قالب وبلاگ


آتش پنهان
آثار و اندیشه های خلیل صارمی نایینی (ناصر) شاعر و نویسنده معاصر ،جانباز شیمیایی ، استاد هنرهای رزمی ، روان درمانگر و مدرس ادبیات 
نظر سنجی
نظر شما؟







به نام خدا

السلام علیک  یا حسن بن علی العسکری

ولادت با سعادت امام حسن عسکری علیه السلام بر شما مبارک باد


ترجیع بند شیعه می نازد به نام عسكری

عاشقا، مستانگى از سر بگیر

ساقى از ره می‏رسد ساغر بگیر

مرغ دل را از قفس آزاد كن

با پرستوهاى عاشق پر بگیر

پر بزن تا كوىِ یارِ مَه لقا

جا به بامِ خانه دلبر بگیر

گرچو من بشكسته بالى غم مخور

با ولاى یار بال و پر بگیر

جشن میلاد امام عسگرى

آمده عیدى ز پیغمبر بگیر

هر چه میخواهد دلت از یُمن او

از یَدِ پر قدرت حیدر بگیر

طالب عفوى اگر با یا حسن

دامن محبوبه داور بگیر

شیعه می نازد به نام عسگرى

یا اباالمهدى امام عسگرى

 

كیست او بر شیعیان مولاستى

كیست او نور دل طاهاستى

كیست او ابن الرضا، بابُ الهدى

پور حیدر زاده زهراستى

كیست او كز مقدمش هفت آسمان

غرق زینب باشد و غوغاستى

كیست او اندر رهش پیغمبران

دست بر سینه همه برپاستى

كیست او سرمایه هستى حق

یاسِ بى مثل جهان آراستى

كیست او عشق خداى سرمدى

عاشقى را بهترین معناستى

او امام عسگرى باشد كه بر

خستگان عشق مولاناستى

شیعه می ‏نازد به نام عسگرى

یا اباالمهدى امام عسگرى

 

اى تجلى خدا سیماى تو

جلوه حق چهره زیباى تو

پرچم شیعه به دوشت استوار

اعتدالش از قد رعناى تو

كى شود اى جرعه بخش عاشقان

ساغرى مِى نوشم از صهباى تو

اى دَهُم فرزند دلبند على

كى شود بوسه زنم بر پاى تو

جانثار مكتب پاك توایم

در شب میلاد پر غوغاى تو

سامرا امشب ندارد زائرى

اى فدایت عاشق شیداى تو

میهمان بزم میلاد توایم

تا بیاد مهدى تنهاى تو

شیعه می ‏نازد به نام عسگرى

یا اباالمهدى امام عسگرى

 

حمد و تسبیح تو را قرآن كند

فخر بر تو حضرت سبحان كند

نورِ پاكت دیده را روشن كند

ظرف دلها را پر از ایمان كند

دردهاى بى شمار شیعه را

عشق پاكت دلبرا درمان كند

یاد تو اى رهبر تحت نظر

مشكلات شیعه را آسان كند

اقتدارت همچنان پاینده است

گر عدو خانه به تو زندان كند

عشق تو خورشید سازد ذره را

هر دل شوریده را سلمان كند

شد دعاى بزم میلادت شها

مهدیت ما را به خود مهمان كند

شیعه می ‏نازد به نام عسگرى

یا اباالمهدى امام عسگرى

اى به دوشَت پرچم عِز و شَرَف

اى شده بر غربت دوران هدف

پورِ جود و سبط زهد و نجلِ حق

سائلان گِردِ حریمت صف به صف

مادرت بانوىِ یثرب فاطمه

بابِ تو شیرِ خدا شاهِ نجف

سلبِ آزادى شد اَز تو تا شود

سدِّ راهِ مهدى آن نورِ خَلَف

حرمتت را زیرِ پا بگذاشتند

قدر تو نشناختند اى وا اَسَف

حقْ مُقَدَّر كرد تا فرزند تو

باز هم احیا كند عدل و شرف

بى نیاز از خلق عالم مى‏شود

هر كه آرد ذرّه‏اى عشقت به كف

شیعه می نازد به نام عسگرى

یا اباالمهدى امام عسگرى

 

عاشقان دارد صفایى سامرا

بارگاه جانفزایى سامرا

كعبه دلهاى عاشق سامرا

قبله جانهاى مایى سامرا

هم نجف هم مشهدى و هم بقیع

كاظمینى، كربلایى سامرا

زائر هر روز تو مهدى بُوَد

با نوایش آشنایى سامرا

سوى خود هر عاشقى را می ‏كشى

با كمال دلربایى سامرا

كاش من در خون خود غلطان شَوَم

تا بگیرم در تو جایى سامرا

عاشقى آواره‏ام من آمدم

كُنج تو گیرم سرایى سامرا

شیعه می ‏نازد به نام عسگرى

یا اباالمهدى امام عسگرى

                                                                                          شاعر:  سید محمد میر هاشمی


میلاد صارمی نایینی




طبقه بندی: ولادت امام حسن عسکری علیه السلام، 
برچسب ها: استاد ناصر، ولادت امام حسن عسکری، استاد نایینی بنیانگذار کونگ فو تو آد در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، بنیانگذار ورزش باستانی و کشتی در منطقه جرقویه، خلیل صارمی نایینی (ناصر)، شاعر و نویسنده معاصر، استاد نایینی کونگ فو تو آ،  
[ دوشنبه 1399/09/3 ] [ 09:02 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

ربیــــع آمد ربیـــــــع آمد ربیـــــــع بس بدیع آمد

شقایق‌ها و ریحـــــان‌ها و لاله خوش عذار آمد

صفا آمد صفا آمد که سنگ و ریگ روشن شد

شـــــــفا آمد شــــفا آمد شـــفای هر نزار آمد

حبیـــب آمد حبـــــیـب آمد به دلداری مشتاقان

طبــــیب آمد طبــــیب آمد طبـــیب هوشیار آمد

ســـماع آمد ســـماع آمد ســماع بی‌صداع آمد

وصـــــال آمد وصـــــال آمد وصـــــــال پایدار آمد

کسی آمد کسی آمد که ناکس زو کسی گردد

مهــــی آمد مهــــی آمد که دفـــع هر غبار آمد

دلـــــی آمد دلـــــی آمد که دل‌ها را بخــــــنداند

میـــی آمد میــــی آمد که دفـــــع هر خمار آمد

کفـــــی آمـــد کفـــــی آمــد که دریا در از او یابد

شهـــی آمد شهـــــی آمد که جــان هر دیار آمد


مولوی

ماه فرو ماند از جمال محمد(ص)

اللهُمّ صَل عَلی مُحمّد وَ آل مُحمّد

ولادت با سعادت خاتم الانبیا محمد مصطفی (ص) و ششمین اختر تابناک آسمان ولایت و امامت

حضرت امام صادق علیه السلام بر تمامی مسلمین مبارک

ماه فرو ماند از جمال محمد(ص)
سرو نباشد به اعتدال محمد(ص)
قدر فلک را کمال و منزلتی نیست
در نظر قدر با کمال محمد(ص)
وعده دیدار هر کسی به قیامت
لیلهٔ الاسری شب وصال محمد(ص)
آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی
آمده مجموع در ظلال محمد(ص)
عرصه گیتی مجال همت او نیست
روز قیامت نگر مجال محمد(ص)
و آن همه پیرایه بسته جنت فردوس
بو که قبولش کند بلال محمد(ص)
هم چو زمین خواهد آسمان که بیفتد
تا بدهد بوسه بر نعال محمد(ص)
شمس و قمر در زمین حشر نتابد
نور نتابد مگر جمال محمد(ص)
شاید اگر آفتاب و ماه نتابد
پیش دو ابروی چون هلال محمد(ص)
چشم مرا تا به خواب دید جمالش
خواب نمی گیرد از خیال محمد(ص)
سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی
عشق محمد بس است و آل محمد(ص)

سعدی


ادامه مطلب

طبقه بندی: ولادت خاتم النبین و امام صادق علیهما السلام، 
برچسب ها: ولادت خاتم الانبیاء، ولادت امام صادق علیه السلام، خلیل صارمی نایینی (ناصر) شاعر و نویسنده معاصر، استاد ناصر، ostadnaser، بنیانگذار ورزشهای رزمی در شرق اصفهان بزرگ، استاد نایینی،  
[ دوشنبه 1399/08/12 ] [ 10:50 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙


بخشندگی کوروش کبیر 

روزی که کوروش وارد شهر صور شد یکی از برجسته ترین کمانداران سرزمین فینیقیه (که صور از شهرهای آن بود) تصمیم گرفت که کوروش را به قتل برساند. آن مرد به اسم "ارتب" خوانده می شد و برادرش در یکی از جنگ ها به دست سربازان کوروش به قتل رسیده بود. کوروش در آن روز به طور رسمی وارد صور شده بود و پیشاپیش او، به رسم آن زمان ارابه آفتاب را به حرکت در می آوردند و ارابه آفتاب حامل شکل خورشید بود و شانزده اسب سفید رنگ که چهار به چهار به ارابه بسته بودند آن را می کشید و مردم از تماشای زینت اسب ها سیر نمی شدند ...
Image result for ‫تصویر کوروش‬‎

هیچ کس سوار ارابه آفتاب نمی شد و حتی خود کوروش هم قدم در ارابه نمی گذاشت و بعد از ارابه آفتاب کوروش سوار بر اسب می آمد. از آنجا که پادشاه ایران ریش بلند داشت و در اعیاد و روزهای مراسم رسمی، موی ریش و سرش را مجعد می کردند و با جواهر می آراستند. کوروش به طوری که افلاطون و هرودوت و گزنفون و دیگران نوشته اند علاقه به تجمل نداشت و در زندگی خصوصی از تجمل پرهیز می کرد، ولی می دانست که در تشریفات رسمی باید تجمل داشته باشد تا اینکه آن دسته از مردم که دارای قوه فهم زیاد نیستند تحت تاثیر تجمل وی قرار بگیرند. در آن روز کوروش، از جواهر می درخشید و اسبش هم روپوش مرصع داشت و به سوی معبد "بعل" خدای بزرگ صور می رفت و رسم کوروش این بود که هر زمان به طور رسمی وارد یکی از شهرهای امپراطوری ایران(که سکنه آن بت پرست بودند) می گردید، اول به معبد خدای بزرگ آن شهر می رفت تا اینکه سکنه محلی بدانند که وی کیش و آیین آنها را محترم می شمارد.

در حالی که کوروش سوار بر اسب به سوی معبد می رفت، "ارتب" تیرانداز برجسته فینیقی وسط شاخه های انبوه یک درخت انتظار نزدیک شدن کوروش را می کشید!

در صور، مردم می دانستند که تیر ارتب خطا نمی کند و نیروی مچ و بازوی او هنگام کشیدن زه کمان به قدری زیاد است که وقتی تیر رها شد از فاصله نزدیک، تا انتهای پیکان در بدن فرو می رود. در آن روز ارتب یک تیر سه شعبه را که دارای سه پیکان بود بر کمان نهاده انتظار نزدیک شدن موسس سلسله هخامنشی را می کشید و همین که کوروش نزدیک گردید، گلوی او را هدف ساخت و زه کمان را بعد از کشیدن رها کرد. صدای رها شدن زه، به گوش همه رسید و تمام سرها متوجه درختی شد که ارتب روی یکی از شاخه های آن نشسته بود. در همان لحظه که صدای رها شدن تیر در فضا پیچید، اسب کوروش سر سم رفت. اگر اسب در همان لحظه سر سم نمی رفت تیر سه شعبه به گلوی کوروش اصابت می کرد و او را به قتل می رسانید. کوروش بر اثر سر سم رفتن اسب پیاده شد و افراد گارد جاوید که عقب او بودند وی را احاطه کردند و سینه های خویش را سپر نمودند که مبادا تیر دیگر به سویش پرتاب شود، چون بر اثر شنیدن صدای زه و سفیر عبور تیر، فهمیدند که نسبت به کوروش سوءقصد شده است و بعد از این که وی را سالم دیدند خوشوقت گردیدند، زیرا تصور می نمودند که کوروش به علت آنکه تیر خورده به زمین افتاده است.

در حالی که عده ای از افراد گارد جاوید کوروش را احاطه کردند، عده ای دیگر از آنها درخت را احاطه کردند و ارتب را از آن فرود آوردند و دست هایش را بستند...

کوروش بعد از اینکه از اسم و رسم سوءقصد کننده مطلع گردید گفت که او را نگاه دارند تا اینکه بعد مجازاتش را تعیین نماید و اسب خود را که سبب نجاتش از مرگ شده بود مورد نوازش قرار داد و سوار شد و راه معبد را پبش گرفت و در آن معبد که عمارتی عظیم و دارای هفت طبقه بود مقابل مجسمه بعل به احترام ایستاد. کوروش بعد از مراجعت از معبد، امر کرد که ارتب را نزد او بیاورند و از وی پرسید برای چه به طرف من تیر انداختی و می خواستی مرا به قتل برسانی؟

  

ارتب جواب داد ای پادشاه چون سربازان تو برادر مرا کشتند من می خواستم انتقام خون برادرم را بگیرم و یقین داشتم که تو را خواهم کشت، زیرا تیر من خطا نمی کند و من یک تیر سه شعبه را به سوی تو رها کردم، ولی همین که تیر من از کمان جدا شد، اسب تو به رو درآمد و اینک می دانم که تو مورد حمایت خدای بعل و سایر خدایان هستی و اگر می دانستم تو از طرف بعل و خدایان دیگر مورد حمایت قرار گرفته ای نسبت به تو سوءقصد نمی کردم و به طرف تو تیر پرتاب نمی نمودم!


کوروش گفت در قانون نوشته شده که اگر کسی سوءقصد کند و سوءقصد کننده به مقصود نرسد دستی که با آن می خواسته سوءقصد نماید باید مقطوع گردداما من فکر می کنم که هنگامی که به طرف من تیر انداختی با هر دو دست مبادرت به سوءقصد کردی و با یک دست کمان را نگاه داشتی و با دست دیگر زه را کشیدی. ارتب گفت همین طور است. کوروش گفت هر دو دست در سوءقصد گناهکار است و من اگر بخواهم تو را مجازات نمایم باید دستور بدهم که دو دستت را قطع نمایند ولی اگر دو دستت قطع شود دیگر نخواهی توانست نان خود را تحصیل نمایی، این است که من از مجازات تو صرفنظر می کنم.

ارتب که نمی توانست باور کند پادشاه ایران از مجازاتش گذشته، گفت ای پادشاه آیا مرا به قتل نخواهی رساند؟ کوروش گفت : نه. ارتب گفت ای پادشاه آیا تو دست های مرا نخواهی برید؟ کوروش گفت: نه. ارتب گفت من شنیده بودم که تو هیچ جنایت را بدون مجازات نمی گذاری و اگر یکی از اتباع تو را به قتل برسانند، به طور حتم قاتل را خواهی کشت و اگر او را مجروح نمایند ضارب را به قصاص خواهی رسانید. کوروش گفت همین طور است. ارتب پرسید پس چرا از مجازات من صرفنظر کرده ای در صورتی که من می خواستم خودت را به قتل برسانم؟ پادشاه ایران گفتبرای اینکه من می توانم از حق خود صرفنظر کنم، ولی نمی توانم از حق یکی از اتباع خود صرفنظر نمایم چون در آن صورت مردی ستمگر خواهم شد.

ارتب گفت به راستی که بزرگی و پادشاهی به تو برازنده است و من از امروز به بعد آرزویی ندارم جز این که به تو خدمت کنم و بتوانم به وسیله خدمات خود واقعه امروز را جبران نمایم. کوروش گفت من می گویم تو را وارد خدمت کنند.

از آن روز به بعد ارتب در سفر و حضر پیوسته با کوروش بود و می خواست که فرصتی به دست آورد و جان خود را در راه کوروش فدا نماید ولی آن را به دست نمی آورد. در آخرین جنگ کوروش که جنگ او با قبایل مسقند بود نیز ارتب حضور داشت و کنار کوروش می جنگید و بعد از آنکه موسس سلسله هخامنشی(کوروش بزرگ) به قتل رسید، ارتب بود که با ابراز شهامت زیاد جسد کوروش را از میدان جنگ بدر برد و اگر دلیری او به کار نمی افتاد شاید جسد موسس سلسله هخامنشی از مسقند خارج نمی شد و آنها نسبت به آن جسد بی احترامی می کردند، ولی ارتب جسد را از میدان جنگ بدر برد و با جنازه کوروش به پاسارگاد رفت و روزی که جسد کوروش در قبرستان گذاشته شد، کنار قبر با کارد از بالای سینه تا زیر شکم خود را شکافت و افتاد و قبل از اینکه جان بسپارد گفت : بعد از کوروش زندگی برای من ارزش ندارد. 

کوروش بزرگ یا کوروش کبیر(۵۷۶-۵۲۹ پیش از میلاد)، نخستین پادشاه و بنیان‌گذار دودمان هخامنشی است. شاه پارسی پادشاهی انسان دوست بود و از صفات و خدمات او بخشندگی‌، بنیان گذاری حقوق بشر، پایه‌گذاری نخستین امپراتوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن برده‌ها و بندیان، احترام به دین‌ها و کیش‌های گوناگون، گسترش تمدن و... شناخته شده‌ است.


Image result for ‫تصویر کوروش‬‎

ادامه مطلب را ازدست ندهید

خلیل صارمی نایینی «ناصر»


ادامه مطلب

طبقه بندی: کورش بزرگ، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی، شاعرو نویسنده معاصر، استاد نایینی، استاد ناصر، بنیانگذار سبک توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، داستان کوتاه، کورش کبیر،  
[ چهارشنبه 1399/08/7 ] [ 09:15 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]


نتیجه تصویری برای شهادت امام حسن عسکری
˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙
السّلام علیك یا حُجه الله 
˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

آغاز امامت امام عصر عج الله تعالی فرجه الشریف 

بر شیقتگان و منتظران حضرتش مبارک باد 


دوغزل تقدیم به ساحت مقدس قطب عالم امکان ، امید هستی

 و

 باعت بقای کائنات ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف 

   شوق وصال 

گوشه عـزلت و اندوه دل و تنهایی ***** آتش عـشق تو و سوختن و شیدایی 

مـن ِدلـــداده کـجا تــاب تحـــمل دارم ***** کاش مـی بود کنـون بهرگریزم پایی 

غـم هجران تو و ظلمت شـــبهای دراز ***** ای صنم چشم براهم که مگر باز آیـــی 

دل سرگشته و دیــــوانه شد از دست دگـر *****کو مسیحا نفسی،صحبت روشـن رایی 

سر هــرکـوچه و برزن به تکاپـوی توام ***** آه از هجر تو و عشق من و رسوایی 

شهره خلق شــدم « تشت من از بام افتاد» ***** بر زبانهاست دگر قصه من هر جایی 

اگر از عشق تو سـر بر سر هر دار نهم ***** ذره ای نیست هراسم زکس و پروایی 

«ناصراز شوق وصال تو سروده ست چنین ***** غزلی ناب،همه سـوز، بدیـن شـیوایی 

خلیل صارمی نایینی «ناصر»

   خیال وصال 

زحال زار من ای نازنـین چه میـــدانی ***** چه شرح گـــویمت از قــصه پریشانی 

من از تو دل نبرید م اگر چـه خا موشم ***** ا لی الابد شده ام من ا سیر و زنـدانی 

اسیر نرگس مستی عظیم عـا شق کش ***** خمار لعل لبی هـمچو آب حیـوانی 

ندانم ای گل گـلزار حسن میدانی ؟ ***** زحـال بلبل شیدا و شــــرح حـیرانی 

به گرد کعبه عشق تـوا م چـــو پروانه ***** تو در منای خیـــا لت به فــکر قربانی 

نه در خیال وصـا لم بدین تهیـــد ستی ***** نه لایقم که بخـوانی مـرا به مهمانی 

به یک کرشمه چشمت دلم شود خرسند ***** اگر چه دور زچشــمم کنی تو پـنهانی 

دل از خیــــال تو یـکدم تهی نمیگردد ***** تویی که جان منی گر چه رو بگـردانی 

به حق عشق قسم ای ا میر کشور دل *****بیا که ( ناصر ) شوریده را مرنـجانی 

خلیل صارمی نایینی «ناصر» 
 التماس دعا



طبقه بندی: آغاز امامت ولی عصر، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی، استاد نایینی، استاد ناصر، بنیانگذار سبک توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، شاعر و نویسنده معاصر، ostadnaser، یا مهدی ادرکنی،  
[ یکشنبه 1399/08/4 ] [ 01:47 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

دزدیدن جوانمردی

Image result for ‫تصاویر قدیمی اسب سواری‬‎

اسب سواری ، مرد چلاقی را سر راه خود دید که از او کمک می خواست
مرد سوار دلش به حال او سوخت از اسب پیاده شد و او را از جا بلند کرد
و روی اسب گذاشت تا او را به مقصد برساند
مرد چلاق وقتی بر اسب سوار شد ، دهنه ی اسب را کشید و گفت : …
اسب را بردم ، و با اسب گریخت!
اما پیش از آنکه دور شود صاحب اسب داد زد : تو  تنها اسب را نبردی ، جوانمردی را هم بردی!
اسب مال تو ؛ اما گوش کن ببین چه می گویم:
مرد چلاق اسب را نگه داشت و گفت بگو می شنوم.
مرد سوار گفت : هرگز به هیچ کس نگو چگونه اسب را به دست آوردی .
چلاق پرسید برای چه؟
صاحب اسب گفت :
زیرا می ترسم که دیگر « هیچ سواری » به پیاده ای رحم نکند!

برای هیچکس تعریف نکن 
چون میترسم دیگر اثری از جوانمردی در دنیا باقی نماند.

*****



در این وانفسای حهان امروزی که هر کس بر اسب دیگری سوار شده و می تازد،

 اثری از جوانمردی می بینید؟؟؟


خلیل صارمی نایینی «ناصر»



طبقه بندی: داستان کوتاه 28، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی (ناصر)، استاد نایینی، ostadnaser، استاد ناصر، ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، استاد نایینی بنیانگذار کونگ فو توآ در مناظق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، میلاد صارمی نایینی،  
[ چهارشنبه 1399/07/30 ] [ 09:23 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

آپلود عکس


خسرو آواز ایران دارفانی را وداع گفت

استاد محمد رضا شجریان پس از تحمل دوره طولانی بیماری، عصر امروز (۱۷ مهر) در بیمارستان جم تهران درگذشت.

