
میلاد صارمی نایینی
موضوعات
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

تماس با ما
فروش بک لینک طراحی سایت