قالب وبلاگ


آتش پنهان
نگاهی به آثار و اندیشه های خلیل صارمی نایینی (ناصر) شاعر و نویسنده انقلاب و دفاع مقدس ،جانباز شیمیایی و استاد هنرهای رزمی 
نظر سنجی
نظر شما؟








هو العزیز
***
  گفت پیغمبر به اصحاب کبار 
تن مپــوشانید از بــاد بــهار
آنـچه با برگ درختان میکند
با تـن و جان شما آن میکند
*****
از باد بهار سنبل آمد
بوی خوش سبزه و گل آمد
از رحمت ایزد تبارک
پیــوند شــکوفه ها مـبارک
ناصر

      بهارآمد بهار آمد  خوش  آمد                                  بهاری  دلگشا  و   دلكش آمد

شهریار  

 بهار بود و تو بودی و عشق بود و امید               بهار رفت و تو رفتی و هر چه بود گذشت

دكتر ایرج دهقان

گویند بهاری شد وگل آمد و دی رفت                 ما بی تو ندیدیم كه كی آمد و كی رفت

تسلیمی كاشانی

آمد بهار و گل شدو نوروز هم گذشت                 گرد سرت نگشتم و امروز  هم گذشت

عذری تبریزی

آمد بهار و رفت  و  من از كنج آشیان                  وقتی بر آمدم  كه  گلی  در چمن نماند

عاشق اصفهانی  

بهار می‌رسد آیا بــــود كه در چمنی                  نشسته پای گل و یاسمین تو باشی ومن

هلالی جغتایی

بهار رفته بــــــاز   آمــــــــــد  دوباره                   پرستوی  به     غربت    رفته    بر    گرد

مهدی سهیلی 

رسم بد عهدی ایّام  چو دید  ابر  بهار                 گریه‌اش بر سمن و سنبل و نسرین آمد

حافظ

مرا  هرگه بهار  آید به خاطر یاد یار آید                به  خاطر  یاد  یار  آید مرا هر گه بهار  آید

شهریار

بهار  می‌رسد  آهنگ  باغ كن زان پیش             كه   رفته   باشی   و    بار   دگر  بهار آید

هلالی جغتایی 

خیّاط      ازل     ز     لاله   بر    پیكر  كوه             بر  دوخت   قبای    سرخ   پا  تا سر كوه

رشدی

نوبهار آمد دگر عالم گلستان شد چو تو           ابر گریان گشت چون من باغ خندان شد چو تو

شهیدی قمی 

بهار   مژدة   نو    داد    فكر    باده     كنید           ز عمر خویش در این فصل استفاده كنید 

ملك‌الشعرا بهار

آمد بهار  و   غنچه  گل   خنده  زد به شاخ           آن  غنچة  كه خنده نبیند دل من است

پژمان بختیاری

نوبهار آمد و چون عهد بتان توبه شكست            فصل گل دامن ساقی نتوان داد زدست

شهریار 

آمد  بهار   و   باد   صبا   مشكبار    گشت           نی‌نی بهشت آمد و نامش بهار گشت

سامان شیرازی

هوا   معتدل     بوستان     دلكش   است            هوای دل  دوستان  زان  خوش  است

نظامی 

روز  بهار  است  خیز   تا  به  تماشا  رویم            تكیه  بر  ایّام  نیست  تا دگر   آید بهار

سعدی

نوبهار  آمد و گل سر زده، چون  عارض یار            ای گل تازه،  مبارك  به تو این تازه بهار

رهی معیّری 

گر دل خلق  بود خوش كه بهار آمد  و  گل            نو  هار  منی  ای  لاله  رخ  گل  رخسار

رهی معیّری

بهترین فصل است بین فصلها فصل بهار             بلبلان خوشنوا در نغمه بر هر شاخسار

رمضانی ثابت



ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منبع :سایت لطایف و ظرایف ادبی استاد شربیانی

میلاد صارمی نایینی 




طبقه بندی: بهار در شعر پارسی، 
برچسب ها: شکوفه های بهار، خلیل صارمی نایینی « ناصر »، استاد نایینی، استاد ناصر، استاد نایینی بنیانگذار سبک تو آ در مناطق شزق اصفهان بزرگ دهه 60، عید نوروز، میلاد صارمی نایینی،  
[ یکشنبه 1396/12/27 ] [ 12:41 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

جشن سوری

فرا رسیدن بهار و آغاز سال 1393
پیشا پیش
بــر شمــا عــزیــزان خجــسته بــــــاد

یکی از جشن‌های آتش که در ایران باستان برای پیش درآمد یا پیش‌باز نوروز برگزار می‌شده و آمیزه‌ای از چند آیین گوناگون است، جشن سوری بوده‌است. سوری به یک چم (معنی) سرخی است و اشاره به سرخی گل است که در این روز می‌افروخته‌اند. در تاریخ بخارا آمده‌است:

چون امیر سدید منصوربن نوح به ملک نشست، هنوز سال تمام نشده بود که در شب سوری چنان که عادت قدیم است آتشی عظیم افروختند.

این آتش را در شب سوری که هم‌زمان با روزهای «بهیژک» یا «پنچهٔ دزدیده» بود برای گریزاندن سرما و فراخوانی گرما، آن هم بیشتر بر روی بامها می‌افروختند که هم شگون داشته و هم به باور نیاکانمان، تنورهٔ آتش و دود بر بامها، فروهر درگذشتگان را به خانه‌های خود رهنمون می‌کرده‌است.

به دیگر سخن این آتش‌افروزی بر بام خانه‌ها، آخرین گام از آیین‌های گاهنبار پنجه یا ده روز پایان سال است. این ده روز را ده روز فروردیان یا فروردیگان می‌گویند که دربرگیرندهٔ پنجه کوچک (پنج روز نخست-اشتاد روز تا اناران- از ماه اسفند در گاهشماری زرتشتی، برابر با بیست و پنجم اسفند ماه بنا به گاهشمار رسمی کشور) و پنجه بزرگ (پنجهٔ دزدیه، پنج روز پایان سال) می‌باشد

چند روز پیش از نوروز مردمانی به نام آتش‌افروزان که پیام‌آور این جشن اهورایی بودند به شهرها و روستاها می‌رفتند تا مردم را برای این آیین آماده کنند. آتش‌افروزان، زنان و مردانی هنرمند بودند که با برگزاری نمایشهای خیابانی، دست‌افشانی‌ها، سرودها و آوازهای شورانگیز به سرگرم کردن و خشنود ساختن مردمان می‌پرداختند؛ آنها از هفت روز پیش از نوروز تا دو هفته پس از نوروز با پدید آمدن تاریکی شامگاه، در تمامی جایهای شهر و ده آتش می‌افروختند و آن را تا برآمدن خورشید روشن نگاه می‌داشتند. این آتش، نماد و نشانهٔ نیروی مهر و نور و دوستی بود. هدف آتش‌افروزان برگرداندن نیروی فزاینده و نیک به مردمان برای چیره شدن بر غم و افسردگی بود. همین هدف مهمترین دلیل برپایی جشن سده در میانه زمستان هم هست.


آتش نه تنها در نزد ایرانیان که از اقوام کهن هستند، بلکه در میان بیشتر اقوام کهن چه هند و  اروپایی و چه غیره وجودی مقدس بوده است. در روایت های کهن هند و ایرانی، آتش (آذر) فرزند اهورامزدا بوده و همچنین در نوشته های اوستایی لقب وی پسر اهوراست. عقیده به پاکی و پاک کنندگی آتش چنان بوده است که یکی از آزمایش های اثبات بی گناهی، گذر از میان آتش بوده که برجسته ترین آن، گذر سیاووش از میان آتش است. نام آذر در گاهشماری اوستایی بعد از اهورامزدا و امشاسپندان بلافاصله می آید که نشان از اهمیت وی دارد. نام روز نهم به نام آذر نامزد گردیده است. در میان جشن های مهم و کهن ایرانی جشن آتش یکی از مهم ترین آنهاست که جشن سده نام دارد. اهمیت آتش چنان بوده که نخستین جشن را در اسطوره ها پیدایش آتش و قبله شدن آتش در میان اقوام هند و ایرانی دانسته اند. ایرانیان پیش از برپاکردن هر جشن برای نیایش به آتشکده ها می رفتند. شاهان کیانی و هخامنشی و ساسانی برای پیروزی به آتشکد ها می رفتند و نذر می کردند.
رسم آتش افروزی پیس از فرا رسیدن سال نو بسیار کهن و قدیمی است. بسیاری از اسطوره شناسان، آن را به هنگام هم زیستی هند و اروپائیان بر می گردانند. هر چند در نزد اقوام دیگر هم مانند بابلیان و سومری ها رواج داشته است. 


در گاهشماری باستانی ایران گفتیم که سال ایرانی 12ماه و هرماه 30 روز در نتیجه می شود 360، اما سال بعد 5 روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 46 ثانیه بعد آغاز می شود. این 5 روز را به نام گاهان اشو زرتشت نام نهادند. در میان اقوام کهن اعتقاد بر این بود که این 5 روز آخر سال خارج از زمان جهانی است و این مدت متعلق است به مردگان یا همان چیزی که ایرانیان به آن می گویند فروهر faravahara یا فره وشی که در پهلوی forohar شده است. به این 5 روز پنجه ی دزدیده شده می گفتند.

در کتاب بندهشن (بندهش از دو واژه بن (پایه) + دهشن (آفرینش) درست شده که می شود گفت با سفر آفرینش (کتاب آفرینش) ادیان سامی یکی است) در مورد فروهرها این چنین آمده است: "اورمزد انسان را پنج نیرو آفرید که عبارتند از تن، جان، روان، ادونگ و فروهر. بدن یا تن جزء مادی است و جان پیوستگی بسیار با باد دارد و مانند آن سبک و گریزنده است. روان نیرویی است در بدن که می تواند ببیند و بشنود و بگوید و... اودنگ (که به زیان امروزی می شود آیینه) همان تصویر ،شکل و صورت است و جای آن در کره ی خورشید است. اما فروهر نیرویی است که از نزد اورمزد می آید. پس از مرگ بدن نیز به نزد اوزمزد باز می گردد".

در اعتقادات کهن ایرانی اهورامزدا آفرینش را در شش نوبت از سال آفرید. برای همین است که در گاهشمار ایرانی هفته وجود ندارد. این نوبت های آفرینش را گاهنبار یا گهنبار می نامند.

این شش گاهنبار عبارتند از:
1- میدیوزرم گاه (آفرینش آسمان)
2- میدیوشم گاه (آفرینش آب)
3- پتی شهیم گاه (آفرینش زمین)
4- ایاسریم گاه (آفرینش گیاهان)
5- میدیاریم گاه (آفرینش چهارپایان)
6- همس پت میدیم گاه (آفرینش انسان)

هریک از این گاهنبار ها 5 روز به درازا می کشد. اولین آن ها از روز خور تا دی به مهر اردیبهشت و آخرین آنها در روز های کبیسه سال است که نام گاثهای اشو زرتشت را بر روی آنها گذاشته اند. در همین روزها است که جشن فره وشی ها برگزار می شود.

مروری کوتاه به آنچه گفته شد به ما نشان می دهد که:
1- پنج روز آخر سال به اعتقاد اقوام کهن هند و اروپایی و همچنین دیگران مانند سومریان بابلیان ایلامیان و مصریان خارج از زمان جهانی بوده است وبه مردگان تعلق داشته است.
2- در این 5 روز به اعتقاد هندو ایرانیان انسان آفریده شد.
3- این روزها با فروهرها ارتباط دارند.

اعتقاد بر این بوده است که در روزهای کبیسه، فروهر مردگان به این جهان باز می گشتند و به دیدار خانواده ها و آشنایان خود می رفتند. اعتقاد بر این بود که خانواده ی درگذشته با روشن کردن آتشی که به آن سوریک (ik پسوند نسبت در زبان پهلوی ساسانیک و به معنای سرخ است) گفته می شده؛ فروهر درگذشتگان خود را راهنمایی می کردند که خانه ی خود را پیدا کنند. این آتش بعد از فرو رفتن خورشید در روز انارام از ماه آرمئتی سپندارمذ روشن می شود و در تمام روز های همس پت میدیم گاه و تا نوروز روشن می ماند. در کنار آتش سوریک که در زبان فارسی دری نوین به سوری بدل شده است گل، شراب، شیرینی، غذا، پر مورد و سرو برای فروهر ها بالای بام می گذاشتند تا اینکه فروهرها از اینکه به یاد آنها هستند از خانواده های خود خشنود گردند. آتش سوریک در مجمرهای خانگی که نشان زنده بودن خاندان و دودمان بود نگهداری می شده است و در روی آن کندور می سوختند و برای فروهر خود نماز می خواندند.