محمدرضا شجریان متولد تاریخ ۱ مهر ۱۳۱۹ در مشهد، موسیقی‌دان، آهنگ‌ساز، خواننده و خوشنویس و نامزد ۲ جایزه گرمی است. سایت انجمن آسیا وی را پرآوازه‌ترین هنرمند موسیقی اصیل ایرانی، روزنامه ونکوورسان او را یکی از مهم‌ترین هنرمندان موسیقی جهان و همچنین رادیوی عمومی ملی (NPR) در سال ۲۰۱۰ وی را یکی از ۵۰ صدای برتر جهان معرفی کرده‌ بود.

15 آذر سال 1346 برای اولین بار صدای محمدرضا شجریان از رادیو ایران بخش شد. این اجرا در تابستان قبل ضبط شده بود و شجریان در آن سالها به دلیل مخالفت پدر با آواز خوانی پسرش در رادیو، با نام «سیاوش بیدگانی» می خواند.

فضای رادیو در آن سالها مطلوب هنرمندان نبود .
با این حال مرحوم "داوود پیرنیای نایینی" که یکی از بهترین برنامه های موسیقی رادیو را اداره می کرد  از خواننده جوان دعوت کرده بود تا در رادیو ایران بخواند و شجریان اولین آواز خود را با سنتور مرحوم رضا ورزنده در رادیو ضبط کرد. 

استاد شجریان نزدیک به 300 برنامه در رادیو ضبط کرد و سر انجام در اعتراض به کشتار مردم در میدان ژاله در سال 1357 از رادیو استعفا کرد.

ایشان نقل می‌کند که وقتی برای همکاری با رادیو آزمون داد او را رد کردند 
سپس در راهرو با حسین بدیع‌زاده روبه‌رو می‌شود و بدیع‌زاده ماجرا را می‌فهمد و‌‌ همان جا از تجویدی (مرحوم علی ‌تجویدی، آهنگساز و نوازنده ویلن و از اعضای هیات انتخاب) می‌پرسد که چرا ایشان را رد کردید که تجویدی پاسخ می‌دهد: 
این‌ها حقوق می‌خواهند و ما نداریم که بدهیم.
 شجریان که ناظر این دیالوگ دونفره است، می‌گوید: «من کی از شما پول خواستم» ؟
 بدیع‌زاده ناراحت می‌شود و شجریان را نزد "داود پیرنیا  نایینی"می‌برد.
  پیرنیا ابتدا توجهی به صدای شجریان نمی‌کند، اما وقتی پخش صدا به بیت دوم می‌رسد از کار نوشتن دست می‌کشد و به دقت به صدا گوش می‌دهد و سپس از شجریان می‌پرسد مخالف هم خوانده ای (منظور گوشه مخالف در دستگاه سه‌گاه است که بخش اوج آواز این دستگاه به شمار می‌رود) .
 شجریان پاسخ می‌دهد آری و پیرنیا می‌گوید:
 بگذار و بخش مخالف صدا را پخش می‌کنند .
 پیرنیا بی‌اختیار می‌گوید آفرین و روز بعد شجریان با رضا ورزنده (نوازنده سنتور) نخستین برگ سبز را در نغمه افشاری با مطلع غزلی از حافظ «ما سرخوشان مست دل از دست داده‌ایم» می‌خواند.

روحش شاد و یادش گرامی باد

خلیل صارمی نایینی
متخلص به "ناصر"




طبقه بندی: استاد شجریان،  سیمای علی علیه السلام و اقتصاد اسلامی، 
برچسب ها: استاد شجریان، خلیل صارمی نایینی (ناصر)، شاعر و نویسنده معاصر، پایه گذار ورزشهای رزمی در شرق اصفهان بزرگ در دهه 60، استاد ناصر، ostadnaser، استاد نایینی،  
[ شنبه 1399/07/19 ] [ 01:01 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

بسم رب الودود


الله الله فى الایتام فلا تغبوا افواهم، ولا تضیعوا بحضرتکم

 فقد سمعت رسول الله – صلى الله علیه و آله و سلم – 

یقول: من عال یتیماً حتى یستغنى اوجب الله عزوجل له بذلک الجنة کما اوجب الله لاکل مال الیتیم النار»؛

درباره یتیمان از خدا بترسید. مبادا که گرسنه بمانند و در جمع و جامعه شما تباه شوند 

من از پیامبر خدا شنیدم که مى‌فرمود: اگر کسى یتیمى را، تا آنجا که بى‌نیاز شود،

 سرپرستى کند خداوند به پاداش این کار، بهشت را بر او واجب مى‌کند.

 چنانچه اگر کسى مال یتیم را بخورد، خداوند – سوختن در – آتش را بر او واجب مى‌فرماید.


                                                یتیم



پدرمرده را سایه بر سر فکنغبارش بیفشان و خارش بکن
ندانی چه بودش فرو مانده سخت؟بود تازه بی بیخ هرگز درخت؟
چو بینی یتیمی سر افگنده پیشمده بوسه بر روی فرزند خویش
یتیم ار بگرید که نازش خرد؟وگر خشم گیرد که بارش برد؟
الا تا نگرید که عرش عظیمبلرزد همی چون بگرید یتیم
به رحمت بکن آبش از دیده پاکبه شفقت بیفشانش از چهره خاک
اگر سایه خود برفت از سرشتو در سایه خویشتن پرورش
من آنگه سر تاجور داشتمکه سر بر کنار پدر داشتم
اگر بر وجودم نشستی مگسپریشان شدی خاطر چند کس
کنون دشمنان گر برندم اسیرنباشد کس از دوستانم نصیر
مرا باشد از درد طفلان خبرکه در طفلی از سر برفتم پدر
یکی خار پای یتیمی بکندبه خواب اندرش دید صدر خجند
همی گفت و در روضه‌ها می‌چمیدکزان خار بر من چه گلها دمید
مشو تا توانی ز رحمت بریکه رحمت برندت چو رحمت بری
چو انعام کردی مشو خود پرستکه من سرورم دیگران زیر دست
اگر تیغ دورانش انداخته‌ستنه شمشیر دوران هنوز آخته‌ست؟
چو بینی دعا گوی دولت هزارخداوند را شکر نعمت گزار
که چشم از تو دارند مردم بسینه تو چشم داری به دست کس
         کرم خوانده‌ام سیرت سرورانغلط گفتم، اخلاق پیغمبران

سعدی (باب دوم در احسان)


خلیل صارمی نایینی (ناصر)



طبقه بندی: یتیم، 
برچسب ها: یتیم نوازی، خلیل صارمی نایینی (ناصر)، شاعر و نویسنده معاصر، پایه گذار ورزشهای رزمی در شرق اصفهان بزرگ در دهه 60، استاد ناصر، ostadnaser، استاد نایینی،  
[ سه شنبه 1399/07/1 ] [ 10:31 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

Image result for ‫دانلود رایگان متن مقتل کامل ابو مخنف‬‎

معتبرترین مقتل  از «لوط بن یحیی» مشهور به «ابومخنف» 
Image result for ‫دانلود رایگان متن مقتل کامل ابو مخنف‬‎
جهت بررسی اصلی ترین منبع مقتل به ادامه مطلب بروید.
فرمت pdf برای استفاده در سیستم های مختلف  با نمایش ساختار اصلی کتاب 
برای 

بر روی آدرس دنبالک با عنوان مقتل الحسین  کلیک کنید

التماس دعا

میلاد صارمی نایینی


ادامه مطلب

برچسب ها: خلیل صارمی نایینی (ناصر) شاعر و نویسنده معاصر، استاد ناصر، ostadnaser، بنیانگذار ورزشهای رزمی در شرق اصفهان بزرگ، استاد نایینی، مقتل الحسین ابومخنف،  
دنبالک ها: مقتل الحسین،  
[ سه شنبه 1399/06/4 ] [ 11:00 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

Image result for ‫تصاویر متحرک خون‬‎

انّ الحُسین مصباح الهُدی و سفینة النجاة

Image result for ‫تصاویر متحرک خون‬‎

مثنوی 72بیت عاشورایی

شهید نینوا

امروز عالـم یكــسر اندر شــور و شــین است

از آســـمان عشـــق خــون می بارد امروز

روزی چــه روزی، سرخگـون از خون خورشید

***

هـــان ای زمین غمخانه سلطان دیـــن بـــاش

دیـــدی چـــه ها كردند با فرزند زهــرا (س)

از این همه ســنگین دلـــی اَلـلّهُ و اكـــــبر

در وادی" بــل هُم اَضـلّ" دور از شـــعورند

كـشتند فـــرزنـدان پــــاك مــصطفی را

دلــبند لــیلا را به خــاك و خون كشیدند

بــر فــرق نـــورانیِّ قاســـم تیغ رانـدند

عــــبّاس را آمـــاج تــــیر كـــینه كردند

جــرمش چــه؟وَالــلَّه بـردن مَشكی پر از آب

آنـــدم كه مُـــشتی آب جـــان تــشنگان بود

آن بـــا وفـــا را هر دو دست از تـــن فكندند

دیـــگر امـــیدش نا امـــیدی شد عــــلمدار

با سـر فـــرو افـــتاد و در خـون شد شناور

گـــفت ای علمدار خـــدا برخـــیز، برخـــیز

ای هـــر دو دست از تـــن جدا برخـیز ،برخیز

***

اینجا حـسین است و عــزیزان خفته در خاك

دیـــگر چــه جـانی مانــد و تابی پیكرش را

گـــفتا جـــوانان بـنی هـــاشــم كــجائید

وقـــتی كه دیگر اصـغرش را نیست تــابی

گـــوید من ای لشــكر اگر هـــستم گــنهكار

او را زِمـــن گـیرید و ســـیرابش نـــمائـید

خــوش چـــاره ای بر جــان بی تابش نمودند

***

هــــر لحظه آن روز داغــی بــود و دردی

دیگر حـــسین است و نه همراهی نه یــاری

بـــر جمع دونان تاخت آنــــدم هـمچو حیدر

از آن لعینان خــیل هابر خــــاك انــداخت

امــــا دگــر دســتان او را نـــیست جانی

كـردند جمعی قـــصد آن ســــلطان مظلوم

فـــریاد" هَلْ مِنْ ناصِرش" در دشـــت پــیچید

گــــفتا من ای لــشكر حـــسین ابن علیــم

این بـی گــناهان یـــادگاران رســولند

گــــر در مَـــرام و خــویتان از دین اثر نیست

امـــا تــو گویی كـَــر زمــادر زاده بودند

حــق را نمی دیـــدند زیـرا كــــور بودند

مـــصداق" صُـــمٌ  بـُكمْ" ایــن قـوم لعینند

در پــیش رو خـورشید را ایـــنان نـدیدند

دیـگر غــریب نـــینوا افـــتاده از پـــا

این خفته اندر خاك و خون جسم حسین است؟

این اســت آن نــوباوه زهــــرای اطــهر؟

جـــسم به خــــاك افتاده اش را ســر بریدند

اســب شـــقاوت بر تـــن پاكش دوانـــدند

در حـــیرتم از این هــمه درنـّــده خـویی

ای وای بــــر ما ،وای بــر ما،وای بــر مـا

***

ایــــنان مگر دردانـــه زهـرا نــبودنـــد

ناخــــوانده گر بــودند ایــنان اندر این دشت

این قــوم خود او را به سوی خویش خواندند

خواندند ســوی خـــــود امام و مـــقتدا را

از هــر چه گــــویی این لـعینان تیره رو تر

بـهر خــــوش آمد گوئــیش لشكر كشیدند

ای عاشـــقان فـــریاد ، وای از این مــصیبت

اكــنون كه انــــدر مـــاتم لــب تشنگانید

زان شــــه فــرو بـندم دگر این لحظه دم را

***

آتــش زدند از كــینه دل خـــیمه هـــا را

اهــل حـــــرم را طـــوق بر گردن فكندند

هـر جـا درنـــگی در مـیان راهشان بود

رخـــت اســیری كرد بر تــــن زیــنب زار

طــفلان معصومـــند و مـُـشتی داغــدیده

آل عــلی را خـارجی خـــواندند هــر جا

از حـال زیــنب زیـــن بـــلا اَلـلّهُ اعــلم

مــنزل به مــنزل با ســری بی تـن اسـیری

در این رســـالت قــاصـدی والاســت زینب

در بـــارگاه آن پـلیــد زشـــت كـــردار

در ذَمّ دونــان صــحبتی جــانانه كـــردند

امــا زســــوز ســـینه اش آگـاه كس نیست

او دیده هــفتاد و دو تــن در خــون تــپیده

داغ شــهید نـــینوا در ســینه اوســــت

بایــد كه با این كاروان هــــمراه بــودن

(ناصر ) تو هـــم در ماتـــم سلطان دین باش

شاید در آنجائـــیكه شـافی این شــــهانند




اَرض و ســـما در ماتـــم قــــتل حسین است

زخــمی عـظـیم و كـــهنه بر تـــن دارد امروز

خـورشــید بر بالای نـــی امـــروز تابیـد

***

چــــون آسـمان از این مصیبت شرمگین باش

با پــــاره جـــان و تن و دلبــند زهـــرا (س)

ایــنگونه از حــــق غافـــلی اَلــلّهُ اكـــبر

در عـــمق "كَالاَنـعام" ســرگردان و كـــورنـد

نــــور دو چــشمان عــــلیِ مرتــــضی را

شــبه پیــمبـر را چـــنین پیـــكر دریــدند

صد پــــاره جسمش كرده بر خاكش كــشاندند

ایــــنگو نه نــو آن كــینه دیــرینه كــردند

تا کـودكانی تـــشنه زان گـــردند ســــیراب

آبــی كه مَــهر مـــادر آن كـــودكان بــــود

مـَـشك پـــر آبش را به تــیری پاره كــردند

آبـــی نماند و تــشنه لـــب در خــیمه بسیار

انـــدر كـــنارش بـــا شــتاب آمد بــرادر

تركم مـــكن ای بــا وفـــا برخـــیز ،برخـیز

پشتــم شــكست از ایـــن بــلا برخـیز ،برخیز

***

یكجا فـــغانــــها از عــطش تا اوج افـــلاك

آنـــدم كه در خـــون دید جـــسم اكــبرش را

مـــن نـــاتوان از بــردن اویــم بـــیائــید

می گیرد او را روی دسـت از بـــهر آبــــی

جـُــرمش چه بـــاشد كوفیان این كــودك زار؟

رحمی به جــسم خُــرد و بی تابــش نـمائید

با تـــیر زهــر آلـوده ســیرابــش نــمودند

***

لَختی به ســوگی لــحظه ای دیــگر نــبردی

هـــر یاوری افتاده انــدر خـــون كــناری

گـــوئی عــلی شمشیر می زد بـــار دیــگر

از كشته هــاشان پشته ها در هر كجا ساخت

دیـــگر نــــماند از تشنگی او را تـــوانی

جــمعی به قـــصد خــیمه و طـفلان مــعصوم

كـــوه و زمــین و آســمان و عرش لـــرزید

امــروز انـــدر كـلّ عـالم مــن ولـــیّم

وَالـــلّه ایـــنان نــور چشمان بــتولند

از گــــوهر آزادگـی زیــــبنده تر چــیست؟

از ابـتدا با فــتنه و شــَــر زاده بــــودند

ره را نمــی جــستند زیـرا دور بـــــودند

الــحق" فـَــهُمْ لا یـَــعْقِلونـند" و پلــیدند

خــــورشید را این تـیره رویـــان سر بریدند

فریــاد و افـغان زین مصیبت وای بــر مـــا

این گشته از خون لاله گون جسم حسین است؟

این اســـت نــــور هر دو چــشمان پـیمبر؟

انگشت او از بـــــهر انگـشتر بـــریــدند

گــَــرد جـفا بر جـــسم صد چاكش فشاندند

این گــونه پــستی تا به این حـــدكینه جویی

چــونیم دیگر زیـن مـصیبت مانده برپـــا؟

***

یا یــــادگار كــــعبه و بــــطحا نـــبودند

انـــدر كـــجا بر مــیهمان اینگونه بگذشــت

خود نــــیز بـــین راه در خـــونش نــشاندند

آنــــگاه بشكستند هــر عـهد و وفــــا را

از وحــــشیان جـنگلی درّنـــده خــوتـــر

تــیغ جــــفا بر روی آن ســــرور كــشیدند

فــریاد ازایـــن بـــیداد ، وای از این مـصیبت

ســـیلاب خــون از دیــــده بر دامــن برانید

قـــدری بگـویم حالــــت اهــل حــرم را

***

كــردنــد نـــیكو خــــدمت آل عــبا را

ســیلی زدند و ظلــم بـــــی اندازه كـردند

در كـُــنج ویــران و خـرابی جایـــشان بود

ای دیـده چون دل اندر این غم خون فــرو بار

در این سـفر زیــنب چه تلــخی هـا چــشیده

آزارشــان دادند هــر جـــا گــاه و بــیگاه

در صــبر او بـــر دردهـا  اَلــلّهُ اعـــلم

هـــر جـــا بــیانی تـــند در اوج دلــیری

روشــــنگر اهـــداف عـاشــوراسـت زینب

او هــست وآن شــهزاده رنــجور و بــیمار

یكباره كـــاخ ظلـــمشان ویــرانه كــردند

هر ذرّه جـسم و جـــان زینب داغ و دردیست

او پــیكر عــبّاس را بــــی دســـت دیده

انــدوه دشــت كربــلا در سـینه اوســـت

ننگ اســت خواب و راحت و بی غــم غــنودن

از ایـن مــصیبت تا قـیامت دل غــــمین باش

بر آتـــش جـان تو هــم آبـــی فـشانند

التماس دعا

 (خلیل صارمی نایینی "ناصر")  دهم محرم الحرام 1428


ادامه مطلب

طبقه بندی: اشعار عاشورایی، 
برچسب ها: استاد نایینی، استاد ناصر، ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه، خلیل صارمی نایینی شاعر و نویسنده معاصر، استاد ناصر بنیانگذار سبک توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، شعر عاشورایی،  
[ سه شنبه 1399/06/4 ] [ 09:12 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

بسم الله الرّحمن الرّحیم




دهه ولایت بر همگان مبارک



انّما ولیُکم الله و رَسوله و الّذین آمنوا الّذین یُقیمون الصلوة و


 یُؤتون الزکوة و هُم راکعون (سوره مائده آیه 55) 



محراب مسجد کوفه 

برگ سبز

     در دلم نـیست جـز ولای علی   

       جان جمـله جهــان فدای علی

     خـُرّم آنكس كه اوفـتد یك دم    

        بر سرش سـایه هُمـای عـلی

        آفــتاب ولایـــت عـالـم        

   پــرتو حُسـن لافــتای عـلی

   زادگـاهش حـریم بـیت اللـّه    

      شد بــنا كعبه از بــرای عـلی

  بــه خـداونـد جز خدا و رسول      

     ذرّه ای نـیست مـاورای علی

   آسمان و زمین و آنچه دراوست  

     زنـده از نـام جـانفزای عـلی

        ذوالـفقارش حـقیقت قاطع     

      سركشان مـانـده در غَزای عـلی

        نـصرت دیـن نـمی شدی مقدور    

      جز به دسـت گـره گـشای عـلی

       خُفت در بـستر پسر عـمّـش    

        مرحبا ! جرات و وفـای عـلی

        در غدیر خُـم آن نـبی امـین    

       گفت از جـانب خـدای عـلی

        هـر كه مـولای او مـنم بایـد    

       بـعد از این جویـد او رضـای علی

        گفت مـن دانـم و خـدا دانـد   

       قدر و شأن و مقام و جای علی

        تا اَبد راه رسـتگـاری جُـست   

        هر كه شـد یـار و آشـنای علی

        آنكه شد جرعه نوش این درگه  

        زنـده می گردد از بـقای عـلی

        هر فرو بـسته بـاز می گردد    

       بـا سـر انگشت عقل و رای علی

        خاك تـیره به حرمت نـامـش     

       می شـود زَر زِ كیـمیـای علی

        مستمندان و بـینـوایـان بـین  

         بـر در خانـه و سـرای علی

        می دهـد خـاتـم ســلـیمانی       

        خوش بـه حـال گـدا گـدای عـلی

        نَـه بـشر را بُـوَد نـه جِـنّ و ملك    

        جـود بـی مِـثل و انـتهای علی

        كی فـرو مانـده بــاز می گـردد     

       بی نـصیـب از در عـطای عـلی

        درد هـر دردمـند بــی درمــان   

          خوب مـی گـردد از دوای  عـلی

        كـودكـان یــتیم می دانـند        

       اُلـفت بــی حـد و صـفای عـلی

        كوفه مـی داند و مدیـنه و چـاه     

       ناله های عـلی ، دعــای عـلی

        در غــگم فـاطـمه خـدا دانـد      

        شـرح هجران و گـریه هـای عـلی

        راز تـنهایــــی ولی الـلّــه        

      تـیره شـب دانـد و خـدای عـلی

        در دل شـب هـنوز پـیچیـده سـت       

      یـا رب و یـارب و صـدای عـلی

        بـشنود گـوش هر حـقیقت جوی       

      هر زمان بـانگ حـق ز نـای عـلی

        دل چو پـروانـه پَر كشد هـر دم      

        مـست و دیـوانـه در هوای علی

        كاش بودم مـقیم خـاك نـجف     

          تـربـت پـاك و دلـربــای عـلی

        دست خـالـی نمی روم بـر در    

          جان فـشانم بــه خاك پــای علی

      ای خوش آندم كه می شود روشن     

         ظـلمت قــبر از ضـیای عـلی

        «برگ سبزیـست تحفه درویـش»        

      شعر مـن كی بُوَد رَوای عــلی

        جـمله ی خلق عـالم امـكان      

         قاصـر از وصـف ماجرای عـلی

        تـا نفَس مـانده در تَــنَت «ناصر»       

     دم به دم ، پیشه کن ثنای علی *

      سروده : خلیل صارمی نایینی «ناصر»

*اشعاری در مدح مولا علی علیه السلام . تنظیم وگرد اوری صمد رحیمیان.چاپ اول  1376 .انتشارات لیوسا

التماس دعا.


