قالب وبلاگ


آتش پنهان
نگاهی به آثار و اندیشه های خلیل صارمی نایینی (ناصر) شاعر و نویسنده انقلاب و دفاع مقدس ،جانباز شیمیایی و استاد هنرهای رزمی 
نظر سنجی
نظر شما؟








نتیجه تصویری برای شهادت امام حسن عسکری
˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙
السّلام علیك یا حُجه الله 
˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

آغاز امامت امام عصر عج الله تعالی فرجه الشریف 

بر شیقتگان و منتظران حضرتش مبارک باد 


دوغزل تقدیم به ساحت مقدس قطب عالم امکان ، امید هستی

 و

 باعت بقای کائنات ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف 

   شوق وصال 

گوشــه عــزلت و انــــــدوه دل و تنهایی ***** آتش عـشق تو و سوختن و شیدایی 

مـن ِدلـــداده کـجا تــاب تحـــمل دارم ***** کاش مـی بود کنـون بهرگریزم پایی 

غـم هجران تو و ظلمت شـــبهای دراز ***** ای صنم چشم براهم که مگر باز آیـــی 

دل سرگشته و دیــــوانه شد از دست دگـر *****کو مسیحا نفسی،صحبت روشـن رایی 

سر هــرکـوچه و برزن به تکاپـوی توام ***** آه از هجر تو و عشق من و رسوایی 

شهره خلق شــدم « تشت من از بام افتاد» ***** بر زبانهاست دگر قصه من هر جایی 

اگر از عشق تو سـر بر سر هر دار نهم ***** ذره ای نیست هراسم زکس و پروایی 

«ناصراز شوق 5وصال تو سروده ست چنین ***** غزلی ناب،همه سـوز، بدیـن شـیوایی 

خلیل صارمی نایینی «ناصر»

   خیال وصال 

زحال زار من ای نازنـین چه میـــدانی ***** چه شرح گـــویمت از قــصه پریشانی 

من از تو دل نبرید م اگر چـه خا موشم ***** ا لی الابد شده ام من ا سیر و زنـدانی 

ا سیر نرگس مستی عظیم عـا شق کش ***** خمار لعل لبی هـمچو آب حیـوانی 

ندانم ای گل گـلزار حسن میدانی ؟ ***** زحـال بلبل شیدا و شــــرح حـیرانی 

به گرد کعبه عشق تـوا م چـــو پروانه ***** تو در منای خیـــا لت به فــکر قربانی 

نه در خیال وصـا لم بدین تهیـــد ستی ***** نه لایقم که بخـوانی مـرا به مهمانی 

به یک کرشمه چشمت دلم شود خرسند ***** اگر چه دور زچشــمم کنی تو پـنهانی 

دل از خیــــال تو یـکدم تهی نمیگردد ***** تویی که جان منی گر چه رو بگـردانی 

به حق عشق قسم ای ا میر کشور دل *****بیا که ( ناصر ) شوریده را مرنـجانی 

خلیل صارمی نایینی «ناصر» 
 التماس دعا



طبقه بندی: آغاز امامت ولی عصر، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی، استاد نایینی، استاد ناصر، بنیانگذار سبک توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، شاعر و نویسنده معاصر، ostadnaser، یا مهدی ادرکنی،  
[ جمعه 1397/08/25 ] [ 10:32 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

بسم رب الودود 

(شهر خیال - خانه دوست) 

من از شهر خیالم داستانم حیرت انگیز است. 
فضای شهر من از عشق لبریز است. 
ودارد کوچه ای باریک،* 
که شاید دیر گاهی هست ،من با گامهای سست و لرزانم، 
درونش گاه و بیگاه از دل پر درد اواز، 
مرا دریاب پیش از مرگ میخوانم. 
درون کوچه شهرم، دری وامیشود بر آرزوهایم 
همان جایی که پایان میپذیرد جستجوهایم 
من و این کوچه و آن در، 
و یک خانه که سر تا سر، 
همه در اشتیاق یک نگاه و گوشه ای لبخند، 
از آن دلبند، 
همان شیرین تر از هر قند، 
که میگردد دلم با دیدنش خرسند. 
طلوع آفتاب شهر من زیباست 
که اغلب در دل شبهاست، 
همان شبها که اسمش شب، 
ولی از روز روشن تر 
و جز بر من نمی تابد، 
به هنگامی که دیگر خسته ام از درد تنهایی. 
شگفتا زین همه پاکی و زیبایی ، 
چه رویایی !!! 
شگفت انگیز تر آنکه، 
همان کوچه ، همان خانه، 
همان جا پشت آن در، مشرق این شهر رویائیست. 
در آن خانه ، نه امروزی نه فردائیست. 
در آنجا آسمانش صاف و از مغرب نشانی نیست . 
وحتی نام شب در شهر من ورد زبانی نیست. 
نمیداند کسی احوال مجنون را 
مگر لیلی که میبیند دلی آکنده از خون را..... 

محرم الحرام سال 1369 ه.ش

سروده خلیل صارمی نایینی (ناصر) 


*کوچه باریک به دلیل شرایط خاصش در قدیم به کوچه آشتی کنان تعبیر شده است خاصه اگر بن بست باشد.

توضیح: خانه مذکور در شعر مسجد مخروبه ای در یکی از مناطق جرقویه علیا بود که به فضل خدا و عنایت مولا علی علیه السلام و توسلات ویژه عده ای جوان پاکدل در شبهای  شام غریبان امام حسین علیه السلام در خرابه های آن ، مرمت و احیاء گردید.



طبقه بندی: شعر نو، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی « ناصر »، شاعر و نویسنده معاصر، حضرت ابراهیم خلیل الله، استاد نایینی، استاد ناصر، انّما یعمر مساجد الله من امن بالله و الیوم الاخر و اقام الصّلوه و اتی الزّكوه و لم یخش الاّ الله فعسی اولئك ان یكونوا من المهتدین. مساجد الهی را تنها كسی آباد می‌كند كه ایمان به خدا و روز قیامت آورده و نماز را بر پا دارد و زكات را بپردازد و از چیزی جز خدا نترسد، امید است چنین گروهی هدایت یابند.«توبه،  
[ جمعه 1397/08/18 ] [ 02:04 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
بسم الله الرحمن الرحیم



آلبوم تصاویر , گالری تصاویر , گالری موضوعی , آلبوم موضوعی , آلبوم , تصاویر , قبرستان بقیع , اسلام علیکم یا ائمه البقیع , 8 شوال , تخریب بقیع

رحلت نبی مکرم اسلام ،امام حسن مجتبی و
 امام رضا علیهم السلام بر شیفتگان ال الله تسلیت باد

آخر ماه صفر، اول ماتم شده است
دیده ها پر گهر، و سینه پر از غم شده است

آه ای ماه، که داری به رخت گرد ملال!
خون دل خوردن خورشید، مسلّم شده است

آخر ای ماه سفر کرده که «سی روزه» شدی 
رنگ رخسار تو، همرنگ «محرّم» شده است

عرشیان، منتظر واقعه ای جان سوزند
چشم قدسی نفسان، چشمه ی زمزم شده است

شب تودیع پیمبر، شهدا می گفتند:
آه از این صبح قیامت، که مجسم شده است

تا که بر چیده شد از روی زمین «سایه ی وحی» 
آسمان، ابری و آشفته و درهم شده است

«مجتبی» گلشنی از لاله به لب، کرد وداع
داغ او، داغ دل عالم و آدم شده است

باغ، لبریز شد از زمزمه ی «یاس کبود»
لاله، دل تنگ تر از حجله ماتم شده است

میهمانی، که «خراسان» شد از او باغ بهشت
میزبان غم او «عیسی مریم» شده است

از همان روز، که زد سکّه به نامش در توس
شب، پی کشتن «خورشید» مصمم شده است

تا بسوزد «دل ذریه ی» زهرای بتول
زهر در ساغر انگور فراهم شده است

راستی تا بزند بوسه بر «ایوان طلا»
کمر چرخ به تعظیم شما خم شده است

پایتخت دل صاحب نظران است این جا
«مشهد» انگشت نمای همه عالم شده است

گر چه بسیار خطا دیده ای از ما، اما
سایه ی مهر تو، کی از سرما کم شده است؟

گر چه من ذرّه ی ناقابلم ای شمس شموس!
باز پیوند من و عشق تو محکم شده است

تا کسی بنده ی سلطان خراسان نشود
غمش از دل نرود، مشکلش آسان نشود

شعر از:محمد جواد غفورزاده (شفق)
میلاد صارمی نایینی




طبقه بندی: 28 صفر ایام حزن عالم و آدم، 
برچسب ها: رحلت رسول الله، رحلت امام مجتبی علیه السلام، رحلت امام رضا علیه السلام، خلیل صارمی نایینی (ناصر)، شاعر و نویسنده معاصر، ostadnaser، استاد نایینی،  
[ سه شنبه 1397/08/15 ] [ 08:00 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
[ یکشنبه 1397/08/13 ] [ 08:45 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]


اربعین حسینی بر شیفتگان حضرتش تسلیت باد


چهـــل منزل سفر کردم برادر
کـــــنار کودکان با  نیزه و سر
حسینم وا حسینم وا حسینم
  زداغت قامتم خـم گشته دیگر 

خلیل صارمی نایینی « ناصر »

بخشی از مثنوی عاشورایی

ای عاشـــقان فـــریاد ، وای از این مــصیبت

اكــنون كه انــــدر مـــاتم لــب تشنگانید

زان شــــه فــرو بـندم دگر این لحظه دم را

آتــش زدند از كــینه دل خـــیمه هـــا را

اهــل حـــــرم را طـــوق بر گردن فكندند

هـر جـا درنـــگی در مـیان راهشان بود

رخـــت اســیری كرد بر تــــن زیــنب زار

طــفلان معصومـــند و مـُـشتی داغــدیده

آل عــلی را خـارجی خـــواندند هــر جا

از حـال زیــنب زیـــن بـــلا اَلـلّهُ اعــلم

مــنزل به مــنزل با ســری بی تـن اسـیری

در این رســـالت قــاصـدی والاســت زینب

در بـــارگاه آن پـلیــد زشـــت كـــردار

در ذَمّ دونــان صــحبتی جــانانه كـــردند

امــا زســــوز ســـینه اش آگـاه كس نیست

او دیده هــفتاد و دو تــن در خــون تــپیده

داغ شــهید نـــینوا در ســینه اوســــت

بایــد كه با این كاروان هــــمراه بــودن

(ناصر ) تو هـــم در ماتـــم سلطان دین باش

شاید در آنجائـــیكه شـافی این شــــهانند

 

این مثنوی بارها در روزنامه های کثیر الانتشار (رسالت ،کیهان و اطلاعات )به  چاپ رسیده است

