قالب وبلاگ


آتش پنهان
نگاهی به آثار و اندیشه های خلیل صارمی نایینی (ناصر) شاعر و نویسنده انقلاب و دفاع مقدس ،جانباز شیمیایی و استاد هنرهای رزمی 
نظر سنجی
نظر شما؟






بسم رب النور

حضرت معصومه علیهاالسلام

شناسنامه حضرت فاطمه معصومه علیها السلام

نام مقدس: ‌فاطمه كبری

لقب شریف: ‌معصومه علیهاالسلام

پدر بزرگوارش: ‌حضرت موسی بن جعفر علیه‌السلام

مادر گرامی اش: حضرت نجمه خاتون

ولادت باسعادت: ‌اول ذیقعده الحرام 173 هـ.ق

محل ولادت: ‌مدینه منوّره

ورود به قم: 23 ربیع‌المولود (ربیع الاول) 201 هـ.ق

هدف از مسافرت: ‌دیدار برادر خود ‌علی بن موسی الرضا علیه‌السلام كه در خراسان بود.

رحلت یا شهادت جانگداز: دهم ربیع‌الثانی 201 هـ.ق (بنا به قول معتبر)

سنّ مبارك: 28 سال

محل عبادتش در قم: بیت‌النّور (واقع در میدان میر «قم»)

پاداش زیارت آن حضرت: بهشت برین

·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

روز دختر بر همه دختران ایران زمین مبارک


تقدیم به همه دختران نجیب آریایی


تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری چهارم www.pichak.net كلیك كنید


·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

دختر با محبت


ﺩﺭ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺻﺒﺢ ﻋﺮﻭﺳﯽ ، ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﺗﻮﺍﻓﻖﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺑﺎﺯ ﻧﮑﻨﻨﺪ.


ﺍﺑﺘﺪﺍ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﭘﺴﺮ ﺁﻣﺪﻧﺪ،ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ،ﺍﻣﺎ ﭼﻮﻥ ﺍﺯ ﻗﺒﻞ ﺗﻮﺍﻓﻖ ﮐﺮﺩﻩ 

ﺑﻮﺩﻧﺪ ، ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻧﮑﺮﺩند.

 

ﺳﺎﻋﺘﯽ ﺑﻌﺪ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﺩﺧﺘﺮ ﺁﻣﺪﻧﺪ.ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ.

ﺍﺷﮏ ﺩﺭﭼﺸﻤﺎﻥ دختر ﺟﻤﻊ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻝ ﮔﻔﺖ:ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﻢ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﮐﻪ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﭘﺸﺖ ﺩﺭ 

ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺭﺍ به ﺭﻭﺷﻮﻥ ﺑﺎﺯﻧﮑﻨﻢ.

 

ﺷﻮﻫﺮ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﮕﻔﺖ ، ﻭ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺮﻭﯾﺸﺎﻥ ﮔﺸﻮﺩ.ﺍﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺭﺍ ﭘﯿﺶ ﺧﻮﺩﺵ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺖ.

 

ﺳﺎﻟﻬﺎ ﮔﺬﺷﺖ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﭼﻬﺎﺭ ﭘﺴﺮ ﺩﺍﺩ. اما ﭘﻨﺠﻤﯿﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪﺷﺎﻥ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻮﺩ.ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮﻟﺪ ﺍﯾﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪ ، 

ﭘﺪﺭ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺷﺎﺩﯼ ﮐﺮﺩ ﻭ ﭼﻨﺪ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺭﺍ ﺳﺮ ﺑﺮﯾﺪ ﻭ ﻣﯿﻬﻤﺎﻧﯽ ﻣﻔﺼﻠﯽ ﺩﺍﺩ.


ﻣﺮﺩﻡ ﻣﺘﻌﺠﺒﺎﻧﻪ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ:ﻋﻠﺖ ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﺷﺎﺩﯼ ﻭ ﻣﯿﻬﻤﺎﻧﯽ ﺩﺍﺩﻥ ﭼﯿﺴﺖ ؟ ﻣﺮﺩ ﺑﺴﺎﺩﮔﯽ ﺟﻮﺍﺏ 

ﺩﺍﺩ: ﺍﯾﻦ ﻫﻤاﻥ ﮐﺴﯿست ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺮﻭﯾﻢ ﺑﺎﺯ ﻣﯿﮑﻨد.




میلاد صارمی نایینی




طبقه بندی: ولادت فاطمه معصومه سلام الله علیها، 
برچسب ها: ولادت فاطمه معصومه سلام الله علیها، خلیل صارمی نایینی، شاعرو نویسنده معاصر، ostadnaser، استاد نایینی، استاد ناصر،  
[ چهارشنبه 1398/04/12 ] [ 10:45 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
داستان کوتاه

*****

Image result for ‫تصاویر حکمت آمیز‬‎

روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود باسرعت فراوان از خیابان كم رفت و آمدی می گذشت. ناگهان ازبین دو اتومبیل پارك شده در كنار خیابان یك پسر بچه پاره آجری به سمت او پرتاب كرد.پاره آجر به اتومبیل او برخوردكرد . مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دیدكه اتومبیلش صدمه زیادی دیده است.

به طرف پسرك رفت و اورا سرزنش كرد.پسرك گریان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو، جایی كه برادر فلجش از روی صندلی چرخدار به زمین افتاده بود جلب كند. پسرك گفت:"اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت كسی از آن عبورمی كند. برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من زور كافی برای بلند كردنش ندارم. برای اینكه شما را متوقف كنم ناچار شدم از این پاره آجر استفاده كنم".

مرد بسیار متاثر شد و از پسر عذر خواهی كرد. برادرپسرك را بلند كرد و روی صندلی نشاند و سوار اتومبیل گرانقیمتش شد و به راهش ادامه داد.


در زندگی چنان با سرعت حركت نكنید كه دیگران مجبور شوندبرای جلب توجه شما پاره آجر به طرفتان پرتاب كنند !خدا در روح ما زمزمه می كند و با قلب ما حرف میزند. اما بعضی اوقات زمانی كه ما وقت نداریم گوش كنیم، او مجبورمی شود پاره آجر به سمت ما پرتاب كند. این انتخاب خودمان است كه گوش كنیم یا نه!

میلاد صارمی نایینی (ناصر)



طبقه بندی: داستان کوتاه 32، 
برچسب ها: استاد نایینی بنیانگذار کونگ فو تو آد در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، بنیانگذار ورزش باستانی و کشتی در منطقه جرقویه، خلیل صارمی نایینی (ناصر)، جانباز شیمیایی دفاع مقدس، استاد ناصر، میلاد صارمی نایینی، شهادت حضرت فاطمه معصومه،  
[ سه شنبه 1398/03/28 ] [ 09:30 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
به نام خدا

عید بر عاشقان مبار ک باد

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت

صدشکرکه این آمدوصدحیف که آن رفت



عید سعید فطر

عید فطر یكى از دو عید بزرگ در سنت اسلامى است كه درباره آن احادیث و روایات بیشمار وارد شده است. مسلمانان روزه دار كه ماه رمضان را به روزه دارى به پا داشته و از خوردن و آشامیدن و بسیارى از كارهاى مباح دیگر امتناع ورزیده اند، اكنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستین روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند می‏طلبند، اجر و پاداشى كه خود خداوند به آنان وعده داده است.

امیرالمؤمنین على(علیه السلام) در یكى از اعیاد فطر خطبه ‏اى خوانده ‏اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بیم داده ‏اند.

خطبه امیرالمومنین على بن ابى طالب علیه السلام یوم الفطر فقال: ایها الناس! ان یومكم هذا یوم یثاب فیه المحسنون و یخسر فیه المبطلون و هو اشبه بیوم قیامكم، فاذكروا بخروجكم من منازلكم الى مصلاكم خروجكم من الاجداث الى ربكم و اذكروا بوقوفكم فى مصلاكم و وقوفكم بین یدى ربكم، و اذكروا برجوعكم الى منازلكم، رجوعكم الى منازلكم فى الجنه.

عباد الله! ان ادنى ما للصائمین و الصائمات ان ینادیهم ملك فى آخر یوم من شهر رمضان، ابشروا عباد الله فقد غفر لكم ما سلف من ذنوبكم فانظروا كیف تكونون فیما تستانفون (1)

اى مردم! این روز شما روزى است كه نیكوكاران در آن پاداش می‏گیرند و زیانكاران و تبهكاران در آن مایوس و نا امید می‏گردند و این شباهتى زیاد به روز قیامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جایگاه نماز عید شدن به یاد آورید خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ایستادن در جایگاه نماز به یاد آورید ایستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت‏به سوى منازل خود، متذكر شوید بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت‏برین، اى بندگان خدا، كمترین چیزى كه به زنان و مردان روزه‏دار داده می‏شود این است كه فرشته‏اى در آخرین روز ماه رمضان به آنان ندا میدهد و می‏گوید:

«هان!بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشته ‏تان آمرزیده شد، پس به فكر آینده خویش باشید كه چگونه بقیه ایام را بگذرانید.»

عارف وارسته ملكى تبریزى درباره عید فطر آورده است: «عید فطر روزى است كه خداوند آن را از میان دیگر روزها بر گزیده است و ویژه هدیه بخشیدن و جایزه دادن به بندگان خویش ساخته و آنان را اجازه داده است تا در این روز نزد حضرت او گرد آیند و بر خوان كرم او بنشینند و ادب بندگى بجاى آرند، چشم امید به درگاه او دوزند و از خطاهاى خویش پوزش خواهند، نیازهاى خویش به نزد او آرند و آرزوهاى خویش از او خواهند ونیز آنان را وعده و مژده داده است كه هر نیازى به او آرند، بر آوره و بیش از آنچه چشم دارند به آنان ببخشند و از مهربانى و بنده‏ نوازى، بخشایش و كارسازى در حق آنان روا دارد كه گمان نیز نمی‏برند.»(2)

روز اول ماه شوال را بدین سبب عید فطر خوانده ‏اند كه در این روز، امر امساك و صوم از خوردن و آشامیدن برداشته شده و رخصت داده شد كه مؤمنان در روز افطار كنند و روزه خود را بشكنند فطر و فطر و فطور به معناى خوردن و آشامیدن، ابتداى خوردن و آشامیدن است و نیز گفته شده است كه به معناى آغاز خوردن و آشامیدن است پس از مدتى از نخوردن و نیاشامیدن. ابتداى خوردن و آشامیدن را افطار می‏نامند و از این رو است كه پس از اتمام روز و هنگامى كه مغرب شرعى در روزهاى ماه رمضان، شروع مى‏شود انسان افطار می‏كند یعنى اجازه خوردن پس از امساك از خوردن به او داده مى‏شود.

عید فطر داراى اعمال و عباداتى است كه در روایات معصومین(ع) به آنها پرداخته شده و ادعیه خاصى نیز آمده است.

از سخنان معصومین(ع) چنین مستفاد می‏شود كه روز عید فطر، روز گرفتن مزد است. و لذا در این روز مستحب است كه انسان بسیار دعا كند و به یاد خدا باشد و روز خود را به بطالت و تنبلى نگذراند و خیر دنیا و آخرت را بطلبد.

و در قنوت نماز عید می‏خوانیم:

«... اسئلك بحق هذا الیوم الذى جعلته للمسلمین عیدا و لمحمد صلى الله علیه و آله ذخرا و شرفا و كرامة و مزیدا ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تدخلنى فى كل خیر ادخلت فیه محمدا و آل محمد و ان تخرجنى من كل سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد، صلواتك علیه و علیهم اللهم انى اسالك خیر ما سئلك عبادك الصالحون و اعوذ بك مما استعاذ منه عبادك المخلصون‏»

بارالها! به حق این روزى كه آن را براى مسلمانان عید و براى محمد(ص) ذخیره و شرافت و كرامت و فضیلت قرار دادى از تو می‏خواهم كه بر محمد و آل محمد درود بفرستى و مرا در هر خیرى وارد كنى كه محمد و آل محمد را در آن وارد كردى و از هر سوء و بدى خارج سازى كه محمد و آل محمد را خارج ساختى، درود و صلوات تو بر او و آنها، خداوندا، از تو می‏طلبم آنچه بندگان شایسته ‏ات از تو خواستند و به تو پناه می‏برم از آنچه بندگان خالصت ‏به تو پناه بردند.

در صحیفه سجادیه نیز دعایى از امام سجاد(ع) به مناسبت وداع ماه مبارك رمضان و استقبال عید سعید فطر وارد شده است:

«اللهم صل على محمد و آله و اجبر مصیبتنا بشهرنا و بارك لنا فى یوم عیدنا و فطرنا و اجعله من خیر یوم مر علینا، اجلبه لعفو و امحاه لذنب و اغفرلنا ما خفى من ذنوبنا و ما علن ... اللهم انا نتوب الیك فى یوم فطرنا الذى جعلته للمؤمنین عیدا و سرورا و لاهل ملتك مجمعا و محتشدا، من كل ذنب اذنبناه او سوء اسلفناه او خاطر شرا اضمرناه توبة من لا ینطوى على رجوع الى.»

پروردگارا! بر محمد و آل محمد درود فرست و مصیبت ما را در این ماه جبران كن و روز فطر را بر ما عیدى مبارك و خجسته بگردان و آن را از بهترین روزهایى قرار ده كه بر ما گذشته است كه در این روز بیشتر ما را مورد عفو قرار دهى و گناهانمان را بشوئى و خداوندا بر ما ببخشایى آنچه در پنهان و آشكارا گناه گردانیم ... خداوندا! در این روز عید فطرمان كه براى مؤمنان روز عید و خوشحالى و براى مسلمانان روز اجتماع و گردهمائى قرار دادى از هر گناهى كه مرتكب شده ‏ایم و هر كار بدى كه كرده‏ایم و هر نیت ناشایسته‏اى كه در ضمیرمان نقش بسته است‏ به سوى تو باز می‏گردیم و توبه می‏كنیم، توبه‏اى كه در آن بازگشت‏ به گناه هرگز نباشد و بازگشتى كه در آن هرگز روى آوردن به معصیت نباشد. بارالها! این عید را بر تمام مؤمنان مبارك گردان و در این روز، ما را توفیق بازگشت‏به سویت و توبه از گناهان عطا فرما.» (3)


پى ‏نوشت‏ها:

1- محمدى رى شهرى، میزان الحكمه، 7/131 - 132

2- میرزا جواد آقا ملكى تبریزى، المراقبات فى اعمال السنه، تبریز، 1281 ق ص 167، مجله پاسدار اسلام، ش 101، ص 10

3- نك: ماهنامه پاسدار اسلام، شماره 101، اردیبهشت ماه 1369 ص 10 - 11، 50

رمضان، تجلى معبود (ره توشه راهیان نور) صفحه 248

جمعى از نویسندگان

منبع:سایت حوزه

التماس دعا

میلاد صارمی نایینی




طبقه بندی: عیدسعید فطر، 
برچسب ها: عید سعید فطر، خلیل صارمی نایینی، شاعرو نویسنده معاصر، ostadnaser، استاد نایینی، استاد ناصر، بنیانگذار سبک توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60،  
[ سه شنبه 1398/03/14 ] [ 09:45 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙
بخشی از قصیده برگ سبز

دردلم نیست جز ولای علی     
جان جمله جهان فدای علی

    درد هر دردمند بی درمان

    خوب میگردد از دوای علی

    كودكان یــتیم می دانـند

    اُلفت بی حد و صفای علی

   كوفه میداند ومدینه و چـاه

  ناله های علی،دعای علی

    در غم فاطمه خـدا داند

شرح هجران وگریه های علی

   راز تـنهایی ولـی اللّـه

  تیره شب داند وخدای علی

دردل شب هنوز پیچیـده ست

  یـارب ویارب وصدای علی

ادامه قصیده را در لینک مرتبط (دنبالک ها)بخوانید.



 آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ (۱) 
وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ (۲) 
لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ (۳) 
تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ (۴) 
سَلامٌ هِیَ حَتَّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ (۵)

با توجه به آیات سوره قدر می‌توان به فضیلت‌های شب قدر پی برد:
۱. قرآن در آن نازل شده است.
۲. عبادت و احیای آن معادل بیش از هزار ماه است.
۳. خیرات و برکات الهی در آن شب نازل می‏شود.
۴. رحمت خاص خدا شامل حال بندگان می‏گردد.
۵. فرشتگان و روح در آن شب نازل می‏گردند.

اعمال مخصوصه شبهاى قدر

اعمال شب نوزدهم

و امّا دوّم یعنى اعمال مخصوصه این شبها پس اعمال شب نوزدهم چند چیز است :

اوّل صد مرتبه اَسْتَغْفِرُاللّهَ رَبّى وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ  .

دوّم صد مرتبه اَللّهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ .

سوّم بخواند دعاء یا ذَاالَّذى كانَ را كه در قسم چهارم گذشت .

چهارم بخواند:

اَللّهُمَّ اْجْعَلْ فیما تَقْضى وَتُقَدِّرُ مِنَ الاْمْرِ الْمَحْتُومِ

خدایا قرار ده در آنچه حكم كرده و مقدر فرموده اى از سرنوشت حتمى

وَفیما تَفْرُقُ مِنَ الاْمْرِ الحَكیمِ فى لَیْلَةِ الْقَدْرِ وَفِى الْقَضاَّءِ الَّذى لا

و در آنچه جدا كنى از فرمان حكیمانه ات در شب قدر و در آن قضا و قدرى كه برگشت و

یُرَدُّ وَلا یُبَدَّلُ اَنْ تَكْتُبَنى مِنْ حُجّاجِ بَیْتِكَ الْحَرامِ الْمَبْرُورِ حَجُّهُمُ

تغییر و تبدیلى ندارد كه نام مرا در زمره حاجیان خانه محترمت (كعبه ) بنویسى آنان كه حجشان

الْمَشْكُورِ سَعْیُهُمُ الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمُ الْمُكَفَّرِ عَنْهُمْ سَیِّئاتُهُمْ وَاجْعَلْ

مقبول و سعیشان مورد تقدیر و گناهانشان آمرزیده و كردار بدشان بخشوده شده است و قرار ده

فیما تَقْضى وَتُقَدِّرُ اَنْ تُطیلَ عُمْرى وَتُوَسِّعَ عَلَىَّ فى رِزْقى

در آنچه مقدر فرموده اى كه عمر مرا طولانى كرده و روزیم را وسیع گردانى

وَتَفْعَلَ بى كَذا وَكَذا    و به جاى این كلمه حاجت خود را ذكر كند

و درباره ام چنین و چنان كنى


اعمال شب بیست و یكم

فضیلتش زیادتر از شب نوزدهم است و باید اعمال آن شب را از غسل و احیاء و زیارت و نماز هفت قُل هُوَالله و قرآن بر سر گرفتن و صد ركعت نماز و دعاى جوشن كبیر و غیرها در این شب به عمل آورد و در روایات تاكید شده در غسل و احیاء و جدّ و جهد در عبادت در این شب و شب بیست و سیّم و آنكه شب قدر یكى از این دو شب است و در چند روایت است كه از معصوم سؤال كردند كه معیّن فرمایید كه شب قدر كدامیك از این دو شب است تعیین نكردند بلكه فرمودند ما اَیْسَرَ لَیْلَتَیْنِ فیما تَطْلُبُ یا آنكه فرمودند ما عَلیْكَ اَنْ تَفعَلَ خیرا فى لَیلَتَیْنِ و نَحْوُ ذلِكَ وَقالَ شَیْخُنَا الصَّدُوق فیما اَمْلى عَلَى الْمَشایِخِ فى مَجْلِسٍ واحِدٍ مِنْ مَذْهَبِ الاِْمامِیَّةِ وَ مَنْ اَحْیى هاتَیْنِ اللَّیْلَتَیْنِ بِمُذاكَرَةِ الْعِلْمِ فَهُوَ اَفْضَلُ


اعمال دهه آخر ماه رمضان : و بالجمله از این شب شروع كند به دعاهاى شبهاى دهه آخر كه از جمله این دعا است كه شیخ كلینى در كافى از حضرت صادق علیه السلام روایت كرده كه فرمود مى گویى در دهه آخر ماه رمضان در هر شب :

اَعُوذُ بِجَلالِ وَجْهِكَ الْكَریمِ اءنْ یَنْقَضِىَ عَنّى شَهْرُ رَمَضانَ اَوْ یَطْلُعَ

پناه مى برم به جلال ذات بزرگوارت از اینكه ماه رمضان از من بگذرد یا سپیده امشب بر من

الْفَجْرُ مِنْ لَیْلَتى هذِهِ وَلَكَ قِبَلى ذَنْبٌ اَوْ تَبِعَةٌ تُعَذِّبُنى عَلَیْهِ 

طلوع كند و باز هم از من در پیش تو گناه یا چیزى كه پاداشش بد است مانده باشد كه بدان عذابم كنى

و كفعمى در حاشیه بلد الا مین نقل كرده كه حضرت صادق علیه السلام در هر شب از دهه آخر بعد از فرایض ‍ و نوافل مى خواند:

اَللّهُمَّ اَدِّعَنّا حَقَّ ما مَضى مِنْ شَهْرِ رَمَضانَ وَاغْفِرْ لَنا

خدایا اداء كن از ما حق ایام گذشته ماه رمضان را و بیامرز

تَقْصیرَنا فیهِ وَتَسَلَّمْهُ مِنّا مَقْبُولاً وَلا تُؤ اخِذْنا بِاِسْرافِنا عَلى اَنْفُسِنا

تقصیر ما را در این ماه و آن را پذیرفته از ما دریافت كن و مگیر ما را به زیاده رویهایى كه بر نفس خویش كردیم

وَاجْعَلْنا مِنَ الْمَرْحُومینَ وَلا تَجْعَلْنا مِنَ الْمَحْرُومینَ 

و قرارمان ده از رحمت شدگان و قرارمان مده از محرومان

و فرمود هر كه بگوید این را بیامرزد حقّ تعالى تقصیرى كه از او سرزده درایّام گذشته از ماه رمضان و نگه دارد او را از معاصى در بقیّه ماه .
و از جمله سید بن طاوس در اقبال از ابن اَبى عُمَیْر از مُرازِم نقل كرده كه حضرت صادق علیه السلام در هر شب از دهه آخر مى خواند:

 اَللّهُمَّ اِنَّكَ قُلْتَ فى كِتابِكَ

خدایا تو فرمودى در قرآنت

الْمُنْزَلِ شَهْرُ رَمَضانَ الَّذى اُنْزِلَ فیهِ الْقُرْانُ هُدىً لِلنّاسِ وَبَیِّناتٍ

كه از آسمان نازل گشته ((ماه رمضانى كه قرآن در آن نازل گشته كه آن قرآن راهنماى مردم وحجتهایى است

مِنَ الْهُدى وَالْفُرْقانِ فَعَظَّمْتَ حُرْمَةَ شَهْرِ رَمَضانَ بِما اَنْزَلْتَ فیهِ

از هدایت و تمیز)) و بدین ترتیب حرمت ماه رمضان را با نازل فرمودن قرآن بزرگ كردى

مِنَ الْقُرانِ وَخَصَصْتَهُ بِلَیْلَةِ الْقَدْرِ وَجَعَلْتَها خَیْراً مِنْ اَلْفِ شَهْرٍ

و به شب قدر مخصوصش داشتى و آن شب را بهتر از هزار ماه گرداندى

اَللّهُمَّ وَهذِهِ اَیّامُ شَهْرِ رَمَضانَ قَدِ انْقَضَتْ وَلَیالیهِ قَدْ تَصَرَّمَتْ

خدایا این روزهاى ماه رمضان بود كه بر من گذشت و این شبهاى آن است كه آن نیز

وَقَدْ صِرْتُ یا اِلهى مِنْهُ اِلى ما اَنْتَ اَعْلَمُ بِهِ مِنّى وَاَحْصى لِعَدَدِهِ

گذشت و من اى معبودم از این ماه به حالى درآمده ام كه تو خود بهتر از من مى دانى و شماره اش را

مِنَ الْخَلْقِ اَجْمَعینَ فَاَسْئَلُكَ بِما سَئَلَكَ بِهِ مَلاَّئِكَتُكَ الْمُقَرَّبُونَ

از همه مردم بهتر دارى پس از تو خواهم بدانچه فرشتگان مقربت

وَاَنْبِیاَّؤُكَ الْمُرْسَلُونَ وَعِبادُكَ الصّالِحُونَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ

و پیامبران فرستاده ات و بندگان شایسته ات تو را بدان خواستند كه درود فرستى بر محمد

وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَفُكَّ رَقَبَتى مِنَ النّارِ وَتُدْخِلَنِى الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِكَ

و آل محمد و اینكه مرا از آتش دوزخ آزاد كنى و به رحمت خویش به بهشتم ببرى

وَاَنْ تَتَفَضَّلَ عَلىَّ بِعَفْوِكَ وَكَرَمِكَ وَتَتَقَبَّلَ تَقَرُّبى وَتَسْتَجیبَ دُعاَّئى

و به عفو و بزرگوارى خویش بر من تفضل كنى و تقرب جویى مرا بپذیرى و دعایم را مستجاب گردانى

وَتَمُنَّ عَلَىَّ بِالاْمْنِ یَوْمَ الْخَوْفِ مِنْ كُلِّ هَوْلٍ اَعْدَدْتَهُ لِیَومِ الْقِیامَةِ

و در آن روز ترس و وحشت با امان دادنم از هر هراسى كه براى روز قیامتم آماده كرده اى بر من منت نهى

اِلهى وَاَعُوذُ بِوَجْهِكَ الْكَریمِ وَبِجَلالِكَ الْعَظیمِ اَنْ یَنْقَضِىَ اَیّامُ

خدایا پناه مى برم به ذات بزرگوارت و به جلال و شوكت عظیمت كه بگذرد روزها

شَهْرِ رَمَضانَ وَلَیالیهِ وَلَكَ قِبَلى تَبِعَةٌ اَوْ ذَنْبٌ تُؤ اخِذُنى بِهِ اَوْ

و شبهاى ماه رمضان و از تو در نزد من گناه یا پاداش بدى باشد كه مرا بدان مؤ اخذه كنى یا

خَطَّیئَةٌ تُریدُ اَنْ تَقْتَصَّهَا مِنّى لَمْ تَغْفِرْها لى سَیِّدى سَیِّدى سَیِّدى

خطایى باشد كه بخواهى آن را از من تقاص كنى و نیامرزیده باشى اى آقاى من آقاى من آقاى من

اَسْئَلُكَ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اِذْ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اِنْ كُنْتَ رَضیتَ عَنى فى

از تو خواهم اى كه معبودى جز تو نیست زیرا معبودى جز تو نیست كه اگر در این ماه از من خوشنود گشته اى بر

هذَا الشَّهْرِ فَاْزدَدْ عَنّى رِضاً وَاِنْ لَمْ تَكُنْ رَضیتَ عَّنى فَمِنَ الاْنَ

خوشنودى خویش از من بیفزا و اگر هنوز خوشنود نشده اى از هم اكنون از من

فَارْضَ عَنّى یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ یا اَللّهُ یا اَحَدُ یا صَمَدُ یا مَنْ لَمْ یَلِدْ

خوشنود شو اى مهربانترین مهربانان اى خدا اى یكتا اى بى نیاز اى كه فرزند ندارد

وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَكُنْ لَهُ كُفُواً اَحَدٌ                    و بسیار بگو:    یا مُلَیِّنَ الْحَدیدِ لِداوُدَ

و فرزند كسى نیست و براى او همتایى نباشد هیچكس * * * * اى نرم كننده آهن براى حضرت داود

عَلَیْهِ السَّلامُ یا كاشِفَ الضُّرِّ وَالْكُرَبِ الْعِظامِ عَنْ اَیُّوبَ عَلَیْهِ

علیه السلام اى برطرف كننده گرفتارى و ناراحتى بزرگ از ایوب علیه

السَّلامُ اَىْ مُفَرِّجَ هَمِّ یَعْقُوبَ عَلَیْهِ السَّلامُ اَىْ مُنَفِّسَ غَمِّ یُوسُفَ

السلام اى گشاینده اندوه یعقوب علیه السلام اى زداینده غم یوسف

عَلَیْهِ السَّلامُ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ كَما اَنْتَ اَهْلُهُ اَنْ تُصَلِّىَ

علیه السلام درود فرست بر محمد و آل محمد بدانسان كه تو شایسته آنى كه درود فرستى

عَلَیْهِمْ اَجْمَعینَ وَافْعَلْ بى ما اَنْتَ اَهْلُهُ وَلا تَفْعَلْ بى ما اَنَا اَهْلُهُ 

بر ایشان همگى و انجام ده درباره من آنچه را تو شایسته آنى و انجام مده درباره ام آنچه من سزاوارم

 

دعاى شب بیست و یكم

و از جمله این دعاها است كه در كافى مسندا و در مقنعه و مصباح مُرْسَلا نقل شده كه مى گوئى در لیله اولى یعنى در شب بیست ویكم :

 یا مُولِجَ اللَّیْلِ فِى النَّهارِ وَمُولِجَ النَّهارِ

اى فروبرنده شب در روز و اى فروبرنده روز

فِى اللَّیْلِ وَمُخْرِجَ الْحَىِّ مِنَ الْمَیِّتِ وَمُخْرِجَ الْمَیِّتِ مِنْ الْحَىِّ یا

در شب و اى بیرون آورنده زنده از مرده و بیرون آورنده مرده از زنده اى

رازِقَ مَنْ یَشاَّءُ بِغَیْرِ حِسابٍ یا اَللّهُ یا رَحْمنُ یا اَللّهُ یا رَحیمُ یا اَللّهُ

روزى دهنده هركه را خواهى بى حساب اى خدا، اى بخشاینده ، اى خدا اى مهربان اى خدا

یا اَللّهُ یا اَللّهُ لَكَ الاْسْماَّءُ الْحُسْنى وَالاْمْثالُ الْعُلْیا وَالْكِبْرِیاَّءُ وَالاْ لاَّءُ

اى خدا... از آن تو است نامهاى نیكو و نمونه هاى والا و بزرگى و نعمتها از تو

اَسْئَلُكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَجْعَلَ اسْمى فى هذِهِ

خواهم درود فرستى بر محمد و آل محمد و نام مرا در این

اللَّیْلَةِ فِى السُّعَداَّءِ وَرُوحى مَعَ الشُّهَداَّءِ وَاِحْسانى فى عِلِّیّینَ

شب در زمره سعادتمندان قرار دهى و روحم را با شهداء مقرون سازى و احسان و نیكوكاریم را در بلندترین درجه

وَاِساَّئَتى مَغْفُورَةً وَاَنْ تَهَبَ لى یَقینَاً تُباشِرُ بِهِ قَلْبى وَاِیماناً یُذْهِبُ

بهشت و گناهانم را آمرزیده كنى و به من یقینى عطا كنى كه همیشه با دلم همراه باشد و ایمانى به من بدهى

الشَّكَّ عَنّى وَتُرْضِیَنى بِما قَسَمْتَ لى وَآتِنا فِى الدُّنْیا حَسَنَةً وَفِى

كه شك و تردید را از من دور سازد و بدانچه روزیم كرده اى خوشنودم سازى و بدهى به من در دنیا نعمت نیك و در

الاْخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنا عَذابَ النّارِ الْحَریقِ وَارْزُقْنى فیها ذِكْرَكَ

آخرت نعمت نیك و نگهدارى ما را از عذاب آتش سوزان و روزیم كنى در این شب ذكر خود

وَشُكْرَكَ وَالرَّغْبَةَ اِلَیْكَ وَالاِْنابَةَ وَالتَّوْفیقَ لِما وَفَّقْتَ لَهُ مُحَمَّداً

و سپاسگزاریت و اشتیاق و بازگشت بسویت و توفیق براى انجام آنچه را موفق داشتى بدان محمد

وَ الِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِ وَعَلَیْهِمُ السَّلامُ

و آل محمد را كه بر او و بر ایشان سلام باد

اعمال شب بیست و سوم در ادامه مطلب


میلاد صارمی نایینی 

ادامه مطلب

طبقه بندی: شبهای قدر، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی (ناصر)، استاد نایینی، ostadnaser، استاد ناصر، حلول ماه مبارک رمضان، شهر رمضان الذی انزل فیه القران، شب قدر،  
دنبالک ها: قصیده برگ سبز،  
[ جمعه 1398/03/3 ] [ 11:11 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙



السلام علیك یا ابامحمد یا حسن ابن علی ایها المجتبی یابن رسول الله یا حجة الله علی خلقه یاسیدنا و مولانا  انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بك الی الله و قدمناك بین یدی حاجاتنا یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله



کلام نور

قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبى عَلَیْهِ السَّلام : إنَّ اللّهَ جَعَلَ شَهْرَ رَمَضانَ مِضْماراً لِخَلْقِهِ،

 فَیَسْتَبِقُونَ فیهِ بِطاعَتِهِ إِلى مَرْضاتِهِ، فَسَبَقَ قَوْمٌ فَفَازُوا، وَقَصَّرَ آخَرُونَ فَخابُوا.[1]

*****

امام حسن مجتبی (علیه السلام) فرمود:

خداوند متعال ماه رمضان را براى بندگان خود 

میدان مسابقه قرار داد. پسعدّه اى در آن ماه با اطاعت و عبادت به سعادت و 

خوشنودى الهى از یكدیگر سبقت خواهند گرفت و گروهى از روى بى توجّهى و 

سهل انگارى خسارت و ضرر مى نمایند.