میلاد صارمی نایینی


ادامه مطلب

طبقه بندی: برگ سبز، 
برچسب ها: شیر خدا، مولود کعبه، عید غدیر، استاد نایینی، استاد ناصر، بنیانگذار سبک توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، خلیل صارمی نایینی،  
[ پنجشنبه 1399/05/16 ] [ 01:30 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙


 

امام هادی

شب نور و سرور آسمان است 

 نسیم سرمدی امشب وزان است


چه گویم ،مانده ام انگشت بر لب 

 زبانم قاصر ازشرح و بیان است


  امام هــــــادی آمد گل بپاشید 

 مدینه باز امشب میزبان است


      نثار مقدمت جانم ،امــــاما  

  دلم دیوانه ی این آستان است


علـومت مظــهر علـــم لدنی 

   کلام تو طبیب جسم و جان است

 
صـبوری از تو می آمــوخت ایوب  

 سلیمان از تو شاه انس و جان است 


به روز حـشر در صحرای سوزان 

  عنایات تو همچون سایبان است 


 سر و جانم فــدای نام هــادی 

 که مولا سرور کون و مکان است


شعر از: خلیل صارمی نایینی (ناصر)


میلاد صارمی نایینی




طبقه بندی: ولادت امام هادی، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی، شاعرو نویسنده معاصر، ostadnaser، استاد نایینی، استاد ناصر، بنیانگذار سبک توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، ولادت امام هادی علیه السلام،  
[ سه شنبه 1399/05/14 ] [ 10:44 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
5
بسم الله النور


عید بر عاشقان مبارک باد

در مسلخ عشق جز نکو را نکشند 
روبه صفـتان زشت خو را نکشند 
گر عاشق صادقی زکشتن مهَراس 
مُردار بُوَد هــر‌آن‌که او را نکشند 
*****

یارب مددی که ما زنیـکان باشیم
 
همواره مرید شرع و قرآن باشیم 

شاید به عـنایتی،نگاهی ،ما نیز  

این عید سر سفره یزدان باشیم 


خلیل صارمی نایینی (ناصر)
*****
کعبه دل


به راه کعبه شنیدم زقول رب جلیل
چنین به گوش محمد بگفت جبرائیل
طواف خسته دلی کن که کعبه خود سنگیست
که این خلیل بـنا کـرده آن خدای خلیل
اگر خراب کنی کعبه را گناهی نیست
به شرط آن که بناهای دل کنی تکمیل
ز راه دل به بهشت خـدا توانــــــی رفت
از این طریـق گذر نامه ای بـــکن تحصیل
جلال و مرتـبت آدمی به عاطـفت است
به قـدر عاطفـتش هر کـسی شـود تجلیل
اگر امـان طلبی در طـریق ایـمان باش 
که نیـست در دل اهـل طریـــق بیم رحیل

*****
دعای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا تَوْفِیقَ الطَّاعَةِ وَ بُعْدَ الْمَعْصِیَةِ وَ صِدْقَ النِّیَّةِ وَ عِرْفَانَ الْحُرْمَةِ وَ أَكْرِمْنَا بِالهُدَى وَ الاسْتِقَامَةِ وَ سَدِّدْ أَلْسِنَتَنَا بِالصَّوَابِ وَ الْحِكْمَةِ وَ امْلَأْ قُلُوبَنَا بِالْعِلْمِ وَ الْمَعْرِفَةِ وَ طَهِّرْ بُطُونَنَا مِنَ الْحَرَامِ وَ الشُّبْهَةِ وَ اكْفُفْ أَیْدِیَنَا عَنِ الظُّلْمِ وَ السِّرْقَةِ وَ اغْضُضْ أَبْصَارَنَا عَنِ الْفُجُورِ وَ الْخِیَانَةِ وَ اسْدُدْ أَسْمَاعَنَا عَنِ اللَّغْوِ وَ الْغِیبَةِ وَ تَفَضَّلْ عَلَى عُلَمَائِنَا بِالزُّهْدِ وَ النَّصِیحَةِ وَ عَلَى الْمُتَعَلِّمِینَ بِالْجُهْدِ وَ الرَّغْبَةِ وَ عَلَى الْمُسْتَمِعِینَ بِالاتِّبَاعِ وَ الْمَوْعِظَةِ وَ عَلَى مَرْضَى الْمُسْلِمِینَ بِالشِّفَاءِ وَ الرَّاحَةِ وَ عَلَى مَوْتَاهُمْ بِالرَّأْفَةِ وَ الرَّحْمَةِ، وَ عَلَى مَشَایِخِنَا بِالْوَقَارِ وَ السَّكِینَةِ وَ عَلَى الشَّبَابِ بِالْإِنَابَةِ وَ التَّوْبَةِ وَ عَلَى النِّسَاءِ بِالْحَیَاءِ وَ الْعِفَّةِ وَ عَلَى الْأَغْنِیَاءِ بِالتَّوَاضُعِ وَ السَّعَةِ وَ عَلَى الْفُقَرَاءِ بِالصَّبْرِ وَ الْقَنَاعَةِ وَ عَلَى الْغُزَاةِ بِالنَّصْرِ وَ الْغَلَبَةِ وَ عَلَى الْأُسَرَاءِ بِالْخَلاصِ وَ الرَّاحَةِ وَ عَلَى الْأُمَرَاءِ بِالْعَدْلِ وَ الشَّفَقَةِ وَ عَلَى الرَّعِیَّةِ بِالْإِنْصَافِ وَ حُسْنِ السِّیرَةِ وَ بَارِكْ لِلْحُجَّاجِ وَ الزُّوَّارِ فِی الزَّادِ وَ النَّفَقَةِ وَ اقْضِ مَا أَوْجَبْتَ عَلَیْهِمْ مِنَ الْحَجِّ وَ الْعُمْرَةِ بِفَضْلِكَ وَ رَحْمَتِكَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ
خدایا،توفیق فرمانبرى،و دورى از نافرمانى،و درستى نهاد و شناخت واجبات را روزى ما بدار و ما را به هدایت و پایدارى گرامى دار،و زبانمان را به راستگویى و حكمت استوار ساز،و دلهایمان را از دانش و بینش پر كن،و شكمهایمان را از حرام و شبهه پاك فرما،و دستانمان را از ستم و دردى بازدار و دیدگانما را از ناپاكى و خیانت فرو بند،و گوشهایمان را از شنیدن بیهوده و غیبت ببند،و و بر دانشمندانمان زهد و خیرخواهى و بر دانش‏آموزان تلاش و شوق،و بر شنوندگان پیروى و پندآموزى،و بر بیماران شفا و آرامش،و بر مردگان‏ مهر و رحمت،و بر پیران متانت و آرامش،و بر جوانان بازگشت و توبه‏ و بر زنان حیا و پاكدامنى و بر ثروتمندان فروتنى و گشادگى،و بر تنگدستان شكیبایى‏ و قناعت،و بر جنگجویان نصر و پیروزى،و بر اسیران آزادى و راحتى،و بر حاكمان دادگسترى و دلسوزى،و بر زیردستان انصاف و خوشرفتارى تفضّل فرما،و حاجیان‏ و زیارت‏كنندگان را در زاد و خرجى بركت ده،و آنچه را بر ایشان از حج و عمره واجب كردى توفیق اتمام عنایت كن به فضل و رحمتت اى مهربان‏ترین مهربانان.

منبع :كفعمى در كتاب«مصباح»فرموده است:این دعاى حضرت مهدى(عج)است

میلاد صارمی نایینی



طبقه بندی: عید سعید قربان، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی « ناصر »، شاعر و نویسنده معاصر، عید سعید قربان، حضرت ابراهیم خلیل الله، حضرت اسماعیل ذبیح الله، استاد نایینی، استاد ناصر،  
[ پنجشنبه 1399/05/9 ] [ 07:32 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

Image result for ‫شهادت امام باقر‬‎

سالروز شهادت امام محمد باقر ( علیه السلام )تسلیت باد

چگونگی شهادت امام باقر (ع) 

بدیهى است که هشام براى عملى ساختن توطئه خود، از نیروهاى مورد اطمینان خویش بهره جوید، از این رو ابراهیم بن ولید (16) را که عنصرى اموى و دشمن اهل بیت (ع) است به استخدام مى‏گیرد و او امکانات لازم را در اختیار فردى که از اعضاى داخلى خاندان على (ع) بشمار مى‏آید.
امام باقر (ع) پس از عمرى تلاش در میدان بندگى خدا و احیاى دین و ترویج‏علم و خدمات اجتماعى به جامعه اسلامى، در روز هفتم ماه ذو الحجه سال 114 (1) رحلت کرد.

در سال رحلت و شهادت آن حضرت آراى دیگرى نیز وجود دارد.دسته‏اى از مورخان سال 117 (2) و بعضى سال 118 (3) و گروه اندکى سالهاى 116 (4) و 113 (5) و 115 (6) و 111 (7) را یاد کرده ‏اند، اما بیشترین منابع تاریخى سال 114 (8) را متذکر شده‏اند.

منابع روایى و تاریخى علت وفات آن حضرت را مسمومیت دانسته‏اند، مسمومیتى که دستهاى حکومت امویان در آن دخیل بوده است. (9)

از برخى روایات استفاده مى‏شود که مسمومیت امام باقر (ع) به وسیله زین آغشته به سم، صورت گرفته است، به گونه‏اى که بدن آن گرامى از شدت تأثیر سم‏بسرعت متورم گردید و سبب شهادت آن حضرت شد. (10)

در این که چه فرد یا افرادى در این ماجراى خائنانه دست داشته‏اند، نقلهاى روایى و تاریخى از اشخاص مختلفى نام برده‏اند.

بعضى از منابع، شخص هشام بن عبد الملک را عامل شهادت آن حضرت دانسته‏اند. (11)

بخشى دیگر، ابراهیم بن ولید را وسیله مسمومیت معرفى کرده‏اند. (12)

برخى از روایات نیز زید بن حسن را که از دیر زمان کینه‏هاى عمیق نسبت به امام باقر (ع) داشت، مجرى این توطئه به شمار آورده‏اند. (13)

به طور مسلم وفات امام باقر (ع) در دوران خلافت هشام بن عبد الملک رخ داده است، (14) زیرا خلافت هشام از سال 105 تا سال 125 هجرى استمرار داشته، و آخرین سالى که مورخان در وفات امام باقر (ع) نقل کرده‏اند 118 هجرى مى‏باشد. (15)

با این که نقلها بظاهر مختلف است، اما با اندکى تأمل در منابع روایى و تاریخ، بعید نمى‏نماید که همه آنها به گونه‏اى صحیح باشد زیرا عامل شهادت آن حضرت لازم نیست یک نفر باشد بلکه ممکن است افراد متعددى در شهادت امام باقر (ع) دست داشته‏اند که هر روایت و نقل، به یکى از آنان اشاره کرده است.

با توجه به برخوردهاى خشن و قهر آمیز هشام با امام باقر (ع) و عداوت انکار ناپذیر بنى امیه با خاندان على (ع) شک نیست که او در از میان بردن امام‏باقر (ع) ـ اما بشکلى غیر علنى ـ انگیزه‏اى قوى داشته است.

بدیهى است که هشام براى عملى ساختن توطئه خود، از نیروهاى مورد اطمینان خویش بهره جوید، از این رو ابراهیم بن ولید (16) را که عنصرى اموى و دشمن اهل بیت (ع) است به استخدام مى‏گیرد و او امکانات لازم را در اختیار فردى که از اعضاى داخلى خاندان على (ع) بشمار مى‏آید و مى‏تواند در محیط زندگى امام باقر (ع) بدون مانع راه یابد و کسى مانع او نشود، قرار دهد، تا به وسیله او برنامه خائنانه هشام عملى گردد و امام به شهادت رسد.

امام باقر (ع) این چنین به شهادت رسید و به ملاقات الهى شتافت و در بقیع، کنار مرقد پدر بزرگوارش امام سجاد (ع) و عموى پدرش حسن بن على (ع) مدفون گشت. (17)
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پى‏نوشت‏ها:

1 ـ فرق الشیعة 61، اعلام الورى به جاى ماه ذو الحجة، ماه ربیع الاول را یاد کرده است .ر ک: ص .259

2 ـ تاریخ یعقوبى 2/320، تذکرة الخواص 306، الفصول المهمة 220، اخبار الدول و آثار الاول 11، اسعاف الراغبین 195، نور الابصار، مازندرانى 66 و...در بسیارى از این منابع، مطلب به صورت «قیل» یاد شده است.

3 ـ کشف الغمة 2/322، وفیات الاعیان 4/174، تاریخ ابى الفداء 1/248، تتمة المختصر 1/248، اعیان الشیعة 1/ .650

4 ـ المختصر فى اخبار البشر 1/203، تتمة المختصر 1/ .248

5 ـ مرآة الجنان 1/ .247

6 ـ کامل ابن اثیر 5/ .180

7 ـ مآثر الانافة فى معالم الخلافة 1/ .152

8 ـ طبقات الکبیر 5/238، اصول کافى 2/372، تاریخ قم 197، ارشاد مفید 2/156، دلائل الامامة 94، تاج الموالید 118، مناقب 4/210، سیر اعلام النبلاء 4/409، الانوار البهیة 126، تاریخ ابن خلدون 2/23، عمدة الطالب 137، شذرات الذهب 1/149، و...

9 ـ الصواعق المحرقة 210، احقاق الحق 12/154، اسعاف الراغبین بهامش نور الابصار 254، مثیر الاحزان، جواهرى .244

10 ـ الخرائج و الجرائح، راوندى 2/604، مدینة المعاجز 349، بحار 46/329، مستدرک الوسائل 2/ .211

11 ـ مآثر الانافة فى معالم الخلافة 1/152، مصباح کفعمى .522

12 ـ سبائک الذهب 74، دلائل الامامة 94، مناقب ابن شهر آشوب 4/210، الفصول المهمة 220، الانوار البهیة .126

13 ـ منابع یاد شده در پاورقى شماره .1

14 ـ تاریخ یعقوبى 2/320، مروج الذهب 3/219، الانوار البهیة 126، اعیان الشیعة 1/ .650

15 ـ در کتاب اخبار الدول و آثار الاول ص 111 شهادت امام باقر (ع) در خلافت ابراهیم بن ولید دانسته شده است، ولى چنان که توضیح داده شد وفات آن حضرت در خلافت هشام بوده و ابراهیم بن ولید مى‏توانسته است از مجریان نقشه هشام به شمار آید.

16 ـ ابراهیم بن ولید بن عبد الملک، بعدها در سال 129، به خلافت رسید، ولى خلافتش دیرى نپایید و پس از هفتاد روز کشته شد.ر ک: تاریخ الخلفاء، سیوطى .254

17 ـ فرق الشیعة 61، اصول کافى 2/372، ارشاد مفید 2/156، دلائل الامامة 94، اعلام الورى 259، کشف الغمة 2/327، تذکرة الخواص 306، مصباح کفعمى 522، شذرات الذهب 1/149 و...

از برخى منابع استفاده مى‏شود که آن حضرت، هنگام رحلت در شهر مدینه نبوده است، بلکه در محلى به نام حمیمه از روستاهاى نواحى مکه یا شام بوده، پس از شهادت، آن گرامى را به مدینه منتقل کرده‏اند.

ر ک: وفیات الاعیان 4/174، المختصر فى اخبار البشر 1/203، احقاق الحق 12/ .152

میلاد صارمی نایینی



برچسب ها: خلیل صارمی نایینی (ناصر) شاعر و نویسنده معاصر، استاد ناصر، ostadnaser، بنیانگذار ورزشهای رزمی در شرق اصفهان بزرگ، استاد نایینی، امام باقر علیه السلام(باقر العلوم)،  
[ دوشنبه 1399/05/6 ] [ 10:44 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

نتیجه تصویری برای شهادت امام جواد


شهادت حضرت جواد الائمه علیه السلام بر

 امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف

 وآقاعلی بن موسی الرضا علیه السلام

 و عموم شیعیان تسلیت باد


میلاد صارمی نایینی



برچسب ها: بنیانگذار ورزش باستانی و کشتی در منطقه جرقویه، خلیل صارمی نایینی (ناصر)، جانباز شیمیایی دفاع مقدس، شیر زنان نینجای ایران، استاد ناصر، استاد نایینی بنیانگذار کونگ فو توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، کونگ فو توآ ورزش اصیل ایرانی،  
[ دوشنبه 1399/04/30 ] [ 09:14 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
به نام خدا

عید بر عاشقان مبار ک باد

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت

صدشکرکه این آمدوصدحیف که آن رفت



عید سعید فطر

عید فطر یكى از دو عید بزرگ در سنت اسلامى است كه درباره آن احادیث و روایات بیشمار وارد شده است. مسلمانان روزه دار كه ماه رمضان را به روزه دارى به پا داشته و از خوردن و آشامیدن و بسیارى از كارهاى مباح دیگر امتناع ورزیده اند، اكنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستین روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند می‏طلبند، اجر و پاداشى كه خود خداوند به آنان وعده داده است.

امیرالمؤمنین على(علیه السلام) در یكى از اعیاد فطر خطبه ‏اى خوانده ‏اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بیم داده ‏اند.

خطبه امیرالمومنین على بن ابى طالب علیه السلام یوم الفطر فقال: ایها الناس! ان یومكم هذا یوم یثاب فیه المحسنون و یخسر فیه المبطلون و هو اشبه بیوم قیامكم، فاذكروا بخروجكم من منازلكم الى مصلاكم خروجكم من الاجداث الى ربكم و اذكروا بوقوفكم فى مصلاكم و وقوفكم بین یدى ربكم، و اذكروا برجوعكم الى منازلكم، رجوعكم الى منازلكم فى الجنه.

عباد الله! ان ادنى ما للصائمین و الصائمات ان ینادیهم ملك فى آخر یوم من شهر رمضان، ابشروا عباد الله فقد غفر لكم ما سلف من ذنوبكم فانظروا كیف تكونون فیما تستانفون (1)

اى مردم! این روز شما روزى است كه نیكوكاران در آن پاداش می‏گیرند و زیانكاران و تبهكاران در آن مایوس و نا امید می‏گردند و این شباهتى زیاد به روز قیامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جایگاه نماز عید شدن به یاد آورید خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ایستادن در جایگاه نماز به یاد آورید ایستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت‏به سوى منازل خود، متذكر شوید بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت‏برین، اى بندگان خدا، كمترین چیزى كه به زنان و مردان روزه‏دار داده می‏شود این است كه فرشته‏اى در آخرین روز ماه رمضان به آنان ندا میدهد و می‏گوید:

«هان!بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشته ‏تان آمرزیده شد، پس به فكر آینده خویش باشید كه چگونه بقیه ایام را بگذرانید.»

عارف وارسته ملكى تبریزى درباره عید فطر آورده است: «عید فطر روزى است كه خداوند آن را از میان دیگر روزها بر گزیده است و ویژه هدیه بخشیدن و جایزه دادن به بندگان خویش ساخته و آنان را اجازه داده است تا در این روز نزد حضرت او گرد آیند و بر خوان كرم او بنشینند و ادب بندگى بجاى آرند، چشم امید به درگاه او دوزند و از خطاهاى خویش پوزش خواهند، نیازهاى خویش به نزد او آرند و آرزوهاى خویش از او خواهند ونیز آنان را وعده و مژده داده است كه هر نیازى به او آرند، بر آوره و بیش از آنچه چشم دارند به آنان ببخشند و از مهربانى و بنده‏ نوازى، بخشایش و كارسازى در حق آنان روا دارد كه گمان نیز نمی‏برند.»(2)

روز اول ماه شوال را بدین سبب عید فطر خوانده ‏اند كه در این روز، امر امساك و صوم از خوردن و آشامیدن برداشته شده و رخصت داده شد كه مؤمنان در روز افطار كنند و روزه خود را بشكنند فطر و فطر و فطور به معناى خوردن و آشامیدن، ابتداى خوردن و آشامیدن است و نیز گفته شده است كه به معناى آغاز خوردن و آشامیدن است پس از مدتى از نخوردن و نیاشامیدن. ابتداى خوردن و آشامیدن را افطار می‏نامند و از این رو است كه پس از اتمام روز و هنگامى كه مغرب شرعى در روزهاى ماه رمضان، شروع مى‏شود انسان افطار می‏كند یعنى اجازه خوردن پس از امساك از خوردن به او داده مى‏شود.

عید فطر داراى اعمال و عباداتى است كه در روایات معصومین(ع) به آنها پرداخته شده و ادعیه خاصى نیز آمده است.

از سخنان معصومین(ع) چنین مستفاد می‏شود كه روز عید فطر، روز گرفتن مزد است. و لذا در این روز مستحب است كه انسان بسیار دعا كند و به یاد خدا باشد و روز خود را به بطالت و تنبلى نگذراند و خیر دنیا و آخرت را بطلبد.

و در قنوت نماز عید می‏خوانیم:

«... اسئلك بحق هذا الیوم الذى جعلته للمسلمین عیدا و لمحمد صلى الله علیه و آله ذخرا و شرفا و كرامة و مزیدا ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تدخلنى فى كل خیر ادخلت فیه محمدا و آل محمد و ان تخرجنى من كل سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد، صلواتك علیه و علیهم اللهم انى اسالك خیر ما سئلك عبادك الصالحون و اعوذ بك مما استعاذ منه عبادك المخلصون‏»

بارالها! به حق این روزى كه آن را براى مسلمانان عید و براى محمد(ص) ذخیره و شرافت و كرامت و فضیلت قرار دادى از تو می‏خواهم كه بر محمد و آل محمد درود بفرستى و مرا در هر خیرى وارد كنى كه محمد و آل محمد را در آن وارد كردى و از هر سوء و بدى خارج سازى كه محمد و آل محمد را خارج ساختى، درود و صلوات تو بر او و آنها، خداوندا، از تو می‏طلبم آنچه بندگان شایسته ‏ات از تو خواستند و به تو پناه می‏برم از آنچه بندگان خالصت ‏به تو پناه بردند.

در صحیفه سجادیه نیز دعایى از امام سجاد(ع) به مناسبت وداع ماه مبارك رمضان و استقبال عید سعید فطر وارد شده است:

«اللهم صل على محمد و آله و اجبر مصیبتنا بشهرنا و بارك لنا فى یوم عیدنا و فطرنا و اجعله من خیر یوم مر علینا، اجلبه لعفو و امحاه لذنب و اغفرلنا ما خفى من ذنوبنا و ما علن ... اللهم انا نتوب الیك فى یوم فطرنا الذى جعلته للمؤمنین عیدا و سرورا و لاهل ملتك مجمعا و محتشدا، من كل ذنب اذنبناه او سوء اسلفناه او خاطر شرا اضمرناه توبة من لا ینطوى على رجوع الى.»

