قالب وبلاگ


آتش پنهان
نگاهی به آثار و اندیشه های خلیل صارمی نایینی (ناصر) شاعر و نویسنده انقلاب و دفاع مقدس ،جانباز شیمیایی و استاد هنرهای رزمی 
نظر سنجی
نظر شما؟






پخش زنده حرم
·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

ماجرای ازدواج حضرت علی و حضرت فاطمه از زبان امام رضا علیهم السلام

پرده‌ی اول؛ علی: دل من

تصمیم به ازدواج گرفته بودم ولی جرأت نمی‌کردم این مطلب را به سرورم بگویم، اما شب و روز در فکر آینده‌ی خود بودم، تا اینکه یك روز كه پیش حبیبم بودم به من گفت: علی جان! با ازدواج چطوری؟ من كه سرم پایین بود، زیر چشمی می‌دیدم كه پیامبر چه لذت پدرانه‌ای می‌برند از اینكه به دامادی من فكر می كند. با خجالت، آهسته گفتم: رسول خدا خود داناتر است.  اما دلم عین سیر و سركه می‌جوشید، نگران بودم. آخر من دلم را به ناز دلبری باخته بودم و می‌ترسیدم كه حضرت كسی دیگری را به من پیشنهاد دهد. در قبیله ما، قریش، دختر كم نبود، اما آنكه دل مرا برده بود از آنان نبود. نگران بودم.

پرده‌ی دوم؛ باز هم علی: خبر آمد خبری در راه است

نفهمیدم چه شده بود که گفتند حبیبت با تو كار دارد.  او جان من بود كه تا ندایش به گوش می‌رسید لبیك من به سوی او پرّان می‌شد. اما اینبار دلم كمی می‌لرزید انگار چیزی فهمیده بود. خودم را به خانه امّ‌سلمه رساندم ، تا چشم پیامبر به من افتاد از جا كنده شده و دستهایش را گشود به سوی من آمد. من كه بُهتم برده بود. چقدر پیامبر خوشحال بود! چشمانش برق می زد و چنان می‌خندید كه دندانهای نازش پیدا بود، و من همچنان بهت زده بودم كه گفت: علی جانم! مژده بده! مژده! . گفتم سرورم خیر است انشاالله، اول بگویید چه شده! همچنانكه مرا به سینه‌ی خود فشار می‌داد و می‌خندید گفت: خدا ازدواج تو را که فکر مرا مشغول کرده بود خود به عهده گرفت.

مرا می‌گویی! پاهایم سست شد! پر از شور و تشویش. دیگر صبر نداشتم. ماجرا چیست؟ من بی دلم.

پرده‌ی سوم؛ حبیب خدا:  در آسمان

نشسته بودم كه دوست آسمانی من، جبرئیل،  با شاخه‌های سنبل و میخك (قَرَنفُل) نزد من آمد و آنها را به من داد، من آن دو را گرفتم و بوییدم و گفتم: دسته گل به چه مناسبتی است؟ دوستم گفت: مگر خبر نداری ؟ میخكخداوند حوران بهشت را امر فرموده که تمام فردوس را تزیین كنند، به بادهای بهشتی هم دستور داده تا با بوی انواع عطر بوزند، و حورالعین را به خواندن سوره‌های «طه» ، «یاسین» ، «شوری» و... امر فرمود، و به یک ... .

جبرئیل هم ذوق زده و یك نفس، با آب و تاب مشغول تعریف بود اما من هنوز جوابم را نگرفته بودم . این همه بریز و بپاش برای چه؟ مگر عروسیه؟! در این فكرها بودم كه دوستم گفت: خدا به جارچی بهشت گفته كه جار بزند: ای پریان من! ای بهشتیان جمع شوید كه اینجا جشن عروسی است! فاطمه را عروس علی كردم. علی به دلبرش رسید، آخر آنها دل داده‌ی هم بودند... . جبرئیل همچنان داشت تعریف می‌كرد. اما من وقتی این را شنیدم ناگاه به شوق از جا پریدم و خدا را شكر گفتم. بنازم به تو ای خدای خوب من كه چه خوب در و تخته را به هم جور می‌كنی. خودم را جمع كردم كه ببینم دیگر چه خبر بوده. دوست آسمانیم گفت: خداوند تبارک و تعالی به راحیل، آ ن پری خوش كلام و خوش صدا، امر فرموده که خطبه بخواند.

پرده‌ی چهارم؛ راحیل:  قرار عاشقیفرشته

من هم مثل همه پر از شور بودم و تصمیم داشتم كه خطبه‌ی این دو عاشق را به زیباترین شكل بخوانم، خطبه‌ای ماندگار. من چقدر خوشبخت بودم خطبه‌ی زهرا و علی را می‌خواندم. همه ساكت بودند و من گلواژه‌های ادبستان عاشقی را بر هم می‌تنیدم. همه ساكت بودند و به من گوش می‌دادند. تا آنكه من با صلواتی به حبیب خدا كلامم را تمام كردم كه خِتامش به مِسك باشد. به شور این پیوند و اتمام خطبه همهمه‌ای به پا شد كه ناگاه آن خدا به ندایی گفت: «ای حوریان بهشت من! به علی بن ابی طالب حبیب محمّد، و فاطمه دختر محمّد تبریک بگویید. من برای آنان خیر و برکت قرار دادم». خاضعانه به درگاه خداوند عرض كردم: پروردگار من، برکت تو بر آن دو بیشتر از آنچه ما در بهشت دیدیم نیست؟ خداوند، بنده نوازانه فرمود: ای راحیل! از جمله برکت من بر آن دو این است که آنان را بر محبّت خودم، با هم همراه می‌کنم و حجّت خود بر مردم قرارشان می‌دهم، و قسم به عزّت و جلالم که از آن دو، فرزندانی بوجود خواهم آورد که در زمین گنجینه‌داران معادن حکمت من باشند.

 

پرده‌ی پنجم؛ علی: شكرانه

من به عشقم رسیده بودم و بسان موج به ساحل رسیده آرام بودم. و تنها آنچه باید می‌كردم افتادن به پای كسی بود كه پیوند دهنده‌ی دلهاست. این بود كه بیدرنگ و متواضعانه، از صمیم دل زبان گشودم كه: «رَبِّ اَوزِعنی اَن اَشکُرَ نِعمتَکَ التی اَنعمتَ عَلَیَّ» پروردگارا! مرا بر آن‌ دار که شکر نعمتی که به من دادی، به ‌جای آرم (نمل: 19)

حبیبم نیز دعای مرا آمین گفت .

حلقه

پرده‌ی ششم؛ پیامبر: راز ناز

رازی در دلم بود كه باید به علی می‌گفتم. او باید می‌دانست كه چقدر برای من و دخترم عزیز است. صدایش كردم و به او گفتم: علی جانم! بزرگانی از قریش در مورد ازدواج فاطمه با تو مرا سرزنش کردند و گفتند: ما او را از تو خواستگاری کردیم ولی او را به ما ندادی، بلکه به عقد علی در آوردی، من هم به آنان گفتم: قسم به خدا، من این کار را نکرده‌ام، خداوند او را به شما نداد و به عقد علی در آورد، جبرئیل بر من نازل گشت و گفت: ای محمّد! خداوند- جل جلاله- می‌فرماید: اگر علی را خلق نکرده بودم، برای دخترت فاطمه، در روی زمین، از آدم تا خاتم، کفو وهمتایی نبود. آری تو همسر زهرایی. جز تو كسی در قد زهرا نبود. جز تو كه می‌تواند نیمه‌ی زیبنده‌ی زهرا باشد؟ كه می‌تواند پدر حسنین باشد؟ دوستت دارم علی جان!

پرده‌ی هفتم؛ من: خوشه‌های پند

 من وارد صحنه می‌شوم. چراغها روشن می‌شود. هنوز گونه‌ تماشاچیان به تب این نمایش گرم است و چشمها خیره. وسط صحنه می‌ایستم و شروع می‌كنم:بركت

سلام

به شما شاهدان این پیوند آسمانی، تبریك می‌گویم.

سوالی از شما می‌پرسم: كجای این داستان زندگی و دنیای رنگ باخته‌ی من و تو را نقش می‌زند؟

چند دقیقه‌ای بر جای خود بنشینید. و همچنان كه به این آیات گوش می كنی، ببین علی و زهرا كه حجت برای تو هستند ماجرای ازدواجشان چه درسی برای تو دارد؟

من از خودم شروع می‌كنم. درسی كه من گرفتم اینها بود:

1- زن و شوهر باید كفو هم باشند. و كفویت یعنی همان همسری. یعنی قد و قوارشان یكی باشد. قدیمیها می‌گفتند كبوتر با كبوتر ... . این همسری و هم شأنی در همه چیز است در تیپ، در خانواده، در دارایی، در تحصیلات و در... . دیدید چقدر بعضی زن و شوهرها نا متوازنند؟

2- نتیجه‌ی ازدواج فرزند است. خدا علی و زهرا به هم رساند تا حسن و حسین از دامن آنان برآیند. چقدر این نكته مهم است و چقدر ما به آن بی توجه. در انتخاب همسر دقت كنیم و ببینیم فرزندمان از ریشه‌ی كه شیره ‌می خورد و در دامان كه پرورده می‌شود. خلاصه آنكه ما نیمه ی سیبی هستیم كه سراغ نیمه‌ی دیگر گم شده‌ایم. باید حواسمان باشد كه به كه می‌چسبیم!


كامتان به نام علی و همسرش،همواره شیرین بادا

میلاد صارمی نایینی




طبقه بندی: ازدواج علی و فاطمه، 
برچسب ها: ازدواج حضرت علی و حضرت فاطمه علیهما السلام، خلیل صارمی نایینی (ناصر)، ostadnaser، بنیانگذار کونگ فو توآ در مناطق شرق اصفهان، از پیشکسوتان کونگ فوی استان اصفهان،  
[ یکشنبه 1397/05/21 ] [ 09:00 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

نتیجه تصویری برای شهادت امام جواد


شهادت حضرت جواد الائمه علیه السلام بر

 امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف

 وآقاعلی بن موسی الرضا علیه السلام

 و عموم شیعیان تسلیت باد


میلاد صارمی نایینی



برچسب ها: بنیانگذار ورزش باستانی و کشتی در منطقه جرقویه، خلیل صارمی نایینی (ناصر)، جانباز شیمیایی دفاع مقدس، شیر زنان نینجای ایران، استاد ناصر، استاد نایینی بنیانگذار کونگ فو توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، کونگ فو توآ ورزش اصیل ایرانی،  
[ شنبه 1397/05/20 ] [ 12:00 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

بسم رب النور


امام رضا


پر می کشد دلم به سوی تو یا ثامن الحجج

خواهم شوم مقــــیم کوی تو یا ثامن الحجج


ولادت امام هشتم ثامن الحجج علیه السلام بر شیفتگان حضرتش مبارک باد



ضامن آهو

السلام ای ضامن آهوی من

ای شکوه نغمه یا هوی من

پر زند مرغ دلـــم تا کوی تو

ای تو نوردیده بی سوی من


امشب این مرغ دلم شد سوی طوس 
ای امام المــــتقین شمس الشموس 
کـن قبـــولم ای شه مـــهمان نواز 
آمــدم با ســر به سویت پای بوس


.....

اشعار از خلیل صارمی نایینی (ناصر)


از مدینه تا مرو صدای هلهله فرشته ها زمین را به بازی گرفته بود آسمان ایستاده بود و خدا آفرینش خویش را تماشا می كرد. به گهواره اش كهكشانها را تكان بده كه زمین را یارای ایستادن نیست.

كیست اینكه نامش را علی می گویند و كنیه اش را ابوالحسن؟ كودكی كه مدینه را منور می كند و توس را به بركت گامهایش پایتخت شیعیان جهان .

ای معصوم تر از نگاه باران! آسمان مدینه را به شهر ما هدیه كرده‌ای و عشق را برای ما به ارمغان آورده‌ای می ستایم قدمگاهت را كه …

هفت طاق آسمان را به ضرب می كشانم و ماه را برای دف زدن پایین می كشم. اینها هنوز ابتدای جنون من است كه عاشقانه كلمات را به بند می كشم و رگهای منجمد خیال را در كوچه های نیشابور به قلمدانهای مرصع سوگند می دهم.

بی بهانه نوشتن سخت است و بهانه ای كه تو باشی را نوشتن سخت تر .

چگونه بخوانم اسم اعظم تو را كه نه خورشید برای بودن اندازه می شود و نه ماه برای زیباییت تمثیل .

چگونه طواف كنم آسمانت را كه بهشت را در زمین آورده است و ماهتاب ،‌گوشه كلاهی است كه سر زائرانت را به سجده می‌رساند. نه در هیئت انسان كه آهو شده‌ام. با دستهای ملتمس كه صیادی بیاید و مرا به شما برساند.

ای سر سلسله همه كوههای بلند ، آیا زمین جز به نام تو خواهید چرخید كه عشق را در رگهای انگور می كشانی و زندگی را به خوشه های طلایی چیزی كه نمی دانم می آویزی.

آه ای ابراهیم بزرگ ، خلیل بازوانت را به چشمهای بت زده ام بچرخان تا ناز نگاه تو طلسم خدایان كهنه را بشكند و آسمان هنوز كلمه ای است كه نگاهم را به بالا می كشد و خدای اگر نبود ، كدام عشق را بهانه زندگی می كردیم و آه از تنهایی كسانی كه تو را نمی شناسند.