 

انچه گفته شد فلسفه ی آتش افروزی برای فروهر در گذشتگان در 5 روز پایان سال بود. اما پس آتش چهار شنبه سوری چیست؟
افروختن آتش در چهار شنبه ی پایان سال و جشن سوری در دوره ی بعد از دورن شده تازیان به ایران رواج پیدا کرده است. با درون شدن تازیان به ایران بسیاری از آیین ها و جشن های ایرانی کم رنگ و حتی برخی از آنها از بین رفت و فرهیختگان و دل سوختگانی که قصد نگاهداری آیین های خود را داشتند در برخی موارد تا می توانستند آیین های ایرانی را با لباس دین اسلام نگاهبانی کردند (نمونه بارز آن در مورد مکان های گرامی ایرانی، آرامگاه کوروش بزرگ است؛ که در هنگام درون شد تازیان با نام مقبره مادر سلیمان نبی از تخریب آن جلو گیری کردند). جشن سوری نیز به نظر می آید از همین پوشش ها و تفسیر ها بوده است و برای زنده نگاهداری آیین آتش افروزی با لباس دینی جدید آرایش خورد و چهارشنبه سوری را متولد کردند .
می دانیم که امویان تازی بسیار با ایرانیان و ایرانی گری دشمن بودند. ایرانیان با درون شد تازیان، آیین های خود را مخفیانه و نهان برگزار می کردند و جشن پیدایش آتش که همان سده است را برای نخستین بار بعد از دورن شدن تازیان به ایران به صورت آشکار در سال 312 خورشیدی (323 قمری) به دست بزرگ مردی از تبار ساسانیان به نام مردآویج در اصفهان برپا کردند. مجال اندک هنگامی به ایرانیان دست داد که بزرگ مرد ایرانی ابومسلم خراسانی امویان را بر انداخت. عباسیان که وام دار ایرانیان بودند روی خوشتری به ایرانیان نشان می دادند. حکام عباسی با بر پایی جشن های مهرگان و سده بیشتر قصد دریافت هدایای استان های ایرانی را داشتند. ولی ایرانیان که فرصت را غنیمت می دیدند به احیای نسبی فرهنگ کهن خود کمر بستند و بسیاری از جشن ها و آیین ها را که تا آن روزها نهان بود آشکارا بر پا کردند. حتی در دوران هارون و مامون عباسی بسیاری از کتاب ها و نوشته های پهلوی با امکانات دولتی به عربی یا فارسی دری نوین برگردان شد.
در یکی از سال ها که جشن سوری آزاد تر و گسترده تر برگزار می شد این جشن مقارن شد با شب چهار شنبه و چون اعراب چهارشنبه را روزی نحس می دانند جشن سوری را در شب چهارشنبه آخر سال ترتیب دادند. توجه داشته باشید که در گاهشمار ایرانی هفته وجود ندارد. پس چهارشنبه یا هر شنبه ی دیگر در گاهشمار ایرانی منتفی است .باز اگر به روزهای ایرانی نگاه کنید همه ی 30 روز، نام اهورا مزدا و امشاسپندان و ایزدان را دارا هستند. پس نه تنها ایرانیان روزی را نحس نمی دانستند بلکه همه ی روز های ماه و سال را خجسته می دانستند. گفتیم که آتش سوریک در 5 روز آخر سال روشن بوده است نه تنها در یک شب. تثبیت این روز را به عنوان جشن سوری به زمان هارون و برخی به مامون عباسی نسبت داده اند که به نظر من با پیشینه ایرانی دوستی و کمک های ایرانیان به این دو زیاد دور از عقل هم نیست. می گویند عباسیان خود در این جشن ها شرکت می کردند و برای شادی بیشتر مجلس پرندگانی را نفت آلود می کردند و آتش می زدند و به پرواز وا می داشتند.


ایرانیان که از جشن سده نیز دور افتاده بودند، این فرصت را محترم دانستند و با فراهم کردن هیزم و خار های بیابان آتش های بزرگی را می افروختند و دور آن جمع می شدند و به شادی می پرداختند و با خواندن سرود معروف "زردی من از تو ، سرخی تو از من" هم یاد سده را زنده نگاه می داشتند هم آتش سوریک و هم خواستار ریختن گناهان و از بین رفتن بیماری و ناخوشی های خود بودند. اما چه زمانی خواندن سرود سوری و از روی آتش پریدن رواج یافت به طور حتم مشخص نیست.
با یک مقایسه کوچک می توان در یافت که چهارشنبه سوری یک مراسم مشتق از سده و جشن فروهرها است با کمی دگرگونی.

1- جشن فره وشی ها در 5 روزو شب برگزار می شود اما چهارشنبه سوری 1شب.
2- در گاهنامه ایرانی هفته وجود ندارد.
3- جشن فروهر ها برای خوش آمد آنان است و برای راهنمایی است که آتش افروزی می کنند.
4- همه ی روز های ایرانی دارای شگون و خجسته هستند و روز نحسی مانند چهارشنبه در آن نیست.
5- آتش افروزی فروهر ها در بالای بام است.
6- آتش افروزی فروهر ها در مجمر و کوچک است.
7- آتش چهار شنبه سوری بزرگ به مانند جشن سده است.
8- پریدن از روی آتش در نزد ایرانیان مزدیسنا گناه محسوب می شود و بی احترامی به
آیین و کیش زرتشتی است.
9- آتش مجمر تطهیر یافته و از هیزم خاص آتش جاویدان آتشکده ها تهیه می شود اما آتش چهار شنبه سوری این گونه نیست.
10- آتش مجمر فرو شی ها برای افراد خاص افروخته می شود و اشتراک خانوادگی دارد، اما آتش چهارشنبه سوری همگانی است و قصد آمرزش ندارد.

باری به هر جهت با اینکه به نظر می آید مخلوط شدن سده و جشن فرو هر ها باعث بوجود آمدن چهارشنبه سوری شده است اما آیینی است که در باور های عامیانه ی ایرانیان ریشه دوانده است و باید بخش های نیکوی ان را پاسداری کرد.


جشن چهارشنبه سوری مانند دیگر جشن های ایرانی آیین های ویژه خود را دارد که به اختصار بررسی می کنیم:

1- آجیل مشکل گشا: این آجیل همان لرکlurk یا آجیل گاهنبارها است که در میان زرتشتیان با ترکیب هفت گونه خشک بار شامل، پسته، بادام، سنجد، برگه ی هلو، انجیر و خرما تشکیل می شود؛ که گاهی نارگیل، قیسی و مویز و نبات هم به آن می افزایند.
2- فال گوش: در مناطق زرتشتی نشین با ایستادن در زیر بام ها خواستار شنیدن پیامی از وی فروهی ها می باشند.
3- فال کوزه: در این شب درون کوزه اشعاری (بیشتر حافظ) را درون کوزه ای همراه با چیزی از افراد مانند انگشتر یا گوش واره می انداختند و کودکی یک شعر و یک شی را در می آورد که نشان فال وی بود.
4- کجاوه بازی یا شال اندازی: که با آویختن کجاوه کوچکی که می سازند و یا شال کمر از بالای بام خواستار هدیه می شوند.
5- قاشق زنی: که بیشتر جنبه سر گرمی دارد و جوانان با انداختن چادر روی خود را می پوشانند و با زدن قاشق به هم به جلوی خانه ها رفته و خواستار هدیه می شوند.
6- کوزه شکنی: با شکستن کوزه ای آب ندیده (نو) خواستار رفع بلا و قضا می شوند.
7- گره کشایی: در این شب کسانی که فکر می کنند بختشان بسته است، با گره زدن بخشی از دستمال یا روسری خویش بر سر راهی می ایستند و از اولین کسی که می گذرد می خواهد گره را باز کند تا بخت او هم باز شود.
8- آش چهارشنبه سوری: صاحب نذر با اعلام پختن آش از دیگران می خواهد که نذری اگر دارند بیاورد و در آش شریک شوند.


ادامه مطلب

طبقه بندی: چهار شنبه سوری، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی « ناصر »، شاعر و نویسنده معاصر، استاد نایینی، استاد ناصر، استاد نایینی بنیانگذار سبک تو آ در مناطق شزق اصفهان بزرگ دهه 60، جشن سوری، چهارشنبه سوری،  
[ سه شنبه 1396/12/22 ] [ 08:24 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

بسم رب النور


ولادت حضرت زهرا,تولد حضرت زهرا,میلاد حضرت زهرا

ولادت حبیبه خدا زهرای مرضیه سلام الله علیها 

و 

روز مادر بر همگان مبارک باد

عن اللّه تبارك و تعالی :
 یا أحمد، لولاك لما خلقتُ الافلاك و لولا علیٌ لما خلقتُك و لو لا فاطمه لما خلقتكما؛(۱)
 أی احمد، اگر تو نبودی ، افلاك را خلق نمی كردم ، 
و اگر علی نبود، تورا خلق نمی كردم
 و اگر فاطمه نبود، شما را خلق نمی كردم " 
.... 
فاطمه سلام الله علیها 

چشمه ی نور ازلی آمده 
مرحمت لم یزلی آمده 
هلهله در كون و مكان در گرفت 
نور جلی ، كفو علی آمده 
...... 
باعث خلقت به زمین پا نهاد 
تاج شرف بر سر دنیا نهاد 
خا لق بخشنده ی مهرآفرین 
نام نكوییش چو زهرا نها د 
..... 
فاطمه ای ام ابیهای من 
یار علی، سرور و مولای من 
ای به جهان داده حسین و حسن 
جان منی ، عشق و تولای من 
.... 
لوح و قلم بسته ی فرمان تو 
مُلك و مَلَك ذره ی احسان تو 
عرش زتو فرش زتو فاطمه 
جلوه ی حق، جان من و جان تو 
.... 
معنی لولاك تویی فاطمه 
سرور افلاك تویی فاطمه 
ای نفس و جان همه كائنات 
ادری و ادراك تویی فاطمه 

التماس دعا: 
خلیل صارمی نایینی (ناصر) 
بدون ویرایش 
1393/01/31

حبیبه خدا

منم كه عصمت اللّه و، به ساق عرش زیورم

حبیبه خدامنم ، حباب نور داورم

رضاى من رضاى او، ولاى من ولاى او

كه من ولیة اللّه و، زهر بدى مطهرم

على است نفس احمد و حقیقت محمدى

منم كه بضعة النبى و، با على برابرم

به تخت اقتدارشان ، نشسته ام كنارشان

به تاج افتخارشان ، یگانه است گوهرم

بجز محمد و على ، كه نور ما بود یكى

ز انبیاء و اولیاء، خدا نموده برترم

نبى چو گفت بر ملا: اگر نبود مرتضى

ز اولین و آخرین ، هر كسى نبود همسرم

على ، شهاب ثاقب و منم فروغ زُهر وى

با اوج عصمت و حیا، به هر زمان منورم

نهال عشق ایزدى ، بهار حسن سرمدى

شكوفه محمدى ، عطاى رب و كوثرم

حسین با حسن مرا، دو گوشوار زینتند

على است طوق گردنم ، محمد است افسرم

محمد و على و من ، چو اصل و ام خلقتیم

منم كه باب خویش را، درین مقام مادرم

فدك چه جلوه اى كند، به پیشگاه دولتم

كه مالكیت جنان ، به كف بود چو حیدرم

علیه غاصب فدك ، از آن قیام كرده ام

كه راه پر جهاد حق ، نشان دهم به دخترم

(حسان ) بود مودت رسول و آل مصطفى

امید برزخ من و، پناه روز محشرم
شعر از: حبیب الله چایچیان (حسان)


Image result for ‫مادر‬‎

مادر

ای مادر مهربان و غمخوار

همواره تو را خدا نگهدار

تو گوهر بی بدیل عشقی

در قلب تو مهر ماست بسیار

عمری تو برای حفظ فرزند

بیدار نشسته ای  شب تار

من خفته به دامن تو مادر

تو گرم عطوفتی و بیدار

هر ذره وجود توست ایثار

من خود چه شدم؟ زتوست تیمار

قدر تو چگونه من ندانم ؟

تو جان منی چو گل به گلزار

پروانه شوم به گــِـرد شمعت

تو نقطه ،منم چو خطّ پرگار

زیر قدمت بهشت جاوید

زین بیش بُود تو را سزاوار

جان در تن( ناصری) تو مادر

یارب دل و جان ما نگهدار

شعر از خلیل صارمی نایینی (ناصر)

25/2/1364

 

میلاد صارمی نایینی






طبقه بندی: ولادت زهرای اطهر سلام الله علیها، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی (ناصر)، استاد نایینی، عشق در شعر پارسی، استاد ناصر، ولادت زهرا سلام الله علیها و روز مادر، مادر،  
[ پنجشنبه 1396/12/17 ] [ 02:19 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]