پروردگارا! بر محمد و آل محمد درود فرست و مصیبت ما را در این ماه جبران كن و روز فطر را بر ما عیدى مبارك و خجسته بگردان و آن را از بهترین روزهایى قرار ده كه بر ما گذشته است كه در این روز بیشتر ما را مورد عفو قرار دهى و گناهانمان را بشوئى و خداوندا بر ما ببخشایى آنچه در پنهان و آشكارا گناه گردانیم ... خداوندا! در این روز عید فطرمان كه براى مؤمنان روز عید و خوشحالى و براى مسلمانان روز اجتماع و گردهمائى قرار دادى از هر گناهى كه مرتكب شده ‏ایم و هر كار بدى كه كرده‏ایم و هر نیت ناشایسته‏اى كه در ضمیرمان نقش بسته است‏ به سوى تو باز می‏گردیم و توبه می‏كنیم، توبه‏اى كه در آن بازگشت‏ به گناه هرگز نباشد و بازگشتى كه در آن هرگز روى آوردن به معصیت نباشد. بارالها! این عید را بر تمام مؤمنان مبارك گردان و در این روز، ما را توفیق بازگشت‏به سویت و توبه از گناهان عطا فرما.» (3)


پى ‏نوشت‏ها:

1- محمدى رى شهرى، میزان الحكمه، 7/131 - 132

2- میرزا جواد آقا ملكى تبریزى، المراقبات فى اعمال السنه، تبریز، 1281 ق ص 167، مجله پاسدار اسلام، ش 101، ص 10

3- نك: ماهنامه پاسدار اسلام، شماره 101، اردیبهشت ماه 1369 ص 10 - 11، 50

رمضان، تجلى معبود (ره توشه راهیان نور) صفحه 248

جمعى از نویسندگان

منبع:سایت حوزه

التماس دعا

میلاد صارمی نایینی




طبقه بندی: عیدسعید فطر، 
برچسب ها: عید سعید فطر، خلیل صارمی نایینی، شاعرو نویسنده معاصر، ostadnaser، استاد نایینی، استاد ناصر، بنیانگذار سبک توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60،  
[ شنبه 1399/03/3 ] [ 11:58 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙
بخشی از قصیده برگ سبز

دردلم نیست جز ولای علی     
جان جمله جهان فدای علی

    درد هر دردمند بی درمان

    خوب میگردد از دوای علی

    كودكان یــتیم می دانـند

    اُلفت بی حد و صفای علی

   كوفه میداند ومدینه و چـاه

  ناله های علی،دعای علی

    در غم فاطمه خـدا داند

شرح هجران وگریه های علی

   راز تـنهایی ولـی اللّـه

  تیره شب داند وخدای علی

دردل شب هنوز پیچیـده ست

  یـارب ویارب وصدای علی

ادامه قصیده را در لینک مرتبط (دنبالک ها)بخوانید.



 آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ (۱) 
وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ (۲) 
لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ (۳) 
تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ (۴) 
سَلامٌ هِیَ حَتَّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ (۵)

با توجه به آیات سوره قدر می‌توان به فضیلت‌های شب قدر پی برد:
۱. قرآن در آن نازل شده است.
۲. عبادت و احیای آن معادل بیش از هزار ماه است.
۳. خیرات و برکات الهی در آن شب نازل می‏شود.
۴. رحمت خاص خدا شامل حال بندگان می‏گردد.
۵. فرشتگان و روح در آن شب نازل می‏گردند.

اعمال مخصوصه شبهاى قدر

اعمال شب نوزدهم

و امّا دوّم یعنى اعمال مخصوصه این شبها پس اعمال شب نوزدهم چند چیز است :

اوّل صد مرتبه اَسْتَغْفِرُاللّهَ رَبّى وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ  .

دوّم صد مرتبه اَللّهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ .

سوّم بخواند دعاء یا ذَاالَّذى كانَ را كه در قسم چهارم گذشت .

چهارم بخواند:

اَللّهُمَّ اْجْعَلْ فیما تَقْضى وَتُقَدِّرُ مِنَ الاْمْرِ الْمَحْتُومِ

خدایا قرار ده در آنچه حكم كرده و مقدر فرموده اى از سرنوشت حتمى

وَفیما تَفْرُقُ مِنَ الاْمْرِ الحَكیمِ فى لَیْلَةِ الْقَدْرِ وَفِى الْقَضاَّءِ الَّذى لا

و در آنچه جدا كنى از فرمان حكیمانه ات در شب قدر و در آن قضا و قدرى كه برگشت و

یُرَدُّ وَلا یُبَدَّلُ اَنْ تَكْتُبَنى مِنْ حُجّاجِ بَیْتِكَ الْحَرامِ الْمَبْرُورِ حَجُّهُمُ

تغییر و تبدیلى ندارد كه نام مرا در زمره حاجیان خانه محترمت (كعبه ) بنویسى آنان كه حجشان

الْمَشْكُورِ سَعْیُهُمُ الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمُ الْمُكَفَّرِ عَنْهُمْ سَیِّئاتُهُمْ وَاجْعَلْ

مقبول و سعیشان مورد تقدیر و گناهانشان آمرزیده و كردار بدشان بخشوده شده است و قرار ده

فیما تَقْضى وَتُقَدِّرُ اَنْ تُطیلَ عُمْرى وَتُوَسِّعَ عَلَىَّ فى رِزْقى

در آنچه مقدر فرموده اى كه عمر مرا طولانى كرده و روزیم را وسیع گردانى

وَتَفْعَلَ بى كَذا وَكَذا    و به جاى این كلمه حاجت خود را ذكر كند

و درباره ام چنین و چنان كنى


اعمال شب بیست و یكم

فضیلتش زیادتر از شب نوزدهم است و باید اعمال آن شب را از غسل و احیاء و زیارت و نماز هفت قُل هُوَالله و قرآن بر سر گرفتن و صد ركعت نماز و دعاى جوشن كبیر و غیرها در این شب به عمل آورد و در روایات تاكید شده در غسل و احیاء و جدّ و جهد در عبادت در این شب و شب بیست و سیّم و آنكه شب قدر یكى از این دو شب است و در چند روایت است كه از معصوم سؤال كردند كه معیّن فرمایید كه شب قدر كدامیك از این دو شب است تعیین نكردند بلكه فرمودند ما اَیْسَرَ لَیْلَتَیْنِ فیما تَطْلُبُ یا آنكه فرمودند ما عَلیْكَ اَنْ تَفعَلَ خیرا فى لَیلَتَیْنِ و نَحْوُ ذلِكَ وَقالَ شَیْخُنَا الصَّدُوق فیما اَمْلى عَلَى الْمَشایِخِ فى مَجْلِسٍ واحِدٍ مِنْ مَذْهَبِ الاِْمامِیَّةِ وَ مَنْ اَحْیى هاتَیْنِ اللَّیْلَتَیْنِ بِمُذاكَرَةِ الْعِلْمِ فَهُوَ اَفْضَلُ


اعمال دهه آخر ماه رمضان : و بالجمله از این شب شروع كند به دعاهاى شبهاى دهه آخر كه از جمله این دعا است كه شیخ كلینى در كافى از حضرت صادق علیه السلام روایت كرده كه فرمود مى گویى در دهه آخر ماه رمضان در هر شب :

اَعُوذُ بِجَلالِ وَجْهِكَ الْكَریمِ اءنْ یَنْقَضِىَ عَنّى شَهْرُ رَمَضانَ اَوْ یَطْلُعَ

پناه مى برم به جلال ذات بزرگوارت از اینكه ماه رمضان از من بگذرد یا سپیده امشب بر من

الْفَجْرُ مِنْ لَیْلَتى هذِهِ وَلَكَ قِبَلى ذَنْبٌ اَوْ تَبِعَةٌ تُعَذِّبُنى عَلَیْهِ 

طلوع كند و باز هم از من در پیش تو گناه یا چیزى كه پاداشش بد است مانده باشد كه بدان عذابم كنى

و كفعمى در حاشیه بلد الا مین نقل كرده كه حضرت صادق علیه السلام در هر شب از دهه آخر بعد از فرایض ‍ و نوافل مى خواند:

اَللّهُمَّ اَدِّعَنّا حَقَّ ما مَضى مِنْ شَهْرِ رَمَضانَ وَاغْفِرْ لَنا

خدایا اداء كن از ما حق ایام گذشته ماه رمضان را و بیامرز

تَقْصیرَنا فیهِ وَتَسَلَّمْهُ مِنّا مَقْبُولاً وَلا تُؤ اخِذْنا بِاِسْرافِنا عَلى اَنْفُسِنا

تقصیر ما را در این ماه و آن را پذیرفته از ما دریافت كن و مگیر ما را به زیاده رویهایى كه بر نفس خویش كردیم

وَاجْعَلْنا مِنَ الْمَرْحُومینَ وَلا تَجْعَلْنا مِنَ الْمَحْرُومینَ 

و قرارمان ده از رحمت شدگان و قرارمان مده از محرومان

و فرمود هر كه بگوید این را بیامرزد حقّ تعالى تقصیرى كه از او سرزده درایّام گذشته از ماه رمضان و نگه دارد او را از معاصى در بقیّه ماه .
و از جمله سید بن طاوس در اقبال از ابن اَبى عُمَیْر از مُرازِم نقل كرده كه حضرت صادق علیه السلام در هر شب از دهه آخر مى خواند:

 اَللّهُمَّ اِنَّكَ قُلْتَ فى كِتابِكَ

خدایا تو فرمودى در قرآنت

الْمُنْزَلِ شَهْرُ رَمَضانَ الَّذى اُنْزِلَ فیهِ الْقُرْانُ هُدىً لِلنّاسِ وَبَیِّناتٍ

كه از آسمان نازل گشته ((ماه رمضانى كه قرآن در آن نازل گشته كه آن قرآن راهنماى مردم وحجتهایى است

مِنَ الْهُدى وَالْفُرْقانِ فَعَظَّمْتَ حُرْمَةَ شَهْرِ رَمَضانَ بِما اَنْزَلْتَ فیهِ

از هدایت و تمیز)) و بدین ترتیب حرمت ماه رمضان را با نازل فرمودن قرآن بزرگ كردى

مِنَ الْقُرانِ وَخَصَصْتَهُ بِلَیْلَةِ الْقَدْرِ وَجَعَلْتَها خَیْراً مِنْ اَلْفِ شَهْرٍ

و به شب قدر مخصوصش داشتى و آن شب را بهتر از هزار ماه گرداندى

اَللّهُمَّ وَهذِهِ اَیّامُ شَهْرِ رَمَضانَ قَدِ انْقَضَتْ وَلَیالیهِ قَدْ تَصَرَّمَتْ

خدایا این روزهاى ماه رمضان بود كه بر من گذشت و این شبهاى آن است كه آن نیز

وَقَدْ صِرْتُ یا اِلهى مِنْهُ اِلى ما اَنْتَ اَعْلَمُ بِهِ مِنّى وَاَحْصى لِعَدَدِهِ

گذشت و من اى معبودم از این ماه به حالى درآمده ام كه تو خود بهتر از من مى دانى و شماره اش را

مِنَ الْخَلْقِ اَجْمَعینَ فَاَسْئَلُكَ بِما سَئَلَكَ بِهِ مَلاَّئِكَتُكَ الْمُقَرَّبُونَ

از همه مردم بهتر دارى پس از تو خواهم بدانچه فرشتگان مقربت

وَاَنْبِیاَّؤُكَ الْمُرْسَلُونَ وَعِبادُكَ الصّالِحُونَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ

و پیامبران فرستاده ات و بندگان شایسته ات تو را بدان خواستند كه درود فرستى بر محمد

وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَفُكَّ رَقَبَتى مِنَ النّارِ وَتُدْخِلَنِى الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِكَ

و آل محمد و اینكه مرا از آتش دوزخ آزاد كنى و به رحمت خویش به بهشتم ببرى

وَاَنْ تَتَفَضَّلَ عَلىَّ بِعَفْوِكَ وَكَرَمِكَ وَتَتَقَبَّلَ تَقَرُّبى وَتَسْتَجیبَ دُعاَّئى

و به عفو و بزرگوارى خویش بر من تفضل كنى و تقرب جویى مرا بپذیرى و دعایم را مستجاب گردانى

وَتَمُنَّ عَلَىَّ بِالاْمْنِ یَوْمَ الْخَوْفِ مِنْ كُلِّ هَوْلٍ اَعْدَدْتَهُ لِیَومِ الْقِیامَةِ

و در آن روز ترس و وحشت با امان دادنم از هر هراسى كه براى روز قیامتم آماده كرده اى بر من منت نهى

اِلهى وَاَعُوذُ بِوَجْهِكَ الْكَریمِ وَبِجَلالِكَ الْعَظیمِ اَنْ یَنْقَضِىَ اَیّامُ

خدایا پناه مى برم به ذات بزرگوارت و به جلال و شوكت عظیمت كه بگذرد روزها

شَهْرِ رَمَضانَ وَلَیالیهِ وَلَكَ قِبَلى تَبِعَةٌ اَوْ ذَنْبٌ تُؤ اخِذُنى بِهِ اَوْ

و شبهاى ماه رمضان و از تو در نزد من گناه یا پاداش بدى باشد كه مرا بدان مؤ اخذه كنى یا

خَطَّیئَةٌ تُریدُ اَنْ تَقْتَصَّهَا مِنّى لَمْ تَغْفِرْها لى سَیِّدى سَیِّدى سَیِّدى

خطایى باشد كه بخواهى آن را از من تقاص كنى و نیامرزیده باشى اى آقاى من آقاى من آقاى من

اَسْئَلُكَ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اِذْ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اِنْ كُنْتَ رَضیتَ عَنى فى

از تو خواهم اى كه معبودى جز تو نیست زیرا معبودى جز تو نیست كه اگر در این ماه از من خوشنود گشته اى بر

هذَا الشَّهْرِ فَاْزدَدْ عَنّى رِضاً وَاِنْ لَمْ تَكُنْ رَضیتَ عَّنى فَمِنَ الاْنَ

خوشنودى خویش از من بیفزا و اگر هنوز خوشنود نشده اى از هم اكنون از من

فَارْضَ عَنّى یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ یا اَللّهُ یا اَحَدُ یا صَمَدُ یا مَنْ لَمْ یَلِدْ

خوشنود شو اى مهربانترین مهربانان اى خدا اى یكتا اى بى نیاز اى كه فرزند ندارد

وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَكُنْ لَهُ كُفُواً اَحَدٌ                    و بسیار بگو:    یا مُلَیِّنَ الْحَدیدِ لِداوُدَ

و فرزند كسى نیست و براى او همتایى نباشد هیچكس * * * * اى نرم كننده آهن براى حضرت داود

عَلَیْهِ السَّلامُ یا كاشِفَ الضُّرِّ وَالْكُرَبِ الْعِظامِ عَنْ اَیُّوبَ عَلَیْهِ

علیه السلام اى برطرف كننده گرفتارى و ناراحتى بزرگ از ایوب علیه

السَّلامُ اَىْ مُفَرِّجَ هَمِّ یَعْقُوبَ عَلَیْهِ السَّلامُ اَىْ مُنَفِّسَ غَمِّ یُوسُفَ

السلام اى گشاینده اندوه یعقوب علیه السلام اى زداینده غم یوسف

عَلَیْهِ السَّلامُ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ كَما اَنْتَ اَهْلُهُ اَنْ تُصَلِّىَ

علیه السلام درود فرست بر محمد و آل محمد بدانسان كه تو شایسته آنى كه درود فرستى

عَلَیْهِمْ اَجْمَعینَ وَافْعَلْ بى ما اَنْتَ اَهْلُهُ وَلا تَفْعَلْ بى ما اَنَا اَهْلُهُ 

بر ایشان همگى و انجام ده درباره من آنچه را تو شایسته آنى و انجام مده درباره ام آنچه من سزاوارم

 

دعاى شب بیست و یكم

و از جمله این دعاها است كه در كافى مسندا و در مقنعه و مصباح مُرْسَلا نقل شده كه مى گوئى در لیله اولى یعنى در شب بیست ویكم :

 یا مُولِجَ اللَّیْلِ فِى النَّهارِ وَمُولِجَ النَّهارِ

اى فروبرنده شب در روز و اى فروبرنده روز

فِى اللَّیْلِ وَمُخْرِجَ الْحَىِّ مِنَ الْمَیِّتِ وَمُخْرِجَ الْمَیِّتِ مِنْ الْحَىِّ یا

در شب و اى بیرون آورنده زنده از مرده و بیرون آورنده مرده از زنده اى

رازِقَ مَنْ یَشاَّءُ بِغَیْرِ حِسابٍ یا اَللّهُ یا رَحْمنُ یا اَللّهُ یا رَحیمُ یا اَللّهُ

روزى دهنده هركه را خواهى بى حساب اى خدا، اى بخشاینده ، اى خدا اى مهربان اى خدا

یا اَللّهُ یا اَللّهُ لَكَ الاْسْماَّءُ الْحُسْنى وَالاْمْثالُ الْعُلْیا وَالْكِبْرِیاَّءُ وَالاْ لاَّءُ

اى خدا... از آن تو است نامهاى نیكو و نمونه هاى والا و بزرگى و نعمتها از تو

اَسْئَلُكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَجْعَلَ اسْمى فى هذِهِ

خواهم درود فرستى بر محمد و آل محمد و نام مرا در این

اللَّیْلَةِ فِى السُّعَداَّءِ وَرُوحى مَعَ الشُّهَداَّءِ وَاِحْسانى فى عِلِّیّینَ

شب در زمره سعادتمندان قرار دهى و روحم را با شهداء مقرون سازى و احسان و نیكوكاریم را در بلندترین درجه

وَاِساَّئَتى مَغْفُورَةً وَاَنْ تَهَبَ لى یَقینَاً تُباشِرُ بِهِ قَلْبى وَاِیماناً یُذْهِبُ

بهشت و گناهانم را آمرزیده كنى و به من یقینى عطا كنى كه همیشه با دلم همراه باشد و ایمانى به من بدهى

الشَّكَّ عَنّى وَتُرْضِیَنى بِما قَسَمْتَ لى وَآتِنا فِى الدُّنْیا حَسَنَةً وَفِى

كه شك و تردید را از من دور سازد و بدانچه روزیم كرده اى خوشنودم سازى و بدهى به من در دنیا نعمت نیك و در

الاْخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنا عَذابَ النّارِ الْحَریقِ وَارْزُقْنى فیها ذِكْرَكَ

آخرت نعمت نیك و نگهدارى ما را از عذاب آتش سوزان و روزیم كنى در این شب ذكر خود

وَشُكْرَكَ وَالرَّغْبَةَ اِلَیْكَ وَالاِْنابَةَ وَالتَّوْفیقَ لِما وَفَّقْتَ لَهُ مُحَمَّداً

و سپاسگزاریت و اشتیاق و بازگشت بسویت و توفیق براى انجام آنچه را موفق داشتى بدان محمد

وَ الِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِ وَعَلَیْهِمُ السَّلامُ

و آل محمد را كه بر او و بر ایشان سلام باد

اعمال شب بیست و سوم در ادامه مطلب


میلاد صارمی نایینی 

ادامه مطلب

طبقه بندی: شبهای قدر، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی (ناصر)، استاد نایینی، ostadnaser، استاد ناصر، حلول ماه مبارک رمضان، شهر رمضان الذی انزل فیه القران، شب قدر،  
دنبالک ها: قصیده برگ سبز،  
[ سه شنبه 1399/02/23 ] [ 08:08 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙



السلام علیك یا ابامحمد یا حسن ابن علی ایها المجتبی یابن رسول الله یا حجة الله علی خلقه یاسیدنا و مولانا  انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بك الی الله و قدمناك بین یدی حاجاتنا یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله



کلام نور

قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبى عَلَیْهِ السَّلام : إنَّ اللّهَ جَعَلَ شَهْرَ رَمَضانَ مِضْماراً لِخَلْقِهِ،

 فَیَسْتَبِقُونَ فیهِ بِطاعَتِهِ إِلى مَرْضاتِهِ، فَسَبَقَ قَوْمٌ فَفَازُوا، وَقَصَّرَ آخَرُونَ فَخابُوا.[1]

*****

امام حسن مجتبی (علیه السلام) فرمود:

خداوند متعال ماه رمضان را براى بندگان خود 

میدان مسابقه قرار داد. پسعدّه اى در آن ماه با اطاعت و عبادت به سعادت و 

خوشنودى الهى از یكدیگر سبقت خواهند گرفت و گروهى از روى بى توجّهى و 

سهل انگارى خسارت و ضرر مى نمایند.


[1] ـ تحف العقول: ص 234، س 14، من لا یحضره الفقیه: ج 1، ص 511، ح 1479.


سرود کریم اهلبیت

کریم اهلـــبیت                 امام مجتبی 

به فریادم برس            پنـــــاه بینوا 

***

مظهر جود و سخایی ،مجتــبایی

در زمین و آسـمان دست خدایی

می گشایی جمله درهایی که بسته

در میان انس و جان مشکل گشایی

***

کریم اهلبیتی مجتبـایی

        تو بر خلق جهان لطف خدایی

امامادست ماودامن تو

   رها کن از قفس مرغ هوایی

***

کریم اهلبیت                امام مجتبی 

خلیل صارمی نایینی « ناصر»

این سرود به مناسبت جشن گل ریزان آزادی زندانیان دیه و جمع آوری اعانات خیرین تهیه و در سال

 1390 و 1391 در نایین بنا به درخواست دادستان محترم نایین در مراسمی ویژه و در شب ولادت 

امام حسن مجتبی علیه السلام اجرا شده است.

حسن ختام

قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبى عَلَیْهِ السَّلام :ا ابْنَ آدْم! عَفِّ عَنِ مَحارِمِ اللّهِ تَكُنْ عابِداً، 

وَ ارْضِ بِما قَسَّمَ اللّهُ سُبْحانَهُ لَكَ تَكُنْ غَنِیّاً، وَ أحْسِنْ جَوارَ مَنْ جاوَرَكَ تَكُنْ مُسْلِماً، 

وَ صاحِبِ النّاسَ بِمِثْلِ ما تُحبُّ أنْ یُصاحِبُوكَ بِهِ تَكُنْ عَدْلاً.

[2] 

*****

امام حسن مجتبی (علیه السلام) فرمود: اى فرزند آدم! نسبت به محرّمات الهى

 عفیف و پاكدامن باش تا عابد و بنده خدا باشى. راضى باش بر آنچه كه خداوند سبحان 

برایت تقسیم و مقدّر نموده است، تا همیشه غنى و بى نیاز باشى. نسبت 

به همسایگان، دوستان و همنشینان خود نیكى و احسان نما تا مسلمان محسوب شوى. 

با افراد (مختلف) آنچنان بر خورد كن كه انتظار دارى دیگران همانگونه با تو بر خورد نمایند.


[2] ـ نزهه النّاظر و تنبیه الخاطر: ص 79، ح 33، بحارالأنوار: ج 78، ص 112، س 8.

 

میلاد صارمی نایینی 



طبقه بندی: کریم اهلبیت، 
برچسب ها: کریم اهلبیت امام حسن مجتبی، خلیل صارمی نایینی (ناصر) شاعر و نویسنده معاصر، استاد ناصر، ostadnaser، بنیانگذار ورزشهای رزمی در شرق اصفهان بزرگ، استاد نایینی،  
[ جمعه 1399/02/19 ] [ 05:58 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙


Image result for ‫تصاویر ناصر الدین شاه‬‎

آفت تملق

ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﻧﺨﺠﻴﺮﮔﺎﻩ ﺍﺯ ﺯﺑﺎﻥ ﻧﺎﺻﺮﺍﻟﺪّﯾﻦ ﺷﺎﻩ ﻧﻘﻞ شده ﺍﺳﺖ:

"ﻣﺎ ﺭﺍ به قصد ﺷﮑﺎﺭ ﺁﻫﻮ به دﺷﺖ ﻗﺰﻭﯾﻦ ﺑﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺷﺶ ﺯﺭﻋﯽ ﺑﻪ ﺷﮑﺎﺭ ﺷﻠﯿﮏ ﮐﺮﺩﻡ.