بخش عترت و سیره تبیان


کلیپ آمدم ای شاه ...



ارمغان حجاز


آقا جون امام رضا هر جا میرم

پُره از کبوترای حرمت

سفره تو پهنه آقای کریم

قربون این همه فضل و کرمت

***

تو غریب نیستی آقا بیا بقیع

اینجا مادرت غریبه آقا جون

باقر و صادق و سجاد و حسن

غریبن توی مدینه آقا جون

***

سر سفره عــــــلی نشسته اند

همه ناسپاس و کورند و کرند

گر چه کوفه بی وفاست امام رضا

به خدا اینا ز کوفی بدترند


تابستان 91 مدینه النبی

خلیل صارمی نایینی « ناصر»


میلاد صارمی نایینی




طبقه بندی: ولادت ثامن الحجج علیه السلام، 
برچسب ها: ولادت امام رضا، امام سجاد علیه السلام، خلیل صارمی نایینی، شاعرو نویسنده معاصر، ostadnaser، امام حسن علیه السلام امام باقر علیه السلام امام صادق علیه السلام، استاد نایینی،  
[ دوشنبه 1397/05/1 ] [ 12:00 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
بسم رب النور

حضرت معصومه علیهاالسلام

شناسنامه حضرت فاطمه معصومه علیها السلام

نام مقدس: ‌فاطمه كبری

لقب شریف: ‌معصومه علیهاالسلام

پدر بزرگوارش: ‌حضرت موسی بن جعفر علیه‌السلام

مادر گرامی اش: حضرت نجمه خاتون

ولادت باسعادت: ‌اول ذیقعده الحرام 173 هـ.ق

محل ولادت: ‌مدینه منوّره

ورود به قم: 23 ربیع‌المولود (ربیع الاول) 201 هـ.ق

هدف از مسافرت: ‌دیدار برادر خود ‌علی بن موسی الرضا علیه‌السلام كه در خراسان بود.

رحلت یا شهادت جانگداز: دهم ربیع‌الثانی 201 هـ.ق (بنا به قول معتبر)

سنّ مبارك: 28 سال

محل عبادتش در قم: بیت‌النّور (واقع در میدان میر «قم»)

پاداش زیارت آن حضرت: بهشت برین

·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

روز دختر بر همه دختران ایران زمین مبارک


تقدیم به همه دختران نجیب آریایی


تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری چهارم www.pichak.net كلیك كنید


·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

دختر با محبت


ﺩﺭ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺻﺒﺢ ﻋﺮﻭﺳﯽ ، ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﺗﻮﺍﻓﻖﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺑﺎﺯ ﻧﮑﻨﻨﺪ.


ﺍﺑﺘﺪﺍ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﭘﺴﺮ ﺁﻣﺪﻧﺪ،ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ،ﺍﻣﺎ ﭼﻮﻥ ﺍﺯ ﻗﺒﻞ ﺗﻮﺍﻓﻖ ﮐﺮﺩﻩ 

ﺑﻮﺩﻧﺪ ، ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻧﮑﺮﺩند.

 

ﺳﺎﻋﺘﯽ ﺑﻌﺪ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﺩﺧﺘﺮ ﺁﻣﺪﻧﺪ.ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ.

ﺍﺷﮏ ﺩﺭﭼﺸﻤﺎﻥ دختر ﺟﻤﻊ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻝ ﮔﻔﺖ:ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﻢ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﮐﻪ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﭘﺸﺖ ﺩﺭ 

ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺭﺍ به ﺭﻭﺷﻮﻥ ﺑﺎﺯﻧﮑﻨﻢ.

 

ﺷﻮﻫﺮ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﮕﻔﺖ ، ﻭ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺮﻭﯾﺸﺎﻥ ﮔﺸﻮﺩ.ﺍﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺭﺍ ﭘﯿﺶ ﺧﻮﺩﺵ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺖ.

 

ﺳﺎﻟﻬﺎ ﮔﺬﺷﺖ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﭼﻬﺎﺭ ﭘﺴﺮ ﺩﺍﺩ. اما ﭘﻨﺠﻤﯿﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪﺷﺎﻥ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻮﺩ.ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮﻟﺪ ﺍﯾﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪ ، 

ﭘﺪﺭ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺷﺎﺩﯼ ﮐﺮﺩ ﻭ ﭼﻨﺪ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺭﺍ ﺳﺮ ﺑﺮﯾﺪ ﻭ ﻣﯿﻬﻤﺎﻧﯽ ﻣﻔﺼﻠﯽ ﺩﺍﺩ.


ﻣﺮﺩﻡ ﻣﺘﻌﺠﺒﺎﻧﻪ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ:ﻋﻠﺖ ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﺷﺎﺩﯼ ﻭ ﻣﯿﻬﻤﺎﻧﯽ ﺩﺍﺩﻥ ﭼﯿﺴﺖ ؟ ﻣﺮﺩ ﺑﺴﺎﺩﮔﯽ ﺟﻮﺍﺏ 

ﺩﺍﺩ: ﺍﯾﻦ ﻫﻤاﻥ ﮐﺴﯿست ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺮﻭﯾﻢ ﺑﺎﺯ ﻣﯿﮑﻨد.




میلاد صارمی نایینی




طبقه بندی: ولادت فاطمه معصومه سلام الله علیها، 
برچسب ها: ولادت فاطمه معصومه سلام الله علیها، خلیل صارمی نایینی، شاعرو نویسنده معاصر، ostadnaser، استاد نایینی، استاد ناصر،  
[ شنبه 1397/04/23 ] [ 10:08 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
بسم رب الشهدا و الصدیقین

 السلام علیک یا ابا صالح المهدی

 آجرک الله یا بقیة الله فی مصیبته جدک



از داغ تو شد جهان عزادار

اى مهر تو بهترین علایق

جان‎ها به زیارت تو شایق

ما را نبود به جز خیالت

یارى خوش و همدمى موافق

بیمارى روح را دوا نیست 

جز مهر تو اى طبیب حاذق

اى نور جمال كبریائى

اى نور تو زینت مشارق

روزی كه دمید نور خلقت

رخسار تو بود صبح صادق

از جلوه تو تبارك الله

فرمود به خلقت تو خالق

حسن تو خود از جمال زهراست 

اى زاده بهترین خلایق

بر تخت كمال و تاج عصمت

آخر كه بود به جز تو لایق

تفسیر كمال ایزدى بود

 گفتار تو اى امام صادق

باشد سخن تو جاودانى 

بوده است چو با عمل مطابق

افسوس شدى شهید، آخر

 از حیله ناکسی منافق

از داغ تو شد جهان عزادار

 زیرا به تو عالمى است عاشق

ماتم زده‎ایم و غم چو دریاست

دل‎ها همه چون شكسته قایق

 

"حسان"


میلاد صارمی نایینی




طبقه بندی: شهادت امام صادق علیه السلام، 
برچسب ها: امام صادق علیه السلام، امام حسین علیه السلام، امام سجاد علیه السلام، عباس قمر بنی هاشم علیه السلام، خلیل صارمی نایینی، شاعرو نویسنده معاصر، استاد نایینی بنیانگذار کونگ فو تو آد در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60،  
[ یکشنبه 1397/04/17 ] [ 02:03 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
به نام خدا

عید بر عاشقان مبار ک باد

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت

صد شکر که این آمدوصد حیف که آن رفت



عید سعید فطر

عید فطر یكى از دو عید بزرگ در سنت اسلامى است كه درباره آن احادیث و روایات بیشمار وارد شده است. مسلمانان روزه دار كه ماه رمضان را به روزه دارى به پا داشته و از خوردن و آشامیدن و بسیارى از كارهاى مباح دیگر امتناع ورزیده اند، اكنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستین روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند می‏طلبند، اجر و پاداشى كه خود خداوند به آنان وعده داده است.

امیرالمؤمنین على(علیه السلام) در یكى از اعیاد فطر خطبه ‏اى خوانده ‏اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بیم داده ‏اند.

خطبه امیرالمومنین على بن ابى طالب علیه السلام یوم الفطر فقال: ایها الناس! ان یومكم هذا یوم یثاب فیه المحسنون و یخسر فیه المبطلون و هو اشبه بیوم قیامكم، فاذكروا بخروجكم من منازلكم الى مصلاكم خروجكم من الاجداث الى ربكم و اذكروا بوقوفكم فى مصلاكم و وقوفكم بین یدى ربكم، و اذكروا برجوعكم الى منازلكم، رجوعكم الى منازلكم فى الجنه.

عباد الله! ان ادنى ما للصائمین و الصائمات ان ینادیهم ملك فى آخر یوم من شهر رمضان، ابشروا عباد الله فقد غفر لكم ما سلف من ذنوبكم فانظروا كیف تكونون فیما تستانفون (1)

اى مردم! این روز شما روزى است كه نیكوكاران در آن پاداش می‏گیرند و زیانكاران و تبهكاران در آن مایوس و نا امید می‏گردند و این شباهتى زیاد به روز قیامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جایگاه نماز عید شدن به یاد آورید خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ایستادن در جایگاه نماز به یاد آورید ایستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت‏به سوى منازل خود، متذكر شوید بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت‏برین، اى بندگان خدا، كمترین چیزى كه به زنان و مردان روزه‏دار داده می‏شود این است كه فرشته‏اى در آخرین روز ماه رمضان به آنان ندا میدهد و می‏گوید:

«هان!بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشته ‏تان آمرزیده شد، پس به فكر آینده خویش باشید كه چگونه بقیه ایام را بگذرانید.»

عارف وارسته ملكى تبریزى درباره عید فطر آورده است: «عید فطر روزى است كه خداوند آن را از میان دیگر روزها بر گزیده است و ویژه هدیه بخشیدن و جایزه دادن به بندگان خویش ساخته و آنان را اجازه داده است تا در این روز نزد حضرت او گرد آیند و بر خوان كرم او بنشینند و ادب بندگى بجاى آرند، چشم امید به درگاه او دوزند و از خطاهاى خویش پوزش خواهند، نیازهاى خویش به نزد او آرند و آرزوهاى خویش از او خواهند ونیز آنان را وعده و مژده داده است كه هر نیازى به او آرند، بر آوره و بیش از آنچه چشم دارند به آنان ببخشند و از مهربانى و بنده‏ نوازى، بخشایش و كارسازى در حق آنان روا دارد كه گمان نیز نمی‏برند.»(2)

روز اول ماه شوال را بدین سبب عید فطر خوانده ‏اند كه در این روز، امر امساك و صوم از خوردن و آشامیدن برداشته شده و رخصت داده شد كه مؤمنان در روز افطار كنند و روزه خود را بشكنند فطر و فطر و فطور به معناى خوردن و آشامیدن، ابتداى خوردن و آشامیدن است و نیز گفته شده است كه به معناى آغاز خوردن و آشامیدن است پس از مدتى از نخوردن و نیاشامیدن. ابتداى خوردن و آشامیدن را افطار می‏نامند و از این رو است كه پس از اتمام روز و هنگامى كه مغرب شرعى در روزهاى ماه رمضان، شروع مى‏شود انسان افطار می‏كند یعنى اجازه خوردن پس از امساك از خوردن به او داده مى‏شود.

عید فطر داراى اعمال و عباداتى است كه در روایات معصومین(ع) به آنها پرداخته شده و ادعیه خاصى نیز آمده است.

از سخنان معصومین(ع) چنین مستفاد می‏شود كه روز عید فطر، روز گرفتن مزد است. و لذا در این روز مستحب است كه انسان بسیار دعا كند و به یاد خدا باشد و روز خود را به بطالت و تنبلى نگذراند و خیر دنیا و آخرت را بطلبد.

و در قنوت نماز عید می‏خوانیم:

«... اسئلك بحق هذا الیوم الذى جعلته للمسلمین عیدا و لمحمد صلى الله علیه و آله ذخرا و شرفا و كرامة و مزیدا ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تدخلنى فى كل خیر ادخلت فیه محمدا و آل محمد و ان تخرجنى من كل سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد، صلواتك علیه و علیهم اللهم انى اسالك خیر ما سئلك عبادك الصالحون و اعوذ بك مما استعاذ منه عبادك المخلصون‏»

بارالها! به حق این روزى كه آن را براى مسلمانان عید و براى محمد(ص) ذخیره و شرافت و كرامت و فضیلت قرار دادى از تو می‏خواهم كه بر محمد و آل محمد درود بفرستى و مرا در هر خیرى وارد كنى كه محمد و آل محمد را در آن وارد كردى و از هر سوء و بدى خارج سازى كه محمد و آل محمد را خارج ساختى، درود و صلوات تو بر او و آنها، خداوندا، از تو می‏طلبم آنچه بندگان شایسته ‏ات از تو خواستند و به تو پناه می‏برم از آنچه بندگان خالصت ‏به تو پناه بردند.

در صحیفه سجادیه نیز دعایى از امام سجاد(ع) به مناسبت وداع ماه مبارك رمضان و استقبال عید سعید فطر وارد شده است:

«اللهم صل على محمد و آله و اجبر مصیبتنا بشهرنا و بارك لنا فى یوم عیدنا و فطرنا و اجعله من خیر یوم مر علینا، اجلبه لعفو و امحاه لذنب و اغفرلنا ما خفى من ذنوبنا و ما علن ... اللهم انا نتوب الیك فى یوم فطرنا الذى جعلته للمؤمنین عیدا و سرورا و لاهل ملتك مجمعا و محتشدا، من كل ذنب اذنبناه او سوء اسلفناه او خاطر شرا اضمرناه توبة من لا ینطوى على رجوع الى.»

پروردگارا! بر محمد و آل محمد درود فرست و مصیبت ما را در این ماه جبران كن و روز فطر را بر ما عیدى مبارك و خجسته بگردان و آن را از بهترین روزهایى قرار ده كه بر ما گذشته است كه در این روز بیشتر ما را مورد عفو قرار دهى و گناهانمان را بشوئى و خداوندا بر ما ببخشایى آنچه در پنهان و آشكارا گناه گردانیم ... خداوندا! در این روز عید فطرمان كه براى مؤمنان روز عید و خوشحالى و براى مسلمانان روز اجتماع و گردهمائى قرار دادى از هر گناهى كه مرتكب شده ‏ایم و هر كار بدى كه كرده‏ایم و هر نیت ناشایسته‏اى كه در ضمیرمان نقش بسته است‏ به سوى تو باز می‏گردیم و توبه می‏كنیم، توبه‏اى كه در آن بازگشت‏ به گناه هرگز نباشد و بازگشتى كه در آن هرگز روى آوردن به معصیت نباشد. بارالها! این عید را بر تمام مؤمنان مبارك گردان و در این روز، ما را توفیق بازگشت‏به سویت و توبه از گناهان عطا فرما.» (3)


پى ‏نوشت‏ها:

1- محمدى رى شهرى، میزان الحكمه، 7/131 - 132

2- میرزا جواد آقا ملكى تبریزى، المراقبات فى اعمال السنه، تبریز، 1281 ق ص 167، مجله پاسدار اسلام، ش 101، ص 10

3- نك: ماهنامه پاسدار اسلام، شماره 101، اردیبهشت ماه 1369 ص 10 - 11، 50

رمضان، تجلى معبود (ره توشه راهیان نور) صفحه 248

جمعى از نویسندگان

منبع:سایت حوزه

التماس دعا

میلاد صارمی نایینی




طبقه بندی: عیدسعید فطر، 
برچسب ها: عید سعید فطر، خلیل صارمی نایینی، شاعرو نویسنده معاصر، ostadnaser، استاد نایینی، استاد ناصر، بنیانگذار سبک توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60،  
[ پنجشنبه 1397/03/24 ] [ 12:00 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙
بخشی از قصیده برگ سبز

دردلم نیست جز ولای علی     
جان جمله جهان فدای علی

    درد هر دردمند بی درمان

    خوب میگردد از دوای علی

    كودكان یــتیم می دانـند

    اُلفت بی حد و صفای علی

   كوفه میداند ومدینه و چـاه

  ناله های علی،دعای علی

    در غم فاطمه خـدا داند

شرح هجران وگریه های علی

   راز تـنهایی ولـی اللّـه

  تیره شب داند وخدای علی

دردل شب هنوز پیچیـده ست

  یـارب ویارب وصدای علی

ادامه قصیده را در لینک مرتبط (دنبالک ها)بخوانید.



 آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ (۱) 
وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ (۲) 
لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ (۳) 
تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ (۴) 
سَلامٌ هِیَ حَتَّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ (۵)

با توجه به آیات سوره قدر می‌توان به فضیلت‌های شب قدر پی برد:
۱. قرآن در آن نازل شده است.
۲. عبادت و احیای آن معادل بیش از هزار ماه است.
۳. خیرات و برکات الهی در آن شب نازل می‏شود.
۴. رحمت خاص خدا شامل حال بندگان می‏گردد.
۵. فرشتگان و روح در آن شب نازل می‏گردند.

اعمال مخصوصه شبهاى قدر

اعمال شب نوزدهم

و امّا دوّم یعنى اعمال مخصوصه این شبها پس اعمال شب نوزدهم چند چیز است :

اوّل صد مرتبه اَسْتَغْفِرُاللّهَ رَبّى وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ  .

دوّم صد مرتبه اَللّهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ .

سوّم بخواند دعاء یا ذَاالَّذى كانَ را كه در قسم چهارم گذشت .

چهارم بخواند:

اَللّهُمَّ اْجْعَلْ فیما تَقْضى وَتُقَدِّرُ مِنَ الاْمْرِ الْمَحْتُومِ

خدایا قرار ده در آنچه حكم كرده و مقدر فرموده اى از سرنوشت حتمى

وَفیما تَفْرُقُ مِنَ الاْمْرِ الحَكیمِ فى لَیْلَةِ الْقَدْرِ وَفِى الْقَضاَّءِ الَّذى لا

و در آنچه جدا كنى از فرمان حكیمانه ات در شب قدر و در آن قضا و قدرى كه برگشت و

یُرَدُّ وَلا یُبَدَّلُ اَنْ تَكْتُبَنى مِنْ حُجّاجِ بَیْتِكَ الْحَرامِ الْمَبْرُورِ حَجُّهُمُ

تغییر و تبدیلى ندارد كه نام مرا در زمره حاجیان خانه محترمت (كعبه ) بنویسى آنان كه حجشان

الْمَشْكُورِ سَعْیُهُمُ الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمُ الْمُكَفَّرِ عَنْهُمْ سَیِّئاتُهُمْ وَاجْعَلْ

مقبول و سعیشان مورد تقدیر و گناهانشان آمرزیده و كردار بدشان بخشوده شده است و قرار ده

فیما تَقْضى وَتُقَدِّرُ اَنْ تُطیلَ عُمْرى وَتُوَسِّعَ عَلَىَّ فى رِزْقى

در آنچه مقدر فرموده اى كه عمر مرا طولانى كرده و روزیم را وسیع گردانى

وَتَفْعَلَ بى كَذا وَكَذا    و به جاى این كلمه حاجت خود را ذكر كند

و درباره ام چنین و چنان كنى


اعمال شب بیست و یكم

فضیلتش زیادتر از شب نوزدهم است و باید اعمال آن شب را از غسل و احیاء و زیارت و نماز هفت قُل هُوَالله و قرآن بر سر گرفتن و صد ركعت نماز و دعاى جوشن كبیر و غیرها در این شب به عمل آورد و در روایات تاكید شده در غسل و احیاء و جدّ و جهد در عبادت در این شب و شب بیست و سیّم و آنكه شب قدر یكى از این دو شب است و در چند روایت است كه از معصوم سؤال كردند كه معیّن فرمایید كه شب قدر كدامیك از این دو شب است تعیین نكردند بلكه فرمودند ما اَیْسَرَ لَیْلَتَیْنِ فیما تَطْلُبُ یا آنكه فرمودند ما عَلیْكَ اَنْ تَفعَلَ خیرا فى لَیلَتَیْنِ و نَحْوُ ذلِكَ وَقالَ شَیْخُنَا الصَّدُوق فیما اَمْلى عَلَى الْمَشایِخِ فى مَجْلِسٍ واحِدٍ مِنْ مَذْهَبِ الاِْمامِیَّةِ وَ مَنْ اَحْیى هاتَیْنِ اللَّیْلَتَیْنِ بِمُذاكَرَةِ الْعِلْمِ فَهُوَ اَفْضَلُ


اعمال دهه آخر ماه رمضان : و بالجمله از این شب شروع كند به دعاهاى شبهاى دهه آخر كه از جمله این دعا است كه شیخ كلینى در كافى از حضرت صادق علیه السلام روایت كرده كه فرمود مى گویى در دهه آخر ماه رمضان در هر شب :

اَعُوذُ بِجَلالِ وَجْهِكَ الْكَریمِ اءنْ یَنْقَضِىَ عَنّى شَهْرُ رَمَضانَ اَوْ یَطْلُعَ

پناه مى برم به جلال ذات بزرگوارت از اینكه ماه رمضان از من بگذرد یا سپیده امشب بر من

الْفَجْرُ مِنْ لَیْلَتى هذِهِ وَلَكَ قِبَلى ذَنْبٌ اَوْ تَبِعَةٌ تُعَذِّبُنى عَلَیْهِ 

طلوع كند و باز هم از من در پیش تو گناه یا چیزى كه پاداشش بد است مانده باشد كه بدان عذابم كنى

و كفعمى در حاشیه بلد الا مین نقل كرده كه حضرت صادق علیه السلام در هر شب از دهه آخر بعد از فرایض ‍ و نوافل مى خواند:

اَللّهُمَّ اَدِّعَنّا حَقَّ ما مَضى مِنْ شَهْرِ رَمَضانَ وَاغْفِرْ لَنا

خدایا اداء كن از ما حق ایام گذشته ماه رمضان را و بیامرز

تَقْصیرَنا فیهِ وَتَسَلَّمْهُ مِنّا مَقْبُولاً وَلا تُؤ اخِذْنا بِاِسْرافِنا عَلى اَنْفُسِنا

تقصیر ما را در این ماه و آن را پذیرفته از ما دریافت كن و مگیر ما را به زیاده رویهایى كه بر نفس خویش كردیم

وَاجْعَلْنا مِنَ الْمَرْحُومینَ وَلا تَجْعَلْنا مِنَ الْمَحْرُومینَ 

و قرارمان ده از رحمت شدگان و قرارمان مده از محرومان

و فرمود هر كه بگوید این را بیامرزد حقّ تعالى تقصیرى كه از او سرزده درایّام گذشته از ماه رمضان و نگه دارد او را از معاصى در بقیّه ماه .
و از جمله سید بن طاوس در اقبال از ابن اَبى عُمَیْر از مُرازِم نقل كرده كه حضرت صادق علیه السلام در هر شب از دهه آخر مى خواند:

 اَللّهُمَّ اِنَّكَ قُلْتَ فى كِتابِكَ

خدایا تو فرمودى در قرآنت

الْمُنْزَلِ شَهْرُ رَمَضانَ الَّذى اُنْزِلَ فیهِ الْقُرْانُ هُدىً لِلنّاسِ وَبَیِّناتٍ

كه از آسمان نازل گشته ((ماه رمضانى كه قرآن در آن نازل گشته كه آن قرآن راهنماى مردم وحجتهایى است

مِنَ الْهُدى وَالْفُرْقانِ فَعَظَّمْتَ حُرْمَةَ شَهْرِ رَمَضانَ بِما اَنْزَلْتَ فیهِ

از هدایت و تمیز)) و بدین ترتیب حرمت ماه رمضان را با نازل فرمودن قرآن بزرگ كردى

مِنَ الْقُرانِ وَخَصَصْتَهُ بِلَیْلَةِ الْقَدْرِ وَجَعَلْتَها خَیْراً مِنْ اَلْفِ شَهْرٍ

و به شب قدر مخصوصش داشتى و آن شب را بهتر از هزار ماه گرداندى

اَللّهُمَّ وَهذِهِ اَیّامُ شَهْرِ رَمَضانَ قَدِ انْقَضَتْ وَلَیالیهِ قَدْ تَصَرَّمَتْ

خدایا این روزهاى ماه رمضان بود كه بر من گذشت و این شبهاى آن است كه آن نیز

وَقَدْ صِرْتُ یا اِلهى مِنْهُ اِلى ما اَنْتَ اَعْلَمُ بِهِ مِنّى وَاَحْصى لِعَدَدِهِ

گذشت و من اى معبودم از این ماه به حالى درآمده ام كه تو خود بهتر از من مى دانى و شماره اش را

مِنَ الْخَلْقِ اَجْمَعینَ فَاَسْئَلُكَ بِما سَئَلَكَ بِهِ مَلاَّئِكَتُكَ الْمُقَرَّبُونَ

از همه مردم بهتر دارى پس از تو خواهم بدانچه فرشتگان مقربت

وَاَنْبِیاَّؤُكَ الْمُرْسَلُونَ وَعِبادُكَ الصّالِحُونَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ

و پیامبران فرستاده ات و بندگان شایسته ات تو را بدان خواستند كه درود فرستى بر محمد

وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَفُكَّ رَقَبَتى مِنَ النّارِ وَتُدْخِلَنِى الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِكَ

و آل محمد و اینكه مرا از آتش دوزخ آزاد كنى و به رحمت خویش به بهشتم ببرى

وَاَنْ تَتَفَضَّلَ عَلىَّ بِعَفْوِكَ وَكَرَمِكَ وَتَتَقَبَّلَ تَقَرُّبى وَتَسْتَجیبَ دُعاَّئى

و به عفو و بزرگوارى خویش بر من تفضل كنى و تقرب جویى مرا بپذیرى و دعایم را مستجاب گردانى

وَتَمُنَّ عَلَىَّ بِالاْمْنِ یَوْمَ الْخَوْفِ مِنْ كُلِّ هَوْلٍ اَعْدَدْتَهُ لِیَومِ الْقِیامَةِ

و در آن روز ترس و وحشت با امان دادنم از هر هراسى كه براى روز قیامتم آماده كرده اى بر من منت نهى

اِلهى وَاَعُوذُ بِوَجْهِكَ الْكَریمِ وَبِجَلالِكَ الْعَظیمِ اَنْ یَنْقَضِىَ اَیّامُ

خدایا پناه مى برم به ذات بزرگوارت و به جلال و شوكت عظیمت كه بگذرد روزها

شَهْرِ رَمَضانَ وَلَیالیهِ وَلَكَ قِبَلى تَبِعَةٌ اَوْ ذَنْبٌ تُؤ اخِذُنى بِهِ اَوْ

و شبهاى ماه رمضان و از تو در نزد من گناه یا پاداش بدى باشد كه مرا بدان مؤ اخذه كنى یا

خَطَّیئَةٌ تُریدُ اَنْ تَقْتَصَّهَا مِنّى لَمْ تَغْفِرْها لى سَیِّدى سَیِّدى سَیِّدى