[1] ـ تحف العقول: ص 234، س 14، من لا یحضره الفقیه: ج 1، ص 511، ح 1479.


سرود کریم اهلبیت

کریم اهلـــبیت (2)                 امام مجتبی (

به فریادم برس(2)             پنـــــاه بینوا (2)

مظهر جود و سخایی ،مجتــبایی

در زمین و آسـمان دست خدایی

می گشایی جمله درهایی که بسته

در میان انس و جان مشکل گشایی

کریم اهلبیتی مجتبـایی

        تو بر خلق جهان لطف خدایی

امامادست ماودامن تو

   رها کن از قفس مرغ هوایی

کریم اهلبیت (2)                   امام مجتبی (2)

خلیل صارمی نایینی « ناصر»

این سرود به مناسبت جشن گل ریزان آزادی زندانیان دیه و جمع آوری اعانات خیرین تهیه و در سال

 1390 و 1391 در نایین بنا به درخواست دادستان محترم نایین در مراسمی ویژه و در شب ولادت 

امام حسن مجتبی علیه السلام اجرا شده است.

حسن ختام

قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبى عَلَیْهِ السَّلام :ا ابْنَ آدْم! عَفِّ عَنِ مَحارِمِ اللّهِ تَكُنْ عابِداً، 

وَ ارْضِ بِما قَسَّمَ اللّهُ سُبْحانَهُ لَكَ تَكُنْ غَنِیّاً، وَ أحْسِنْ جَوارَ مَنْ جاوَرَكَ تَكُنْ مُسْلِماً، 

وَ صاحِبِ النّاسَ بِمِثْلِ ما تُحبُّ أنْ یُصاحِبُوكَ بِهِ تَكُنْ عَدْلاً.

[2] 

*****

امام حسن مجتبی (علیه السلام) فرمود: اى فرزند آدم! نسبت به محرّمات الهى

 عفیف و پاكدامن باش تا عابد و بنده خدا باشى. راضى باش بر آنچه كه خداوند سبحان 

برایت تقسیم و مقدّر نموده است، تا همیشه غنى و بى نیاز باشى. نسبت 

به همسایگان، دوستان و همنشینان خود نیكى و احسان نما تا مسلمان محسوب شوى. 

با افراد (مختلف) آنچنان بر خورد كن كه انتظار دارى دیگران همانگونه با تو بر خورد نمایند.


[2] ـ نزهه النّاظر و تنبیه الخاطر: ص 79، ح 33، بحارالأنوار: ج 78، ص 112، س 8.

 

میلاد صارمی نایینی 



طبقه بندی: کریم اهلبیت، 
برچسب ها: کریم اهلبیت امام حسن مجتبی، خلیل صارمی نایینی (ناصر) شاعر و نویسنده معاصر، استاد ناصر، ostadnaser، بنیانگذار ورزشهای رزمی در شرق اصفهان بزرگ، استاد نایینی،  
[ دوشنبه 1398/02/30 ] [ 09:00 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙



هوالودود


السّلام علیك یا حُجه الله فی اَرضه

·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

تقدیم به ساحت مقدس آقا بقیه الله الاعظم روحی و ارواحنا له الفدا


خیال وصال


زحال زار من ای نازنــــین چه میـــدانی 
 چه شرح گـــویمت از قـــصه پریشانی 


من از تو دل نبریدم اگر چــه خا موشم 
 الی الابد شده ام من ا ســیر و زنـدانی 


اسیرنرگس مستی عظیم عـا شق کش 
 خمار لــعل لبی هــمچو آب حیــوانی 


ندانم ای گـــل گـــلزار حسن میدانی ؟ 
 زحــال بلبل شیدا و شــــرح حـیرانی 


به گرد کعبه عشق تـوام چـــو پروانه 
 تو در منای خیـا لت به فــکر قربانی 


نه در خیال وصالم بدین تهیـــد ستی 
نه لایقم که بخوانی مــرا به مهمانی 


به یک کرشمه چشمت دلم شودخرسند 
اگر چه دور زچشمم کنی توپـــنهانی 


دل از خیـــال تو یــکدم تهی نمیگردد 
 تویی که جان منی گر چه رو بگـردانی 


به حـق عشق قسم ای ا میرکشور دل 
 بیا که ( ناصر ) شوریـده را مرنـجانی 


·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

شوق وصال


گوشــه عـزلت و انـدوه دل و تنهایی 
 آتش عــشق تو و سوختن و شیدایی 

مـــن ِدلـداده کجا تــاب تحـــمل دارم 
 کاش مـی بود کنــون بهرگریزم پایی
 
غـم هــجران تو و ظلمت شـــبهای دراز 
 ای صنم چشم براهم که مگر باز آیـــی
 
دل سرگشته ودیـوانه شدازدست دگـر 
 کومسیحا نفسی،صحبت روشـن رایی 

سر هـرکـوچه و برزن به تکاپـوی توام 
 آه از هـجر تو و عشق من و رسوایی
 
شهره خلق شدم « تشت من ازبام افتاد» 
برزبانهاسـت دگر قـصه من هر جایی 

اگر از عشق تو سـر بر سـر هر دار نهم 
 ذره ای نیــست هراســم زکس وپروایی
 
«ناصر»ازشوق وصال توسروده ست چنین 
 غزلی ناب،همه سـوز،بدیـن شیوایی 

اشعار از :خلیل صارمی نایینی «ناصر»

میلاد صارمی نایینی




طبقه بندی: امام زمان (عج)، 
برچسب ها: اعیاد شعبانیه، خلیل صارمی نایینی (ناصر)، استاد نایینی، ostadnaser، استاد ناصر، ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، استاد نایینی بنیانگذار کونگ فو توآ در مناظق شرق اصفهان بزرگ دهه 60،  
[ شنبه 1398/01/31 ] [ 06:27 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه


ایام ولادت سرور و سالار شهیدان امام حسین علیه السلام

 ،امام سجاد علیه السلام

و عباس بن علی علیه السلام

 بر همگان مبارک


·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

حسین علیه السلام
عاشقم من عاشق دیوانه روی حسین(ع)
آرزومندم که باشم ساکن کوی حسین(ع)
سالها گشتم میان هر گلستان بهر گل
گل ندیدم خوشتر از رخسار خوشبوی حسین(ع)
هر کسی را گونه ای دلبستگی در زندگیست
از همه عالم گذشتم من به یک موی حسین(ع)
ترک جان و سر کند از روی اخلاص و صفا
هر که نوشد جرعه ای در عشق از جوی حسین(ع)
(ناصرم) من آتش عشق حسینی در سرم
بر مشامم میرسد از قعر دل بوی حسین(ع)



سجاد علیه السلام

شور ی به جهان کنون در افتاد
جانم به فدای نام سجاد
هنگام تولد تو مولا
آن لحظه که شاه دین شدی شاد
از بهر دل موالیان هم
ایزد گُل آبرو فرستاد 
چون مادر توست شهر بانو
ای جان جهان و شاه عُبّاد
زین پس عرب و عجم ندارد
سجاد زمادری عجم زاد
ای زینت عرش و فرش و کرسی
ای هر دو جهان ز مهرت آباد 
(ناصر )شده بی پناه و تنها
آقا تو برس دگر به فریاد



عباس علیه السلام

آمده عباس ، بگو یا حسین(ع)
دسته گل یاس ،بگو یا حسین(ع)
جان علی (ع)، زاده ام البنین(س)
مظهر احساس ،بگو یا حسین(ع)

ماه بنی هاشم و سالار عشق
در صف عشاق ، علمدار عشق
در دل میدان شجاعت علی(ع)
بر سر پیمان ،شده بر دار عشق

ای به سخاوت علی دیگری
باب حوائج تویی و سروری
(ناصر) بیچاره و دامان تو 
شافع محشر ، به خدا محشری

خلیل صارمی نایینی « ناصر»
·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

میلاد صارمی نایینی 




طبقه بندی: اعیاد شعبانیه، 
برچسب ها: حسین علیه السلام، امام سجاد علیه السلام، عباس قمر بنی هاشم علیه الیلام، خلیل صارمی نایینی، ostadnaser، استاد ناصر، استاد نایینی بنیانگذار کونگ فو توآ در مناظق شرق اصفهان بزرگ دهه 60،  
[ دوشنبه 1398/01/19 ] [ 10:00 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

موجبات شهادت امام موسى كاظم علیه السلام


 

" انتم الصراط الاقوم و السبیل الاعظم و شهداء دارالفناء و شفعاء دارالبقاء. (1)؛ شما راست ‏ترین راه ها و بزرگترین شاهراه ها هستید. شما شهیدان این جهان و شفیعان آن جهانید.

همه ائمه اطهار علیهم السلام به استثناى وجود مقدس حضرت حجت عجل الله تعالى فرجه كه در قید حیات هستند، شهید از دنیا رفته‏اند؛ هیچ یک از آنها با مرگ طبیعى و با اجل طبیعى و یا با  یك بیمارى عادى از دنیا نرفته‏اند، و این یكى از مفاخر بزرگ آنهاست. خود آنان همیشه آرزوى شهادت در راه خدا را داشتند كه ما مضمون آن را در دعاهایى كه آنها به ما تعلیم داده‏اند و خودشان مى‏خوانده‏اند مى‏بینیم. على علیه السلام مى‏فرمود: "من تنفر دارم از این كه در بستر بمیرم، هزار ضربه ‏شمشیر بر من وارد بشود بهتر است از این كه آرام در بستر بمیرم." و ما نیز در دعاها و زیاراتى كه قرائت مى‏كنیم یكى از فضائل ائمه را به این نام یادآوری می کنیم كه آنها از زمره شهدا هستند و شهید از دنیا رفته‏اند.

در اصطلاح، «شهید» لقب وجود مقدس امام حسین علیه السلام است و ما معمولا ایشان را به لقب‏«شهید» مى‏خوانیم: «الحسین الشهید». همان طور كه لقب امام ششم  را‏ «جعفرالصادق‏» و لقب امام موسى بن جعفر را ‏« موسى الكاظم‏» مى‏گوییم ، لقب سیدالشهداء نیز« الحسین الشهید» است. ولى این بدان معنى نیست كه ائمه دیگر ما شهید نشده‏اند. همان طور كه اگر موسى بن جعفر را ‏«الكاظم‏» می نامیم معنایش این نیست كه سایر ائمه" كاظم" نبوده‏اند -"كاظم‏" یعنى كسى كه بر خشم خود مسلط است- ، یا اگر به امام هشتم مى‏گوییم «الرضا» معنایش این نیست كه دیگران مصداق‏«الرضا» نیستند، و یا اگر امام ششم را «الصادق‏» می نامیم ، معنایش این نیست كه دیگران العیاذ بالله صادق نیستند.


تاثیر مقتضیات زمان در شكل مبارزه

اینجا این سوال مطرح می شود كه چرا  سایر ائمه را "شهید" می گوییم؟ با این که بر اساس اسناد تاریخی ایشان در مقابل دستگاه هاى جور زمان خودشان قیام نكرده و شمشیر نكشیده اند؟ و ظاهر سیره ‏شان نشان مى‏دهد كه روش ایشان با روش امام حسین(ع) متفاوت بوده است.

این که ما تصور کنیم  سایر ائمه با روش امام حسین(ع) در این جهت اختلاف و تفاوت داشته است، تصور غلطی است. این هم که برخی فکر می کنند بنای امام حسین علیه السلام بر مبارزه با دستگاه جور زمان خود بود ولى سایر ائمه بنای مبارزه را نداشتند، تفکر نادرستی است. امكان ندارد مقام مقدس امام  با دستگاه ظلم و جور زمان خودش سازش كند و خودش را با آن منطبق كند؛ بلكه همیشه با آنها مبارزه مى‏كند. تفاوت در این است كه شكل مبارزه فرق مى‏كند. یك وقت مبارزه علنى است و اعلان جنگ می شود؛ و وقتی دیگر، مبارزه هست ولى نوع مبارزه فرق مى‏كند. یعنی مقتضیات زمان در شكل مبارزه  تاثیر می گذارد. هیچ وقت مقتضیات زمان در این جهت نمى‏تواند تاثیر داشته باشد كه در یك زمان سازش با ظلم جایز نباشد ولى در زمان دیگر جایز باشد. در واقع سازش با ظلم در هیچ زمانى و در هیچ مكانى و به هیچ شكلى جایز نیست، اما ممكن است شكل مبارزه فرق كند. تاریخ ائمه اطهارعموماً حكایت مى‏كند كه همیشه در حال مبارزه بوده‏اند. اگر مى‏گویند مبارزه در حال تقیه، مقصود سكون و بى تحركى نیست.« تقیه‏» از ماده ‏«وقى‏» است، مثل تقوا كه از ماده ‏«وقى‏» است. تقیه معنایش این است که به شكل مخفیانه‏ و در یك حالت استتار از خود دفاع كردن؛ نه دست از مبارزه برداشتن.

همه ائمه اطهار این افتخار را دارند كه در زمان خودشان با هیچ خلیفه جورى سازش نكردند و همیشه در حال مبارزه بودند. ایشان در مقابل خلفایی نظیر عبدالملك مروان، اولاد عبدالملك، پسرعموهاى عبدالملك، بنى العباس، منصور دوانیقى، ابوالعباس سفاح، هارون الرشید، مامون و متوكل و ... که از بدنام‏ ترین افراد تاریخ هستند، ایستادند و به انحاء مختلف مبارزه نمودند. اگر مقاومت ائمه اطهار در مقابل اینها نبود، و اگر ایشان فسق ها و انحراف هاى آنان را برملا نمى‏كردند و غاصب بودن و نالایق بودن آنها را به مردم تذکر نمى دادند‏، امروز ما هارون و مخصوصاً مامون را در ردیف قدیسین مى‏شمردیم. اگر ائمه، باطن مامون را آشكار نمى‏كردند و وى را معرفى نمى‏نمودند، مسلما امروز او یكى از قهرمانان بزرگ علم و دین در دنیا تلقى مى‏شد.

در این مقاله بحث ما در زمینه عواملی است که موجبات شهادت امام موسى بن جعفرعلیهماالسلام را فراهم نموده است. البته در این كه موسى بن جعفرعلیهماالسلام به شهادت رسیده، از مسلمات تاریخ است. بنا بر معتبرترین و مشهورترین روایات، موسى بن جعفرعلیهماالسلام چهار سال در كنج ‏سیاه چالهاى زندان به سر برد و در زندان هم به شهادت رسید.