ﻣﻦ به چشم ﺧﻮﺩ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﺗﯿﺮﻡ ﺑﻪ ﺧﻄﺎ ﺭﻓﺖ!

ﻭﻟﯽ ﺍﻃﺮﺍﻓﯿﺎﻥ به شدت ﻫﺮ ﭼﻪ ﺗﻤﺎﻣﺘﺮ ﻫﻮﺭﺍ ﻭ ﻫﻴﺎﻫﻮ ﻭ ﺳﺮ ﻭ ﺻﺪﺍ ﺭﺍﻩ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ ﮐﻪ: « ﺩﺳﺖ مریزاد ! ﺍﻋﻠﯿﺤﻀﺮﺗﺎ! ﮐﻪ ﺗﯿﺮﺕ ﺑﻪ ﻫﺪﻑ ﺧﻮﺭﺩ!»

ﻭ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺣﺎلی که ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﻓﺮﻭ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ، ﺑﻪ ﻣﻼﺯﻣﻴﻨﻢ ﮔﻔﺘم: ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺍﯾﻦ ﻣﻠﮏ ﻭ ﻣﻤﻠﮑﺖ "ﺗﻨﮓ ﻭ ﺗﺎﺭﻳﮏ ﺍﺳﺖ!"

ﺯﯾﺮﺍ ﮐﻪ این تملق ها ﺭﯾﺸﻪ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪ!"

ﺟﺎﻟﺐ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﯾﻨﺎﻥ ﭘﯽ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﻮﺩﻡ ﻧﺒﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﭼﻨﺪ ﺑﺎﺭﻩ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺑﻪ ﺗﺸﻮﻳﻘﻢ ﻭ ﻫﻮﺭﺍ ﮐﺸﯿﺪﻥ!! 

 بدا به حال کشوری که تملق و چاپلوسی و مدح و ثنای قدرت و ثروت، در آن بصورت یک فرهنگ در آید!


خلیل صارمی نایینی(ناصر)




برچسب ها: خلیل صارمی نایینی (ناصر) شاعر و نویسنده معاصر، استاد ناصر، ostadnaser، بنیانگذار ورزشهای رزمی در شرق اصفهان بزرگ، استاد نایینی، میلاد صارمی نایینی، عبرت تاریخ،  
[ جمعه 1399/01/15 ] [ 11:20 قبل از ظهر ] [ خلیل صارمی نایینی ]
·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه


ایام ولادت سرور و سالار شهیدان امام حسین علیه السلام

 ،امام سجاد علیه السلام

و عباس بن علی علیه السلام

 بر همگان مبارک


·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

حسین علیه السلام
عاشقم من عاشق دیوانه روی حسین(ع)
آرزومندم که باشم ساکن کوی حسین(ع)
سالها گشتم میان هر گلستان بهر گل
گل ندیدم خوشتر از رخسار خوشبوی حسین(ع)
هر کسی را گونه ای دلبستگی در زندگیست
از همه عالم گذشتم من به یک موی حسین(ع)
ترک جان و سر کند از روی اخلاص و صفا
هر که نوشد جرعه ای در عشق از جوی حسین(ع)
(ناصرم) من آتش عشق حسینی در سرم
بر مشامم میرسد از قعر دل بوی حسین(ع)



سجاد علیه السلام

شور ی به جهان کنون در افتاد
ای جان به فدای نام سجاد
هنگام تولد تو مولا
آن لحظه که شاه دین شدی شاد
از بهر دل موالیان هم
ایزد گُل آبرو فرستاد 
چون مادر توست شهر بانو
ای جان جهان و شاه عُبّاد
زین پس عرب و عجم ندارد
سجاد زمادری عجم زاد
ای زینت عرش و فرش و کرسی
ای هر دو جهان ز مهرت آباد 
(ناصر )شده بی پناه و تنها
آقا تو برس دگر به فریاد



عباس علیه السلام

آمده عباس ، بگو یا حسین(ع)
دسته گل یاس ،بگو یا حسین(ع)
جان علی (ع)، زاده ام البنین(س)
مظهر احساس ،بگو یا حسین(ع)

ماه بنی هاشم و سالار عشق
در صف عشاق ، علمدار عشق
در دل میدان شجاعت علی(ع)
بر سر پیمان ،شده بر دار عشق

ای به سخاوت علی دیگری
باب حوائج تویی و سروری
(ناصر) بیچاره و دامان تو 
شافع محشر ، به خدا محشری

خلیل صارمی نایینی « ناصر»
·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

میلاد صارمی نایینی 




طبقه بندی: اعیاد شعبانیه، 
برچسب ها: حسین علیه السلام، امام سجاد علیه السلام، عباس قمر بنی هاشم علیه الیلام، خلیل صارمی نایینی، ostadnaser، استاد ناصر، استاد نایینی بنیانگذار کونگ فو توآ در مناظق شرق اصفهان بزرگ دهه 60،  
[ جمعه 1399/01/8 ] [ 09:09 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙


نوروز باستانی بر همه ی ایرانیان خجسته باد


عیدانه 


تقدیم به همه ی بزرگان ادب و علم و اندیشه 


*****


با باد بهار ســـنبل آمد ..... بوی خوش سبزه و گل آمد 
از رحمت ایــــزد تبارک ..... عید هــــــمگان بُود مـبارک 

نوروز جشن آریائی

قدمت نوروز و وجود این جشن به زمان‌های پیش از هخامنشیان و مادها برمی‌گردد زمانی که آریائی‌ها سرزمین‌شان را به دو قسمت تقسیم می‌کردند و دو فصل گرما و سرما داشتند فصل سرما شامل ده ماه و فصل گرما شامل دو ماه بود، چنانچه در اوستا آمده‌است. بعدها در این دو فصل تغییری پدید آمد و به موجب وندیداد تابستان دارای ۷ ماه و زمستان ۵ ماه گردید. در هر یک از این دو فصل جشنی بر پا می‌داشتند که هر دو آغاز سال نو به شمار می‌رفته‌است. وجود پایه و اساس جشن‌های نوروز و مهرگان در آغاز فصول دوگانهٔ آریائی‌ها گویای آن است که زمینهٔ اصلی پیدایش هر یک از آنها، بزرگداشت سرآغاز سال، توجه به پایان یک فصل و آغاز فصلی دیگر بوده‌است. با مرور زمان و تحول تدریجی اوضاع جشن نوروز از آن صورت بسیط نجومی و گاه‌شناسی بیرون آمد و بعدها جنبه های متعدد دینی و رسمی و سیاسی پیدا کرد. سرانجام این یادگار با سنن دیرین خود از مدتی متجاوز از نه قرن پیش در آغاز برج حمل جای ثابتی یافت و تنها جشن جهانی است که می‌توان گفت تمامی جنبه‌های دینی، رسمی، سیاسی و طبیعی را در خود جای داده‌است.


ای پاکدلان بــــــهار تــقدیم شما 
آن جنّت مانـــــــدگار تقدیم شما 
یک جان به تنم بیش ندارم یاران 
این تحفه به یادگـــار تقدیم شما 


خلیل صارمی نایینی(ناصر)








طبقه بندی: نوروز باستانی، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی « ناصر »، شاعر و نویسنده معاصر، استاد نایینی، استاد ناصر، استاد نایینی بنیانگذار سبک تو آ در مناطق شزق اصفهان بزرگ دهه 60، عید نوروز، نوروز باستانی،  
[ پنجشنبه 1398/12/29 ] [ 10:57 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

هو الجمیل
***
نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی
که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی
*****

 

ز كوی  یار  می‌آید   نسیم   باد  نوروزی                 از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی

 حافظ

باد نوروز كه بوی گل و سنبل دارد                      لطف این باد ندارد كه تو می‌پیمائی 

سعدی 

علم دولت نوروز به صحرا برخاست                   زحمت لشكر سرما ز سرما برخاست

سعدی

مه  من   عید   تو      مبارك        باد                 عیدی  عاشقان  چه  خواهی داد؟

عیدی  و   عید   ما  مه  رخ    تست                عید   ما   بی   رخ   تو    عید  مباد

كمال خجندی

دم عیسی است پنداری نسیم بادنوروزی      كه خاك مرده باز آید در او روحی و ریحانی

سعدی

جهان  از     باد   نوروزی    جوان   شد              زمین  در سایه  سنبل نهان شد

اوحدی مراغه ای 

ماه من چهره برافروز كه آمد شب عید             عید بر چهرة چون ماه تو می‌باید دید

شهریار

وقت آن است كه باهم ره صحراگیریم             كزدم باد سحر بوی بهار آمد  و  عید

شهریار

نوروز   ماه   فاخته   و    عندلیب   را               در  بوستان  نوا گر  و  بر بط زن  آورد

دكتر  صورتگر

آمد بهار و گل شد و نوروز هم گذشت            گردسرت نگشتم وامروزهم گذشت

عصری تبریزی 

بر آمد    باد     صبح    و   بوی   نوروز            به  كام  دوستان  و  بخت  پیروز

مبارك  بادت  این  سال  و  همه سال            همایون بادت این روز و همه روز

سعدی

خرّمی صحن باغ با تو خرامیدن است            فرّخی صبح عید با تو صفا كردن است

فروغی بسطامی

مباركتر    شب    و     خرمترین   روز            به  استقبالم  آمد  بخت پیروز

دهل  زن  گر د و  نوبت  زن    بشارت            كه دوشم قدر بود امروز نوروز

 سعدی


ایّام  بقا   چو    باد    نوروز   گذشت            روز و شب مابه محنت وسوز گذشت

تا  چشم  نهادیم  بهم ،  صبح   دمید         تا دیده گشودیم  زهم ،  روز  گذشت

معین الدّین شیرازی

نوروز  تازه    می‌كند    آئین   باستان            ایران نوخوش است بدین خلعت نوی

شهریار

خجسته  باد  به  ایران  باستان  نوروز            كه    یادگار   ز   جمشید كامكار آمد

شهریار

نوروز  می‌نوازد  روح  از  نسیم  اسحار           خورشیدمی‌درخشدبرچشمه های كهسار

شهریار 

دوشیزگان نوروز صف در چمن كشیده            در بر  قبای گلبرگ،  بر  سر  كلاه  گلنار

شهریار

اسْعَد َ الله لَكَ العید  به   شكرانه   بیا            كه مرادیدن رخسارتوعیدی است سعید

شهریار

عید  كسی  ز  داغ  عزیزان  عزا   مباد           ای ساكنان كوی طرب عیدتان سعید

شهریار

فصل سرمارفت وعیدی آمدوخرم بهاری         وه‌چه‌نوروزی،‌چه‌خوش‌عهدی،چه‌نیكو‌روزگاری

ابوالقاسم حالت 

خوش و نكو ز پی هم رسید عید و بهار           بسی نكوتر و خوشتر زپارواز پیرار

ازرقی

خوش آمدبادنوروزی به صبح ازباغ پیروزی        به بوی دوستان ماندنه بوی بوستان دارد

سعدی

سال مهت مبارك و روز وشبت به خیر            بختت بلند و گردش گیتی به كام باد

سعدی

بس كه بدمی‌گذرد زندگی اهل جهان            مردم از عمر چو سالی گذرد عید كنند

صائب تبریزی

روز  عید  آمد  و  هنگام  بهار  است  امروز            بوسه ده ای گل نورسته كه عیداست وبهار

رهی معیّری 

خلق  گیرند ز  هم   عیدی  اگر  موقع عید           جای عیدی تو به من بوسه ده ای لاله عذار

رهی معیّری

شب‌ عید ای  كمان ابرو  از آن‌چشم‌و ازآن مژگان         بیا تا تیر همچشمی به ماه و اختر اندازیم 

شهریار 

روز  نوروز  است سروگل عذار  من كجا است؟       در چمن یاران همه جمعند یارمن كجااست؟

هلالی جغتائی

سخن در پرده می‌گویم  چوگل از غنچه‌ بیرون‌ آی     كه بیش از پنج روزی نیست حكم میرنوروزی

حافظ

شكوه عیدسلطانی است،ساقی جام جم برگیر         كه سلطان فلك را تاج خورشید از سراندازیم

شهریار

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منبع :سایت لطایف و ظرایف ادبی استاد شربیانی

میلاد صارمی نایینی  




طبقه بندی: نوروز در شعر پارسی، 
برچسب ها: نوروز، روز نو، خلیل صارمی نایینی، استاد نایینی، استاد ناصر، بنیانگذار سبک توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، شاعر و نویسنده معاصر،  
[ پنجشنبه 1398/12/29 ] [ 10:55 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]


هو العزیز
***
  گفت پیغمبر به اصحاب کبار 
تن مپــوشانید از بــاد بــهار
آنـچه با برگ درختان میکند
با تـن و جان شما آن میکند
*****
از باد بهار سنبل آمد
بوی خوش سبزه و گل آمد
از رحمت ایزد تبارک
پیــوند شــکوفه ها مـبارک
ناصر

      بهارآمد بهار آمد  خوش  آمد                                  بهاری  دلگشا  و   دلكش آمد

شهریار  

 بهار بود و تو بودی و عشق بود و امید               بهار رفت و تو رفتی و هر چه بود گذشت

دكتر ایرج دهقان

گویند بهاری شد وگل آمد و دی رفت                 ما بی تو ندیدیم كه كی آمد و كی رفت

تسلیمی كاشانی

آمد بهار و گل شدو نوروز هم گذشت                 گرد سرت نگشتم و امروز  هم گذشت

عذری تبریزی

آمد بهار و رفت  و  من از كنج آشیان                  وقتی بر آمدم  كه  گلی  در چمن نماند

عاشق اصفهانی  

بهار می‌رسد آیا بــــود كه در چمنی                  نشسته پای گل و یاسمین تو باشی ومن

هلالی جغتایی

بهار رفته بــــــاز   آمــــــــــد  دوباره                   پرستوی  به     غربت    رفته    بر    گرد

مهدی سهیلی 

رسم بد عهدی ایّام  چو دید  ابر  بهار                 گریه‌اش بر سمن و سنبل و نسرین آمد

حافظ

مرا  هرگه بهار  آید به خاطر یاد یار آید                به  خاطر  یاد  یار  آید مرا هر گه بهار  آید

شهریار

بهار  می‌رسد  آهنگ  باغ كن زان پیش             كه   رفته   باشی   و    بار   دگر  بهار آید

هلالی جغتایی 

خیّاط      ازل     ز     لاله   بر    پیكر  كوه             بر  دوخت   قبای    سرخ   پا  تا سر كوه

رشدی

نوبهار آمد دگر عالم گلستان شد چو تو           ابر گریان گشت چون من باغ خندان شد چو تو

شهیدی قمی 

بهار   مژدة   نو    داد    فكر    باده     كنید           ز عمر خویش در این فصل استفاده كنید 

ملك‌الشعرا بهار

آمد بهار  و   غنچه  گل   خنده  زد به شاخ           آن  غنچة  كه خنده نبیند دل من است

پژمان بختیاری

نوبهار آمد و چون عهد بتان توبه شكست            فصل گل دامن ساقی نتوان داد زدست

شهریار 

آمد  بهار   و   باد   صبا   مشكبار    گشت           نی‌نی بهشت آمد و نامش بهار گشت

سامان شیرازی

هوا   معتدل     بوستان     دلكش   است            هوای دل  دوستان  زان  خوش  است

نظامی 

روز  بهار  است  خیز   تا  به  تماشا  رویم            تكیه  بر  ایّام  نیست  تا دگر   آید بهار

سعدی

نوبهار  آمد و گل سر زده، چون  عارض یار            ای گل تازه،  مبارك  به تو این تازه بهار

رهی معیّری 

گر دل خلق  بود خوش كه بهار آمد  و  گل            نو  هار  منی  ای  لاله  رخ  گل  رخسار

رهی معیّری

بهترین فصل است بین فصلها فصل بهار             بلبلان خوشنوا در نغمه بر هر شاخسار

رمضانی ثابت



ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منبع :سایت لطایف و ظرایف ادبی استاد شربیانی

میلاد صارمی نایینی 




طبقه بندی: بهار در شعر پارسی، 
برچسب ها: شکوفه های بهار، خلیل صارمی نایینی « ناصر »، استاد نایینی، استاد ناصر، استاد نایینی بنیانگذار سبک تو آ در مناطق شزق اصفهان بزرگ دهه 60، عید نوروز، میلاد صارمی نایینی،  
[ پنجشنبه 1398/12/29 ] [ 10:54 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

موجبات شهادت امام موسى كاظم علیه السلام


 

" انتم الصراط الاقوم و السبیل الاعظم و شهداء دارالفناء و شفعاء دارالبقاء. (1)؛ شما راست ‏ترین راه ها و بزرگترین شاهراه ها هستید. شما شهیدان این جهان و شفیعان آن جهانید.

همه ائمه اطهار علیهم السلام به استثناى وجود مقدس حضرت حجت عجل الله تعالى فرجه كه در قید حیات هستند، شهید از دنیا رفته‏اند؛ هیچ یک از آنها با مرگ طبیعى و با اجل طبیعى و یا با  یك بیمارى عادى از دنیا نرفته‏اند، و این یكى از مفاخر بزرگ آنهاست. خود آنان همیشه آرزوى شهادت در راه خدا را داشتند كه ما مضمون آن را در دعاهایى كه آنها به ما تعلیم داده‏اند و خودشان مى‏خوانده‏اند مى‏بینیم. على علیه السلام مى‏فرمود: "من تنفر دارم از این كه در بستر بمیرم، هزار ضربه ‏شمشیر بر من وارد بشود بهتر است از این كه آرام در بستر بمیرم." و ما نیز در دعاها و زیاراتى كه قرائت مى‏كنیم یكى از فضائل ائمه را به این نام یادآوری می کنیم كه آنها از زمره شهدا هستند و شهید از دنیا رفته‏اند.

در اصطلاح، «شهید» لقب وجود مقدس امام حسین علیه السلام است و ما معمولا ایشان را به لقب‏«شهید» مى‏خوانیم: «الحسین الشهید». همان طور كه لقب امام ششم  را‏ «جعفرالصادق‏» و لقب امام موسى بن جعفر را ‏« موسى الكاظم‏» مى‏گوییم ، لقب سیدالشهداء نیز« الحسین الشهید» است. ولى این بدان معنى نیست كه ائمه دیگر ما شهید نشده‏اند. همان طور كه اگر موسى بن جعفر را ‏«الكاظم‏» می نامیم معنایش این نیست كه سایر ائمه" كاظم" نبوده‏اند -"كاظم‏" یعنى كسى كه بر خشم خود مسلط است- ، یا اگر به امام هشتم مى‏گوییم «الرضا» معنایش این نیست كه دیگران مصداق‏«الرضا» نیستند، و یا اگر امام ششم را «الصادق‏» می نامیم ، معنایش این نیست كه دیگران العیاذ بالله صادق نیستند.


تاثیر مقتضیات زمان در شكل مبارزه

اینجا این سوال مطرح می شود كه چرا  سایر ائمه را "شهید" می گوییم؟ با این که بر اساس اسناد تاریخی ایشان در مقابل دستگاه هاى جور زمان خودشان قیام نكرده و شمشیر نكشیده اند؟ و ظاهر سیره ‏شان نشان مى‏دهد كه روش ایشان با روش امام حسین(ع) متفاوت بوده است.

این که ما تصور کنیم  سایر ائمه با روش امام حسین(ع) در این جهت اختلاف و تفاوت داشته است، تصور غلطی است. این هم که برخی فکر می کنند بنای امام حسین علیه السلام بر مبارزه با دستگاه جور زمان خود بود ولى سایر ائمه بنای مبارزه را نداشتند، تفکر نادرستی است. امكان ندارد مقام مقدس امام  با دستگاه ظلم و جور زمان خودش سازش كند و خودش را با آن منطبق كند؛ بلكه همیشه با آنها مبارزه مى‏كند. تفاوت در این است كه شكل مبارزه فرق مى‏كند. یك وقت مبارزه علنى است و اعلان جنگ می شود؛ و وقتی دیگر، مبارزه هست ولى نوع مبارزه فرق مى‏كند. یعنی مقتضیات زمان در شكل مبارزه  تاثیر می گذارد. هیچ وقت مقتضیات زمان در این جهت نمى‏تواند تاثیر داشته باشد كه در یك زمان سازش با ظلم جایز نباشد ولى در زمان دیگر جایز باشد. در واقع سازش با ظلم در هیچ زمانى و در هیچ مكانى و به هیچ شكلى جایز نیست، اما ممكن است شكل مبارزه فرق كند. تاریخ ائمه اطهارعموماً حكایت مى‏كند كه همیشه در حال مبارزه بوده‏اند. اگر مى‏گویند مبارزه در حال تقیه، مقصود سكون و بى تحركى نیست.« تقیه‏» از ماده ‏«وقى‏» است، مثل تقوا كه از ماده ‏«وقى‏» است. تقیه معنایش این است که به شكل مخفیانه‏ و در یك حالت استتار از خود دفاع كردن؛ نه دست از مبارزه برداشتن.

همه ائمه اطهار این افتخار را دارند كه در زمان خودشان با هیچ خلیفه جورى سازش نكردند و همیشه در حال مبارزه بودند. ایشان در مقابل خلفایی نظیر عبدالملك مروان، اولاد عبدالملك، پسرعموهاى عبدالملك، بنى العباس، منصور دوانیقى، ابوالعباس سفاح، هارون الرشید، مامون و متوكل و ... که از بدنام‏ ترین افراد تاریخ هستند، ایستادند و به انحاء مختلف مبارزه نمودند. اگر مقاومت ائمه اطهار در مقابل اینها نبود، و اگر ایشان فسق ها و انحراف هاى آنان را برملا نمى‏كردند و غاصب بودن و نالایق بودن آنها را به مردم تذکر نمى دادند‏، امروز ما هارون و مخصوصاً مامون را در ردیف قدیسین مى‏شمردیم. اگر ائمه، باطن مامون را آشكار نمى‏كردند و وى را معرفى نمى‏نمودند، مسلما امروز او یكى از قهرمانان بزرگ علم و دین در دنیا تلقى مى‏شد.