خطایى باشد كه بخواهى آن را از من تقاص كنى و نیامرزیده باشى اى آقاى من آقاى من آقاى من

اَسْئَلُكَ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اِذْ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اِنْ كُنْتَ رَضیتَ عَنى فى

از تو خواهم اى كه معبودى جز تو نیست زیرا معبودى جز تو نیست كه اگر در این ماه از من خوشنود گشته اى بر

هذَا الشَّهْرِ فَاْزدَدْ عَنّى رِضاً وَاِنْ لَمْ تَكُنْ رَضیتَ عَّنى فَمِنَ الاْنَ

خوشنودى خویش از من بیفزا و اگر هنوز خوشنود نشده اى از هم اكنون از من

فَارْضَ عَنّى یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ یا اَللّهُ یا اَحَدُ یا صَمَدُ یا مَنْ لَمْ یَلِدْ

خوشنود شو اى مهربانترین مهربانان اى خدا اى یكتا اى بى نیاز اى كه فرزند ندارد

وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَكُنْ لَهُ كُفُواً اَحَدٌ                    و بسیار بگو:    یا مُلَیِّنَ الْحَدیدِ لِداوُدَ

و فرزند كسى نیست و براى او همتایى نباشد هیچكس * * * * اى نرم كننده آهن براى حضرت داود

عَلَیْهِ السَّلامُ یا كاشِفَ الضُّرِّ وَالْكُرَبِ الْعِظامِ عَنْ اَیُّوبَ عَلَیْهِ

علیه السلام اى برطرف كننده گرفتارى و ناراحتى بزرگ از ایوب علیه

السَّلامُ اَىْ مُفَرِّجَ هَمِّ یَعْقُوبَ عَلَیْهِ السَّلامُ اَىْ مُنَفِّسَ غَمِّ یُوسُفَ

السلام اى گشاینده اندوه یعقوب علیه السلام اى زداینده غم یوسف

عَلَیْهِ السَّلامُ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ كَما اَنْتَ اَهْلُهُ اَنْ تُصَلِّىَ

علیه السلام درود فرست بر محمد و آل محمد بدانسان كه تو شایسته آنى كه درود فرستى

عَلَیْهِمْ اَجْمَعینَ وَافْعَلْ بى ما اَنْتَ اَهْلُهُ وَلا تَفْعَلْ بى ما اَنَا اَهْلُهُ 

بر ایشان همگى و انجام ده درباره من آنچه را تو شایسته آنى و انجام مده درباره ام آنچه من سزاوارم

 

دعاى شب بیست و یكم

و از جمله این دعاها است كه در كافى مسندا و در مقنعه و مصباح مُرْسَلا نقل شده كه مى گوئى در لیله اولى یعنى در شب بیست ویكم :

 یا مُولِجَ اللَّیْلِ فِى النَّهارِ وَمُولِجَ النَّهارِ

اى فروبرنده شب در روز و اى فروبرنده روز

فِى اللَّیْلِ وَمُخْرِجَ الْحَىِّ مِنَ الْمَیِّتِ وَمُخْرِجَ الْمَیِّتِ مِنْ الْحَىِّ یا

در شب و اى بیرون آورنده زنده از مرده و بیرون آورنده مرده از زنده اى

رازِقَ مَنْ یَشاَّءُ بِغَیْرِ حِسابٍ یا اَللّهُ یا رَحْمنُ یا اَللّهُ یا رَحیمُ یا اَللّهُ

روزى دهنده هركه را خواهى بى حساب اى خدا، اى بخشاینده ، اى خدا اى مهربان اى خدا

یا اَللّهُ یا اَللّهُ لَكَ الاْسْماَّءُ الْحُسْنى وَالاْمْثالُ الْعُلْیا وَالْكِبْرِیاَّءُ وَالاْ لاَّءُ

اى خدا... از آن تو است نامهاى نیكو و نمونه هاى والا و بزرگى و نعمتها از تو

اَسْئَلُكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَجْعَلَ اسْمى فى هذِهِ

خواهم درود فرستى بر محمد و آل محمد و نام مرا در این

اللَّیْلَةِ فِى السُّعَداَّءِ وَرُوحى مَعَ الشُّهَداَّءِ وَاِحْسانى فى عِلِّیّینَ

شب در زمره سعادتمندان قرار دهى و روحم را با شهداء مقرون سازى و احسان و نیكوكاریم را در بلندترین درجه

وَاِساَّئَتى مَغْفُورَةً وَاَنْ تَهَبَ لى یَقینَاً تُباشِرُ بِهِ قَلْبى وَاِیماناً یُذْهِبُ

بهشت و گناهانم را آمرزیده كنى و به من یقینى عطا كنى كه همیشه با دلم همراه باشد و ایمانى به من بدهى

الشَّكَّ عَنّى وَتُرْضِیَنى بِما قَسَمْتَ لى وَآتِنا فِى الدُّنْیا حَسَنَةً وَفِى

كه شك و تردید را از من دور سازد و بدانچه روزیم كرده اى خوشنودم سازى و بدهى به من در دنیا نعمت نیك و در

الاْخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنا عَذابَ النّارِ الْحَریقِ وَارْزُقْنى فیها ذِكْرَكَ

آخرت نعمت نیك و نگهدارى ما را از عذاب آتش سوزان و روزیم كنى در این شب ذكر خود

وَشُكْرَكَ وَالرَّغْبَةَ اِلَیْكَ وَالاِْنابَةَ وَالتَّوْفیقَ لِما وَفَّقْتَ لَهُ مُحَمَّداً

و سپاسگزاریت و اشتیاق و بازگشت بسویت و توفیق براى انجام آنچه را موفق داشتى بدان محمد

وَ الِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِ وَعَلَیْهِمُ السَّلامُ

و آل محمد را كه بر او و بر ایشان سلام باد

اعمال شب بیست و سوم در ادامه مطلب


میلاد صارمی نایینی 

ادامه مطلب

طبقه بندی: شبهای قدر، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی (ناصر)، استاد نایینی، ostadnaser، استاد ناصر، حلول ماه مبارک رمضان، شهر رمضان الذی انزل فیه القران، شب قدر،  
دنبالک ها: قصیده برگ سبز،  
[ یکشنبه 1397/03/13 ] [ 08:00 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙



السلام علیك یا ابامحمد یا حسن ابن علی ایها المجتبی یابن رسول الله یا حجة الله علی خلقه یاسیدنا و مولانا  انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بك الی الله و قدمناك بین یدی حاجاتنا یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله



کلام نور

قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبى عَلَیْهِ السَّلام : إنَّ اللّهَ جَعَلَ شَهْرَ رَمَضانَ مِضْماراً لِخَلْقِهِ،

 فَیَسْتَبِقُونَ فیهِ بِطاعَتِهِ إِلى مَرْضاتِهِ، فَسَبَقَ قَوْمٌ فَفَازُوا، وَقَصَّرَ آخَرُونَ فَخابُوا.[1]

*****

امام حسن مجتبی (علیه السلام) فرمود:

خداوند متعال ماه رمضان را براى بندگان خود 

میدان مسابقه قرار داد. پسعدّه اى در آن ماه با اطاعت و عبادت به سعادت و 

خوشنودى الهى از یكدیگر سبقت خواهند گرفت و گروهى از روى بى توجّهى و 

سهل انگارى خسارت و ضرر مى نمایند.


[1] ـ تحف العقول: ص 234، س 14، من لا یحضره الفقیه: ج 1، ص 511، ح 1479.


سرود کریم اهلبیت

کریم اهلـــبیت (2)                 امام مجتبی (

به فریادم برس(2)             پنـــــاه بینوا (2)

مظهر جود و سخایی ،مجتــبایی

در زمین و آسـمان دست خدایی

می گشایی جمله درهایی که بسته

در میان انس و جان مشکل گشایی

کریم اهلبیتی مجتبـایی

        تو بر خلق جهان لطف خدایی

امامادست ماودامن تو

   رها کن از قفس مرغ هوایی

کریم اهلبیت (2)                   امام مجتبی (2)

خلیل صارمی نایینی « ناصر»

این سرود به مناسبت جشن گل ریزان آزادی زندانیان دیه و جمع آوری اعانات خیرین تهیه و در سال

 1390 و 1391 در نایین بنا به درخواست دادستان محترم نایین در مراسمی ویژه و در شب ولادت 

امام حسن مجتبی علیه السلام اجرا شده است.

حسن ختام

قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبى عَلَیْهِ السَّلام :ا ابْنَ آدْم! عَفِّ عَنِ مَحارِمِ اللّهِ تَكُنْ عابِداً، 

وَ ارْضِ بِما قَسَّمَ اللّهُ سُبْحانَهُ لَكَ تَكُنْ غَنِیّاً، وَ أحْسِنْ جَوارَ مَنْ جاوَرَكَ تَكُنْ مُسْلِماً، 

وَ صاحِبِ النّاسَ بِمِثْلِ ما تُحبُّ أنْ یُصاحِبُوكَ بِهِ تَكُنْ عَدْلاً.

[2] 

*****

امام حسن مجتبی (علیه السلام) فرمود: اى فرزند آدم! نسبت به محرّمات الهى

 عفیف و پاكدامن باش تا عابد و بنده خدا باشى. راضى باش بر آنچه كه خداوند سبحان 

برایت تقسیم و مقدّر نموده است، تا همیشه غنى و بى نیاز باشى. نسبت 

به همسایگان، دوستان و همنشینان خود نیكى و احسان نما تا مسلمان محسوب شوى. 

با افراد (مختلف) آنچنان بر خورد كن كه انتظار دارى دیگران همانگونه با تو بر خورد نمایند.


[2] ـ نزهه النّاظر و تنبیه الخاطر: ص 79، ح 33، بحارالأنوار: ج 78، ص 112، س 8.

 

میلاد صارمی نایینی 



طبقه بندی: کریم اهلبیت، 
برچسب ها: کریم اهلبیت امام حسن مجتبی، خلیل صارمی نایینی (ناصر) شاعر و نویسنده معاصر، استاد ناصر، ostadnaser، بنیانگذار ورزشهای رزمی در شرق اصفهان بزرگ، استاد نایینی،  
[ پنجشنبه 1397/03/10 ] [ 01:49 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
داستان کوتاه

*****

Image result for ‫تصاویر حکمت آمیز‬‎

روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود باسرعت فراوان از خیابان كم رفت و آمدی می گذشت. ناگهان ازبین دو اتومبیل پارك شده در كنار خیابان یك پسر بچه پاره آجری به سمت او پرتاب كرد.پاره آجر به اتومبیل او برخوردكرد . مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دیدكه اتومبیلش صدمه زیادی دیده است.

به طرف پسرك رفت و اورا سرزنش كرد.پسرك گریان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو، جایی كه برادر فلجش از روی صندلی چرخدار به زمین افتاده بود جلب كند. پسرك گفت:"اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت كسی از آن عبورمی كند. برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من زور كافی برای بلند كردنش ندارم. برای اینكه شما را متوقف كنم ناچار شدم از این پاره آجر استفاده كنم".

مرد بسیار متاثر شد و از پسر عذر خواهی كرد. برادرپسرك را بلند كرد و روی صندلی نشاند و سوار اتومبیل گرانقیمتش شد و به راهش ادامه داد.


در زندگی چنان با سرعت حركت نكنید كه دیگران مجبور شوندبرای جلب توجه شما پاره آجر به طرفتان پرتاب كنند !خدا در روح ما زمزمه می كند و با قلب ما حرف میزند. اما بعضی اوقات زمانی كه ما وقت نداریم گوش كنیم، او مجبورمی شود پاره آجر به سمت ما پرتاب كند. این انتخاب خودمان است كه گوش كنیم یا نه!

میلاد صارمی نایینی (ناصر)



طبقه بندی: داستان کوتاه 32، 
برچسب ها: استاد نایینی بنیانگذار کونگ فو تو آد در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، بنیانگذار ورزش باستانی و کشتی در منطقه جرقویه، خلیل صارمی نایینی (ناصر)، جانباز شیمیایی دفاع مقدس، استاد ناصر، میلاد صارمی نایینی، شهادت حضرت فاطمه معصومه،  
[ سه شنبه 1397/03/1 ] [ 10:04 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
شَهرُ رَمَضانَ شَهرُ اللّه عَزَّوَجَلَّ وَ هُوَ شَهرٌ

 یُضاعِفُ اللّه‏ُ فیهِ الحَسَناتِ وَ یَمحو فیهِ 

السَّیِّئاتِ 
وَ هُوَ شَهرُ البَرَکَةِ؛ 


ماه رمضان، ماه خداست و آن ماهى است

 که خداوند در آن 
حسنات را مى‏افزاید و 

گناهان را پاک مى‏کند و آن ماه برکت است.

*****

میرزای نایینی و انتخابی سخت و شایسته


حتما ببینید




ایران شیعه خانه ماست


خطاب آقا بقیه الله الاعظم عجل الله فرجه الشریف به میرزای نایینی
 
منبع: نجم الثاقب



ضیافت الهی فرصتی دوباره برای خانه تکانی

 جسم و روح



«حلول ماه مبارک رمضان مبارک»



ماه رمضان آمد و ما غرق گناهیم

یارب سببی ساز که از بار بکاهیم

بر خوان کریـــــمانه تو جمله نشستیم

باشد که در این ماه زخجلت به در آییم


ابیات فوق درمحفلی روحانی بنا به درخواست جمعی از اهل نظر 

فی البداهه سروده شد


خلیل صارمی نایینی (ناصر )






طبقه بندی: ماه خدا، 
برچسب ها: میرزای نایینی، انتخابی سخت و شایسته، خلیل صارمی نایینی، ناصر، شاعرو نویسنده معاصر، ostadnaser،  
[ پنجشنبه 1397/02/27 ] [ 12:40 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

شَهرُ رَمَضَان الّذی أُنزِلَ فیهِ القُرآنُ هُدىً لِلنّاسِ وبَیِنت مِنَ الهُدى والفُرقَانِ

ماه رمضان، ماهى كه قرآن، براى هدایت مردان، و نشانه هاى هدایت وفرق بین حق وباطل، در آن نازل شده است


ماه رحمت 

مـه رحمت است یارب ، نظری به مستـمندان

به مـــحمد و به آلــش ، ز هـمه بــلا بگردان

در آســمان گــشودی زکرم ، ســـپاس یا رب

برسان ظـهور مـهدی ،به سر آر درد هــجران

خلیل صارمی نایینی (ناصر)

در روایت آمده است كه امیر مؤمنان حضرت على (علیه السلام) فرمود:

روزى رسول اكرم (صلى الله علیه وآله وسلّم) خطبه اى ایراد كردند و فرمودند:

«هان اى مردمان ! به راستى ماه خدا، با بركت، رحمت ومغفرت به سوى شما روى آورده است. ما هى كه در نزد خداوند برترین ماهها مى باشد. روزهاى آن برترین روزها، شبهاى آن بهترین شبها وساعتهاى آن بهترین ساعتهاست.

ماهى كه در آن به مهمانى خداوند دعوت شده، در زمره كسانى كه شایستگى عنایت خداوند را دارند، قرار گرفته اید.

نفسهاى شما در این ماه تسبیح، خواب شما در آن عبادت، عملهاى شما در آن قبول ودعاهاى شما در آن مستجاب مى باشد.

بانیّتهاى راستین ودلهاى پاك از خداوند منّان بخواهید كه شما را به روزه این ماه وتلاوت قرآن در آن، توفیق دهد، كه شقا وتمند كسى است كه از آمرزش خداوند در این ماه بزرگ محروم بماند.

با گرسنگى وتشنگى خود در این ماه، گرسنگى وتشنگى روز قیامت را به یاد آورید، پس به مستمندان وبنیوایان تصدّق نمایید، بزرگترها را احترام بگذارید، كوچكترها را ترحّم نمایید، خویشاوندان را صله كنید، مواظب زبانهاى خود باشید، دیدگان خودرا از آنچه نگاه كردن به آن حرام است نگهدارید، گوشهاى خود را از آنچه شنیدنش حرام است ببندید.

بر یتیمان دیگران دلسوزى نمایید، تا بر یتیمان شما دلسوزى كنند، أز گناهان خود به سوى خداوند توبه كنید، در اوقات نماز دست نیایش به سوى خداوند بر افرازید، كه آن ساعتها بهترین ساعتها مى باشد، خداوند در آن ساعتها با دیده رحمت به سوى بندگانش مى نگرد، به مناجاتهاى آنها گوش فرا مى دهد، به نداهاى آنها پاسخ مى دهد، خواسته هاى آنها را عنایت مى كند و دعاهاى آنان را اجابت مى فرماید.

انشاءالله

میلاد صارمی نایینی 




طبقه بندی: ماه رحمت، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی (ناصر)، استاد نایینی، ostadnaser، استاد ناصر، حلول ماه مبارک رمضان، شهر رمضان الذی انزل فیه القران، استاد نایینی بنیانگذار کونگ فو توآ در مناظق شرق اصفهان بزرگ دهه 60،  
[ چهارشنبه 1397/02/26 ] [ 08:01 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙



هوالودود


السّلام علیك یا حُجه الله فی اَرضه

·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

تقدیم به ساحت مقدس آقا بقیه الله الاعظم روحی و ارواحنا له الفدا


خیال وصال


زحال زار من ای نازنــــین چه میـــدانی 
 چه شرح گـــویمت از قـــصه پریشانی 


من از تو دل نبریدم اگر چــه خا موشم 
 ا لی الابد شده ام من ا ســیر و زنـدانی 


ا سیرنرگس مستی عظیم عـا شق کش 
 خمار لــعل لبی هــمچو آب حیــوانی 


ندانم ای گـــل گـــلزار حسن میدانی ؟ 
 زحــال بلبل شیدا و شـــــــرح حـیرانی 


به گرد کعبه عشق تـــوا م چـــو پروانه 
 تو در منای خیـا لت به فــــکر قربانی 


نه در خیال وصــا لم بدین تهیـــد ستی 
نه لایقم که بخوانی مــرا به مهمانی 


به یک کرشمه چشمت دلم شودخرسند 
اگر چه دور زچشمم کنی توپـــنهانی 


دل از خیــــال تو یــــکدم تهی نمیگردد 
 تویی که جان منی گر چه رو بگـردانی 


به حـق عشق قسم ای ا میرکشور دل 
 بیا که ( ناصر ) شوریـده را مرنـجانی 


·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

شوق وصال


گوشــه عـــزلت و انـــــدوه دل و تنهایی 
 آتش عــشق تو و سوختن و شیدایی 

مـــن ِدلـــداده کـــجا تــــاب تحـــمل دارم 
 کاش مـی بود کنــون بهرگریزم پایی
 
غـم هــجران تو و ظلمت شـــبهای دراز 
 ای صنم چشم براهم که مگر باز آیـــی
 
دل سرگشته ودیـوانه شدازدست دگــر 
 کومسیحا نفسی،صحبت روشـن رایی 

سر هـــرکـوچه و برزن به تکاپـــوی توام 
 آه از هـجر تو و عشق من و رسوایی
 
شهره خلق شدم « تشت من ازبام افتاد» 
برزبانهاسـت دگر قـصه من هر جایی 

اگر از عشق تو سـر بر سـر هر دار نهم 
 ذره ای نیــست هراســم زکس وپروایی
 
«ناصر»ازشوق وصال توسروده ست چنین 
 غزلی ناب،همه سـوز،بدیـن شیوایی 

اشعار از :خلیل صارمی نایینی «ناصر»

میلاد صارمی نایینی




طبقه بندی: امام زمان (عج)، 
برچسب ها: اعیاد شعبانیه، خلیل صارمی نایینی (ناصر)، استاد نایینی، ostadnaser، استاد ناصر، ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، استاد نایینی بنیانگذار کونگ فو توآ در مناظق شرق اصفهان بزرگ دهه 60،  
[ سه شنبه 1397/02/11 ] [ 07:52 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]


معلم

تو کوه عزم و ایمانی معلم



 



 


معلم عزیزم روزت مبارك 

..... 


 معلم 


معــلم ای فــــــروغ آســــــمانی 

معـلم ای چـــراغ زنــــدگـــــانی 

تو نــوری ، تابــناكـــی ، بی قـــرینی 

حبیبی ، صادقـــی ، صافــــی ، امینی 

تـــو هستی شــمع جمــــع آفــــرینش 

سپـــهر دانـــــش و دریــــــای بـینش 

همیشه شمـــع بـــودن شیوه تــوست 

تـــو پر باری و دانش میوه تــــوست 

زباران تــــو هستـــی كــرده حـــاصل 

كـــویـــر تــشنه دلــــــــهای غـــافـــل 

تــــو كــــوه عــــــــزم و ایمانی معـلم 

صــــــبوری نیـــــك میـــدانی معـــــلم 

تـــــو گنــــــج علم انـــدر سینه داری 

تــــو قلـــــــبی پاك چون آییــنه داری 

تـــو هستی حافـــــظ فرهنگ و دانش 

گـــرفـــته در پناهــــت عـــلم رامـــش 

طـــــریــــق انـــــبیا را بـــــرگزیـــدی 

از ایـــن دنــیای فانـــــی دل بریــــدی 

گـــــــل بـــی خـــار بـستان وجـــودی 

طراوت بخـش و جـاری همچو رودی 

دعـــا کــــردم همــیشه زنده باشـــی 

مــــدام از نـــور حــــق آكــنده باشـی 

..... 

شعر از: خلیل صارمی نایینی «ناصر» 

منبع :روزنامه اطلاعات 1370/02/28 

شماره19329


http://www.ostadnaser.ir


 

 

 




طبقه بندی: معلم، 
برچسب ها: معلم، فروغ آسمانی، گنج علم، رهرو انبیا، خلیل صارمی نایینی «ناصر»، شاعر و نویسنده معاصر،  
[ سه شنبه 1397/02/11 ] [ 07:32 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه


ایام ولادت سرور و سالار شهیدان امام حسین علیه السلام

 ،امام سجاد علیه السلام

و عباس بن علی علیه السلام

 بر همگان مبارک


·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

حسین علیه السلام
عاشقم من عاشق دیوانه روی حسین(ع)
آرزومندم که باشم ساکن کوی حسین(ع)
سالها گشتم میان هر گلستان بهر گل
گل ندیدم خوشتر از رخسار خوشبوی حسین(ع)
هر کسی را گونه ای دلبستگی در زندگیست
از همه عالم گذشتم من به یک موی حسین(ع)
ترک جان و سر کند از روی اخلاص و صفا
هر که نوشد جرعه ای در عشق از جوی حسین(ع)
(ناصرم) من آتش عشق حسینی در سرم
بر مشامم میرسد از قعر دل بوی حسین(ع)



سجاد علیه السلام

شور ی به جهان کنون در افتاد
جانم به فدای نام سجاد
هنگام تولد تو مولا
آن لحظه که شاه دین شدی شاد
از بهر دل موالیان هم
ایزد گُل آبرو فرستاد 
چون مادر توست شهر بانو
ای جان جهان و شاه عُبّاد
زین پس عرب و عجم ندارد
سجاد زمادری عجم زاد
ای زینت عرش و فرش و کرسی
ای هر دو جهان ز مهرت آباد 
(ناصر )شده بی پناه و تنها
آقا تو برس دگر به فریاد



عباس علیه السلام

آمده عباس ، بگو یا حسین(ع)
دسته گل یاس ،بگو یا حسین(ع)
جان علی (ع)، زاده ام البنین(س)
مظهر احساس ،بگو یا حسین(ع)

ماه بنی هاشم و سالار عشق
در صف عشاق ، علمدار عشق
در دل میدان شجاعت علی(ع)
بر سر پیمان ،شده بر دار عشق

ای به سخاوت علی دیگری
باب حوائج تویی و سروری
(ناصر) بیچاره و دامان تو 
شافع محشر ، به خدا محشری

خلیل صارمی نایینی « ناصر»
·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

میلاد صارمی نایینی 




طبقه بندی: اعیاد شعبانیه، 
برچسب ها: حسین علیه السلام، امام سجاد علیه السلام، عباس قمر بنی هاشم علیه الیلام، خلیل صارمی نایینی، ostadnaser، استاد ناصر، استاد نایینی بنیانگذار کونگ فو توآ در مناظق شرق اصفهان بزرگ دهه 60،  
[ سه شنبه 1397/01/28 ] [ 01:24 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙


برتمــام مسلمین جهان  مبارکــــ باد

·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙


˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙ 

بِسمِ اللّهِ الرّحْمَنِ الرّحِیمِ‏

 اقْرَأْ بِاسمِ رَبِّك الّذِی خَلَقَ(1) خَلَقَ الانسنَ مِنْ عَلَقٍ(2)

 اقْرَأْ وَ رَبّك الأَكْرَمُ(3)

 الّذِی عَلّمَ بِالْقَلَمِ(4) عَلّمَ الانسنَ مَا لَمْ یَعْلَمْ(5) 

˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) صلوات

"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"
·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

تا عیان از پرده شد حسن دل آراى محمد (ص )
 
شد جهان روشن زنور چهر زیباى محمد (ص )
 
تیرگیهاى ضلالت پاك شد از چهر  گیتى
 
بر طرف شد گرد غم از یك تجلاى محمد (ص )


مبعث رسول الله بر همگان مبارک

اس ام اس تبریک عید مبعث
*
*
*

عید رسول دو سرا آمده

منجی عالم ز حرا آمده

سیّد افلاک سلام علیک

خواجة لولاک سلام علیک

*

*

*

جهان بهشت وصال محمد است امشب

چراغ ماه، بلال محمد است امشب

زمین مکه گل انداخته ز بوسه نور

خدیجه محو جمال محمد است امشب

*

*

*

هنگامه عید است و پر است از برکات

آمد ز حرا رسول شیرین حرکات

با خُلق عظیم شد رسول اخلاق

بر خُلق خوشش زصدق و ایمان صلوات

*

*

*

..............


شب رحمت است یارب نظری به مستـــمندان


به مـــحمد و به آلـــــش ز هــمه بــــلا بگردان


در آســـــمان گـــــشودی زکــرم سپاس یا رب


برسان ظـــهور مــــهدی ،به سر آر درد هجران


خلیل صارمی نایینی « ناصر »





طبقه بندی: عید مبعث، 
برچسب ها: عید مبعث، آغاز رسالت پیامبر اسلام، خلیل صارمی نایینی، ناصر، شاعرو نویسنده معاصر، ostadnaser، استاد نایینی بنیانگذار کونگ فو توآ در مناظق شرق اصفهان بزرگ دهه 60،  

[ جمعه 1397/01/24 ] [ 12:31 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

موجبات شهادت امام موسى كاظم علیه السلام


 

" انتم الصراط الاقوم و السبیل الاعظم و شهداء دارالفناء و شفعاء دارالبقاء. (1)؛ شما راست ‏ترین راه ها و بزرگترین شاهراه ها هستید. شما شهیدان این جهان و شفیعان آن جهانید.

همه ائمه اطهار علیهم السلام به استثناى وجود مقدس حضرت حجت عجل الله تعالى فرجه كه در قید حیات هستند، شهید از دنیا رفته‏اند؛ هیچ یک از آنها با مرگ طبیعى و با اجل طبیعى و یا با  یك بیمارى عادى از دنیا نرفته‏اند، و این یكى از مفاخر بزرگ آنهاست. خود آنان همیشه آرزوى شهادت در راه خدا را داشتند كه ما مضمون آن را در دعاهایى كه آنها به ما تعلیم داده‏اند و خودشان مى‏خوانده‏اند مى‏بینیم. على علیه السلام مى‏فرمود: "من تنفر دارم از این كه در بستر بمیرم، هزار ضربه ‏شمشیر بر من وارد بشود بهتر است از این كه آرام در بستر بمیرم." و ما نیز در دعاها و زیاراتى كه قرائت مى‏كنیم یكى از فضائل ائمه را به این نام یادآوری می کنیم كه آنها از زمره شهدا هستند و شهید از دنیا رفته‏اند.

در اصطلاح، «شهید» لقب وجود مقدس امام حسین علیه السلام است و ما معمولا ایشان را به لقب‏«شهید» مى‏خوانیم: «الحسین الشهید». همان طور كه لقب امام ششم  را‏ «جعفرالصادق‏» و لقب امام موسى بن جعفر را ‏« موسى الكاظم‏» مى‏گوییم ، لقب سیدالشهداء نیز« الحسین الشهید» است. ولى این بدان معنى نیست كه ائمه دیگر ما شهید نشده‏اند. همان طور كه اگر موسى بن جعفر را ‏«الكاظم‏» می نامیم معنایش این نیست كه سایر ائمه" كاظم" نبوده‏اند -"كاظم‏" یعنى كسى كه بر خشم خود مسلط است- ، یا اگر به امام هشتم مى‏گوییم «الرضا» معنایش این نیست كه دیگران مصداق‏«الرضا» نیستند، و یا اگر امام ششم را «الصادق‏» می نامیم ، معنایش این نیست كه دیگران العیاذ بالله صادق نیستند.


تاثیر مقتضیات زمان در شكل مبارزه

اینجا این سوال مطرح می شود كه چرا  سایر ائمه را "شهید" می گوییم؟ با این که بر اساس اسناد تاریخی ایشان در مقابل دستگاه هاى جور زمان خودشان قیام نكرده و شمشیر نكشیده اند؟ و ظاهر سیره ‏شان نشان مى‏دهد كه روش ایشان با روش امام حسین(ع) متفاوت بوده است.

این که ما تصور کنیم  سایر ائمه با روش امام حسین(ع) در این جهت اختلاف و تفاوت داشته است، تصور غلطی است. این هم که برخی فکر می کنند بنای امام حسین علیه السلام بر مبارزه با دستگاه جور زمان خود بود ولى سایر ائمه بنای مبارزه را نداشتند، تفکر نادرستی است. امكان ندارد مقام مقدس امام  با دستگاه ظلم و جور زمان خودش سازش كند و خودش را با آن منطبق كند؛ بلكه همیشه با آنها مبارزه مى‏كند. تفاوت در این است كه شكل مبارزه فرق مى‏كند. یك وقت مبارزه علنى است و اعلان جنگ می شود؛ و وقتی دیگر، مبارزه هست ولى نوع مبارزه فرق مى‏كند. یعنی مقتضیات زمان در شكل مبارزه  تاثیر می گذارد. هیچ وقت مقتضیات زمان در این جهت نمى‏تواند تاثیر داشته باشد كه در یك زمان سازش با ظلم جایز نباشد ولى در زمان دیگر جایز باشد. در واقع سازش با ظلم در هیچ زمانى و در هیچ مكانى و به هیچ شكلى جایز نیست، اما ممكن است شكل مبارزه فرق كند. تاریخ ائمه اطهارعموماً حكایت مى‏كند كه همیشه در حال مبارزه بوده‏اند. اگر مى‏گویند مبارزه در حال تقیه، مقصود سكون و بى تحركى نیست.« تقیه‏» از ماده ‏«وقى‏» است، مثل تقوا كه از ماده ‏«وقى‏» است. تقیه معنایش این است که به شكل مخفیانه‏ و در یك حالت استتار از خود دفاع كردن؛ نه دست از مبارزه برداشتن.

همه ائمه اطهار این افتخار را دارند كه در زمان خودشان با هیچ خلیفه جورى سازش نكردند و همیشه در حال مبارزه بودند. ایشان در مقابل خلفایی نظیر عبدالملك مروان، اولاد عبدالملك، پسرعموهاى عبدالملك، بنى العباس، منصور دوانیقى، ابوالعباس سفاح، هارون الرشید، مامون و متوكل و ... که از بدنام‏ ترین افراد تاریخ هستند، ایستادند و به انحاء مختلف مبارزه نمودند. اگر مقاومت ائمه اطهار در مقابل اینها نبود، و اگر ایشان فسق ها و انحراف هاى آنان را برملا نمى‏كردند و غاصب بودن و نالایق بودن آنها را به مردم تذکر نمى دادند‏، امروز ما هارون و مخصوصاً مامون را در ردیف قدیسین مى‏شمردیم. اگر ائمه، باطن مامون را آشكار نمى‏كردند و وى را معرفى نمى‏نمودند، مسلما امروز او یكى از قهرمانان بزرگ علم و دین در دنیا تلقى مى‏شد.

در این مقاله بحث ما در زمینه عواملی است که موجبات شهادت امام موسى بن جعفرعلیهماالسلام را فراهم نموده است. البته در این كه موسى بن جعفرعلیهماالسلام به شهادت رسیده، از مسلمات تاریخ است. بنا بر معتبرترین و مشهورترین روایات، موسى بن جعفرعلیهماالسلام چهار سال در كنج ‏سیاه چالهاى زندان به سر برد و در زندان هم به شهادت رسید.


امام در زندان بصره

امام فقط در یك زندان محبوس نبود، بلکه  در زندان هاى متعدد به سر برد. ایشان را از این زندان به آن زندان منتقل مى‏كردند، و راز مطلب این بود كه در هر زندانى كه امام را مى‏بردند، پس از اندك زمانی زندانبان مرید امام مى‏شد. اولین حبس امام در هفتم ماه ذى الحجه سال 178، از زندان بصره آغاز گردید. امام را تحویل  عیسى بن جعفربن ابى جعفر منصور، -  نوه منصور دوانیقى-  والى بصره دادند. او  یك مرد عیاش و شرابخوار، و اهل رقص و آواز بود. مدتى که از زندانی بودن امام گذشت، كم كم عیسى بن جعفر علاقه ‏مند و مرید امام شد.عیسی بن جعفر بر اساس تبلیغات حکومت تصور مى‏كرد كه امام کاظم (ع) مردى ‏یاغى است كه  مدعى خلافت است، ولی پس از چندی همجواری با امام دریافت که ایشان نه تنها دل به دنیا نبسته است بلکه غرق در معنویت است. و اگر مساله خلافت ‏براى ایشان مطرح است از جنبه معنویت مطرح است نه این كه یك مرد دنیا طلب باشد. همین مسائل باعث شد که وضع تغییر کند و عیسی دستور داد اتاق بسیار خوبى  در اختیار امام قرار دادند و رسماً از امام پذیرایى مى‏كرد. از آن طرف هارون محرمانه به عیسی پیغام داد كه امام را بکشد. عیسی جواب داد که چنین كارى نمى‏كند. پس از این که هارون برای اجرای دستورش فشار زیادی آورد؛ عیسی  نامه ای به خلیفه نوشت كه "دستور بده زندانی را از من تحویل بگیرند والا  او را آزاد مى‏كنم، من نمى‏توانم چنین مردى را به عنوان یك زندانى نزد خود نگاه دارم." و البته چون عیسی بن جعفر پسرعموى خلیفه و نوه منصور بود، برای حرفش احترام قائل بودند.


امام در زندان هاى مختلف

بالاخره امام را از بصره به بغداد آوردند و تحویل فضل بن ربیع دادند. فضل بن ربیع، پسر« ربیع‏» حاجب -دربان- معروف است. (2) پس از مدتی فضل هم  به امام علاقه ‏مند شد و وضع امام را تغییر داد که وضع بهترى بود. جاسوسان به هارون خبر دادند كه موسى بن جعفر در زندان فضل بن ربیع به خوشى زندگى مى‏كند، در واقع زندانى نیست و مثل میهمان است. هارون امام را از او گرفت و تحویل فضل بن یحیاى برمكى داد. فضل بن یحیى هم بعد از مدتى شروع به خوشرفتاری با امام كرد كه هارون خیلى خشمگین شد و جاسوس فرستاد که تحقیق كنند؛ و چون دیدند که جریان صحت دارد، هارون امام را از او نیز تحویل گرفت و فضل بن یحیى مغضوب واقع شد. پس از آن یحیى برمكى پدر فضل، براى این كه مبادا به سبب سرپیچی پسرانش از اوامر هارون از چشم هارون بیافتند، در مجلسى سر زده  نزد هارون رفت و گفت: اگر از پسرم تقصیری سر زده، من حاضرم اوامر شما را اطاعت كنم؛ پسرم توبه كرده است، او را ببخشید. یحیی پس از آن که دل هارون را به دست آورد، به بغداد آمد  و امام را از پسرش تحویل گرفت و تحویل زندانبان دیگرى به نام سندى بن شاهك داد كه گفته می شود مسلمان نبود. در زندان او خیلى بر امام سخت گذشت، و امام در زندان او هیچ روى آسایش ندید.


در خواست هارون از امام

در آخرین روزهایى كه امام زندانى بود و تقریباً یك هفته بیشتر به شهادت ایشان باقى نمانده بود، "هارون" یحیى برمكى را نزد امام فرستاد و با نرمی و ملایمت به او گفت از طرف من به پسرعمویم سلام برسان و به او بگو بر ما ثابت ‏شده كه تو گناهى و یا تقصیرى نداشته‏ای ولى متأسفانه من قسم خورده‏ام كه تا تو اعتراف به گناه نكنى و از من تقاضاى عفو ننمایى، تو را آزاد نكنم؛ البته لازم نیست هیچ كس هم ‏بفهمد. همین قدر که در حضور همین یحیى اعتراف كنی کافی است، چرا که من نمی توانم سوگند خود را بشکنم.

امام آن روح مقاوم و بزرگ، به یحیی پاسخ می دهد:« به هارون بگو از عمر من دیگر چیزى باقى نمانده است‏» و پس از یك هفته امام را مسموم نمودند.


علت دستگیرى امام

چرا هارون دستور دستگیری امام را داد؟ پاسخ روشن است: خلیفه  به موقعیت اجتماعى امام حسادت مى‏ورزید و احساس خطر مى‏كرد، او برای  حکومتش احساس امنیت نداشت. زمانی كه هارون تصمیم مى‏گرفت ولایتعهدی  را براى پسرش امین، و بعد از او براى دیگر پسرانش مامون و مؤتمن تثبیت كند؛ علما و برجستگان شهرها را دعوت مى‏نمود تا همگی در آن سال به مكه بروند چرا كه مى‏خواست در آنجا از همه بیعت ‏بگیرد. اما برای چنین برنامه ای مانعی بزرگ وجود داشت و آن مانع امام کاظم علیه السلام بود. آن كسى كه اگر در آن جمع حضور می داشت و چشمها به او می افتاد، این فكر در اذهان ایجاد مى‏شد که آن كسی که  ‏براى خلافت لیاقت دارد امام کاظم علیه السلام است و در اینجا قطعا نقشه های هارون به هم می خورد. پس وقتى كه به مدینه آمد، دستور زندانی کردن امام  را داد.

 در تاریخ آمده است که یحیى برمكى به اطرافیانش گفت: من گمان مى‏كنم خلیفه  ظرف امروز و فردا دستور بدهد موسى بن جعفر را توقیف كنند. گفتند چطور؟ گفت: من همراهش بودم كه به زیارت حضرت رسول در مسجدالنبى رفتیم، وقتى كه خواست‏ به پیغمبر سلام بدهد، دیدم این گونه سلام مى‏گوید: السلام علیك یا ابن العم  یا رسول الله. بعد گفت: من از شما معذرت مى‏خواهم كه مجبورم فرزند شما موسى بن جعفر را توقیف كنم.

بالاخره هارون دستور داد جلادهایش به سراغ امام بروند. اتفاقا امام در خانه نبود. ایشان به مسجد پیغمبر رفته بود. سربازها به مسجد رفتند و وقتى وارد شدند كه امام در حال نماز بود. مهلت ندادند كه موسى بن جعفر نمازش را تمام كند، در همان حال نماز، ایشان را كشان كشان از مسجد پیغمبر بیرون بردند كه حضرت نگاهى به قبر رسول اكرم كرد و عرض كرد: السلام علیك یا رسول الله، السلام علیك یا جداه، ببین امت تو با فرزندان تو چه مى‏كنند؟!

چرا هارون این اعمال را انجام داد؟ مگر امام قیامی بر پا کرده بود؟ از مسلمات تاریخ است که ایشان قیام نکرده بود ولی وجود خود امام برای هارون و حکومتش خطر داشت، چون خلیفه مى‏خواست براى ولایتعهدی فرزندانش بیعت‏ بگیرد؛ هارون نگران بود که امام اعلام نماید هارون و فرزندانش غاصب خلافتند.


سخن مامون

عملکرد مامون به گونه ای بوده است كه بسیارى از مورخین او را شیعه مى‏دانند، و مى‏گویند از علماى شیعه بوده است. این مرد مباحثاتىمنطقی با علماى اهل تسنن داشته است كه در متن تاریخ ضبط است. چند سال پیش یك قاضى سنى اهل تركیه‏اى كتابى نوشته بود كه به فارسى نیز ترجمه شد به نام ‏« تشریح و محاكمه درباره آل محمد». در آن كتاب، مباحثه مامون با علماى اهل تسنن درباره خلافت ‏بلا فصل حضرت امیر(ع) نقل شده است. نوشته‏اند زمانی خود مامون گفت: اگر گفتید چه كسى تشیع را به من آموخت؟ گفتند چه كسى؟ گفت: پدرم هارون. من درس تشیع را از پدرم هارون آموختم. گفتند: پدرت هارون كه با شیعه و ائمه شیعه از همه دشمن‏تر بود. گفت: در عین حال قضیه از همین قرار است. در یكى از سفرهایى كه پدرم به حج رفت، ما همراهش بودیم. من بچه بودم، همه به دیدنش مى‏آمدند، مخصوصاً مشایخ، معاریف و كبار. دستور داده بود هر كسى كه مى‏آید، اول خودش را معرفى كند، یعنى اسم خودش و پدرش و اجدادش را تا جد اعلایش بگوید تا خلیفه بشناسد كه او از قریش است ‏یا از غیر قریش؛ و اگر از انصار است، ‏خزرجى است ‏یا اوسى. هر كسى كه مى‏آمد، اول دربان نزد هارون مى‏آمد و مى‏گفت: فلان كس با این اسم و این اسم پدر و غیره آمده است. روزى دربان آمد گفت آن كسى كه به دیدن خلیفه آمده است مى‏گوید: "بگو موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسین بن على بن ابى طالب." تا این را گفت، پدرم از جا بلند شد، گفت: بگو بفرمایید، و بعد گفت: همان طور سواره بیایند و پیاده نشوند؛ و به ما دستور داد كه از ایشان استقبال كنیم. ما رفتیم. مردى را دیدیم كه آثار عبادت و تقوا در ظاهرش كاملا هویدا بود. نشان مى‏داد كه از آن عباد است. سواره بود كه مى‏آمد، پدرم از دور فریاد كشید: شما را سوگند مى‏دهم كه همین طور سواره نزدیك بیایید، و او چون اصرار زیاد پدرم را دید  یك مقدار روى فرش ها سواره آمد. به امر هارون دویدیم ركابش را گرفتیم و او را پیاده كردیم. هارون وى را بالا دست‏ خودش نشاند و مؤدب نشست، و بعد سؤال و جواب هایى كرد:

- عائله ‏تان چند نفرند؟ معلوم شد عائله‏اش خیلى زیاد است.

-  وضع زندگیتان چطور است؟ امام پاسخ دادند.

- عوایدتان از کجا تأمین می شود؟

پس از این سوال و جواب ها وی  رفت. وقتى خواست ‏برود پدرم به ما گفت: بدرقه كنید، در ركابش بروید. و ما به امر هارون تا در خانه‏اش در بدرقه‏اش رفتیم، كه او آرام به من گفت تو خلیفه خواهى شد و من یك توصیه بیشتر به تو نمى‏كنم و آن این كه با اولاد من بدرفتارى نكن.

ما نمى‏دانستیم این كیست. برگشتیم. من از همه فرزندان ناراحت تر بودم، وقتى خلوت شد به پدرم گفتم این كى بود كه تو این قدر او را احترام كردى؟ خنده‏اى كرد و گفت: اگر راستش را بخواهى این مسندى كه ما بر آن نشسته‏ایم مال اینهاست. گفتم آیا به این حرف اعتقاد دارى؟ گفت: اعتقاد دارم. گفتم: پس چرا واگذار نمى‏كنى؟ گفت: مگر نمى‏دانى "الملك عقیم"؟ تو كه فرزند من هستى، اگر بدانم كه مدعى من می شوى، آنچه را كه چشمهایت در آن قرار دارد از روى تنت ‏بر مى‏دارم.

پس از مدتی هارون شروع کرد به صله دادن. پول هاى گزاف برای افراد مى‏فرستاد، پول هایی به میزان پنج هزار دینار زر سرخ، چهارهزار دینار زر سرخ و غیره. من فکر کردم لابد پولى كه براى این مردى كه این قدر برایش احترام قائل است مى‏فرستد خیلى زیاد خواهد بود. ولی دیدم كمترین پول را براى او فرستاد؛ یعنی دویست دینار. سؤال كردم که علت این کار چیست؟ گفت: مگر نمى‏دانى اینها رقیب ما هستند. سیاست ایجاب مى‏كند كه اینها همیشه تنگدست‏ باشند و پول نداشته باشند؛ زیرا اگر زمانى امكانات اقتصادى ‏شان زیاد شود، یك وقت ممكن است كه صد هزار شمشیر علیه پدر تو قیام كند.


میلاد صارمی نایینی


ادامه مطلب

طبقه بندی: امام موسی کاظم علیه السلام، 
برچسب ها: امام کاظم علیه السلام، استاد نایینی، ostadnaser، استاد ناصر، شهادت امام موسی کاظم علیه السلام، خلیل صارمی نایینی شاعرو نویسنده معاصر، استاد نایینی ببنیانگذار کونگ فو توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه60،  
[ چهارشنبه 1397/01/22 ] [ 11:10 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙


سلام بر بانوی عاشورا

وفات حضرت زینب کبری بر عموم شیعیان جهان تسلیت باد

سر نى در نینوا مى‏ماند اگر زینب نبود

کربلا در کربلا مى‏ماند اگر زینب نبود

چشمه فریاد مظلومیت لب تشنگان‏

در کویر تفته جا مى‏ماند اگر زینب نبود

ذو الجناح داد خواهى، بى‏سوار و بى‏لگام‏

در بیابانها رها مى‏ماند اگر زینب نبود

چهره سرخ حقیقت یعنی آن خورشید سرخ

پشت ابرى از ریا مى‏ماند اگر زینب نبود

در شکست لشکر شمشیرها، تیغ زبان

در نیام ادعا می ماند، اگر زینب نبود

زخمه زخمى‏ترین فریاد در چنگ سکوت‏

از طراز نغمه وامى‏ماند اگر زینب نبود

در عبور از بستر تاریخ، سیل انقلاب‏

پشت کوه فتنه‏ها مى‏ماند اگر زینب نبود

در طلوع داغ اصغر، استخوان اشک سرخ‏ 

در گلوى چشم ما مى‏ماند اگر زینب نبود

قادر طهماسبی (فرید)

بخشی از مثنوی عاشورایی

ای عاشـقان فریاد ، وای از این مـصیبت

اكــنون كه انـدر مـاتم لـب تشنگانید

زان شـه فـرو بـندم دگر این لحظه دم را

آتــش زدند از كــینه دل خـیمه هـــا را

اهــل حـرم را طـــوق بر گردن فكندند

هـر جـا درنـگی در مـیان راهشان بود

رخـت اســیری كرد بر تـن زیــنب زار

طــفلان معصومـند و مـُـشتی داغــدیده

آل علی را خـارجی خـواندند هــر جا

از حـال زیــنب زیـــن بـــلا اَلـلّهُ اعــلم

مــنزل به مـنزل با سـری بی تـن اسـیری

در این رسـالت قــاصـدی والاست زینب

در بـــارگاه آن پـلیــد زشـــت كـــردار

در ذَمّ دونــان صــحبتی جــانانه كـــردند

امــا زسـوز سـینه اش آگـاه كس نیست

او دیده هــفتاد و دو تـن در خـون تــپیده

داغ شــهید نـینوا در ســینه اوسـت

بایـد كه با این كاروان هـمراه بــودن

(ناصر ) تو هـم در ماتم سلطان دین باش

شاید در آنجائـیكه شـافی این شـهانند

 

این مثنوی بارها در روزنامه های کثیر الانتشار (رسالت ،کیهان و اطلاعات )به  چاپ رسیده است

فریاد ازایـن بـیداد ، وای از این مـصیبت

سـیلاب خــون از دیـده بر دامـن برانید

قـدری بگـویم حالـت اهــل حــرم را

كــردنــد نـــیكو خـدمت آل عــبا را

ســیلی زدند و ظلــم بـی اندازه كـردند

در كـنج ویــران و خـرابی جایــشان بود

ای دیده چون دل اندر این غم خون فرو بار

در این سـفر زیـنب چه تلخی هـا چــشیده

آزارشــان دادند هر جـا گـاه و بــیگاه

در صــبر او بـــر دردهـا  اَلــلّهُ اعـــلم

هـر جـا بــیانی تـند در اوج دلــیری

روشـنگر اهـداف عـاشــوراسـت زینب

او هــست وآن شــهزاده رنــجور و بــیمار

یكباره كـــاخ ظلـــمشان ویــرانه كــردند

هر ذرّه جـسم و جـان زینب داغ و دردیست

او پــیكر عــبّاس را بـی دسـت دیده

انــدوه دشت كربـلا در سـینه اوســـت

ننگ است خواب و راحت و بی غم غـنودن

از ایـن مصیبت تا قـیامت دل غمین باش

بر آتـش جـان تو هــم آبـی فـشانند



التماس دعا

 (خلیل صارمی نایینی "ناصر")

دهم محرم الحرام 1428

التماس دعا

میلاد صارمی نایینی




طبقه بندی: کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی، ناصر، شاعرو نویسنده معاصر، وفات زینب، بانوی بزرگ عاشورا، کربلا در کربلا میماند اگر زینب نبود، استاد نایینی ببنیانگذار کونگ فو توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه60،  
[ یکشنبه 1397/01/12 ] [ 08:59 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

به نام خدا

برگ درختان سبز در نظر هوشیار
هرورقش دفتریست معرفت کردگار

فلسفه سیزده بدر و روز طبیعت 

سیزدهمین روز از هر ماهی در گاهنامه‌ی ایرانی تیر یا تیشتر نام دارد و روز سیزده ماه فروردین به جشن سیزده بد‌ر و روز طبیعت نام گذاری شده است.

جشن سیزده فروردین ماه روز بسیار مبارک و فرخنده است. ایرانیان چون در مورد این روز آگاهی کمتری دارند آن روز را نحس می دانند و برای بیرون کردن نحسی از خانه و کاشانهً خود کنار جویبارها و سبزه ها می روند و به شادی می پردازند. تا کنون هیچ دانشمندی ذکر نکرده که سیزده نوروز نحس است. بلکه قریب به اتفاق روز سیزده نوروز را بسیار مسعود و فرخنده دانسته اند.


نخست باید به این موضوع توجه داشت که در فرهنگ ایرانی، هیچ یک از روزهای سال «نحس» و «بدیمن» یا «شوم» شمرده نشده، بلکه چنانچه می دانیم هر یک از روزهای هفته و ماه نام هایی زیبا و در ارتباط با یکی از مظاهر طبیعت یا ایزدان و امشاسپندان داشته و دارند،(نگاه کنید به نام روزهای ماه) و روز سیزدهم هر ماه خورشیدی در گاهشماری ایرانی نیز «تیر روز» نام دارد که از آن ِستاره ی تیشتر، ستاره ی باران آور می باشد و نیاکان فرهیخته ی ما از روی خجستگی، این روز را برای نخستین جشن تیرگان سال، انتخاب کرده اند.


نام گذاری این روز:

در سیزدهمین روز از تیر ماه، آرش كمانگیر، پهلوان ایرانی با پرتاب تیر، مرز میان ایران و توران را جدا كرد و در پی آن اشتی مردمی را میان توران و ایران كه سال ها در جنگ بودند پایدار ساخت. به یادبود او ایرانیان جشن تیرگان را در ماه تیر برپا كردند و سیزدهمین روز از هر ماهی را تیر یا تیشتر نامیدند.


تِشتر یا تیر كیست؟

در میتخت‌های (اساطیر، Myths) ایرانی، تِشتر یا تیر ایزد بانوی بارندگی است كه در آسمان‌ها به ریخت اسپ سپیدی در رهروی است و هرگاه با دیوی به نام اَپوش بجنگد و برنده شود، سالی پر از سبزی و خرمی و باران در پیش است. از سویی گویند كه جمشید شاه پیشدادی هم هر سال در روز سیزده نوروز در دشت سبز و خرم چادر بر پا می کرده و بارهمگانی می داده که سپس به گونه‌ی آیین درمی آید و از همین روی ایرانیان روز سیزدهم فروردین كنار سبزه‌ها، چشمه سارها و جویبارها می‌روند و به ویژه زنان كه نماینده‌ی آناهیتا، ایزد بانوی آب هستند با نوازش سبزه‌ها و گره زدن آنان {داستان گره زدن سبزه در پایین آورده شده}، پشتیبانی خود را از ایزد بانوی باران نشان می‌دهند.



برگزاری آیین جشن سیزده بدر:

نیاكان ما پس از دوازده روز جشن که یاد آور دوازده ماه سال است، روز سیزدهم را پایان جشن بزرگ نوروز می دانستند. امروزه هم هنوز روز سیزدهم فروردین همانند شب پایانی چهارشنبه سال جایگاه ویژه‌ای دارد. اگر با چهارشنبه ‌سوری به پیشواز نوروز می ‌رویم، با جشن سیزده بدر همراه با شادی به پادرهه/بدرهه (بدرقه) آن می ‌رویم.