امام در زندان بصره

امام فقط در یك زندان محبوس نبود، بلکه  در زندان هاى متعدد به سر برد. ایشان را از این زندان به آن زندان منتقل مى‏كردند، و راز مطلب این بود كه در هر زندانى كه امام را مى‏بردند، پس از اندك زمانی زندانبان مرید امام مى‏شد. اولین حبس امام در هفتم ماه ذى الحجه سال 178، از زندان بصره آغاز گردید. امام را تحویل  عیسى بن جعفربن ابى جعفر منصور، -  نوه منصور دوانیقى-  والى بصره دادند. او  یك مرد عیاش و شرابخوار، و اهل رقص و آواز بود. مدتى که از زندانی بودن امام گذشت، كم كم عیسى بن جعفر علاقه ‏مند و مرید امام شد.عیسی بن جعفر بر اساس تبلیغات حکومت تصور مى‏كرد كه امام کاظم (ع) مردى ‏یاغى است كه  مدعى خلافت است، ولی پس از چندی همجواری با امام دریافت که ایشان نه تنها دل به دنیا نبسته است بلکه غرق در معنویت است. و اگر مساله خلافت ‏براى ایشان مطرح است از جنبه معنویت مطرح است نه این كه یك مرد دنیا طلب باشد. همین مسائل باعث شد که وضع تغییر کند و عیسی دستور داد اتاق بسیار خوبى  در اختیار امام قرار دادند و رسماً از امام پذیرایى مى‏كرد. از آن طرف هارون محرمانه به عیسی پیغام داد كه امام را بکشد. عیسی جواب داد که چنین كارى نمى‏كند. پس از این که هارون برای اجرای دستورش فشار زیادی آورد؛ عیسی  نامه ای به خلیفه نوشت كه "دستور بده زندانی را از من تحویل بگیرند والا  او را آزاد مى‏كنم، من نمى‏توانم چنین مردى را به عنوان یك زندانى نزد خود نگاه دارم." و البته چون عیسی بن جعفر پسرعموى خلیفه و نوه منصور بود، برای حرفش احترام قائل بودند.


امام در زندان هاى مختلف

بالاخره امام را از بصره به بغداد آوردند و تحویل فضل بن ربیع دادند. فضل بن ربیع، پسر« ربیع‏» حاجب -دربان- معروف است. (2) پس از مدتی فضل هم  به امام علاقه ‏مند شد و وضع امام را تغییر داد که وضع بهترى بود. جاسوسان به هارون خبر دادند كه موسى بن جعفر در زندان فضل بن ربیع به خوشى زندگى مى‏كند، در واقع زندانى نیست و مثل میهمان است. هارون امام را از او گرفت و تحویل فضل بن یحیاى برمكى داد. فضل بن یحیى هم بعد از مدتى شروع به خوشرفتاری با امام كرد كه هارون خیلى خشمگین شد و جاسوس فرستاد که تحقیق كنند؛ و چون دیدند که جریان صحت دارد، هارون امام را از او نیز تحویل گرفت و فضل بن یحیى مغضوب واقع شد. پس از آن یحیى برمكى پدر فضل، براى این كه مبادا به سبب سرپیچی پسرانش از اوامر هارون از چشم هارون بیافتند، در مجلسى سر زده  نزد هارون رفت و گفت: اگر از پسرم تقصیری سر زده، من حاضرم اوامر شما را اطاعت كنم؛ پسرم توبه كرده است، او را ببخشید. یحیی پس از آن که دل هارون را به دست آورد، به بغداد آمد  و امام را از پسرش تحویل گرفت و تحویل زندانبان دیگرى به نام سندى بن شاهك داد كه گفته می شود مسلمان نبود. در زندان او خیلى بر امام سخت گذشت، و امام در زندان او هیچ روى آسایش ندید.


در خواست هارون از امام

در آخرین روزهایى كه امام زندانى بود و تقریباً یك هفته بیشتر به شهادت ایشان باقى نمانده بود، "هارون" یحیى برمكى را نزد امام فرستاد و با نرمی و ملایمت به او گفت از طرف من به پسرعمویم سلام برسان و به او بگو بر ما ثابت ‏شده كه تو گناهى و یا تقصیرى نداشته‏ای ولى متأسفانه من قسم خورده‏ام كه تا تو اعتراف به گناه نكنى و از من تقاضاى عفو ننمایى، تو را آزاد نكنم؛ البته لازم نیست هیچ كس هم ‏بفهمد. همین قدر که در حضور همین یحیى اعتراف كنی کافی است، چرا که من نمی توانم سوگند خود را بشکنم.

امام آن روح مقاوم و بزرگ، به یحیی پاسخ می دهد:« به هارون بگو از عمر من دیگر چیزى باقى نمانده است‏» و پس از یك هفته امام را مسموم نمودند.


علت دستگیرى امام

چرا هارون دستور دستگیری امام را داد؟ پاسخ روشن است: خلیفه  به موقعیت اجتماعى امام حسادت مى‏ورزید و احساس خطر مى‏كرد، او برای  حکومتش احساس امنیت نداشت. زمانی كه هارون تصمیم مى‏گرفت ولایتعهدی  را براى پسرش امین، و بعد از او براى دیگر پسرانش مامون و مؤتمن تثبیت كند؛ علما و برجستگان شهرها را دعوت مى‏نمود تا همگی در آن سال به مكه بروند چرا كه مى‏خواست در آنجا از همه بیعت ‏بگیرد. اما برای چنین برنامه ای مانعی بزرگ وجود داشت و آن مانع امام کاظم علیه السلام بود. آن كسى كه اگر در آن جمع حضور می داشت و چشمها به او می افتاد، این فكر در اذهان ایجاد مى‏شد که آن كسی که  ‏براى خلافت لیاقت دارد امام کاظم علیه السلام است و در اینجا قطعا نقشه های هارون به هم می خورد. پس وقتى كه به مدینه آمد، دستور زندانی کردن امام  را داد.

 در تاریخ آمده است که یحیى برمكى به اطرافیانش گفت: من گمان مى‏كنم خلیفه  ظرف امروز و فردا دستور بدهد موسى بن جعفر را توقیف كنند. گفتند چطور؟ گفت: من همراهش بودم كه به زیارت حضرت رسول در مسجدالنبى رفتیم، وقتى كه خواست‏ به پیغمبر سلام بدهد، دیدم این گونه سلام مى‏گوید: السلام علیك یا ابن العم  یا رسول الله. بعد گفت: من از شما معذرت مى‏خواهم كه مجبورم فرزند شما موسى بن جعفر را توقیف كنم.

بالاخره هارون دستور داد جلادهایش به سراغ امام بروند. اتفاقا امام در خانه نبود. ایشان به مسجد پیغمبر رفته بود. سربازها به مسجد رفتند و وقتى وارد شدند كه امام در حال نماز بود. مهلت ندادند كه موسى بن جعفر نمازش را تمام كند، در همان حال نماز، ایشان را كشان كشان از مسجد پیغمبر بیرون بردند كه حضرت نگاهى به قبر رسول اكرم كرد و عرض كرد: السلام علیك یا رسول الله، السلام علیك یا جداه، ببین امت تو با فرزندان تو چه مى‏كنند؟!

چرا هارون این اعمال را انجام داد؟ مگر امام قیامی بر پا کرده بود؟ از مسلمات تاریخ است که ایشان قیام نکرده بود ولی وجود خود امام برای هارون و حکومتش خطر داشت، چون خلیفه مى‏خواست براى ولایتعهدی فرزندانش بیعت‏ بگیرد؛ هارون نگران بود که امام اعلام نماید هارون و فرزندانش غاصب خلافتند.


سخن مامون

عملکرد مامون به گونه ای بوده است كه بسیارى از مورخین او را شیعه مى‏دانند، و مى‏گویند از علماى شیعه بوده است. این مرد مباحثاتىمنطقی با علماى اهل تسنن داشته است كه در متن تاریخ ضبط است. چند سال پیش یك قاضى سنى اهل تركیه‏اى كتابى نوشته بود كه به فارسى نیز ترجمه شد به نام ‏« تشریح و محاكمه درباره آل محمد». در آن كتاب، مباحثه مامون با علماى اهل تسنن درباره خلافت ‏بلا فصل حضرت امیر(ع) نقل شده است. نوشته‏اند زمانی خود مامون گفت: اگر گفتید چه كسى تشیع را به من آموخت؟ گفتند چه كسى؟ گفت: پدرم هارون. من درس تشیع را از پدرم هارون آموختم. گفتند: پدرت هارون كه با شیعه و ائمه شیعه از همه دشمن‏تر بود. گفت: در عین حال قضیه از همین قرار است. در یكى از سفرهایى كه پدرم به حج رفت، ما همراهش بودیم. من بچه بودم، همه به دیدنش مى‏آمدند، مخصوصاً مشایخ، معاریف و كبار. دستور داده بود هر كسى كه مى‏آید، اول خودش را معرفى كند، یعنى اسم خودش و پدرش و اجدادش را تا جد اعلایش بگوید تا خلیفه بشناسد كه او از قریش است ‏یا از غیر قریش؛ و اگر از انصار است، ‏خزرجى است ‏یا اوسى. هر كسى كه مى‏آمد، اول دربان نزد هارون مى‏آمد و مى‏گفت: فلان كس با این اسم و این اسم پدر و غیره آمده است. روزى دربان آمد گفت آن كسى كه به دیدن خلیفه آمده است مى‏گوید: "بگو موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسین بن على بن ابى طالب." تا این را گفت، پدرم از جا بلند شد، گفت: بگو بفرمایید، و بعد گفت: همان طور سواره بیایند و پیاده نشوند؛ و به ما دستور داد كه از ایشان استقبال كنیم. ما رفتیم. مردى را دیدیم كه آثار عبادت و تقوا در ظاهرش كاملا هویدا بود. نشان مى‏داد كه از آن عباد است. سواره بود كه مى‏آمد، پدرم از دور فریاد كشید: شما را سوگند مى‏دهم كه همین طور سواره نزدیك بیایید، و او چون اصرار زیاد پدرم را دید  یك مقدار روى فرش ها سواره آمد. به امر هارون دویدیم ركابش را گرفتیم و او را پیاده كردیم. هارون وى را بالا دست‏ خودش نشاند و مؤدب نشست، و بعد سؤال و جواب هایى كرد:

- عائله ‏تان چند نفرند؟ معلوم شد عائله‏اش خیلى زیاد است.

-  وضع زندگیتان چطور است؟ امام پاسخ دادند.

- عوایدتان از کجا تأمین می شود؟

پس از این سوال و جواب ها وی  رفت. وقتى خواست ‏برود پدرم به ما گفت: بدرقه كنید، در ركابش بروید. و ما به امر هارون تا در خانه‏اش در بدرقه‏اش رفتیم، كه او آرام به من گفت تو خلیفه خواهى شد و من یك توصیه بیشتر به تو نمى‏كنم و آن این كه با اولاد من بدرفتارى نكن.

ما نمى‏دانستیم این كیست. برگشتیم. من از همه فرزندان ناراحت تر بودم، وقتى خلوت شد به پدرم گفتم این كى بود كه تو این قدر او را احترام كردى؟ خنده‏اى كرد و گفت: اگر راستش را بخواهى این مسندى كه ما بر آن نشسته‏ایم مال اینهاست. گفتم آیا به این حرف اعتقاد دارى؟ گفت: اعتقاد دارم. گفتم: پس چرا واگذار نمى‏كنى؟ گفت: مگر نمى‏دانى "الملك عقیم"؟ تو كه فرزند من هستى، اگر بدانم كه مدعى من می شوى، آنچه را كه چشمهایت در آن قرار دارد از روى تنت ‏بر مى‏دارم.

پس از مدتی هارون شروع کرد به صله دادن. پول هاى گزاف برای افراد مى‏فرستاد، پول هایی به میزان پنج هزار دینار زر سرخ، چهارهزار دینار زر سرخ و غیره. من فکر کردم لابد پولى كه براى این مردى كه این قدر برایش احترام قائل است مى‏فرستد خیلى زیاد خواهد بود. ولی دیدم كمترین پول را براى او فرستاد؛ یعنی دویست دینار. سؤال كردم که علت این کار چیست؟ گفت: مگر نمى‏دانى اینها رقیب ما هستند. سیاست ایجاب مى‏كند كه اینها همیشه تنگدست‏ باشند و پول نداشته باشند؛ زیرا اگر زمانى امكانات اقتصادى ‏شان زیاد شود، یك وقت ممكن است كه صد هزار شمشیر علیه پدر تو قیام كند.


میلاد صارمی نایینی


ادامه مطلب

طبقه بندی: امام موسی کاظم علیه السلام، 
برچسب ها: امام کاظم علیه السلام، استاد نایینی، ostadnaser، استاد ناصر، شهادت امام موسی کاظم علیه السلام، خلیل صارمی نایینی شاعرو نویسنده معاصر، استاد نایینی ببنیانگذار کونگ فو توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه60،  
[ یکشنبه 1398/01/11 ] [ 08:37 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙


نوروز باستانی بر همه ی ایرانیان خجسته باد


عیدانه 


تقدیم به همه ی بزرگان ادب و علم و اندیشه 


*****


با باد بهار ســـنبل آمد ..... بوی خوش سبزه و گل آمد 
از رحمت ایــــزد تبارک ..... عید هــــــمگان بُود مـبارک 

نوروز جشن آریائی

قدمت نوروز و وجود این جشن به زمان‌های پیش از هخامنشیان و مادها برمی‌گردد زمانی که آریائی‌ها سرزمین‌شان را به دو قسمت تقسیم می‌کردند و دو فصل گرما و سرما داشتند فصل سرما شامل ده ماه و فصل گرما شامل دو ماه بود، چنانچه در اوستا آمده‌است. بعدها در این دو فصل تغییری پدید آمد و به موجب وندیداد تابستان دارای ۷ ماه و زمستان ۵ ماه گردید. در هر یک از این دو فصل جشنی بر پا می‌داشتند که هر دو آغاز سال نو به شمار می‌رفته‌است. وجود پایه و اساس جشن‌های نوروز و مهرگان در آغاز فصول دوگانهٔ آریائی‌ها گویای آن است که زمینهٔ اصلی پیدایش هر یک از آنها، بزرگداشت سرآغاز سال، توجه به پایان یک فصل و آغاز فصلی دیگر بوده‌است. با مرور زمان و تحول تدریجی اوضاع جشن نوروز از آن صورت بسیط نجومی و گاه‌شناسی بیرون آمد و بعدها جنبه های متعدد دینی و رسمی و سیاسی پیدا کرد. سرانجام این یادگار با سنن دیرین خود از مدتی متجاوز از نه قرن پیش در آغاز برج حمل جای ثابتی یافت و تنها جشن جهانی است که می‌توان گفت تمامی جنبه‌های دینی، رسمی، سیاسی و طبیعی را در خود جای داده‌است.