در این مقاله بحث ما در زمینه عواملی است که موجبات شهادت امام موسى بن جعفرعلیهماالسلام را فراهم نموده است. البته در این كه موسى بن جعفرعلیهماالسلام به شهادت رسیده، از مسلمات تاریخ است. بنا بر معتبرترین و مشهورترین روایات، موسى بن جعفرعلیهماالسلام چهار سال در كنج ‏سیاه چالهاى زندان به سر برد و در زندان هم به شهادت رسید.


امام در زندان بصره

امام فقط در یك زندان محبوس نبود، بلکه  در زندان هاى متعدد به سر برد. ایشان را از این زندان به آن زندان منتقل مى‏كردند، و راز مطلب این بود كه در هر زندانى كه امام را مى‏بردند، پس از اندك زمانی زندانبان مرید امام مى‏شد. اولین حبس امام در هفتم ماه ذى الحجه سال 178، از زندان بصره آغاز گردید. امام را تحویل  عیسى بن جعفربن ابى جعفر منصور، -  نوه منصور دوانیقى-  والى بصره دادند. او  یك مرد عیاش و شرابخوار، و اهل رقص و آواز بود. مدتى که از زندانی بودن امام گذشت، كم كم عیسى بن جعفر علاقه ‏مند و مرید امام شد.عیسی بن جعفر بر اساس تبلیغات حکومت تصور مى‏كرد كه امام کاظم (ع) مردى ‏یاغى است كه  مدعى خلافت است، ولی پس از چندی همجواری با امام دریافت که ایشان نه تنها دل به دنیا نبسته است بلکه غرق در معنویت است. و اگر مساله خلافت ‏براى ایشان مطرح است از جنبه معنویت مطرح است نه این كه یك مرد دنیا طلب باشد. همین مسائل باعث شد که وضع تغییر کند و عیسی دستور داد اتاق بسیار خوبى  در اختیار امام قرار دادند و رسماً از امام پذیرایى مى‏كرد. از آن طرف هارون محرمانه به عیسی پیغام داد كه امام را بکشد. عیسی جواب داد که چنین كارى نمى‏كند. پس از این که هارون برای اجرای دستورش فشار زیادی آورد؛ عیسی  نامه ای به خلیفه نوشت كه "دستور بده زندانی را از من تحویل بگیرند والا  او را آزاد مى‏كنم، من نمى‏توانم چنین مردى را به عنوان یك زندانى نزد خود نگاه دارم." و البته چون عیسی بن جعفر پسرعموى خلیفه و نوه منصور بود، برای حرفش احترام قائل بودند.


امام در زندان هاى مختلف

بالاخره امام را از بصره به بغداد آوردند و تحویل فضل بن ربیع دادند. فضل بن ربیع، پسر« ربیع‏» حاجب -دربان- معروف است. (2) پس از مدتی فضل هم  به امام علاقه ‏مند شد و وضع امام را تغییر داد که وضع بهترى بود. جاسوسان به هارون خبر دادند كه موسى بن جعفر در زندان فضل بن ربیع به خوشى زندگى مى‏كند، در واقع زندانى نیست و مثل میهمان است. هارون امام را از او گرفت و تحویل فضل بن یحیاى برمكى داد. فضل بن یحیى هم بعد از مدتى شروع به خوشرفتاری با امام كرد كه هارون خیلى خشمگین شد و جاسوس فرستاد که تحقیق كنند؛ و چون دیدند که جریان صحت دارد، هارون امام را از او نیز تحویل گرفت و فضل بن یحیى مغضوب واقع شد. پس از آن یحیى برمكى پدر فضل، براى این كه مبادا به سبب سرپیچی پسرانش از اوامر هارون از چشم هارون بیافتند، در مجلسى سر زده  نزد هارون رفت و گفت: اگر از پسرم تقصیری سر زده، من حاضرم اوامر شما را اطاعت كنم؛ پسرم توبه كرده است، او را ببخشید. یحیی پس از آن که دل هارون را به دست آورد، به بغداد آمد  و امام را از پسرش تحویل گرفت و تحویل زندانبان دیگرى به نام سندى بن شاهك داد كه گفته می شود مسلمان نبود. در زندان او خیلى بر امام سخت گذشت، و امام در زندان او هیچ روى آسایش ندید.


در خواست هارون از امام

در آخرین روزهایى كه امام زندانى بود و تقریباً یك هفته بیشتر به شهادت ایشان باقى نمانده بود، "هارون" یحیى برمكى را نزد امام فرستاد و با نرمی و ملایمت به او گفت از طرف من به پسرعمویم سلام برسان و به او بگو بر ما ثابت ‏شده كه تو گناهى و یا تقصیرى نداشته‏ای ولى متأسفانه من قسم خورده‏ام كه تا تو اعتراف به گناه نكنى و از من تقاضاى عفو ننمایى، تو را آزاد نكنم؛ البته لازم نیست هیچ كس هم ‏بفهمد. همین قدر که در حضور همین یحیى اعتراف كنی کافی است، چرا که من نمی توانم سوگند خود را بشکنم.

امام آن روح مقاوم و بزرگ، به یحیی پاسخ می دهد:« به هارون بگو از عمر من دیگر چیزى باقى نمانده است‏» و پس از یك هفته امام را مسموم نمودند.


علت دستگیرى امام

چرا هارون دستور دستگیری امام را داد؟ پاسخ روشن است: خلیفه  به موقعیت اجتماعى امام حسادت مى‏ورزید و احساس خطر مى‏كرد، او برای  حکومتش احساس امنیت نداشت. زمانی كه هارون تصمیم مى‏گرفت ولایتعهدی  را براى پسرش امین، و بعد از او براى دیگر پسرانش مامون و مؤتمن تثبیت كند؛ علما و برجستگان شهرها را دعوت مى‏نمود تا همگی در آن سال به مكه بروند چرا كه مى‏خواست در آنجا از همه بیعت ‏بگیرد. اما برای چنین برنامه ای مانعی بزرگ وجود داشت و آن مانع امام کاظم علیه السلام بود. آن كسى كه اگر در آن جمع حضور می داشت و چشمها به او می افتاد، این فكر در اذهان ایجاد مى‏شد که آن كسی که  ‏براى خلافت لیاقت دارد امام کاظم علیه السلام است و در اینجا قطعا نقشه های هارون به هم می خورد. پس وقتى كه به مدینه آمد، دستور زندانی کردن امام  را داد.

 در تاریخ آمده است که یحیى برمكى به اطرافیانش گفت: من گمان مى‏كنم خلیفه  ظرف امروز و فردا دستور بدهد موسى بن جعفر را توقیف كنند. گفتند چطور؟ گفت: من همراهش بودم كه به زیارت حضرت رسول در مسجدالنبى رفتیم، وقتى كه خواست‏ به پیغمبر سلام بدهد، دیدم این گونه سلام مى‏گوید: السلام علیك یا ابن العم  یا رسول الله. بعد گفت: من از شما معذرت مى‏خواهم كه مجبورم فرزند شما موسى بن جعفر را توقیف كنم.

بالاخره هارون دستور داد جلادهایش به سراغ امام بروند. اتفاقا امام در خانه نبود. ایشان به مسجد پیغمبر رفته بود. سربازها به مسجد رفتند و وقتى وارد شدند كه امام در حال نماز بود. مهلت ندادند كه موسى بن جعفر نمازش را تمام كند، در همان حال نماز، ایشان را كشان كشان از مسجد پیغمبر بیرون بردند كه حضرت نگاهى به قبر رسول اكرم كرد و عرض كرد: السلام علیك یا رسول الله، السلام علیك یا جداه، ببین امت تو با فرزندان تو چه مى‏كنند؟!

چرا هارون این اعمال را انجام داد؟ مگر امام قیامی بر پا کرده بود؟ از مسلمات تاریخ است که ایشان قیام نکرده بود ولی وجود خود امام برای هارون و حکومتش خطر داشت، چون خلیفه مى‏خواست براى ولایتعهدی فرزندانش بیعت‏ بگیرد؛ هارون نگران بود که امام اعلام نماید هارون و فرزندانش غاصب خلافتند.


سخن مامون

عملکرد مامون به گونه ای بوده است كه بسیارى از مورخین او را شیعه مى‏دانند، و مى‏گویند از علماى شیعه بوده است. این مرد مباحثاتىمنطقی با علماى اهل تسنن داشته است كه در متن تاریخ ضبط است. چند سال پیش یك قاضى سنى اهل تركیه‏اى كتابى نوشته بود كه به فارسى نیز ترجمه شد به نام ‏« تشریح و محاكمه درباره آل محمد». در آن كتاب، مباحثه مامون با علماى اهل تسنن درباره خلافت ‏بلا فصل حضرت امیر(ع) نقل شده است. نوشته‏اند زمانی خود مامون گفت: اگر گفتید چه كسى تشیع را به من آموخت؟ گفتند چه كسى؟ گفت: پدرم هارون. من درس تشیع را از پدرم هارون آموختم. گفتند: پدرت هارون كه با شیعه و ائمه شیعه از همه دشمن‏تر بود. گفت: در عین حال قضیه از همین قرار است. در یكى از سفرهایى كه پدرم به حج رفت، ما همراهش بودیم. من بچه بودم، همه به دیدنش مى‏آمدند، مخصوصاً مشایخ، معاریف و كبار. دستور داده بود هر كسى كه مى‏آید، اول خودش را معرفى كند، یعنى اسم خودش و پدرش و اجدادش را تا جد اعلایش بگوید تا خلیفه بشناسد كه او از قریش است ‏یا از غیر قریش؛ و اگر از انصار است، ‏خزرجى است ‏یا اوسى. هر كسى كه مى‏آمد، اول دربان نزد هارون مى‏آمد و مى‏گفت: فلان كس با این اسم و این اسم پدر و غیره آمده است. روزى دربان آمد گفت آن كسى كه به دیدن خلیفه آمده است مى‏گوید: "بگو موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسین بن على بن ابى طالب." تا این را گفت، پدرم از جا بلند شد، گفت: بگو بفرمایید، و بعد گفت: همان طور سواره بیایند و پیاده نشوند؛ و به ما دستور داد كه از ایشان استقبال كنیم. ما رفتیم. مردى را دیدیم كه آثار عبادت و تقوا در ظاهرش كاملا هویدا بود. نشان مى‏داد كه از آن عباد است. سواره بود كه مى‏آمد، پدرم از دور فریاد كشید: شما را سوگند مى‏دهم كه همین طور سواره نزدیك بیایید، و او چون اصرار زیاد پدرم را دید  یك مقدار روى فرش ها سواره آمد. به امر هارون دویدیم ركابش را گرفتیم و او را پیاده كردیم. هارون وى را بالا دست‏ خودش نشاند و مؤدب نشست، و بعد سؤال و جواب هایى كرد:

- عائله ‏تان چند نفرند؟ معلوم شد عائله‏اش خیلى زیاد است.

-  وضع زندگیتان چطور است؟ امام پاسخ دادند.

- عوایدتان از کجا تأمین می شود؟

پس از این سوال و جواب ها وی  رفت. وقتى خواست ‏برود پدرم به ما گفت: بدرقه كنید، در ركابش بروید. و ما به امر هارون تا در خانه‏اش در بدرقه‏اش رفتیم، كه او آرام به من گفت تو خلیفه خواهى شد و من یك توصیه بیشتر به تو نمى‏كنم و آن این كه با اولاد من بدرفتارى نكن.

ما نمى‏دانستیم این كیست. برگشتیم. من از همه فرزندان ناراحت تر بودم، وقتى خلوت شد به پدرم گفتم این كى بود كه تو این قدر او را احترام كردى؟ خنده‏اى كرد و گفت: اگر راستش را بخواهى این مسندى كه ما بر آن نشسته‏ایم مال اینهاست. گفتم آیا به این حرف اعتقاد دارى؟ گفت: اعتقاد دارم. گفتم: پس چرا واگذار نمى‏كنى؟ گفت: مگر نمى‏دانى "الملك عقیم"؟ تو كه فرزند من هستى، اگر بدانم كه مدعى من می شوى، آنچه را كه چشمهایت در آن قرار دارد از روى تنت ‏بر مى‏دارم.

پس از مدتی هارون شروع کرد به صله دادن. پول هاى گزاف برای افراد مى‏فرستاد، پول هایی به میزان پنج هزار دینار زر سرخ، چهارهزار دینار زر سرخ و غیره. من فکر کردم لابد پولى كه براى این مردى كه این قدر برایش احترام قائل است مى‏فرستد خیلى زیاد خواهد بود. ولی دیدم كمترین پول را براى او فرستاد؛ یعنی دویست دینار. سؤال كردم که علت این کار چیست؟ گفت: مگر نمى‏دانى اینها رقیب ما هستند. سیاست ایجاب مى‏كند كه اینها همیشه تنگدست‏ باشند و پول نداشته باشند؛ زیرا اگر زمانى امكانات اقتصادى ‏شان زیاد شود، یك وقت ممكن است كه صد هزار شمشیر علیه پدر تو قیام كند.


میلاد صارمی نایینی


ادامه مطلب

طبقه بندی: امام موسی کاظم علیه السلام، 
برچسب ها: امام کاظم علیه السلام، استاد نایینی، ostadnaser، استاد ناصر، شهادت امام موسی کاظم علیه السلام، خلیل صارمی نایینی شاعرو نویسنده معاصر، استاد نایینی ببنیانگذار کونگ فو توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه60،  
[ پنجشنبه 1398/12/29 ] [ 10:52 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

جشن سوری
امسال به خاطر همه دوست داشتن ها در خانه میمانیم
فرا رسیدن بهار و آغاز سال 1393
پیشا پیش
بــر شمــا عــزیــزان خجــسته بــــــاد

یکی از جشن‌های آتش که در ایران باستان برای پیش درآمد یا پیش‌باز نوروز برگزار می‌شده و آمیزه‌ای از چند آیین گوناگون است، جشن سوری بوده‌است. سوری به یک چم (معنی) سرخی است و اشاره به سرخی گل است که در این روز می‌افروخته‌اند. در تاریخ بخارا آمده‌است:

چون امیر سدید منصوربن نوح به ملک نشست، هنوز سال تمام نشده بود که در شب سوری چنان که عادت قدیم است آتشی عظیم افروختند.

این آتش را در شب سوری که هم‌زمان با روزهای «بهیژک» یا «پنچهٔ دزدیده» بود برای گریزاندن سرما و فراخوانی گرما، آن هم بیشتر بر روی بامها می‌افروختند که هم شگون داشته و هم به باور نیاکانمان، تنورهٔ آتش و دود بر بامها، فروهر درگذشتگان را به خانه‌های خود رهنمون می‌کرده‌است.

به دیگر سخن این آتش‌افروزی بر بام خانه‌ها، آخرین گام از آیین‌های گاهنبار پنجه یا ده روز پایان سال است. این ده روز را ده روز فروردیان یا فروردیگان می‌گویند که دربرگیرندهٔ پنجه کوچک (پنج روز نخست-اشتاد روز تا اناران- از ماه اسفند در گاهشماری زرتشتی، برابر با بیست و پنجم اسفند ماه بنا به گاهشمار رسمی کشور) و پنجه بزرگ (پنجهٔ دزدیه، پنج روز پایان سال) می‌باشد

چند روز پیش از نوروز مردمانی به نام آتش‌افروزان که پیام‌آور این جشن اهورایی بودند به شهرها و روستاها می‌رفتند تا مردم را برای این آیین آماده کنند. آتش‌افروزان، زنان و مردانی هنرمند بودند که با برگزاری نمایشهای خیابانی، دست‌افشانی‌ها، سرودها و آوازهای شورانگیز به سرگرم کردن و خشنود ساختن مردمان می‌پرداختند؛ آنها از هفت روز پیش از نوروز تا دو هفته پس از نوروز با پدید آمدن تاریکی شامگاه، در تمامی جایهای شهر و ده آتش می‌افروختند و آن را تا برآمدن خورشید روشن نگاه می‌داشتند. این آتش، نماد و نشانهٔ نیروی مهر و نور و دوستی بود. هدف آتش‌افروزان برگرداندن نیروی فزاینده و نیک به مردمان برای چیره شدن بر غم و افسردگی بود. همین هدف مهمترین دلیل برپایی جشن سده در میانه زمستان هم هست.


آتش نه تنها در نزد ایرانیان که از اقوام کهن هستند، بلکه در میان بیشتر اقوام کهن چه هند و  اروپایی و چه غیره وجودی مقدس بوده است. در روایت های کهن هند و ایرانی، آتش (آذر) فرزند اهورامزدا بوده و همچنین در نوشته های اوستایی لقب وی پسر اهوراست. عقیده به پاکی و پاک کنندگی آتش چنان بوده است که یکی از آزمایش های اثبات بی گناهی، گذر از میان آتش بوده که برجسته ترین آن، گذر سیاووش از میان آتش است. نام آذر در گاهشماری اوستایی بعد از اهورامزدا و امشاسپندان بلافاصله می آید که نشان از اهمیت وی دارد. نام روز نهم به نام آذر نامزد گردیده است. در میان جشن های مهم و کهن ایرانی جشن آتش یکی از مهم ترین آنهاست که جشن سده نام دارد. اهمیت آتش چنان بوده که نخستین جشن را در اسطوره ها پیدایش آتش و قبله شدن آتش در میان اقوام هند و ایرانی دانسته اند. ایرانیان پیش از برپاکردن هر جشن برای نیایش به آتشکده ها می رفتند. شاهان کیانی و هخامنشی و ساسانی برای پیروزی به آتشکد ها می رفتند و نذر می کردند.
رسم آتش افروزی پیس از فرا رسیدن سال نو بسیار کهن و قدیمی است. بسیاری از اسطوره شناسان، آن را به هنگام هم زیستی هند و اروپائیان بر می گردانند. هر چند در نزد اقوام دیگر هم مانند بابلیان و سومری ها رواج داشته است. 


در گاهشماری باستانی ایران گفتیم که سال ایرانی 12ماه و هرماه 30 روز در نتیجه می شود 360، اما سال بعد 5 روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 46 ثانیه بعد آغاز می شود. این 5 روز را به نام گاهان اشو زرتشت نام نهادند. در میان اقوام کهن اعتقاد بر این بود که این 5 روز آخر سال خارج از زمان جهانی است و این مدت متعلق است به مردگان یا همان چیزی که ایرانیان به آن می گویند فروهر faravahara یا فره وشی که در پهلوی forohar شده است. به این 5 روز پنجه ی دزدیده شده می گفتند.

در کتاب بندهشن (بندهش از دو واژه بن (پایه) + دهشن (آفرینش) درست شده که می شود گفت با سفر آفرینش (کتاب آفرینش) ادیان سامی یکی است) در مورد فروهرها این چنین آمده است: "اورمزد انسان را پنج نیرو آفرید که عبارتند از تن، جان، روان، ادونگ و فروهر. بدن یا تن جزء مادی است و جان پیوستگی بسیار با باد دارد و مانند آن سبک و گریزنده است. روان نیرویی است در بدن که می تواند ببیند و بشنود و بگوید و... اودنگ (که به زیان امروزی می شود آیینه) همان تصویر ،شکل و صورت است و جای آن در کره ی خورشید است. اما فروهر نیرویی است که از نزد اورمزد می آید. پس از مرگ بدن نیز به نزد اوزمزد باز می گردد".

در اعتقادات کهن ایرانی اهورامزدا آفرینش را در شش نوبت از سال آفرید. برای همین است که در گاهشمار ایرانی هفته وجود ندارد. این نوبت های آفرینش را گاهنبار یا گهنبار می نامند.

این شش گاهنبار عبارتند از:
1- میدیوزرم گاه (آفرینش آسمان)
2- میدیوشم گاه (آفرینش آب)
3- پتی شهیم گاه (آفرینش زمین)
4- ایاسریم گاه (آفرینش گیاهان)
5- میدیاریم گاه (آفرینش چهارپایان)
6- همس پت میدیم گاه (آفرینش انسان)

هریک از این گاهنبار ها 5 روز به درازا می کشد. اولین آن ها از روز خور تا دی به مهر اردیبهشت و آخرین آنها در روز های کبیسه سال است که نام گاثهای اشو زرتشت را بر روی آنها گذاشته اند. در همین روزها است که جشن فره وشی ها برگزار می شود.

مروری کوتاه به آنچه گفته شد به ما نشان می دهد که:
1- پنج روز آخر سال به اعتقاد اقوام کهن هند و اروپایی و همچنین دیگران مانند سومریان بابلیان ایلامیان و مصریان خارج از زمان جهانی بوده است وبه مردگان تعلق داشته است.
2- در این 5 روز به اعتقاد هندو ایرانیان انسان آفریده شد.
3- این روزها با فروهرها ارتباط دارند.

اعتقاد بر این بوده است که در روزهای کبیسه، فروهر مردگان به این جهان باز می گشتند و به دیدار خانواده ها و آشنایان خود می رفتند. اعتقاد بر این بود که خانواده ی درگذشته با روشن کردن آتشی که به آن سوریک (ik پسوند نسبت در زبان پهلوی ساسانیک و به معنای سرخ است) گفته می شده؛ فروهر درگذشتگان خود را راهنمایی می کردند که خانه ی خود را پیدا کنند. این آتش بعد از فرو رفتن خورشید در روز انارام از ماه آرمئتی سپندارمذ روشن می شود و در تمام روز های همس پت میدیم گاه و تا نوروز روشن می ماند. در کنار آتش سوریک که در زبان فارسی دری نوین به سوری بدل شده است گل، شراب، شیرینی، غذا، پر مورد و سرو برای فروهر ها بالای بام می گذاشتند تا اینکه فروهرها از اینکه به یاد آنها هستند از خانواده های خود خشنود گردند. آتش سوریک در مجمرهای خانگی که نشان زنده بودن خاندان و دودمان بود نگهداری می شده است و در روی آن کندور می سوختند و برای فروهر خود نماز می خواندند.