مصحف فاطمه«سلام الله علیها» چیست؟ 

سؤال: گویند حضرت فاطمه(سلام الله علیها) كتا بی به نام مصحف دارد، كه قرآن جامع همان است، و در دست امامان(علیه السلام) دست به دست می گشته ، و اكنون در نزد حضرت مهدی آل محمد(عجل الله تعالی فرجه) است، و هنگام ظهور، آن را آشكار می سازد، آیا این مصحف با قرآنی كه در همه جا در دسترس ماست، فرق دارد؟ پاسخ: قرآنی كه اكنون در همه جا در دسترس است، تحریف و كم و زیاد نشده، بلكه همان قرآنی است كه با املاء پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نوشته شده و تنظیم گشته است، و شخص پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در نام گذاری سوره ها و تقسیم قرآن به 114 سوره، و تنظیم آن به همین صورت فعلی نظارت كامل داشته است. ولی مصحف فاطمه زهرا(سلام الله علیها) كتاب دیگر با محتوای دیگر است، و هیچ گونه تضادی با قرآن ندارد. توضیح این كه، مطابق روایات، مصحف فاطمه(سلام الله علیها) كتاب مخصوصی است با مطالبی كه آن مطالب از ناحیه فرشته مخصوص یا جبرئیل به حضرت فاطمه(سلام الله علیها) القاء شده، و حضرت علی(علیه السلام) آن را نوشته و تدوین كرده است، در این كتاب سخنی از حلال و حرام نیست، بلكه مشتمل بر حوادث غیبی آینده و اسرار آل محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) است، و در نزد امامان(علیه السلام) دست به دست می گشته، و اكنون در نزد حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه) است و هنگام ظهور آن را آشكار می سازد، بنابراین نسبت فوق نارواست. در این راستا نظر شما را به چ ند روایت زیر جلب می كنیم:
1- شیخ كلینی به سند خود از ابوعبیده نقل می كند: كه یكی از اصحاب از امام صادق(علیه السلام) پرسید: «مصحف فاطمه(سلام الله علیها) چیست؟» امام صادق(علیه السلام) پس از سكوت طولانی فرمود: فاطمه(سلام الله علیها) 75 روز بعد از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) زنده بود، و در این ایام از فراق پدر، بسیار غمگین بود. جبرئیل نزد فاطمه(سلام الله علیها) می آمد، و او را دلداری می داد و احوال و مقام های پدرش را برای او بیان می كرد، و از حوادث آینده و غیبی در مورد ظلم های دشمنان به فرزندانش به او خبر می داد، حضرت علی(علیه السلام) آن مطالب را می نوشت، و آن (مجموعه) نوشته شده، همان مصحف فاطمه(سلام الله علیها) است.»1 
2- روزی یكی از شاگردان امام صادق(علیه السلام) به نام حماد بن عثمان در محضر آن حضرت بود ، سخن از مصحف فاطمه(سلام الله علیها) به میان آمد ، حماد می گوید: از آن حضرت شنیدم درباره مصحف فاطمه(سلام الله علیها) چنین فرمود: « هنگامی كه رسول خدا(سلام الله علیها) رحلت كرد، فاطمه(سلام الله علیها) بسیار اندوهگین شد كه اندازه آن را كسی جز خدا نداند، در این هنگام فرشته ای به حضور فاطمه (سلام الله علیها) می آمد، فاطمه(سلام الله علیها) را دلداری می داد، و با او هم سخن می شد ، فاطمه(سلام الله علیها) حاضر شدن فرشته را احساس می كرد، و صدایش را می شنید، ماجرا را به حضرت علی(علیه السلام) خبر داد، حضرت علی(علیه السلام) به فاطمه(سلام الله علیها) فرمود: « وقتی كه حضور فرشته را احساس كردی و صدایش را شنیدی، به من بگو.» آنگاه فاطمه(سلام الله علیها) به حضرت علی(علیه السلام) خبر می داد، حضرت علی(علیه السلام) نزد فاطمه (سلام الله علیها) می آمد و هرچه (از فاطمه یا از فرشته) می شنید، می نوشت. تا آن كه از آن نوشته ها مجموعه ای به نام مصحف، تدوین شد، در آن مصحف چیزی از حلال و حرام نیست، بلكه در آن از حوادث (غیبی) آینده، خبر داده شده است.»2 
3- امام صادق(علیه السلام) در سخن دیگری فرمود: «مصحف فاطمه(سلام الله علیها) در نزد ما است، معتقد نیستم كه در آن، چیزی از قرآن باشد، آنچه را كه مردم به آن نیاز دارند در این وجود دارد، و ما به كسی احتیاج نداریم، در آن مصحف، حتی مجازات یك تازیانه و نصف تازیانه و یك چهارم تازیانه و جریمه خراش هست.»3
4- امام صادق(علیه السلام) در ضمن گفتار و احتجاج در رد مخالفان فرمود: «اگر آنها راست می گویند، مصحف فاطمه(سلام الله علیها) را كه وصیتش در آن است، و سلاح پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز همراه آن است بیرون آورند.»4 یعنی مصحف فاطمه(سلام الله علیها) در نزد ما است، و وصیت حضرت زهرا(سلام الله علیها) كه در آن مصحف ذكر شده مخالفان را تكذیب می كند.
5- فضیل بن سكره می گوید: به محضر امام صادق(علیه السلام) شرفیاب شدم، به من فرمود: آیا می دانی كه اندكی قبل چه چیزی را مط العه می كردم؟ گفتم: نه، فرمود: به كتاب فاطمه (سلام الله علیها) می نگریستم، نام همه سلاطین كه در زمین فرمان روایی می كنند و همچنین نام پدران آنها در آن، ذكر شده است، ولی من از نوادگان امام حسن(علیه السلام) (و زمامداری آنها) چیزی را در مصحف ندیدم.»5 از این روایات فهمیده می شود، كه مصحف فاطمه(سلام الله علیها) كتابی غیر از قرآن است، و حاوی مطالبی از اخبار آینده و اسراری است كه توسط جبرئیل یا فرشته دیگر به حضرت فاطمه(سلام الله علیها) القاء شده، و نیز مشتمل بر وصیت حضرت زهرا(سلام الله علیها) می باشد كه حضرت علی(علیه السلام) آن مطالب را تنظیم و تدوین نموده است، و این مصحف در نزد امامان(علیه السلام) می باشد. بنابراین آنچه بعضی به شیعه نسبت داده اند كه مصحف فاطمه(سلام الله علیها) در نزد شیعیان همان قرآن حقیقی است و امام عصر(عج) هنگام ظهور، آن را آشكار می كند، و آن غیر از این قرآنی است كه در دست رس مسلمانان می باشد، نسبت بیهوده و ناروا است. 


پی نوشت ها :

1-اصول كافی، ج1، ص241، حدیث.50                                                                        
2- همان، ص240، حدیث.2
3- همان، حدیث.3 
4- همان، ص241، حدیث.4 
5- همان، ص242، حدیث8

خلیل صارمی نایینی  «ناصر»




طبقه بندی: مصحف فاطمه سلام الله علیها، 
برچسب ها: مصحف زهرا سلام الله علیها، بانوی بهشت، فاطمه س، نایینی، استاد ناصر، شاعر و نویسنده معاصر، خلیل صارمی نایینی،  
[ پنجشنبه 1396/12/17 ] [ 12:31 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

 

خلیل صارمی نایینی (ناصر)

یا فاطمه الزهراء یا بنت محمد یا قرهعین الرسول 
یا سیدتنا ومولاتنا
إنا توجهنا واستشفعنا وتوسلنا بک إلی الله
وقدمناک بین یدی حاجاتنا 
یا وجیـهه عند الله اشفعی لنا عند الله

التماس دعا

مصحف حضرت زهرا سلام الله علیها 
در
 ادامه مطلب

میلاد صارمی نایینی


ادامه مطلب

طبقه بندی: شهادت زهرا سلام الله علیها، 
برچسب ها: استاد ناصر، خلیل صارمی نایینی (ناصر)، استاد نایینی، عشق در شعر پارسی، ostadnaser، http://bargesabz14.mihanblog.com/،  
[ سه شنبه 1396/11/10 ] [ 12:04 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

بسم الله الرحمن الرحیم

إنّا أعطیناك الكوثر ،فصلّ لربّك و أنحر، إنّ شانئك هو الأبتر

بیماری فاطمه (علیها السلام)

سرانجام فاطمه بر اثر شدت ضربات و لطماتی که به او بر اثر هجوم به خانه‌اش و وقایع پس از آن وارد گشته بود، بیمار گشت و در بستر بیماری افتاد. گاه به زحمت از بستر برمی‌خاست و کارهای خانه را انجام می‌داد و گاه به سختی و با همراهی اطفال کوچکش، خود را کنار تربت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌رساند و یا کنار مزار حمزه عموی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و دیگر شهدای احد حاضر می‌گشت و غم و اندوه خود را بازگو می‌نمود.

در همین ایام بود که روزی زنان مهاجر و انصار که از بیماری او آگاهی یافته بودند، جهت عیادت به دیدارش آمدند. فاطمه (علیها السلام) در این دیدار بار دیگر اعتراض و نارضایتی خویش را از اقدام گروهی که خلافت را به ناحق از آن خویش نموده بودند، اعلام نمود و از آنان و عده‌ای که در مقابل آن سکوت نموده بودند، به علت عدم انجام وظیفه الهی و نادیده گرفتن فرمان نبوی درباره وصایت امام علی (علیه السلام) انتقاد کرد و نسبت به عواقب این اقدام و خروج اسلام از مجرای صحیح خود به آنان هشدار داد. همچنین برکاتی را که در اثر عمل به تکلیف الهی و اطاعت از جانشین پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از جانب خداوند بر آنان نائل خواهد شد، خاطر نشان نمود.

در چنین روزهایی بود که ابابکر و عمر به عیادت حضرت آمدند. هر چند در ابتدا فاطمه (علیها السلام) از آنان رویگردان بود و به آنان اذن عیادت نمی‌داد، اما سرانجام آنان بر بستر فاطمه (علیها السلام) حاضر گشتند. فاطمه (علیها السلام) در این هنگام، این کلام پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را که فرموده بود: "هر کس فاطمه را به غصب در آورد من را آزرده و هر که او را راضی نماید مرا راضی نموده"، به آنان یادآوری نمود. ابابکر و عمر نیز صدق این کلام و انتساب آن به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را تأیید نمودند. سرانجام فاطمه (علیها السلام)، خدا و ملائکه را شاهد گرفت فرمود: "شما من را به غضب آوردید و هرگز من را راضی ننمودید؛ در نزد پیامبر، شکایت شما دو نفر را خواهم نمود."

وصیت

 در ایام بیماری، فاطمه (علیها السلام) روزی امام علی (علیه السلام) را فراخواند و آن حضرت را وصی خویش قرار داد و به آن حضرت وصیت نمود که پس از وفاتش، فاطمه (علیها السلام) را شبانه غسل دهد و شبانه کفن نماید و شبانه دفن کند و احدی از کسانی که در حق او ستم روا داشته‌اند، در مراسم تدفین و نماز خواندن بر جنازه او حاضر نباشند

شهادت

 سرانجام روز سوم جمادی الثانی سال یازدهم هجری فرا رسید. فاطمه (علیها السلام) آب طلب نموده و بوسیله آن بدن مطهر خویش را شستشو داد و غسل نمود. سپس جامه‌ای نو پوشید و در بستر خوابید و پارچه‌ای سفید به روی خود کشید؛ چیزی نگذشت که دخت پیامبر، بر اثر حوادث ناشی از هجوم به خانه ایشان، دنیا را ترک نموده و به شهادت رسید؛ در حالیکه از عمر مبارکش بنا بر مشهور، 18 سال بیشتر نمی‌گذشت و بنا بر مشهور تنها 95 روز پس از رسول خدا در این دنیا زندگی نمود.

فاطمه (علیها السلام) در حالی از این دنیا سفر نمود که بنا بر گفته معتبرترین کتب در نزد اهل تسنن و همچنین برترین کتب شیعیان، از ابابکر و عمر خشمگین بود و در اواخر عمر هرگز با آنان سخن نگفت؛ و طبیعی است که دیگر حتی تأسف ابی‌بکر در هنگام مرگ از تعرض به خانه فاطمه (علیها السلام) سودی نخواهد بخشید.