ای پاکدلان بــــــهار تــقدیم شما 
آن جنّت مانـــــــدگار تقدیم شما 
یک جان به تنم بیش ندارم یاران 
این تحفه به یادگـــار تقدیم شما 


خلیل صارمی نایینی(ناصر)








طبقه بندی: نوروز باستانی، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی « ناصر »، شاعر و نویسنده معاصر، استاد نایینی، استاد ناصر، استاد نایینی بنیانگذار سبک تو آ در مناطق شزق اصفهان بزرگ دهه 60، عید نوروز، نوروز باستانی،  
[ چهارشنبه 1397/12/29 ] [ 10:52 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

       هوالعزیز


Image result for ‫ولادت علی‬‎

 


ولادت خجسته اسدالله الغالب علی بن ابیطالب شیر خدا


 بر عموم شیعیان و دوستداران آن حضرت مبارک باد





برگ سبز


      در دلــــم نیســـت جــــز ولای عـــــلی                جـــان جمـــــله جهــــــان فدای عـــلی

      خــُـــــرّم آنكــس كه اوفـــــتد یـــك دم                 بـــر ســــرش ســـایه هُـمــای عـــــلی

      آفــــــــــــتاب ولایــــــت عــــــــــالــــم                 پـــــرتو حُســــن لا فـــــــتای عـــــــلی

      زادگــــــــاهش حــــــریم بـــیت اللـّـــه                شــــد بــــنا كـــعبه از بـــــرای عـــــلی

      بـــه خـــداونـــد جــــز خــدا و رســول                ذرّه ای نـــــــیســت مــــــاورای عـــلی

      آسـمان و زمـــین و آنـچه در اوســت                زنـــــده از نــام جـــانـــفـــزای عـــــلی

      ذوالــــــــفقارش حــــــقیقــت قـــــاطـع                ســركشــان مـانــده در غَــزای عــــلی

      نـصرت دیــــن نـمی شـــدی مـــــقدور                جــــز به دســــت گــره گـــشای عـــلی

      خُــــفت در بـــــستر پــــــسر عــــمّـش                مـرحــبا ! جــــرات و وفــــای عـــــلی

      در غــــــدیر خُــــــم آن نــــبی امــــین                 گــــــفت از جـــانـــب خــــدای عـــــلی

      هـــــر كـــه مــــولای او مــــنم بایــــد                 بـعد از ایـن جـــویـد او رضـای عـــلی

      گـــــــفت مــــن دانــــم و خــــدا دانـــد                 قــدر و شــــأن و مـقام و جــای عــلی

      تـــا اَبــــد راه رســـــتگـاری جُــــست                 هـــر كه شــد یـــار و آشـــنای عــــلی

      آنــكه شــد جـــرعه نــوش این درگه                  زنــــده مـــی گــــردد از بـــقای عـــلی

      هـــــر فـــرو بـــسته بــاز مـی گــردد                  بـا سـر انـگشت عـــقل و رای عــــلی

      خــــاك تــــیره به حـــرمت نـــامـــش                  مـــی شـــــود زَر زِ كــــیـمیـای عـــلی

      مـــستمــندان و بـــــینـوایـــان بــــین                  بــــــر در خــــــانـــه و ســـرای عـــلی

      مــــی دهــــد خـــــاتــــم ســـلـــیمانی                  خـــوش بـــه حـــال گــدا گــدای عــلی

      نَـه بــــشر را بُــــوَد نـه جِـنّ و مـلك                  جــود بـــی مِـــــثل و انــــتهای عــــلی

      كــی فـــرو مـــانـده بــاز مــی گــردد                  بـــــی نـــصیـب از در عـــطای عــــلی

      درد هــــر دردمــــند بـــــی درمــــان                  خوب مـــــی گــــردد از دوای  عـــــلی

      كــــــــــودكــــان یــــــتیم می دانــــند                  اُلــــفت بــی حـــــد و صـــــفای عـــــلی

      كـــوفه می دانـــد و مـــدیــنه و چـاه                  نالــه هــای عـــــلی ، دعـــــای عــــلی

      در غــــــم فــــاطــــمه خــ ـدا دانــــد                  شـرح هــــجران و گــریه هــای عـــلی

      راز تـــــــــنهایــــی ولـــــی الــــلّـــه                  تـــــیره شــــب دانـــد و خــدای عـــــلی

      در دل شــب هـــنوز پـــیچیـده ســـت                  یـا رب و یـــــارب و صـــــدای عـــــلی

      بـــــشنود گـــوش هر حـقیقت جــوی                 هـــر زمان بـــانگ حـق ز نــای عـــلی

      دل چـ ـو پــــروانـه پَر كــشد هـر دم                  مـست و دیــــوانــــه در هــوای عـــلی

      كــــاش بــــودم مــــقیم خــاك نــجف                  تــــربــــت پــــاك و دلـــربــای عـــــلی

      دســــت خـالـــی نــــمی روم بـــر در                 جـــان فـــشانم بـــه خــاك پــای عـــلی

      ای خوش آنـدم كه می شـود روشـن                 ظـلـــمت قــــــبر از ضـــــــیای عـــــلی

      (برگ ســــبزیـست تــحفه درویـش)                شـــعر مــــن كـــــی بُوَد رَوای عـــــلی

      جـــــملهء خـــــلق عــــالــم امـــكان                 قــاصــــر از وصـف ماجـــرای عــــلی

      تـا نَــــفَس مـانــده در تَــنَت «ناصر»               دم بـــه دم ، دم زن از ثــــنای عـــــلی *

آخرین ویرایش : بهمن 90


خلیل صارمی نایینی «ناصر»


این قصیده را به ساحت مقدس امام المتقین امیر المومنین علی علیه السلام

 تقدیم داشته و امید وارم ثواب و بهره آن به روح مرحوم پدرم 

(حاج رضا صارمی نایینی )عاید و واصل گردد .


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منبع:

 * اشعاری در مدح مولا علی علیه السلام . تنظیم وگرد اوری صمد رحیمیان.چاپ اول  1376 .انتشارات لیوسا




روز پدر بر همه پدران مهربان و زحمتکش این مرز و بوم مبارک باد

Image result for ‫شاخه گل‬‎



میلاد صارمی نایینی



                               





طبقه بندی: ولادت علی علیه السلام، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی (ناصر)، استاد نایینی، ostadnaser، استاد ناصر، ولادت علی علیه السلام، استاد نایینی بنیانگذار کونگ فو تو آد در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60،  
[ سه شنبه 1397/12/28 ] [ 11:35 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙


یا جواد الائمه ادرکنی

شب غفران و رحمت و نور است

جمله ی کائنات مسرور است

خانـه ی هشـتمین امام امشب

غرق در جشن و شادی و شور است

یا جواد الائمه ادرکنی

یا جواد الائمه ادرکنی

سر زد از مشرق جهان خورشید

پرتو حُـسن ایـزدی تابید

نهـمین اخــترِ ولایــت عشق

سر زد از بـاغِ یاســهای سپید

یا جواد الائمه ادرکنی

یا جواد الائمه ادرکنی

یا امـام غر یــبِ ما تبریک

صاحب رافـت و رضـــا تبریک

ای امــام زمــان ، ولی خدا

محـضر انــور شـما تبریک

یا جواد الائمه ادرکنی

یا جواد الائمه ادرکنی

سروده خلیل صارمی نایینی (ناصر)

میلاد صارمی نایینی




طبقه بندی: یا جواد الائمه ادرکنی، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی « ناصر »، شاعر و نویسنده معاصر، استاد نایینی، استاد ناصر، استاد نایینی بنیانگذار سبک تو آ در مناطق شزق اصفهان بزرگ دهه 60، یا امام جواد ادرکنی، ولادت امام جواد علیه السلام،  
[ شنبه 1397/12/25 ] [ 10:37 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

به نام خدا



حلول ماه پر فضیلت رجب المرجب بر عموم مسلمانان جهان مبارک باد

امام باقر(ع)-مدح

 

لبم شهد و دهانم چشمه و فیض و کلامم جان

سزد با جان خود ریزم به خاک پای جانانش

امام پنجم و معصوم هفتم حضرت باقر

که تا شام ابد بادا سلام از حی منانش

لقب باقر، محمّد نام او، کنیه ابا جعفر

تعالی الله از این کنیه و این نام و عنوانش

رجال علم از صبح ازل، مرهون گفتارش

جهان فضل تا شام ابد، مدیون احسانش

سجود آورده خلقت از پی تعظیم بر خاکش

سلام آورده جابر از رسول حسن سبحانش

عجب نبود اگر در باغ رضوان پای بگذارد

اگر در حشر، شیطان دست خود آرد به دامانش

عجب نی گر شفا بخشد نگاهش چشم جابر را

که هر کس درد دارد خاک کوی اوست درمانش

چراغ روشن دل‌هاست قبر بی چراغ او

چه غم گر نیست شمع و آستان و سقف و ایوانش

نسیمی از بقیعش روح بخشد صد مسیحا را

سزد بر کسب فیض از طور آید پور عمرانش

ضریحش کعبۀ دل بود و ایوانش بهشت جان

الهی بشکند دستی که آخر کرد ویرانش

شنیدی لال شد یک لحظه دانشمند نصرانی

میان جمع در پیش بیان و نطق و برهانش

کی‌ام من تا ثنای حضرتش را خوانم و گویم

خدا باشد ثناگویش، نبی باید ثناخوانش

فروغ دانشش بگرفت چون خورشید، عالم را

که هم انوار ایمان بود و هم اسرار قرآنش

گهی دادند در اوج جلالت نسبت کفرش

گهی بستند بهتان و گهی بردند زندانش

ولی عصر در شب‌های تاریک است، زوارش

تمام خلق عالم پشت دیوارند مهمانش

کنار قبر او جرات ندارد زائری هرگز

که ریزد قطرۀ اشکی بر او از چشم گریانش

مگو در روضه‌اش شمع و چراغی نیست، می‌بینم

که باشد هر دلی تا بامدادان شمع سوزانش

به عهد کودکی از خورد سالی دید جدش را

که مانده روی زخم سینه، جای سم اسبانش

اگر در روز محشر هم ببینی ماه رویش را

نشان تشنگی پیداست بر لب‌های عطشانش

دوید از بس که با پای برهنه در دل صحرا

کف پا شد چو دل مجروح، از خار مغیلانش

دریغا آخر از زهر جفا کردند مسمومش

نهان با پیکرش در خاک شد غم‌های پنهانش

بوَد در شعلۀ جانسوز، نظم «میثمش» پیدا

غم نـاگفتـه و سـوز دل و رنج فـراوانش

 

غلامرضاسازگار


میلاد صارمی نایینی 




طبقه بندی: ولادت امام باقر علیه السلام، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی « ناصر »، استاد نایینی، استاد ناصر، استاد نایینی بنیانگذار سبک تو آ در مناطق شزق اصفهان بزرگ دهه 60، میلاد صارمی نایینی، ماه رجب،  
[ پنجشنبه 1397/12/16 ] [ 10:26 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
بسم الله النور

فضائل ماه رجب و لیلة الرغائب

هفتمین ماه از سال هجری قمری رجب نام دارد که نباید فضیلت آن را به بوته فراموشی سپرد زیرا در میان ماههای دوازده ‏گانه تنها و بدون ائتلاف با ماههای دیگر از حرمت و قداست ‏برخوردار می ‏باشد، در واقع چهار ماه در قرآن کریم با تعبیر «حرم‏» یعنی برخوردار از حرمت ‏یاد شده است که یکی از آنها فرد است که رجب نام دارد و در آن قتال و کشتار حرام می ‏باشد.

 

رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرموده ‏اند: «رجب ماه بزرگ خداست و هیچ ماهی در حرمت و فضیلت‏ به پایه آن نمی ‏رسد و قتال با کافران در این ماه حرام است، آگاه باشید که رجب ماه پروردگار است و شعبان ماه من و ماه رمضان ماه امت من است و اگر کسی در ماه رجب حتی یک روز روزه بدارد خدا را از خود خشنود ساخته و خشم الهی از او دور می‏گردد .»

 

امام هفتم (علیه السّلام) فرموده ‏اند: رجب نام نهری است در بهشت که از شیر، سفیدتر و از عسل، شیرین‏تر است; هر کس یک روز از آن را روزه بدارد خداوند از آن نهر به او بیاشامد.

 

از امام صادق (علیه السّلام) نقل شده که حضرت محمد (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: رجب ماه استغفار امت من است، پس در این ماه طلب آمرزش کنید که خداوند آمرزنده و مهربان است و رجب را «اصب‏» می‏گویند زیرا که رحمت ‏خداوند در این ماه بر امت من بسیار ریخته می‏شود پس بسیار بگوئید استغفر الله و اسئله التوبة.

 

در حدیث است که حضرت نوح(علیه السّلام) روز اول این ماه سوار بر کشتی شد و نجات یافت و فرمودند: کسانی که با او هستند روزه بدارند و هر که این روز را روزه بدارد آتش عذاب یک سال از او دور می ‏شود و نیز طبق سخن حضرت صادق(علیه السّلام) خواندن زیارت امام حسین(علیه السّلام) در روز اول این ماه مستحب و تأکید شده است.

 

پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند: رجب برای امّت من ماه استغفار است پس در این ماه به محضر پروردگار از گناهان خویش پوزش طلبید که خداوند بخشنده‏ ای مهربان است.

امام صادق(علیه السّلام) فرمود: روزه بیست و هفتم رجب را از دست مده که آن روزی است که مقام نبوّت به محمّد(صلّی الله علیه و آله و سلّم) داده شد و ثواب آن برای شما به اندازه ثواب شصت ماه است.

 

ماه رجب، به دلیل برخورداری از مزایای گوناگون و توجه به ابعاد معنوی آن، نام‏های دیگری نیز دارد؛ نام‏هایی مثل ماه آمرزش خواهی (شهرُ الاستغفار)؛ ماه تک (رَجَبُ الفَرد) به دلیل تنها واقع شدن و جدا شدن آن از سایر ماه‏های حرام؛ سرشار (رَجَبُ الاَصَبّ) به دلیل نزول سرشار رحمت الهی؛ ماه امیرمؤمنان (شهرُ امیرِالمؤمنین)، ریسمان الهی و اَصَمْ یعنی برخوردار از فضیلت‏های بسیار.

 

مناسبت‏های رجب

ماه رجب، از ماه‏های بزرگی است که طلوع سه امام معصوم، امام علی علیه ‏السلام ، امام محمد باقر علیه ‏السلام و امام جواد علیه ‏السلام را در آن شاهدیم و شروع بزرگ ترین جنبش تاریخ بشری، یعنی برانگیخته شدن پیام آور مهر و محبت، محمد مصطفی (صلی‏ الله ‏علیه ‏و‏ آله و سلّم) برای هدایت و سعادت انسان‏ها، در آن اتفاق افتاده است. یاد و نام پیشوایان شهید این ماه، حضرت امام موسی کاظم علیه ‏السلام و امام هادی علیه‏ السلام و نیز پیام‏ آور کربلا، زینب کبری علیه السلام گرما‏ بخش دل‏های مؤمنان است و نیمه رجب هم، پذیرای معتکفان کوی دوست خواهد بود و شاهدِ خلوتِ مشتاقان

 

فلسفه ماه‏های حرام

ماه رجب، یکی از چهار ماه حرام است که در آن از جنگ و خون‏ریزی نهی شده است. تحریم جنگ در این چهار ماه، یکی از راه‏های پایان دادن به جنگ‏های طولانی و وسیله‏ ای برای دعوت به صلح و آرامش بود؛ زیرا هنگامی که جنگ‏جویان چهار ماه از سال اسلحه را بر زمین گذاشته و صدای چکاچک شمشیرها خاموش گردد و مجالی برای تفکر و اندیشه به وجود آید، احتمال پایان یافتن جنگ بسیار زیاد است. اسلام در هر سال برای پیروان خود یک آتش ‏بس چهارماهه اعلام می‏دارد که این خود نشانه روح صلح‏ طلبی اسلام است. البته اگر دشمن بخواهد از این قانون اسلامی سوء استفاده کند و حریم ماه‏های حرام را بشکند، اجازه مقابله به مثل به مسلمانان داده شده است.

 

لیلة الرغائب ( شب آرزوها )

از جمله شبهای بزرگ و با عظمت ماه رجب شب جمعه اول این ماه است.معروف به لیلة الرغائب، اعمال مخصوصی در این شب ذکر شده که به واسطه آن اعمال برکات و پاداش فراوان بر انسان سرازیر می‏شود.

 

رغائب جمع رغیبه است به معنی «امرٌ مرغوب فیه عکاء کثیر» یعنی شبی که در آن عطاها و مواهب فراوان بدست می ‏آید در حدیث است شب جمعه اول این ماه احیاء و بیداری و نیایش فضیلت ویژه دارد و موجب دست‏یابی به عطایای ارزشمند حضرت پروردگار است، در حدیث است که رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: ملائکه این شب را به این نام نهادند و محدثان در کتاب‏های دعا نمازی با کیفیت مخصوصی در این شب ذکر کرده‏ اند که پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: هر کس این نماز را در این شب انجام دهد ثواب این نماز به نیکوترین صورت با روی خندان و درخشان و با زبانی فصیح در شب اول قبر در حضور این فرد ظاهر شود و به او می‏ گوید: ای دوست من مژده می ‏دهم تو را که از هر شدّت و سختی نجات یافتی، نمازگزار می‏گوید: تو کیستی که من تاکنون چنین صورتی زیبا با چنین جلوه ‏ای ندیدم و سخنی شیرین‏تر از کلام تو نشنیده ‏ام و بویی بهتر از بوی تو نبوئیدم در پاسخ می‏گوید: من همان نماز لیلة الرغائبم که شما انجام دادی. امشب آمده‏ ام نزدت باشم تا حق را ادا کنم و مونس تنهایی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود من در عرصه قیامت سایه بر سر تو خواهم افکند پس خوشحال باش که خیر از تو معدوم نخواهد شد.

 

کیفیت اعمال لیلة الرغائب

روز پنج شنبه اول آن ماه روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد مابین نماز مغرب و عشاء دوازده ركعت نماز اقامه شود كه هر دو ركعت به یك سلام ختم می شود و در هر ركعت یك مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحید خوانده شود. و چون دوازده ركعت به اتمام رسید، هفتاد بار ذكر" اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله" گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذكر "سبوح قدوس رب الملائكة والروح" گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذكر "رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلی الاعظم" گفته شود. دوباره به سجده رفته و هفتاد مرتبه ذكر "سبوح قدوس رب الملائكة والروح" گفته شود. در اینجا می توان حاجت خود را از خدای متعال درخواست نمود. ان شاء الله به استجابت می رسد

 

سیزدهم ماه رجب و اعمال اعتکاف

از جمله فضیلت ماه رجب آن است که ایام البیض در آن واقع شده یعنی روز سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم و اعتکاف برای خدا و روزه ‏داری، در آموزه‏ های دینی بر آن تأکید و سفارش شده است.

 

و نیز ولادت حضرت امیرالمؤمنین علی(علیه السّلام) در روز سیزدهم همین ماه واقع شده.

 

اعمال ام داوود

یکی از عبادتها و دعاهای معروف که در ماه رجب به انجام آن تأکید شده، اعمال ام‏ داوود است. در کتب حدیث نقل شده، جوانی در عراق که اهل معرفت بود به دست منصور دوانیقی به مدت طولانی در زندان او گرفتار شده بود که نامش داوود بود. مادرش تاب و توان خود را در فراق پسر از دست داده بود، روزی به خدمت امام صادق(علیه السّلام) رفت و داستان را نقل کرد و از آن حضرت چاره‏ جویی نمود. حضرت فرمود: آیا می‏دانی این ماه، ماه رجب است و دعا در آن زود به اجابت می‏رسد آنچه را که می‏گویم دقیقاً انجام ده تا فرزندت از زندان رهایی یابد.

 

ابتدا سه روز، سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم رجب را روزه ‏بدار و روز پانزدهم هنگام ظهر غسل کن و 8 رکعت نماز به جا بیاور. (کیفیت نماز در مفاتیح الجنان ذکر شده به آن مراجعه کنید). همین که نماز را خواند پس از مدّت کمی پسرش آزاد شد پس از آن ام داوود خدمت امام صادق(علیه السّلام) رسید و پس از عرض سلام خبر رهایی پسرش را به او رساند. امام صادق(علیه السّلام) فرمود: منصور دوانیقی در یکی از شب‏ها جدّم علی بن ابی طالب (علیه السّلام) را در خواب دید که به او هشدار داد: هرچه زودتر فرزندم داوود را آزاد کن و گرنه تو را در آتش می ‏اندازم. منصور هنگامی که آتش را در مقابل خود دید دستور داد که داوود را آزاد کنند.

 

بیست و هفتم ماه رجب

روز بیست و هفتم ماه رجب روز مبعوث شدن پیامبر اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم) به رسالت و پیامبری است و روزه گرفتن در این روز مستحب و ثواب ویژه دارد برای هر کدام از این شب‏ها اعمال مخصوصی ذکر شده است.



لیله الرغائب 
این شب جمعه را به ماه رجب
            گر شب قدر خوانیش چه عجب 
ماه ماه خـدا ،شب اسرار   
        گفت احمد(ص)فضیلتش بسیار 
در روایـــت رغائـبش خوانند   
          شب غفران و رحمتش دانند 
هر که این شب نماز بگزارد
              نزد معــبود آبــــــرو دارد 
پس ببخشد همه گناهش را 
             بشنود سوز و درد و آهش را 
شب اول که رفت از دنیا
               این نمازش به صورتی زیبا 
با زبانی فصیح وروی چو ماه
             گوید اورا حبیب من ،به خدا 
از شداید به لطف حق رستی
            بعد از این در کنار من هستی 
من ثواب نـماز و راز تـوام 
            تا قــیامت همه نیاز توام 
مونس لحظه های سختت من
              در قیامت چو تاج و تختت من 
بار الها به حـق ماه رجب
              همه را از کرم ببخش امشب

سروده خلیل صارمی نایینی (ناصر)

آداب نماز این شب:

1 - دوازده رکعت هر دو رکعت به یک سلام 
2 – در هر رکعت بعد از حمد سه بار سوره قدر و دوازده بار سوره توحید 
3- بعد از سلام آخر 70 مرتبه: اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله 
4 – پس به سجده رفته 70 مرتبه میگویی: سبوح قدوس رب الملائکه و الروح 
5 – پس از سجده برخاسته و 70مرتبه میگویی: رب اغفروارحم وتجاوز عماتعلم انک انت العلی الاعظم 
6 – سپس باز به سجده رفته و 70 مرتبه میگویی: سبوح قدوس رب الملائکه و الروح 
در آخر حاجات خود را بطلب که انشا الله بر آورده خواهد شد 
التماس دعا

 میلادصارمی نایینی

ادامه مطلب

طبقه بندی: لیله الرغائب، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی (ناصر)، استاد نایینی، عشق در شعر پارسی، ostadnaser، استاد ناصر، لیله الرغائب، استاد نایینی بنیانگذار سبک تو آ در مناطق شزق اصفهان بزرگ دهه 60،  
[ پنجشنبه 1397/12/16 ] [ 08:33 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙


فضایل فاطمه زهرا(علیها السلام) 


مقدمه

سخن در تجسم لیلة القدر و تمثیل فضایل فرشته در صورت انسان است. آنكه دختر و مادر، براى پیامبر(صلى الله علیه وآله)بود، و كوثرى در جریان براى كوباندن تكاثر.

او كه آزادى و آزادگى را به ما آموخت و درس صبر و پایدارى در برابر جور داد.

او كه افزون بر گفتار منطقى و پشتیبانى از گفتگوهاى علمى، به موقع فریاد و هیبت الهى داشت.

او كه شهادت را نه در شعار بلكه در عمل استقبال كرد و ستم و ستمگر را قابل گفتگو ندانست.

همو كه تنها اسوه زنان بلكه اسوه زنان و مردان بود.

او تجسم كمالات انسانى بود و برخوردار از بالاترین شایستگیهاى آدمى. همو كه مقامش عصمت كبرى است و بزرگترین شافعه روز جزا.

بالاترین ستمها براى او غصب وصایت بود و مهم ترین اقدامش احقاق حق.

زهرا(علیها السلام) وجودش نشانه راه است و با على(علیه السلام)بودنش، نشانه همه چیز. ولى او تنها به این قناعت نكرد، كه براى حقانیتش اقدام ها كرد و به مهاجر و انصار اتمام حجت نمود.1

در این گفتار كوتاه بر آنیم تا فاطمه(علیها السلام) را در كلام خداوند جستجو نماییم. چون ما انسانهاى خاكى قادر به بر شمارى فضایل او نیستیم براى همین در لابلاى كلام الهى به جستجوى زهراء(علیها السلام)مى رویم.

فضیلت                               

فضیلت خلاف رذیلت و نقصان به معناى برترى و داراى درجات و مقامات بلند است.2 و به معناى برترى شخصیتى، اخلاقى و روحى است.3

امّا اینكه فاطمه(علیها السلام) داراى فضایل بى شمارى است، تردیدى وجود ندارد، و مى توان آنها را به سه دسته كلى تقسیم كرد:

1 ـ فضیلت هاى فردى حضرت زهرا(علیها السلام  (

 فضیلت دانش وافرداشتن.

فضیلت احراز مقام مجاهدت در راه خدا.

بهترین بنده خدا بودن.

نائل آمدن به مقام ایثارگرى.

فضیلت هجرت در راه خدا از مكه به مدینه.

فضیلت صبر و پایدارى در راه خدا.

2 ـ فضیلت خانوادگى:

فضیلت دختر بودن براى رسول خدا(صلى الله علیه وآله  (

فضیلت داشتن مادرى چون خدیجه.

فضیلت داشتن همسر چون على(علیه السلام    (

فضیلت داشتن فرزندان چون حسن و حسین(علیهما السلام  (

فضیلت مادر بودن براى ائمه و حضرت مهدى.

فضیلت مصداق بودن اهل البیت

فضیلت داشتن عموى چون حمزه.

فضیلت اهل كساء بودن.

فضیلت كسى كه در شأنش آیات و سوره هاى زیادى نازل شده.

فضیلت شهادت تمامى خانواده اش در راه خدا یا اسیر شدن در راه خدا.

فضیلت معصوم بودن خودش، پدرش، همسرش و فرزندانش.

3 ـ فضیلتهاى اجتماعى:

فضیلت اصلاح گرى و آگاهى دادن اجتماعى و دینى به مردم.

فضیلت همدردى و انفاق و ایثار به مردم.

فضیلت شاگرد پرورى.

فضیلت افشاگرى، و مبارزه با منافقین، و منحرفین، با خط امامت معصوم.

فضیلت دفاع از نظام سیاسى مبنى بر اصل امامت و ولایت.4

باید بدانیم كه این فضیلتها به عنوان یك اصل، در زندگى فاطمه زهرا(علیها السلام) وجود داشت، امّا برخى از آنها در وجود آن حضرت جلوه اى خاصى داشتند، كه ما در این گفتار به برخى از فضائل آن حضرت در قرآن اشاره مى كنیم:

فضائل فاطمه (س) در قرآن

زهراء(علیها السلام) كوثر است

إنّا اعطیناك الكوثر، فصلّ لربّك وانحر، إنّ شانئك هو الأبتر.  (كوثر، 108/); ما به تو كوثر(خیر و بركت فراوان) عطا كردیم. پس براى پروردگارت نماز بخوان و قربانى كن. و بدان دشمن تو قطعا بریده نسل و بى عقب است.

سوره كوثر در عین اختصار در بردارنده اسرارى است كه حتى بزرگان ما نیز از دستیابى به آن ژرفناى او عاجز ناتوانند5 .

یكى از نامهاى مبارك فاطمه زهراء(علیها السلام) «كوثر» است.

«كوثر» بر وزن «فَوعل»، به معناى «خیر كثیر و فراوان» مى باشد. گستره معنایى این واژه چنان وسیع است كه مصادیق بى شمارى از جمله «خیر بى نهایت» را شامل مى شود. در تفاسیر شیعه و سنّى معانى بسیارى براى «كوثر» ذكر شده است كه همگى از مصادیق «خیر كثیر» مى باشند; مصادیق چون:

1 ـ حوض و نهر كوثر در جنّت كه تعلق به پیامبر دارد و مؤمنان به هنگامه ورود به بهشت از آن سیراب مى شوند.

2 ـ مقام شفاعت كبرى در روز قیامت.

3 ـ نبوت.

4 ـ حكمت و علم به حقایق اشیا.

5 ـ قرآن.

6 ـ كثرت اصحاب و پیروان.

7 ـ كثرت معجزات.

8 ـ كثرت علم و عمل

9 ـ كثرت معرفت در توحید.

10 ـ كثرت نعمت هاى دنیا و آخرت.

11 ـ نسل كثیر و ذریه فراوان كه در گذر زمان باقى بمانند، و بى تردید از این فراوانى ذریه و باقى ماندن نسل از وجود دختر والا گهر پیامبر، فاطمه زهرا(علیها السلام)، نشأت گرفته است6.

اما به عقیده بسیارى از علماى شیعه و پاره اى از اهل سنت، بارزترین مصداق «كوثر» وجود نازنین حضرت زهرا(علیها السلام)مى باشد7.

طهارت زهراء(علیها السلام  (

انما یرید الله لیذهب عنكم الرجس اهل البیت و یطهركم تطهیرا  (احزاب، 33 / 33) ; خداوند فقط مى خواهد پلیدى و گناه را از شما اهل بیت دور كند و كاملاً شما را پاك سازد.

به شیوه گوناگون از طریق فریقین آمده است كه رسول خدا(صلى الله علیه وآله) فرمودند: «نزلت هذه الآیة فى خمسة: فى وفى علىّ و فاطمه، و حسن و حسین»; این آیه در مورد عظمت پنج تن نازل شده است: من على، فاطمه، حسن و حسین  8.

پس فاطمه (علیها السلام) طبق نزول این آیه از هر گونه رجس و گناه پاك است، و عصمت مطلق دارد.

از آنجاى كه اراده حقّ تعالى بر این قرار گرفته است كه نبوّت و وصایت منصب خاصّ مردان باشد، اگر چنین نبود به حضرت زهرا(علیها السلام) نیز عطا مى شد.

زهراء(علیها السلام) لیلة القدر است

(حم، و الكتب المبین، إنّا انْزَلنه فى لیلة مّباركة إنّا كنّا منذرین، فیها یفرق كلّ أمر حكیم)(دخان، 44/1 ـ 4); سوگند به این كتاب روشنگر، كه ما آن را در شبى پر بركت نازل كردیم; ما همواره انذار كننده بوده ایم، در آن شب هر امرى بر اساس حكمت (الهى) تدبیر و جدا مى گردد.

بنابر روایات متعدد و معتبرى كه از ائمّه طاهرین(علیهم السلام) رسیده، حقیقت لیلة القدر به وجود فاطمه زهرا(علیها السلام)تفسیر شده است. از آن جمله، بیان نورانى امام موسى بن جعفر(علیه السلام) در تفسیر آیات آغازین سوره دخان مى باشد:

مردى نصرانى به خدمت امام موسى كاظم(علیه السلام) شرفیاب شد و در بین سؤالات متعدّدى كه بیان مى داشت تفسیر باطن این آیات را جویا شد:

امام در پاسخ فرمودند: اما «حم»، محمّد(صلى الله علیه وآله) مى باشد و «كتاب مبین»، على(علیه السلام) مى باشد. و امام «اللّیلة»، فاطمه(علیها السلام)مى باشد  9.

آرى، حقیقت لیلة القدر، وجود یگانه زهراست.

انفاق زهراء(علیها السلام (

ان الابرار یشربون من كاس كان مزاجها كافورا، عینا یشرب بها عباد الله یفجرونها تفجیرا، یوفون بالنذر ویخافون یوما كان شره مستطیرا، ویطعمون الطعام على حبه مسكینا ویتیما واسیرا، انما نطعمكم لوجه الله لانرید منكم جزاء ولاشكورا، انا نخاف من ربنا یوماً عبوسا قمطریرا، فوقاهم الله شر ذلك الیوم ولقاهم نضرة وسرورا، وجزاهم بما صبروا جنة وحریرا  (دهر، 76/5 ـ 12); به یقین ابرار (و نیكان) از جامى مى نوشند كه با عطر خوشى آمیخته است، از چشمه اى كه بندگان خاصّ خدا از آن مى نوشند، و از هر جا بخواهند آن را جارى مى سازند، آنها به نذر خود وفا مى كند، و از روزى كه شر و عذابش گسترده است مى ترسند، و غذاى (خود) را با اینكه به آن علاقه (نیاز) دارند، به «مسكین» و «یتیم» و «اسیر» مى دهند، (و مى گویند:) ما شما را بخاطر خدا اطعام مى كنیم، و هیچ پاداش و سپاسى از شما نمى خواهیم، ما از پروردگارمان خائفیم در آن روزى كه عبوس و سخت است. (بخاطر این عقیده و عمل) خداوند آنان را از شرّ آن روز نگه مى دارد و آنها را مى پذیرد در حالى كه غرق شادى و سرورند. و در برابر صبرشان، بهشت و لباسهاى حریر بهشتى را به آنها پاداش مى دهد.