 

انچه گفته شد فلسفه ی آتش افروزی برای فروهر در گذشتگان در 5 روز پایان سال بود. اما پس آتش چهار شنبه سوری چیست؟
افروختن آتش در چهار شنبه ی پایان سال و جشن سوری در دوره ی بعد از دورن شده تازیان به ایران رواج پیدا کرده است. با درون شدن تازیان به ایران بسیاری از آیین ها و جشن های ایرانی کم رنگ و حتی برخی از آنها از بین رفت و فرهیختگان و دل سوختگانی که قصد نگاهداری آیین های خود را داشتند در برخی موارد تا می توانستند آیین های ایرانی را با لباس دین اسلام نگاهبانی کردند (نمونه بارز آن در مورد مکان های گرامی ایرانی، آرامگاه کوروش بزرگ است؛ که در هنگام درون شد تازیان با نام مقبره مادر سلیمان نبی از تخریب آن جلو گیری کردند). جشن سوری نیز به نظر می آید از همین پوشش ها و تفسیر ها بوده است و برای زنده نگاهداری آیین آتش افروزی با لباس دینی جدید آرایش خورد و چهارشنبه سوری را متولد کردند .
می دانیم که امویان تازی بسیار با ایرانیان و ایرانی گری دشمن بودند. ایرانیان با درون شد تازیان، آیین های خود را مخفیانه و نهان برگزار می کردند و جشن پیدایش آتش که همان سده است را برای نخستین بار بعد از دورن شدن تازیان به ایران به صورت آشکار در سال 312 خورشیدی (323 قمری) به دست بزرگ مردی از تبار ساسانیان به نام مردآویج در اصفهان برپا کردند. مجال اندک هنگامی به ایرانیان دست داد که بزرگ مرد ایرانی ابومسلم خراسانی امویان را بر انداخت. عباسیان که وام دار ایرانیان بودند روی خوشتری به ایرانیان نشان می دادند. حکام عباسی با بر پایی جشن های مهرگان و سده بیشتر قصد دریافت هدایای استان های ایرانی را داشتند. ولی ایرانیان که فرصت را غنیمت می دیدند به احیای نسبی فرهنگ کهن خود کمر بستند و بسیاری از جشن ها و آیین ها را که تا آن روزها نهان بود آشکارا بر پا کردند. حتی در دوران هارون و مامون عباسی بسیاری از کتاب ها و نوشته های پهلوی با امکانات دولتی به عربی یا فارسی دری نوین برگردان شد.
در یکی از سال ها که جشن سوری آزاد تر و گسترده تر برگزار می شد این جشن مقارن شد با شب چهار شنبه و چون اعراب چهارشنبه را روزی نحس می دانند جشن سوری را در شب چهارشنبه آخر سال ترتیب دادند. توجه داشته باشید که در گاهشمار ایرانی هفته وجود ندارد. پس چهارشنبه یا هر شنبه ی دیگر در گاهشمار ایرانی منتفی است .باز اگر به روزهای ایرانی نگاه کنید همه ی 30 روز، نام اهورا مزدا و امشاسپندان و ایزدان را دارا هستند. پس نه تنها ایرانیان روزی را نحس نمی دانستند بلکه همه ی روز های ماه و سال را خجسته می دانستند. گفتیم که آتش سوریک در 5 روز آخر سال روشن بوده است نه تنها در یک شب. تثبیت این روز را به عنوان جشن سوری به زمان هارون و برخی به مامون عباسی نسبت داده اند که به نظر من با پیشینه ایرانی دوستی و کمک های ایرانیان به این دو زیاد دور از عقل هم نیست. می گویند عباسیان خود در این جشن ها شرکت می کردند و برای شادی بیشتر مجلس پرندگانی را نفت آلود می کردند و آتش می زدند و به پرواز وا می داشتند.


ایرانیان که از جشن سده نیز دور افتاده بودند، این فرصت را محترم دانستند و با فراهم کردن هیزم و خار های بیابان آتش های بزرگی را می افروختند و دور آن جمع می شدند و به شادی می پرداختند و با خواندن سرود معروف "زردی من از تو ، سرخی تو از من" هم یاد سده را زنده نگاه می داشتند هم آتش سوریک و هم خواستار ریختن گناهان و از بین رفتن بیماری و ناخوشی های خود بودند. اما چه زمانی خواندن سرود سوری و از روی آتش پریدن رواج یافت به طور حتم مشخص نیست.
با یک مقایسه کوچک می توان در یافت که چهارشنبه سوری یک مراسم مشتق از سده و جشن فروهرها است با کمی دگرگونی.

1- جشن فره وشی ها در 5 روزو شب برگزار می شود اما چهارشنبه سوری 1شب.
2- در گاهنامه ایرانی هفته وجود ندارد.
3- جشن فروهر ها برای خوش آمد آنان است و برای راهنمایی است که آتش افروزی می کنند.
4- همه ی روز های ایرانی دارای شگون و خجسته هستند و روز نحسی مانند چهارشنبه در آن نیست.
5- آتش افروزی فروهر ها در بالای بام است.
6- آتش افروزی فروهر ها در مجمر و کوچک است.
7- آتش چهار شنبه سوری بزرگ به مانند جشن سده است.
8- پریدن از روی آتش در نزد ایرانیان مزدیسنا گناه محسوب می شود و بی احترامی به
آیین و کیش زرتشتی است.
9- آتش مجمر تطهیر یافته و از هیزم خاص آتش جاویدان آتشکده ها تهیه می شود اما آتش چهار شنبه سوری این گونه نیست.
10- آتش مجمر فرو شی ها برای افراد خاص افروخته می شود و اشتراک خانوادگی دارد، اما آتش چهارشنبه سوری همگانی است و قصد آمرزش ندارد.

باری به هر جهت با اینکه به نظر می آید مخلوط شدن سده و جشن فرو هر ها باعث بوجود آمدن چهارشنبه سوری شده است اما آیینی است که در باور های عامیانه ی ایرانیان ریشه دوانده است و باید بخش های نیکوی ان را پاسداری کرد.


جشن چهارشنبه سوری مانند دیگر جشن های ایرانی آیین های ویژه خود را دارد که به اختصار بررسی می کنیم:

1- آجیل مشکل گشا: این آجیل همان لرکlurk یا آجیل گاهنبارها است که در میان زرتشتیان با ترکیب هفت گونه خشک بار شامل، پسته، بادام، سنجد، برگه ی هلو، انجیر و خرما تشکیل می شود؛ که گاهی نارگیل، قیسی و مویز و نبات هم به آن می افزایند.
2- فال گوش: در مناطق زرتشتی نشین با ایستادن در زیر بام ها خواستار شنیدن پیامی از وی فروهی ها می باشند.
3- فال کوزه: در این شب درون کوزه اشعاری (بیشتر حافظ) را درون کوزه ای همراه با چیزی از افراد مانند انگشتر یا گوش واره می انداختند و کودکی یک شعر و یک شی را در می آورد که نشان فال وی بود.
4- کجاوه بازی یا شال اندازی: که با آویختن کجاوه کوچکی که می سازند و یا شال کمر از بالای بام خواستار هدیه می شوند.
5- قاشق زنی: که بیشتر جنبه سر گرمی دارد و جوانان با انداختن چادر روی خود را می پوشانند و با زدن قاشق به هم به جلوی خانه ها رفته و خواستار هدیه می شوند.
6- کوزه شکنی: با شکستن کوزه ای آب ندیده (نو) خواستار رفع بلا و قضا می شوند.
7- گره کشایی: در این شب کسانی که فکر می کنند بختشان بسته است، با گره زدن بخشی از دستمال یا روسری خویش بر سر راهی می ایستند و از اولین کسی که می گذرد می خواهد گره را باز کند تا بخت او هم باز شود.
8- آش چهارشنبه سوری: صاحب نذر با اعلام پختن آش از دیگران می خواهد که نذری اگر دارند بیاورد و در آش شریک شوند.


ادامه مطلب

طبقه بندی: چهار شنبه سوری، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی « ناصر »، شاعر و نویسنده معاصر، استاد نایینی، استاد ناصر، استاد نایینی بنیانگذار سبک تو آ در مناطق شزق اصفهان بزرگ دهه 60، جشن سوری، چهارشنبه سوری،  
[ سه شنبه 1398/12/27 ] [ 02:21 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

       هوالعزیز


Image result for ‫ولادت علی‬‎

 


ولادت خجسته اسدالله الغالب علی بن ابیطالب شیر خدا


 بر عموم شیعیان و دوستداران آن حضرت مبارک باد





برگ سبز


      در دلــــم نیســـت جــــز ولای عـــــلی                جـــان جمـــــله جهــــــان فدای عـــلی

      خــُـــــرّم آنكــس كه اوفـــــتد یـــك دم                 بـــر ســــرش ســـایه هُـمــای عـــــلی

      آفــــــــــــتاب ولایــــــت عــــــــــالــــم                 پـــــرتو حُســــن لا فـــــــتای عـــــــلی

      زادگــــــــاهش حــــــریم بـــیت اللـّـــه                شــــد بــــنا كـــعبه از بـــــرای عـــــلی

      بـــه خـــداونـــد جــــز خــدا و رســول                ذرّه ای نـــــــیســت مــــــاورای عـــلی

      آسـمان و زمـــین و آنـچه در اوســت                زنـــــده از نــام جـــانـــفـــزای عـــــلی

      ذوالــــــــفقارش حــــــقیقــت قـــــاطـع                ســركشــان مـانــده در غَــزای عــــلی

      نـصرت دیــــن نـمی شـــدی مـــــقدور                جــــز به دســــت گــره گـــشای عـــلی

      خُــــفت در بـــــستر پــــــسر عــــمّـش                مـرحــبا ! جــــرات و وفــــای عـــــلی

      در غــــــدیر خُــــــم آن نــــبی امــــین                 گــــــفت از جـــانـــب خــــدای عـــــلی

      هـــــر كـــه مــــولای او مــــنم بایــــد                 بـعد از ایـن جـــویـد او رضـای عـــلی

      گـــــــفت مــــن دانــــم و خــــدا دانـــد                 قــدر و شــــأن و مـقام و جــای عــلی

      تـــا اَبــــد راه رســـــتگـاری جُــــست                 هـــر كه شــد یـــار و آشـــنای عــــلی

      آنــكه شــد جـــرعه نــوش این درگه                  زنــــده مـــی گــــردد از بـــقای عـــلی

      هـــــر فـــرو بـــسته بــاز مـی گــردد                  بـا سـر انـگشت عـــقل و رای عــــلی

      خــــاك تــــیره به حـــرمت نـــامـــش                  مـــی شـــــود زَر زِ كــــیـمیـای عـــلی

      مـــستمــندان و بـــــینـوایـــان بــــین                  بــــــر در خــــــانـــه و ســـرای عـــلی

      مــــی دهــــد خـــــاتــــم ســـلـــیمانی                  خـــوش بـــه حـــال گــدا گــدای عــلی

      نَـه بــــشر را بُــــوَد نـه جِـنّ و مـلك                  جــود بـــی مِـــــثل و انــــتهای عــــلی

      كــی فـــرو مـــانـده بــاز مــی گــردد                  بـــــی نـــصیـب از در عـــطای عــــلی

      درد هــــر دردمــــند بـــــی درمــــان                  خوب مـــــی گــــردد از دوای  عـــــلی

      كــــــــــودكــــان یــــــتیم می دانــــند                  اُلــــفت بــی حـــــد و صـــــفای عـــــلی

      كـــوفه می دانـــد و مـــدیــنه و چـاه                  نالــه هــای عـــــلی ، دعـــــای عــــلی

      در غــــــم فــــاطــــمه خــ ـدا دانــــد                  شـرح هــــجران و گــریه هــای عـــلی

      راز تـــــــــنهایــــی ولـــــی الــــلّـــه                  تـــــیره شــــب دانـــد و خــدای عـــــلی

      در دل شــب هـــنوز پـــیچیـده ســـت                  یـا رب و یـــــارب و صـــــدای عـــــلی

      بـــــشنود گـــوش هر حـقیقت جــوی                 هـــر زمان بـــانگ حـق ز نــای عـــلی

      دل چـ ـو پــــروانـه پَر كــشد هـر دم                  مـست و دیــــوانــــه در هــوای عـــلی

      كــــاش بــــودم مــــقیم خــاك نــجف                  تــــربــــت پــــاك و دلـــربــای عـــــلی

      دســــت خـالـــی نــــمی روم بـــر در                 جـــان فـــشانم بـــه خــاك پــای عـــلی

      ای خوش آنـدم كه می شـود روشـن                 ظـلـــمت قــــــبر از ضـــــــیای عـــــلی

      (برگ ســــبزیـست تــحفه درویـش)                شـــعر مــــن كـــــی بُوَد رَوای عـــــلی

      جـــــملهء خـــــلق عــــالــم امـــكان                 قــاصــــر از وصـف ماجـــرای عــــلی

      تـا نَــــفَس مـانــده در تَــنَت «ناصر»               دم بـــه دم ، دم زن از ثــــنای عـــــلی *

آخرین ویرایش : بهمن 90


خلیل صارمی نایینی «ناصر»


این قصیده را به ساحت مقدس امام المتقین امیر المومنین علی علیه السلام

 تقدیم داشته و امید وارم ثواب و بهره آن به روح مرحوم پدرم 

(حاج رضا صارمی نایینی )عاید و واصل گردد .


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منبع:

 * اشعاری در مدح مولا علی علیه السلام . تنظیم وگرد اوری صمد رحیمیان.چاپ اول  1376 .انتشارات لیوسا




روز پدر بر همه پدران مهربان و زحمتکش این مرز و بوم مبارک باد

Image result for ‫شاخه گل‬‎



میلاد صارمی نایینی



                               





طبقه بندی: ولادت علی علیه السلام، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی (ناصر)، استاد نایینی، ostadnaser، استاد ناصر، ولادت علی علیه السلام، استاد نایینی بنیانگذار کونگ فو تو آد در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60،  
[ یکشنبه 1398/12/18 ] [ 01:25 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
بسم الله النور

فضائل ماه رجب و لیلة الرغائب

هفتمین ماه از سال هجری قمری رجب نام دارد که نباید فضیلت آن را به بوته فراموشی سپرد زیرا در میان ماههای دوازده ‏گانه تنها و بدون ائتلاف با ماههای دیگر از حرمت و قداست ‏برخوردار می ‏باشد، در واقع چهار ماه در قرآن کریم با تعبیر «حرم‏» یعنی برخوردار از حرمت ‏یاد شده است که یکی از آنها فرد است که رجب نام دارد و در آن قتال و کشتار حرام می ‏باشد.

 

رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرموده ‏اند: «رجب ماه بزرگ خداست و هیچ ماهی در حرمت و فضیلت‏ به پایه آن نمی ‏رسد و قتال با کافران در این ماه حرام است، آگاه باشید که رجب ماه پروردگار است و شعبان ماه من و ماه رمضان ماه امت من است و اگر کسی در ماه رجب حتی یک روز روزه بدارد خدا را از خود خشنود ساخته و خشم الهی از او دور می‏گردد .»

 

امام هفتم (علیه السّلام) فرموده ‏اند: رجب نام نهری است در بهشت که از شیر، سفیدتر و از عسل، شیرین‏تر است; هر کس یک روز از آن را روزه بدارد خداوند از آن نهر به او بیاشامد.

 

از امام صادق (علیه السّلام) نقل شده که حضرت محمد (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: رجب ماه استغفار امت من است، پس در این ماه طلب آمرزش کنید که خداوند آمرزنده و مهربان است و رجب را «اصب‏» می‏گویند زیرا که رحمت ‏خداوند در این ماه بر امت من بسیار ریخته می‏شود پس بسیار بگوئید استغفر الله و اسئله التوبة.

 

در حدیث است که حضرت نوح(علیه السّلام) روز اول این ماه سوار بر کشتی شد و نجات یافت و فرمودند: کسانی که با او هستند روزه بدارند و هر که این روز را روزه بدارد آتش عذاب یک سال از او دور می ‏شود و نیز طبق سخن حضرت صادق(علیه السّلام) خواندن زیارت امام حسین(علیه السّلام) در روز اول این ماه مستحب و تأکید شده است.

 

پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند: رجب برای امّت من ماه استغفار است پس در این ماه به محضر پروردگار از گناهان خویش پوزش طلبید که خداوند بخشنده‏ ای مهربان است.

امام صادق(علیه السّلام) فرمود: روزه بیست و هفتم رجب را از دست مده که آن روزی است که مقام نبوّت به محمّد(صلّی الله علیه و آله و سلّم) داده شد و ثواب آن برای شما به اندازه ثواب شصت ماه است.

 

ماه رجب، به دلیل برخورداری از مزایای گوناگون و توجه به ابعاد معنوی آن، نام‏های دیگری نیز دارد؛ نام‏هایی مثل ماه آمرزش خواهی (شهرُ الاستغفار)؛ ماه تک (رَجَبُ الفَرد) به دلیل تنها واقع شدن و جدا شدن آن از سایر ماه‏های حرام؛ سرشار (رَجَبُ الاَصَبّ) به دلیل نزول سرشار رحمت الهی؛ ماه امیرمؤمنان (شهرُ امیرِالمؤمنین)، ریسمان الهی و اَصَمْ یعنی برخوردار از فضیلت‏های بسیار.

 

مناسبت‏های رجب

ماه رجب، از ماه‏های بزرگی است که طلوع سه امام معصوم، امام علی علیه ‏السلام ، امام محمد باقر علیه ‏السلام و امام جواد علیه ‏السلام را در آن شاهدیم و شروع بزرگ ترین جنبش تاریخ بشری، یعنی برانگیخته شدن پیام آور مهر و محبت، محمد مصطفی (صلی‏ الله ‏علیه ‏و‏ آله و سلّم) برای هدایت و سعادت انسان‏ها، در آن اتفاق افتاده است. یاد و نام پیشوایان شهید این ماه، حضرت امام موسی کاظم علیه ‏السلام و امام هادی علیه‏ السلام و نیز پیام‏ آور کربلا، زینب کبری علیه السلام گرما‏ بخش دل‏های مؤمنان است و نیمه رجب هم، پذیرای معتکفان کوی دوست خواهد بود و شاهدِ خلوتِ مشتاقان

 

فلسفه ماه‏های حرام

ماه رجب، یکی از چهار ماه حرام است که در آن از جنگ و خون‏ریزی نهی شده است. تحریم جنگ در این چهار ماه، یکی از راه‏های پایان دادن به جنگ‏های طولانی و وسیله‏ ای برای دعوت به صلح و آرامش بود؛ زیرا هنگامی که جنگ‏جویان چهار ماه از سال اسلحه را بر زمین گذاشته و صدای چکاچک شمشیرها خاموش گردد و مجالی برای تفکر و اندیشه به وجود آید، احتمال پایان یافتن جنگ بسیار زیاد است. اسلام در هر سال برای پیروان خود یک آتش ‏بس چهارماهه اعلام می‏دارد که این خود نشانه روح صلح‏ طلبی اسلام است. البته اگر دشمن بخواهد از این قانون اسلامی سوء استفاده کند و حریم ماه‏های حرام را بشکند، اجازه مقابله به مثل به مسلمانان داده شده است.

 

لیلة الرغائب ( شب آرزوها )

از جمله شبهای بزرگ و با عظمت ماه رجب شب جمعه اول این ماه است.معروف به لیلة الرغائب، اعمال مخصوصی در این شب ذکر شده که به واسطه آن اعمال برکات و پاداش فراوان بر انسان سرازیر می‏شود.

 

رغائب جمع رغیبه است به معنی «امرٌ مرغوب فیه عکاء کثیر» یعنی شبی که در آن عطاها و مواهب فراوان بدست می ‏آید در حدیث است شب جمعه اول این ماه احیاء و بیداری و نیایش فضیلت ویژه دارد و موجب دست‏یابی به عطایای ارزشمند حضرت پروردگار است، در حدیث است که رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: ملائکه این شب را به این نام نهادند و محدثان در کتاب‏های دعا نمازی با کیفیت مخصوصی در این شب ذکر کرده‏ اند که پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: هر کس این نماز را در این شب انجام دهد ثواب این نماز به نیکوترین صورت با روی خندان و درخشان و با زبانی فصیح در شب اول قبر در حضور این فرد ظاهر شود و به او می‏ گوید: ای دوست من مژده می ‏دهم تو را که از هر شدّت و سختی نجات یافتی، نمازگزار می‏گوید: تو کیستی که من تاکنون چنین صورتی زیبا با چنین جلوه ‏ای ندیدم و سخنی شیرین‏تر از کلام تو نشنیده ‏ام و بویی بهتر از بوی تو نبوئیدم در پاسخ می‏گوید: من همان نماز لیلة الرغائبم که شما انجام دادی. امشب آمده‏ ام نزدت باشم تا حق را ادا کنم و مونس تنهایی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود من در عرصه قیامت سایه بر سر تو خواهم افکند پس خوشحال باش که خیر از تو معدوم نخواهد شد.

 

کیفیت اعمال لیلة الرغائب

روز پنج شنبه اول آن ماه روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد مابین نماز مغرب و عشاء دوازده ركعت نماز اقامه شود كه هر دو ركعت به یك سلام ختم می شود و در هر ركعت یك مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحید خوانده شود. و چون دوازده ركعت به اتمام رسید، هفتاد بار ذكر" اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله" گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذكر "سبوح قدوس رب الملائكة والروح" گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذكر "رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلی الاعظم" گفته شود. دوباره به سجده رفته و هفتاد مرتبه ذكر "سبوح قدوس رب الملائكة والروح" گفته شود. در اینجا می توان حاجت خود را از خدای متعال درخواست نمود. ان شاء الله به استجابت می رسد

 

سیزدهم ماه رجب و اعمال اعتکاف

از جمله فضیلت ماه رجب آن است که ایام البیض در آن واقع شده یعنی روز سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم و اعتکاف برای خدا و روزه ‏داری، در آموزه‏ های دینی بر آن تأکید و سفارش شده است.

 

و نیز ولادت حضرت امیرالمؤمنین علی(علیه السّلام) در روز سیزدهم همین ماه واقع شده.

 

اعمال ام داوود

یکی از عبادتها و دعاهای معروف که در ماه رجب به انجام آن تأکید شده، اعمال ام‏ داوود است. در کتب حدیث نقل شده، جوانی در عراق که اهل معرفت بود به دست منصور دوانیقی به مدت طولانی در زندان او گرفتار شده بود که نامش داوود بود. مادرش تاب و توان خود را در فراق پسر از دست داده بود، روزی به خدمت امام صادق(علیه السّلام) رفت و داستان را نقل کرد و از آن حضرت چاره‏ جویی نمود. حضرت فرمود: آیا می‏دانی این ماه، ماه رجب است و دعا در آن زود به اجابت می‏رسد آنچه را که می‏گویم دقیقاً انجام ده تا فرزندت از زندان رهایی یابد.

 

ابتدا سه روز، سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم رجب را روزه ‏بدار و روز پانزدهم هنگام ظهر غسل کن و 8 رکعت نماز به جا بیاور. (کیفیت نماز در مفاتیح الجنان ذکر شده به آن مراجعه کنید). همین که نماز را خواند پس از مدّت کمی پسرش آزاد شد پس از آن ام داوود خدمت امام صادق(علیه السّلام) رسید و پس از عرض سلام خبر رهایی پسرش را به او رساند. امام صادق(علیه السّلام) فرمود: منصور دوانیقی در یکی از شب‏ها جدّم علی بن ابی طالب (علیه السّلام) را در خواب دید که به او هشدار داد: هرچه زودتر فرزندم داوود را آزاد کن و گرنه تو را در آتش می ‏اندازم. منصور هنگامی که آتش را در مقابل خود دید دستور داد که داوود را آزاد کنند.