آنان از بامداد روز سیزده فروردین سفره نوروزی را بر می چیدند و سبزه ها را با خود بر می داشتند و به دشت، بیابان و کشتزارها می بردند و به آب روان می سپردند كه نشانه‌ی ‌پیشكشی دادن به ایزد بانوی آب ها است و با نیایش به درگاه اهورامزدا آرزوی بارش باران و سالی پر از فراوانی و شادی می كردند.


آنان در زمین تازه روییده و سرسبز و آکنده از انبوه گل و گیاهان بیابانی به شادی، ترانه سرایی، پایکوبی، بازی های گروهی، بادبادک پرانی، سوارکاری، هماورد جویی جوانان، آب پاشی و آب بازی می پرداختند و با گرد آوری سبزه از دشت و كوه به پختن آش و خوراکی های ویژه می پرداختند، که همه ریشه در فرهنگ زیبای ایرانی دارد و آن شاد کردن، خنداندن و آشتی و در پی آن فروریختن اندیشه های پلید و تیره است.


بخشی دیگر از آیین های زیبای سیزده بدر با سرنوشت در پیوند است، برای نمونه: شگون (فال) گوش ایستادن، شگون گیری و به ویژه شگون کوزه، گره زدن سبزی و گشودن آن، بخت گشایی که در سمركند (سمرقند) و بخارا رواج دارد ونمونه های پرشماردیگر...
hamazoor.ir



ابوریحان بیرونی در کتاب آثار الباقیه راجع به جشن تیرگان چنین میگوید :

هنگامی که افراسیاب پادشاه توران بر لشگر ایرانیان غلبه میکند ، منوچهر ( پادشاه ایران ) به جنگلهای مازندران پناه میبرد ، افراسیاب لشکر منوچهر را محاصره میکند و منوچهر به ناچار پیکی به نزد افراسیاب فرستاده و از او می خواهد که از کشور ایران به اندازه پرتاب یک تیر واگذارد و باقی را بگیرد ، افراسیاب با کمال میل این پیشنهاد را می پذیرد ، منوچهر فکر می کند که چه کسی را برای پرتاب تیر انتخاب کند تا اینکه یکی از فرشتگان خداوند به نام اسفندارمذ پیش منوچهر آمده و آرش را که مردی خدا پرست و دیندار بود و در یکی از غارهای کوه البرز مشغول عبادت بود نامزد اینکار می کند ، چنانکه در اوستا آمده است ، آرش را حاضر میکنند و منوچهر تیر و کمان را به او داده و می گوید تو باید به فرمان خداوند این تیر را پرتاب کنی و کشور ما را از چنگال اهریمن ( لشگر افراسیاب ) رها سازی ، آرش برهنه می شود و به بالای بلند ترین نقطه کوه رویان می رود و خطاب به مردم می گوید : ای مردم بدن من را ببینید که سالم است و در آن هیچ زخم و جراحتی وجود ندارد ، اما بدانید که هنگامی که من این تیر را رها کنم تکه تکه خواهم شد و خود را فدای شما خواهم کرد ، آرش کمان را می گیرد و با تمام نیرو آنرا می کشد بگونه ای که تمام رگهای بدنش بیرون می زنند و پاره پاره می شوند ، او تیر را رها می کند و خداوند به باد فرمان می دهد که تیرش را از کوه رویان بردارد و به شهر فرغانه ( شهری در خاور افغانستان کنونی که فاصله آن تا جای پرتاب تیر هزار فرسنگ بود ) ببرد ، تیر پس از چند روز حرکت در این شهر به درخت گردوئی برخورد می کند و این درخت گردو مرز بین ایران و توران می شود ، افراسیاب ناگزیر لشکر خود را از ایران بیرون می برد و ایرانیان آزاد میشوند .

این قضیه در روز سیزدهم تیر اتفاق افتاده بود و مردم این روز را جشن گرفتند و طی مراسمی آلات طبخ و تنورهای خود را ( که نشانه ای از دوران اسارت بود) شکستند و دیگی بزرگ فراهم کردند و هر کس هر چه که در خانه داشت از سبزی و نخود و حبوبات تا گوشت را در آن ریختند و آشی پختند و آنرا بین همه بخش کردند .

این جشن تا پیش از ظهور اسلام و حتی مدتی پس از آن در کشور ما بر پا می شد و طرفداران زیادی داشت ، اما پس از ظهور اسلام این جشن نیز به همراه دیگر آئین های زرتشتی منسوخ گردید و امروزه تنها در بین اقلیت زرتشتیان کشورمان این آئین برپا می شود .

سرچشمه ها :

1 _ آثار الباقیه ، ابوریحان بیرونی ، به کوشش اکبر دانا سرشت

2 – هنر ایران در دوران پارت و ساسانی ، گیریشمن ، برگردان بهرام فره وشی

3 – تاریخ ماد ، دیاکونوف ، برگردان کریم کشاورز


میلاد صارمی نایینی  




طبقه بندی: سیزده بدر، 
برچسب ها: روزطبیعت، سیزده بدر، خلیل صارمی نایینی « ناصر »، استاد نایینی، استاد ناصر، استاد نایینی بنیانگذار سبک تو آ در مناطق شزق اصفهان بزرگ دهه 60، میلاد صارمی نایینی،  
[ یکشنبه 1397/01/12 ] [ 10:50 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

بسم الله الرّحمن الرّحیم



ولادت اسدالله الغالب ، علی بن ابیطالب


 بر همه ی شیفتگان حضرتش مبارک باد 


التماس دعا 
نایینی (ناصر)



انّما ولیُکم الله و رَسوله و الّذین آمنوا الّذین یُقیمون الصلوة و


 یُؤتون الزکوة و هُم راکعون (سوره مائده آیه 55) 



محراب مسجد کوفه 

برگ سبز


     در دلــــم نیســـت جـــز ولای عـــــلی     

        جـــان جمـــــله جهـــان فدای عــــــلی

     خــُــــــــرّم آنكــس كه اوفــــــتد یك دم 

           بـــــر ســــرش ســایه هُمــای عــلی

      آفــــــــــتاب ولایــــــت عــــــا لـــم        

    پــــــرتو حُســــن لافـــــــتای عــــــــلی

      زادگــاهش حــــــریم بـــیت الـــلـّـــه

           شــــد بــــنا كــــعبه از بـــرای عـــلی

      بـــه خـــداونـــد جــــز خـدا و رســول

             ذرّه ای نــــیســت مــــاورای عــــلی

     آسـمان و زمـــین و آنـــچه در اوسـت    

           زنــــده از نــــام جـــانـــفزای عــلی

       ذوالـــفقارش حــــــقیقــت قـــــاطـــــع

              ســركشــان مـــانـده در غَــزای عــلی

        نـصرت دیــــن نـمی شـــدی مـــــقدور

                 جــــز به دســت گــره گـشای عـلی

       خُــــفت در بـــــستر پــــــسر عــــمّـش 

               مـرحـبا ! جـرات و وفــــای عـــــلی

        در غــــدیر خُــــــم آن نــــبی امــــین 

             گــفت از جـــانـــب خـــــــدای عـــــلی

        هــــــر كـــه مــــولای او مــــنم بایــــد

               بـعد از ایـــن جـــویـد او رضـای عــــلی

        گـــفت مــــن دانــــم و خــــدا دانـــد

                قــدر و شـأن و مـــقام و جــای عــلی

        تـــا اَبــــد راه رســــــتگـاری جُــــست

                هـــر كه شـد یــار و آشـــنای عــلی

        آنــكه شــــد جـــرعــه نــوش این درگه

                زنــده مـــی گـردد از بـــقای عــــلی

        هــر فـــرو بـــسته بــــاز مـی گــردد 

               بـا سـر انـــگشت عـقل و رای عــلی

        خــــاك تــــیره به حــــرمت نـــامـــش

                 مـــی شــود زَر زِ كــیـمیـای عـلی

        مـــستمــندان و بـــــینـوایــــان بــــــین

            بــر در خــانـــه و ســـرای عـــــلی

        مــــی دهــــد خــــاتــــم ســلـــیمانی

                  خـــوش بـــه حـال گـدا گـدای عــلی

        نَـه بــــشر را بُــــوَد نـــه جِـنّ و مــلك

               جــود بــی مِــثل و انــــتهای عــــلی

        كــی فـرو مـــانـده بــاز مــی گـــردد

                بـی نـــصیـب از در عـطای عــــلی

        درد هــــر دردمـــــند بـــــی درمــــان

                  خوب مــی گــردد از دوای  عـلی

        كـــودكــــان یــــتیم می دانــــند

                اُلـفت بــی حــد و صـــــفای عـــــلی

        كـــوفه مـی دانـــد و مـدیــنه و چـاه 

               نالــه هــای عــلی ، دعــای عــلی

        در غــم فــــاطـــــمه خــدا دانـــد 

               شـرح هــجران و گــریه هــای عــلی

        راز تــنهایــــی ولــــی الــــلّـــه

              تـــــیره شــب دانـــد و خــدای عــلی

        در دل شــب هــنوز پـــیچیـده ســـت

                 یـا رب و یـــــارب و صـدای عـــلی

        بــشنود گـــــوش هر حـقیقت جــوی

               هـــر زمان بـــانگ حـق ز نــای عــلی

        دل چـو پــــروانــــه پَر كــشد هـر دم

                مـست و دیــــوانــه در هــوای عــلی

        كــاش بــــودم مـقیم خــاك نــجف

               تــــربــت پـاك و دلــربــای عـلی

        دســــت خـالـی نــــمی روم بـــر در

               جـان فـــشانم بــه خــاك پــای عــلی

        ای خوش آنــــدم كه مـی شـود روشـن

                ظـلـــمت قــبر از ضـــیای عـــلی

        «برگ ســــبزیـست تــحفه درویــــش»  

             شــعر مــــن كــی بُوَد رَوای عــــلی

        جــملهء خـــــلق عــــالــم امـــــكان

                قــاصــر از وصـف ماجـــرای عـــلی

        تـا نَــــفَس مـانــده در تَــنَــت «ناصر»

                 دم بـــه دم ، دم زن از ثــــنای عـــلی 




                           

یک لینک تصویری و یک لینک صوتی با نام مناجات علی 


 علیه السلام در دنبالک ها را حتما دانلود کنید.


التماس دعا.


خلیل صارمی نایینی «ناصر»




طبقه بندی: برگ سبز، 
برچسب ها: وصی پیامبر، اسد الله، شیر خدا، شاعر و نویسنده معاصر، خلیل صارمی نایینی، مولود کعبه، عید غدیر،  
دنبالک ها: مناجات علی علیه السلام، مناجات علی علیه السلام2،  
[ جمعه 1397/01/10 ] [ 12:05 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙


یا جواد الائمه ادرکنی

شب غفران و رحمت و نور است

جمله ی کائنات مسرور است

خانـه ی هشـتمین امام امشب

غرق در جشن و شادی و شور است

یا جواد الائمه ادرکنی

یا جواد الائمه ادرکنی

سر زد از مشرق جهان خورشید

پرتو حُـسن ایـزدی تابید

نهـمین اخــترِ ولایــت عشق

سر زد از بـاغِ یاســهای سپید

یا جواد الائمه ادرکنی

یا جواد الائمه ادرکنی

یا امـام غر یــبِ ما تبریک

صاحب رافـت و رضـــا تبریک

ای امــام زمــان ، ولی خدا

محـضر انــور شـما تبریک

یا جواد الائمه ادرکنی

یا جواد الائمه ادرکنی

سروده خلیل صارمی نایینی (ناصر)

میلاد صارمی نایینی




طبقه بندی: یا جواد الائمه ادرکنی، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی « ناصر »، شاعر و نویسنده معاصر، استاد نایینی، استاد ناصر، استاد نایینی بنیانگذار سبک تو آ در مناطق شزق اصفهان بزرگ دهه 60، یا امام جواد ادرکنی، ولادت امام جواد علیه السلام،  
[ سه شنبه 1397/01/7 ] [ 12:44 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 9 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  

درباره وبلاگ

کس چه داند زآتش پنهان من
آه از ســـوز درون جـــان مـــن
***
کربلای جبـــهه ها یادش به خیر
شور و غوغای دعا یادش به خیر

***
سپاس از همه عزیزان بازدید کننده سایت
سلامت و شادکامی شما ارزوی قلبی ماست

پس از بهره مندی از سایت آن را به دوستان خود معرفی نمائید.

***
توجه * توجه

آلبومها ی تصاویر استاد نایینی و کلیپ ها در صفحات جانبی قرار دارند

*****
استفاده از کلیه مطالب سایت با ذکر منبع بلا مانع میباشد.
هرگونه سوء استفاده و یا نشر ناقص مطالب و نظرات به منظور بهره برداری غیر اصولی پیگرد قانونی دارد

*#*#*
عزیزان بازدید کننده در صورت بروز هر گونه مشکل در ورود به سایت با آدرس :

http://ostadnaser.ir/

از آدرس :
http://bargesabz14.mihanblog.com/

استفاده نمایید.

با سپاس فراوان
مدیر سایت آتش پنهان
میلاد صارمی نایینی
موضوعات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

تماس با ما
آپلود عکس

IranSkin go Up


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب

فروش بک لینک طراحی سایت