به اتفاق اهل سنت این آیات در شأن، فاطمه(علیها السلام) على و حسن و حسین(علیهم السلام) نازل گردیده و ما در اینجا فقط اكتفا به عبارت زمخشرى مى نماییم در كشاف در تفسیر سوره هل اتى ص 239 از ابن عباس روایت كرده كه حضرت امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) مریض شدند، رسول خدا(صلى الله علیه وآله) با جماعتى به عیادت آمدند آن حضرت به على(علیه السلام)فرمودند: یا على اگر نذرى براى شفاى فرزندان خود بنمایى مناسب است. آن حضرت با فاطمه زهراء و فضه خادمه نذر كردند كه هر گاه آن دو بزرگوار صحت یافتند، سه روز روزه بگیرند، چون شفا یافتند چیزى در خانه نبود، امیر المؤمنین به نزد شمعون خیبرى یهودى آمد و سه صاع جو قرض گرفت. فاطمه آن را آرد كرد. پنج قرص آن را طبخ نمود. وقت افطار مسكینى در خانه آمد و سؤال نمود. امیر المؤمنین نان خود را به سائل داد. فاطمه زهراء و حسن و حسین و فضه خادمه با امیر المؤمنین اقتدا كردند و همگى نان خود را به سائل دادند و با آب افطار كردند.

 شب دوم چون خواستند افطار كنند، یتیمى در خانه آمد و سؤال كرد. هر پنج نفر نان خود را به سائل دادند و با آب افطار كردند.

و همینطور شب سوم هر پنج نفر نان خود را به اسیرى دادند و با آب افطار كردند. چون صبح روز سوم شد امیر المؤمنین(علیه السلام)دست حسنین را گرفت و به خدمت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) آمدند... رسول خدا(صلى الله علیه وآله)از دیدار آنها سخت شكسته خاطر گردید، به خانه فاطمه آمد، آن مخدره را در محراب عبادت دیدند كه شكم او به پشت خشكیده و دیده هاى حق بینش به گودى فرو رفته است. در آن حال جبرئیل نازل شد و عرض كرد: «هنیأ لك یا رسول اللّه خذ هذه السورة» سپس سوره هل اتى را بر او قرائت كرد10.

عامه و خاصه روایت كردند كه این آیات در شأن فاطمه(علیها السلام) و على و حسنین نازل گردیده است.

به ادامه مطالب مراجعه شود



ادامه مطلب

طبقه بندی: فضایل فاطمه زهرا(علیها السلام)، 
برچسب ها: فضایل فاطمه سلام الله علیها، بانوی بهشت، زهرای اطهر، خلیل صارمی نایینی، استاد نایینی بنیانگذار کونگ فو تو آد در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، استاد نایینی، استاد ناصر،  
[ پنجشنبه 1397/11/18 ] [ 11:02 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
به نام خدا


ایام شهادت زهرای اطهر سلام الله علیها برآقا

 بقیه الله الاعظم و همه رهروان آن حضرت

 تسلیت باد

آیاتی ازقرآن در شأن حضرت فاطمه سلام الله علیها در منابع اهل سنت

در خصوص آیه تطهیر (...إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیرًا) در حدیث 3206 سنن ترمذی آمده است وقتی این آیه نازل شد پیامبر (ص) شش ماه متوالی به در خانه حضرت زهرا (س) مراجعه و این آیه را تلاوت می‌كرد.

همچنین در حدیث 2424 صحیح مسلم نیز آمده است؛ حضرت پیامبر (ص) به خانه زهرا (س) می‌رفت، پارچه پشمینه به دور خود و اهل خانه می‌پیچید و این آیه را تلاوت می‌كرد. ماجراهای مشابهی نیز در كتاب‌های فضائل‌الصحابة و معجم‌الكبیر نقل شده است.

آیه 61 سوره آل‌عمران (...فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ...) به عنوان مدرك دیگری برای اثبات حقانیت حضرت زهرا (س) می باشد که در جلد چهارم، حدیث شماره 32 صحیح مسلم از زبان «سعد بن أبی وقّاص» آمده است كه وقتی آیه مباهله نازل شد، پیامبر (ص)، علی، زهرا و حسنین علیهم‌السلام را صدا كرد تا با آنها در محل موعود حاضر شود. این حدیث در كتاب سنن ترمذی، جلد 5، حدیث شماره 3724 نیز آمده است.

همچنین آیات 7 تا 9 سوره مباركه انسان و ماجرای نذر حضرت علی (ع) و فاطمه (س) و روزه‌داری آنها و بخشش افطار به فقیر، یتیم و اسیر است و این روایت در جلد چهارم، صفحه 169 تفسیر كشاف آمده است. یكی دیگر از آیاتی كه شأن نزول آن را مرتبط حضرت زهرا (س) می‌دانند، آیه 18 سوره مطففین (كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِی عِلِّیِّینَ) است. در جلد دوم صفحه 405 شواهد التنزیل آمده است كه ابن‌عباس، مصادیق «ابرار» در این آیه را جویا می‌شود و پیامبر (ص) اهل‌بیت (ع) را معرفی می‌كند.

علاوه بر اینها آیه 9 سوره حشر (وَالَّذِینَ تَبَوَّؤُوا الدَّارَ وَالْإِیمَانَ مِن قَبْلِهِمْ یُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَیْهِمْ وَلَا یَجِدُونَ فِی صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِّمَّا أُوتُوا وَیُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَن یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ) را نیز یكی دیگر از این آیات میتوان عنوان كرد؛ در شواهد‌التنزیل و مجمع‌البیان آمده است كه ابن‌عباس از پیامبر در خصوص «یؤثرون» سؤال كرد كه یا رسول‌الله! این جماعت كیستند كه خدای تعالی محبت آنها را بر ما واجب گردانیده است؟ و فرمود: علی و فاطمه و حسن و حسین (ع).

ضمن اینکه در آیه 35 سوره نور (اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِیهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ...) «مشكوة» چراغدانی است كه از قسمت‌های مختلف چراغ محافظت می‌كند. روایات مختلف مراد از «مشكوة» را حضرت زهرا (س) دانسته‌اند، چرا كه از وظایف ایشان حفظ اعضای چراغ یعنی پیامبر (ص) امیرالمؤمنین و حسنین (ع) بود. شبهه‌ای نیز مطرح می‌كنند كه در جریان آتش‌زدن خانه امیرالمؤمنین (ع) چرا با وجود حضور علی (ع) در خانه، حضرت زهرا (س) پشت درآمد؟ یكی از دلایل این حضور، «مشكوة بودن» حضرت زهرا (س) است كه برای حفظ یكی از اعضای چراغ اقدام كرده، چنانچه پیش از آن نیز در ماجرای جنگ احد و مجروح شدن پیامبر (ص) از ایشان نگهداری و مراقبت كرده بود.

در خصوص دلیل دوم پاسخ به شبهه بایستی گفت: خود حضرت زهرا (س) در یكی از روایات می‌فرماید: ‌آمدم پشت در تا مهاجمان خجلت‌زده شوند و به حرمت دختر رسول خدا (ص)، از تصمیم خود بازگردند. البته دلیل دیگری هم برای حضور حضرت زهرا (س) عنوان شده كه همانا اهمیت ولایت و دفاع از ولی عصر است.

در مورد آیات «إنّا انزلناه فی لیلة المباركة» و «إنّا انزلناه فی لیلة القدر» در تفسیر فرات كوفی، «لیلة» را «فاطمه» معرفی كرده‌اند، بدین معنا كه خداوند قرآن را در شأن وجودی حضرت زهرا (س) نازل كرده‌ است. این حدیث در جلد اول ، صفحه 478 كتاب كافی نیز موجود است.

و همچنین شأن نزول سوره مباركه كوثر در شرح نهج‌البلاغه «ابن‌ابی‌‌الحدید» مرتبط با حضرت زهرا (س) عنوان شده است


میلاد صارمی نایینی  

 




طبقه بندی: قرآن و فاطمه سلام الله علیها، 
برچسب ها: فاطمه سلام الله علیها، حبیبه خدا، کفو علی علیه السلام، شاعر و نویسنده معاصر، استاد نایینی بنیانگذار کونگ فو تو آد در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، استاد ناصر، استاد نایینی،  
[ جمعه 1397/11/19 ] [ 06:53 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

بسم الله الرحمن الرحیم

إنّا أعطیناك الكوثر ،فصلّ لربّك و أنحر، إنّ شانئك هو الأبتر

بیماری فاطمه (علیها السلام)

سرانجام فاطمه بر اثر شدت ضربات و لطماتی که به او بر اثر هجوم به خانه‌اش و وقایع پس از آن وارد گشته بود، بیمار گشت و در بستر بیماری افتاد. گاه به زحمت از بستر برمی‌خاست و کارهای خانه را انجام می‌داد و گاه به سختی و با همراهی اطفال کوچکش، خود را کنار تربت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌رساند و یا کنار مزار حمزه عموی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و دیگر شهدای احد حاضر می‌گشت و غم و اندوه خود را بازگو می‌نمود.

در همین ایام بود که روزی زنان مهاجر و انصار که از بیماری او آگاهی یافته بودند، جهت عیادت به دیدارش آمدند. فاطمه (علیها السلام) در این دیدار بار دیگر اعتراض و نارضایتی خویش را از اقدام گروهی که خلافت را به ناحق از آن خویش نموده بودند، اعلام نمود و از آنان و عده‌ای که در مقابل آن سکوت نموده بودند، به علت عدم انجام وظیفه الهی و نادیده گرفتن فرمان نبوی درباره وصایت امام علی (علیه السلام) انتقاد کرد و نسبت به عواقب این اقدام و خروج اسلام از مجرای صحیح خود به آنان هشدار داد. همچنین برکاتی را که در اثر عمل به تکلیف الهی و اطاعت از جانشین پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از جانب خداوند بر آنان نائل خواهد شد، خاطر نشان نمود.

در چنین روزهایی بود که ابابکر و عمر به عیادت حضرت آمدند. هر چند در ابتدا فاطمه (علیها السلام) از آنان رویگردان بود و به آنان اذن عیادت نمی‌داد، اما سرانجام آنان بر بستر فاطمه (علیها السلام) حاضر گشتند. فاطمه (علیها السلام) در این هنگام، این کلام پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را که فرموده بود: "هر کس فاطمه را به غصب در آورد من را آزرده و هر که او را راضی نماید مرا راضی نموده"، به آنان یادآوری نمود. ابابکر و عمر نیز صدق این کلام و انتساب آن به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را تأیید نمودند. سرانجام فاطمه (علیها السلام)، خدا و ملائکه را شاهد گرفت فرمود: "شما من را به غضب آوردید و هرگز من را راضی ننمودید؛ در نزد پیامبر، شکایت شما دو نفر را خواهم نمود."

وصیت

 در ایام بیماری، فاطمه (علیها السلام) روزی امام علی (علیه السلام) را فراخواند و آن حضرت را وصی خویش قرار داد و به آن حضرت وصیت نمود که پس از وفاتش، فاطمه (علیها السلام) را شبانه غسل دهد و شبانه کفن نماید و شبانه دفن کند و احدی از کسانی که در حق او ستم روا داشته‌اند، در مراسم تدفین و نماز خواندن بر جنازه او حاضر نباشند

شهادت

 سرانجام روز سوم جمادی الثانی سال یازدهم هجری فرا رسید. فاطمه (علیها السلام) آب طلب نموده و بوسیله آن بدن مطهر خویش را شستشو داد و غسل نمود. سپس جامه‌ای نو پوشید و در بستر خوابید و پارچه‌ای سفید به روی خود کشید؛ چیزی نگذشت که دخت پیامبر، بر اثر حوادث ناشی از هجوم به خانه ایشان، دنیا را ترک نموده و به شهادت رسید؛ در حالیکه از عمر مبارکش بنا بر مشهور، 18 سال بیشتر نمی‌گذشت و بنا بر مشهور تنها 95 روز پس از رسول خدا در این دنیا زندگی نمود.

فاطمه (علیها السلام) در حالی از این دنیا سفر نمود که بنا بر گفته معتبرترین کتب در نزد اهل تسنن و همچنین برترین کتب شیعیان، از ابابکر و عمر خشمگین بود و در اواخر عمر هرگز با آنان سخن نگفت؛ و طبیعی است که دیگر حتی تأسف ابی‌بکر در هنگام مرگ از تعرض به خانه فاطمه (علیها السلام) سودی نخواهد بخشید.

تغسیل و تدفین

 مردم مدینه پس از آگاهی از شهادت فاطمه (علیها السلام)، در اطراف خانه آن بزرگوار جمع گشتند و منتظر تشییع و تدفین فاطمه (علیها السلام) بودند؛ اما اعلام شد که تدفین فاطمه (علیها السلام) به تأخیر افتاده است. لذا مردم پراکنده شدند. هنگامی که شب فرا رسید و چشمان مردم به خواب رفت، امام علی (علیه السلام) بنا بر وصیت فاطمه (علیها السلام) و بدور از حضور افراد، به غسل بدن مطهر و رنج دیده همسر خویش پرداخت و سپس او را کفن نمود. هنگامی که از غسل دادن او فارغ شد، به امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) (در حالی که در زمان شهادت مادر هر دو کودک بودند.) امر فرمود: تا عده‌ای از صحابه راستین رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را که البته مورد رضایت فاطمه (علیها السلام) بودند، خبر نمایند تا در مراسم تدفین آن بزرگوار شرکت کنند. (و اینان از 7 نفر تجاوز نمی‌کرده‌اند). پس از حضور آنان، امیر مؤمنان بر فاطمه (علیها السلام) نماز گزارد و سپس در میان حزن و اندوه کودکان خردسالش که مخفیانه در فراق مادر جوان خویش گریه می‌نمودند، به تدفین فاطمه (علیها السلام) پرداخت. هنگامی که تدفین فاطمه (علیها السلام) به پایان رسید، رو به سمت مزار رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نمود و گفت:

"سلام بر تو ای رسول خدا، از جانب من و از دخترت؛ آن دختری که بر تو و در کنار تو آرمیده است و در زمانی اندک به تو ملحق شده. ای رسول خدا، صبر و شکیبایی‌ام از فراق حبیبه‌ات کم شده، خودداریم در فراق او از بین رفت... ما از خداییم و بسوی او باز می‌گردیم... به زودی دخترت، تو را خبر دهد که چه سان امتت فراهم گردیدند و بر او ستم ورزیدند. سرگذشت را از او بپرس و گزارش را از او بخواه که دیری نگذشته و یاد تو فراموش نگشته..."

امروزه پس از گذشت سالیان متمادی همچنان مزار سرور بانوان جهان مخفی است و کسی از محل آن آگاه نیست. مسلمانان و بخصوص شیعیان در انتظار ظهور امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بزرگترین منجی الهی و یازدهمین فرزند از نسل فاطمه (علیها السلام) در میان ائمه می‌باشند تا او مزار مخفی شده مادر خویش را بر جهانیان آشکار سازد و به ظلم و بی عدالتی در سراسر گیتی، پایان دهد.   


میلاد صارمی نایینی 



ادامه مطلب

طبقه بندی: فاطمه سلام الله علیها، 
برچسب ها: فاطمه، زهرای اطهر، خلیل صارمی نایینی، استاد نایینی، استاد ناصر، بنیانگذار سبک توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، شاعر و نویسنده معاصر،  
[ یکشنبه 1397/10/30 ] [ 07:42 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

 

ولادت پیامبر عاشورا حضرت زینب کبری  سلام الله علیها

بر همگان مبارک

 
امشب شب نور است و گل و شاخه نبات 

زیــــــنب شـــــــده باعث نزول برکات 

شــــکرانه ی این ولادت فرخنده 

بر خاتم انبیا محمّد صلوات 
خلیل صارمی نایینی(ناصر)

.....

روز پرستار


روز پرستار بر همه این فرشته های زمینی 

و 

شیر زنان و شیر مردان وطنم  مبارک باد


میلاد صارمی نایینی



طبقه بندی: ولادت زینب سلام الله علیها، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی « ناصر »، شاعر و نویسنده معاصر، استاد نایینی، استاد ناصر، داستان کوتاه، استاد نایینی بنیانگذار سبک تو آ در مناطق شزق اصفهان بزرگ دهه 60، ولادت زینب و روز پرستار،  
[ جمعه 1397/10/21 ] [ 10:12 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

Image result for ‫تصویر ملا نصرالدین‬‎

حڪایٺ ملانصرالدین و الاغش

روزے ملانصرالدین، الاغ خود را با زحمٺ فراوان بہ پشٺ بام برد.

بعد از مدتے خواسٺ او را پایین بیاورد ولے الاغ پایین نمےآمد!
نمےدانست الاغ بالا مےرود ولے پایین نمےآید!

پس از مدتے تلاش، ملا نصرالدین خستہ شد و پایین آمد.

ولے الاغ به شدٺ جفتڪ مےانداخٺ و بالا و پایین مےپرید 
تا اینڪہ سقف فرو ریخٺ و الاغ جان باخٺ!

ملا ڪہ بہ فڪر فرو رفتہ بود، با خود گفٺ: 
لعنٺ بر من ڪہ ندانستم اگر خرے را بہ جایگاه رفیعے برسانم
 هم آن جایگاه را خراب مےڪند و هم خود را هلاڪ مےنماید!

خلیل صارمی نایینی(ناصر)




طبقه بندی: داستان کوتاه31، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی (ناصر) شاعر و نویسنده معاصر، استاد ناصر، ostadnaser، بنیانگذار ورزشهای رزمی در شرق اصفهان بزرگ، استاد نایینی، میلاد صارمی نایینی، داستان کوتاه،  
[ یکشنبه 1397/10/16 ] [ 10:45 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
بسم رب الودود


عشق در شعر و ادب پارسی

راهیست راهِ عشق که هیچش کناره نیست
آن‌جا، جز آن که جان بسپارند، چاره نیست

هر گَه که دل به عشق دهی خوش دمی بود
"در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست"

حافظ

از تو ای عشق در این دل چه شررها دارم
یادگار از تو چه شب ها چه سحرها دارم

عماد خراسانی

سکوت می کنم و عشق ، در دلم جاری است
که این شگفت ترین نوع خویشتن داری است

حسین منزوی

گم شد جوانیم همه در آرزوی عشق
اما رهی نیافتم آخر به کوی عشق

ژاله قائم مقامی

هم دعـــا کـن گره از کار تو بگشاید عشق 
هم دعـــا کــــن گره تـازه نیــــفزایـد عشق 

فاضل نظری


در مدرسه گر چه دانش اندوز شوی
وز گرمی بحث مجلس افروز شوی
در مکتب عشق با همه دانایی
سر گشته چو طفلان نوآموز شوی
 


او را که دل از عشق مشوش باشد
هر قصه که گوید همه دلکش باشد
تو قصهٔ عاشقان، همی کم شنوی
بشنو، بشنو که قصه‌شان خوش باشد


ما در ره عشق تو اسیران بلاییم
كس نیست چنین عاشق بیچاره كه ماییم

بر ما نظری كن كه در این شهر غریبیم
بر ما كرمی كن كه در این شهر گداییم

حلاج وشانیم كه از دار نترسیم
مجنون صفتانیم كه در عشق خداییم


تا مقصد عشاق رهی دور و دراز است
یک منزل از آن بادیه‌ی عشق مجاز است 
در عشق اگر بادیه‌ای چند کنی طی
بینی که در این ره چه نشیب و چه فراز است




مناظره خسرو و فرهاد

نخستین بار گفتش کز کجایی؟ ---------------- بگفت از دار ملک آشنایی
بگفت آنجا به صنعت در چه کوشند؟ ---------- بگفت انُده خرند و جان فروشند
بگفتا جان فروشی در ادب نیست ------------ بگفت از عشقبازان این عجب نیست
بگفت از دل شدی عاشق بدین سان؟ ---------- بگفت از دل تو می‌گویی، من از جان
بگفتا عشق شیرین بر تو چون است؟ ---------- بگفت از جان شیرینم فزون است
بگفتا هر شبش بینی چو مهتاب؟ ------------- بگفت آری چو خواب آید، کجا خواب؟
بگفتا دل ز مهرش کی کنی پاک؟ ------------- بگفت آنگه که باشم خفته در خاک
بگفتا گر خرامی در سرایش؟ --------------- بگفت اندازم این سر زیر پایش
بگفتا گر کند چشم تو را ریش؟ ------------ بگفت این چشم دیگر دارمش پیش
بگفتا گر کسیش آرد فرا چنگ؟ ------------- بگفت آهن خورد ور خود بود سنگ
بگفتا گر نیابی سوی او راه؟ ------------- بگفت از دور شاید دید در ماه
بگفتا دوری از مه نیست در خور ----------- بگفت آشفته از مه دور بهتر
بگفتا گر بخواهد هر چه داری؟ ------------- بگفت این از خدا خواهم به زاری
بگفتا گر به سر یابیش خوشنود؟ ----------- بگفت از گردن این وام افکنم زود
بگفتا دوستیش از طبع بگذار -------------- بگفت از دوستان ناید چنین کار
بگفت آسوده شو که این کار خام است ------- بگفت آسودگی بر من حرام است
بگفتا رو صبوری کن درین درد ------------- بگفت از جان صبوری چون توان کرد؟
بگفت از صبر کردن کس خجل نیست ------------ بگفت این دل تواند کرد، دل نیست
بگفت از عشق کارت سخت زار است ----------- بگفت از عاشقی خوشتر چه کاراست؟
بگفتا جان مده، بس دل که با اوست -------- بگفتا دشمنند این هر دو بی دوست
بگفتا در غمش می‌ترسی از کس؟ ------------- بگفت از محنت هجران او بس
بگفتا هیچ هم خوابیت باید؟ -------------- بگفت ار من نباشم نیز شاید
بگفتا چونی از عشق جمالش؟ -------------- بگفت آن کس نداند جز خیالش
بگفت از دل جدا کن عشق شیرین ------------ بگفتا چون زیم بی جان شیرین؟
بگفت او آن من شد، زو مکن یاد ---------- بگفت این کی کند بیچاره فرهاد؟
بگفت ار من کنم در وی نگاهی؟ ----------- بگفت آفاق را سوزم به آهی
چو عاجز گشت خسرو در جوابش ------------- نیامد بیش پرسیدن صوابش
به یاران گفت کز خاکی و آبی ------------ ندیدم کس بدین حاضر جوابی
به زر دیدم که با او بر نیایم ----------- چو زرش نیز بر سنگ آزمایم
گشاد آنگه زبان چون تیغ پولاد ----------- فکند الماس را بر سنگ بنیاد
که ما را هست کوهی بر گذرگاه ----------- که مشکل می‌توان کردن بدو راه
میان کوه راهی کند باید --------------- چنانک آمد شد ما را بشاید
بدین تدبیر کس را دسترس نیست ------------ که کار تست و کار هیچ کس نیست
به حق حرمت شیرین دلبند ---------------- کز این بهتر ندانم خورد سوگند
که با من سر بدین حاجت در آری --------- چو حاجتمندم این حاجت برآری
جوابش داد مرد آهنین چنگ --------------- که بردارم ز راه خسرو این سنگ
به شرط آن که خدمت کرده باشم ---------- چنین شرطی به جای آورده باشم
دل خسرو رضای من بجوید ---------------- به ترک شکر شیرین بگوید
چنان در خشم شد خسرو ز فرهاد --------- که حلقش خواست آزردن به پولاد

نظامی 

همچو فرهاد بود کوه کنی پیشه ما
سنگ ما شیشه ما ، ناخن ما تیشه ی ما
دانم ای عشق قوی پنجه که منظور تو چیست 
دست بردار نه ای تا نکنی ریشه ی ما
عشق شیریست قوی پنجه و میگوید فاش
هر که از جان گذرد بگذرد از بیشه ی ما
بهر یک جرعه ی می منت ساقی نبریم 
اشک ما باده ی ما دیده ما شیشه ی ما

ادیب نیشابوری

گم شد جوانیم همه در آرزوی عشق
اما رهی نیافتم آخر به کوی عشق


منتظر بقیه نمونه اشعار باشید


خلیل صارمی نایینی ( ناصر)

 http://bargesabz14.mihanblog.com/




طبقه بندی: عشق در شعر و ادب پارسی، 
برچسب ها: استاد ناصر، خلیل صارمی نایینی (ناصر)، استاد نایینی، عشق در شعر پارسی، ostadnaser، http://bargesabz14.mihanblog.com/،  
[ دوشنبه 1397/10/3 ] [ 07:30 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

یلدا بر همه هموطنان عزیزم مبارک باد

Image result for ‫تصاویر شب یلدا‬‎

شب یَلدا یا شب چلّه یکی از جشن‌های کهن ایرانی است.  در این جشن، طی شدن بلندترین شب سال در نیم‌کرهٔ شمالی گرامی داشته می‌شود. این شب به زمان بین غروب آفتاب از ۳۰ آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) گفته‌می‌شود. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام شب یلدا را جشن می‌گیرند. این شب در نیم‌کره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن زمان به بعد طول روز بیش‌تر و طول شب کوتاه‌تر می‌شود.

واژهٔ «یلدا» ریشهٔ سریانی دارد و به‌معنای «ولادت» و «تولد» است. منظور از تولد، ولادت خورشید (مهر/میترا) است. رومیان آن را ناتالیس آنایکتوس یعنی روز تولد مهر شکست‌ناپذیر می‌نامند. ابوریحان بیرونی از این جشن با نام «میلاد اکبر» نام برده و منظور از آن را «میلاد خورشید» دانسته‌است.

چلّه، دو موقعیت گاه‌شمارانه در طول یک سال خورشیدی با کارکردهای فرهنگ عامه، یکی در آغاز تابستان (تیرماه) و دیگری در آغاز زمستان (دی ماه)، هریک متشکل از دو بخش بزرگ (چهل روز) و کوچک (بیست روز). واژه چلّه برگرفته از چهل (معین، ذیل واژه) و مخفف «چهله» و صرفآ نشان‌دهنده گذشت یک دوره زمانی معین (و نه الزامآ چهل روزه) است.

چله و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است. مردم روزگاران دور و گذشته، که کشاورزی، بنیان زندگی آنان را تشکیل می‌داد و در طول سال با سپری شدن فصل‌ها و تضادهای طبیعی خوی داشتند، بر اثر تجربه و گذشت زمان توانستند کارها و فعالیت‌های خود را با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت و حرکت و قرار ستارگان تنظیم کنند.

آنان ملاحظه می‌کردند که در بعضی ایام و فصول روزها بسیار بلند می‌شود و در نتیجه در آن روزها، از روشنی و نور خورشید بیشتر می‌توانستند استفاده کنند. این اعتقاد پدید آمد که نور و روشنایی و تابش خورشید نماد نیک و موافق بوده و با تاریکی و ظلمت شب در نبرد و کشمکش‌اند. مردم دوران باستان و از جمله اقوام آریایی، از هند و ایرانی - هند و اروپایی، دریافتند که کوتاه‌ترین روزها، آخرین روز پاییز و شب اول زمستان است و بلافاصله پس از آن روزها به تدریج بلندتر و شب‌ها کوتاهتر می‌شوند، از همین رو آنرا شب زایش خورشید نامیده و آنرا آغاز سال قرار دادند.بدین‌سان در دوران کهن فرهنگ اوستایی، سال با فصل سرد شروع می‌شد و در اوستا، واژه Sareda, Saredha «سَرِدَ» یا «سَرِذَ» که مفهوم «سال» را افاده می‌کند، خود به معنای «سرد» است و این به معنی بشارت پیروزی اورمزد بر اهریمن و روشنی بر تاریکی است.در آثارالباقیه ابوریحان بیرونی، ص ۲۵۵، از روز اول دی ماه، با عنوان «خور» نیز یاد شده‌است و در قانون مسعودی نسخه موزه بریتانیا در لندن، «خُره روز» ثبت شده، اگرچه در برخی منابع دیگر «خرم روز» نامیده شده است. در برهان قاطع ذیل واژه «یلدا» چنین آمده است:

یلدا شب اول زمستان و شب آخر پاییز است که اول جَدی و آخر قوس باشد و آن درازترین شب‌هاست در تمام سال و در آن شب و یا نزدیک به آن شب، آفتاب به برج جدی تحویل می‌کند و گویند آن شب به‌غایت شوم و نامبارک می‌باشد و بعضی گفته‌اند شب یلدا یازدهم جدی است.

تاریکی نماینده اهریمن بود و چون در طولانی‌ترین شب سال، تاریکی اهریمنی بیشتر می‌پاید، این شب برای ایرانیان نحس بود و چون فرا می‌رسید، آتش می‌افروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیطانی نابود شده و بگریزند، مردم گرد هم جمع شده و شب را با خوردن، نوشیدن، شادی و پایکوبی و گفتگو به سر می‌آوردند و خوانی ویژه می‌گستردند، هرآنچه میوه تازه فصل که نگاهداری شده بود و میوه‌های خشک در سفره می‌نهادند. سفره شب یلدا، «میَزد» Myazd نام داشت و شامل میوه‌های تر و خشک، نیز آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان، «لُرک» Lork که از لوازم این جشن و ولیمه بود، به افتخار و ویژگی «اورمزد» و «مهر» یا خورشید برگزار می‌شد.در آیین‌های ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می‌گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده‌ها و فراورده‌های خوردنی فصل و خوراک‌های گوناگون، خوراک مقدس مانند «می‌زد»* نیز نهاده می‌شد.

*«میزد» نذری یا ولیمه‎ای بود غیر نوشیدنی، مانند گوشت و نان و شیرینی و حلوا،

منبع :دانشنامه آزاد ویکی پدیا

میلاد صارمی نایینی 




طبقه بندی: یلدا مبارک، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی « ناصر »، شاعر و نویسنده معاصر، استاد نایینی، استاد ناصر، داستان کوتاه10، یلدا طولانی ترین شب سال، خدمت به خلق،  
[ جمعه 1397/09/30 ] [ 12:00 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 6 ::      1   2   3   4   5   6  

درباره وبلاگ

کس چه داند زآتش پنهان من
آه از ســـوز درون جـــان مـــن
***
کربلای جبـــهه ها یادش به خیر
شور و غوغای دعا یادش به خیر

***
سپاس از همه عزیزان بازدید کننده سایت
سلامت و شادکامی شما ارزوی قلبی ماست

پس از بهره مندی از سایت آن را به دوستان خود معرفی نمائید.

***
توجه * توجه

آلبومها ی تصاویر استاد نایینی و کلیپ ها در صفحات جانبی قرار دارند

*****
استفاده از کلیه مطالب سایت با ذکر منبع بلا مانع میباشد.
هرگونه سوء استفاده و یا نشر ناقص مطالب و نظرات به منظور بهره برداری غیر اصولی پیگرد قانونی دارد

*#*#*
عزیزان بازدید کننده در صورت بروز هر گونه مشکل در ورود به سایت با آدرس :

http://ostadnaser.ir/

از آدرس :
http://bargesabz14.mihanblog.com/

استفاده نمایید.

با سپاس فراوان
مدیر سایت آتش پنهان
میلاد صارمی نایینی
موضوعات
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

تماس با ما
فروش بک لینک طراحی سایت