تغسیل و تدفین

 مردم مدینه پس از آگاهی از شهادت فاطمه (علیها السلام)، در اطراف خانه آن بزرگوار جمع گشتند و منتظر تشییع و تدفین فاطمه (علیها السلام) بودند؛ اما اعلام شد که تدفین فاطمه (علیها السلام) به تأخیر افتاده است. لذا مردم پراکنده شدند. هنگامی که شب فرا رسید و چشمان مردم به خواب رفت، امام علی (علیه السلام) بنا بر وصیت فاطمه (علیها السلام) و بدور از حضور افراد، به غسل بدن مطهر و رنج دیده همسر خویش پرداخت و سپس او را کفن نمود. هنگامی که از غسل دادن او فارغ شد، به امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) (در حالی که در زمان شهادت مادر هر دو کودک بودند.) امر فرمود: تا عده‌ای از صحابه راستین رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را که البته مورد رضایت فاطمه (علیها السلام) بودند، خبر نمایند تا در مراسم تدفین آن بزرگوار شرکت کنند. (و اینان از 7 نفر تجاوز نمی‌کرده‌اند). پس از حضور آنان، امیر مؤمنان بر فاطمه (علیها السلام) نماز گزارد و سپس در میان حزن و اندوه کودکان خردسالش که مخفیانه در فراق مادر جوان خویش گریه می‌نمودند، به تدفین فاطمه (علیها السلام) پرداخت. هنگامی که تدفین فاطمه (علیها السلام) به پایان رسید، رو به سمت مزار رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نمود و گفت:

"سلام بر تو ای رسول خدا، از جانب من و از دخترت؛ آن دختری که بر تو و در کنار تو آرمیده است و در زمانی اندک به تو ملحق شده. ای رسول خدا، صبر و شکیبایی‌ام از فراق حبیبه‌ات کم شده، خودداریم در فراق او از بین رفت... ما از خداییم و بسوی او باز می‌گردیم... به زودی دخترت، تو را خبر دهد که چه سان امتت فراهم گردیدند و بر او ستم ورزیدند. سرگذشت را از او بپرس و گزارش را از او بخواه که دیری نگذشته و یاد تو فراموش نگشته..."

امروزه پس از گذشت سالیان متمادی همچنان مزار سرور بانوان جهان مخفی است و کسی از محل آن آگاه نیست. مسلمانان و بخصوص شیعیان در انتظار ظهور امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بزرگترین منجی الهی و یازدهمین فرزند از نسل فاطمه (علیها السلام) در میان ائمه می‌باشند تا او مزار مخفی شده مادر خویش را بر جهانیان آشکار سازد و به ظلم و بی عدالتی در سراسر گیتی، پایان دهد.   


میلاد صارمی نایینی 



ادامه مطلب

طبقه بندی: فاطمه سلام الله علیها، 
برچسب ها: فاطمه، زهرای اطهر، خلیل صارمی نایینی، استاد نایینی، استاد ناصر، بنیانگذار سبک توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، شاعر و نویسنده معاصر،  
[ سه شنبه 1396/11/10 ] [ 12:05 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

به نام خدا

السلام علیک  یا حسن بن علی العسکری

ولادت با سعادت امام عسکری علیه السلام بر شما مبارک باد


ترجیع بند شیعه می نازد به نام عسكری

عاشقا، مستانگى از سر بگیر

ساقى از ره مى‏رسد ساغر بگیر

مرغ دل را از قفس آزاد كن

با پرستوهاى عاشق پر بگیر

پر بزن تا كوىِ یارِ مَه لقا

جا به بامِ خانه دلبر بگیر

گرچو من بشكسته بالى غم مخور

با ولاى یار بال و پر بگیر

جشن میلاد امام عسگرى

آمده عیدى ز پیغمبر بگیر

هر چه مى‏خواهد دلت از یُمن او

از یَدِ پر قدرت حیدر بگیر

طالب عفوى اگر با یا حسن

دامن محبوبه داور بگیر

شیعه مى‏نازد به نام عسگرى

یا اباالمهدى امام عسگرى

 

كیست او بر شیعیان مولاستى

كیست او نور دل طاهاستى

كیست او ابن الرضا، بابُ الهدى

پور حیدر زاده زهراستى

كیست او كز مقدمش هفت آسمان

غرق زینب باشد و غوغاستى

كیست او اندر رهش پیغمبران

دست بر سینه همه برپاستى

كیست او سرمایه هستى حق

یاسِ بى مثل جهان آراستى

كیست او عشق خداى سرمدى

عاشقى را بهترین معناستى

او امام عسگرى باشد كه بر

خستگان عشق مولاناستى

شیعه مى‏نازد به نام عسگرى

یا اباالمهدى امام عسگرى

 

اى تجلى خدا سیماى تو

جلوه حق چهره زیباى تو

پرچم شیعه به دوشت استوار

اعتدالش از قد رعناى تو

كى شود اى جرعه بخش عاشقان

ساغرى مِى نوشم از صهباى تو

اى دَهُم فرزند دلبند على

كى شود بوسه زنم بر پاى تو

جانثار مكتب پاك توایم

در شب میلاد پر غوغاى تو

سامرا امشب ندارد زائرى

اى فدایت عاشق شیداى تو

میهمان بزم میلاد توایم

تا بیاد مهدى تنهاى تو

شیعه مى‏نازد به نام عسگرى

یا اباالمهدى امام عسگرى

 

حمد و تسبیح تو را قرآن كند

فخر بر تو حضرت سبحان كند

نورِ پاكت دیده را روشن كند

ظرف دلها را پر از ایمان كند

دردهاى بى شمار شیعه را

عشق پاكت دلبرا درمان كند

یاد تو اى رهبر تحت نظر

مشكلات شیعه را آسان كند

اقتدارت همچنان پاینده است

گر عدو خانه به تو زندان كند

عشق تو خورشید سازد ذره را

هر دل شوریده را سلمان كند

شد دعاى بزم میلادت شها

مهدیت ما را به خود مهمان كند

شیعه مى‏نازد به نام عسگرى

یا اباالمهدى امام عسگرى

اى به دوشَت پرچم عِز و شَرَف

اى شده بر غربت دوران هدف

پورِ جود و سبط زهد و نجلِ حق

سائلان گِردِ حریمت صف به صف

مادرت بانوىِ یثرب فاطمه

بابِ تو شیرِ خدا شاهِ نجف

سلبِ آزادى شد اَز تو تا شود

سدِّ راهِ مهدى آن نورِ خَلَف

حرمتت را زیرِ پا بگذاشتند

قدر تو نشناختند اى وا اَسَف

حقْ مُقَدَّر كرد تا فرزند تو

باز هم احیا كند عدل و شرف

بى نیاز از خلق عالم مى‏شود

هر كه آرد ذرّه‏اى عشقت به كف

شیعه مى‏نازد به نام عسگرى

یا اباالمهدى امام عسگرى

 

عاشقان دارد صفایى سامرا

بارگاه جانفزایى سامرا

كعبه دلهاى عاشق سامرا

قبله جانهاى مایى سامرا

هم نجف هم مشهدى و هم بقیع

كاظمینى، كربلایى سامرا

زائر هر روز تو مهدى بُوَد

با نوایش آشنایى سامرا

سوى خود هر عاشقى را مى‏كشى

با كمال دلربایى سامرا

كاش من در خون خود غلطان شَوَم

تا بگیرم در تو جایى سامرا

عاشقى آواره‏ام من آمدم

كُنج تو گیرم سرایى سامرا

شیعه مى‏نازد به نام عسگرى

یا اباالمهدى امام عسگرى

                                                                                          شاعر:  سید محمد میر هاشمی


میلاد صارمی نایینی




طبقه بندی: ولادت امام حسن عسکری علیه السلام، 
برچسب ها: استاد ناصر، ولادت امام حسن عسکری، استاد نایینی بنیانگذار کونگ فو تو آد در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، بنیانگذار ورزش باستانی و کشتی در منطقه جرقویه، خلیل صارمی نایینی (ناصر)، شاعر و نویسنده معاصر، استاد نایینی کونگ فو تو آ،  
[ سه شنبه 1396/10/5 ] [ 08:44 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

یلدا بر همه هموطنان عزیزم مبارک باد

Image result for ‫تصاویر شب یلدا‬‎

شب یَلدا یا شب چلّه یکی از جشن‌های کهن ایرانی است.  در این جشن، طی شدن بلندترین شب سال در نیم‌کرهٔ شمالی گرامی داشته می‌شود. این شب به زمان بین غروب آفتاب از ۳۰ آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) گفته‌می‌شود. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام شب یلدا را جشن می‌گیرند. این شب در نیم‌کره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن زمان به بعد طول روز بیش‌تر و طول شب کوتاه‌تر می‌شود.

واژهٔ «یلدا» ریشهٔ سریانی دارد و به‌معنای «ولادت» و «تولد» است. منظور از تولد، ولادت خورشید (مهر/میترا) است. رومیان آن را ناتالیس آنایکتوس یعنی روز تولد مهر شکست‌ناپذیر می‌نامند. ابوریحان بیرونی از این جشن با نام «میلاد اکبر» نام برده و منظور از آن را «میلاد خورشید» دانسته‌است.

چلّه، دو موقعیت گاه‌شمارانه در طول یک سال خورشیدی با کارکردهای فرهنگ عامه، یکی در آغاز تابستان (تیرماه) و دیگری در آغاز زمستان (دی ماه)، هریک متشکل از دو بخش بزرگ (چهل روز) و کوچک (بیست روز). واژه چلّه برگرفته از چهل (معین، ذیل واژه) و مخفف «چهله» و صرفآ نشان‌دهنده گذشت یک دوره زمانی معین (و نه الزامآ چهل روزه) است.

چله و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است. مردم روزگاران دور و گذشته، که کشاورزی، بنیان زندگی آنان را تشکیل می‌داد و در طول سال با سپری شدن فصل‌ها و تضادهای طبیعی خوی داشتند، بر اثر تجربه و گذشت زمان توانستند کارها و فعالیت‌های خود را با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت و حرکت و قرار ستارگان تنظیم کنند.

آنان ملاحظه می‌کردند که در بعضی ایام و فصول روزها بسیار بلند می‌شود و در نتیجه در آن روزها، از روشنی و نور خورشید بیشتر می‌توانستند استفاده کنند. این اعتقاد پدید آمد که نور و روشنایی و تابش خورشید نماد نیک و موافق بوده و با تاریکی و ظلمت شب در نبرد و کشمکش‌اند. مردم دوران باستان و از جمله اقوام آریایی، از هند و ایرانی - هند و اروپایی، دریافتند که کوتاه‌ترین روزها، آخرین روز پاییز و شب اول زمستان است و بلافاصله پس از آن روزها به تدریج بلندتر و شب‌ها کوتاهتر می‌شوند، از همین رو آنرا شب زایش خورشید نامیده و آنرا آغاز سال قرار دادند.بدین‌سان در دوران کهن فرهنگ اوستایی، سال با فصل سرد شروع می‌شد و در اوستا، واژه Sareda, Saredha «سَرِدَ» یا «سَرِذَ» که مفهوم «سال» را افاده می‌کند، خود به معنای «سرد» است و این به معنی بشارت پیروزی اورمزد بر اهریمن و روشنی بر تاریکی است.در آثارالباقیه ابوریحان بیرونی، ص ۲۵۵، از روز اول دی ماه، با عنوان «خور» نیز یاد شده‌است و در قانون مسعودی نسخه موزه بریتانیا در لندن، «خُره روز» ثبت شده، اگرچه در برخی منابع دیگر «خرم روز» نامیده شده است. در برهان قاطع ذیل واژه «یلدا» چنین آمده است:

یلدا شب اول زمستان و شب آخر پاییز است که اول جَدی و آخر قوس باشد و آن درازترین شب‌هاست در تمام سال و در آن شب و یا نزدیک به آن شب، آفتاب به برج جدی تحویل می‌کند و گویند آن شب به‌غایت شوم و نامبارک می‌باشد و بعضی گفته‌اند شب یلدا یازدهم جدی است.

تاریکی نماینده اهریمن بود و چون در طولانی‌ترین شب سال، تاریکی اهریمنی بیشتر می‌پاید، این شب برای ایرانیان نحس بود و چون فرا می‌رسید، آتش می‌افروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیطانی نابود شده و بگریزند، مردم گرد هم جمع شده و شب را با خوردن، نوشیدن، شادی و پایکوبی و گفتگو به سر می‌آوردند و خوانی ویژه می‌گستردند، هرآنچه میوه تازه فصل که نگاهداری شده بود و میوه‌های خشک در سفره می‌نهادند. سفره شب یلدا، «میَزد» Myazd نام داشت و شامل میوه‌های تر و خشک، نیز آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان، «لُرک» Lork که از لوازم این جشن و ولیمه بود، به افتخار و ویژگی «اورمزد» و «مهر» یا خورشید برگزار می‌شد.در آیین‌های ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می‌گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده‌ها و فراورده‌های خوردنی فصل و خوراک‌های گوناگون، خوراک مقدس مانند «می‌زد»* نیز نهاده می‌شد.

*«میزد» نذری یا ولیمه‎ای بود غیر نوشیدنی، مانند گوشت و نان و شیرینی و حلوا،

منبع :دانشنامه آزاد ویکی پدیا

میلاد صارمی نایینی 




طبقه بندی: یلدا مبارک، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی « ناصر »، شاعر و نویسنده معاصر، استاد نایینی، استاد ناصر، داستان کوتاه10، یلدا طولانی ترین شب سال، خدمت به خلق،  
[ پنجشنبه 1396/09/30 ] [ 12:00 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

ربیــــع آمد ربیـــــــع آمد ربیـــــــع بس بدیع آمد

شقایق‌ها و ریحـــــان‌ها و لاله خوش عذار آمد

صفا آمد صفا آمد که سنگ و ریگ روشن شد

شـــــــفا آمد شــــفا آمد شـــفای هر نزار آمد

حبیـــب آمد حبـــــیـب آمد به دلداری مشتاقان

طبــــیب آمد طبــــیب آمد طبـــیب هوشیار آمد

ســـماع آمد ســـماع آمد ســماع بی‌صداع آمد

وصـــــال آمد وصـــــال آمد وصـــــــال پایدار آمد

کسی آمد کسی آمد که ناکس زو کسی گردد

مهــــی آمد مهــــی آمد که دفـــع هر غبار آمد

دلـــــی آمد دلـــــی آمد که دل‌ها را بخــــــنداند

میـــی آمد میــــی آمد که دفـــــع هر خمار آمد

کفـــــی آمـــد کفـــــی آمــد که دریا در از او یابد

شهـــی آمد شهـــــی آمد که جــان هر دیار آمد


مولوی

ماه فرو ماند از جمال محمد(ص)

اللهُمّ صَل عَلی مُحمّد وَ آل مُحمّد

ولادت با سعادت خاتم الانبیا محمد مصطفی (ص) و ششمین اختر تابناک آسمان ولایت و امامت

حضرت امام صادق علیه السلام بر تمامی مسلمین مبارک

ماه فرو ماند از جمال محمد(ص)
سرو نباشد به اعتدال محمد(ص)
قدر فلک را کمال و منزلتی نیست
در نظر قدر با کمال محمد(ص)
وعده دیدار هر کسی به قیامت
لیلهٔ الاسری شب وصال محمد(ص)
آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی
آمده مجموع در ظلال محمد(ص)
عرصه گیتی مجال همت او نیست
روز قیامت نگر مجال محمد(ص)
و آن همه پیرایه بسته جنت فردوس
بو که قبولش کند بلال محمد(ص)
هم چو زمین خواهد آسمان که بیفتد
تا بدهد بوسه بر نعال محمد(ص)
شمس و قمر در زمین حشر نتابد
نور نتابد مگر جمال محمد(ص)
شاید اگر آفتاب و ماه نتابد
پیش دو ابروی چون هلال محمد(ص)
چشم مرا تا به خواب دید جمالش
خواب نمی گیرد از خیال محمد(ص)
سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی
عشق محمد بس است و آل محمد(ص)

سعدی


ادامه مطلب

طبقه بندی: ولادت خاتم النبین و امام صادق علیهما السلام، 
برچسب ها: ولادت خاتم الانبیاء، ولادت امام صادق علیه السلام، خلیل صارمی نایینی (ناصر) شاعر و نویسنده معاصر، استاد ناصر، ostadnaser، بنیانگذار ورزشهای رزمی در شرق اصفهان بزرگ، استاد نایینی،  
[ یکشنبه 1396/09/12 ] [ 06:30 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

یا ضامن آهو




ضامن آهو 
السلام ای ضامن آهوی من 
ای شکوه نغمه یا هوی من 
پر زند مرغ دلـــــم در کوی تو 
ای تو نور دیده بی سوی من 

امشب این مرغ دلم شد سوی طوس 
ای امام المـــــتقین شمس الشموس 
کــــن قبـــولم ای شه مـــــهمان نــواز 
آمــــدم با ســر به ســــویت پای بوس 

                                                                           خلیل صارمی نایینی (ناصر)


میلاد صارمی نایینی



طبقه بندی: شهادت ثامن الحجج، 
برچسب ها: : خلیل صارمی نایینی، شاعرو نویسنده معاصر، ostadnaser، استاد نایینی، استاد ناصر، بنیانگذار سبک توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60،  
[ شنبه 1396/08/27 ] [ 12:08 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

Image result for ‫تصویر ملا نصرالدین‬‎

حڪایٺ ملانصرالدین و الاغش

روزے ملانصرالدین، الاغ خود را با زحمٺ فراوان بہ پشٺ بام برد.

بعد از مدتے خواسٺ او را پایین بیاورد ولے الاغ پایین نمےآمد!
نمےدانست الاغ بالا مےرود ولے پایین نمےآید!

پس از مدتے تلاش، ملا نصرالدین خستہ شد و پایین آمد.

ولے الاغ به شدٺ جفتڪ مےانداخٺ و بالا و پایین مےپرید 
تا اینڪہ سقف فرو ریخٺ و الاغ جان باخٺ!

ملا ڪہ بہ فڪر فرو رفتہ بود، با خود گفٺ: 
لعنٺ بر من ڪہ ندانستم اگر خرے را بہ جایگاه رفیعے برسانم
 هم آن جایگاه را خراب مےڪند و هم خود را هلاڪ مےنماید!

خلیل صارمی نایینی(ناصر)




طبقه بندی: داستان کوتاه31، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی (ناصر) شاعر و نویسنده معاصر، استاد ناصر، ostadnaser، بنیانگذار ورزشهای رزمی در شرق اصفهان بزرگ، استاد نایینی، میلاد صارمی نایینی، داستان کوتاه،  
[ جمعه 1396/07/7 ] [ 11:34 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
بسم رب الشهدا ء والصدیقین

السلام علیک یا ثارالله

ای بر خلایـــــق برترین 
ای پرتو عــــــرش برین 
ای رشک جــبریل امین 
قرآن ناطــق،نفس دین 

                        ای یوسف زهـرا حسین 
                                                                                          ای مرهم دل ها حسـین 
 
ای پرتو شـــبهای من
ای جنت الماءوای من
ای یوسف زهرای من 
ای سرور و آقــای من 
                
                        ای یوسف زهـرا حسین 
                                                                                          ای مرهم دل ها حسـین

روح من و ریحان من 
جان من و جانان من 
ای ناجی   ایمان من 
جانم فدایت جان من 
                                    
                         ای یوسف زهـرا حسین 
                                                                                          ای مرهم دل ها حسـین

نایینی (ناصر)

مثنوی 72 بیت عاشورایی


این مثنوی بارها در روزنامه های کثیر الانتشار کشور چاپ شده است


دیگر غریب نینوا افتاده از پا


لطفا برای مطالعه ابیات روی ادامه مطلب کلیک کنید




ادامه مطلب

طبقه بندی: السلام علیک یا ثارالله، 
برچسب ها: امام حسین علیه السلام، امام سجاد علیه السلام، عباس قمر بنی هاشم علیه السلام، خلیل صارمی نایینی، شاعرو نویسنده معاصر، ostadnaser، یا ثارالله،  
[ جمعه 1396/06/31 ] [ 09:31 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]


·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙


توجه                                              توجه



و باز هم افتخاری دیگر

کسب مقام پهلوانی اخلاق تیم اعزامی شهرستان نایین در مسابقات استان اصفهان ستودنیست
بدون شک این موفقیت نشان از تلاش مربیان متعهد و اخلاق مدار است  که در دو سال متوالی توانسته ایم شایسته ترین مقام استان را کسب کنیم.

یک مدال طلا ،یک نقره و یک برنز حاصل تلاش همراهان خوب شهرمان

درخشش فرزندان عزیزمان پوریا مرتضوی ،امیر حسین فیروز بخت و  سید محمد امین طبا طبایی را به خانواده این عزیزان ومربی تلاشگر  آنان جناب آقای بافرانی و همه همراهان خوبمان و جامعه کونگ فوی شهرستان نایین تبریک میگویم
و برای همگان آرزوی سرافرازی و موفقیت در تمام عرصه های زندگی را داریم

هیات کونگ فو و هنرهای رزمی شهرسان نایین





12مدال رنگارنگ حاصل تیم قدرتمند نایین د ر 
مسابقات استانی بهمن ماه 95 در
 نجف اباد اصفهان



*******

کسب پر افتخار کاپ اخلاق 
و 10 مدال پر افتخار در مسابقات استانی اصفهان 
مرداد ماه 95 در خمینی شهر 

تصاویر جدید ورزشی بر روی سایت قرار گرفت

همراه با تصاویری بی نظیر از شیر زنان نینجای ایران

وقهرمانان نایین در سال 94 و 95 

جهت دیدن آلبومها به صفحات جانبی بروید.

*****
افتتاحیه مسابقات قهرمانی استان سال 95 خمینی شهر اصفهان

شیر زنان نینجای ایران


پرواز اندیشه استاد نایینی دهه 60

مدیریت سایت آتش پنهان 

میلاد صارمی نایینی



طبقه بندی: اطلاعیه رزمی، 
برچسب ها: بنیانگذار ورزش باستانی و کشتی در منطقه جرقویه، خلیل صارمی نایینی (ناصر)، جانباز شیمیایی دفاع مقدس، شیر زنان نینجای ایران، استاد ناصر، استاد نایینی بنیانگذار کونگ فو توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، کونگ فو توآ ورزش اصیل ایرانی،  
[ جمعه 1396/06/31 ] [ 12:00 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]


·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

نتیجه تصویری برای تصاویرپرچم ایران




برای سربلندی میهن عزیزمان  همه دست در دست هم، 

با هر رای و عقیده ای در انتخابات  شرکت می کنیم

برنده نهایی  این همایش باشکوه، ایران سربلند من و توست


میلاد صارمی نایینی



طبقه بندی:
برچسب ها: بنیانگذار ورزش باستانی و کشتی در منطقه جرقویه، خلیل صارمی نایینی (ناصر)، جانباز شیمیایی دفاع مقدس، شیر زنان نینجای ایران، استاد ناصر، استاد نایینی بنیانگذار کونگ فو توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، کونگ فو توآ ورزش اصیل ایرانی،  
[ چهارشنبه 1396/02/27 ] [ 11:28 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

       هوالعزیز


Image result for ‫ولادت علی‬‎

 


ولادت خجسته اسدالله الغالب علی بن ابیطالب شیر خدا


 بر عموم شیعیان و دوستداران آن حضرت مبارک باد





برگ سبز


      در دلــــم نیســـت جــــز ولای عـــــلی                جـــان جمـــــله جهــــــان فدای عـــلی

      خــُـــــرّم آنكــس كه اوفـــــتد یـــك دم                 بـــر ســــرش ســـایه هُـمــای عـــــلی

      آفــــــــــــتاب ولایــــــت عــــــــــالــــم                 پـــــرتو حُســــن لا فـــــــتای عـــــــلی

      زادگــــــــاهش حــــــریم بـــیت اللـّـــه                شــــد بــــنا كـــعبه از بـــــرای عـــــلی

      بـــه خـــداونـــد جــــز خــدا و رســول                ذرّه ای نـــــــیســت مــــــاورای عـــلی

      آسـمان و زمـــین و آنـچه در اوســت                زنـــــده از نــام جـــانـــفـــزای عـــــلی

      ذوالــــــــفقارش حــــــقیقــت قـــــاطـع                ســركشــان مـانــده در غَــزای عــــلی

      نـصرت دیــــن نـمی شـــدی مـــــقدور                جــــز به دســــت گــره گـــشای عـــلی

      خُــــفت در بـــــستر پــــــسر عــــمّـش                مـرحــبا ! جــــرات و وفــــای عـــــلی

      در غــــــدیر خُــــــم آن نــــبی امــــین                 گــــــفت از جـــانـــب خــــدای عـــــلی

      هـــــر كـــه مــــولای او مــــنم بایــــد                 بـعد از ایـن جـــویـد او رضـای عـــلی

      گـــــــفت مــــن دانــــم و خــــدا دانـــد                 قــدر و شــــأن و مـقام و جــای عــلی

      تـــا اَبــــد راه رســـــتگـاری جُــــست                 هـــر كه شــد یـــار و آشـــنای عــــلی

      آنــكه شــد جـــرعه نــوش این درگه                  زنــــده مـــی گــــردد از بـــقای عـــلی

      هـــــر فـــرو بـــسته بــاز مـی گــردد                  بـا سـر انـگشت عـــقل و رای عــــلی

      خــــاك تــــیره به حـــرمت نـــامـــش                  مـــی شـــــود زَر زِ كــــیـمیـای عـــلی

      مـــستمــندان و بـــــینـوایـــان بــــین                  بــــــر در خــــــانـــه و ســـرای عـــلی

      مــــی دهــــد خـــــاتــــم ســـلـــیمانی                  خـــوش بـــه حـــال گــدا گــدای عــلی

      نَـه بــــشر را بُــــوَد نـه جِـنّ و مـلك                  جــود بـــی مِـــــثل و انــــتهای عــــلی

      كــی فـــرو مـــانـده بــاز مــی گــردد                  بـــــی نـــصیـب از در عـــطای عــــلی

      درد هــــر دردمــــند بـــــی درمــــان                  خوب مـــــی گــــردد از دوای  عـــــلی

      كــــــــــودكــــان یــــــتیم می دانــــند                  اُلــــفت بــی حـــــد و صـــــفای عـــــلی

      كـــوفه می دانـــد و مـــدیــنه و چـاه                  نالــه هــای عـــــلی ، دعـــــای عــــلی

      در غــــــم فــــاطــــمه خــ ـدا دانــــد                  شـرح هــــجران و گــریه هــای عـــلی

      راز تـــــــــنهایــــی ولـــــی الــــلّـــه                  تـــــیره شــــب دانـــد و خــدای عـــــلی

      در دل شــب هـــنوز پـــیچیـده ســـت                  یـا رب و یـــــارب و صـــــدای عـــــلی

      بـــــشنود گـــوش هر حـقیقت جــوی                 هـــر زمان بـــانگ حـق ز نــای عـــلی

      دل چـ ـو پــــروانـه پَر كــشد هـر دم                  مـست و دیــــوانــــه در هــوای عـــلی

      كــــاش بــــودم مــــقیم خــاك نــجف                  تــــربــــت پــــاك و دلـــربــای عـــــلی

      دســــت خـالـــی نــــمی روم بـــر در                 جـــان فـــشانم بـــه خــاك پــای عـــلی

      ای خوش آنـدم كه می شـود روشـن                 ظـلـــمت قــــــبر از ضـــــــیای عـــــلی

      (برگ ســــبزیـست تــحفه درویـش)                شـــعر مــــن كـــــی بُوَد رَوای عـــــلی

      جـــــملهء خـــــلق عــــالــم امـــكان                 قــاصــــر از وصـف ماجـــرای عــــلی

      تـا نَــــفَس مـانــده در تَــنَت «ناصر»               دم بـــه دم ، دم زن از ثــــنای عـــــلی *

آخرین ویرایش : بهمن 90


خلیل صارمی نایینی «ناصر»


این قصیده را به ساحت مقدس امام المتقین امیر المومنین علی علیه السلام

 تقدیم داشته و امید وارم ثواب و بهره آن به روح مرحوم پدرم 

(حاج رضا صارمی نایینی )عاید و واصل گردد .


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منبع:

 * اشعاری در مدح مولا علی علیه السلام . تنظیم وگرد اوری صمد رحیمیان.چاپ اول  1376 .انتشارات لیوسا




روز پدر بر همه پدران مهربان و زحمتکش این مرز و بوم مبارک باد

Image result for ‫شاخه گل‬‎



میلاد صارمی نایینی



                               





طبقه بندی: ولادت علی علیه السلام، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی (ناصر)، استاد نایینی، ostadnaser، استاد ناصر، ولادت علی علیه السلام، استاد نایینی بنیانگذار کونگ فو تو آد در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60،  
[ یکشنبه 1396/01/20 ] [ 12:03 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
به نام خدا


ایام شهادت زهرای اطهر سلام الله علیها برآقا

 بقیه الله الاعظم و همه رهروان آن حضرت

 تسلیت باد

آیاتی ازقرآن در شأن حضرت فاطمه سلام الله علیها در منابع اهل سنت

در خصوص آیه تطهیر (...إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیرًا) در حدیث 3206 سنن ترمذی آمده است وقتی این آیه نازل شد پیامبر (ص) شش ماه متوالی به در خانه حضرت زهرا (س) مراجعه و این آیه را تلاوت می‌كرد.

همچنین در حدیث 2424 صحیح مسلم نیز آمده است؛ حضرت پیامبر (ص) به خانه زهرا (س) می‌رفت، پارچه پشمینه به دور خود و اهل خانه می‌پیچید و این آیه را تلاوت می‌كرد. ماجراهای مشابهی نیز در كتاب‌های فضائل‌الصحابة و معجم‌الكبیر نقل شده است.

آیه 61 سوره آل‌عمران (...فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ...) به عنوان مدرك دیگری برای اثبات حقانیت حضرت زهرا (س) می باشد که در جلد چهارم، حدیث شماره 32 صحیح مسلم از زبان «سعد بن أبی وقّاص» آمده است كه وقتی آیه مباهله نازل شد، پیامبر (ص)، علی، زهرا و حسنین علیهم‌السلام را صدا كرد تا با آنها در محل موعود حاضر شود. این حدیث در كتاب سنن ترمذی، جلد 5، حدیث شماره 3724 نیز آمده است.

همچنین آیات 7 تا 9 سوره مباركه انسان و ماجرای نذر حضرت علی (ع) و فاطمه (س) و روزه‌داری آنها و بخشش افطار به فقیر، یتیم و اسیر است و این روایت در جلد چهارم، صفحه 169 تفسیر كشاف آمده است. یكی دیگر از آیاتی كه شأن نزول آن را مرتبط حضرت زهرا (س) می‌دانند، آیه 18 سوره مطففین (كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِی عِلِّیِّینَ) است. در جلد دوم صفحه 405 شواهد التنزیل آمده است كه ابن‌عباس، مصادیق «ابرار» در این آیه را جویا می‌شود و پیامبر (ص) اهل‌بیت (ع) را معرفی می‌كند.

علاوه بر اینها آیه 9 سوره حشر (وَالَّذِینَ تَبَوَّؤُوا الدَّارَ وَالْإِیمَانَ مِن قَبْلِهِمْ یُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَیْهِمْ وَلَا یَجِدُونَ فِی صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِّمَّا أُوتُوا وَیُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَن یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ) را نیز یكی دیگر از این آیات میتوان عنوان كرد؛ در شواهد‌التنزیل و مجمع‌البیان آمده است كه ابن‌عباس از پیامبر در خصوص «یؤثرون» سؤال كرد كه یا رسول‌الله! این جماعت كیستند كه خدای تعالی محبت آنها را بر ما واجب گردانیده است؟ و فرمود: علی و فاطمه و حسن و حسین (ع).

ضمن اینکه در آیه 35 سوره نور (اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِیهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ...) «مشكوة» چراغدانی است كه از قسمت‌های مختلف چراغ محافظت می‌كند. روایات مختلف مراد از «مشكوة» را حضرت زهرا (س) دانسته‌اند، چرا كه از وظایف ایشان حفظ اعضای چراغ یعنی پیامبر (ص) امیرالمؤمنین و حسنین (ع) بود. شبهه‌ای نیز مطرح می‌كنند كه در جریان آتش‌زدن خانه امیرالمؤمنین (ع) چرا با وجود حضور علی (ع) در خانه، حضرت زهرا (س) پشت درآمد؟ یكی از دلایل این حضور، «مشكوة بودن» حضرت زهرا (س) است كه برای حفظ یكی از اعضای چراغ اقدام كرده، چنانچه پیش از آن نیز در ماجرای جنگ احد و مجروح شدن پیامبر (ص) از ایشان نگهداری و مراقبت كرده بود.

در خصوص دلیل دوم پاسخ به شبهه بایستی گفت: خود حضرت زهرا (س) در یكی از روایات می‌فرماید: ‌آمدم پشت در تا مهاجمان خجلت‌زده شوند و به حرمت دختر رسول خدا (ص)، از تصمیم خود بازگردند. البته دلیل دیگری هم برای حضور حضرت زهرا (س) عنوان شده كه همانا اهمیت ولایت و دفاع از ولی عصر است.

در مورد آیات «إنّا انزلناه فی لیلة المباركة» و «إنّا انزلناه فی لیلة القدر» در تفسیر فرات كوفی، «لیلة» را «فاطمه» معرفی كرده‌اند، بدین معنا كه خداوند قرآن را در شأن وجودی حضرت زهرا (س) نازل كرده‌ است. این حدیث در جلد اول ، صفحه 478 كتاب كافی نیز موجود است.

و همچنین شأن نزول سوره مباركه كوثر در شرح نهج‌البلاغه «ابن‌ابی‌‌الحدید» مرتبط با حضرت زهرا (س) عنوان شده است


میلاد صارمی نایینی  

 




طبقه بندی: قرآن و فاطمه سلام الله علیها، 
برچسب ها: فاطمه سلام الله علیها، حبیبه خدا، کفو علی علیه السلام، شاعر و نویسنده معاصر، استاد نایینی بنیانگذار کونگ فو تو آد در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، استاد ناصر، استاد نایینی،  
[ دوشنبه 1395/12/9 ] [ 12:00 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

نتیجه

از آنچه كه گذشت روشن گردید كه در آیات متعدد قرآن مجید، كتاب مقدس مسلمانان، از فضایل حضرت فاطمه (علیها السلام) نام برده شده است، و آن حضرت مورد تقدیر و ستایش قرار گرفته است، و نیز روشن گردید كه حضرت فاطمه دختر رسول خدا(صلى الله علیه وآله) داراى عصمت، طهارت و شفاعت كبرى است. و بهترین انسانها از نسل او قرار داده شده است، خشنودى خدا و رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در خشنودى فاطمه است. او بهترین عبادت كنندگان و بهترین زنان جهان است. از انفاقش به عنوان بهترین انفاق نام برده شده است. امید كه با شناخت و درك فضایل حضرت او را در زندگى دنیا و آخرت الگو و سرمشق قرار دهیم.

.........................

[1] . نگاه كنید به مهدى نیلى پور، فرهنگ فاطمیه، انتشارات مركز فرهنگى شهید مدرس، اصفهان، چاپ اول 1380. مسعود پور سیّد آقایى، چشمه در بستر، ص 21، مؤسسه انتشارات حضور، قم، چاپ سوم 1381.

[2] . چشمه در بستر، ص 474.

[3] . همان.

[4] . فرهنگ فاطمیه، ف، پیشین، ص 476.

[5] . استاد محمد تقى مصباح یزدى، جامى از زلال كوثر، تحقیق و نگارش محمد باقر حیدرى، ناشر انتشارات مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى، چاپ دوم 1381.

[6] . مجمع البیان، شیخ طبرسى، ج 27، ص 309.

[7] . مجمع البیان، پیشین، ص 21.

[8] . سید عبدالرزاق مقرم، صدیقه شهیده، زهراء(س)، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.

[9] . جامى از زلال كوثر، ص 17، (به نقل از تفسیر برهان، ج 4، ص 158).

[10] . آقاى شیخ ذبیح اللّه محلاتى، ریاحین شریعه، ج اول، ص 157 ـ 159، انتشارات دار الكتب الاسلامیة، چاپ چهارم 1364.

[11] . تفسیر مجمع البیان، شیخ طبرسى، ج 10، ص 382، ناشر مؤسسه الاعلمى للمطبوعات، بیروت، چاپ اول 1415.

[12] . ریاحین الشریعه، پیشین، ص 152ـ 153.

[13] . ریاحین شریعه، پیشین، ص 153.

[14] . سخنرانى مقام معظم رهبرى در سمینار بررسى زن در جامعه، 10/12/64.

[15] . جامى از زلال كوثر، پیشین، ص 101

[16] . ریاحین شریعه، پیشین، ص 154.

[17] . ریاحین شریعه، پیشین، ص 155.

[18] . همان.

[19] . ریاحین شریعه، پیشین، ص 156.

[20] . ریاحین الشریعه، پیشین، ص 305.

[21] . ریاحین الشریعه، پیشین، ص 306.

[22] . همان، پیشین، ص 307.

[23] . همان.

[24] . فرهنگ فاطمیه/ ف، پیشین، ص 479.



میلاد صارمی نایینی 





طبقه بندی: فضایل فاطمه زهرا(علیها السلام 2) ، 
برچسب ها: فضایل فاطمه، بانوی بهشت، زهرای اطهر، خلیل صارمی نایینی، استاد نایینی بنیانگذار کونگ فو تو آد در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، استاد نایینی، استاد ناصر،  
[ دوشنبه 1395/12/9 ] [ 12:05 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙


فضایل فاطمه زهرا(علیها السلام) 


مقدمه

سخن در تجسم لیلة القدر و تمثیل فضایل فرشته در صورت انسان است. آنكه دختر و مادر، براى پیامبر(صلى الله علیه وآله)بود، و كوثرى در جریان براى كوباندن تكاثر.

او كه آزادى و آزادگى را به ما آموخت و درس صبر و پایدارى در برابر جور داد.

او كه افزون بر گفتار منطقى و پشتیبانى از گفتگوهاى علمى، به موقع فریاد و هیبت الهى داشت.

او كه شهادت را نه در شعار بلكه در عمل استقبال كرد و ستم و ستمگر را قابل گفتگو ندانست.

همو كه تنها اسوه زنان بلكه اسوه زنان و مردان بود.

او تجسم كمالات انسانى بود و برخوردار از بالاترین شایستگیهاى آدمى. همو كه مقامش عصمت كبرى است و بزرگترین شافعه روز جزا.

بالاترین ستمها براى او غصب وصایت بود و مهم ترین اقدامش احقاق حق.

زهرا(علیها السلام) وجودش نشانه راه است و با على(علیه السلام)بودنش، نشانه همه چیز. ولى او تنها به این قناعت نكرد، كه براى حقانیتش اقدام ها كرد و به مهاجر و انصار اتمام حجت نمود.1

در این گفتار كوتاه بر آنیم تا فاطمه(علیها السلام) را در كلام خداوند جستجو نماییم. چون ما انسانهاى خاكى قادر به بر شمارى فضایل او نیستیم براى همین در لابلاى كلام الهى به جستجوى زهراء(علیها السلام)مى رویم.

فضیلت                               

فضیلت خلاف رذیلت و نقصان به معناى برترى و داراى درجات و مقامات بلند است.2 و به معناى برترى شخصیتى، اخلاقى و روحى است.3

امّا اینكه فاطمه(علیها السلام) داراى فضایل بى شمارى است، تردیدى وجود ندارد، و مى توان آنها را به سه دسته كلى تقسیم كرد:

1 ـ فضیلت هاى فردى حضرت زهرا(علیها السلام  (

 فضیلت دانش وافرداشتن.

فضیلت احراز مقام مجاهدت در راه خدا.

بهترین بنده خدا بودن.

نائل آمدن به مقام ایثارگرى.

فضیلت هجرت در راه خدا از مكه به مدینه.

فضیلت صبر و پایدارى در راه خدا.

2 ـ فضیلت خانوادگى:

فضیلت دختر بودن براى رسول خدا(صلى الله علیه وآله  (

فضیلت داشتن مادرى چون خدیجه.

فضیلت داشتن همسر چون على(علیه السلام    (

فضیلت داشتن فرزندان چون حسن و حسین(علیهما السلام  (

فضیلت مادر بودن براى ائمه و حضرت مهدى.

فضیلت مصداق بودن اهل البیت

فضیلت داشتن عموى چون حمزه.

فضیلت اهل كساء بودن.

فضیلت كسى كه در شأنش آیات و سوره هاى زیادى نازل شده.

فضیلت شهادت تمامى خانواده اش در راه خدا یا اسیر شدن در راه خدا.

فضیلت معصوم بودن خودش، پدرش، همسرش و فرزندانش.

3 ـ فضیلتهاى اجتماعى:

فضیلت اصلاح گرى و آگاهى دادن اجتماعى و دینى به مردم.

فضیلت همدردى و انفاق و ایثار به مردم.

فضیلت شاگرد پرورى.

فضیلت افشاگرى، و مبارزه با منافقین، و منحرفین، با خط امامت معصوم.

فضیلت دفاع از نظام سیاسى مبنى بر اصل امامت و ولایت.4

باید بدانیم كه این فضیلتها به عنوان یك اصل، در زندگى فاطمه زهرا(علیها السلام) وجود داشت، امّا برخى از آنها در وجود آن حضرت جلوه اى خاصى داشتند، كه ما در این گفتار به برخى از فضائل آن حضرت در قرآن اشاره مى كنیم:

فضائل فاطمه (س) در قرآن

زهراء(علیها السلام) كوثر است

إنّا اعطیناك الكوثر، فصلّ لربّك وانحر، إنّ شانئك هو الأبتر.  (كوثر، 108/); ما به تو كوثر(خیر و بركت فراوان) عطا كردیم. پس براى پروردگارت نماز بخوان و قربانى كن. و بدان دشمن تو قطعا بریده نسل و بى عقب است.

سوره كوثر در عین اختصار در بردارنده اسرارى است كه حتى بزرگان ما نیز از دستیابى به آن ژرفناى او عاجز ناتوانند5 .

یكى از نامهاى مبارك فاطمه زهراء(علیها السلام) «كوثر» است.

«كوثر» بر وزن «فَوعل»، به معناى «خیر كثیر و فراوان» مى باشد. گستره معنایى این واژه چنان وسیع است كه مصادیق بى شمارى از جمله «خیر بى نهایت» را شامل مى شود. در تفاسیر شیعه و سنّى معانى بسیارى براى «كوثر» ذكر شده است كه همگى از مصادیق «خیر كثیر» مى باشند; مصادیق چون:

1 ـ حوض و نهر كوثر در جنّت كه تعلق به پیامبر دارد و مؤمنان به هنگامه ورود به بهشت از آن سیراب مى شوند.

2 ـ مقام شفاعت كبرى در روز قیامت.

3 ـ نبوت.

4 ـ حكمت و علم به حقایق اشیا.

5 ـ قرآن.

6 ـ كثرت اصحاب و پیروان.

7 ـ كثرت معجزات.

8 ـ كثرت علم و عمل

9 ـ كثرت معرفت در توحید.

10 ـ كثرت نعمت هاى دنیا و آخرت.

11 ـ نسل كثیر و ذریه فراوان كه در گذر زمان باقى بمانند، و بى تردید از این فراوانى ذریه و باقى ماندن نسل از وجود دختر والا گهر پیامبر، فاطمه زهرا(علیها السلام)، نشأت گرفته است6.

اما به عقیده بسیارى از علماى شیعه و پاره اى از اهل سنت، بارزترین مصداق «كوثر» وجود نازنین حضرت زهرا(علیها السلام)مى باشد7.

طهارت زهراء(علیها السلام  (

انما یرید الله لیذهب عنكم الرجس اهل البیت و یطهركم تطهیرا  (احزاب، 33 / 33) ; خداوند فقط مى خواهد پلیدى و گناه را از شما اهل بیت دور كند و كاملاً شما را پاك سازد.

به شیوه گوناگون از طریق فریقین آمده است كه رسول خدا(صلى الله علیه وآله) فرمودند: «نزلت هذه الآیة فى خمسة: فى وفى علىّ و فاطمه، و حسن و حسین»; این آیه در مورد عظمت پنج تن نازل شده است: من على، فاطمه، حسن و حسین  8.

پس فاطمه (علیها السلام) طبق نزول این آیه از هر گونه رجس و گناه پاك است، و عصمت مطلق دارد.

از آنجاى كه اراده حقّ تعالى بر این قرار گرفته است كه نبوّت و وصایت منصب خاصّ مردان باشد، اگر چنین نبود به حضرت زهرا(علیها السلام) نیز عطا مى شد.

زهراء(علیها السلام) لیلة القدر است

(حم، و الكتب المبین، إنّا انْزَلنه فى لیلة مّباركة إنّا كنّا منذرین، فیها یفرق كلّ أمر حكیم)(دخان، 44/1 ـ 4); سوگند به این كتاب روشنگر، كه ما آن را در شبى پر بركت نازل كردیم; ما همواره انذار كننده بوده ایم، در آن شب هر امرى بر اساس حكمت (الهى) تدبیر و جدا مى گردد.

بنابر روایات متعدد و معتبرى كه از ائمّه طاهرین(علیهم السلام) رسیده، حقیقت لیلة القدر به وجود فاطمه زهرا(علیها السلام)تفسیر شده است. از آن جمله، بیان نورانى امام موسى بن جعفر(علیه السلام) در تفسیر آیات آغازین سوره دخان مى باشد:

مردى نصرانى به خدمت امام موسى كاظم(علیه السلام) شرفیاب شد و در بین سؤالات متعدّدى كه بیان مى داشت تفسیر باطن این آیات را جویا شد:

امام در پاسخ فرمودند: اما «حم»، محمّد(صلى الله علیه وآله) مى باشد و «كتاب مبین»، على(علیه السلام) مى باشد. و امام «اللّیلة»، فاطمه(علیها السلام)مى باشد  9.

آرى، حقیقت لیلة القدر، وجود یگانه زهراست.

انفاق زهراء(علیها السلام (

ان الابرار یشربون من كاس كان مزاجها كافورا، عینا یشرب بها عباد الله یفجرونها تفجیرا، یوفون بالنذر ویخافون یوما كان شره مستطیرا، ویطعمون الطعام على حبه مسكینا ویتیما واسیرا، انما نطعمكم لوجه الله لانرید منكم جزاء ولاشكورا، انا نخاف من ربنا یوماً عبوسا قمطریرا، فوقاهم الله شر ذلك الیوم ولقاهم نضرة وسرورا، وجزاهم بما صبروا جنة وحریرا  (دهر، 76/5 ـ 12); به یقین ابرار (و نیكان) از جامى مى نوشند كه با عطر خوشى آمیخته است، از چشمه اى كه بندگان خاصّ خدا از آن مى نوشند، و از هر جا بخواهند آن را جارى مى سازند، آنها به نذر خود وفا مى كند، و از روزى كه شر و عذابش گسترده است مى ترسند، و غذاى (خود) را با اینكه به آن علاقه (نیاز) دارند، به «مسكین» و «یتیم» و «اسیر» مى دهند، (و مى گویند:) ما شما را بخاطر خدا اطعام مى كنیم، و هیچ پاداش و سپاسى از شما نمى خواهیم، ما از پروردگارمان خائفیم در آن روزى كه عبوس و سخت است. (بخاطر این عقیده و عمل) خداوند آنان را از شرّ آن روز نگه مى دارد و آنها را مى پذیرد در حالى كه غرق شادى و سرورند. و در برابر صبرشان، بهشت و لباسهاى حریر بهشتى را به آنها پاداش مى دهد.

به اتفاق اهل سنت این آیات در شأن، فاطمه(علیها السلام) على و حسن و حسین(علیهم السلام) نازل گردیده و ما در اینجا فقط اكتفا به عبارت زمخشرى مى نماییم در كشاف در تفسیر سوره هل اتى ص 239 از ابن عباس روایت كرده كه حضرت امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) مریض شدند، رسول خدا(صلى الله علیه وآله) با جماعتى به عیادت آمدند آن حضرت به على(علیه السلام)فرمودند: یا على اگر نذرى براى شفاى فرزندان خود بنمایى مناسب است. آن حضرت با فاطمه زهراء و فضه خادمه نذر كردند كه هر گاه آن دو بزرگوار صحت یافتند، سه روز روزه بگیرند، چون شفا یافتند چیزى در خانه نبود، امیر المؤمنین به نزد شمعون خیبرى یهودى آمد و سه صاع جو قرض گرفت. فاطمه آن را آرد كرد. پنج قرص آن را طبخ نمود. وقت افطار مسكینى در خانه آمد و سؤال نمود. امیر المؤمنین نان خود را به سائل داد. فاطمه زهراء و حسن و حسین و فضه خادمه با امیر المؤمنین اقتدا كردند و همگى نان خود را به سائل دادند و با آب افطار كردند.

 شب دوم چون خواستند افطار كنند، یتیمى در خانه آمد و سؤال كرد. هر پنج نفر نان خود را به سائل دادند و با آب افطار كردند.

و همینطور شب سوم هر پنج نفر نان خود را به اسیرى دادند و با آب افطار كردند. چون صبح روز سوم شد امیر المؤمنین(علیه السلام)دست حسنین را گرفت و به خدمت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) آمدند... رسول خدا(صلى الله علیه وآله)از دیدار آنها سخت شكسته خاطر گردید، به خانه فاطمه آمد، آن مخدره را در محراب عبادت دیدند كه شكم او به پشت خشكیده و دیده هاى حق بینش به گودى فرو رفته است. در آن حال جبرئیل نازل شد و عرض كرد: «هنیأ لك یا رسول اللّه خذ هذه السورة» سپس سوره هل اتى را بر او قرائت كرد10.

عامه و خاصه روایت كردند كه این آیات در شأن فاطمه(علیها السلام) و على و حسنین نازل گردیده است.

به ادامه مطالب مراجعه شود



ادامه مطلب

طبقه بندی: فضایل فاطمه زهرا(علیها السلام)، 
برچسب ها: فضایل فاطمه سلام الله علیها، بانوی بهشت، زهرای اطهر، خلیل صارمی نایینی، استاد نایینی بنیانگذار کونگ فو تو آد در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، استاد نایینی، استاد ناصر،  
[ چهارشنبه 1395/11/27 ] [ 12:05 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

بسم رب الشهداء والصالحین


هفته دفاع مقدس بر ملت غیور ایران مبارک باد


آتش پنهان

اللهم عجل لولیک الفرج

تقدیم به ارواح طیبه شهدا وامام شهدا ، رهبر فرزانه انقلاب ، جانبازان و آزادگان  سرافراز 

وبسیجیان بی نام و نشانو هم رزمان شهیدم سرداران رشید اسلام ،خرازی ،باکری،باقری،همت،

آقا با بایی،جان نثاری،ردا نی،قربانی،روح الامین،قوچانی،عرب

 و همه آنان که با خون سرخشان نهال انقلاب را آبیاری کردند.

منطقه عملیاتی خیبر طلائیه

  داغ شهیدان 


یا الــهی سیـــدی مــولای من

 آمـــــدم بــاز آمــــدم ای دستـگـــــیر

 دردمـــــندم بــــــهر درمان آمـــــــدم

من به خود کـردم سـتم دستم بگـــیر

عــــــــقده دل با تـــو من وا می کنم

کس چه دانــــد زآتش پنهـــان مــن

گر چه در سوگ عزیزان سوختم

از غریــــــبی درد دارم در دلـــــــــم

آه از تنــــــهایی و شبــــــهای مــن

در دلم داغ شهــــــیدان مانده است

ای فلـــک بشـــــکاف زنـــــدان دلم

کاندرآن گلــــهای پر پر مانده است

از شهـیدان گفتن آسان نیست نیست

بایــــد آنجا می شنـــیدی ذکرشــــان

کاش می بودی در آن شبـهای عشق

آخرین دم ســـر به دامانــــت نهـند

آه مـــن زیـــن کاروان جا مانده ام

آن صــــفای جبـهه ها یادش به خیر

اینــک از این درد و تنــهایی فغان

بانــــگ نای نیــــنوا بودیــــم مـــا

کاروان رفــــت و به جا مانــدیم ما

هر دم اینــــک هـــمدم آهیم و درد

گر چه اکـــنون هم  ســـپاه سنگریم

لیـــک اندر کوفه تنـــــها و غریب

کوفـــــه ما ، کوچـــه ما ، شـهر ما

در بســـاط کوفـیان جز غدر چیست

بس سر افرازان که بـی نام و نشان

هـــم دلان درد بسیــــجی نام نیست

درد جانبازان نه درد دســت و پاست

درد او درد غریـــــب کربــــلاسـت

در دلـــش داغ خمینـــی ماند و بس

رَبـّنا اَفرغ عَلیـنا صـَـبرنا

کاش می بـــردی مـــــرا با کـاروان

در مــــقام قــُـرب بودم کــاش مـــن

یا شفیـعی سیدی  مـولای من

یا غـیاث المسُتغیثـین، مَرهمی

یا ورمُستوحشین فی الظّـُلَم

شـــوق پرواز و ســــفر باشــد مرا

رَبّنا اِغــفر ذنــوبی کُـلّـها

گر من از جــور زمـــانه سوختم

آنــــک آن یعــــقوب کنعـــانی منم

آتش عشــــقش به جانم بر فروخت

کـــی شود دوران هجرانــــش تمام

شوره زاران چــــون گلسـتانی شود

« ناصر» از شوق وصالش ماند و بس

(درد مارا نیست درمــــان الغیاث

 


آشنــــای نالــــــه شبــــــهای مـن

شــکوه ها دارم ولی برمن مـگــیر

با دلی خون  ،چشـــــم گریان آمدم

عفو کن باز آمــدم من ، گر چه دیر

راحـــت جان در تـــــو پیدا می کنم

آه از ســـــوز درون جــــــــان من

دیـــــده بر لطـــف تو یا رب دوختم

ســــوز آهی ســـــــرد دارم در دلم

ســــردی کاشـــــانه و تبــهای من

شـــومی شام غریبــان مانده است

تا ببیــــنی نقـــش ایــــــــوان دلـــم

حسرت شبــــــهای سنگر مانده است

عاشــــقان دانند درد عشــــق چیست

تا بدانــــی منتـــــهای فــــکرشـــــان

تا ببیــــنی عاشـــــق و تبهای عشق

مژده های وصــــل جا نانــــت دهند

بی کـــس و بی یار و تنــها ما نده ام

شور و غــوغای دعــا یادش به خیر

از حریـــمی ســـرد و  شیدایی فغان

در هــــوای کربـــــلا بودیـــــم مــــا

انــــدر این وادی چرا مانــــــدیم ما

اشـک ریزان بر سر چاهــیم و سرد

گوش بر فرمان مطـــیع رهـــــــبریم

روز و شب در خوانـدن اَمّن یُجیب

 ساحـــل امـــنی ندارد بـــــــحر مـــــا

کوفـــه قربا نــــگاه مولامان علیست

زانــوی غــم در بغــل دور از میان

شــــهرت و آوازه در ایـــام نیــست

دردهای تــــن هـــمه درد هـــواست

داغ او داغ اســـــیر نیــــنواســــت

حسرت قبر حسیـــــنی مانــد و بس* 

بر زبانــــم نیـــست جـــز یـا لَیـتنا

در بیـــــابان مانـــده ام بی آشــیان

با شهـــــیدان می غـــنودم کاش من

بنـــد ها بگـــــسل دگـــر از پای من

با مُراد خویــــش جفـــــتم کن دمی

 رحـم کــن بر استــخوان نازکم

شـــور و ســــودایی دگر باشــد مرا

نیـــست ما را تحــــــفه ای الاّ الدّعا

دیــــده بر لطـــف تو یارب دوخــــــتم

بـــــی قــــرار بـــــوی آن پیــــراهنم

سینه عمری درفراغش سخت سوخت

وز پــــس پـــرده برون آیــــد امــــام

ایـــن کــــویر خشک  بســـــتانی شود

روز و شب اندر خیـــالش ماند و بس

 هجر مارا نیـست پایان الغیاث )

خلیل صارمی نایینی  «ناصر »

 *ابیات قبل از باز شدن راه کربلای معلا سروده شده است .

جهت دیدن تصاویر به صفحات جانبی ،جبهه به روایت تصویر 1 و 2 مراجعه نمائید

 خلیل صارمی نایینی  «ناصر »


کلیه حقوق این وبلاگ  به نویسنده آن خلیل صارمی نایینی «ناصر»تعلق داشته و هر گونه استفاده غیر مجاز پیگرد قانونی  دارد.

استفاده از مطالب و یا تصاویر با ذکر منبع و نام نویسنده بلا مانع است .

http://ostadnaser.ir/

http://bargesabz14.mihanblog.com/



 




طبقه بندی: آتش پنهان، 
برچسب ها: اتش پنهان، کاروان شهدا، انتظار، دعای کمیل، شهدا، جانبازان، ازادگان و رزمندگان،  
[ چهارشنبه 1395/06/31 ] [ 08:00 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

بسم رب الشهدا و الصالحین


السلام علیک یا مظلوم یا جواد الائمه ادرکنی



فضائل و مناقب امام جواد(علیه السلام)

مرحوم مجلسى در بحارالانوار ج 50 ص 91 داستانى را از كتاب كشف الغمّه اربلى (ره) نقل كرده است كه ترجمه آن چنین است.
ایشان از شخصى به نام محمد بن طلحه نقل مى كند كه گفت : بعد از شهادت امام رضا(علیه السلام) مأمون به بغداد آمده بود، اتفاقاً روزى به شكار مى رفت، از كوچه ها كه مى گذشت افراد به كنارى مى رفتند و راه را باز مى كردند، اتفاقاً در یكى از كوچه ها نوجوانان ایستاده بودند كه كاروان مأمون آمدند، همه آنها با شتاب گریختند جز امام جواد(علیه السلام) كه در آن هنگام سن ایشان در حدود یازده ساله بود.
مأمون نزدیك آن حضرت آمد و پرسید : چرا وقتى بچه ها رفتند تو نرفتى؟ آن حضرت بلافاصله فرمود : نه كوچه تنگ بود كه من با رفتن خود راه تو را باز كنم ، و نه كار خلافى مرتكب شده بودم كه از تو بترسم ، و گمان نمى كنم تو بدون سبب بى گناهى را بیازارى.
مأمون را از كلام آن حضرت خوش آمد و از او پرسید : اسم تو چیست؟ فرمود : محمد. دوباره پرسید : فرزند كه هستى؟ فرمود : من فرزند على بن موسى الرضا هستم. 
منقبت دیگرى كه باید جزء كرامات آن حضرت شمرده شود چیزى است كه مرحوم مجلسى(ره) در بحار از ارشاد شیخ مفید(قدس سره) نقل كرده است. و آن این كه وقتى حضرت جواد(علیه السلام) از بغداد به طرف مدینه مى رفتند به دروازه كوفه رسیدند، عده زیادى از مردم هم براى بدرقه آن حضرت آمده بودند، نزدیك غروب آفتاب به محلى رسیدند و از مركب فرود آمده و داخل مسجد شدند، و در صحن مسجد درخت سدرى بود كه میوه نمى داد، حضرت امام جواد(علیه السلام) كوزه آبى خواست و سپس پاى درخت با آن آب وضو گرفتند. 
نماز مغرب را با مردم خواندند، در ركعت اول سوره حمد و إذا جاء نصرالله، و در ركعت دوم حمد و قل هوالله احد، و 
پس از نماز نوافل را خوانده و دو سجده شكر بجاى آورده و از مسجد خارج شدند.
وقتى حضرت در صحن مسجد به درخت سدر رسیدند مردم نگاه كردند و دیدند كه درخت بارآور شده و میوه تازه داده است، مردم از آن میوه ها تناول كردند و آن را شیرین و گوارا یافتند.
لازم به ذكر است كه فضائل امامان معصوم و از جمله حضرت جواد الائمه(علیه السلام) بقدرى زیاد است كه احصاء آن مشكل است و آنچه در این مناسبتها ذكر مى شود به عنوان نمونه و مثال است. و این نكته را نیز باید توجه داشته باشیم كه فضائل بزرگى همچون علم فراوان، بندگى تام و تمام خداوند، سجایاى برگزیده اخلاقى، و امثال اینها است كه امامام معصوم را سرآمد همه انسانهاى شریف و بزرگوار قرار داده است.

شهادت امام جواد(علیه السلام)

معتصم علیه اللعنة و العذاب آن حضرت را از مدینه به بغداد احضار كرد و آن حضرت در اواخر محرم سال دویست و بیست به مدینه وارد شدند و در آخر ذوالقعده همان سال از دنیا رفتند، آنچه مرحوم مفید نوشته است اشعار به آن دارد كه شهادت آن حضرت ثابت نیست، لكن علاوه بر قرائن كه عبارت از احضار جبرى آن حضرت از مدینه و وفات آن بزرگوار پس از مدت كوتاهى «كمتر از یك سال » است، مرحوم مجلسى در جلد 50 بحار الانوار صفحه 17 از كتاب عیون المعجزات نقل كرده است كه به دستور معتصم و به وسیله امّ الفضل دختر مأمون آن حضرت را مسموم نمود، و العلم عندالله.
آن حضرت در 27 ذى القعده سال 220 در سن 24 سال و چند ماه به شهادت رسید. 
سلام ما بر تو اى امام جواد روزى كه به دنیا آمدى، و روزى كه به شهادت رسیدى، و روزى كه در قیامت براى شفاعت امت جدّت به پاى مى خیزى. و سلام ما بر پدران بزرگوار، و فرزندان معصومت باد


               

میلاد صارمی نایینی




طبقه بندی: شهادت جواد الائمه علیه السلام، 
برچسب ها: جواد الائمه علیه السلام، استاد نایینی بنیانگذار کونگ فو تو آد در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، بنیانگذار ورزش باستانی و کشتی در منطقه جرقویه، خلیل صارمی نایینی (ناصر)، شاعر و نویسنده معاصر، جانباز شیمیایی دفاع مقدس، استاد ناصر،  
[ پنجشنبه 1395/06/11 ] [ 10:47 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 9 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  

درباره وبلاگ

کس چه داند زآتش پنهان من
آه از ســـوز درون جـــان مـــن
***
کربلای جبـــهه ها یادش به خیر
شور و غوغای دعا یادش به خیر

***
سپاس از همه عزیزان بازدید کننده سایت
سلامت و شادکامی شما ارزوی قلبی ماست

پس از بهره مندی از سایت آن را به دوستان خود معرفی نمائید.

***
توجه * توجه

آلبومها ی تصاویر استاد نایینی و کلیپ ها در صفحات جانبی قرار دارند

*****
استفاده از کلیه مطالب سایت با ذکر منبع بلا مانع میباشد.
هرگونه سوء استفاده و یا نشر ناقص مطالب و نظرات به منظور بهره برداری غیر اصولی پیگرد قانونی دارد

*#*#*
عزیزان بازدید کننده در صورت بروز هر گونه مشکل در ورود به سایت با آدرس :

http://ostadnaser.ir/

از آدرس :
http://bargesabz14.mihanblog.com/

استفاده نمایید.

با سپاس فراوان
مدیر سایت آتش پنهان
میلاد صارمی نایینی
موضوعات
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

تماس با ما
فروش بک لینک طراحی سایت