فــریاد ازایـــن بـــیداد ، وای از این مـصیبت

ســـیلاب خــون از دیــــده بر دامــن برانید

قـــدری بگـویم حالــــت اهــل حــرم را

كــردنــد نـــیكو خــــدمت آل عــبا را

ســیلی زدند و ظلــم بـــــی اندازه كـردند

در كـُــنج ویــران و خـرابی جایـــشان بود

ای دیــــده چون دل اندر این غم خون فــرو بار

در این سـفر زیــنب چه تلــخی هـا چــشیده

آزارشــان دادند هــر جـــا گــاه و بــیگاه

در صــبر او بـــر دردهـا  اَلــلّهُ اعـــلم

هـــر جـــا بــیانی تـــند در اوج دلــیری

روشــــنگر اهـــداف عـاشــوراسـت زینب

او هــست وآن شــهزاده رنــجور و بــیمار

یكباره كـــاخ ظلـــمشان ویــرانه كــردند

هر ذرّه جــــسم و جـــان زینب داغ و دردیست

او پــیكر عــبّاس را بــــی دســـت دیده

انــدوه دشــت كربــلا در سـینه اوســـت

ننگ اســت خواب و راحــت و بی غــم غــنودن

از ایـن مــصیبت تا قــــیامت دل غــــمین باش

بر آتـــش جـان تو هــم آبـــی فـشانند



التماس دعا

 (خلیل صارمی نایینی "ناصر")


میلاد صارمی نایینی



ادامه مطلب

طبقه بندی: اربعین حسینی، 
برچسب ها: اربعین حسینی، سید الشهدا، قمر بنی هاشم، خلیل صارمی نایینی ( ناصر )، زینب کبری، oatadnaser، شاعر و نویسنده معاصر،  
[ دوشنبه 1397/08/7 ] [ 08:00 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

Image result for ‫تصاویر کوروش‬‎
 
بخشندگی کوروش کبیر 
روزی که کوروش وارد شهر صور شد یکی از برجسته ترین کمانداران سرزمین فینیقیه (که صور از شهرهای آن بود) تصمیم گرفت که کوروش را به قتل برساند. آن مرد به اسم "ارتب" خوانده می شد و برادرش در یکی از جنگ ها به دست سربازان کوروش به قتل رسیده بود. کوروش در آن روز به طور رسمی وارد صور شده بود و پیشاپیش او، به رسم آن زمان ارابه آفتاب را به حرکت در می آوردند و ارابه آفتاب حامل شکل خورشید بود و شانزده اسب سفید رنگ که چهار به چهار به ارابه بسته بودند آن را می کشید و مردم از تماشای زینت اسب ها سیر نمی شدند ...
Image result for ‫تصویر کوروش‬‎

هیچ کس سوار ارابه آفتاب نمی شد و حتی خود کوروش هم قدم در ارابه نمی گذاشت و بعد از ارابه آفتاب کوروش سوار بر اسب می آمد. از آنجا که پادشاه ایران ریش بلند داشت و در اعیاد و روزهای مراسم رسمی، موی ریش و سرش را مجعد می کردند و با جواهر می آراستند. کوروش به طوری که افلاطون و هرودوت و گزنفون و دیگران نوشته اند علاقه به تجمل نداشت و در زندگی خصوصی از تجمل پرهیز می کرد، ولی می دانست که در تشریفات رسمی باید تجمل داشته باشد تا اینکه آن دسته از مردم که دارای قوه فهم زیاد نیستند تحت تاثیر تجمل وی قرار بگیرند. در آن روز کوروش، از جواهر می درخشید و اسبش هم روپوش مرصع داشت و به سوی معبد "بعل" خدای بزرگ صور می رفت و رسم کوروش این بود که هر زمان به طور رسمی وارد یکی از شهرهای امپراطوری ایران(که سکنه آن بت پرست بودند) می گردید، اول به معبد خدای بزرگ آن شهر می رفت تا اینکه سکنه محلی بدانند که وی کیش و آیین آنها را محترم می شمارد.

در حالی که کوروش سوار بر اسب به سوی معبد می رفت، "ارتب" تیرانداز برجسته فینیقی وسط شاخه های انبوه یک درخت انتظار نزدیک شدن کوروش را می کشید!

در صور، مردم می دانستند که تیر ارتب خطا نمی کند و نیروی مچ و بازوی او هنگام کشیدن زه کمان به قدری زیاد است که وقتی تیر رها شد از فاصله نزدیک، تا انتهای پیکان در بدن فرو می رود. در آن روز ارتب یک تیر سه شعبه را که دارای سه پیکان بود بر کمان نهاده انتظار نزدیک شدن موسس سلسله هخامنشی را می کشید و همین که کوروش نزدیک گردید، گلوی او را هدف ساخت و زه کمان را بعد از کشیدن رها کرد. صدای رها شدن زه، به گوش همه رسید و تمام سرها متوجه درختی شد که ارتب روی یکی از شاخه های آن نشسته بود. در همان لحظه که صدای رها شدن تیر در فضا پیچید، اسب کوروش سر سم رفت. اگر اسب در همان لحظه سر سم نمی رفت تیر سه شعبه به گلوی کوروش اصابت می کرد و او را به قتل می رسانید. کوروش بر اثر سر سم رفتن اسب پیاده شد و افراد گارد جاوید که عقب او بودند وی را احاطه کردند و سینه های خویش را سپر نمودند که مبادا تیر دیگر به سویش پرتاب شود، چون بر اثر شنیدن صدای زه و سفیر عبور تیر، فهمیدند که نسبت به کوروش سوءقصد شده است و بعد از این که وی را سالم دیدند خوشوقت گردیدند، زیرا تصور می نمودند که کوروش به علت آنکه تیر خورده به زمین افتاده است.

در حالی که عده ای از افراد گارد جاوید کوروش را احاطه کردند، عده ای دیگر از آنها درخت را احاطه کردند و ارتب را از آن فرود آوردند و دست هایش را بستند...

کوروش بعد از اینکه از اسم و رسم سوءقصد کننده مطلع گردید گفت که او را نگاه دارند تا اینکه بعد مجازاتش را تعیین نماید و اسب خود را که سبب نجاتش از مرگ شده بود مورد نوازش قرار داد و سوار شد و راه معبد را پبش گرفت و در آن معبد که عمارتی عظیم و دارای هفت طبقه بود مقابل مجسمه بعل به احترام ایستاد. کوروش بعد از مراجعت از معبد، امر کرد که ارتب را نزد او بیاورند و از وی پرسید برای چه به طرف من تیر انداختی و می خواستی مرا به قتل برسانی؟

  

ارتب جواب داد ای پادشاه چون سربازان تو برادر مرا کشتند من می خواستم انتقام خون برادرم را بگیرم و یقین داشتم که تو را خواهم کشت، زیرا تیر من خطا نمی کند و من یک تیر سه شعبه را به سوی تو رها کردم، ولی همین که تیر من از کمان جدا شد، اسب تو به رو درآمد و اینک می دانم که تو مورد حمایت خدای بعل و سایر خدایان هستی و اگر می دانستم تو از طرف بعل و خدایان دیگر مورد حمایت قرار گرفته ای نسبت به تو سوءقصد نمی کردم و به طرف تو تیر پرتاب نمی نمودم!


کوروش گفت در قانون نوشته شده که اگر کسی سوءقصد کند و سوءقصد کننده به مقصود نرسد دستی که با آن می خواسته سوءقصد نماید باید مقطوع گردداما من فکر می کنم که هنگامی که به طرف من تیر انداختی با هر دو دست مبادرت به سوءقصد کردی و با یک دست کمان را نگاه داشتی و با دست دیگر زه را کشیدی. ارتب گفت همین طور است. کوروش گفت هر دو دست در سوءقصد گناهکار است و من اگر بخواهم تو را مجازات نمایم باید دستور بدهم که دو دستت را قطع نمایند ولی اگر دو دستت قطع شود دیگر نخواهی توانست نان خود را تحصیل نمایی، این است که من از مجازات تو صرفنظر می کنم.

ارتب که نمی توانست باور کند پادشاه ایران از مجازاتش گذشته، گفت ای پادشاه آیا مرا به قتل نخواهی رساند؟ کوروش گفت : نه. ارتب گفت ای پادشاه آیا تو دست های مرا نخواهی برید؟ کوروش گفت: نه. ارتب گفت من شنیده بودم که تو هیچ جنایت را بدون مجازات نمی گذاری و اگر یکی از اتباع تو را به قتل برسانند، به طور حتم قاتل را خواهی کشت و اگر او را مجروح نمایند ضارب را به قصاص خواهی رسانید. کوروش گفت همین طور است. ارتب پرسید پس چرا از مجازات من صرفنظر کرده ای در صورتی که من می خواستم خودت را به قتل برسانم؟ پادشاه ایران گفتبرای اینکه من می توانم از حق خود صرفنظر کنم، ولی نمی توانم از حق یکی از اتباع خود صرفنظر نمایم چون در آن صورت مردی ستمگر خواهم شد.

ارتب گفت به راستی که بزرگی و پادشاهی به تو برازنده است و من از امروز به بعد آرزویی ندارم جز این که به تو خدمت کنم و بتوانم به وسیله خدمات خود واقعه امروز را جبران نمایم. کوروش گفت من می گویم تو را وارد خدمت کنند.

از آن روز به بعد ارتب در سفر و حضر پیوسته با کوروش بود و می خواست که فرصتی به دست آورد و جان خود را در راه کوروش فدا نماید ولی آن را به دست نمی آورد. در آخرین جنگ کوروش که جنگ او با قبایل مسقند بود نیز ارتب حضور داشت و کنار کوروش می جنگید و بعد از آنکه موسس سلسله هخامنشی(کوروش بزرگ) به قتل رسید، ارتب بود که با ابراز شهامت زیاد جسد کوروش را از میدان جنگ بدر برد و اگر دلیری او به کار نمی افتاد شاید جسد موسس سلسله هخامنشی از مسقند خارج نمی شد و آنها نسبت به آن جسد بی احترامی می کردند، ولی ارتب جسد را از میدان جنگ بدر برد و با جنازه کوروش به پاسارگاد رفت و روزی که جسد کوروش در قبرستان گذاشته شد، کنار قبر با کارد از بالای سینه تا زیر شکم خود را شکافت و افتاد و قبل از اینکه جان بسپارد گفت : بعد از کوروش زندگی برای من ارزش ندارد. 

کوروش بزرگ یا کوروش کبیر(۵۷۶-۵۲۹ پیش از میلاد)، نخستین پادشاه و بنیان‌گذار دودمان هخامنشی است. شاه پارسی پادشاهی انسان دوست بود و از صفات و خدمات او بخشندگی‌، بنیان گذاری حقوق بشر، پایه‌گذاری نخستین امپراتوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن برده‌ها و بندیان، احترام به دین‌ها و کیش‌های گوناگون، گسترش تمدن و... شناخته شده‌ است.


Image result for ‫تصویر کوروش‬‎

ادامه مطلب را ازدست ندهید

خلیل صارمی نایینی «ناصر»


ادامه مطلب

طبقه بندی: کورش بزرگ، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی، شاعرو نویسنده معاصر، استاد نایینی، استاد ناصر، بنیانگذار سبک توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، داستان کوتاه، کورش کبیر،  
[ یکشنبه 1397/08/6 ] [ 08:30 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

Image result for ‫تصاویر متحرک خون‬‎

ای یوسف زهرا حسین

ای بر خلایـــــق برترین 
ای پرتو عــــــرش برین 
ای رشک جــبریل امین 
قرآن ناطــق،نفس دین 

                        ای یوسف زهـرا حسین 
                                                                                ای مرهم دل ها حسـین 
 
ای پرتو شـــبهای من
ای جنت الماءوای من
ای یوسف زهرای من 
ای سرور و آقــای من 
                
                        ای یوسف زهـرا حسین 
                                                                                  ای مرهم دل ها حسـین

روح من و ریحان من 
جان من و جانان من 
ای ناجی   ایمان من 
جانم فدایت جان من 
                                    
                         ای یوسف زهـرا حسین 
                                                                                  ای مرهم دل ها حسـین

نایینی (ناصر)

انّ الحُسین مصباح الهُدی و سفینة النجاة

Image result for ‫تصاویر متحرک خون‬‎

مثنوی 72بیت عاشورایی


شهید نینوا


امروز عالـم یكــسر اندر شــور و شــین است

از آســـمان عشـــق خــون می بارد امروز

روزی چــه روزی، سرخگـون از خون خورشید

***

هـــان ای زمین غمخانه سلطان دیـــن بـــاش

دیـــدی چـــه ها كردند با فرزند زهــرا (س)

از این همه ســنگین دلـــی اَلـلّهُ و اكـــــبر

در وادی" بــل هُم اَضـلّ" دور از شـــعورند

كـشتند فـــرزنـدان پــــاك مــصطفی را

دلــبند لــیلا را به خــاك و خون كشیدند

بــر فــرق نـــورانیِّ قاســـم تیغ رانـدند

عــــبّاس را آمـــاج تــــیر كـــینه كردند

جــرمش چــه؟وَالــلَّه بـردن مَشكی پر از آب

آنـــدم كه مُـــشتی آب جـــان تــشنگان بود

آن بـــا وفـــا را هر دو دست از تـــن فكندند

دیـــگر امـــیدش نا امـــیدی شد عــــلمدار

با سـر فـــرو افـــتاد و در خـون شد شناور

گـــفت ای علمدار خـــدا برخـــیز، برخـــیز

ای هـــر دو دست از تـــن جدا برخـیز ،برخیز

***

اینجا حـسین است و عــزیزان خفته در خاك

دیـــگر چــه جـانی مانــد و تابی پیكرش را

گـــفتا جـــوانان بـنی هـــاشــم كــجائید

وقـــتی كه دیگر اصـغرش را نیست تــابی

گـــوید من ای لشــكر اگر هـــستم گــنهكار

او را زِمـــن گـیرید و ســـیرابش نـــمائـید

خــوش چـــاره ای بر جــان بی تابش نمودند

***

هــــر لحظه آن روز داغــی بــود و دردی

دیگر حـــسین است و نه همراهی نه یــاری

بـــر جمع دونان تاخت آنــــدم هـمچو حیدر

از آن لعینان خــیل هابر خــــاك انــداخت

امــــا دگــر دســتان او را نـــیست جانی

كـردند جمعی قـــصد آن ســــلطان مظلوم

فـــریاد" هَلْ مِنْ ناصِرش" در دشـــت پــیچید

گــــفتا من ای لــشكر حـــسین ابن علیــم

این بـی گــناهان یـــادگاران رســولند

گــــر در مَـــرام و خــویتان از دین اثر نیست

امـــا تــو گویی كـَــر زمــادر زاده بودند

حــق را نمی دیـــدند زیـرا كــــور بودند

مـــصداق" صُـــمٌ  بـُكمْ" ایــن قـوم لعینند

در پــیش رو خـورشید را ایـــنان نـدیدند

دیـگر غــریب نـــینوا افـــتاده از پـــا

این خفته اندر خاك و خون جسم حسین است؟

این اســت آن نــوباوه زهــــرای اطــهر؟

جـــسم به خــــاك افتاده اش را ســر بریدند

اســب شـــقاوت بر تـــن پاكش دوانـــدند

در حـــیرتم از این هــمه درنـّــده خـویی

ای وای بــــر ما ،وای بــر ما،وای بــر مـا

***

ایــــنان مگر دردانـــه زهـرا نــبودنـــد

ناخــــوانده گر بــودند ایــنان اندر این دشت

این قــوم خود او را به سوی خویش خواندند

خواندند ســوی خـــــود امام و مـــقتدا را

از هــر چه گــــویی این لـعینان تیره رو تر

بـهر خــــوش آمد گوئــیش لشكر كشیدند

ای عاشـــقان فـــریاد ، وای از این مــصیبت

اكــنون كه انــــدر مـــاتم لــب تشنگانید

زان شــــه فــرو بـندم دگر این لحظه دم را

***

آتــش زدند از كــینه دل خـــیمه هـــا را

اهــل حـــــرم را طـــوق بر گردن فكندند

هـر جـا درنـــگی در مـیان راهشان بود

رخـــت اســیری كرد بر تــــن زیــنب زار

طــفلان معصومـــند و مـُـشتی داغــدیده

آل عــلی را خـارجی خـــواندند هــر جا

از حـال زیــنب زیـــن بـــلا اَلـلّهُ اعــلم

مــنزل به مــنزل با ســری بی تـن اسـیری

در این رســـالت قــاصـدی والاســت زینب

در بـــارگاه آن پـلیــد زشـــت كـــردار

در ذَمّ دونــان صــحبتی جــانانه كـــردند

امــا زســــوز ســـینه اش آگـاه كس نیست

او دیده هــفتاد و دو تــن در خــون تــپیده

داغ شــهید نـــینوا در ســینه اوســــت

بایــد كه با این كاروان هــــمراه بــودن

(ناصر ) تو هـــم در ماتـــم سلطان دین باش

شاید در آنجائـــیكه شـافی این شــــهانند




اَرض و ســـما در ماتـــم قــــتل حسین است

زخــمی عـظـیم و كـــهنه بر تـــن دارد امروز

خـورشــید بر بالای نـــی امـــروز تابیـد

***

چــــون آسـمان از این مصیبت شرمگین باش

با پــــاره جـــان و تن و دلبــند زهـــرا (س)

ایــنگونه از حــــق غافـــلی اَلــلّهُ اكـــبر

در عـــمق "كَالاَنـعام" ســرگردان و كـــورنـد

نــــور دو چــشمان عــــلیِ مرتــــضی را

شــبه پیــمبـر را چـــنین پیـــكر دریــدند

صد پــــاره جسمش كرده بر خاكش كــشاندند

ایــــنگو نه نــو آن كــینه دیــرینه كــردند

تا کـودكانی تـــشنه زان گـــردند ســــیراب

آبــی كه مَــهر مـــادر آن كـــودكان بــــود

مـَـشك پـــر آبش را به تــیری پاره كــردند

آبـــی نماند و تــشنه لـــب در خــیمه بسیار

انـــدر كـــنارش بـــا شــتاب آمد بــرادر

تركم مـــكن ای بــا وفـــا برخـــیز ،برخـیز

پشتــم شــكست از ایـــن بــلا برخـیز ،برخیز

***

یكجا فـــغانــــها از عــطش تا اوج افـــلاك

آنـــدم كه در خـــون دید جـــسم اكــبرش را

مـــن نـــاتوان از بــردن اویــم بـــیائــید

می گیرد او را روی دسـت از بـــهر آبــــی

جـُــرمش چه بـــاشد كوفیان این كــودك زار؟

رحمی به جــسم خُــرد و بی تابــش نـمائید

با تـــیر زهــر آلـوده ســیرابــش نــمودند

***

لَختی به ســوگی لــحظه ای دیــگر نــبردی

هـــر یاوری افتاده انــدر خـــون كــناری

گـــوئی عــلی شمشیر می زد بـــار دیــگر

از كشته هــاشان پشته ها در هر كجا ساخت

دیـــگر نــــماند از تشنگی او را تـــوانی

جــمعی به قـــصد خــیمه و طـفلان مــعصوم

كـــوه و زمــین و آســمان و عرش لـــرزید

امــروز انـــدر كـلّ عـالم مــن ولـــیّم

وَالـــلّه ایـــنان نــور چشمان بــتولند

از گــــوهر آزادگـی زیــــبنده تر چــیست؟

از ابـتدا با فــتنه و شــَــر زاده بــــودند

ره را نمــی جــستند زیـرا دور بـــــودند

الــحق" فـَــهُمْ لا یـَــعْقِلونـند" و پلــیدند

خــــورشید را این تـیره رویـــان سر بریدند

فریــاد و افـغان زین مصیبت وای بــر مـــا

این گشته از خون لاله گون جسم حسین است؟

این اســـت نــــور هر دو چــشمان پـیمبر؟

انگشت او از بـــــهر انگـشتر بـــریــدند

گــَــرد جـفا بر جـــسم صد چاكش فشاندند

این گــونه پــستی تا به این حـــدكینه جویی

چــونیم دیگر زیـن مـصیبت مانده برپـــا؟

***

یا یــــادگار كــــعبه و بــــطحا نـــبودند

انـــدر كـــجا بر مــیهمان اینگونه بگذشــت

خود نــــیز بـــین راه در خـــونش نــشاندند

آنــــگاه بشكستند هــر عـهد و وفــــا را

از وحــــشیان جـنگلی درّنـــده خــوتـــر

تــیغ جــــفا بر روی آن ســــرور كــشیدند

فــریاد ازایـــن بـــیداد ، وای از این مـصیبت

ســـیلاب خــون از دیــــده بر دامــن برانید

قـــدری بگـویم حالــــت اهــل حــرم را

***

كــردنــد نـــیكو خــــدمت آل عــبا را

ســیلی زدند و ظلــم بـــــی اندازه كـردند

در كـُــنج ویــران و خـرابی جایـــشان بود

ای دیـده چون دل اندر این غم خون فــرو بار

در این سـفر زیــنب چه تلــخی هـا چــشیده

آزارشــان دادند هــر جـــا گــاه و بــیگاه

در صــبر او بـــر دردهـا  اَلــلّهُ اعـــلم

هـــر جـــا بــیانی تـــند در اوج دلــیری

روشــــنگر اهـــداف عـاشــوراسـت زینب

او هــست وآن شــهزاده رنــجور و بــیمار

یكباره كـــاخ ظلـــمشان ویــرانه كــردند

هر ذرّه جـسم و جـــان زینب داغ و دردیست

او پــیكر عــبّاس را بــــی دســـت دیده

انــدوه دشــت كربــلا در سـینه اوســـت

ننگ اســت خواب و راحت و بی غــم غــنودن

از ایـن مــصیبت تا قـیامت دل غــــمین باش

بر آتـــش جـان تو هــم آبـــی فـشانند

التماس دعا

 (خلیل صارمی نایینی "ناصر")  دهم محرم الحرام 1428


ادامه مطلب

طبقه بندی: اشعار عاشورایی، 
برچسب ها: استاد نایینی، استاد ناصر، ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه، خلیل صارمی نایینی شاعر و نویسنده معاصر، استاد ناصر بنیانگذار سبک توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، شعر عاشورایی،  
[ یکشنبه 1397/07/15 ] [ 02:09 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر


[ سه شنبه 1397/06/13 ] [ 01:25 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]


·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

ولادت امام موسی کاظم علیه السلام
 بر شیعیان جهان مبارک باد


اسیر


تو ابتدای غزلهای ناب و شیرینی

 شکوه شعر و تغزّل ،تمام آئینی


منم  که گم شدم اندر میان تاریکی

بتاب بر من مسکین ،مرا نمیبینی؟


اسیر زلف کمندتورا رهایی نیست

خمید قامتم از این فشار و سنگینی


در این سیاهی شب نه همرهی نه دلیل

کجاست چشمه ی نوری و ماه سیمینی?


من آن شکوه دیار جنونم ای ساقی

به جرعه ای نکنی شاد ،جان مسکینی؟


اگر چه ناصرم و پادشاه شهر  غزل

تمام دار و ندارم زتوست، میبینی


خلیل صارمی نایینی (ناصر)


زلف

                                   


میلاد صارمی نایینی
                              




طبقه بندی: غزل ناب، 
برچسب ها: غزل ناب، حافظ، خلیل صارمی نایینی (ناصر) شاعر و نویسنده معاصر، استاد ناصر، ostadnaser، بنیانگذار ورزشهای رزمی در شرق اصفهان بزرگ، استاد نایینی،  
[ شنبه 1397/06/10 ] [ 02:43 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

بسم الله الرّحمن الرّحیم




دهه ولایت بر همگان مبارک



انّما ولیُکم الله و رَسوله و الّذین آمنوا الّذین یُقیمون الصلوة و


 یُؤتون الزکوة و هُم راکعون (سوره مائده آیه 55) 



محراب مسجد کوفه 

برگ سبز

        در دلم نـــــــیست جــز ولای عـــــلی          جـــان جمـــــله جهـــــــان فدای عــــــلی

       خــُــــــرّم آنكــس كه اوفــــــتد یك دم            بـــــر ســــرش ســــایه هُمــای عـ ــــلی

        آفـــــــــــــتاب ولایــــــت عــــــــالـــم           پـــــــــرتو حُســــن لافـــــــتای عــــــــلی

        زادگـــــــاهش حــــــریم بـــیت اللـّـــه          شــــد بــــنا كــــعبه از بـــــــرای عـــــلی

        بـــه خـــداونـــد جــــز خــدا و رســول           ذرّه ای نـــــــیســت مـــــــاورای عـــلی

        آسـمان و زمـــــین و آنــچه در اوسـ          ت زنـــــده از نــــــام جـــانـــفزای عــــلی

        ذوالــــــفقارش حــــــقیقــت قـــــاطع           ســركشــان مـــانــده در غَــزای عـــــلی

        نـصرت دیــــن نـمی شـــدی مـــــقدور          جــــز به دســــت گــره گـــشای عـــــلی

       خُــــفت در بـــــستر پــــــسر عــــمّـش            مـرحــــبا ! جــــرات و وفــــای عـــــلی

        در غــــــدیر خُــــــم آن نــــبی امــــین           گــــــفت از جـــانـــب خـــــــدای عـــــلی

        هــــــر كـــه مــــولای او مــــنم بایــــد           بـعد از ایـــن جـــویـد او رضـای عــــلی

        گـــــــفت مــــن دانــــم و خــــدا دانـــد          قــدر و شــــأن و مـــقام و جــای عــــلی

        تـــا اَبــــد راه رســــــتگـاری جُــــست           هـــر كه شــــد یـــار و آشـــنای عـــــلی

        آنــكه شــــد جـــرعــه نــوش این درگه          زنـــــده مـــی گــــردد از بـــقای عــــلی

        هـــــر فـــرو بـــسته بــــاز مـی گــردد           بـا سـر انـــگشت عـــــقل و رای عــــلی

        خــــاك تــــیره به حــــرمت نـــامـــش            مـــی شـــــود زَر زِ كــــیـمیـای عـــــلی

        مـــستمــندان و بـــــینـوایــــان بــــــین           بـــــر در خــــــانـــه و ســـرای عـــــلی

        مــــی دهــــد خــــاتــــم ســلـــیمانی               خـــوش بـــه حـــال گــدا گــدای عـــــلی

        نَـه بــــشر را بُــــوَد نـــه جِـنّ و مــلك            جــود بـــــی مِـــــثل و انــــتهای عــــلی

        كــی فــــرو مـــانـده بــاز مــی گـــردد            بـــــی نـــصیـب از در عـــــطای عــــلی

        درد هــــر دردمـــــند بـــــی درمــــان             خوب مـــــی گــــــردد از دوای  عـــــلی

        كـــــــودكــــان یــــــــتیم می دانــــند               اُلــــفت بــی حــــــد و صـــــفای عـــــلی

        كـــوفه مــــی دانـــد و مـــدیــنه و چـاه            نالــه هــای عـــــلی ، دعـــــای عـــــلی

        در غــــــم فــــاطـــــمه خـــــدا دانـــــد              شـرح هــــجران و گــریه هــای عــــلی

        راز تـــــــــنهایــــی ولـــــــی الــــلّـــه              تـــــیره شــــب دانـــد و خــدای عــــــلی

        در دل شــب هـــــنوز پـــیچیـده ســـت             یـا رب و یـــــارب و صـــــدای عـــــــلی

        بـــــشنود گـــــوش هر حـقیقت جــوی             هـــر زمان بـــانگ حـق ز نــای عـــــلی

        دل چـ ـو پــــروانــــه پَر كــشد هـر دم              مـست و دیــــوانــــه در هــوای عـــــلی

        كــــاش بــــودم مــــقیم خــــاك نــجف               تــــربــــت پــــاك و دلــــربــای عـــــلی

        دســــت خـالــــی نــــمی روم بـــر در              جـــان فـــشانم بــــه خــاك پــای عـــــلی

        ای خوش آنــــدم كه مـی شـود روشـن              ظـلـــمت قــــــبر از ضـــــــیای عـــــلی

        «برگ ســــبزیـست تــحفه درویــــش»              شـــعر مــــن كـــــی بُوَد رَوای عــــلی

        جـــــمله ی خـــــلق عــــالــــم امـــــكان               قــاصــــر از وصـف ماجـــرای عـــــلی

        تـا نَــــفَس مـانــده در تَــنَـــــت «ناصر»               هر زمان ، دم زن از ثــــنای عـــلی 

      خلیل صارمی نایینی «ناصر»

التماس دعا.


میلاد صارمی نایینی




طبقه بندی: برگ سبز، 
برچسب ها: شیر خدا، مولود کعبه، عید غدیر، استاد نایینی، استاد ناصر، بنیانگذار سبک توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، خلیل صارمی نایینی،  
[ سه شنبه 1397/06/6 ] [ 12:05 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙


 

امام هادی

شب نور و سرور آسمان است ***** نسیم سرمدی امشب وزان است


چه گویم ،مانده ام انگشت بر لب ***** زبانم قاصر ازشرح و بیان است


  امام هــــــادی آمد گل بپاشید *****  مدینه باز امشب میزبان است


      نثار مقدمت جانم ،امــــاما  *****  دلم دیوانه ی این آستان است


علـومت مظــهر علـــم لدنی *****   کلام تو طبیب جسم و جان است

 
صـبوری از تو می آمــوخت ایوب  *****  سلیمان از تو شاه انس و جان است
 


به روز حـشر در صحرای سوزان *****  عنایات تو همچون سایبان است
 


 سر و جانم فــدای نام هــادی *****  که مولا سرور کون و مکان است


خلیل صارمی نایینی (ناصر)


میلاد صارمی نایینی




طبقه بندی: ولادت امام هادی، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی، شاعرو نویسنده معاصر، ostadnaser، استاد نایینی، استاد ناصر، بنیانگذار سبک توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، ولادت امام هادی علیه السلام،  
[ یکشنبه 1397/06/4 ] [ 01:57 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

بسم الله النور


عید بر عاشقان مبارک باد

در مسلخ عشق جز نکو را نکشند 
روبه صفـتان زشت خو را نکشند 
گر عاشق صادقی زکشتن مهَراس 
مُردار بُوَد هــر‌آن‌که او را نکشند 
*****

یارب مددی که ما زنیـکان باشیم
 
همواره مرید شرع و قرآن باشیم 

شاید به عـنایت تو ای بنده نواز

ما نیز ذبیح عـید
 قربان باشیم 


خلیل صارمی نایینی (ناصر)
*****
کعبه دل


به راه کعبه شنیدم زقول رب جلیل
چنین به گوش محمد بگفت جبرائیل
طواف خسته دلی کن که کعبه خود سنگیست
که این خلیل بـنا کـرده آن خدای خلیل
اگر خراب کنی کعبه را گناهی نیست
به شرط آن که بناهای دل کنی تکمیل
ز راه دل به بهشت خـدا توانــــــی رفت
از این طریـق گذر نامه ای بـــکن تحصیل
جلال و مرتـبت آدمی به عاطـفت است
به قـدر عاطـتش هر کـسی شـود تجلیل
اگر امـان طلبی در طـریق ایـمان باش 
که نیـست در دل اهـل طریـــق بیم رحیل

*****
دعای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا تَوْفِیقَ الطَّاعَةِ وَ بُعْدَ الْمَعْصِیَةِ وَ صِدْقَ النِّیَّةِ وَ عِرْفَانَ الْحُرْمَةِ وَ أَكْرِمْنَا بِالهُدَى وَ الاسْتِقَامَةِ وَ سَدِّدْ أَلْسِنَتَنَا بِالصَّوَابِ وَ الْحِكْمَةِ وَ امْلَأْ قُلُوبَنَا بِالْعِلْمِ وَ الْمَعْرِفَةِ وَ طَهِّرْ بُطُونَنَا مِنَ الْحَرَامِ وَ الشُّبْهَةِ وَ اكْفُفْ أَیْدِیَنَا عَنِ الظُّلْمِ وَ السِّرْقَةِ وَ اغْضُضْ أَبْصَارَنَا عَنِ الْفُجُورِ وَ الْخِیَانَةِ وَ اسْدُدْ أَسْمَاعَنَا عَنِ اللَّغْوِ وَ الْغِیبَةِ وَ تَفَضَّلْ عَلَى عُلَمَائِنَا بِالزُّهْدِ وَ النَّصِیحَةِ وَ عَلَى الْمُتَعَلِّمِینَ بِالْجُهْدِ وَ الرَّغْبَةِ وَ عَلَى الْمُسْتَمِعِینَ بِالاتِّبَاعِ وَ الْمَوْعِظَةِ وَ عَلَى مَرْضَى الْمُسْلِمِینَ بِالشِّفَاءِ وَ الرَّاحَةِ وَ عَلَى مَوْتَاهُمْ بِالرَّأْفَةِ وَ الرَّحْمَةِ، وَ عَلَى مَشَایِخِنَا بِالْوَقَارِ وَ السَّكِینَةِ وَ عَلَى الشَّبَابِ بِالْإِنَابَةِ وَ التَّوْبَةِ وَ عَلَى النِّسَاءِ بِالْحَیَاءِ وَ الْعِفَّةِ وَ عَلَى الْأَغْنِیَاءِ بِالتَّوَاضُعِ وَ السَّعَةِ وَ عَلَى الْفُقَرَاءِ بِالصَّبْرِ وَ الْقَنَاعَةِ وَ عَلَى الْغُزَاةِ بِالنَّصْرِ وَ الْغَلَبَةِ وَ عَلَى الْأُسَرَاءِ بِالْخَلاصِ وَ الرَّاحَةِ وَ عَلَى الْأُمَرَاءِ بِالْعَدْلِ وَ الشَّفَقَةِ وَ عَلَى الرَّعِیَّةِ بِالْإِنْصَافِ وَ حُسْنِ السِّیرَةِ وَ بَارِكْ لِلْحُجَّاجِ وَ الزُّوَّارِ فِی الزَّادِ وَ النَّفَقَةِ وَ اقْضِ مَا أَوْجَبْتَ عَلَیْهِمْ مِنَ الْحَجِّ وَ الْعُمْرَةِ بِفَضْلِكَ وَ رَحْمَتِكَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ
خدایا،توفیق فرمانبرى،و دورى از نافرمانى،و درستى نهاد و شناخت واجبات را روزى ما بدار و ما را به هدایت و پایدارى گرامى دار،و زبانمان را به راستگویى و حكمت استوار ساز،و دلهایمان را از دانش و بینش پر كن،و شكمهایمان را از حرام و شبهه پاك فرما،و دستانمان را از ستم و دردى بازدار و دیدگانما را از ناپاكى و خیانت فرو بند،و گوشهایمان را از شنیدن بیهوده و غیبت ببند،و و بر دانشمندانمان زهد و خیرخواهى و بر دانش‏آموزان تلاش و شوق،و بر شنوندگان پیروى و پندآموزى،و بر بیماران شفا و آرامش،و بر مردگان‏ مهر و رحمت،و بر پیران متانت و آرامش،و بر جوانان بازگشت و توبه‏ و بر زنان حیا و پاكدامنى و بر ثروتمندان فروتنى و گشادگى،و بر تنگدستان شكیبایى‏ و قناعت،و بر جنگجویان نصر و پیروزى،و بر اسیران آزادى و راحتى،و بر حاكمان دادگسترى و دلسوزى،و بر زیردستان انصاف و خوشرفتارى تفضّل فرما،و حاجیان‏ و زیارت‏كنندگان را در زاد و خرجى بركت ده،و آنچه را بر ایشان از حج و عمره واجب كردى توفیق اتمام عنایت كن به فضل و رحمتت اى مهربان‏ترین مهربانان.

منبع :كفعمى در كتاب«مصباح»فرموده است:این دعاى حضرت مهدى(عج)است

میلاد صارمی نایینی



طبقه بندی: عید سعید قربان، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی « ناصر »، شاعر و نویسنده معاصر، عید سعید قربان، حضرت ابراهیم خلیل الله، حضرت اسماعیل ذبیح الله، استاد نایینی، استاد ناصر،  
[ سه شنبه 1397/05/30 ] [ 12:50 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

انّ الله و ملائکهُ یُصلّون علی النّبی یا ایها الّذین آمنو صلّو علیه و سلّمو تسلیما.

الّلهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد

برکات صلوات

صلوات برکات فراوانی را برای شخص بدنبال دارد که برکات صلوات را می توان به برکتهای دنیوی و اخروی تقسیم کرد.

 

در دنیا صلوات باعث برآورده شدن حاجت، ازدیاد مال، رفع فقر، بخشش گناهان، ادای قرض، خوشبو شدن، درمان فراموشی، رفع نفاق، نجات از سختی، تندرستی، خواب مقصود دیدن و درک امام قائم می شود.

 

برای اثبات برخی از موارد ذکر شده به کلام ائمه استناد می کنیم.

 

حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند «صلوات فرستادن، فقر

 را برطرف می کند  »

 

امام صادق علیه السلام می فرمایند: هر کس بعد از نماز صبح و نماز ظهر بگوید:

«اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم » (خدایا بر محمد و آلش درود بفرست و به فرجشان سرعت بخش) نخواهد مرد تا آن که امام قائم از خاندان پیغمبر علیه السلام را درک و به ملاقاتش نایل آید  ».

 

از دیگر برکات حائز اهمیت صلوات از بین رفتن گناهان است، چنانکه امام رضا به نقل از رسول خدا می فرمایند:«الصلاه علی و علی اهل بیتی تذهب بالنفاق» «صلوات و درود بر من و خاندان من ، نفاق را از بین می برد  ».

 

و اما برکات اخروی صلوات را می توان به پنج مرحله تقسیم کرد. ۱- عالم برزخ ۲- قیامت ۳- پل صراط ۴- جهنم ۵- بهشت.

احادیثی از نبی مکرم اسلام درفضیلت صلوات

هر کس بعد از هر نماز ده صلوات بر من بفرستد در بهشت با من است در حالیکه او را می بینم و صورتش مانند ماه شب چهارده می درخشد.

 

در قیامت نزدیک ترین مردم به من کسی است که بیشتر بر من صلوات بفرستد.

 

بر من بسیار صلوات بفرستید که صلوات بر من نوری در قبر، نوری در پل صراط و نوری در بهشت خواهد بود.

 

صلوات فرستادن، فقر را برطرف می نماید.

 

هر کس در روز جمعه هزار بار بر من صلوات بفرستد، فرشتگان همواره برای او آمرزش می طلبند.

 

آوای خود را به هنگام صلوات بر من بلند کنید که نفاق را از بین می برد.

 

هر کس در نوشته ای بر من درود بفرستد فرشتگان همواره برای او آمرزش می طلبند.

 

هر کس پایان سخنش صلوات بر من و علی (ع) باشد به بهشت وارد می شود.

 

صلوات بر من و خاندانم، نفاق و دورویی را از بین می برد.

 

هر کس بر من صلوات بفرستد، در قیامت او را شفاعت می کنم.


جهت بهره مندی از فیوضات  بیشتر صلوات و آشنایی با این ذکر عظیم  به قسمت پیوند های روزانه بخش آثار و برکات صلوات مراجعه نمایید.


التماس دعا.

میلاد صارمی نایینی  





طبقه بندی: آثار و بركالت صلوات، 
برچسب ها: آثار صلوات، برکات صلوات، برترین ذکر مستحب، دستور و تاکید قرآن به فرستادن صلوات، ذکر آسمانی، مشکل گشا، شفای دردها،  
[ دوشنبه 1397/05/29 ] [ 11:03 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

Image result for ‫شهادت امام باقر‬‎

سالروز شهادت امام محمد باقر ( علیه السلام )تسلیت باد

چگونگی شهادت امام باقر (ع) 

بدیهى است که هشام براى عملى ساختن توطئه خود، از نیروهاى مورد اطمینان خویش بهره جوید، از این رو ابراهیم بن ولید (16) را که عنصرى اموى و دشمن اهل بیت (ع) است به استخدام مى‏گیرد و او امکانات لازم را در اختیار فردى که از اعضاى داخلى خاندان على (ع) بشمار مى‏آید.
امام باقر (ع) پس از عمرى تلاش در میدان بندگى خدا و احیاى دین و ترویج‏علم و خدمات اجتماعى به جامعه اسلامى، در روز هفتم ماه ذو الحجه سال 114 (1) رحلت کرد.

در سال رحلت و شهادت آن حضرت آراى دیگرى نیز وجود دارد.دسته‏اى از مورخان سال 117 (2) و بعضى سال 118 (3) و گروه اندکى سالهاى 116 (4) و 113 (5) و 115 (6) و 111 (7) را یاد کرده ‏اند، اما بیشترین منابع تاریخى سال 114 (8) را متذکر شده‏اند.

منابع روایى و تاریخى علت وفات آن حضرت را مسمومیت دانسته‏اند، مسمومیتى که دستهاى حکومت امویان در آن دخیل بوده است. (9)

از برخى روایات استفاده مى‏شود که مسمومیت امام باقر (ع) به وسیله زین آغشته به سم، صورت گرفته است، به گونه‏اى که بدن آن گرامى از شدت تأثیر سم‏بسرعت متورم گردید و سبب شهادت آن حضرت شد. (10)

در این که چه فرد یا افرادى در این ماجراى خائنانه دست داشته‏اند، نقلهاى روایى و تاریخى از اشخاص مختلفى نام برده‏اند.

بعضى از منابع، شخص هشام بن عبد الملک را عامل شهادت آن حضرت دانسته‏اند. (11)

بخشى دیگر، ابراهیم بن ولید را وسیله مسمومیت معرفى کرده‏اند. (12)

برخى از روایات نیز زید بن حسن را که از دیر زمان کینه‏هاى عمیق نسبت به امام باقر (ع) داشت، مجرى این توطئه به شمار آورده‏اند. (13)

به طور مسلم وفات امام باقر (ع) در دوران خلافت هشام بن عبد الملک رخ داده است، (14) زیرا خلافت هشام از سال 105 تا سال 125 هجرى استمرار داشته، و آخرین سالى که مورخان در وفات امام باقر (ع) نقل کرده‏اند 118 هجرى مى‏باشد. (15)

با این که نقلها بظاهر مختلف است، اما با اندکى تأمل در منابع روایى و تاریخ، بعید نمى‏نماید که همه آنها به گونه‏اى صحیح باشد زیرا عامل شهادت آن حضرت لازم نیست یک نفر باشد بلکه ممکن است افراد متعددى در شهادت امام باقر (ع) دست داشته‏اند که هر روایت و نقل، به یکى از آنان اشاره کرده است.

با توجه به برخوردهاى خشن و قهر آمیز هشام با امام باقر (ع) و عداوت انکار ناپذیر بنى امیه با خاندان على (ع) شک نیست که او در از میان بردن امام‏باقر (ع) ـ اما بشکلى غیر علنى ـ انگیزه‏اى قوى داشته است.

بدیهى است که هشام براى عملى ساختن توطئه خود، از نیروهاى مورد اطمینان خویش بهره جوید، از این رو ابراهیم بن ولید (16) را که عنصرى اموى و دشمن اهل بیت (ع) است به استخدام مى‏گیرد و او امکانات لازم را در اختیار فردى که از اعضاى داخلى خاندان على (ع) بشمار مى‏آید و مى‏تواند در محیط زندگى امام باقر (ع) بدون مانع راه یابد و کسى مانع او نشود، قرار دهد، تا به وسیله او برنامه خائنانه هشام عملى گردد و امام به شهادت رسد.

امام باقر (ع) این چنین به شهادت رسید و به ملاقات الهى شتافت و در بقیع، کنار مرقد پدر بزرگوارش امام سجاد (ع) و عموى پدرش حسن بن على (ع) مدفون گشت. (17)
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پى‏نوشت‏ها:

1 ـ فرق الشیعة 61، اعلام الورى به جاى ماه ذو الحجة، ماه ربیع الاول را یاد کرده است .ر ک: ص .259

2 ـ تاریخ یعقوبى 2/320، تذکرة الخواص 306، الفصول المهمة 220، اخبار الدول و آثار الاول 11، اسعاف الراغبین 195، نور الابصار، مازندرانى 66 و...در بسیارى از این منابع، مطلب به صورت «قیل» یاد شده است.

3 ـ کشف الغمة 2/322، وفیات الاعیان 4/174، تاریخ ابى الفداء 1/248، تتمة المختصر 1/248، اعیان الشیعة 1/ .650

4 ـ المختصر فى اخبار البشر 1/203، تتمة المختصر 1/ .248

5 ـ مرآة الجنان 1/ .247

6 ـ کامل ابن اثیر 5/ .180

7 ـ مآثر الانافة فى معالم الخلافة 1/ .152

8 ـ طبقات الکبیر 5/238، اصول کافى 2/372، تاریخ قم 197، ارشاد مفید 2/156، دلائل الامامة 94، تاج الموالید 118، مناقب 4/210، سیر اعلام النبلاء 4/409، الانوار البهیة 126، تاریخ ابن خلدون 2/23، عمدة الطالب 137، شذرات الذهب 1/149، و...

9 ـ الصواعق المحرقة 210، احقاق الحق 12/154، اسعاف الراغبین بهامش نور الابصار 254، مثیر الاحزان، جواهرى .244

10 ـ الخرائج و الجرائح، راوندى 2/604، مدینة المعاجز 349، بحار 46/329، مستدرک الوسائل 2/ .211

11 ـ مآثر الانافة فى معالم الخلافة 1/152، مصباح کفعمى .522

12 ـ سبائک الذهب 74، دلائل الامامة 94، مناقب ابن شهر آشوب 4/210، الفصول المهمة 220، الانوار البهیة .126

13 ـ منابع یاد شده در پاورقى شماره .1

14 ـ تاریخ یعقوبى 2/320، مروج الذهب 3/219، الانوار البهیة 126، اعیان الشیعة 1/ .650

15 ـ در کتاب اخبار الدول و آثار الاول ص 111 شهادت امام باقر (ع) در خلافت ابراهیم بن ولید دانسته شده است، ولى چنان که توضیح داده شد وفات آن حضرت در خلافت هشام بوده و ابراهیم بن ولید مى‏توانسته است از مجریان نقشه هشام به شمار آید.

16 ـ ابراهیم بن ولید بن عبد الملک، بعدها در سال 129، به خلافت رسید، ولى خلافتش دیرى نپایید و پس از هفتاد روز کشته شد.ر ک: تاریخ الخلفاء، سیوطى .254

17 ـ فرق الشیعة 61، اصول کافى 2/372، ارشاد مفید 2/156، دلائل الامامة 94، اعلام الورى 259، کشف الغمة 2/327، تذکرة الخواص 306، مصباح کفعمى 522، شذرات الذهب 1/149 و...

از برخى منابع استفاده مى‏شود که آن حضرت، هنگام رحلت در شهر مدینه نبوده است، بلکه در محلى به نام حمیمه از روستاهاى نواحى مکه یا شام بوده، پس از شهادت، آن گرامى را به مدینه منتقل کرده‏اند.

ر ک: وفیات الاعیان 4/174، المختصر فى اخبار البشر 1/203، احقاق الحق 12/ .152

میلاد صارمی نایینی



برچسب ها: خلیل صارمی نایینی (ناصر) شاعر و نویسنده معاصر، استاد ناصر، ostadnaser، بنیانگذار ورزشهای رزمی در شرق اصفهان بزرگ، استاد نایینی، امام باقر علیه السلام(باقر العلوم)،  
[ شنبه 1397/05/27 ] [ 09:13 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

ماجرای ازدواج حضرت علی و حضرت فاطمه از زبان امام رضا علیهم السلام

پرده‌ی اول؛ علی: دل من

تصمیم به ازدواج گرفته بودم ولی جرأت نمی‌کردم این مطلب را به سرورم بگویم، اما شب و روز در فکر آینده‌ی خود بودم، تا اینکه یك روز كه پیش حبیبم بودم به من گفت: علی جان! با ازدواج چطوری؟ من كه سرم پایین بود، زیر چشمی می‌دیدم كه پیامبر چه لذت پدرانه‌ای می‌برند از اینكه به دامادی من فكر می كند. با خجالت، آهسته گفتم: رسول خدا خود داناتر است.  اما دلم عین سیر و سركه می‌جوشید، نگران بودم. آخر من دلم را به ناز دلبری باخته بودم و می‌ترسیدم كه حضرت كسی دیگری را به من پیشنهاد دهد. در قبیله ما، قریش، دختر كم نبود، اما آنكه دل مرا برده بود از آنان نبود. نگران بودم.

پرده‌ی دوم؛ باز هم علی: خبر آمد خبری در راه است

نفهمیدم چه شده بود که گفتند حبیبت با تو كار دارد.  او جان من بود كه تا ندایش به گوش می‌رسید لبیك من به سوی او پرّان می‌شد. اما اینبار دلم كمی می‌لرزید انگار چیزی فهمیده بود. خودم را به خانه امّ‌سلمه رساندم ، تا چشم پیامبر به من افتاد از جا كنده شده و دستهایش را گشود به سوی من آمد. من كه بُهتم برده بود. چقدر پیامبر خوشحال بود! چشمانش برق می زد و چنان می‌خندید كه دندانهای نازش پیدا بود، و من همچنان بهت زده بودم كه گفت: علی جانم! مژده بده! مژده! . گفتم سرورم خیر است انشاالله، اول بگویید چه شده! همچنانكه مرا به سینه‌ی خود فشار می‌داد و می‌خندید گفت: خدا ازدواج تو را که فکر مرا مشغول کرده بود خود به عهده گرفت.

مرا می‌گویی! پاهایم سست شد! پر از شور و تشویش. دیگر صبر نداشتم. ماجرا چیست؟ من بی دلم.

پرده‌ی سوم؛ حبیب خدا:  در آسمان

نشسته بودم كه دوست آسمانی من، جبرئیل،  با شاخه‌های سنبل و میخك (قَرَنفُل) نزد من آمد و آنها را به من داد، من آن دو را گرفتم و بوییدم و گفتم: دسته گل به چه مناسبتی است؟ دوستم گفت: مگر خبر نداری ؟ میخكخداوند حوران بهشت را امر فرموده که تمام فردوس را تزیین كنند، به بادهای بهشتی هم دستور داده تا با بوی انواع عطر بوزند، و حورالعین را به خواندن سوره‌های «طه» ، «یاسین» ، «شوری» و... امر فرمود، و به یک ... .

جبرئیل هم ذوق زده و یك نفس، با آب و تاب مشغول تعریف بود اما من هنوز جوابم را نگرفته بودم . این همه بریز و بپاش برای چه؟ مگر عروسیه؟! در این فكرها بودم كه دوستم گفت: خدا به جارچی بهشت گفته كه جار بزند: ای پریان من! ای بهشتیان جمع شوید كه اینجا جشن عروسی است! فاطمه را عروس علی كردم. علی به دلبرش رسید، آخر آنها دل داده‌ی هم بودند... . جبرئیل همچنان داشت تعریف می‌كرد. اما من وقتی این را شنیدم ناگاه به شوق از جا پریدم و خدا را شكر گفتم. بنازم به تو ای خدای خوب من كه چه خوب در و تخته را به هم جور می‌كنی. خودم را جمع كردم كه ببینم دیگر چه خبر بوده. دوست آسمانیم گفت: خداوند تبارک و تعالی به راحیل، آ ن پری خوش كلام و خوش صدا، امر فرموده که خطبه بخواند.

پرده‌ی چهارم؛ راحیل:  قرار عاشقیفرشته

من هم مثل همه پر از شور بودم و تصمیم داشتم كه خطبه‌ی این دو عاشق را به زیباترین شكل بخوانم، خطبه‌ای ماندگار. من چقدر خوشبخت بودم خطبه‌ی زهرا و علی را می‌خواندم. همه ساكت بودند و من گلواژه‌های ادبستان عاشقی را بر هم می‌تنیدم. همه ساكت بودند و به من گوش می‌دادند. تا آنكه من با صلواتی به حبیب خدا كلامم را تمام كردم كه خِتامش به مِسك باشد. به شور این پیوند و اتمام خطبه همهمه‌ای به پا شد كه ناگاه آن خدا به ندایی گفت: «ای حوریان بهشت من! به علی بن ابی طالب حبیب محمّد، و فاطمه دختر محمّد تبریک بگویید. من برای آنان خیر و برکت قرار دادم». خاضعانه به درگاه خداوند عرض كردم: پروردگار من، برکت تو بر آن دو بیشتر از آنچه ما در بهشت دیدیم نیست؟ خداوند، بنده نوازانه فرمود: ای راحیل! از جمله برکت من بر آن دو این است که آنان را بر محبّت خودم، با هم همراه می‌کنم و حجّت خود بر مردم قرارشان می‌دهم، و قسم به عزّت و جلالم که از آن دو، فرزندانی بوجود خواهم آورد که در زمین گنجینه‌داران معادن حکمت من باشند.

 

پرده‌ی پنجم؛ علی: شكرانه

من به عشقم رسیده بودم و بسان موج به ساحل رسیده آرام بودم. و تنها آنچه باید می‌كردم افتادن به پای كسی بود كه پیوند دهنده‌ی دلهاست. این بود كه بیدرنگ و متواضعانه، از صمیم دل زبان گشودم كه: «رَبِّ اَوزِعنی اَن اَشکُرَ نِعمتَکَ التی اَنعمتَ عَلَیَّ» پروردگارا! مرا بر آن‌ دار که شکر نعمتی که به من دادی، به ‌جای آرم (نمل: 19)

حبیبم نیز دعای مرا آمین گفت .

حلقه

پرده‌ی ششم؛ پیامبر: راز ناز

رازی در دلم بود كه باید به علی می‌گفتم. او باید می‌دانست كه چقدر برای من و دخترم عزیز است. صدایش كردم و به او گفتم: علی جانم! بزرگانی از قریش در مورد ازدواج فاطمه با تو مرا سرزنش کردند و گفتند: ما او را از تو خواستگاری کردیم ولی او را به ما ندادی، بلکه به عقد علی در آوردی، من هم به آنان گفتم: قسم به خدا، من این کار را نکرده‌ام، خداوند او را به شما نداد و به عقد علی در آورد، جبرئیل بر من نازل گشت و گفت: ای محمّد! خداوند- جل جلاله- می‌فرماید: اگر علی را خلق نکرده بودم، برای دخترت فاطمه، در روی زمین، از آدم تا خاتم، کفو وهمتایی نبود. آری تو همسر زهرایی. جز تو كسی در قد زهرا نبود. جز تو كه می‌تواند نیمه‌ی زیبنده‌ی زهرا باشد؟ كه می‌تواند پدر حسنین باشد؟ دوستت دارم علی جان!

پرده‌ی هفتم؛ من: خوشه‌های پند

 من وارد صحنه می‌شوم. چراغها روشن می‌شود. هنوز گونه‌ تماشاچیان به تب این نمایش گرم است و چشمها خیره. وسط صحنه می‌ایستم و شروع می‌كنم:بركت

سلام

به شما شاهدان این پیوند آسمانی، تبریك می‌گویم.

سوالی از شما می‌پرسم: كجای این داستان زندگی و دنیای رنگ باخته‌ی من و تو را نقش می‌زند؟

چند دقیقه‌ای بر جای خود بنشینید. و همچنان كه به این آیات گوش می كنی، ببین علی و زهرا كه حجت برای تو هستند ماجرای ازدواجشان چه درسی برای تو دارد؟

من از خودم شروع می‌كنم. درسی كه من گرفتم اینها بود:

1- زن و شوهر باید كفو هم باشند. و كفویت یعنی همان همسری. یعنی قد و قوارشان یكی باشد. قدیمیها می‌گفتند كبوتر با كبوتر ... . این همسری و هم شأنی در همه چیز است در تیپ، در خانواده، در دارایی، در تحصیلات و در... . دیدید چقدر بعضی زن و شوهرها نا متوازنند؟

2- نتیجه‌ی ازدواج فرزند است. خدا علی و زهرا به هم رساند تا حسن و حسین از دامن آنان برآیند. چقدر این نكته مهم است و چقدر ما به آن بی توجه. در انتخاب همسر دقت كنیم و ببینیم فرزندمان از ریشه‌ی كه شیره ‌می خورد و در دامان كه پرورده می‌شود. خلاصه آنكه ما نیمه ی سیبی هستیم كه سراغ نیمه‌ی دیگر گم شده‌ایم. باید حواسمان باشد كه به كه می‌چسبیم!


كامتان به نام علی و همسرش،همواره شیرین بادا

میلاد صارمی نایینی




طبقه بندی: ازدواج علی و فاطمه، 
برچسب ها: ازدواج حضرت علی و حضرت فاطمه علیهما السلام، خلیل صارمی نایینی (ناصر)، ostadnaser، بنیانگذار کونگ فو توآ در مناطق شرق اصفهان، از پیشکسوتان کونگ فوی استان اصفهان،  
[ یکشنبه 1397/05/21 ] [ 09:00 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

نتیجه تصویری برای شهادت امام جواد


شهادت حضرت جواد الائمه علیه السلام بر

 امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف

 وآقاعلی بن موسی الرضا علیه السلام

 و عموم شیعیان تسلیت باد


میلاد صارمی نایینی



برچسب ها: بنیانگذار ورزش باستانی و کشتی در منطقه جرقویه، خلیل صارمی نایینی (ناصر)، جانباز شیمیایی دفاع مقدس، شیر زنان نینجای ایران، استاد ناصر، استاد نایینی بنیانگذار کونگ فو توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، کونگ فو توآ ورزش اصیل ایرانی،  
[ شنبه 1397/05/20 ] [ 12:00 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

بسم رب النور


امام رضا


پر می کشد دلم به سوی تو یا ثامن الحجج

خواهم شوم مقــــیم کوی تو یا ثامن الحجج


ولادت امام هشتم ثامن الحجج علیه السلام بر شیفتگان حضرتش مبارک باد



ضامن آهو

السلام ای ضامن آهوی من

ای شکوه نغمه یا هوی من

پر زند مرغ دلـــم تا کوی تو

ای تو نوردیده بی سوی من


امشب این مرغ دلم شد سوی طوس 
ای امام المــــتقین شمس الشموس 
کـن قبـــولم ای شه مـــهمان نواز 
آمــدم با ســر به سویت پای بوس


.....

اشعار از خلیل صارمی نایینی (ناصر)


از مدینه تا مرو صدای هلهله فرشته ها زمین را به بازی گرفته بود آسمان ایستاده بود و خدا آفرینش خویش را تماشا می كرد. به گهواره اش كهكشانها را تكان بده كه زمین را یارای ایستادن نیست.

كیست اینكه نامش را علی می گویند و كنیه اش را ابوالحسن؟ كودكی كه مدینه را منور می كند و توس را به بركت گامهایش پایتخت شیعیان جهان .

ای معصوم تر از نگاه باران! آسمان مدینه را به شهر ما هدیه كرده‌ای و عشق را برای ما به ارمغان آورده‌ای می ستایم قدمگاهت را كه …

هفت طاق آسمان را به ضرب می كشانم و ماه را برای دف زدن پایین می كشم. اینها هنوز ابتدای جنون من است كه عاشقانه كلمات را به بند می كشم و رگهای منجمد خیال را در كوچه های نیشابور به قلمدانهای مرصع سوگند می دهم.

بی بهانه نوشتن سخت است و بهانه ای كه تو باشی را نوشتن سخت تر .

چگونه بخوانم اسم اعظم تو را كه نه خورشید برای بودن اندازه می شود و نه ماه برای زیباییت تمثیل .

چگونه طواف كنم آسمانت را كه بهشت را در زمین آورده است و ماهتاب ،‌گوشه كلاهی است كه سر زائرانت را به سجده می‌رساند. نه در هیئت انسان كه آهو شده‌ام. با دستهای ملتمس كه صیادی بیاید و مرا به شما برساند.

ای سر سلسله همه كوههای بلند ، آیا زمین جز به نام تو خواهید چرخید كه عشق را در رگهای انگور می كشانی و زندگی را به خوشه های طلایی چیزی كه نمی دانم می آویزی.

آه ای ابراهیم بزرگ ، خلیل بازوانت را به چشمهای بت زده ام بچرخان تا ناز نگاه تو طلسم خدایان كهنه را بشكند و آسمان هنوز كلمه ای است كه نگاهم را به بالا می كشد و خدای اگر نبود ، كدام عشق را بهانه زندگی می كردیم و آه از تنهایی كسانی كه تو را نمی شناسند.


بخش عترت و سیره تبیان


کلیپ آمدم ای شاه ...



ارمغان حجاز


آقا جون امام رضا هر جا میرم

پُره از کبوترای حرمت

سفره تو پهنه آقای کریم

قربون این همه فضل و کرمت

***

تو غریب نیستی آقا بیا بقیع

اینجا مادرت غریبه آقا جون

باقر و صادق و سجاد و حسن

غریبن توی مدینه آقا جون

***

سر سفره عــــــلی نشسته اند

همه ناسپاس و کورند و کرند

گر چه کوفه بی وفاست امام رضا

به خدا اینا ز کوفی بدترند


تابستان 91 مدینه النبی

خلیل صارمی نایینی « ناصر»


میلاد صارمی نایینی




طبقه بندی: ولادت ثامن الحجج علیه السلام، 
برچسب ها: ولادت امام رضا، امام سجاد علیه السلام، خلیل صارمی نایینی، شاعرو نویسنده معاصر، ostadnaser، امام حسن علیه السلام امام باقر علیه السلام امام صادق علیه السلام، استاد نایینی،  
[ دوشنبه 1397/05/1 ] [ 12:00 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
بسم رب النور

حضرت معصومه علیهاالسلام

شناسنامه حضرت فاطمه معصومه علیها السلام

نام مقدس: ‌فاطمه كبری

لقب شریف: ‌معصومه علیهاالسلام

پدر بزرگوارش: ‌حضرت موسی بن جعفر علیه‌السلام

مادر گرامی اش: حضرت نجمه خاتون

ولادت باسعادت: ‌اول ذیقعده الحرام 173 هـ.ق

محل ولادت: ‌مدینه منوّره

ورود به قم: 23 ربیع‌المولود (ربیع الاول) 201 هـ.ق

هدف از مسافرت: ‌دیدار برادر خود ‌علی بن موسی الرضا علیه‌السلام كه در خراسان بود.

رحلت یا شهادت جانگداز: دهم ربیع‌الثانی 201 هـ.ق (بنا به قول معتبر)

سنّ مبارك: 28 سال

محل عبادتش در قم: بیت‌النّور (واقع در میدان میر «قم»)

پاداش زیارت آن حضرت: بهشت برین

·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

روز دختر بر همه دختران ایران زمین مبارک


تقدیم به همه دختران نجیب آریایی


تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری چهارم www.pichak.net كلیك كنید


·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

دختر با محبت


ﺩﺭ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺻﺒﺢ ﻋﺮﻭﺳﯽ ، ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﺗﻮﺍﻓﻖﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺑﺎﺯ ﻧﮑﻨﻨﺪ.


ﺍﺑﺘﺪﺍ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﭘﺴﺮ ﺁﻣﺪﻧﺪ،ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ،ﺍﻣﺎ ﭼﻮﻥ ﺍﺯ ﻗﺒﻞ ﺗﻮﺍﻓﻖ ﮐﺮﺩﻩ 

ﺑﻮﺩﻧﺪ ، ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻧﮑﺮﺩند.

 

ﺳﺎﻋﺘﯽ ﺑﻌﺪ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﺩﺧﺘﺮ ﺁﻣﺪﻧﺪ.ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ.

ﺍﺷﮏ ﺩﺭﭼﺸﻤﺎﻥ دختر ﺟﻤﻊ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻝ ﮔﻔﺖ:ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﻢ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﮐﻪ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﭘﺸﺖ ﺩﺭ 

ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺭﺍ به ﺭﻭﺷﻮﻥ ﺑﺎﺯﻧﮑﻨﻢ.

 

ﺷﻮﻫﺮ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﮕﻔﺖ ، ﻭ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺮﻭﯾﺸﺎﻥ ﮔﺸﻮﺩ.ﺍﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺭﺍ ﭘﯿﺶ ﺧﻮﺩﺵ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺖ.

 

ﺳﺎﻟﻬﺎ ﮔﺬﺷﺖ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﭼﻬﺎﺭ ﭘﺴﺮ ﺩﺍﺩ. اما ﭘﻨﺠﻤﯿﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪﺷﺎﻥ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻮﺩ.ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮﻟﺪ ﺍﯾﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪ ، 

ﭘﺪﺭ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺷﺎﺩﯼ ﮐﺮﺩ ﻭ ﭼﻨﺪ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺭﺍ ﺳﺮ ﺑﺮﯾﺪ ﻭ ﻣﯿﻬﻤﺎﻧﯽ ﻣﻔﺼﻠﯽ ﺩﺍﺩ.


ﻣﺮﺩﻡ ﻣﺘﻌﺠﺒﺎﻧﻪ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ:ﻋﻠﺖ ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﺷﺎﺩﯼ ﻭ ﻣﯿﻬﻤﺎﻧﯽ ﺩﺍﺩﻥ ﭼﯿﺴﺖ ؟ ﻣﺮﺩ ﺑﺴﺎﺩﮔﯽ ﺟﻮﺍﺏ 

ﺩﺍﺩ: ﺍﯾﻦ ﻫﻤاﻥ ﮐﺴﯿست ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺮﻭﯾﻢ ﺑﺎﺯ ﻣﯿﮑﻨد.




میلاد صارمی نایینی




طبقه بندی: ولادت فاطمه معصومه سلام الله علیها، 
برچسب ها: ولادت فاطمه معصومه سلام الله علیها، خلیل صارمی نایینی، شاعرو نویسنده معاصر، ostadnaser، استاد نایینی، استاد ناصر،  
[ شنبه 1397/04/23 ] [ 10:08 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
بسم رب الشهدا و الصدیقین

 السلام علیک یا ابا صالح المهدی

 آجرک الله یا بقیة الله فی مصیبته جدک



از داغ تو شد جهان عزادار

اى مهر تو بهترین علایق

جان‎ها به زیارت تو شایق

ما را نبود به جز خیالت

یارى خوش و همدمى موافق

بیمارى روح را دوا نیست 

جز مهر تو اى طبیب حاذق

اى نور جمال كبریائى

اى نور تو زینت مشارق

روزی كه دمید نور خلقت

رخسار تو بود صبح صادق

از جلوه تو تبارك الله

فرمود به خلقت تو خالق

حسن تو خود از جمال زهراست 

اى زاده بهترین خلایق

بر تخت كمال و تاج عصمت

آخر كه بود به جز تو لایق

تفسیر كمال ایزدى بود

 گفتار تو اى امام صادق

باشد سخن تو جاودانى 

بوده است چو با عمل مطابق

افسوس شدى شهید، آخر

 از حیله ناکسی منافق

از داغ تو شد جهان عزادار

 زیرا به تو عالمى است عاشق

ماتم زده‎ایم و غم چو دریاست

دل‎ها همه چون شكسته قایق

 

"حسان"


میلاد صارمی نایینی




طبقه بندی: شهادت امام صادق علیه السلام، 
برچسب ها: امام صادق علیه السلام، امام حسین علیه السلام، امام سجاد علیه السلام، عباس قمر بنی هاشم علیه السلام، خلیل صارمی نایینی، شاعرو نویسنده معاصر، استاد نایینی بنیانگذار کونگ فو تو آد در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60،  
[ یکشنبه 1397/04/17 ] [ 02:03 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
به نام خدا

عید بر عاشقان مبار ک باد

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت

صد شکر که این آمدوصد حیف که آن رفت



عید سعید فطر

عید فطر یكى از دو عید بزرگ در سنت اسلامى است كه درباره آن احادیث و روایات بیشمار وارد شده است. مسلمانان روزه دار كه ماه رمضان را به روزه دارى به پا داشته و از خوردن و آشامیدن و بسیارى از كارهاى مباح دیگر امتناع ورزیده اند، اكنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستین روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند می‏طلبند، اجر و پاداشى كه خود خداوند به آنان وعده داده است.

امیرالمؤمنین على(علیه السلام) در یكى از اعیاد فطر خطبه ‏اى خوانده ‏اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بیم داده ‏اند.

خطبه امیرالمومنین على بن ابى طالب علیه السلام یوم الفطر فقال: ایها الناس! ان یومكم هذا یوم یثاب فیه المحسنون و یخسر فیه المبطلون و هو اشبه بیوم قیامكم، فاذكروا بخروجكم من منازلكم الى مصلاكم خروجكم من الاجداث الى ربكم و اذكروا بوقوفكم فى مصلاكم و وقوفكم بین یدى ربكم، و اذكروا برجوعكم الى منازلكم، رجوعكم الى منازلكم فى الجنه.

عباد الله! ان ادنى ما للصائمین و الصائمات ان ینادیهم ملك فى آخر یوم من شهر رمضان، ابشروا عباد الله فقد غفر لكم ما سلف من ذنوبكم فانظروا كیف تكونون فیما تستانفون (1)

اى مردم! این روز شما روزى است كه نیكوكاران در آن پاداش می‏گیرند و زیانكاران و تبهكاران در آن مایوس و نا امید می‏گردند و این شباهتى زیاد به روز قیامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جایگاه نماز عید شدن به یاد آورید خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ایستادن در جایگاه نماز به یاد آورید ایستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت‏به سوى منازل خود، متذكر شوید بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت‏برین، اى بندگان خدا، كمترین چیزى كه به زنان و مردان روزه‏دار داده می‏شود این است كه فرشته‏اى در آخرین روز ماه رمضان به آنان ندا میدهد و می‏گوید:

«هان!بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشته ‏تان آمرزیده شد، پس به فكر آینده خویش باشید كه چگونه بقیه ایام را بگذرانید.»

عارف وارسته ملكى تبریزى درباره عید فطر آورده است: «عید فطر روزى است كه خداوند آن را از میان دیگر روزها بر گزیده است و ویژه هدیه بخشیدن و جایزه دادن به بندگان خویش ساخته و آنان را اجازه داده است تا در این روز نزد حضرت او گرد آیند و بر خوان كرم او بنشینند و ادب بندگى بجاى آرند، چشم امید به درگاه او دوزند و از خطاهاى خویش پوزش خواهند، نیازهاى خویش به نزد او آرند و آرزوهاى خویش از او خواهند ونیز آنان را وعده و مژده داده است كه هر نیازى به او آرند، بر آوره و بیش از آنچه چشم دارند به آنان ببخشند و از مهربانى و بنده‏ نوازى، بخشایش و كارسازى در حق آنان روا دارد كه گمان نیز نمی‏برند.»(2)

روز اول ماه شوال را بدین سبب عید فطر خوانده ‏اند كه در این روز، امر امساك و صوم از خوردن و آشامیدن برداشته شده و رخصت داده شد كه مؤمنان در روز افطار كنند و روزه خود را بشكنند فطر و فطر و فطور به معناى خوردن و آشامیدن، ابتداى خوردن و آشامیدن است و نیز گفته شده است كه به معناى آغاز خوردن و آشامیدن است پس از مدتى از نخوردن و نیاشامیدن. ابتداى خوردن و آشامیدن را افطار می‏نامند و از این رو است كه پس از اتمام روز و هنگامى كه مغرب شرعى در روزهاى ماه رمضان، شروع مى‏شود انسان افطار می‏كند یعنى اجازه خوردن پس از امساك از خوردن به او داده مى‏شود.

عید فطر داراى اعمال و عباداتى است كه در روایات معصومین(ع) به آنها پرداخته شده و ادعیه خاصى نیز آمده است.

از سخنان معصومین(ع) چنین مستفاد می‏شود كه روز عید فطر، روز گرفتن مزد است. و لذا در این روز مستحب است كه انسان بسیار دعا كند و به یاد خدا باشد و روز خود را به بطالت و تنبلى نگذراند و خیر دنیا و آخرت را بطلبد.

و در قنوت نماز عید می‏خوانیم:

«... اسئلك بحق هذا الیوم الذى جعلته للمسلمین عیدا و لمحمد صلى الله علیه و آله ذخرا و شرفا و كرامة و مزیدا ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تدخلنى فى كل خیر ادخلت فیه محمدا و آل محمد و ان تخرجنى من كل سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد، صلواتك علیه و علیهم اللهم انى اسالك خیر ما سئلك عبادك الصالحون و اعوذ بك مما استعاذ منه عبادك المخلصون‏»

بارالها! به حق این روزى كه آن را براى مسلمانان عید و براى محمد(ص) ذخیره و شرافت و كرامت و فضیلت قرار دادى از تو می‏خواهم كه بر محمد و آل محمد درود بفرستى و مرا در هر خیرى وارد كنى كه محمد و آل محمد را در آن وارد كردى و از هر سوء و بدى خارج سازى كه محمد و آل محمد را خارج ساختى، درود و صلوات تو بر او و آنها، خداوندا، از تو می‏طلبم آنچه بندگان شایسته ‏ات از تو خواستند و به تو پناه می‏برم از آنچه بندگان خالصت ‏به تو پناه بردند.

در صحیفه سجادیه نیز دعایى از امام سجاد(ع) به مناسبت وداع ماه مبارك رمضان و استقبال عید سعید فطر وارد شده است:

«اللهم صل على محمد و آله و اجبر مصیبتنا بشهرنا و بارك لنا فى یوم عیدنا و فطرنا و اجعله من خیر یوم مر علینا، اجلبه لعفو و امحاه لذنب و اغفرلنا ما خفى من ذنوبنا و ما علن ... اللهم انا نتوب الیك فى یوم فطرنا الذى جعلته للمؤمنین عیدا و سرورا و لاهل ملتك مجمعا و محتشدا، من كل ذنب اذنبناه او سوء اسلفناه او خاطر شرا اضمرناه توبة من لا ینطوى على رجوع الى.»

پروردگارا! بر محمد و آل محمد درود فرست و مصیبت ما را در این ماه جبران كن و روز فطر را بر ما عیدى مبارك و خجسته بگردان و آن را از بهترین روزهایى قرار ده كه بر ما گذشته است كه در این روز بیشتر ما را مورد عفو قرار دهى و گناهانمان را بشوئى و خداوندا بر ما ببخشایى آنچه در پنهان و آشكارا گناه گردانیم ... خداوندا! در این روز عید فطرمان كه براى مؤمنان روز عید و خوشحالى و براى مسلمانان روز اجتماع و گردهمائى قرار دادى از هر گناهى كه مرتكب شده ‏ایم و هر كار بدى كه كرده‏ایم و هر نیت ناشایسته‏اى كه در ضمیرمان نقش بسته است‏ به سوى تو باز می‏گردیم و توبه می‏كنیم، توبه‏اى كه در آن بازگشت‏ به گناه هرگز نباشد و بازگشتى كه در آن هرگز روى آوردن به معصیت نباشد. بارالها! این عید را بر تمام مؤمنان مبارك گردان و در این روز، ما را توفیق بازگشت‏به سویت و توبه از گناهان عطا فرما.» (3)


پى ‏نوشت‏ها:

1- محمدى رى شهرى، میزان الحكمه، 7/131 - 132

2- میرزا جواد آقا ملكى تبریزى، المراقبات فى اعمال السنه، تبریز، 1281 ق ص 167، مجله پاسدار اسلام، ش 101، ص 10

3- نك: ماهنامه پاسدار اسلام، شماره 101، اردیبهشت ماه 1369 ص 10 - 11، 50

رمضان، تجلى معبود (ره توشه راهیان نور) صفحه 248

جمعى از نویسندگان

منبع:سایت حوزه

التماس دعا

میلاد صارمی نایینی




طبقه بندی: عیدسعید فطر، 
برچسب ها: عید سعید فطر، خلیل صارمی نایینی، شاعرو نویسنده معاصر، ostadnaser، استاد نایینی، استاد ناصر، بنیانگذار سبک توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60،  
[ پنجشنبه 1397/03/24 ] [ 12:00 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 9 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  

درباره وبلاگ

کس چه داند زآتش پنهان من
آه از ســـوز درون جـــان مـــن
***
کربلای جبـــهه ها یادش به خیر
شور و غوغای دعا یادش به خیر

***
سپاس از همه عزیزان بازدید کننده سایت
سلامت و شادکامی شما ارزوی قلبی ماست

پس از بهره مندی از سایت آن را به دوستان خود معرفی نمائید.

***
توجه * توجه

آلبومها ی تصاویر استاد نایینی و کلیپ ها در صفحات جانبی قرار دارند

*****
استفاده از کلیه مطالب سایت با ذکر منبع بلا مانع میباشد.
هرگونه سوء استفاده و یا نشر ناقص مطالب و نظرات به منظور بهره برداری غیر اصولی پیگرد قانونی دارد

*#*#*
عزیزان بازدید کننده در صورت بروز هر گونه مشکل در ورود به سایت با آدرس :

http://ostadnaser.ir/

از آدرس :
http://bargesabz14.mihanblog.com/

استفاده نمایید.

با سپاس فراوان
مدیر سایت آتش پنهان
میلاد صارمی نایینی
موضوعات
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

تماس با ما
فروش بک لینک طراحی سایت