 

بیست و هفتم ماه رجب

روز بیست و هفتم ماه رجب روز مبعوث شدن پیامبر اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم) به رسالت و پیامبری است و روزه گرفتن در این روز مستحب و ثواب ویژه دارد برای هر کدام از این شب‏ها اعمال مخصوصی ذکر شده است.



لیله الرغائب 
این شب جمعه را به ماه رجب
            گر شب قدر خوانیش چه عجب 
ماه ماه خـدا ،شب اسرار   
        گفت احمد(ص)فضیلتش بسیار 
در روایـــت رغائـبش خوانند   
          شب غفران و رحمتش دانند 
هر که این شب نماز بگزارد
              نزد معــبود آبــــــرو دارد 
پس ببخشد همه گناهش را 
             بشنود سوز و درد و آهش را 
شب اول که رفت از دنیا
               این نمازش به صورتی زیبا 
با زبانی فصیح وروی چو ماه
             گوید اورا حبیب من ،به خدا 
از شداید به لطف حق رستی
            بعد از این در کنار من هستی 
من ثواب نـماز و راز تـوام 
            تا قــیامت همه نیاز توام 
مونس لحظه های سختت من
              در قیامت چو تاج و تختت من 
بار الها به حـق ماه رجب
              همه را از کرم ببخش امشب

سروده خلیل صارمی نایینی (ناصر)

آداب نماز این شب:

1 - دوازده رکعت هر دو رکعت به یک سلام 
2 – در هر رکعت بعد از حمد سه بار سوره قدر و دوازده بار سوره توحید 
3- بعد از سلام آخر 70 مرتبه: اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله 
4 – پس به سجده رفته 70 مرتبه میگویی: سبوح قدوس رب الملائکه و الروح 
5 – پس از سجده برخاسته و 70مرتبه میگویی: رب اغفروارحم وتجاوز عماتعلم انک انت العلی الاعظم 
6 – سپس باز به سجده رفته و 70 مرتبه میگویی: سبوح قدوس رب الملائکه و الروح 
در آخر حاجات خود را بطلب که انشا الله بر آورده خواهد شد 
التماس دعا

 میلادصارمی نایینی

ادامه مطلب

طبقه بندی: لیله الرغائب، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی (ناصر)، استاد نایینی، عشق در شعر پارسی، ostadnaser، استاد ناصر، لیله الرغائب، استاد نایینی بنیانگذار سبک تو آ در مناطق شزق اصفهان بزرگ دهه 60،  
[ پنجشنبه 1398/12/8 ] [ 09:48 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
بسم رب الشهداء و الصدیقین



شهادت مظلومانه امام علی النقی الهادی بر عموم شیعیان تسلیت باد

خلاصه‌ای از زندگینامه امام هادی (ع)

امام ابوالحسن علی النقی الهادی (ع) در روز پانزدهم ماه ذی الحجه سال ۲۱۲ هجری قمری به دنیا آمد.

  • محل تولد امام هادی (ع)

امام دهم شیعیان در محلی به نام «صریا» در اطراف مدینه دیده به جهان گشود.

  • والدین امام هادی (ع)

پدر امام هادی (ع) امام جواد (ع) و مادر ایشان «سمانه مغربیه» نام داشت که کنیزی با فضیلت و متقی بود.

  • همسر و فرزندان امام هادی (ع)

همسر امام هادی (ع) سوسن یا سلیل نام داشته است. ایشان چهار پسر به نام‌های ابومحمد حسن، حسین، محمد و جعفر و یک دختر به نام «عایشه» یا «علیه» داشتند. حسین و محمد در زمان حیات پدرشان از دنیا رفتند؛ و جعفر بعد از شهادت پدرش به دروغ ادعای امامت کرد و به جعفر کذاب شهرت یافت.

  • خلفای معاصر امام هادی (ع)

در طول دوران زندگی امام هادی (ع) چند تن از خلفای عباسی بر مسند قدرت نشسته بودند که عبارتند از:

  • معتصم برادر مامون (از ۵ تا ۱۵ سالگی امام)
  • واثق پسر معتصم (از ۱۵ تا ۲۰ سالگی امام)
  • متوکل برادر واثق (۲۰ تا ۳۶ سالگی امام)
  • منتصر پسر متوکل (۳۶ سالگی امام)
  • مستعین پسر عموی منتصر (۳۶ تا ۴۰ سالگی امام)
  • معتز پسر دیگر متوکل (۴۰ تا زمان شهادت امام)

امام علی النقی (ع) در سال ۲۲۰ هجری قمری پس از شهادت پدر گرامی اش در سن هشت سالگی به امامت رسید و ۳۳ سال امامت نمود. این حضرت در سال ۲۵۴ به شهادت رسیدند و در زمان شهادت ۴۱ سال عمر داشتند. ایشان در زمان خلافت معتز مسموم شدند و پس از شهادت در خانه خود به خاک سپرده شدند.

  • نحوه شهادت امام هادی (ع)

امام هادی (ع) در شهر سامرا کاملا تحت کنترل و مراقبت بودند و با وجود همه رنج‌ها و محدودیت‌ها با خلیفه وقت سازش نکردند. شخصیت والای امام دهم برای حاکمان وقت غیرقابل تحمل بود و برای همین در صدد قتل ایشان برآمدند و در نهایت به دستور معتز مسموم شده و به شهادت رسیدند.

  • تاریخ شهادت امام هادی (ع)

سه نقل قول در مورد تاریخ شهادت امام هادی (ع) وجود دارد. بنا به قولی ایشان در روز ۲۵ جمادی الثانی سال ۲۵۴ به شهادت رسیده اند. طبق قول دیگری روز شهادت ایشان سوم رجب آن سال می‌باشد و برخی از مورخین معتقدند که ایشان در روز ۲۷ جمادی الثانی دیده از جهان فرو بسته اند.

  • محل دفن امام هادی (ع)

مرقد مطهر امام دهم شیعیان در شهر سامرا واقع شده است. مقبره امام هادی که امام حسن عسکری (ع)، فرزند ایشان نیز در کنارشان مدفون هستند بار‌ها مورد حمله دشمنان اسلام قرار گرفته است.

                                                                                                                               میلاد صارمی نایینی




برچسب ها: خلیل صارمی نایینی (ناصر)، استاد نایینی، عشق در شعر پارسی، ostadnaser، http://bargesabz14.mihanblog.com/، استاد ناصر، یا مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آجرک الله فی مصیبت جدک،  
[ چهارشنبه 1398/12/7 ] [ 11:13 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

به نام خدا



حلول ماه پر فضیلت رجب المرجب بر عموم مسلمانان جهان مبارک باد

امام باقر(ع)-مدح

 

لبم شهد و دهانم چشمه و فیض و کلامم جان

سزد با جان خود ریزم به خاک پای جانانش

امام پنجم و معصوم هفتم حضرت باقر

که تا شام ابد بادا سلام از حی منانش

لقب باقر، محمّد نام او، کنیه ابا جعفر

تعالی الله از این کنیه و این نام و عنوانش

رجال علم از صبح ازل، مرهون گفتارش

جهان فضل تا شام ابد، مدیون احسانش

سجود آورده خلقت از پی تعظیم بر خاکش

سلام آورده جابر از رسول حسن سبحانش

عجب نبود اگر در باغ رضوان پای بگذارد

اگر در حشر، شیطان دست خود آرد به دامانش

عجب نی گر شفا بخشد نگاهش چشم جابر را

که هر کس درد دارد خاک کوی اوست درمانش

چراغ روشن دل‌هاست قبر بی چراغ او

چه غم گر نیست شمع و آستان و سقف و ایوانش

نسیمی از بقیعش روح بخشد صد مسیحا را

سزد بر کسب فیض از طور آید پور عمرانش

ضریحش کعبۀ دل بود و ایوانش بهشت جان

الهی بشکند دستی که آخر کرد ویرانش

شنیدی لال شد یک لحظه دانشمند نصرانی

میان جمع در پیش بیان و نطق و برهانش

کی‌ام من تا ثنای حضرتش را خوانم و گویم

خدا باشد ثناگویش، نبی باید ثناخوانش

فروغ دانشش بگرفت چون خورشید، عالم را

که هم انوار ایمان بود و هم اسرار قرآنش

گهی دادند در اوج جلالت نسبت کفرش

گهی بستند بهتان و گهی بردند زندانش

ولی عصر در شب‌های تاریک است، زوارش

تمام خلق عالم پشت دیوارند مهمانش

کنار قبر او جرات ندارد زائری هرگز

که ریزد قطرۀ اشکی بر او از چشم گریانش

مگو در روضه‌اش شمع و چراغی نیست، می‌بینم

که باشد هر دلی تا بامدادان شمع سوزانش

به عهد کودکی از خورد سالی دید جدش را

که مانده روی زخم سینه، جای سم اسبانش

اگر در روز محشر هم ببینی ماه رویش را

نشان تشنگی پیداست بر لب‌های عطشانش

دوید از بس که با پای برهنه در دل صحرا

کف پا شد چو دل مجروح، از خار مغیلانش

دریغا آخر از زهر جفا کردند مسمومش

نهان با پیکرش در خاک شد غم‌های پنهانش

بوَد در شعلۀ جانسوز، نظم «میثمش» پیدا

غم نـاگفتـه و سـوز دل و رنج فـراوانش

 

غلامرضاسازگار


میلاد صارمی نایینی 




طبقه بندی: ولادت امام باقر علیه السلام، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی « ناصر »، استاد نایینی، استاد ناصر، استاد نایینی بنیانگذار سبک تو آ در مناطق شزق اصفهان بزرگ دهه 60، میلاد صارمی نایینی، ماه رجب،  
[ سه شنبه 1398/12/6 ] [ 08:37 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

بسم رب النور


ولادت حضرت زهرا,تولد حضرت زهرا,میلاد حضرت زهرا

ولادت حبیبه خدا زهرای مرضیه سلام الله علیها 

و 

روز مادر بر همگان مبارک باد

عن اللّه تبارك و تعالی :
 یا أحمد، لولاك لما خلقتُ الافلاك و لولا علیٌ لما خلقتُك و لو لا فاطمه لما خلقتكما؛(۱)
 أی احمد، اگر تو نبودی ، افلاك را خلق نمی كردم ، 
و اگر علی نبود، تورا خلق نمی كردم
 و اگر فاطمه نبود، شما را خلق نمی كردم " 
.... 
فاطمه سلام الله علیها 

چشمه ی نور ازلی آمده 
مرحمت لم یزلی آمده 
هلهله در كون و مكان در گرفت 
نور جلی ، كفو علی آمده 
...... 
باعث خلقت به زمین پا نهاد 
تاج شرف بر سر دنیا نهاد 
خا لق بخشنده ی مهرآفرین 
نام نكوییش چو زهرا نها د 
..... 
فاطمه ای ام ابیهای من 
یار علی، سرور و مولای من 
ای به جهان داده حسین و حسن 
جان منی ، عشق و تولای من 
.... 
لوح و قلم بسته ی فرمان تو 
مُلك و مَلَك ذره ی احسان تو 
عرش زتو فرش زتو فاطمه 
جلوه ی حق، جان من و جان تو 
.... 
معنی لولاك تویی فاطمه 
سرور افلاك تویی فاطمه 
ای نفس و جان همه كائنات 
ادری و ادراك تویی فاطمه 

التماس دعا: 
شعر از :خلیل صارمی نایینی (ناصر) 
بدون ویرایش 
1393/01/31

حبیبه خدا

منم كه عصمت اللّه و، به ساق عرش زیورم

حبیبه خدامنم ، حباب نور داورم

رضاى من رضاى او، ولاى من ولاى او

كه من ولیة اللّه و، زهر بدى مطهرم

على است نفس احمد و حقیقت محمدى

منم كه بضعة النبى و، با على برابرم

به تخت اقتدارشان ، نشسته ام كنارشان

به تاج افتخارشان ، یگانه است گوهرم

بجز محمد و على ، كه نور ما بود یكى

ز انبیاء و اولیاء، خدا نموده برترم

نبى چو گفت بر ملا: اگر نبود مرتضى

ز اولین و آخرین ، هر كسى نبود همسرم

على ، شهاب ثاقب و منم فروغ زُهر وى

با اوج عصمت و حیا، به هر زمان منورم

نهال عشق ایزدى ، بهار حسن سرمدى

شكوفه محمدى ، عطاى رب و كوثرم

حسین با حسن مرا، دو گوشوار زینتند

على است طوق گردنم ، محمد است افسرم

محمد و على و من ، چو اصل و ام خلقتیم

منم كه باب خویش را، درین مقام مادرم

فدك چه جلوه اى كند، به پیشگاه دولتم

كه مالكیت جنان ، به كف بود چو حیدرم

علیه غاصب فدك ، از آن قیام كرده ام

كه راه پر جهاد حق ، نشان دهم به دخترم

(حسان ) بود مودت رسول و آل مصطفى

امید برزخ من و، پناه روز محشرم
شعر از: حبیب الله چایچیان (حسان)


Image result for ‫مادر‬‎

مادر

ای مادر مهربان و غمخوار

همواره تو را خدا نگهدار

تو گوهر بی بدیل عشقی

در قلب تو مهر ماست بسیار

عمری تو برای حفظ فرزند

بیدار نشسته ای  شب تار

من خفته به دامن تو مادر

تو گرم عطوفتی و بیدار

هر ذره وجود توست عشقی

من خود چه شدم؟ زتوست تیمار

قدر تو چگونه من ندانم ؟

تو جان منی چو گل به گلزار

پروانه شوم به گــِـرد شمعت

تو نقطه ،منم چو خطّ پرگار

زیر قدمت بهشت جاوید

زین بیش بُود تو را سزاوار

جان در تن( ناصری) تو مادر

یارب دل و جان ما نگهدار

شعر از خلیل صارمی نایینی (ناصر)

25/2/1364

 

میلاد صارمی نایینی






طبقه بندی: ولادت زهرای اطهر سلام الله علیها، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی (ناصر)، استاد نایینی، عشق در شعر پارسی، استاد ناصر، ولادت زهرا سلام الله علیها و روز مادر، مادر،  
[ جمعه 1398/11/25 ] [ 10:16 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
بسم رب الودود


عشق در شعر و ادب پارسی

راهیست راهِ عشق که هیچش کناره نیست
آن‌جا، جز آن که جان بسپارند، چاره نیست

هر گَه که دل به عشق دهی خوش دمی بود
"در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست"

حافظ

از تو ای عشق در این دل چه شررها دارم
یادگار از تو چه شب ها چه سحرها دارم

عماد خراسانی

سکوت می کنم و عشق ، در دلم جاری است
که این شگفت ترین نوع خویشتن داری است

حسین منزوی

گم شد جوانیم همه در آرزوی عشق
اما رهی نیافتم آخر به کوی عشق

ژاله قائم مقامی

هم دعـــا کـن گره از کار تو بگشاید عشق 
هم دعـــا کــــن گره تـازه نیــــفزایـد عشق 

فاضل نظری


در مدرسه گر چه دانش اندوز شوی
وز گرمی بحث مجلس افروز شوی
در مکتب عشق با همه دانایی
سر گشته چو طفلان نوآموز شوی
 


او را که دل از عشق مشوش باشد
هر قصه که گوید همه دلکش باشد
تو قصهٔ عاشقان، همی کم شنوی
بشنو، بشنو که قصه‌شان خوش باشد


ما در ره عشق تو اسیران بلاییم
كس نیست چنین عاشق بیچاره كه ماییم

بر ما نظری كن كه در این شهر غریبیم
بر ما كرمی كن كه در این شهر گداییم

حلاج وشانیم كه از دار نترسیم
مجنون صفتانیم كه در عشق خداییم


تا مقصد عشاق رهی دور و دراز است
یک منزل از آن بادیه‌ی عشق مجاز است 
در عشق اگر بادیه‌ای چند کنی طی
بینی که در این ره چه نشیب و چه فراز است




مناظره خسرو و فرهاد

نخستین بار گفتش کز کجایی؟ ---------------- بگفت از دار ملک آشنایی
بگفت آنجا به صنعت در چه کوشند؟ ---------- بگفت انُده خرند و جان فروشند
بگفتا جان فروشی در ادب نیست ------------ بگفت از عشقبازان این عجب نیست
بگفت از دل شدی عاشق بدین سان؟ ---------- بگفت از دل تو می‌گویی، من از جان
بگفتا عشق شیرین بر تو چون است؟ ---------- بگفت از جان شیرینم فزون است
بگفتا هر شبش بینی چو مهتاب؟ ------------- بگفت آری چو خواب آید، کجا خواب؟
بگفتا دل ز مهرش کی کنی پاک؟ ------------- بگفت آنگه که باشم خفته در خاک
بگفتا گر خرامی در سرایش؟ --------------- بگفت اندازم این سر زیر پایش
بگفتا گر کند چشم تو را ریش؟ ------------ بگفت این چشم دیگر دارمش پیش
بگفتا گر کسیش آرد فرا چنگ؟ ------------- بگفت آهن خورد ور خود بود سنگ
بگفتا گر نیابی سوی او راه؟ ------------- بگفت از دور شاید دید در ماه
بگفتا دوری از مه نیست در خور ----------- بگفت آشفته از مه دور بهتر
بگفتا گر بخواهد هر چه داری؟ ------------- بگفت این از خدا خواهم به زاری
بگفتا گر به سر یابیش خوشنود؟ ----------- بگفت از گردن این وام افکنم زود
بگفتا دوستیش از طبع بگذار -------------- بگفت از دوستان ناید چنین کار
بگفت آسوده شو که این کار خام است ------- بگفت آسودگی بر من حرام است
بگفتا رو صبوری کن درین درد ------------- بگفت از جان صبوری چون توان کرد؟
بگفت از صبر کردن کس خجل نیست ------------ بگفت این دل تواند کرد، دل نیست
بگفت از عشق کارت سخت زار است ----------- بگفت از عاشقی خوشتر چه کاراست؟
بگفتا جان مده، بس دل که با اوست -------- بگفتا دشمنند این هر دو بی دوست
بگفتا در غمش می‌ترسی از کس؟ ------------- بگفت از محنت هجران او بس
بگفتا هیچ هم خوابیت باید؟ -------------- بگفت ار من نباشم نیز شاید
بگفتا چونی از عشق جمالش؟ -------------- بگفت آن کس نداند جز خیالش
بگفت از دل جدا کن عشق شیرین ------------ بگفتا چون زیم بی جان شیرین؟
بگفت او آن من شد، زو مکن یاد ---------- بگفت این کی کند بیچاره فرهاد؟
بگفت ار من کنم در وی نگاهی؟ ----------- بگفت آفاق را سوزم به آهی
چو عاجز گشت خسرو در جوابش ------------- نیامد بیش پرسیدن صوابش
به یاران گفت کز خاکی و آبی ------------ ندیدم کس بدین حاضر جوابی
به زر دیدم که با او بر نیایم ----------- چو زرش نیز بر سنگ آزمایم
گشاد آنگه زبان چون تیغ پولاد ----------- فکند الماس را بر سنگ بنیاد
که ما را هست کوهی بر گذرگاه ----------- که مشکل می‌توان کردن بدو راه
میان کوه راهی کند باید --------------- چنانک آمد شد ما را بشاید
بدین تدبیر کس را دسترس نیست ------------ که کار تست و کار هیچ کس نیست
به حق حرمت شیرین دلبند ---------------- کز این بهتر ندانم خورد سوگند
که با من سر بدین حاجت در آری --------- چو حاجتمندم این حاجت برآری
جوابش داد مرد آهنین چنگ --------------- که بردارم ز راه خسرو این سنگ
به شرط آن که خدمت کرده باشم ---------- چنین شرطی به جای آورده باشم
دل خسرو رضای من بجوید ---------------- به ترک شکر شیرین بگوید
چنان در خشم شد خسرو ز فرهاد --------- که حلقش خواست آزردن به پولاد

نظامی 

همچو فرهاد بود کوه کنی پیشه ما
سنگ ما شیشه ما ، ناخن ما تیشه ی ما
دانم ای عشق قوی پنجه که منظور تو چیست 
دست بردار نه ای تا نکنی ریشه ی ما
عشق شیریست قوی پنجه و میگوید فاش
هر که از جان گذرد بگذرد از بیشه ی ما
بهر یک جرعه ی می منت ساقی نبریم 
اشک ما باده ی ما دیده ما شیشه ی ما

ادیب نیشابوری

گم شد جوانیم همه در آرزوی عشق
اما رهی نیافتم آخر به کوی عشق


منتظر بقیه نمونه اشعار باشید


خلیل صارمی نایینی ( ناصر)

 http://bargesabz14.mihanblog.com/




طبقه بندی: عشق در شعر و ادب پارسی، 
برچسب ها: استاد ناصر، خلیل صارمی نایینی (ناصر)، استاد نایینی، عشق در شعر پارسی، ostadnaser، http://bargesabz14.mihanblog.com/،  
[ جمعه 1398/11/11 ] [ 08:50 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 4 ::      1   2   3   4  

درباره وبلاگ

کس چه داند زآتش پنهان من
آه از ســـوز درون جـــان مـــن
***
کربلای جبـــهه ها یادش به خیر
شور و غوغای دعا یادش به خیر

***
سپاس از همه عزیزان بازدید کننده سایت
سلامت و شادکامی شما ارزوی قلبی ماست

پس از بهره مندی از سایت آن را به دوستان خود معرفی نمائید.

***
توجه * توجه

آلبومها ی تصاویر استاد نایینی و کلیپ ها در صفحات جانبی قرار دارند

*****
استفاده از کلیه مطالب سایت با ذکر منبع بلا مانع میباشد.
هرگونه سوء استفاده و یا نشر ناقص مطالب و نظرات به منظور بهره برداری غیر اصولی پیگرد قانونی دارد

*#*#*
عزیزان بازدید کننده در صورت بروز هر گونه مشکل در ورود به سایت با آدرس :

http://ostadnaser.ir/

از آدرس :
http://bargesabz14.mihanblog.com/

استفاده نمایید.
*******
در کانال تلگرامی
"اسرار دانایی نایین "

t.me/naeinistyle

منتظر شما همراهان بزرگوار هستیم.
موضوعات:
طب ایرانی ، ،سلامت تن و روان ،عرفان و جذب و عبرتهای تاریخ
با مدیریت مستقیم استاد:
خلیل صارمی نایینی "ناصر"
کارشناس ارشد روانشناسی بالینی و روان درمانگر با سی سال تجربه امور پرورشی ومشاوره
شاعر ، نویسنده ، آهنگساز ، ویراستار متون ادبی
کارشناس ارشدادبیات و مدرس متون فارسی
استاد هنرهای رزمی شرق

با سپاس فراوان
مدیر سایت آتش پنهان
میلاد صارمی نایینی
موضوعات
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

تماس با ما
فروش بک لینک طراحی سایت
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic