قالب وبلاگ


آتش پنهان
نگاهی به آثار و اندیشه های خلیل صارمی نایینی (ناصر) شاعر و نویسنده انقلاب و دفاع مقدس ،جانباز شیمیایی ، استاد هنرهای رزمی ، روان 
نظر سنجی
نظر شما؟







بسم رب النور


امام رضا


پر می کشد دلم به سوی تو یا ثامن الحجج

خواهم شوم مقــــیم کوی تو یا ثامن الحجج


ولادت امام هشتم ثامن الحجج علیه السلام بر شیفتگان حضرتش مبارک باد



ضامن آهو

السلام ای ضامن آهوی من

ای شکوه نغمه یا هوی من

پر زند مرغ دلـــم تا کوی تو

ای تو نوردیده بی سوی من


امشب این مرغ دلم شد سوی طوس 
ای امام المــــتقین شمس الشموس 
کـن قبـــولم ای شه مـــهمان نواز 
آمــدم با ســر به سویت پای بوس


.....

اشعار از خلیل صارمی نایینی (ناصر)


از مدینه تا مرو صدای هلهله فرشته ها زمین را به بازی گرفته بود آسمان ایستاده بود و خدا آفرینش خویش را تماشا می كرد. به گهواره اش كهكشانها را تكان بده كه زمین را یارای ایستادن نیست.

كیست اینكه نامش را علی می گویند و كنیه اش را ابوالحسن؟ كودكی كه مدینه را منور می كند و توس را به بركت گامهایش پایتخت شیعیان جهان .

ای معصوم تر از نگاه باران! آسمان مدینه را به شهر ما هدیه كرده‌ای و عشق را برای ما به ارمغان آورده‌ای می ستایم قدمگاهت را كه …

هفت طاق آسمان را به ضرب می كشانم و ماه را برای دف زدن پایین می كشم. اینها هنوز ابتدای جنون من است كه عاشقانه كلمات را به بند می كشم و رگهای منجمد خیال را در كوچه های نیشابور به قلمدانهای مرصع سوگند می دهم.

بی بهانه نوشتن سخت است و بهانه ای كه تو باشی را نوشتن سخت تر .

چگونه بخوانم اسم اعظم تو را كه نه خورشید برای بودن اندازه می شود و نه ماه برای زیباییت تمثیل .

چگونه طواف كنم آسمانت را كه بهشت را در زمین آورده است و ماهتاب ،‌گوشه كلاهی است كه سر زائرانت را به سجده می‌رساند. نه در هیئت انسان كه آهو شده‌ام. با دستهای ملتمس كه صیادی بیاید و مرا به شما برساند.

ای سر سلسله همه كوههای بلند ، آیا زمین جز به نام تو خواهید چرخید كه عشق را در رگهای انگور می كشانی و زندگی را به خوشه های طلایی چیزی كه نمی دانم می آویزی.

آه ای ابراهیم بزرگ ، خلیل بازوانت را به چشمهای بت زده ام بچرخان تا ناز نگاه تو طلسم خدایان كهنه را بشكند و آسمان هنوز كلمه ای است كه نگاهم را به بالا می كشد و خدای اگر نبود ، كدام عشق را بهانه زندگی می كردیم و آه از تنهایی كسانی كه تو را نمی شناسند.


بخش عترت و سیره تبیان


کلیپ آمدم ای شاه ...



ارمغان حجاز


آقا جون امام رضا هر جا میرم

پُره از کبوترای حرمت

سفره تو پهنه آقای کریم

قربون این همه فضل و کرمت

***

تو غریب نیستی آقا بیا بقیع

اینجا مادرت غریبه آقا جون

باقر و صادق و سجاد و حسن

غریبن توی مدینه آقا جون

***

سر سفره عــــــلی نشسته اند

همه ناسپاس و کورند و کرند

گر چه کوفه بی وفاست امام رضا

به خدا اینا ز کوفی بدترند


تابستان 91 مدینه النبی

خلیل صارمی نایینی « ناصر»


میلاد صارمی نایینی




طبقه بندی: ولادت ثامن الحجج علیه السلام، 
برچسب ها: ولادت امام رضا، امام سجاد علیه السلام، خلیل صارمی نایینی، شاعرو نویسنده معاصر، ostadnaser، امام حسن علیه السلام امام باقر علیه السلام امام صادق علیه السلام، استاد نایینی،  
[ پنجشنبه 1399/04/12 ] [ 04:43 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
بسم رب النور

حضرت معصومه علیهاالسلام

شناسنامه حضرت فاطمه معصومه علیها السلام

نام مقدس: ‌فاطمه كبری

لقب شریف: ‌معصومه علیهاالسلام

پدر بزرگوارش: ‌حضرت موسی بن جعفر علیه‌السلام

مادر گرامی اش: حضرت نجمه خاتون

ولادت باسعادت: ‌اول ذیقعده الحرام 173 هـ.ق

محل ولادت: ‌مدینه منوّره

ورود به قم: 23 ربیع‌المولود (ربیع الاول) 201 هـ.ق

هدف از مسافرت: ‌دیدار برادر خود ‌علی بن موسی الرضا علیه‌السلام كه در خراسان بود.

رحلت یا شهادت جانگداز: دهم ربیع‌الثانی 201 هـ.ق (بنا به قول معتبر)

سنّ مبارك: 28 سال

محل عبادتش در قم: بیت‌النّور (واقع در میدان میر «قم»)

پاداش زیارت آن حضرت: 

بهشت برین

روز دختر بر همه دختران ایران زمین مبارک


تقدیم به همه دختران نجیب آریایی


تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری چهارم www.pichak.net كلیك كنید


دختر با محبت



ﺩﺭ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺻﺒﺢ ﻋﺮﻭﺳﯽ ، ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﺗﻮﺍﻓﻖﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺑﺎﺯ ﻧﮑﻨﻨﺪ.


ﺍﺑﺘﺪﺍ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﭘﺴﺮ ﺁﻣﺪﻧﺪ،ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ،ﺍﻣﺎ ﭼﻮﻥ ﺍﺯ ﻗﺒﻞ ﺗﻮﺍﻓﻖ ﮐﺮﺩﻩ 

ﺑﻮﺩﻧﺪ ، ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻧﮑﺮﺩند.

 

ﺳﺎﻋﺘﯽ ﺑﻌﺪ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﺩﺧﺘﺮ ﺁﻣﺪﻧﺪ.ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ.

ﺍﺷﮏ ﺩﺭﭼﺸﻤﺎﻥ دختر ﺟﻤﻊ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻝ ﮔﻔﺖ:ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﻢ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﮐﻪ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﭘﺸﺖ ﺩﺭ 

ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺭﺍ به ﺭﻭﺷﻮﻥ ﺑﺎﺯﻧﮑﻨﻢ.

 

ﺷﻮﻫﺮ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﮕﻔﺖ ، ﻭ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺮﻭﯾﺸﺎﻥ ﮔﺸﻮﺩ.ﺍﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺭﺍ ﭘﯿﺶ ﺧﻮﺩﺵ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺖ.

 

ﺳﺎﻟﻬﺎ ﮔﺬﺷﺖ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﭼﻬﺎﺭ ﭘﺴﺮ ﺩﺍﺩ. اما ﭘﻨﺠﻤﯿﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪﺷﺎﻥ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻮﺩ.ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮﻟﺪ ﺍﯾﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪ ، 

ﭘﺪﺭ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺷﺎﺩﯼ ﮐﺮﺩ ﻭ ﭼﻨﺪ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺭﺍ ﺳﺮ ﺑﺮﯾﺪ ﻭ ﻣﯿﻬﻤﺎﻧﯽ ﻣﻔﺼﻠﯽ ﺩﺍﺩ.


ﻣﺮﺩﻡ ﻣﺘﻌﺠﺒﺎﻧﻪ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ:ﻋﻠﺖ ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﺷﺎﺩﯼ ﻭ ﻣﯿﻬﻤﺎﻧﯽ ﺩﺍﺩﻥ ﭼﯿﺴﺖ ؟ ﻣﺮﺩ ﺑﺴﺎﺩﮔﯽ ﺟﻮﺍﺏ 

ﺩﺍﺩ: ﺍﯾﻦ ﻫﻤاﻥ ﮐﺴﯿست ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺮﻭﯾﻢ ﺑﺎﺯ ﻣﯿﮑﻨد.




میلاد صارمی نایینی




طبقه بندی: ولادت فاطمه معصومه سلام الله علیها، 
برچسب ها: ولادت فاطمه معصومه سلام الله علیها، خلیل صارمی نایینی، شاعرو نویسنده معاصر، ostadnaser، استاد نایینی، استاد ناصر،  
[ سه شنبه 1399/04/3 ] [ 10:45 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
بسم رب الشهدا و الصدیقین

 السلام علیک یا ابا صالح المهدی

 آجرک الله یا بقیة الله فی مصیبته جدک



از داغ تو شد جهان عزادار

اى مهر تو بهترین علایق 

جان‎ها به زیارت تو شایق

ما را نبود به جز خیالت

یارى خوش و همدمى موافق

بیمارى روح را دوا نیست 

جز مهر تو اى طبیب حاذق

اى نور جمال كبریائى

اى نور تو زینت مشارق

روزی كه دمید نور خلقت

رخسار تو بود صبح صادق

از جلوه تو تبارك الله

فرمود به خلقت تو خالق

حسن توخودازجمال زهراست 

اى زاده بهترین خلایق

بر تخت كمال و تاج عصمت

آخر كه بود به جز تو لایق

تفسیر كمال ایزدى بود

 گفتار تو اى امام صادق

باشد سخن تو جاودانى 

بوده است چو با عمل مطابق

افسوس شدى شهید، آخر

 از حیله ناکسی منافق

از داغ تو شد جهان عزادار

 زیرا به تو عالمى است عاشق

ماتم زده‎ ایم وغم چودریاست

دل‎ها همه چون شكسته قایق

 

"حسان"


میلاد صارمی نایینی




طبقه بندی: شهادت امام صادق علیه السلام، 
برچسب ها: امام صادق علیه السلام، امام حسین علیه السلام، امام سجاد علیه السلام، عباس قمر بنی هاشم علیه السلام، خلیل صارمی نایینی، شاعرو نویسنده معاصر، استاد نایینی بنیانگذار کونگ فو تو آد در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60،  
[ سه شنبه 1399/03/27 ] [ 11:05 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
به نام خدا

عید بر عاشقان مبار ک باد

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت

صدشکرکه این آمدوصدحیف که آن رفت



عید سعید فطر

عید فطر یكى از دو عید بزرگ در سنت اسلامى است كه درباره آن احادیث و روایات بیشمار وارد شده است. مسلمانان روزه دار كه ماه رمضان را به روزه دارى به پا داشته و از خوردن و آشامیدن و بسیارى از كارهاى مباح دیگر امتناع ورزیده اند، اكنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستین روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند می‏طلبند، اجر و پاداشى كه خود خداوند به آنان وعده داده است.

امیرالمؤمنین على(علیه السلام) در یكى از اعیاد فطر خطبه ‏اى خوانده ‏اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بیم داده ‏اند.

خطبه امیرالمومنین على بن ابى طالب علیه السلام یوم الفطر فقال: ایها الناس! ان یومكم هذا یوم یثاب فیه المحسنون و یخسر فیه المبطلون و هو اشبه بیوم قیامكم، فاذكروا بخروجكم من منازلكم الى مصلاكم خروجكم من الاجداث الى ربكم و اذكروا بوقوفكم فى مصلاكم و وقوفكم بین یدى ربكم، و اذكروا برجوعكم الى منازلكم، رجوعكم الى منازلكم فى الجنه.

عباد الله! ان ادنى ما للصائمین و الصائمات ان ینادیهم ملك فى آخر یوم من شهر رمضان، ابشروا عباد الله فقد غفر لكم ما سلف من ذنوبكم فانظروا كیف تكونون فیما تستانفون (1)

اى مردم! این روز شما روزى است كه نیكوكاران در آن پاداش می‏گیرند و زیانكاران و تبهكاران در آن مایوس و نا امید می‏گردند و این شباهتى زیاد به روز قیامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جایگاه نماز عید شدن به یاد آورید خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ایستادن در جایگاه نماز به یاد آورید ایستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت‏به سوى منازل خود، متذكر شوید بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت‏برین، اى بندگان خدا، كمترین چیزى كه به زنان و مردان روزه‏دار داده می‏شود این است كه فرشته‏اى در آخرین روز ماه رمضان به آنان ندا میدهد و می‏گوید:

«هان!بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشته ‏تان آمرزیده شد، پس به فكر آینده خویش باشید كه چگونه بقیه ایام را بگذرانید.»

عارف وارسته ملكى تبریزى درباره عید فطر آورده است: «عید فطر روزى است كه خداوند آن را از میان دیگر روزها بر گزیده است و ویژه هدیه بخشیدن و جایزه دادن به بندگان خویش ساخته و آنان را اجازه داده است تا در این روز نزد حضرت او گرد آیند و بر خوان كرم او بنشینند و ادب بندگى بجاى آرند، چشم امید به درگاه او دوزند و از خطاهاى خویش پوزش خواهند، نیازهاى خویش به نزد او آرند و آرزوهاى خویش از او خواهند ونیز آنان را وعده و مژده داده است كه هر نیازى به او آرند، بر آوره و بیش از آنچه چشم دارند به آنان ببخشند و از مهربانى و بنده‏ نوازى، بخشایش و كارسازى در حق آنان روا دارد كه گمان نیز نمی‏برند.»(2)

روز اول ماه شوال را بدین سبب عید فطر خوانده ‏اند كه در این روز، امر امساك و صوم از خوردن و آشامیدن برداشته شده و رخصت داده شد كه مؤمنان در روز افطار كنند و روزه خود را بشكنند فطر و فطر و فطور به معناى خوردن و آشامیدن، ابتداى خوردن و آشامیدن است و نیز گفته شده است كه به معناى آغاز خوردن و آشامیدن است پس از مدتى از نخوردن و نیاشامیدن. ابتداى خوردن و آشامیدن را افطار می‏نامند و از این رو است كه پس از اتمام روز و هنگامى كه مغرب شرعى در روزهاى ماه رمضان، شروع مى‏شود انسان افطار می‏كند یعنى اجازه خوردن پس از امساك از خوردن به او داده مى‏شود.

عید فطر داراى اعمال و عباداتى است كه در روایات معصومین(ع) به آنها پرداخته شده و ادعیه خاصى نیز آمده است.

از سخنان معصومین(ع) چنین مستفاد می‏شود كه روز عید فطر، روز گرفتن مزد است. و لذا در این روز مستحب است كه انسان بسیار دعا كند و به یاد خدا باشد و روز خود را به بطالت و تنبلى نگذراند و خیر دنیا و آخرت را بطلبد.

و در قنوت نماز عید می‏خوانیم:

«... اسئلك بحق هذا الیوم الذى جعلته للمسلمین عیدا و لمحمد صلى الله علیه و آله ذخرا و شرفا و كرامة و مزیدا ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تدخلنى فى كل خیر ادخلت فیه محمدا و آل محمد و ان تخرجنى من كل سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد، صلواتك علیه و علیهم اللهم انى اسالك خیر ما سئلك عبادك الصالحون و اعوذ بك مما استعاذ منه عبادك المخلصون‏»

بارالها! به حق این روزى كه آن را براى مسلمانان عید و براى محمد(ص) ذخیره و شرافت و كرامت و فضیلت قرار دادى از تو می‏خواهم كه بر محمد و آل محمد درود بفرستى و مرا در هر خیرى وارد كنى كه محمد و آل محمد را در آن وارد كردى و از هر سوء و بدى خارج سازى كه محمد و آل محمد را خارج ساختى، درود و صلوات تو بر او و آنها، خداوندا، از تو می‏طلبم آنچه بندگان شایسته ‏ات از تو خواستند و به تو پناه می‏برم از آنچه بندگان خالصت ‏به تو پناه بردند.

در صحیفه سجادیه نیز دعایى از امام سجاد(ع) به مناسبت وداع ماه مبارك رمضان و استقبال عید سعید فطر وارد شده است:

«اللهم صل على محمد و آله و اجبر مصیبتنا بشهرنا و بارك لنا فى یوم عیدنا و فطرنا و اجعله من خیر یوم مر علینا، اجلبه لعفو و امحاه لذنب و اغفرلنا ما خفى من ذنوبنا و ما علن ... اللهم انا نتوب الیك فى یوم فطرنا الذى جعلته للمؤمنین عیدا و سرورا و لاهل ملتك مجمعا و محتشدا، من كل ذنب اذنبناه او سوء اسلفناه او خاطر شرا اضمرناه توبة من لا ینطوى على رجوع الى.»

پروردگارا! بر محمد و آل محمد درود فرست و مصیبت ما را در این ماه جبران كن و روز فطر را بر ما عیدى مبارك و خجسته بگردان و آن را از بهترین روزهایى قرار ده كه بر ما گذشته است كه در این روز بیشتر ما را مورد عفو قرار دهى و گناهانمان را بشوئى و خداوندا بر ما ببخشایى آنچه در پنهان و آشكارا گناه گردانیم ... خداوندا! در این روز عید فطرمان كه براى مؤمنان روز عید و خوشحالى و براى مسلمانان روز اجتماع و گردهمائى قرار دادى از هر گناهى كه مرتكب شده ‏ایم و هر كار بدى كه كرده‏ایم و هر نیت ناشایسته‏اى كه در ضمیرمان نقش بسته است‏ به سوى تو باز می‏گردیم و توبه می‏كنیم، توبه‏اى كه در آن بازگشت‏ به گناه هرگز نباشد و بازگشتى كه در آن هرگز روى آوردن به معصیت نباشد. بارالها! این عید را بر تمام مؤمنان مبارك گردان و در این روز، ما را توفیق بازگشت‏به سویت و توبه از گناهان عطا فرما.» (3)


پى ‏نوشت‏ها:

1- محمدى رى شهرى، میزان الحكمه، 7/131 - 132

2- میرزا جواد آقا ملكى تبریزى، المراقبات فى اعمال السنه، تبریز، 1281 ق ص 167، مجله پاسدار اسلام، ش 101، ص 10

3- نك: ماهنامه پاسدار اسلام، شماره 101، اردیبهشت ماه 1369 ص 10 - 11، 50

رمضان، تجلى معبود (ره توشه راهیان نور) صفحه 248

جمعى از نویسندگان

منبع:سایت حوزه

التماس دعا

میلاد صارمی نایینی




طبقه بندی: عیدسعید فطر، 
برچسب ها: عید سعید فطر، خلیل صارمی نایینی، شاعرو نویسنده معاصر، ostadnaser، استاد نایینی، استاد ناصر، بنیانگذار سبک توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60،  
[ یکشنبه 1399/03/4 ] [ 12:58 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙
بخشی از قصیده برگ سبز

دردلم نیست جز ولای علی     
جان جمله جهان فدای علی

    درد هر دردمند بی درمان

    خوب میگردد از دوای علی

    كودكان یــتیم می دانـند

    اُلفت بی حد و صفای علی

   كوفه میداند ومدینه و چـاه

  ناله های علی،دعای علی

    در غم فاطمه خـدا داند

شرح هجران وگریه های علی

   راز تـنهایی ولـی اللّـه

  تیره شب داند وخدای علی

دردل شب هنوز پیچیـده ست

  یـارب ویارب وصدای علی

ادامه قصیده را در لینک مرتبط (دنبالک ها)بخوانید.



 آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ (۱) 
وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ (۲) 
لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ (۳) 
تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ (۴) 
سَلامٌ هِیَ حَتَّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ (۵)

با توجه به آیات سوره قدر می‌توان به فضیلت‌های شب قدر پی برد:
۱. قرآن در آن نازل شده است.
۲. عبادت و احیای آن معادل بیش از هزار ماه است.
۳. خیرات و برکات الهی در آن شب نازل می‏شود.
۴. رحمت خاص خدا شامل حال بندگان می‏گردد.
۵. فرشتگان و روح در آن شب نازل می‏گردند.

اعمال مخصوصه شبهاى قدر

اعمال شب نوزدهم

و امّا دوّم یعنى اعمال مخصوصه این شبها پس اعمال شب نوزدهم چند چیز است :

اوّل صد مرتبه اَسْتَغْفِرُاللّهَ رَبّى وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ  .

دوّم صد مرتبه اَللّهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ .

سوّم بخواند دعاء یا ذَاالَّذى كانَ را كه در قسم چهارم گذشت .

چهارم بخواند:

اَللّهُمَّ اْجْعَلْ فیما تَقْضى وَتُقَدِّرُ مِنَ الاْمْرِ الْمَحْتُومِ

خدایا قرار ده در آنچه حكم كرده و مقدر فرموده اى از سرنوشت حتمى

وَفیما تَفْرُقُ مِنَ الاْمْرِ الحَكیمِ فى لَیْلَةِ الْقَدْرِ وَفِى الْقَضاَّءِ الَّذى لا

و در آنچه جدا كنى از فرمان حكیمانه ات در شب قدر و در آن قضا و قدرى كه برگشت و

یُرَدُّ وَلا یُبَدَّلُ اَنْ تَكْتُبَنى مِنْ حُجّاجِ بَیْتِكَ الْحَرامِ الْمَبْرُورِ حَجُّهُمُ

تغییر و تبدیلى ندارد كه نام مرا در زمره حاجیان خانه محترمت (كعبه ) بنویسى آنان كه حجشان

الْمَشْكُورِ سَعْیُهُمُ الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمُ الْمُكَفَّرِ عَنْهُمْ سَیِّئاتُهُمْ وَاجْعَلْ

مقبول و سعیشان مورد تقدیر و گناهانشان آمرزیده و كردار بدشان بخشوده شده است و قرار ده

فیما تَقْضى وَتُقَدِّرُ اَنْ تُطیلَ عُمْرى وَتُوَسِّعَ عَلَىَّ فى رِزْقى

در آنچه مقدر فرموده اى كه عمر مرا طولانى كرده و روزیم را وسیع گردانى

وَتَفْعَلَ بى كَذا وَكَذا    و به جاى این كلمه حاجت خود را ذكر كند

و درباره ام چنین و چنان كنى


اعمال شب بیست و یكم

فضیلتش زیادتر از شب نوزدهم است و باید اعمال آن شب را از غسل و احیاء و زیارت و نماز هفت قُل هُوَالله و قرآن بر سر گرفتن و صد ركعت نماز و دعاى جوشن كبیر و غیرها در این شب به عمل آورد و در روایات تاكید شده در غسل و احیاء و جدّ و جهد در عبادت در این شب و شب بیست و سیّم و آنكه شب قدر یكى از این دو شب است و در چند روایت است كه از معصوم سؤال كردند كه معیّن فرمایید كه شب قدر كدامیك از این دو شب است تعیین نكردند بلكه فرمودند ما اَیْسَرَ لَیْلَتَیْنِ فیما تَطْلُبُ یا آنكه فرمودند ما عَلیْكَ اَنْ تَفعَلَ خیرا فى لَیلَتَیْنِ و نَحْوُ ذلِكَ وَقالَ شَیْخُنَا الصَّدُوق فیما اَمْلى عَلَى الْمَشایِخِ فى مَجْلِسٍ واحِدٍ مِنْ مَذْهَبِ الاِْمامِیَّةِ وَ مَنْ اَحْیى هاتَیْنِ اللَّیْلَتَیْنِ بِمُذاكَرَةِ الْعِلْمِ فَهُوَ اَفْضَلُ


اعمال دهه آخر ماه رمضان : و بالجمله از این شب شروع كند به دعاهاى شبهاى دهه آخر كه از جمله این دعا است كه شیخ كلینى در كافى از حضرت صادق علیه السلام روایت كرده كه فرمود مى گویى در دهه آخر ماه رمضان در هر شب :

اَعُوذُ بِجَلالِ وَجْهِكَ الْكَریمِ اءنْ یَنْقَضِىَ عَنّى شَهْرُ رَمَضانَ اَوْ یَطْلُعَ

پناه مى برم به جلال ذات بزرگوارت از اینكه ماه رمضان از من بگذرد یا سپیده امشب بر من

الْفَجْرُ مِنْ لَیْلَتى هذِهِ وَلَكَ قِبَلى ذَنْبٌ اَوْ تَبِعَةٌ تُعَذِّبُنى عَلَیْهِ 

طلوع كند و باز هم از من در پیش تو گناه یا چیزى كه پاداشش بد است مانده باشد كه بدان عذابم كنى

و كفعمى در حاشیه بلد الا مین نقل كرده كه حضرت صادق علیه السلام در هر شب از دهه آخر بعد از فرایض ‍ و نوافل مى خواند:

اَللّهُمَّ اَدِّعَنّا حَقَّ ما مَضى مِنْ شَهْرِ رَمَضانَ وَاغْفِرْ لَنا

خدایا اداء كن از ما حق ایام گذشته ماه رمضان را و بیامرز

تَقْصیرَنا فیهِ وَتَسَلَّمْهُ مِنّا مَقْبُولاً وَلا تُؤ اخِذْنا بِاِسْرافِنا عَلى اَنْفُسِنا

تقصیر ما را در این ماه و آن را پذیرفته از ما دریافت كن و مگیر ما را به زیاده رویهایى كه بر نفس خویش كردیم

وَاجْعَلْنا مِنَ الْمَرْحُومینَ وَلا تَجْعَلْنا مِنَ الْمَحْرُومینَ 

و قرارمان ده از رحمت شدگان و قرارمان مده از محرومان

و فرمود هر كه بگوید این را بیامرزد حقّ تعالى تقصیرى كه از او سرزده درایّام گذشته از ماه رمضان و نگه دارد او را از معاصى در بقیّه ماه .
و از جمله سید بن طاوس در اقبال از ابن اَبى عُمَیْر از مُرازِم نقل كرده كه حضرت صادق علیه السلام در هر شب از دهه آخر مى خواند:

 اَللّهُمَّ اِنَّكَ قُلْتَ فى كِتابِكَ

خدایا تو فرمودى در قرآنت

الْمُنْزَلِ شَهْرُ رَمَضانَ الَّذى اُنْزِلَ فیهِ الْقُرْانُ هُدىً لِلنّاسِ وَبَیِّناتٍ

كه از آسمان نازل گشته ((ماه رمضانى كه قرآن در آن نازل گشته كه آن قرآن راهنماى مردم وحجتهایى است

مِنَ الْهُدى وَالْفُرْقانِ فَعَظَّمْتَ حُرْمَةَ شَهْرِ رَمَضانَ بِما اَنْزَلْتَ فیهِ

از هدایت و تمیز)) و بدین ترتیب حرمت ماه رمضان را با نازل فرمودن قرآن بزرگ كردى

مِنَ الْقُرانِ وَخَصَصْتَهُ بِلَیْلَةِ الْقَدْرِ وَجَعَلْتَها خَیْراً مِنْ اَلْفِ شَهْرٍ

و به شب قدر مخصوصش داشتى و آن شب را بهتر از هزار ماه گرداندى

اَللّهُمَّ وَهذِهِ اَیّامُ شَهْرِ رَمَضانَ قَدِ انْقَضَتْ وَلَیالیهِ قَدْ تَصَرَّمَتْ

خدایا این روزهاى ماه رمضان بود كه بر من گذشت و این شبهاى آن است كه آن نیز

وَقَدْ صِرْتُ یا اِلهى مِنْهُ اِلى ما اَنْتَ اَعْلَمُ بِهِ مِنّى وَاَحْصى لِعَدَدِهِ

گذشت و من اى معبودم از این ماه به حالى درآمده ام كه تو خود بهتر از من مى دانى و شماره اش را

مِنَ الْخَلْقِ اَجْمَعینَ فَاَسْئَلُكَ بِما سَئَلَكَ بِهِ مَلاَّئِكَتُكَ الْمُقَرَّبُونَ

از همه مردم بهتر دارى پس از تو خواهم بدانچه فرشتگان مقربت

وَاَنْبِیاَّؤُكَ الْمُرْسَلُونَ وَعِبادُكَ الصّالِحُونَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ

و پیامبران فرستاده ات و بندگان شایسته ات تو را بدان خواستند كه درود فرستى بر محمد

وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَفُكَّ رَقَبَتى مِنَ النّارِ وَتُدْخِلَنِى الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِكَ

و آل محمد و اینكه مرا از آتش دوزخ آزاد كنى و به رحمت خویش به بهشتم ببرى

وَاَنْ تَتَفَضَّلَ عَلىَّ بِعَفْوِكَ وَكَرَمِكَ وَتَتَقَبَّلَ تَقَرُّبى وَتَسْتَجیبَ دُعاَّئى

و به عفو و بزرگوارى خویش بر من تفضل كنى و تقرب جویى مرا بپذیرى و دعایم را مستجاب گردانى

وَتَمُنَّ عَلَىَّ بِالاْمْنِ یَوْمَ الْخَوْفِ مِنْ كُلِّ هَوْلٍ اَعْدَدْتَهُ لِیَومِ الْقِیامَةِ

و در آن روز ترس و وحشت با امان دادنم از هر هراسى كه براى روز قیامتم آماده كرده اى بر من منت نهى

اِلهى وَاَعُوذُ بِوَجْهِكَ الْكَریمِ وَبِجَلالِكَ الْعَظیمِ اَنْ یَنْقَضِىَ اَیّامُ

خدایا پناه مى برم به ذات بزرگوارت و به جلال و شوكت عظیمت كه بگذرد روزها

شَهْرِ رَمَضانَ وَلَیالیهِ وَلَكَ قِبَلى تَبِعَةٌ اَوْ ذَنْبٌ تُؤ اخِذُنى بِهِ اَوْ

و شبهاى ماه رمضان و از تو در نزد من گناه یا پاداش بدى باشد كه مرا بدان مؤ اخذه كنى یا

خَطَّیئَةٌ تُریدُ اَنْ تَقْتَصَّهَا مِنّى لَمْ تَغْفِرْها لى سَیِّدى سَیِّدى سَیِّدى

خطایى باشد كه بخواهى آن را از من تقاص كنى و نیامرزیده باشى اى آقاى من آقاى من آقاى من

اَسْئَلُكَ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اِذْ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اِنْ كُنْتَ رَضیتَ عَنى فى

از تو خواهم اى كه معبودى جز تو نیست زیرا معبودى جز تو نیست كه اگر در این ماه از من خوشنود گشته اى بر

هذَا الشَّهْرِ فَاْزدَدْ عَنّى رِضاً وَاِنْ لَمْ تَكُنْ رَضیتَ عَّنى فَمِنَ الاْنَ

خوشنودى خویش از من بیفزا و اگر هنوز خوشنود نشده اى از هم اكنون از من

فَارْضَ عَنّى یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ یا اَللّهُ یا اَحَدُ یا صَمَدُ یا مَنْ لَمْ یَلِدْ

خوشنود شو اى مهربانترین مهربانان اى خدا اى یكتا اى بى نیاز اى كه فرزند ندارد

وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَكُنْ لَهُ كُفُواً اَحَدٌ                    و بسیار بگو:    یا مُلَیِّنَ الْحَدیدِ لِداوُدَ

و فرزند كسى نیست و براى او همتایى نباشد هیچكس * * * * اى نرم كننده آهن براى حضرت داود

عَلَیْهِ السَّلامُ یا كاشِفَ الضُّرِّ وَالْكُرَبِ الْعِظامِ عَنْ اَیُّوبَ عَلَیْهِ

علیه السلام اى برطرف كننده گرفتارى و ناراحتى بزرگ از ایوب علیه

السَّلامُ اَىْ مُفَرِّجَ هَمِّ یَعْقُوبَ عَلَیْهِ السَّلامُ اَىْ مُنَفِّسَ غَمِّ یُوسُفَ

السلام اى گشاینده اندوه یعقوب علیه السلام اى زداینده غم یوسف

عَلَیْهِ السَّلامُ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ كَما اَنْتَ اَهْلُهُ اَنْ تُصَلِّىَ

علیه السلام درود فرست بر محمد و آل محمد بدانسان كه تو شایسته آنى كه درود فرستى

عَلَیْهِمْ اَجْمَعینَ وَافْعَلْ بى ما اَنْتَ اَهْلُهُ وَلا تَفْعَلْ بى ما اَنَا اَهْلُهُ 

بر ایشان همگى و انجام ده درباره من آنچه را تو شایسته آنى و انجام مده درباره ام آنچه من سزاوارم

 

دعاى شب بیست و یكم

و از جمله این دعاها است كه در كافى مسندا و در مقنعه و مصباح مُرْسَلا نقل شده كه مى گوئى در لیله اولى یعنى در شب بیست ویكم :

 یا مُولِجَ اللَّیْلِ فِى النَّهارِ وَمُولِجَ النَّهارِ

اى فروبرنده شب در روز و اى فروبرنده روز

فِى اللَّیْلِ وَمُخْرِجَ الْحَىِّ مِنَ الْمَیِّتِ وَمُخْرِجَ الْمَیِّتِ مِنْ الْحَىِّ یا

در شب و اى بیرون آورنده زنده از مرده و بیرون آورنده مرده از زنده اى

رازِقَ مَنْ یَشاَّءُ بِغَیْرِ حِسابٍ یا اَللّهُ یا رَحْمنُ یا اَللّهُ یا رَحیمُ یا اَللّهُ

روزى دهنده هركه را خواهى بى حساب اى خدا، اى بخشاینده ، اى خدا اى مهربان اى خدا

یا اَللّهُ یا اَللّهُ لَكَ الاْسْماَّءُ الْحُسْنى وَالاْمْثالُ الْعُلْیا وَالْكِبْرِیاَّءُ وَالاْ لاَّءُ

اى خدا... از آن تو است نامهاى نیكو و نمونه هاى والا و بزرگى و نعمتها از تو

اَسْئَلُكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَجْعَلَ اسْمى فى هذِهِ

خواهم درود فرستى بر محمد و آل محمد و نام مرا در این

اللَّیْلَةِ فِى السُّعَداَّءِ وَرُوحى مَعَ الشُّهَداَّءِ وَاِحْسانى فى عِلِّیّینَ

شب در زمره سعادتمندان قرار دهى و روحم را با شهداء مقرون سازى و احسان و نیكوكاریم را در بلندترین درجه

وَاِساَّئَتى مَغْفُورَةً وَاَنْ تَهَبَ لى یَقینَاً تُباشِرُ بِهِ قَلْبى وَاِیماناً یُذْهِبُ

بهشت و گناهانم را آمرزیده كنى و به من یقینى عطا كنى كه همیشه با دلم همراه باشد و ایمانى به من بدهى

الشَّكَّ عَنّى وَتُرْضِیَنى بِما قَسَمْتَ لى وَآتِنا فِى الدُّنْیا حَسَنَةً وَفِى

كه شك و تردید را از من دور سازد و بدانچه روزیم كرده اى خوشنودم سازى و بدهى به من در دنیا نعمت نیك و در

الاْخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنا عَذابَ النّارِ الْحَریقِ وَارْزُقْنى فیها ذِكْرَكَ

آخرت نعمت نیك و نگهدارى ما را از عذاب آتش سوزان و روزیم كنى در این شب ذكر خود

وَشُكْرَكَ وَالرَّغْبَةَ اِلَیْكَ وَالاِْنابَةَ وَالتَّوْفیقَ لِما وَفَّقْتَ لَهُ مُحَمَّداً

و سپاسگزاریت و اشتیاق و بازگشت بسویت و توفیق براى انجام آنچه را موفق داشتى بدان محمد

وَ الِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِ وَعَلَیْهِمُ السَّلامُ

و آل محمد را كه بر او و بر ایشان سلام باد

اعمال شب بیست و سوم در ادامه مطلب


میلاد صارمی نایینی 

ادامه مطلب

طبقه بندی: شبهای قدر، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی (ناصر)، استاد نایینی، ostadnaser، استاد ناصر، حلول ماه مبارک رمضان، شهر رمضان الذی انزل فیه القران، شب قدر،  
دنبالک ها: قصیده برگ سبز،  
[ سه شنبه 1399/02/23 ] [ 09:08 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

غزلی ناب از عبرت نایینی

محمدعلی مصاحبی نائینی، ملقب به عارف‌علی (مدینةالادب، ص28)و متخلص و مشهور به عبرت است. نسبش به امیر نظام‌الدین محمد، پسر میرحسینا متخلص به مصاحب، از شاعران مشهور دورۀ قاجار می‌رسد.

چون نور که از مهر ,جدا هست و جدا نیست

                                               عالم همه آیات خدا هست و خدا نیست

ما پرتو حقیم و نه اوئیم و هم اوئیم

                                              چون نور که از مهر ,جدا هست و جدا نیست

هر جا نگری ,جلوه گر شاهد غیبی است

                                              او را نتوان گفت ,کجا هست و کجا نیست

در آینه بینید اگر صورن خود را

                                              آن صورت آئینه ,شما هست و شما نیست

این نیستی هست نما را به حقیقت

                                              در دیده ما و تو,بقا هست و بقا نیست

هر حکم که او خواست براند به سر ما

                                              ما را گر از آن حکم ,رضا هست و رضا نیست

از جانب ما شکوِه و جور از قِبَل دوست

                                              گر نیک ببینیم ,خطا هست و خطا نیست

کو جرات گفتن که خطا و کرم او

                                             بر دشمن و بر د وست ,چرا هست و چرا نیست

بی مهری و لطف از طرف یار به عبرت

                                             از چیست ,ندانم که چرا هست و چرا نیست  

"عبرت نایینی"



خلیل صارمی نایینی (ناصر)

یاد باد آن روزگاران یاد باد

روز وصل دوستداران یاد باد






طبقه بندی: آیات خدا، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی (ناصر)، استاد نایینی، ostadnaser، استاد ناصر، بنیانگذار کونگ فو توآ در مناطق شرق اصفهان، از پیشکسوتان کونگ فوی استان اصفهان، عبرت نایینی،  
[ سه شنبه 1399/02/23 ] [ 09:01 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙



السلام علیك یا ابامحمد یا حسن ابن علی ایها المجتبی یابن رسول الله یا حجة الله علی خلقه یاسیدنا و مولانا  انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بك الی الله و قدمناك بین یدی حاجاتنا یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله



کلام نور

قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبى عَلَیْهِ السَّلام : إنَّ اللّهَ جَعَلَ شَهْرَ رَمَضانَ مِضْماراً لِخَلْقِهِ،

 فَیَسْتَبِقُونَ فیهِ بِطاعَتِهِ إِلى مَرْضاتِهِ، فَسَبَقَ قَوْمٌ فَفَازُوا، وَقَصَّرَ آخَرُونَ فَخابُوا.[1]

*****

امام حسن مجتبی (علیه السلام) فرمود:

خداوند متعال ماه رمضان را براى بندگان خود 

میدان مسابقه قرار داد. پسعدّه اى در آن ماه با اطاعت و عبادت به سعادت و 

خوشنودى الهى از یكدیگر سبقت خواهند گرفت و گروهى از روى بى توجّهى و 

سهل انگارى خسارت و ضرر مى نمایند.


[1] ـ تحف العقول: ص 234، س 14، من لا یحضره الفقیه: ج 1، ص 511، ح 1479.


سرود کریم اهلبیت

کریم اهلـــبیت                 امام مجتبی 

به فریادم برس            پنـــــاه بینوا 

***

مظهر جود و سخایی ،مجتــبایی

در زمین و آسـمان دست خدایی

می گشایی جمله درهایی که بسته

در میان انس و جان مشکل گشایی

***

کریم اهلبیتی مجتبـایی

        تو بر خلق جهان لطف خدایی

امامادست ماودامن تو

   رها کن از قفس مرغ هوایی

***

کریم اهلبیت                امام مجتبی 

خلیل صارمی نایینی « ناصر»

این سرود به مناسبت جشن گل ریزان آزادی زندانیان دیه و جمع آوری اعانات خیرین تهیه و در سال

 1390 و 1391 در نایین بنا به درخواست دادستان محترم نایین در مراسمی ویژه و در شب ولادت 

امام حسن مجتبی علیه السلام اجرا شده است.

حسن ختام

قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبى عَلَیْهِ السَّلام :ا ابْنَ آدْم! عَفِّ عَنِ مَحارِمِ اللّهِ تَكُنْ عابِداً، 

وَ ارْضِ بِما قَسَّمَ اللّهُ سُبْحانَهُ لَكَ تَكُنْ غَنِیّاً، وَ أحْسِنْ جَوارَ مَنْ جاوَرَكَ تَكُنْ مُسْلِماً، 

وَ صاحِبِ النّاسَ بِمِثْلِ ما تُحبُّ أنْ یُصاحِبُوكَ بِهِ تَكُنْ عَدْلاً.

[2] 

*****

امام حسن مجتبی (علیه السلام) فرمود: اى فرزند آدم! نسبت به محرّمات الهى

 عفیف و پاكدامن باش تا عابد و بنده خدا باشى. راضى باش بر آنچه كه خداوند سبحان 

برایت تقسیم و مقدّر نموده است، تا همیشه غنى و بى نیاز باشى. نسبت 

به همسایگان، دوستان و همنشینان خود نیكى و احسان نما تا مسلمان محسوب شوى. 

با افراد (مختلف) آنچنان بر خورد كن كه انتظار دارى دیگران همانگونه با تو بر خورد نمایند.


[2] ـ نزهه النّاظر و تنبیه الخاطر: ص 79، ح 33، بحارالأنوار: ج 78، ص 112، س 8.

 

میلاد صارمی نایینی 



طبقه بندی: کریم اهلبیت، 
برچسب ها: کریم اهلبیت امام حسن مجتبی، خلیل صارمی نایینی (ناصر) شاعر و نویسنده معاصر، استاد ناصر، ostadnaser، بنیانگذار ورزشهای رزمی در شرق اصفهان بزرگ، استاد نایینی،  
[ جمعه 1399/02/19 ] [ 06:58 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]


معلم

تو کوه عزم و ایمانی معلم



معلم عزیزم روزت مبارك 

..... 

 معلم 

معــلم ای فــــــروغ آســــــمانی 

معـلم ای چـــراغ زنــــدگـــــانی 

تو نــوری ، تابــناكـــی ، بی قـــرینی 

حبیبی ، صادقـــی ، صافــــی ، امینی 

تـــو هستی شــمع جمــــع آفــــرینش 

سپـــهر دانـــــش و دریــــــای بـینش 

همیشه شمـــع بـــودن شیوه تــوست 

تـــو پر باری و دانش میوه تــــوست 

زباران تــــو هستـــی كــرده حـــاصل 

كـــویـــر تــشنه دلــــــــهای غـــافـــل 

تــــو كــــوه عــــــــزم و ایمانی معـلم 

صــــــبوری نیـــــك میـــدانی معـــــلم 

تـــــو گنــــــج علم انـــدر سینه داری 

تــــو قلـــــــبی پاك چون آییــنه داری 

تـــو هستی حافـــــظ فرهنگ و دانش 

گـــرفـــته در پناهــــت عـــلم رامـــش 

طـــــریــــق انـــــبیا را بـــــرگزیـــدی 

از ایـــن دنــیای فانـــــی دل بریــــدی 

گـــــــل بـــی خـــار بـستان وجـــودی 

طراوت بخـش و جـاری همچو رودی 

دعـــا کــــردم همــیشه زنده باشـــی 

مــــدام از نـــور حــــق آكــنده باشـی 

..... 

شعر از: خلیل صارمی نایینی «ناصر» 

منبع :روزنامه اطلاعات 1370/02/28 

شماره19329


http://www.ostadnaser.ir


 

 

 




طبقه بندی: معلم، 
برچسب ها: معلم، فروغ آسمانی، گنج علم، رهرو انبیا، خلیل صارمی نایینی «ناصر»، شاعر و نویسنده معاصر،  
[ پنجشنبه 1399/02/11 ] [ 10:03 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]


شَهرُ رَمَضانَ شَهرُ اللّه عَزَّوَجَلَّ وَ هُوَ شَهرٌ

 یُضاعِفُ اللّه‏ُ فیهِ الحَسَناتِ وَ یَمحو فیهِ 

السَّیِّئاتِ 
وَ هُوَ شَهرُ البَرَکَةِ؛ 

ماه رمضان، ماه خداست و آن ماهى است
 که خداوند در آن 
حسنات را
می ‏افزاید و 
گناهان را پاک می ‏کند و آن ماه برکت است.

وفات حضرت خدیجه سلام الله علیها تسلیت باد

*****

ایران شیعه خانه ماست


خطاب آقا بقیه الله الاعظم عجل الله فرجه الشریف به میرزای نایینی
 
منبع: نجم الثاقب



ضیافت الهی فرصتی دوباره برای خانه تکانی
 جسم و روح

«حلول ماه مبارک رمضان مبارک»


ماه رمضان آمد و ما غرق گناهیم

یارب سببی ساز کزین بار بکاهیم

بر خوان کریمانه تو جمله نشستیم

باشدکه دراین ماه زخجلت به در آییم

ابیات فوق درمحفلی روحانی بنا به درخواست جمعی از اهل نظر 
فی البداهه سروده شد
خلیل صارمی نایینی (ناصر )






طبقه بندی: ماه خدا، 
برچسب ها: میرزای نایینی، انتخابی سخت و شایسته، خلیل صارمی نایینی، ناصر، شاعرو نویسنده معاصر، ostadnaser،  
[ جمعه 1399/02/5 ] [ 01:14 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙



هوالودود


السّلام علیك یا حُجه الله فی اَرضه

·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

تقدیم به ساحت مقدس آقا بقیه الله الاعظم روحی و ارواحنا له الفدا


خیال وصال


زحال زار من ای نازنــــین چه میـــدانی 
 چه شرح گـــویمت از قـــصه پریشانی 


من از تو دل نبریدم اگر چــه خا موشم 
 الی الابد شده ام من ا ســیر و زنـدانی 


اسیرنرگس مستی عظیم عـا شق کش 
 خمار لــعل لبی هــمچو آب حیــوانی 


ندانم ای گـــل گـــلزار حسن میدانی ؟ 
 زحــال بلبل شیدا و شــــرح حـیرانی 


به گرد کعبه عشق تـوام چـــو پروانه 
 تو در منای خیـا لت به فــکر قربانی 


نه در خیال وصالم بدین تهیـــد ستی 
نه لایقم که بخوانی مــرا به مهمانی 


به یک کرشمه چشمت دلم شودخرسند 
اگر چه دور زچشمم کنی توپـــنهانی 


دل از خیـــال تو یــکدم تهی نمیگردد 
 تویی که جان منی گر چه رو بگـردانی 


به حـق عشق قسم ای ا میرکشور دل 
 بیا که ( ناصر ) شوریـده را مرنـجانی 


·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

شوق وصال


گوشــه عـزلت و انـدوه دل و تنهایی 
 آتش عــشق تو و سوختن و شیدایی 

مـــن ِدلـداده کجا تــاب تحـــمل دارم 
 کاش مـی بود کنــون بهرگریزم پایی
 
غـم هــجران تو و ظلمت شـــبهای دراز 
 ای صنم چشم براهم که مگر باز آیـــی
 
دل سرگشته ودیـوانه شدازدست دگـر 
 کومسیحا نفسی،صحبت روشـن رایی 

سر هـرکـوچه و برزن به تکاپـوی توام 
 آه از هـجر تو و عشق من و رسوایی
 
شهره خلق شدم « تشت من ازبام افتاد» 
برزبانهاسـت دگر قـصه من هر جایی 

اگر از عشق تو سـر بر سـر هر دار نهم 
 ذره ای نیــست هراســم زکس وپروایی
 
«ناصر»ازشوق وصال توسروده ست چنین 
 غزلی ناب،همه سـوز،بدیـن شیوایی 

اشعار از :خلیل صارمی نایینی «ناصر»

میلاد صارمی نایینی




طبقه بندی: ولادت امام زمان (عج) نیمه شعبان، 
برچسب ها: اعیاد شعبانیه، خلیل صارمی نایینی (ناصر)، استاد نایینی، ostadnaser، استاد ناصر، ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، استاد نایینی بنیانگذار کونگ فو توآ در مناظق شرق اصفهان بزرگ دهه 60،  
[ پنجشنبه 1399/01/21 ] [ 06:27 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

به نام خدا

برگ درختان سبز در نظر هوشیار
هرورقش دفتریست معرفت کردگار

فلسفه سیزده بدر و روز طبیعت 

سیزدهمین روز از هر ماهی در گاهنامه‌ی ایرانی تیر یا تیشتر نام دارد و روز سیزده ماه فروردین به جشن سیزده بد‌ر و روز طبیعت نام گذاری شده است.

جشن سیزده فروردین ماه روز بسیار مبارک و فرخنده است. ایرانیان چون در مورد این روز آگاهی کمتری دارند آن روز را نحس می دانند و برای بیرون کردن نحسی از خانه و کاشانهً خود کنار جویبارها و سبزه ها می روند و به شادی می پردازند. تا کنون هیچ دانشمندی ذکر نکرده که سیزده نوروز نحس است. بلکه قریب به اتفاق روز سیزده نوروز را بسیار مسعود و فرخنده دانسته اند.


نخست باید به این موضوع توجه داشت که در فرهنگ ایرانی، هیچ یک از روزهای سال «نحس» و «بدیمن» یا «شوم» شمرده نشده، بلکه چنانچه می دانیم هر یک از روزهای هفته و ماه نام هایی زیبا و در ارتباط با یکی از مظاهر طبیعت یا ایزدان و امشاسپندان داشته و دارند،(نگاه کنید به نام روزهای ماه) و روز سیزدهم هر ماه خورشیدی در گاهشماری ایرانی نیز «تیر روز» نام دارد که از آن ِستاره ی تیشتر، ستاره ی باران آور می باشد و نیاکان فرهیخته ی ما از روی خجستگی، این روز را برای نخستین جشن تیرگان سال، انتخاب کرده اند.


نام گذاری این روز:

در سیزدهمین روز از تیر ماه، آرش كمانگیر، پهلوان ایرانی با پرتاب تیر، مرز میان ایران و توران را جدا كرد و در پی آن اشتی مردمی را میان توران و ایران كه سال ها در جنگ بودند پایدار ساخت. به یادبود او ایرانیان جشن تیرگان را در ماه تیر برپا كردند و سیزدهمین روز از هر ماهی را تیر یا تیشتر نامیدند.


تِشتر یا تیر كیست؟

در میتخت‌های (اساطیر، Myths) ایرانی، تِشتر یا تیر ایزد بانوی بارندگی است كه در آسمان‌ها به ریخت اسپ سپیدی در رهروی است و هرگاه با دیوی به نام اَپوش بجنگد و برنده شود، سالی پر از سبزی و خرمی و باران در پیش است. از سویی گویند كه جمشید شاه پیشدادی هم هر سال در روز سیزده نوروز در دشت سبز و خرم چادر بر پا می کرده و بارهمگانی می داده که سپس به گونه‌ی آیین درمی آید و از همین روی ایرانیان روز سیزدهم فروردین كنار سبزه‌ها، چشمه سارها و جویبارها می‌روند و به ویژه زنان كه نماینده‌ی آناهیتا، ایزد بانوی آب هستند با نوازش سبزه‌ها و گره زدن آنان {داستان گره زدن سبزه در پایین آورده شده}، پشتیبانی خود را از ایزد بانوی باران نشان می‌دهند.



برگزاری آیین جشن سیزده بدر:

نیاكان ما پس از دوازده روز جشن که یاد آور دوازده ماه سال است، روز سیزدهم را پایان جشن بزرگ نوروز می دانستند. امروزه هم هنوز روز سیزدهم فروردین همانند شب پایانی چهارشنبه سال جایگاه ویژه‌ای دارد. اگر با چهارشنبه ‌سوری به پیشواز نوروز می ‌رویم، با جشن سیزده بدر همراه با شادی به پادرهه/بدرهه (بدرقه) آن می ‌رویم.



آنان از بامداد روز سیزده فروردین سفره نوروزی را بر می چیدند و سبزه ها را با خود بر می داشتند و به دشت، بیابان و کشتزارها می بردند و به آب روان می سپردند كه نشانه‌ی ‌پیشكشی دادن به ایزد بانوی آب ها است و با نیایش به درگاه اهورامزدا آرزوی بارش باران و سالی پر از فراوانی و شادی می كردند.


آنان در زمین تازه روییده و سرسبز و آکنده از انبوه گل و گیاهان بیابانی به شادی، ترانه سرایی، پایکوبی، بازی های گروهی، بادبادک پرانی، سوارکاری، هماورد جویی جوانان، آب پاشی و آب بازی می پرداختند و با گرد آوری سبزه از دشت و كوه به پختن آش و خوراکی های ویژه می پرداختند، که همه ریشه در فرهنگ زیبای ایرانی دارد و آن شاد کردن، خنداندن و آشتی و در پی آن فروریختن اندیشه های پلید و تیره است.


بخشی دیگر از آیین های زیبای سیزده بدر با سرنوشت در پیوند است، برای نمونه: شگون (فال) گوش ایستادن، شگون گیری و به ویژه شگون کوزه، گره زدن سبزی و گشودن آن، بخت گشایی که در سمركند (سمرقند) و بخارا رواج دارد ونمونه های پرشماردیگر...



ابوریحان بیرونی در کتاب آثار الباقیه راجع به جشن تیرگان چنین میگوید :

هنگامی که افراسیاب پادشاه توران بر لشگر ایرانیان غلبه میکند ، منوچهر ( پادشاه ایران ) به جنگلهای مازندران پناه میبرد ، افراسیاب لشکر منوچهر را محاصره میکند و منوچهر به ناچار پیکی به نزد افراسیاب فرستاده و از او می خواهد که از کشور ایران به اندازه پرتاب یک تیر واگذارد و باقی را بگیرد ، افراسیاب با کمال میل این پیشنهاد را می پذیرد ، منوچهر فکر می کند که چه کسی را برای پرتاب تیر انتخاب کند تا اینکه یکی از فرشتگان خداوند به نام اسفندارمذ پیش منوچهر آمده و آرش را که مردی خدا پرست و دیندار بود و در یکی از غارهای کوه البرز مشغول عبادت بود نامزد اینکار می کند ، چنانکه در اوستا آمده است ، آرش را حاضر میکنند و منوچهر تیر و کمان را به او داده و می گوید تو باید به فرمان خداوند این تیر را پرتاب کنی و کشور ما را از چنگال اهریمن ( لشگر افراسیاب ) رها سازی ، آرش برهنه می شود و به بالای بلند ترین نقطه کوه رویان می رود و خطاب به مردم می گوید : ای مردم بدن من را ببینید که سالم است و در آن هیچ زخم و جراحتی وجود ندارد ، اما بدانید که هنگامی که من این تیر را رها کنم تکه تکه خواهم شد و خود را فدای شما خواهم کرد ، آرش کمان را می گیرد و با تمام نیرو آنرا می کشد بگونه ای که تمام رگهای بدنش بیرون می زنند و پاره پاره می شوند ، او تیر را رها می کند و خداوند به باد فرمان می دهد که تیرش را از کوه رویان بردارد و به شهر فرغانه ( شهری در خاور افغانستان کنونی که فاصله آن تا جای پرتاب تیر هزار فرسنگ بود ) ببرد ، تیر پس از چند روز حرکت در این شهر به درخت گردوئی برخورد می کند و این درخت گردو مرز بین ایران و توران می شود ، افراسیاب ناگزیر لشکر خود را از ایران بیرون می برد و ایرانیان آزاد میشوند .

این قضیه در روز سیزدهم تیر اتفاق افتاده بود و مردم این روز را جشن گرفتند و طی مراسمی آلات طبخ و تنورهای خود را ( که نشانه ای از دوران اسارت بود) شکستند و دیگی بزرگ فراهم کردند و هر کس هر چه که در خانه داشت از سبزی و نخود و حبوبات تا گوشت را در آن ریختند و آشی پختند و آنرا بین همه بخش کردند .

این جشن تا پیش از ظهور اسلام و حتی مدتی پس از آن در کشور ما بر پا می شد و طرفداران زیادی داشت ، اما پس از ظهور اسلام این جشن نیز به همراه دیگر آئین های زرتشتی منسوخ گردید و امروزه تنها در بین اقلیت زرتشتیان کشورمان این آئین برپا می شود .

سرچشمه ها :

1 _ آثار الباقیه ، ابوریحان بیرونی ، به کوشش اکبر دانا سرشت

2 – هنر ایران در دوران پارت و ساسانی ، گیریشمن ، برگردان بهرام فره وشی

3 – تاریخ ماد ، دیاکونوف ، برگردان کریم کشاورز


میلاد صارمی نایینی  




طبقه بندی: سیزده بدر، 
برچسب ها: روزطبیعت، سیزده بدر، خلیل صارمی نایینی « ناصر »، استاد نایینی، استاد ناصر، استاد نایینی بنیانگذار سبک تو آ در مناطق شزق اصفهان بزرگ دهه 60، میلاد صارمی نایینی،  
[ چهارشنبه 1399/01/13 ] [ 10:50 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه


ایام ولادت سرور و سالار شهیدان امام حسین علیه السلام

 ،امام سجاد علیه السلام

و عباس بن علی علیه السلام

 بر همگان مبارک


·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

حسین علیه السلام
عاشقم من عاشق دیوانه روی حسین(ع)
آرزومندم که باشم ساکن کوی حسین(ع)
سالها گشتم میان هر گلستان بهر گل
گل ندیدم خوشتر از رخسار خوشبوی حسین(ع)
هر کسی را گونه ای دلبستگی در زندگیست
از همه عالم گذشتم من به یک موی حسین(ع)
ترک جان و سر کند از روی اخلاص و صفا
هر که نوشد جرعه ای در عشق از جوی حسین(ع)
(ناصرم) من آتش عشق حسینی در سرم
بر مشامم میرسد از قعر دل بوی حسین(ع)



سجاد علیه السلام

شور ی به جهان کنون در افتاد
ای جان به فدای نام سجاد
هنگام تولد تو مولا
آن لحظه که شاه دین شدی شاد
از بهر دل موالیان هم
ایزد گُل آبرو فرستاد 
چون مادر توست شهر بانو
ای جان جهان و شاه عُبّاد
زین پس عرب و عجم ندارد
سجاد زمادری عجم زاد
ای زینت عرش و فرش و کرسی
ای هر دو جهان ز مهرت آباد 
(ناصر )شده بی پناه و تنها
آقا تو برس دگر به فریاد



عباس علیه السلام

آمده عباس ، بگو یا حسین(ع)
دسته گل یاس ،بگو یا حسین(ع)
جان علی (ع)، زاده ام البنین(س)
مظهر احساس ،بگو یا حسین(ع)

ماه بنی هاشم و سالار عشق
در صف عشاق ، علمدار عشق
در دل میدان شجاعت علی(ع)
بر سر پیمان ،شده بر دار عشق

ای به سخاوت علی دیگری
باب حوائج تویی و سروری
(ناصر) بیچاره و دامان تو 
شافع محشر ، به خدا محشری

خلیل صارمی نایینی « ناصر»
·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

میلاد صارمی نایینی 




طبقه بندی: اعیاد شعبانیه، 
برچسب ها: حسین علیه السلام، امام سجاد علیه السلام، عباس قمر بنی هاشم علیه الیلام، خلیل صارمی نایینی، ostadnaser، استاد ناصر، استاد نایینی بنیانگذار کونگ فو توآ در مناظق شرق اصفهان بزرگ دهه 60،  
[ جمعه 1399/01/8 ] [ 10:09 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

بسم الله الرحمن الرحیم

یا مقلب القلوب و الابصار ،یا مدبر الیل و النهار ،یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری چهارم www.pichak.net كلیك كنید

عید آمـــد و یــار ما نــیامد

افـــسوس بــــهار ما نـیامد

ای کاش امیر عشــق،مولا

از ره برســد به حق زهرا

از فیض حضور او دما دم

پــر نـــور شـود تمام عالم

یا رب به شکوه عشق سوگند

بی نرگـــس ما بــهار مپـــسند

دلها همه تشنه حضورند

مشتاق طلوع گرم نورند

خلیل صارمی نایینی  « ناصر » 


اللـــهمّ عـــجّل لـــولـــیک الـــفرج


متن پیامکی

خوش باد کــه از بهار بهتر باشیم

سرسبز ترازسرو و صنوبر باشیم

آن روز مباد تا در این باغ وجــود

شــرمــنده لاله هـــای پر پر باشیم

پیامک بنیاد شهید و امور ایثارگران نایین

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری چهارم www.pichak.net كلیك كنید


توجه . توجه

 عزیزان بازدید کننده از این پس میتوانند با آدرسهای زیر از سایت دیدن فرمایند

www.ostadnaser.ir

www.bargesabz14.mihanblog.com

خلیل صارمی نایینی .ناصر 




طبقه بندی: حلول بهار، 
برچسب ها: بهار، بهار دل، حلول بهار، ظهور امام زمان، لاله های پر پر، امیر عشق، گل نرگس،  
[ یکشنبه 1399/01/3 ] [ 12:38 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]


عید مبعث
Iqra.jpg


بعثت نبی مکرم اسلام بر مسلمانان جهان مبارک باد


پس از نزول وحی الهی توسط جبرئیل و نزول آیات الهی و مبعوث شدن پیامبر (ص) آنچه بسیار حائز اهمیت بود، اهداف بعثت پیامبر (ص) است. اهدافی مانند؛ دعوت به یکتا پرستی، قیام به برپایی عدالت، مبارزه با جهل و خرافه پرستی، تقویت و ارتقای سطح اندیشه و تفکر، برداشتن اختلافات از میان مردم و تلاوت آیات و احکام الهی برای مردم که رسول اکرم (ص) به عنوان خاتم الانبیاء بر دوش داشتند.

غار حرا یکی از کوه های اطراف شهر مکه است که پیامبر (ص) وقت های زیادی برای عبادت به آنجا می رفتند و با خداوند نجوا می کردند و در همان غار هم به پیامبری مبعوث شدند. در آن دوران مردم زیادی به بت پرستی و یا دیگر ادیان مشغول بودند، به همین منظور خداوند به واسطه حضرت محمد (ص) مردم جاهل را به خداپرستی دعوت کرد.

به همین منظور، پس از دعوت حضرت رسول اکرم(ص) از مردم به خدا پرستی، از بین خویشاوندان و نزدیکانشان حضرت امیرالمومنین (ع) و حضرت خدیجه (س) به خداوند ایمان آوردند و دین خداپرستی ترویج پیدا کرد. ما مسلمانان هم هر ساله بیست و هفتم ماه رجب را مبارک برشمرده و جشن خواهیم گرفت.

گفتنی است؛ دعا، غسل و نماز از جمله اعمال مستحبی این روز است که روایات بسیاری از آنها یاد شده است.




برچسب ها: عید مبعث، آغاز رسالت پیامبر اسلام، خلیل صارمی نایینی، ناصر، شاعرو نویسنده معاصر، ostadnaser، استاد نایینی بنیانگذار کونگ فو توآ در مناظق شرق اصفهان بزرگ دهه 60،  
[ یکشنبه 1399/01/3 ] [ 12:20 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]


به نام  خدای بهار آفرین ..... بهار آفرین را هزار آفرین

برآمد باد صـــــــبح و بــــوی نوروزبه کام دوســــــتان و بخت پیروز
مبارک بادت این سال و همه سالهمایون بادت این روز و همه روز
(سعدی)
نوروز برابر با یکم فروردین ماه (روزشمار خورشیدی)، جشن آغاز سال و یکی از کهن‌ترین جشن‌های به جا مانده از دوران باستان است. خاستگاه نوروز در ایران باستان است و هنوز مردم مناطق مختلف فلات ایران نوروز را جشن می‌گیرند. امروزه زمان برگزاری نوروز، در آغاز فصل بهاراست. نوروز در ایران و افغانستان آغاز سال نو محسوب می‌شود و در برخی دیگر از کشورها تعطیل رسمی است.
HaftSeen2.JPG
جشن نوروز با تحویل سال یا لحظهٔ اعتدال بهاری آغاز می‌شود. در دانش ستاره‌شناسی، اعتدال بهاری یا اعتدال ربیعی در نیم‌کره شمالی زمین به لحظه‌ای گفته می‌شود که خورشید از صفحه استوای زمین می‌گذرد و به سوی شمال آسمان می‌رود. این لحظه، لحظه اول برج حمل نامیده می‌شود،[۴] و در تقویم هجری خورشیدی لحظه تحویل سال تعیین کننده نخستین روز (هرمز روز یا اورمزد روز) از ماه فروردین است، چنانچه سالقبل از ظهر و در نیمه اول شبانه روز تحویل شود همانروز نوروز است و در صورتیکه تحویل بعد از ظهر باشد فردای آن نوروز است. 
Persepolis gifts.jpg

نوروز از دیدگاه اسلام و تشیع

روز نوروز همان روزی است که خداوند در آن از بندگانش پیمان گرفت که او را پرستش کنند و هیچ چیزی را شریک او ندانند و این که بهپیامبران و اولیایش ایمان بیاورند و آن نخستین روزی است که خورشید در آن طلوع کرده، و بادهای باردار کننده در آن وزیده‌است و گلهاو شکوفه‌های زمین آفریده شده‌است. و آن روزیست که کشتی نوح به کوه جودی قرار گرفت. و آن روزی است که در آن قومی که از ترس مرگ از خانه‌های خود بیرون آمدند و آنها هزارها نفر بودند پس خداوند آنها را بمیراند و سپس آنها را در این روز زنده کرد. و آن روزیست که جبرئیل بر پیامبر ص فرود آمد. و آن همان روزیست که ابراهیم ع بتهای قوم خود را شکست. و آن همان روزیست که پیغمبرخدا، امیرالمؤمنین علی ع را بر دوش خود سوار کرد تا بتهای قریش را از بالای خانه خدا به پائین انداخت و آنها را خرد 

در سایه ایـــزد تبارک           نوروز و بهارتان مبارک
ایام همه به کامتان خوش          کاشانه با صفایتان خوش
***
من از این باغ و بهار
وقت خندیدن گل
ازخدا خواسته ام
یک سبد شادی و لبخند شما
عیدتان پر برکت
خانه هاتان آباد 
و دگر هیچ به جز شادیتان 
***
خلیل صارمی نایینی (ناصر)




میلاد صارمی نایینی 





طبقه بندی: نوروز یا روز نو، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی « ناصر »، استاد نایینی، استاد ناصر، استاد نایینی بنیانگذار سبک تو آ در مناطق شزق اصفهان بزرگ دهه 60، میلاد صارمی نایینی،  
[ یکشنبه 1399/01/3 ] [ 12:19 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙


نوروز باستانی بر همه ی ایرانیان خجسته باد


عیدانه 


تقدیم به همه ی بزرگان ادب و علم و اندیشه 


*****


با باد بهار ســـنبل آمد ..... بوی خوش سبزه و گل آمد 
از رحمت ایــــزد تبارک ..... عید هــــــمگان بُود مـبارک 

نوروز جشن آریائی

قدمت نوروز و وجود این جشن به زمان‌های پیش از هخامنشیان و مادها برمی‌گردد زمانی که آریائی‌ها سرزمین‌شان را به دو قسمت تقسیم می‌کردند و دو فصل گرما و سرما داشتند فصل سرما شامل ده ماه و فصل گرما شامل دو ماه بود، چنانچه در اوستا آمده‌است. بعدها در این دو فصل تغییری پدید آمد و به موجب وندیداد تابستان دارای ۷ ماه و زمستان ۵ ماه گردید. در هر یک از این دو فصل جشنی بر پا می‌داشتند که هر دو آغاز سال نو به شمار می‌رفته‌است. وجود پایه و اساس جشن‌های نوروز و مهرگان در آغاز فصول دوگانهٔ آریائی‌ها گویای آن است که زمینهٔ اصلی پیدایش هر یک از آنها، بزرگداشت سرآغاز سال، توجه به پایان یک فصل و آغاز فصلی دیگر بوده‌است. با مرور زمان و تحول تدریجی اوضاع جشن نوروز از آن صورت بسیط نجومی و گاه‌شناسی بیرون آمد و بعدها جنبه های متعدد دینی و رسمی و سیاسی پیدا کرد. سرانجام این یادگار با سنن دیرین خود از مدتی متجاوز از نه قرن پیش در آغاز برج حمل جای ثابتی یافت و تنها جشن جهانی است که می‌توان گفت تمامی جنبه‌های دینی، رسمی، سیاسی و طبیعی را در خود جای داده‌است.


ای پاکدلان بــــــهار تــقدیم شما 
آن جنّت مانـــــــدگار تقدیم شما 
یک جان به تنم بیش ندارم یاران 
این تحفه به یادگـــار تقدیم شما 


خلیل صارمی نایینی(ناصر)








طبقه بندی: نوروز باستانی، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی « ناصر »، شاعر و نویسنده معاصر، استاد نایینی، استاد ناصر، استاد نایینی بنیانگذار سبک تو آ در مناطق شزق اصفهان بزرگ دهه 60، عید نوروز، نوروز باستانی،  
[ پنجشنبه 1398/12/29 ] [ 10:57 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

هو الجمیل
***
نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی
که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی
*****

 

ز كوی  یار  می‌آید   نسیم   باد  نوروزی                 از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی

 حافظ

باد نوروز كه بوی گل و سنبل دارد                      لطف این باد ندارد كه تو می‌پیمائی 

سعدی 

علم دولت نوروز به صحرا برخاست                   زحمت لشكر سرما ز سرما برخاست

سعدی

مه  من   عید   تو      مبارك        باد                 عیدی  عاشقان  چه  خواهی داد؟

عیدی  و   عید   ما  مه  رخ    تست                عید   ما   بی   رخ   تو    عید  مباد

كمال خجندی

دم عیسی است پنداری نسیم بادنوروزی      كه خاك مرده باز آید در او روحی و ریحانی

سعدی

جهان  از     باد   نوروزی    جوان   شد              زمین  در سایه  سنبل نهان شد

اوحدی مراغه ای 

ماه من چهره برافروز كه آمد شب عید             عید بر چهرة چون ماه تو می‌باید دید

شهریار

وقت آن است كه باهم ره صحراگیریم             كزدم باد سحر بوی بهار آمد  و  عید

شهریار

نوروز   ماه   فاخته   و    عندلیب   را               در  بوستان  نوا گر  و  بر بط زن  آورد

دكتر  صورتگر

آمد بهار و گل شد و نوروز هم گذشت            گردسرت نگشتم وامروزهم گذشت

عصری تبریزی 

بر آمد    باد     صبح    و   بوی   نوروز            به  كام  دوستان  و  بخت  پیروز

مبارك  بادت  این  سال  و  همه سال            همایون بادت این روز و همه روز

سعدی

خرّمی صحن باغ با تو خرامیدن است            فرّخی صبح عید با تو صفا كردن است

فروغی بسطامی

مباركتر    شب    و     خرمترین   روز            به  استقبالم  آمد  بخت پیروز

دهل  زن  گر د و  نوبت  زن    بشارت            كه دوشم قدر بود امروز نوروز

 سعدی


ایّام  بقا   چو    باد    نوروز   گذشت            روز و شب مابه محنت وسوز گذشت

تا  چشم  نهادیم  بهم ،  صبح   دمید         تا دیده گشودیم  زهم ،  روز  گذشت

معین الدّین شیرازی

نوروز  تازه    می‌كند    آئین   باستان            ایران نوخوش است بدین خلعت نوی

شهریار

خجسته  باد  به  ایران  باستان  نوروز            كه    یادگار   ز   جمشید كامكار آمد

شهریار

نوروز  می‌نوازد  روح  از  نسیم  اسحار           خورشیدمی‌درخشدبرچشمه های كهسار

شهریار 

دوشیزگان نوروز صف در چمن كشیده            در بر  قبای گلبرگ،  بر  سر  كلاه  گلنار

شهریار

اسْعَد َ الله لَكَ العید  به   شكرانه   بیا            كه مرادیدن رخسارتوعیدی است سعید

شهریار

عید  كسی  ز  داغ  عزیزان  عزا   مباد           ای ساكنان كوی طرب عیدتان سعید

شهریار

فصل سرمارفت وعیدی آمدوخرم بهاری         وه‌چه‌نوروزی،‌چه‌خوش‌عهدی،چه‌نیكو‌روزگاری

ابوالقاسم حالت 

خوش و نكو ز پی هم رسید عید و بهار           بسی نكوتر و خوشتر زپارواز پیرار

ازرقی

خوش آمدبادنوروزی به صبح ازباغ پیروزی        به بوی دوستان ماندنه بوی بوستان دارد

سعدی

سال مهت مبارك و روز وشبت به خیر            بختت بلند و گردش گیتی به كام باد

سعدی

بس كه بدمی‌گذرد زندگی اهل جهان            مردم از عمر چو سالی گذرد عید كنند

صائب تبریزی

روز  عید  آمد  و  هنگام  بهار  است  امروز            بوسه ده ای گل نورسته كه عیداست وبهار

رهی معیّری 

خلق  گیرند ز  هم   عیدی  اگر  موقع عید           جای عیدی تو به من بوسه ده ای لاله عذار

رهی معیّری

شب‌ عید ای  كمان ابرو  از آن‌چشم‌و ازآن مژگان         بیا تا تیر همچشمی به ماه و اختر اندازیم 

شهریار 

روز  نوروز  است سروگل عذار  من كجا است؟       در چمن یاران همه جمعند یارمن كجااست؟

هلالی جغتائی

سخن در پرده می‌گویم  چوگل از غنچه‌ بیرون‌ آی     كه بیش از پنج روزی نیست حكم میرنوروزی

حافظ

شكوه عیدسلطانی است،ساقی جام جم برگیر         كه سلطان فلك را تاج خورشید از سراندازیم

شهریار

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منبع :سایت لطایف و ظرایف ادبی استاد شربیانی

میلاد صارمی نایینی  




طبقه بندی: نوروز در شعر پارسی، 
برچسب ها: نوروز، روز نو، خلیل صارمی نایینی، استاد نایینی، استاد ناصر، بنیانگذار سبک توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، شاعر و نویسنده معاصر،  
[ پنجشنبه 1398/12/29 ] [ 10:55 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]


هو العزیز
***
  گفت پیغمبر به اصحاب کبار 
تن مپــوشانید از بــاد بــهار
آنـچه با برگ درختان میکند
با تـن و جان شما آن میکند
*****
از باد بهار سنبل آمد
بوی خوش سبزه و گل آمد
از رحمت ایزد تبارک
پیــوند شــکوفه ها مـبارک
ناصر

      بهارآمد بهار آمد  خوش  آمد                                  بهاری  دلگشا  و   دلكش آمد

شهریار  

 بهار بود و تو بودی و عشق بود و امید               بهار رفت و تو رفتی و هر چه بود گذشت

دكتر ایرج دهقان

گویند بهاری شد وگل آمد و دی رفت                 ما بی تو ندیدیم كه كی آمد و كی رفت

تسلیمی كاشانی

آمد بهار و گل شدو نوروز هم گذشت                 گرد سرت نگشتم و امروز  هم گذشت

عذری تبریزی

آمد بهار و رفت  و  من از كنج آشیان                  وقتی بر آمدم  كه  گلی  در چمن نماند

عاشق اصفهانی  

بهار می‌رسد آیا بــــود كه در چمنی                  نشسته پای گل و یاسمین تو باشی ومن

هلالی جغتایی

بهار رفته بــــــاز   آمــــــــــد  دوباره                   پرستوی  به     غربت    رفته    بر    گرد

مهدی سهیلی 

رسم بد عهدی ایّام  چو دید  ابر  بهار                 گریه‌اش بر سمن و سنبل و نسرین آمد

حافظ

مرا  هرگه بهار  آید به خاطر یاد یار آید                به  خاطر  یاد  یار  آید مرا هر گه بهار  آید

شهریار

بهار  می‌رسد  آهنگ  باغ كن زان پیش             كه   رفته   باشی   و    بار   دگر  بهار آید

هلالی جغتایی 

خیّاط      ازل     ز     لاله   بر    پیكر  كوه             بر  دوخت   قبای    سرخ   پا  تا سر كوه

رشدی

نوبهار آمد دگر عالم گلستان شد چو تو           ابر گریان گشت چون من باغ خندان شد چو تو

شهیدی قمی 

بهار   مژدة   نو    داد    فكر    باده     كنید           ز عمر خویش در این فصل استفاده كنید 

ملك‌الشعرا بهار

آمد بهار  و   غنچه  گل   خنده  زد به شاخ           آن  غنچة  كه خنده نبیند دل من است

پژمان بختیاری

نوبهار آمد و چون عهد بتان توبه شكست            فصل گل دامن ساقی نتوان داد زدست

شهریار 

آمد  بهار   و   باد   صبا   مشكبار    گشت           نی‌نی بهشت آمد و نامش بهار گشت

سامان شیرازی

هوا   معتدل     بوستان     دلكش   است            هوای دل  دوستان  زان  خوش  است

نظامی 

روز  بهار  است  خیز   تا  به  تماشا  رویم            تكیه  بر  ایّام  نیست  تا دگر   آید بهار

سعدی

نوبهار  آمد و گل سر زده، چون  عارض یار            ای گل تازه،  مبارك  به تو این تازه بهار

رهی معیّری 

گر دل خلق  بود خوش كه بهار آمد  و  گل            نو  هار  منی  ای  لاله  رخ  گل  رخسار

رهی معیّری

بهترین فصل است بین فصلها فصل بهار             بلبلان خوشنوا در نغمه بر هر شاخسار

رمضانی ثابت



ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منبع :سایت لطایف و ظرایف ادبی استاد شربیانی

میلاد صارمی نایینی 




طبقه بندی: بهار در شعر پارسی، 
برچسب ها: شکوفه های بهار، خلیل صارمی نایینی « ناصر »، استاد نایینی، استاد ناصر، استاد نایینی بنیانگذار سبک تو آ در مناطق شزق اصفهان بزرگ دهه 60، عید نوروز، میلاد صارمی نایینی،  
[ پنجشنبه 1398/12/29 ] [ 10:54 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

موجبات شهادت امام موسى كاظم علیه السلام


 

" انتم الصراط الاقوم و السبیل الاعظم و شهداء دارالفناء و شفعاء دارالبقاء. (1)؛ شما راست ‏ترین راه ها و بزرگترین شاهراه ها هستید. شما شهیدان این جهان و شفیعان آن جهانید.

همه ائمه اطهار علیهم السلام به استثناى وجود مقدس حضرت حجت عجل الله تعالى فرجه كه در قید حیات هستند، شهید از دنیا رفته‏اند؛ هیچ یک از آنها با مرگ طبیعى و با اجل طبیعى و یا با  یك بیمارى عادى از دنیا نرفته‏اند، و این یكى از مفاخر بزرگ آنهاست. خود آنان همیشه آرزوى شهادت در راه خدا را داشتند كه ما مضمون آن را در دعاهایى كه آنها به ما تعلیم داده‏اند و خودشان مى‏خوانده‏اند مى‏بینیم. على علیه السلام مى‏فرمود: "من تنفر دارم از این كه در بستر بمیرم، هزار ضربه ‏شمشیر بر من وارد بشود بهتر است از این كه آرام در بستر بمیرم." و ما نیز در دعاها و زیاراتى كه قرائت مى‏كنیم یكى از فضائل ائمه را به این نام یادآوری می کنیم كه آنها از زمره شهدا هستند و شهید از دنیا رفته‏اند.

در اصطلاح، «شهید» لقب وجود مقدس امام حسین علیه السلام است و ما معمولا ایشان را به لقب‏«شهید» مى‏خوانیم: «الحسین الشهید». همان طور كه لقب امام ششم  را‏ «جعفرالصادق‏» و لقب امام موسى بن جعفر را ‏« موسى الكاظم‏» مى‏گوییم ، لقب سیدالشهداء نیز« الحسین الشهید» است. ولى این بدان معنى نیست كه ائمه دیگر ما شهید نشده‏اند. همان طور كه اگر موسى بن جعفر را ‏«الكاظم‏» می نامیم معنایش این نیست كه سایر ائمه" كاظم" نبوده‏اند -"كاظم‏" یعنى كسى كه بر خشم خود مسلط است- ، یا اگر به امام هشتم مى‏گوییم «الرضا» معنایش این نیست كه دیگران مصداق‏«الرضا» نیستند، و یا اگر امام ششم را «الصادق‏» می نامیم ، معنایش این نیست كه دیگران العیاذ بالله صادق نیستند.


تاثیر مقتضیات زمان در شكل مبارزه

اینجا این سوال مطرح می شود كه چرا  سایر ائمه را "شهید" می گوییم؟ با این که بر اساس اسناد تاریخی ایشان در مقابل دستگاه هاى جور زمان خودشان قیام نكرده و شمشیر نكشیده اند؟ و ظاهر سیره ‏شان نشان مى‏دهد كه روش ایشان با روش امام حسین(ع) متفاوت بوده است.

این که ما تصور کنیم  سایر ائمه با روش امام حسین(ع) در این جهت اختلاف و تفاوت داشته است، تصور غلطی است. این هم که برخی فکر می کنند بنای امام حسین علیه السلام بر مبارزه با دستگاه جور زمان خود بود ولى سایر ائمه بنای مبارزه را نداشتند، تفکر نادرستی است. امكان ندارد مقام مقدس امام  با دستگاه ظلم و جور زمان خودش سازش كند و خودش را با آن منطبق كند؛ بلكه همیشه با آنها مبارزه مى‏كند. تفاوت در این است كه شكل مبارزه فرق مى‏كند. یك وقت مبارزه علنى است و اعلان جنگ می شود؛ و وقتی دیگر، مبارزه هست ولى نوع مبارزه فرق مى‏كند. یعنی مقتضیات زمان در شكل مبارزه  تاثیر می گذارد. هیچ وقت مقتضیات زمان در این جهت نمى‏تواند تاثیر داشته باشد كه در یك زمان سازش با ظلم جایز نباشد ولى در زمان دیگر جایز باشد. در واقع سازش با ظلم در هیچ زمانى و در هیچ مكانى و به هیچ شكلى جایز نیست، اما ممكن است شكل مبارزه فرق كند. تاریخ ائمه اطهارعموماً حكایت مى‏كند كه همیشه در حال مبارزه بوده‏اند. اگر مى‏گویند مبارزه در حال تقیه، مقصود سكون و بى تحركى نیست.« تقیه‏» از ماده ‏«وقى‏» است، مثل تقوا كه از ماده ‏«وقى‏» است. تقیه معنایش این است که به شكل مخفیانه‏ و در یك حالت استتار از خود دفاع كردن؛ نه دست از مبارزه برداشتن.

همه ائمه اطهار این افتخار را دارند كه در زمان خودشان با هیچ خلیفه جورى سازش نكردند و همیشه در حال مبارزه بودند. ایشان در مقابل خلفایی نظیر عبدالملك مروان، اولاد عبدالملك، پسرعموهاى عبدالملك، بنى العباس، منصور دوانیقى، ابوالعباس سفاح، هارون الرشید، مامون و متوكل و ... که از بدنام‏ ترین افراد تاریخ هستند، ایستادند و به انحاء مختلف مبارزه نمودند. اگر مقاومت ائمه اطهار در مقابل اینها نبود، و اگر ایشان فسق ها و انحراف هاى آنان را برملا نمى‏كردند و غاصب بودن و نالایق بودن آنها را به مردم تذکر نمى دادند‏، امروز ما هارون و مخصوصاً مامون را در ردیف قدیسین مى‏شمردیم. اگر ائمه، باطن مامون را آشكار نمى‏كردند و وى را معرفى نمى‏نمودند، مسلما امروز او یكى از قهرمانان بزرگ علم و دین در دنیا تلقى مى‏شد.

در این مقاله بحث ما در زمینه عواملی است که موجبات شهادت امام موسى بن جعفرعلیهماالسلام را فراهم نموده است. البته در این كه موسى بن جعفرعلیهماالسلام به شهادت رسیده، از مسلمات تاریخ است. بنا بر معتبرترین و مشهورترین روایات، موسى بن جعفرعلیهماالسلام چهار سال در كنج ‏سیاه چالهاى زندان به سر برد و در زندان هم به شهادت رسید.


امام در زندان بصره

امام فقط در یك زندان محبوس نبود، بلکه  در زندان هاى متعدد به سر برد. ایشان را از این زندان به آن زندان منتقل مى‏كردند، و راز مطلب این بود كه در هر زندانى كه امام را مى‏بردند، پس از اندك زمانی زندانبان مرید امام مى‏شد. اولین حبس امام در هفتم ماه ذى الحجه سال 178، از زندان بصره آغاز گردید. امام را تحویل  عیسى بن جعفربن ابى جعفر منصور، -  نوه منصور دوانیقى-  والى بصره دادند. او  یك مرد عیاش و شرابخوار، و اهل رقص و آواز بود. مدتى که از زندانی بودن امام گذشت، كم كم عیسى بن جعفر علاقه ‏مند و مرید امام شد.عیسی بن جعفر بر اساس تبلیغات حکومت تصور مى‏كرد كه امام کاظم (ع) مردى ‏یاغى است كه  مدعى خلافت است، ولی پس از چندی همجواری با امام دریافت که ایشان نه تنها دل به دنیا نبسته است بلکه غرق در معنویت است. و اگر مساله خلافت ‏براى ایشان مطرح است از جنبه معنویت مطرح است نه این كه یك مرد دنیا طلب باشد. همین مسائل باعث شد که وضع تغییر کند و عیسی دستور داد اتاق بسیار خوبى  در اختیار امام قرار دادند و رسماً از امام پذیرایى مى‏كرد. از آن طرف هارون محرمانه به عیسی پیغام داد كه امام را بکشد. عیسی جواب داد که چنین كارى نمى‏كند. پس از این که هارون برای اجرای دستورش فشار زیادی آورد؛ عیسی  نامه ای به خلیفه نوشت كه "دستور بده زندانی را از من تحویل بگیرند والا  او را آزاد مى‏كنم، من نمى‏توانم چنین مردى را به عنوان یك زندانى نزد خود نگاه دارم." و البته چون عیسی بن جعفر پسرعموى خلیفه و نوه منصور بود، برای حرفش احترام قائل بودند.


امام در زندان هاى مختلف

بالاخره امام را از بصره به بغداد آوردند و تحویل فضل بن ربیع دادند. فضل بن ربیع، پسر« ربیع‏» حاجب -دربان- معروف است. (2) پس از مدتی فضل هم  به امام علاقه ‏مند شد و وضع امام را تغییر داد که وضع بهترى بود. جاسوسان به هارون خبر دادند كه موسى بن جعفر در زندان فضل بن ربیع به خوشى زندگى مى‏كند، در واقع زندانى نیست و مثل میهمان است. هارون امام را از او گرفت و تحویل فضل بن یحیاى برمكى داد. فضل بن یحیى هم بعد از مدتى شروع به خوشرفتاری با امام كرد كه هارون خیلى خشمگین شد و جاسوس فرستاد که تحقیق كنند؛ و چون دیدند که جریان صحت دارد، هارون امام را از او نیز تحویل گرفت و فضل بن یحیى مغضوب واقع شد. پس از آن یحیى برمكى پدر فضل، براى این كه مبادا به سبب سرپیچی پسرانش از اوامر هارون از چشم هارون بیافتند، در مجلسى سر زده  نزد هارون رفت و گفت: اگر از پسرم تقصیری سر زده، من حاضرم اوامر شما را اطاعت كنم؛ پسرم توبه كرده است، او را ببخشید. یحیی پس از آن که دل هارون را به دست آورد، به بغداد آمد  و امام را از پسرش تحویل گرفت و تحویل زندانبان دیگرى به نام سندى بن شاهك داد كه گفته می شود مسلمان نبود. در زندان او خیلى بر امام سخت گذشت، و امام در زندان او هیچ روى آسایش ندید.


در خواست هارون از امام

در آخرین روزهایى كه امام زندانى بود و تقریباً یك هفته بیشتر به شهادت ایشان باقى نمانده بود، "هارون" یحیى برمكى را نزد امام فرستاد و با نرمی و ملایمت به او گفت از طرف من به پسرعمویم سلام برسان و به او بگو بر ما ثابت ‏شده كه تو گناهى و یا تقصیرى نداشته‏ای ولى متأسفانه من قسم خورده‏ام كه تا تو اعتراف به گناه نكنى و از من تقاضاى عفو ننمایى، تو را آزاد نكنم؛ البته لازم نیست هیچ كس هم ‏بفهمد. همین قدر که در حضور همین یحیى اعتراف كنی کافی است، چرا که من نمی توانم سوگند خود را بشکنم.

امام آن روح مقاوم و بزرگ، به یحیی پاسخ می دهد:« به هارون بگو از عمر من دیگر چیزى باقى نمانده است‏» و پس از یك هفته امام را مسموم نمودند.


علت دستگیرى امام

چرا هارون دستور دستگیری امام را داد؟ پاسخ روشن است: خلیفه  به موقعیت اجتماعى امام حسادت مى‏ورزید و احساس خطر مى‏كرد، او برای  حکومتش احساس امنیت نداشت. زمانی كه هارون تصمیم مى‏گرفت ولایتعهدی  را براى پسرش امین، و بعد از او براى دیگر پسرانش مامون و مؤتمن تثبیت كند؛ علما و برجستگان شهرها را دعوت مى‏نمود تا همگی در آن سال به مكه بروند چرا كه مى‏خواست در آنجا از همه بیعت ‏بگیرد. اما برای چنین برنامه ای مانعی بزرگ وجود داشت و آن مانع امام کاظم علیه السلام بود. آن كسى كه اگر در آن جمع حضور می داشت و چشمها به او می افتاد، این فكر در اذهان ایجاد مى‏شد که آن كسی که  ‏براى خلافت لیاقت دارد امام کاظم علیه السلام است و در اینجا قطعا نقشه های هارون به هم می خورد. پس وقتى كه به مدینه آمد، دستور زندانی کردن امام  را داد.

 در تاریخ آمده است که یحیى برمكى به اطرافیانش گفت: من گمان مى‏كنم خلیفه  ظرف امروز و فردا دستور بدهد موسى بن جعفر را توقیف كنند. گفتند چطور؟ گفت: من همراهش بودم كه به زیارت حضرت رسول در مسجدالنبى رفتیم، وقتى كه خواست‏ به پیغمبر سلام بدهد، دیدم این گونه سلام مى‏گوید: السلام علیك یا ابن العم  یا رسول الله. بعد گفت: من از شما معذرت مى‏خواهم كه مجبورم فرزند شما موسى بن جعفر را توقیف كنم.

بالاخره هارون دستور داد جلادهایش به سراغ امام بروند. اتفاقا امام در خانه نبود. ایشان به مسجد پیغمبر رفته بود. سربازها به مسجد رفتند و وقتى وارد شدند كه امام در حال نماز بود. مهلت ندادند كه موسى بن جعفر نمازش را تمام كند، در همان حال نماز، ایشان را كشان كشان از مسجد پیغمبر بیرون بردند كه حضرت نگاهى به قبر رسول اكرم كرد و عرض كرد: السلام علیك یا رسول الله، السلام علیك یا جداه، ببین امت تو با فرزندان تو چه مى‏كنند؟!

چرا هارون این اعمال را انجام داد؟ مگر امام قیامی بر پا کرده بود؟ از مسلمات تاریخ است که ایشان قیام نکرده بود ولی وجود خود امام برای هارون و حکومتش خطر داشت، چون خلیفه مى‏خواست براى ولایتعهدی فرزندانش بیعت‏ بگیرد؛ هارون نگران بود که امام اعلام نماید هارون و فرزندانش غاصب خلافتند.


سخن مامون

عملکرد مامون به گونه ای بوده است كه بسیارى از مورخین او را شیعه مى‏دانند، و مى‏گویند از علماى شیعه بوده است. این مرد مباحثاتىمنطقی با علماى اهل تسنن داشته است كه در متن تاریخ ضبط است. چند سال پیش یك قاضى سنى اهل تركیه‏اى كتابى نوشته بود كه به فارسى نیز ترجمه شد به نام ‏« تشریح و محاكمه درباره آل محمد». در آن كتاب، مباحثه مامون با علماى اهل تسنن درباره خلافت ‏بلا فصل حضرت امیر(ع) نقل شده است. نوشته‏اند زمانی خود مامون گفت: اگر گفتید چه كسى تشیع را به من آموخت؟ گفتند چه كسى؟ گفت: پدرم هارون. من درس تشیع را از پدرم هارون آموختم. گفتند: پدرت هارون كه با شیعه و ائمه شیعه از همه دشمن‏تر بود. گفت: در عین حال قضیه از همین قرار است. در یكى از سفرهایى كه پدرم به حج رفت، ما همراهش بودیم. من بچه بودم، همه به دیدنش مى‏آمدند، مخصوصاً مشایخ، معاریف و كبار. دستور داده بود هر كسى كه مى‏آید، اول خودش را معرفى كند، یعنى اسم خودش و پدرش و اجدادش را تا جد اعلایش بگوید تا خلیفه بشناسد كه او از قریش است ‏یا از غیر قریش؛ و اگر از انصار است، ‏خزرجى است ‏یا اوسى. هر كسى كه مى‏آمد، اول دربان نزد هارون مى‏آمد و مى‏گفت: فلان كس با این اسم و این اسم پدر و غیره آمده است. روزى دربان آمد گفت آن كسى كه به دیدن خلیفه آمده است مى‏گوید: "بگو موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسین بن على بن ابى طالب." تا این را گفت، پدرم از جا بلند شد، گفت: بگو بفرمایید، و بعد گفت: همان طور سواره بیایند و پیاده نشوند؛ و به ما دستور داد كه از ایشان استقبال كنیم. ما رفتیم. مردى را دیدیم كه آثار عبادت و تقوا در ظاهرش كاملا هویدا بود. نشان مى‏داد كه از آن عباد است. سواره بود كه مى‏آمد، پدرم از دور فریاد كشید: شما را سوگند مى‏دهم كه همین طور سواره نزدیك بیایید، و او چون اصرار زیاد پدرم را دید  یك مقدار روى فرش ها سواره آمد. به امر هارون دویدیم ركابش را گرفتیم و او را پیاده كردیم. هارون وى را بالا دست‏ خودش نشاند و مؤدب نشست، و بعد سؤال و جواب هایى كرد:

- عائله ‏تان چند نفرند؟ معلوم شد عائله‏اش خیلى زیاد است.

-  وضع زندگیتان چطور است؟ امام پاسخ دادند.

- عوایدتان از کجا تأمین می شود؟

پس از این سوال و جواب ها وی  رفت. وقتى خواست ‏برود پدرم به ما گفت: بدرقه كنید، در ركابش بروید. و ما به امر هارون تا در خانه‏اش در بدرقه‏اش رفتیم، كه او آرام به من گفت تو خلیفه خواهى شد و من یك توصیه بیشتر به تو نمى‏كنم و آن این كه با اولاد من بدرفتارى نكن.

ما نمى‏دانستیم این كیست. برگشتیم. من از همه فرزندان ناراحت تر بودم، وقتى خلوت شد به پدرم گفتم این كى بود كه تو این قدر او را احترام كردى؟ خنده‏اى كرد و گفت: اگر راستش را بخواهى این مسندى كه ما بر آن نشسته‏ایم مال اینهاست. گفتم آیا به این حرف اعتقاد دارى؟ گفت: اعتقاد دارم. گفتم: پس چرا واگذار نمى‏كنى؟ گفت: مگر نمى‏دانى "الملك عقیم"؟ تو كه فرزند من هستى، اگر بدانم كه مدعى من می شوى، آنچه را كه چشمهایت در آن قرار دارد از روى تنت ‏بر مى‏دارم.

پس از مدتی هارون شروع کرد به صله دادن. پول هاى گزاف برای افراد مى‏فرستاد، پول هایی به میزان پنج هزار دینار زر سرخ، چهارهزار دینار زر سرخ و غیره. من فکر کردم لابد پولى كه براى این مردى كه این قدر برایش احترام قائل است مى‏فرستد خیلى زیاد خواهد بود. ولی دیدم كمترین پول را براى او فرستاد؛ یعنی دویست دینار. سؤال كردم که علت این کار چیست؟ گفت: مگر نمى‏دانى اینها رقیب ما هستند. سیاست ایجاب مى‏كند كه اینها همیشه تنگدست‏ باشند و پول نداشته باشند؛ زیرا اگر زمانى امكانات اقتصادى ‏شان زیاد شود، یك وقت ممكن است كه صد هزار شمشیر علیه پدر تو قیام كند.


میلاد صارمی نایینی


ادامه مطلب

طبقه بندی: امام موسی کاظم علیه السلام، 
برچسب ها: امام کاظم علیه السلام، استاد نایینی، ostadnaser، استاد ناصر، شهادت امام موسی کاظم علیه السلام، خلیل صارمی نایینی شاعرو نویسنده معاصر، استاد نایینی ببنیانگذار کونگ فو توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه60،  
[ پنجشنبه 1398/12/29 ] [ 10:52 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

جشن سوری
امسال به خاطر همه دوست داشتن ها در خانه میمانیم
فرا رسیدن بهار و آغاز سال 1393
پیشا پیش
بــر شمــا عــزیــزان خجــسته بــــــاد

یکی از جشن‌های آتش که در ایران باستان برای پیش درآمد یا پیش‌باز نوروز برگزار می‌شده و آمیزه‌ای از چند آیین گوناگون است، جشن سوری بوده‌است. سوری به یک چم (معنی) سرخی است و اشاره به سرخی گل است که در این روز می‌افروخته‌اند. در تاریخ بخارا آمده‌است:

چون امیر سدید منصوربن نوح به ملک نشست، هنوز سال تمام نشده بود که در شب سوری چنان که عادت قدیم است آتشی عظیم افروختند.

این آتش را در شب سوری که هم‌زمان با روزهای «بهیژک» یا «پنچهٔ دزدیده» بود برای گریزاندن سرما و فراخوانی گرما، آن هم بیشتر بر روی بامها می‌افروختند که هم شگون داشته و هم به باور نیاکانمان، تنورهٔ آتش و دود بر بامها، فروهر درگذشتگان را به خانه‌های خود رهنمون می‌کرده‌است.

به دیگر سخن این آتش‌افروزی بر بام خانه‌ها، آخرین گام از آیین‌های گاهنبار پنجه یا ده روز پایان سال است. این ده روز را ده روز فروردیان یا فروردیگان می‌گویند که دربرگیرندهٔ پنجه کوچک (پنج روز نخست-اشتاد روز تا اناران- از ماه اسفند در گاهشماری زرتشتی، برابر با بیست و پنجم اسفند ماه بنا به گاهشمار رسمی کشور) و پنجه بزرگ (پنجهٔ دزدیه، پنج روز پایان سال) می‌باشد

چند روز پیش از نوروز مردمانی به نام آتش‌افروزان که پیام‌آور این جشن اهورایی بودند به شهرها و روستاها می‌رفتند تا مردم را برای این آیین آماده کنند. آتش‌افروزان، زنان و مردانی هنرمند بودند که با برگزاری نمایشهای خیابانی، دست‌افشانی‌ها، سرودها و آوازهای شورانگیز به سرگرم کردن و خشنود ساختن مردمان می‌پرداختند؛ آنها از هفت روز پیش از نوروز تا دو هفته پس از نوروز با پدید آمدن تاریکی شامگاه، در تمامی جایهای شهر و ده آتش می‌افروختند و آن را تا برآمدن خورشید روشن نگاه می‌داشتند. این آتش، نماد و نشانهٔ نیروی مهر و نور و دوستی بود. هدف آتش‌افروزان برگرداندن نیروی فزاینده و نیک به مردمان برای چیره شدن بر غم و افسردگی بود. همین هدف مهمترین دلیل برپایی جشن سده در میانه زمستان هم هست.


آتش نه تنها در نزد ایرانیان که از اقوام کهن هستند، بلکه در میان بیشتر اقوام کهن چه هند و  اروپایی و چه غیره وجودی مقدس بوده است. در روایت های کهن هند و ایرانی، آتش (آذر) فرزند اهورامزدا بوده و همچنین در نوشته های اوستایی لقب وی پسر اهوراست. عقیده به پاکی و پاک کنندگی آتش چنان بوده است که یکی از آزمایش های اثبات بی گناهی، گذر از میان آتش بوده که برجسته ترین آن، گذر سیاووش از میان آتش است. نام آذر در گاهشماری اوستایی بعد از اهورامزدا و امشاسپندان بلافاصله می آید که نشان از اهمیت وی دارد. نام روز نهم به نام آذر نامزد گردیده است. در میان جشن های مهم و کهن ایرانی جشن آتش یکی از مهم ترین آنهاست که جشن سده نام دارد. اهمیت آتش چنان بوده که نخستین جشن را در اسطوره ها پیدایش آتش و قبله شدن آتش در میان اقوام هند و ایرانی دانسته اند. ایرانیان پیش از برپاکردن هر جشن برای نیایش به آتشکده ها می رفتند. شاهان کیانی و هخامنشی و ساسانی برای پیروزی به آتشکد ها می رفتند و نذر می کردند.
رسم آتش افروزی پیس از فرا رسیدن سال نو بسیار کهن و قدیمی است. بسیاری از اسطوره شناسان، آن را به هنگام هم زیستی هند و اروپائیان بر می گردانند. هر چند در نزد اقوام دیگر هم مانند بابلیان و سومری ها رواج داشته است. 


در گاهشماری باستانی ایران گفتیم که سال ایرانی 12ماه و هرماه 30 روز در نتیجه می شود 360، اما سال بعد 5 روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 46 ثانیه بعد آغاز می شود. این 5 روز را به نام گاهان اشو زرتشت نام نهادند. در میان اقوام کهن اعتقاد بر این بود که این 5 روز آخر سال خارج از زمان جهانی است و این مدت متعلق است به مردگان یا همان چیزی که ایرانیان به آن می گویند فروهر faravahara یا فره وشی که در پهلوی forohar شده است. به این 5 روز پنجه ی دزدیده شده می گفتند.

در کتاب بندهشن (بندهش از دو واژه بن (پایه) + دهشن (آفرینش) درست شده که می شود گفت با سفر آفرینش (کتاب آفرینش) ادیان سامی یکی است) در مورد فروهرها این چنین آمده است: "اورمزد انسان را پنج نیرو آفرید که عبارتند از تن، جان، روان، ادونگ و فروهر. بدن یا تن جزء مادی است و جان پیوستگی بسیار با باد دارد و مانند آن سبک و گریزنده است. روان نیرویی است در بدن که می تواند ببیند و بشنود و بگوید و... اودنگ (که به زیان امروزی می شود آیینه) همان تصویر ،شکل و صورت است و جای آن در کره ی خورشید است. اما فروهر نیرویی است که از نزد اورمزد می آید. پس از مرگ بدن نیز به نزد اوزمزد باز می گردد".

در اعتقادات کهن ایرانی اهورامزدا آفرینش را در شش نوبت از سال آفرید. برای همین است که در گاهشمار ایرانی هفته وجود ندارد. این نوبت های آفرینش را گاهنبار یا گهنبار می نامند.

این شش گاهنبار عبارتند از:
1- میدیوزرم گاه (آفرینش آسمان)
2- میدیوشم گاه (آفرینش آب)
3- پتی شهیم گاه (آفرینش زمین)
4- ایاسریم گاه (آفرینش گیاهان)
5- میدیاریم گاه (آفرینش چهارپایان)
6- همس پت میدیم گاه (آفرینش انسان)

هریک از این گاهنبار ها 5 روز به درازا می کشد. اولین آن ها از روز خور تا دی به مهر اردیبهشت و آخرین آنها در روز های کبیسه سال است که نام گاثهای اشو زرتشت را بر روی آنها گذاشته اند. در همین روزها است که جشن فره وشی ها برگزار می شود.

مروری کوتاه به آنچه گفته شد به ما نشان می دهد که:
1- پنج روز آخر سال به اعتقاد اقوام کهن هند و اروپایی و همچنین دیگران مانند سومریان بابلیان ایلامیان و مصریان خارج از زمان جهانی بوده است وبه مردگان تعلق داشته است.
2- در این 5 روز به اعتقاد هندو ایرانیان انسان آفریده شد.
3- این روزها با فروهرها ارتباط دارند.

اعتقاد بر این بوده است که در روزهای کبیسه، فروهر مردگان به این جهان باز می گشتند و به دیدار خانواده ها و آشنایان خود می رفتند. اعتقاد بر این بود که خانواده ی درگذشته با روشن کردن آتشی که به آن سوریک (ik پسوند نسبت در زبان پهلوی ساسانیک و به معنای سرخ است) گفته می شده؛ فروهر درگذشتگان خود را راهنمایی می کردند که خانه ی خود را پیدا کنند. این آتش بعد از فرو رفتن خورشید در روز انارام از ماه آرمئتی سپندارمذ روشن می شود و در تمام روز های همس پت میدیم گاه و تا نوروز روشن می ماند. در کنار آتش سوریک که در زبان فارسی دری نوین به سوری بدل شده است گل، شراب، شیرینی، غذا، پر مورد و سرو برای فروهر ها بالای بام می گذاشتند تا اینکه فروهرها از اینکه به یاد آنها هستند از خانواده های خود خشنود گردند. آتش سوریک در مجمرهای خانگی که نشان زنده بودن خاندان و دودمان بود نگهداری می شده است و در روی آن کندور می سوختند و برای فروهر خود نماز می خواندند.

 

انچه گفته شد فلسفه ی آتش افروزی برای فروهر در گذشتگان در 5 روز پایان سال بود. اما پس آتش چهار شنبه سوری چیست؟
افروختن آتش در چهار شنبه ی پایان سال و جشن سوری در دوره ی بعد از دورن شده تازیان به ایران رواج پیدا کرده است. با درون شدن تازیان به ایران بسیاری از آیین ها و جشن های ایرانی کم رنگ و حتی برخی از آنها از بین رفت و فرهیختگان و دل سوختگانی که قصد نگاهداری آیین های خود را داشتند در برخی موارد تا می توانستند آیین های ایرانی را با لباس دین اسلام نگاهبانی کردند (نمونه بارز آن در مورد مکان های گرامی ایرانی، آرامگاه کوروش بزرگ است؛ که در هنگام درون شد تازیان با نام مقبره مادر سلیمان نبی از تخریب آن جلو گیری کردند). جشن سوری نیز به نظر می آید از همین پوشش ها و تفسیر ها بوده است و برای زنده نگاهداری آیین آتش افروزی با لباس دینی جدید آرایش خورد و چهارشنبه سوری را متولد کردند .
می دانیم که امویان تازی بسیار با ایرانیان و ایرانی گری دشمن بودند. ایرانیان با درون شد تازیان، آیین های خود را مخفیانه و نهان برگزار می کردند و جشن پیدایش آتش که همان سده است را برای نخستین بار بعد از دورن شدن تازیان به ایران به صورت آشکار در سال 312 خورشیدی (323 قمری) به دست بزرگ مردی از تبار ساسانیان به نام مردآویج در اصفهان برپا کردند. مجال اندک هنگامی به ایرانیان دست داد که بزرگ مرد ایرانی ابومسلم خراسانی امویان را بر انداخت. عباسیان که وام دار ایرانیان بودند روی خوشتری به ایرانیان نشان می دادند. حکام عباسی با بر پایی جشن های مهرگان و سده بیشتر قصد دریافت هدایای استان های ایرانی را داشتند. ولی ایرانیان که فرصت را غنیمت می دیدند به احیای نسبی فرهنگ کهن خود کمر بستند و بسیاری از جشن ها و آیین ها را که تا آن روزها نهان بود آشکارا بر پا کردند. حتی در دوران هارون و مامون عباسی بسیاری از کتاب ها و نوشته های پهلوی با امکانات دولتی به عربی یا فارسی دری نوین برگردان شد.
در یکی از سال ها که جشن سوری آزاد تر و گسترده تر برگزار می شد این جشن مقارن شد با شب چهار شنبه و چون اعراب چهارشنبه را روزی نحس می دانند جشن سوری را در شب چهارشنبه آخر سال ترتیب دادند. توجه داشته باشید که در گاهشمار ایرانی هفته وجود ندارد. پس چهارشنبه یا هر شنبه ی دیگر در گاهشمار ایرانی منتفی است .باز اگر به روزهای ایرانی نگاه کنید همه ی 30 روز، نام اهورا مزدا و امشاسپندان و ایزدان را دارا هستند. پس نه تنها ایرانیان روزی را نحس نمی دانستند بلکه همه ی روز های ماه و سال را خجسته می دانستند. گفتیم که آتش سوریک در 5 روز آخر سال روشن بوده است نه تنها در یک شب. تثبیت این روز را به عنوان جشن سوری به زمان هارون و برخی به مامون عباسی نسبت داده اند که به نظر من با پیشینه ایرانی دوستی و کمک های ایرانیان به این دو زیاد دور از عقل هم نیست. می گویند عباسیان خود در این جشن ها شرکت می کردند و برای شادی بیشتر مجلس پرندگانی را نفت آلود می کردند و آتش می زدند و به پرواز وا می داشتند.


ایرانیان که از جشن سده نیز دور افتاده بودند، این فرصت را محترم دانستند و با فراهم کردن هیزم و خار های بیابان آتش های بزرگی را می افروختند و دور آن جمع می شدند و به شادی می پرداختند و با خواندن سرود معروف "زردی من از تو ، سرخی تو از من" هم یاد سده را زنده نگاه می داشتند هم آتش سوریک و هم خواستار ریختن گناهان و از بین رفتن بیماری و ناخوشی های خود بودند. اما چه زمانی خواندن سرود سوری و از روی آتش پریدن رواج یافت به طور حتم مشخص نیست.
با یک مقایسه کوچک می توان در یافت که چهارشنبه سوری یک مراسم مشتق از سده و جشن فروهرها است با کمی دگرگونی.

1- جشن فره وشی ها در 5 روزو شب برگزار می شود اما چهارشنبه سوری 1شب.
2- در گاهنامه ایرانی هفته وجود ندارد.
3- جشن فروهر ها برای خوش آمد آنان است و برای راهنمایی است که آتش افروزی می کنند.
4- همه ی روز های ایرانی دارای شگون و خجسته هستند و روز نحسی مانند چهارشنبه در آن نیست.
5- آتش افروزی فروهر ها در بالای بام است.
6- آتش افروزی فروهر ها در مجمر و کوچک است.
7- آتش چهار شنبه سوری بزرگ به مانند جشن سده است.
8- پریدن از روی آتش در نزد ایرانیان مزدیسنا گناه محسوب می شود و بی احترامی به
آیین و کیش زرتشتی است.
9- آتش مجمر تطهیر یافته و از هیزم خاص آتش جاویدان آتشکده ها تهیه می شود اما آتش چهار شنبه سوری این گونه نیست.
10- آتش مجمر فرو شی ها برای افراد خاص افروخته می شود و اشتراک خانوادگی دارد، اما آتش چهارشنبه سوری همگانی است و قصد آمرزش ندارد.

باری به هر جهت با اینکه به نظر می آید مخلوط شدن سده و جشن فرو هر ها باعث بوجود آمدن چهارشنبه سوری شده است اما آیینی است که در باور های عامیانه ی ایرانیان ریشه دوانده است و باید بخش های نیکوی ان را پاسداری کرد.


جشن چهارشنبه سوری مانند دیگر جشن های ایرانی آیین های ویژه خود را دارد که به اختصار بررسی می کنیم:

1- آجیل مشکل گشا: این آجیل همان لرکlurk یا آجیل گاهنبارها است که در میان زرتشتیان با ترکیب هفت گونه خشک بار شامل، پسته، بادام، سنجد، برگه ی هلو، انجیر و خرما تشکیل می شود؛ که گاهی نارگیل، قیسی و مویز و نبات هم به آن می افزایند.
2- فال گوش: در مناطق زرتشتی نشین با ایستادن در زیر بام ها خواستار شنیدن پیامی از وی فروهی ها می باشند.
3- فال کوزه: در این شب درون کوزه اشعاری (بیشتر حافظ) را درون کوزه ای همراه با چیزی از افراد مانند انگشتر یا گوش واره می انداختند و کودکی یک شعر و یک شی را در می آورد که نشان فال وی بود.
4- کجاوه بازی یا شال اندازی: که با آویختن کجاوه کوچکی که می سازند و یا شال کمر از بالای بام خواستار هدیه می شوند.
5- قاشق زنی: که بیشتر جنبه سر گرمی دارد و جوانان با انداختن چادر روی خود را می پوشانند و با زدن قاشق به هم به جلوی خانه ها رفته و خواستار هدیه می شوند.
6- کوزه شکنی: با شکستن کوزه ای آب ندیده (نو) خواستار رفع بلا و قضا می شوند.
7- گره کشایی: در این شب کسانی که فکر می کنند بختشان بسته است، با گره زدن بخشی از دستمال یا روسری خویش بر سر راهی می ایستند و از اولین کسی که می گذرد می خواهد گره را باز کند تا بخت او هم باز شود.
8- آش چهارشنبه سوری: صاحب نذر با اعلام پختن آش از دیگران می خواهد که نذری اگر دارند بیاورد و در آش شریک شوند.


ادامه مطلب

طبقه بندی: چهار شنبه سوری، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی « ناصر »، شاعر و نویسنده معاصر، استاد نایینی، استاد ناصر، استاد نایینی بنیانگذار سبک تو آ در مناطق شزق اصفهان بزرگ دهه 60، جشن سوری، چهارشنبه سوری،  
[ سه شنبه 1398/12/27 ] [ 02:21 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙


سلام بر بانوی عاشورا

وفات حضرت زینب کبری بر عموم شیعیان جهان تسلیت باد

سر نى در نینوا مى‏ماند اگر زینب نبود

کربلا در کربلا مى‏ماند اگر زینب نبود

چشمه فریاد مظلومیت لب تشنگان‏

در کویر تفته جا مى‏ماند اگر زینب نبود

ذو الجناح داد خواهى، بى‏سوار و بى‏لگام‏

در بیابانها رها مى‏ماند اگر زینب نبود

چهره سرخ حقیقت یعنی آن خورشید سرخ

پشت ابرى از ریا مى‏ماند اگر زینب نبود

در شکست لشکر شمشیرها، تیغ زبان

در نیام ادعا می ماند، اگر زینب نبود

زخمه زخمى‏ترین فریاد در چنگ سکوت‏

از طراز نغمه وامى‏ماند اگر زینب نبود

در عبور از بستر تاریخ، سیل انقلاب‏

پشت کوه فتنه‏ها مى‏ماند اگر زینب نبود

در طلوع داغ اصغر، استخوان اشک سرخ‏ 

در گلوى چشم ما مى‏ماند اگر زینب نبود

قادر طهماسبی (فرید)

بخشی از مثنوی عاشورایی

ای عاشـقان فریاد ، وای از این مـصیبت

اكــنون كه انـدر مـاتم لـب تشنگانید

زان شـه فـرو بـندم دگر این لحظه دم را

آتــش زدند از كــینه دل خـیمه هـــا را

اهــل حـرم را طـــوق بر گردن فكندند

هـر جـا درنـگی در مـیان راهشان بود

رخـت اســیری كرد بر تـن زیــنب زار

طــفلان معصومـند و مـُـشتی داغــدیده

آل علی را خـارجی خـواندند هــر جا

از حـال زیــنب زیـــن بـــلا اَلـلّهُ اعــلم

مــنزل به مـنزل با سـری بی تـن اسـیری

در این رسـالت قــاصـدی والاست زینب

در بـــارگاه آن پـلیــد زشـــت كـــردار

در ذَمّ دونــان صــحبتی جــانانه كـــردند

امــا زسـوز سـینه اش آگـاه كس نیست

او دیده هــفتاد و دو تـن در خـون تــپیده

داغ شــهید نـینوا در ســینه اوسـت

بایـد كه با این كاروان هـمراه بــودن

(ناصر ) تو هـم در ماتم سلطان دین باش

شاید در آنجائـیكه شـافی این شـهانند

 

این مثنوی بارها در روزنامه های کثیر الانتشار (رسالت ،کیهان و اطلاعات )به  چاپ رسیده است

فریاد ازایـن بـیداد ، وای از این مـصیبت

سـیلاب خــون از دیـده بر دامـن برانید

قـدری بگـویم حالـت اهــل حــرم را

كــردنــد نـــیكو خـدمت آل عــبا را

ســیلی زدند و ظلــم بـی اندازه كـردند

در كـنج ویــران و خـرابی جایــشان بود

ای دیده چون دل اندر این غم خون فرو بار

در این سـفر زیـنب چه تلخی هـا چــشیده

آزارشــان دادند هر جـا گـاه و بــیگاه

در صــبر او بـــر دردهـا  اَلــلّهُ اعـــلم

هـر جـا بــیانی تـند در اوج دلــیری

روشـنگر اهـداف عـاشــوراسـت زینب

او هــست وآن شــهزاده رنــجور و بــیمار

یكباره كـــاخ ظلـــمشان ویــرانه كــردند

هر ذرّه جـسم و جـان زینب داغ و دردیست

او پــیكر عــبّاس را بـی دسـت دیده

انــدوه دشت كربـلا در سـینه اوســـت

ننگ است خواب و راحت و بی غم غـنودن

از ایـن مصیبت تا قـیامت دل غمین باش

بر آتـش جـان تو هــم آبـی فـشانند



التماس دعا

 (خلیل صارمی نایینی "ناصر")

دهم محرم الحرام 1428

التماس دعا

میلاد صارمی نایینی




طبقه بندی: کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی، ناصر، شاعرو نویسنده معاصر، وفات زینب، بانوی بزرگ عاشورا، کربلا در کربلا میماند اگر زینب نبود، استاد نایینی ببنیانگذار کونگ فو توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه60،  
[ سه شنبه 1398/12/20 ] [ 12:29 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

       هوالعزیز


Image result for ‫ولادت علی‬‎

 


ولادت خجسته اسدالله الغالب علی بن ابیطالب شیر خدا


 بر عموم شیعیان و دوستداران آن حضرت مبارک باد





برگ سبز


      در دلــــم نیســـت جــــز ولای عـــــلی                جـــان جمـــــله جهــــــان فدای عـــلی

      خــُـــــرّم آنكــس كه اوفـــــتد یـــك دم                 بـــر ســــرش ســـایه هُـمــای عـــــلی

      آفــــــــــــتاب ولایــــــت عــــــــــالــــم                 پـــــرتو حُســــن لا فـــــــتای عـــــــلی

      زادگــــــــاهش حــــــریم بـــیت اللـّـــه                شــــد بــــنا كـــعبه از بـــــرای عـــــلی

      بـــه خـــداونـــد جــــز خــدا و رســول                ذرّه ای نـــــــیســت مــــــاورای عـــلی

      آسـمان و زمـــین و آنـچه در اوســت                زنـــــده از نــام جـــانـــفـــزای عـــــلی

      ذوالــــــــفقارش حــــــقیقــت قـــــاطـع                ســركشــان مـانــده در غَــزای عــــلی

      نـصرت دیــــن نـمی شـــدی مـــــقدور                جــــز به دســــت گــره گـــشای عـــلی

      خُــــفت در بـــــستر پــــــسر عــــمّـش                مـرحــبا ! جــــرات و وفــــای عـــــلی

      در غــــــدیر خُــــــم آن نــــبی امــــین                 گــــــفت از جـــانـــب خــــدای عـــــلی

      هـــــر كـــه مــــولای او مــــنم بایــــد                 بـعد از ایـن جـــویـد او رضـای عـــلی

      گـــــــفت مــــن دانــــم و خــــدا دانـــد                 قــدر و شــــأن و مـقام و جــای عــلی

      تـــا اَبــــد راه رســـــتگـاری جُــــست                 هـــر كه شــد یـــار و آشـــنای عــــلی

      آنــكه شــد جـــرعه نــوش این درگه                  زنــــده مـــی گــــردد از بـــقای عـــلی

      هـــــر فـــرو بـــسته بــاز مـی گــردد                  بـا سـر انـگشت عـــقل و رای عــــلی

      خــــاك تــــیره به حـــرمت نـــامـــش                  مـــی شـــــود زَر زِ كــــیـمیـای عـــلی

      مـــستمــندان و بـــــینـوایـــان بــــین                  بــــــر در خــــــانـــه و ســـرای عـــلی

      مــــی دهــــد خـــــاتــــم ســـلـــیمانی                  خـــوش بـــه حـــال گــدا گــدای عــلی

      نَـه بــــشر را بُــــوَد نـه جِـنّ و مـلك                  جــود بـــی مِـــــثل و انــــتهای عــــلی

      كــی فـــرو مـــانـده بــاز مــی گــردد                  بـــــی نـــصیـب از در عـــطای عــــلی

      درد هــــر دردمــــند بـــــی درمــــان                  خوب مـــــی گــــردد از دوای  عـــــلی

      كــــــــــودكــــان یــــــتیم می دانــــند                  اُلــــفت بــی حـــــد و صـــــفای عـــــلی

      كـــوفه می دانـــد و مـــدیــنه و چـاه                  نالــه هــای عـــــلی ، دعـــــای عــــلی

      در غــــــم فــــاطــــمه خــ ـدا دانــــد                  شـرح هــــجران و گــریه هــای عـــلی

      راز تـــــــــنهایــــی ولـــــی الــــلّـــه                  تـــــیره شــــب دانـــد و خــدای عـــــلی

      در دل شــب هـــنوز پـــیچیـده ســـت                  یـا رب و یـــــارب و صـــــدای عـــــلی

      بـــــشنود گـــوش هر حـقیقت جــوی                 هـــر زمان بـــانگ حـق ز نــای عـــلی

      دل چـ ـو پــــروانـه پَر كــشد هـر دم                  مـست و دیــــوانــــه در هــوای عـــلی

      كــــاش بــــودم مــــقیم خــاك نــجف                  تــــربــــت پــــاك و دلـــربــای عـــــلی

      دســــت خـالـــی نــــمی روم بـــر در                 جـــان فـــشانم بـــه خــاك پــای عـــلی

      ای خوش آنـدم كه می شـود روشـن                 ظـلـــمت قــــــبر از ضـــــــیای عـــــلی

      (برگ ســــبزیـست تــحفه درویـش)                شـــعر مــــن كـــــی بُوَد رَوای عـــــلی

      جـــــملهء خـــــلق عــــالــم امـــكان                 قــاصــــر از وصـف ماجـــرای عــــلی

      تـا نَــــفَس مـانــده در تَــنَت «ناصر»               دم بـــه دم ، دم زن از ثــــنای عـــــلی *

آخرین ویرایش : بهمن 90


خلیل صارمی نایینی «ناصر»


این قصیده را به ساحت مقدس امام المتقین امیر المومنین علی علیه السلام

 تقدیم داشته و امید وارم ثواب و بهره آن به روح مرحوم پدرم 

(حاج رضا صارمی نایینی )عاید و واصل گردد .


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منبع:

 * اشعاری در مدح مولا علی علیه السلام . تنظیم وگرد اوری صمد رحیمیان.چاپ اول  1376 .انتشارات لیوسا




روز پدر بر همه پدران مهربان و زحمتکش این مرز و بوم مبارک باد

Image result for ‫شاخه گل‬‎



میلاد صارمی نایینی



                               





طبقه بندی: ولادت علی علیه السلام، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی (ناصر)، استاد نایینی، ostadnaser، استاد ناصر، ولادت علی علیه السلام، استاد نایینی بنیانگذار کونگ فو تو آد در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60،  
[ یکشنبه 1398/12/18 ] [ 01:25 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙


یا جواد الائمه ادرکنی

شب غفران و رحمت و نور است

جمله ی کائنات مسرور است

خانـه ی هشـتمین امام امشب

غرق در جشن و شادی و شور است

یا جواد الائمه ادرکنی

یا جواد الائمه ادرکنی

سر زد از مشرق جهان خورشید

پرتو حُـسن ایـزدی تابید

نهـمین اخــترِ ولایــت عشق

سر زد از بـاغِ یاســهای سپید

یا جواد الائمه ادرکنی

یا جواد الائمه ادرکنی

یا امـام غر یــبِ ما تبریک

صاحب رافـت و رضـــا تبریک

ای امــام زمــان ، ولی خدا

محـضر انــور شـما تبریک

یا جواد الائمه ادرکنی

یا جواد الائمه ادرکنی

سروده خلیل صارمی نایینی (ناصر)

میلاد صارمی نایینی




طبقه بندی: یا جواد الائمه ادرکنی، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی « ناصر »، شاعر و نویسنده معاصر، استاد نایینی، استاد ناصر، استاد نایینی بنیانگذار سبک تو آ در مناطق شزق اصفهان بزرگ دهه 60، یا امام جواد ادرکنی، ولادت امام جواد علیه السلام،  
[ پنجشنبه 1398/12/15 ] [ 12:37 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
بسم الله النور

فضائل ماه رجب و لیلة الرغائب

هفتمین ماه از سال هجری قمری رجب نام دارد که نباید فضیلت آن را به بوته فراموشی سپرد زیرا در میان ماههای دوازده ‏گانه تنها و بدون ائتلاف با ماههای دیگر از حرمت و قداست ‏برخوردار می ‏باشد، در واقع چهار ماه در قرآن کریم با تعبیر «حرم‏» یعنی برخوردار از حرمت ‏یاد شده است که یکی از آنها فرد است که رجب نام دارد و در آن قتال و کشتار حرام می ‏باشد.

 

رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرموده ‏اند: «رجب ماه بزرگ خداست و هیچ ماهی در حرمت و فضیلت‏ به پایه آن نمی ‏رسد و قتال با کافران در این ماه حرام است، آگاه باشید که رجب ماه پروردگار است و شعبان ماه من و ماه رمضان ماه امت من است و اگر کسی در ماه رجب حتی یک روز روزه بدارد خدا را از خود خشنود ساخته و خشم الهی از او دور می‏گردد .»

 

امام هفتم (علیه السّلام) فرموده ‏اند: رجب نام نهری است در بهشت که از شیر، سفیدتر و از عسل، شیرین‏تر است; هر کس یک روز از آن را روزه بدارد خداوند از آن نهر به او بیاشامد.

 

از امام صادق (علیه السّلام) نقل شده که حضرت محمد (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: رجب ماه استغفار امت من است، پس در این ماه طلب آمرزش کنید که خداوند آمرزنده و مهربان است و رجب را «اصب‏» می‏گویند زیرا که رحمت ‏خداوند در این ماه بر امت من بسیار ریخته می‏شود پس بسیار بگوئید استغفر الله و اسئله التوبة.

 

در حدیث است که حضرت نوح(علیه السّلام) روز اول این ماه سوار بر کشتی شد و نجات یافت و فرمودند: کسانی که با او هستند روزه بدارند و هر که این روز را روزه بدارد آتش عذاب یک سال از او دور می ‏شود و نیز طبق سخن حضرت صادق(علیه السّلام) خواندن زیارت امام حسین(علیه السّلام) در روز اول این ماه مستحب و تأکید شده است.

 

پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند: رجب برای امّت من ماه استغفار است پس در این ماه به محضر پروردگار از گناهان خویش پوزش طلبید که خداوند بخشنده‏ ای مهربان است.

امام صادق(علیه السّلام) فرمود: روزه بیست و هفتم رجب را از دست مده که آن روزی است که مقام نبوّت به محمّد(صلّی الله علیه و آله و سلّم) داده شد و ثواب آن برای شما به اندازه ثواب شصت ماه است.

 

ماه رجب، به دلیل برخورداری از مزایای گوناگون و توجه به ابعاد معنوی آن، نام‏های دیگری نیز دارد؛ نام‏هایی مثل ماه آمرزش خواهی (شهرُ الاستغفار)؛ ماه تک (رَجَبُ الفَرد) به دلیل تنها واقع شدن و جدا شدن آن از سایر ماه‏های حرام؛ سرشار (رَجَبُ الاَصَبّ) به دلیل نزول سرشار رحمت الهی؛ ماه امیرمؤمنان (شهرُ امیرِالمؤمنین)، ریسمان الهی و اَصَمْ یعنی برخوردار از فضیلت‏های بسیار.

 

مناسبت‏های رجب

ماه رجب، از ماه‏های بزرگی است که طلوع سه امام معصوم، امام علی علیه ‏السلام ، امام محمد باقر علیه ‏السلام و امام جواد علیه ‏السلام را در آن شاهدیم و شروع بزرگ ترین جنبش تاریخ بشری، یعنی برانگیخته شدن پیام آور مهر و محبت، محمد مصطفی (صلی‏ الله ‏علیه ‏و‏ آله و سلّم) برای هدایت و سعادت انسان‏ها، در آن اتفاق افتاده است. یاد و نام پیشوایان شهید این ماه، حضرت امام موسی کاظم علیه ‏السلام و امام هادی علیه‏ السلام و نیز پیام‏ آور کربلا، زینب کبری علیه السلام گرما‏ بخش دل‏های مؤمنان است و نیمه رجب هم، پذیرای معتکفان کوی دوست خواهد بود و شاهدِ خلوتِ مشتاقان

 

فلسفه ماه‏های حرام

ماه رجب، یکی از چهار ماه حرام است که در آن از جنگ و خون‏ریزی نهی شده است. تحریم جنگ در این چهار ماه، یکی از راه‏های پایان دادن به جنگ‏های طولانی و وسیله‏ ای برای دعوت به صلح و آرامش بود؛ زیرا هنگامی که جنگ‏جویان چهار ماه از سال اسلحه را بر زمین گذاشته و صدای چکاچک شمشیرها خاموش گردد و مجالی برای تفکر و اندیشه به وجود آید، احتمال پایان یافتن جنگ بسیار زیاد است. اسلام در هر سال برای پیروان خود یک آتش ‏بس چهارماهه اعلام می‏دارد که این خود نشانه روح صلح‏ طلبی اسلام است. البته اگر دشمن بخواهد از این قانون اسلامی سوء استفاده کند و حریم ماه‏های حرام را بشکند، اجازه مقابله به مثل به مسلمانان داده شده است.

 

لیلة الرغائب ( شب آرزوها )

از جمله شبهای بزرگ و با عظمت ماه رجب شب جمعه اول این ماه است.معروف به لیلة الرغائب، اعمال مخصوصی در این شب ذکر شده که به واسطه آن اعمال برکات و پاداش فراوان بر انسان سرازیر می‏شود.

 

رغائب جمع رغیبه است به معنی «امرٌ مرغوب فیه عکاء کثیر» یعنی شبی که در آن عطاها و مواهب فراوان بدست می ‏آید در حدیث است شب جمعه اول این ماه احیاء و بیداری و نیایش فضیلت ویژه دارد و موجب دست‏یابی به عطایای ارزشمند حضرت پروردگار است، در حدیث است که رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: ملائکه این شب را به این نام نهادند و محدثان در کتاب‏های دعا نمازی با کیفیت مخصوصی در این شب ذکر کرده‏ اند که پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: هر کس این نماز را در این شب انجام دهد ثواب این نماز به نیکوترین صورت با روی خندان و درخشان و با زبانی فصیح در شب اول قبر در حضور این فرد ظاهر شود و به او می‏ گوید: ای دوست من مژده می ‏دهم تو را که از هر شدّت و سختی نجات یافتی، نمازگزار می‏گوید: تو کیستی که من تاکنون چنین صورتی زیبا با چنین جلوه ‏ای ندیدم و سخنی شیرین‏تر از کلام تو نشنیده ‏ام و بویی بهتر از بوی تو نبوئیدم در پاسخ می‏گوید: من همان نماز لیلة الرغائبم که شما انجام دادی. امشب آمده‏ ام نزدت باشم تا حق را ادا کنم و مونس تنهایی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود من در عرصه قیامت سایه بر سر تو خواهم افکند پس خوشحال باش که خیر از تو معدوم نخواهد شد.

 

کیفیت اعمال لیلة الرغائب

روز پنج شنبه اول آن ماه روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد مابین نماز مغرب و عشاء دوازده ركعت نماز اقامه شود كه هر دو ركعت به یك سلام ختم می شود و در هر ركعت یك مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحید خوانده شود. و چون دوازده ركعت به اتمام رسید، هفتاد بار ذكر" اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله" گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذكر "سبوح قدوس رب الملائكة والروح" گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذكر "رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلی الاعظم" گفته شود. دوباره به سجده رفته و هفتاد مرتبه ذكر "سبوح قدوس رب الملائكة والروح" گفته شود. در اینجا می توان حاجت خود را از خدای متعال درخواست نمود. ان شاء الله به استجابت می رسد

 

سیزدهم ماه رجب و اعمال اعتکاف

از جمله فضیلت ماه رجب آن است که ایام البیض در آن واقع شده یعنی روز سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم و اعتکاف برای خدا و روزه ‏داری، در آموزه‏ های دینی بر آن تأکید و سفارش شده است.

 

و نیز ولادت حضرت امیرالمؤمنین علی(علیه السّلام) در روز سیزدهم همین ماه واقع شده.

 

اعمال ام داوود

یکی از عبادتها و دعاهای معروف که در ماه رجب به انجام آن تأکید شده، اعمال ام‏ داوود است. در کتب حدیث نقل شده، جوانی در عراق که اهل معرفت بود به دست منصور دوانیقی به مدت طولانی در زندان او گرفتار شده بود که نامش داوود بود. مادرش تاب و توان خود را در فراق پسر از دست داده بود، روزی به خدمت امام صادق(علیه السّلام) رفت و داستان را نقل کرد و از آن حضرت چاره‏ جویی نمود. حضرت فرمود: آیا می‏دانی این ماه، ماه رجب است و دعا در آن زود به اجابت می‏رسد آنچه را که می‏گویم دقیقاً انجام ده تا فرزندت از زندان رهایی یابد.

 

ابتدا سه روز، سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم رجب را روزه ‏بدار و روز پانزدهم هنگام ظهر غسل کن و 8 رکعت نماز به جا بیاور. (کیفیت نماز در مفاتیح الجنان ذکر شده به آن مراجعه کنید). همین که نماز را خواند پس از مدّت کمی پسرش آزاد شد پس از آن ام داوود خدمت امام صادق(علیه السّلام) رسید و پس از عرض سلام خبر رهایی پسرش را به او رساند. امام صادق(علیه السّلام) فرمود: منصور دوانیقی در یکی از شب‏ها جدّم علی بن ابی طالب (علیه السّلام) را در خواب دید که به او هشدار داد: هرچه زودتر فرزندم داوود را آزاد کن و گرنه تو را در آتش می ‏اندازم. منصور هنگامی که آتش را در مقابل خود دید دستور داد که داوود را آزاد کنند.

 

بیست و هفتم ماه رجب

روز بیست و هفتم ماه رجب روز مبعوث شدن پیامبر اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم) به رسالت و پیامبری است و روزه گرفتن در این روز مستحب و ثواب ویژه دارد برای هر کدام از این شب‏ها اعمال مخصوصی ذکر شده است.



لیله الرغائب 
این شب جمعه را به ماه رجب
            گر شب قدر خوانیش چه عجب 
ماه ماه خـدا ،شب اسرار   
        گفت احمد(ص)فضیلتش بسیار 
در روایـــت رغائـبش خوانند   
          شب غفران و رحمتش دانند 
هر که این شب نماز بگزارد
              نزد معــبود آبــــــرو دارد 
پس ببخشد همه گناهش را 
             بشنود سوز و درد و آهش را 
شب اول که رفت از دنیا
               این نمازش به صورتی زیبا 
با زبانی فصیح وروی چو ماه
             گوید اورا حبیب من ،به خدا 
از شداید به لطف حق رستی
            بعد از این در کنار من هستی 
من ثواب نـماز و راز تـوام 
            تا قــیامت همه نیاز توام 
مونس لحظه های سختت من
              در قیامت چو تاج و تختت من 
بار الها به حـق ماه رجب
              همه را از کرم ببخش امشب

سروده خلیل صارمی نایینی (ناصر)

آداب نماز این شب:

1 - دوازده رکعت هر دو رکعت به یک سلام 
2 – در هر رکعت بعد از حمد سه بار سوره قدر و دوازده بار سوره توحید 
3- بعد از سلام آخر 70 مرتبه: اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله 
4 – پس به سجده رفته 70 مرتبه میگویی: سبوح قدوس رب الملائکه و الروح 
5 – پس از سجده برخاسته و 70مرتبه میگویی: رب اغفروارحم وتجاوز عماتعلم انک انت العلی الاعظم 
6 – سپس باز به سجده رفته و 70 مرتبه میگویی: سبوح قدوس رب الملائکه و الروح 
در آخر حاجات خود را بطلب که انشا الله بر آورده خواهد شد 
التماس دعا

 میلادصارمی نایینی

ادامه مطلب

طبقه بندی: لیله الرغائب، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی (ناصر)، استاد نایینی، عشق در شعر پارسی، ostadnaser، استاد ناصر، لیله الرغائب، استاد نایینی بنیانگذار سبک تو آ در مناطق شزق اصفهان بزرگ دهه 60،  
[ پنجشنبه 1398/12/8 ] [ 09:48 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
بسم رب الشهداء و الصدیقین



شهادت مظلومانه امام علی النقی الهادی بر عموم شیعیان تسلیت باد

خلاصه‌ای از زندگینامه امام هادی (ع)

امام ابوالحسن علی النقی الهادی (ع) در روز پانزدهم ماه ذی الحجه سال ۲۱۲ هجری قمری به دنیا آمد.

  • محل تولد امام هادی (ع)

امام دهم شیعیان در محلی به نام «صریا» در اطراف مدینه دیده به جهان گشود.

  • والدین امام هادی (ع)

پدر امام هادی (ع) امام جواد (ع) و مادر ایشان «سمانه مغربیه» نام داشت که کنیزی با فضیلت و متقی بود.

  • همسر و فرزندان امام هادی (ع)

همسر امام هادی (ع) سوسن یا سلیل نام داشته است. ایشان چهار پسر به نام‌های ابومحمد حسن، حسین، محمد و جعفر و یک دختر به نام «عایشه» یا «علیه» داشتند. حسین و محمد در زمان حیات پدرشان از دنیا رفتند؛ و جعفر بعد از شهادت پدرش به دروغ ادعای امامت کرد و به جعفر کذاب شهرت یافت.

  • خلفای معاصر امام هادی (ع)

در طول دوران زندگی امام هادی (ع) چند تن از خلفای عباسی بر مسند قدرت نشسته بودند که عبارتند از:

  • معتصم برادر مامون (از ۵ تا ۱۵ سالگی امام)
  • واثق پسر معتصم (از ۱۵ تا ۲۰ سالگی امام)
  • متوکل برادر واثق (۲۰ تا ۳۶ سالگی امام)
  • منتصر پسر متوکل (۳۶ سالگی امام)
  • مستعین پسر عموی منتصر (۳۶ تا ۴۰ سالگی امام)
  • معتز پسر دیگر متوکل (۴۰ تا زمان شهادت امام)

امام علی النقی (ع) در سال ۲۲۰ هجری قمری پس از شهادت پدر گرامی اش در سن هشت سالگی به امامت رسید و ۳۳ سال امامت نمود. این حضرت در سال ۲۵۴ به شهادت رسیدند و در زمان شهادت ۴۱ سال عمر داشتند. ایشان در زمان خلافت معتز مسموم شدند و پس از شهادت در خانه خود به خاک سپرده شدند.

  • نحوه شهادت امام هادی (ع)

امام هادی (ع) در شهر سامرا کاملا تحت کنترل و مراقبت بودند و با وجود همه رنج‌ها و محدودیت‌ها با خلیفه وقت سازش نکردند. شخصیت والای امام دهم برای حاکمان وقت غیرقابل تحمل بود و برای همین در صدد قتل ایشان برآمدند و در نهایت به دستور معتز مسموم شده و به شهادت رسیدند.

  • تاریخ شهادت امام هادی (ع)

سه نقل قول در مورد تاریخ شهادت امام هادی (ع) وجود دارد. بنا به قولی ایشان در روز ۲۵ جمادی الثانی سال ۲۵۴ به شهادت رسیده اند. طبق قول دیگری روز شهادت ایشان سوم رجب آن سال می‌باشد و برخی از مورخین معتقدند که ایشان در روز ۲۷ جمادی الثانی دیده از جهان فرو بسته اند.

  • محل دفن امام هادی (ع)

مرقد مطهر امام دهم شیعیان در شهر سامرا واقع شده است. مقبره امام هادی که امام حسن عسکری (ع)، فرزند ایشان نیز در کنارشان مدفون هستند بار‌ها مورد حمله دشمنان اسلام قرار گرفته است.

                                                                                                                               میلاد صارمی نایینی




برچسب ها: خلیل صارمی نایینی (ناصر)، استاد نایینی، عشق در شعر پارسی، ostadnaser، http://bargesabz14.mihanblog.com/، استاد ناصر، یا مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آجرک الله فی مصیبت جدک،  
[ چهارشنبه 1398/12/7 ] [ 11:13 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

به نام خدا



حلول ماه پر فضیلت رجب المرجب بر عموم مسلمانان جهان مبارک باد

امام باقر(ع)-مدح

 

لبم شهد و دهانم چشمه و فیض و کلامم جان

سزد با جان خود ریزم به خاک پای جانانش

امام پنجم و معصوم هفتم حضرت باقر

که تا شام ابد بادا سلام از حی منانش

لقب باقر، محمّد نام او، کنیه ابا جعفر

تعالی الله از این کنیه و این نام و عنوانش

رجال علم از صبح ازل، مرهون گفتارش

جهان فضل تا شام ابد، مدیون احسانش

سجود آورده خلقت از پی تعظیم بر خاکش

سلام آورده جابر از رسول حسن سبحانش

عجب نبود اگر در باغ رضوان پای بگذارد

اگر در حشر، شیطان دست خود آرد به دامانش

عجب نی گر شفا بخشد نگاهش چشم جابر را

که هر کس درد دارد خاک کوی اوست درمانش

چراغ روشن دل‌هاست قبر بی چراغ او

چه غم گر نیست شمع و آستان و سقف و ایوانش

نسیمی از بقیعش روح بخشد صد مسیحا را

سزد بر کسب فیض از طور آید پور عمرانش

ضریحش کعبۀ دل بود و ایوانش بهشت جان

الهی بشکند دستی که آخر کرد ویرانش

شنیدی لال شد یک لحظه دانشمند نصرانی

میان جمع در پیش بیان و نطق و برهانش

کی‌ام من تا ثنای حضرتش را خوانم و گویم

خدا باشد ثناگویش، نبی باید ثناخوانش

فروغ دانشش بگرفت چون خورشید، عالم را

که هم انوار ایمان بود و هم اسرار قرآنش

گهی دادند در اوج جلالت نسبت کفرش

گهی بستند بهتان و گهی بردند زندانش

ولی عصر در شب‌های تاریک است، زوارش

تمام خلق عالم پشت دیوارند مهمانش

کنار قبر او جرات ندارد زائری هرگز

که ریزد قطرۀ اشکی بر او از چشم گریانش

مگو در روضه‌اش شمع و چراغی نیست، می‌بینم

که باشد هر دلی تا بامدادان شمع سوزانش

به عهد کودکی از خورد سالی دید جدش را

که مانده روی زخم سینه، جای سم اسبانش

اگر در روز محشر هم ببینی ماه رویش را

نشان تشنگی پیداست بر لب‌های عطشانش

دوید از بس که با پای برهنه در دل صحرا

کف پا شد چو دل مجروح، از خار مغیلانش

دریغا آخر از زهر جفا کردند مسمومش

نهان با پیکرش در خاک شد غم‌های پنهانش

بوَد در شعلۀ جانسوز، نظم «میثمش» پیدا

غم نـاگفتـه و سـوز دل و رنج فـراوانش

 

غلامرضاسازگار


میلاد صارمی نایینی 




طبقه بندی: ولادت امام باقر علیه السلام، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی « ناصر »، استاد نایینی، استاد ناصر، استاد نایینی بنیانگذار سبک تو آ در مناطق شزق اصفهان بزرگ دهه 60، میلاد صارمی نایینی، ماه رجب،  
[ سه شنبه 1398/12/6 ] [ 08:37 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

بسم رب النور


ولادت حضرت زهرا,تولد حضرت زهرا,میلاد حضرت زهرا

ولادت حبیبه خدا زهرای مرضیه سلام الله علیها 

و 

روز مادر بر همگان مبارک باد

عن اللّه تبارك و تعالی :
 یا أحمد، لولاك لما خلقتُ الافلاك و لولا علیٌ لما خلقتُك و لو لا فاطمه لما خلقتكما؛(۱)
 أی احمد، اگر تو نبودی ، افلاك را خلق نمی كردم ، 
و اگر علی نبود، تورا خلق نمی كردم
 و اگر فاطمه نبود، شما را خلق نمی كردم " 
.... 
فاطمه سلام الله علیها 

چشمه ی نور ازلی آمده 
مرحمت لم یزلی آمده 
هلهله در كون و مكان در گرفت 
نور جلی ، كفو علی آمده 
...... 
باعث خلقت به زمین پا نهاد 
تاج شرف بر سر دنیا نهاد 
خا لق بخشنده ی مهرآفرین 
نام نكوییش چو زهرا نها د 
..... 
فاطمه ای ام ابیهای من 
یار علی، سرور و مولای من 
ای به جهان داده حسین و حسن 
جان منی ، عشق و تولای من 
.... 
لوح و قلم بسته ی فرمان تو 
مُلك و مَلَك ذره ی احسان تو 
عرش زتو فرش زتو فاطمه 
جلوه ی حق، جان من و جان تو 
.... 
معنی لولاك تویی فاطمه 
سرور افلاك تویی فاطمه 
ای نفس و جان همه كائنات 
ادری و ادراك تویی فاطمه 

التماس دعا: 
شعر از :خلیل صارمی نایینی (ناصر) 
بدون ویرایش 
1393/01/31

حبیبه خدا

منم كه عصمت اللّه و، به ساق عرش زیورم

حبیبه خدامنم ، حباب نور داورم

رضاى من رضاى او، ولاى من ولاى او

كه من ولیة اللّه و، زهر بدى مطهرم

على است نفس احمد و حقیقت محمدى

منم كه بضعة النبى و، با على برابرم

به تخت اقتدارشان ، نشسته ام كنارشان

به تاج افتخارشان ، یگانه است گوهرم

بجز محمد و على ، كه نور ما بود یكى

ز انبیاء و اولیاء، خدا نموده برترم

نبى چو گفت بر ملا: اگر نبود مرتضى

ز اولین و آخرین ، هر كسى نبود همسرم

على ، شهاب ثاقب و منم فروغ زُهر وى

با اوج عصمت و حیا، به هر زمان منورم

نهال عشق ایزدى ، بهار حسن سرمدى

شكوفه محمدى ، عطاى رب و كوثرم

حسین با حسن مرا، دو گوشوار زینتند

على است طوق گردنم ، محمد است افسرم

محمد و على و من ، چو اصل و ام خلقتیم

منم كه باب خویش را، درین مقام مادرم

فدك چه جلوه اى كند، به پیشگاه دولتم

كه مالكیت جنان ، به كف بود چو حیدرم

علیه غاصب فدك ، از آن قیام كرده ام

كه راه پر جهاد حق ، نشان دهم به دخترم

(حسان ) بود مودت رسول و آل مصطفى

امید برزخ من و، پناه روز محشرم
شعر از: حبیب الله چایچیان (حسان)


Image result for ‫مادر‬‎

مادر

ای مادر مهربان و غمخوار

همواره تو را خدا نگهدار

تو گوهر بی بدیل عشقی

در قلب تو مهر ماست بسیار

عمری تو برای حفظ فرزند

بیدار نشسته ای  شب تار

من خفته به دامن تو مادر

تو گرم عطوفتی و بیدار

هر ذره وجود توست عشقی

من خود چه شدم؟ زتوست تیمار

قدر تو چگونه من ندانم ؟

تو جان منی چو گل به گلزار

پروانه شوم به گــِـرد شمعت

تو نقطه ،منم چو خطّ پرگار

زیر قدمت بهشت جاوید

زین بیش بُود تو را سزاوار

جان در تن( ناصری) تو مادر

یارب دل و جان ما نگهدار

شعر از خلیل صارمی نایینی (ناصر)

25/2/1364

 

میلاد صارمی نایینی






طبقه بندی: ولادت زهرای اطهر سلام الله علیها، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی (ناصر)، استاد نایینی، عشق در شعر پارسی، استاد ناصر، ولادت زهرا سلام الله علیها و روز مادر، مادر،  
[ جمعه 1398/11/25 ] [ 10:16 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

به نام خدا

فاطمه زهراسلام الله علیها


 منم که عصمت الله، وبه ساق عرش زیورم

 حــــبیبه خـــدا مــــنم ، حــــباب نور داورم

 حســین با حــــسن مرا، دو گوشوار زینتند

علیــــست طوق گــردنم ، محمد است افسرم
«  حسان  »

خدا در زندگی فاطمه علیهاالسلام

خداگرایی در سال های کودکی

روزی که حضرت خدیجه از دنیا رفت، زهرا علیهاالسلام پدر را بغل کرد، به دور پدر چرخید و پرسید:«پدرجان! مادرم کجاست؟» این لحظات که بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله بسیار سخت می گذشت؛ چرا که از سویی همسر گران قدر و وفادارش خدیجه را از دست داده بود و از سویی دیگر، رنج بی مادری دردانه‌اش فاطمه زهرا علیهاالسلام را می دید. در این هنگام، جبرئیل، آن پیک الهی نازل شد و فرمود: «یا رسول اللّه ! سلام ما را به فاطمه برسان و به او اطلاع بده که مادرش خدیجه در خانه های بهشتی، با آسیه و مریم زندگی می کند». وقتی حضرت زهرا علیهاالسلام این بشارت را شنید، فرمود: «به درستی که خدا حقیقت اسلام است و از اوست سلام و سلام به سوی اوست». این خداگرایی و خداپرستی فاطمه است که در سال های کودکی و در غم از دست دادن مادر، با سلام بر خدا آرامش را به خویشتن هدیه می کند؛ چون در همه حال رضای او را رضای خود قرار می دهد.

 ازدواج فاطمه با اذن خدا

یکی از آداب پسندیده در اسلام، ازدواج و یکی از آداب پسندیده در ازدواج، مشورت و تبادل افکار پدر با دختر است تا آگاهانه همسر دلخواه خود را برگزیند. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله این اصل تربیتی ـ روانی را به دقت رعایت کرد و آن هنگام که علی علیه السلام به خواستگاری بانوی نمونه اسلام آمد، در ازدواج فاطمه علیهاالسلام با امام علی علیه السلام ، به مشورت و تبادل نظر با دخترش فاطمه روی آورد و فرمود: «پسر عمویت علی از تو خواستگاری نموده است. پاسخ تو چیست؟» فاطمه علیهاالسلام به پدر احترام کرده و فرمود: «نظر شما چه می باشد؟» پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «خدا از آسمان اجازه فرمود». در این هنگام، فاطمه علیهاالسلام در حالی که تبسمی زیبا برلب داشت فرمود: «خشنودم به آن چه خدا و پیامبر او برای من رضایت دادند».

 معامله با خدا در ازای کودکی با نام حسین علیه السلام

در یکی از روزهای بارداری حضرت زهرا علیهاالسلام ، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به دخترش اطلاع داد که «جبرئیل از جنین تو اخباری فرودآورده که در کربلا به شهادت می رسد». فاطمه علیهاالسلام در حالی که در هاله‌ای از غم و اندوه قرار گرفته بود، فرمود: «ای پدر! به چنین کودکی نیاز ندارم». بعد رسول خدا صلی الله علیه و آله ادامه داد: «دخترم! این فرزند تو حسین است و نُه امام معصوم از نسل او پدید می آیند که عامل تداوم و بقای دین خدا هستند». زهرا علیهاالسلام فرمود: «ای رسول خدا! به رضایت خدا راضی شدم». این چنین است که فاطمه، به رضایت خدای خود راضی می شود و حسین علیه السلام پاره جگرش را در راه برقراری و سربلندی و عزت اسلام فدا می کند. او به راحتی درد جانگداز شهادت فرزند را می پذیرد؛ چرا که رضایت و خشنودی خدا در آن نهفته است و هیچ چیز بیش از خشنودی و رضایت خدا برای فاطمه مهم نیست.

 غذای آسمانی برای فاطمه علیهاالسلام

Description: حضرت زهرادر روزگار قحطی و گرسنگی، بیشتر مردم مدینه با مشکلات فراوان زندگی می کردند و رسول خدا صلی الله علیه و آله سخت گرسنه بود و شب و روز برای رفع مشکل نیازمندان تلاش می کرد و گاه سنگ بر شکم مبارک می بست تا درد گرسنگی قابل تحمل باشد. در روزی از روزهای سخت، آن حضرت صلی الله علیه و آله به در خانه فاطمه آمد و فرمود: «آیا چیزی در منزل برای رفع گرسنگی داری؟» زهرا علیهاالسلام فرمود: «نه».رسول خدا صلی الله علیه و آله بازگشت و زهرا علیهاالسلام دست به دعا برداشت. در این وقت، غذایی معطر و پاکیزه از بهشت آورده شد و زهرا علیهاالسلام غذا را دید و فرمود: «سوگند به خدا، پیامبر را بر خود و دیگران مقّدم می دارم». بعد ظرف غذا را برای پیامبر بُرد. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «این غذا را از کجا آورده ای؟» حضرت پاسخ داد: «فضل و رحمت خداست و به درستی که خدا هرکس را که بخواهد، بدون حساب روزی می دهد».

 یاور علی در اطاعت خدا

پس از ازدواج علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام ، پیامبراسلام صلی الله علیه و آله به خانه آن ها رفت و ابتدا از علی علیه السلام پرسید: «همسرت را چگونه یافتی؟» امام علی علیه السلام پاسخ داد: «در اطاعت کردن خدا خوب یار و یاوری است». آری، این فاطمه است که به همسریِ اَبرمردی بزرگ درآمده، پای در خانه ولایت نهاده، و بهترین یاور همسرش علی در اطاعت از خدای عزّوجّل است. زن و شوهری که هم پایه یکدیگرند و پیامبر صلی الله علیه و آله درباره ازدواج آنها می گوید:«اگر علی نبود، کفو و همسری برای فاطمه پیدا نمی شد» و علی علیه السلام هم در موردش می گوید: «هرگاه به خانه می آمدم و به زهرا نگاه می کردم، تمام غم و غصه هایم برطرف می شد.»


منبع

http://banooyebehesht.blogfa.com

خلیل صارمی نایینی  «  ناصر  »




طبقه بندی: بانوی بهشت، 
برچسب ها: بانوی بهشت، فاطمه، زهرای اطهر، یاس کبود، دردانه پیامبر، علی علیه السلام، نایینی،  
[ جمعه 1398/11/25 ] [ 10:11 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
بسم رب الودود


عشق در شعر و ادب پارسی

راهیست راهِ عشق که هیچش کناره نیست
آن‌جا، جز آن که جان بسپارند، چاره نیست

هر گَه که دل به عشق دهی خوش دمی بود
"در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست"

حافظ

از تو ای عشق در این دل چه شررها دارم
یادگار از تو چه شب ها چه سحرها دارم

عماد خراسانی

سکوت می کنم و عشق ، در دلم جاری است
که این شگفت ترین نوع خویشتن داری است

حسین منزوی

گم شد جوانیم همه در آرزوی عشق
اما رهی نیافتم آخر به کوی عشق

ژاله قائم مقامی

هم دعـــا کـن گره از کار تو بگشاید عشق 
هم دعـــا کــــن گره تـازه نیــــفزایـد عشق 

فاضل نظری


در مدرسه گر چه دانش اندوز شوی
وز گرمی بحث مجلس افروز شوی
در مکتب عشق با همه دانایی
سر گشته چو طفلان نوآموز شوی
 


او را که دل از عشق مشوش باشد
هر قصه که گوید همه دلکش باشد
تو قصهٔ عاشقان، همی کم شنوی
بشنو، بشنو که قصه‌شان خوش باشد


ما در ره عشق تو اسیران بلاییم
كس نیست چنین عاشق بیچاره كه ماییم

بر ما نظری كن كه در این شهر غریبیم
بر ما كرمی كن كه در این شهر گداییم

حلاج وشانیم كه از دار نترسیم
مجنون صفتانیم كه در عشق خداییم


تا مقصد عشاق رهی دور و دراز است
یک منزل از آن بادیه‌ی عشق مجاز است 
در عشق اگر بادیه‌ای چند کنی طی
بینی که در این ره چه نشیب و چه فراز است




مناظره خسرو و فرهاد

نخستین بار گفتش کز کجایی؟ ---------------- بگفت از دار ملک آشنایی
بگفت آنجا به صنعت در چه کوشند؟ ---------- بگفت انُده خرند و جان فروشند
بگفتا جان فروشی در ادب نیست ------------ بگفت از عشقبازان این عجب نیست
بگفت از دل شدی عاشق بدین سان؟ ---------- بگفت از دل تو می‌گویی، من از جان
بگفتا عشق شیرین بر تو چون است؟ ---------- بگفت از جان شیرینم فزون است
بگفتا هر شبش بینی چو مهتاب؟ ------------- بگفت آری چو خواب آید، کجا خواب؟
بگفتا دل ز مهرش کی کنی پاک؟ ------------- بگفت آنگه که باشم خفته در خاک
بگفتا گر خرامی در سرایش؟ --------------- بگفت اندازم این سر زیر پایش
بگفتا گر کند چشم تو را ریش؟ ------------ بگفت این چشم دیگر دارمش پیش
بگفتا گر کسیش آرد فرا چنگ؟ ------------- بگفت آهن خورد ور خود بود سنگ
بگفتا گر نیابی سوی او راه؟ ------------- بگفت از دور شاید دید در ماه
بگفتا دوری از مه نیست در خور ----------- بگفت آشفته از مه دور بهتر
بگفتا گر بخواهد هر چه داری؟ ------------- بگفت این از خدا خواهم به زاری
بگفتا گر به سر یابیش خوشنود؟ ----------- بگفت از گردن این وام افکنم زود
بگفتا دوستیش از طبع بگذار -------------- بگفت از دوستان ناید چنین کار
بگفت آسوده شو که این کار خام است ------- بگفت آسودگی بر من حرام است
بگفتا رو صبوری کن درین درد ------------- بگفت از جان صبوری چون توان کرد؟
بگفت از صبر کردن کس خجل نیست ------------ بگفت این دل تواند کرد، دل نیست
بگفت از عشق کارت سخت زار است ----------- بگفت از عاشقی خوشتر چه کاراست؟
بگفتا جان مده، بس دل که با اوست -------- بگفتا دشمنند این هر دو بی دوست
بگفتا در غمش می‌ترسی از کس؟ ------------- بگفت از محنت هجران او بس
بگفتا هیچ هم خوابیت باید؟ -------------- بگفت ار من نباشم نیز شاید
بگفتا چونی از عشق جمالش؟ -------------- بگفت آن کس نداند جز خیالش
بگفت از دل جدا کن عشق شیرین ------------ بگفتا چون زیم بی جان شیرین؟
بگفت او آن من شد، زو مکن یاد ---------- بگفت این کی کند بیچاره فرهاد؟
بگفت ار من کنم در وی نگاهی؟ ----------- بگفت آفاق را سوزم به آهی
چو عاجز گشت خسرو در جوابش ------------- نیامد بیش پرسیدن صوابش
به یاران گفت کز خاکی و آبی ------------ ندیدم کس بدین حاضر جوابی
به زر دیدم که با او بر نیایم ----------- چو زرش نیز بر سنگ آزمایم
گشاد آنگه زبان چون تیغ پولاد ----------- فکند الماس را بر سنگ بنیاد
که ما را هست کوهی بر گذرگاه ----------- که مشکل می‌توان کردن بدو راه
میان کوه راهی کند باید --------------- چنانک آمد شد ما را بشاید
بدین تدبیر کس را دسترس نیست ------------ که کار تست و کار هیچ کس نیست
به حق حرمت شیرین دلبند ---------------- کز این بهتر ندانم خورد سوگند
که با من سر بدین حاجت در آری --------- چو حاجتمندم این حاجت برآری
جوابش داد مرد آهنین چنگ --------------- که بردارم ز راه خسرو این سنگ
به شرط آن که خدمت کرده باشم ---------- چنین شرطی به جای آورده باشم
دل خسرو رضای من بجوید ---------------- به ترک شکر شیرین بگوید
چنان در خشم شد خسرو ز فرهاد --------- که حلقش خواست آزردن به پولاد

نظامی 

همچو فرهاد بود کوه کنی پیشه ما
سنگ ما شیشه ما ، ناخن ما تیشه ی ما
دانم ای عشق قوی پنجه که منظور تو چیست 
دست بردار نه ای تا نکنی ریشه ی ما
عشق شیریست قوی پنجه و میگوید فاش
هر که از جان گذرد بگذرد از بیشه ی ما
بهر یک جرعه ی می منت ساقی نبریم 
اشک ما باده ی ما دیده ما شیشه ی ما

ادیب نیشابوری

گم شد جوانیم همه در آرزوی عشق
اما رهی نیافتم آخر به کوی عشق


منتظر بقیه نمونه اشعار باشید


خلیل صارمی نایینی ( ناصر)

 http://bargesabz14.mihanblog.com/




طبقه بندی: عشق در شعر و ادب پارسی، 
برچسب ها: استاد ناصر، خلیل صارمی نایینی (ناصر)، استاد نایینی، عشق در شعر پارسی، ostadnaser، http://bargesabz14.mihanblog.com/،  
[ جمعه 1398/11/11 ] [ 08:50 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

بسم الله الرحمن الرحیم

إنّا أعطیناك الكوثر ،فصلّ لربّك و أنحر، إنّ شانئك هو الأبتر

بیماری فاطمه (علیها السلام)

سرانجام فاطمه بر اثر شدت ضربات و لطماتی که به او بر اثر هجوم به خانه‌اش و وقایع پس از آن وارد گشته بود، بیمار گشت و در بستر بیماری افتاد. گاه به زحمت از بستر برمی‌خاست و کارهای خانه را انجام می‌داد و گاه به سختی و با همراهی اطفال کوچکش، خود را کنار تربت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌رساند و یا کنار مزار حمزه عموی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و دیگر شهدای احد حاضر می‌گشت و غم و اندوه خود را بازگو می‌نمود.

در همین ایام بود که روزی زنان مهاجر و انصار که از بیماری او آگاهی یافته بودند، جهت عیادت به دیدارش آمدند. فاطمه (علیها السلام) در این دیدار بار دیگر اعتراض و نارضایتی خویش را از اقدام گروهی که خلافت را به ناحق از آن خویش نموده بودند، اعلام نمود و از آنان و عده‌ای که در مقابل آن سکوت نموده بودند، به علت عدم انجام وظیفه الهی و نادیده گرفتن فرمان نبوی درباره وصایت امام علی (علیه السلام) انتقاد کرد و نسبت به عواقب این اقدام و خروج اسلام از مجرای صحیح خود به آنان هشدار داد. همچنین برکاتی را که در اثر عمل به تکلیف الهی و اطاعت از جانشین پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از جانب خداوند بر آنان نائل خواهد شد، خاطر نشان نمود.

در چنین روزهایی بود که ابابکر و عمر به عیادت حضرت آمدند. هر چند در ابتدا فاطمه (علیها السلام) از آنان رویگردان بود و به آنان اذن عیادت نمی‌داد، اما سرانجام آنان بر بستر فاطمه (علیها السلام) حاضر گشتند. فاطمه (علیها السلام) در این هنگام، این کلام پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را که فرموده بود: "هر کس فاطمه را به غصب در آورد من را آزرده و هر که او را راضی نماید مرا راضی نموده"، به آنان یادآوری نمود. ابابکر و عمر نیز صدق این کلام و انتساب آن به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را تأیید نمودند. سرانجام فاطمه (علیها السلام)، خدا و ملائکه را شاهد گرفت فرمود: "شما من را به غضب آوردید و هرگز من را راضی ننمودید؛ در نزد پیامبر، شکایت شما دو نفر را خواهم نمود."

وصیت

 در ایام بیماری، فاطمه (علیها السلام) روزی امام علی (علیه السلام) را فراخواند و آن حضرت را وصی خویش قرار داد و به آن حضرت وصیت نمود که پس از وفاتش، فاطمه (علیها السلام) را شبانه غسل دهد و شبانه کفن نماید و شبانه دفن کند و احدی از کسانی که در حق او ستم روا داشته‌اند، در مراسم تدفین و نماز خواندن بر جنازه او حاضر نباشند

شهادت

 سرانجام روز سوم جمادی الثانی سال یازدهم هجری فرا رسید. فاطمه (علیها السلام) آب طلب نموده و بوسیله آن بدن مطهر خویش را شستشو داد و غسل نمود. سپس جامه‌ای نو پوشید و در بستر خوابید و پارچه‌ای سفید به روی خود کشید؛ چیزی نگذشت که دخت پیامبر، بر اثر حوادث ناشی از هجوم به خانه ایشان، دنیا را ترک نموده و به شهادت رسید؛ در حالیکه از عمر مبارکش بنا بر مشهور، 18 سال بیشتر نمی‌گذشت و بنا بر مشهور تنها 95 روز پس از رسول خدا در این دنیا زندگی نمود.

فاطمه (علیها السلام) در حالی از این دنیا سفر نمود که بنا بر گفته معتبرترین کتب در نزد اهل تسنن و همچنین برترین کتب شیعیان، از ابابکر و عمر خشمگین بود و در اواخر عمر هرگز با آنان سخن نگفت؛ و طبیعی است که دیگر حتی تأسف ابی‌بکر در هنگام مرگ از تعرض به خانه فاطمه (علیها السلام) سودی نخواهد بخشید.

تغسیل و تدفین

 مردم مدینه پس از آگاهی از شهادت فاطمه (علیها السلام)، در اطراف خانه آن بزرگوار جمع گشتند و منتظر تشییع و تدفین فاطمه (علیها السلام) بودند؛ اما اعلام شد که تدفین فاطمه (علیها السلام) به تأخیر افتاده است. لذا مردم پراکنده شدند. هنگامی که شب فرا رسید و چشمان مردم به خواب رفت، امام علی (علیه السلام) بنا بر وصیت فاطمه (علیها السلام) و بدور از حضور افراد، به غسل بدن مطهر و رنج دیده همسر خویش پرداخت و سپس او را کفن نمود. هنگامی که از غسل دادن او فارغ شد، به امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) (در حالی که در زمان شهادت مادر هر دو کودک بودند.) امر فرمود: تا عده‌ای از صحابه راستین رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را که البته مورد رضایت فاطمه (علیها السلام) بودند، خبر نمایند تا در مراسم تدفین آن بزرگوار شرکت کنند. (و اینان از 7 نفر تجاوز نمی‌کرده‌اند). پس از حضور آنان، امیر مؤمنان بر فاطمه (علیها السلام) نماز گزارد و سپس در میان حزن و اندوه کودکان خردسالش که مخفیانه در فراق مادر جوان خویش گریه می‌نمودند، به تدفین فاطمه (علیها السلام) پرداخت. هنگامی که تدفین فاطمه (علیها السلام) به پایان رسید، رو به سمت مزار رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نمود و گفت:

"سلام بر تو ای رسول خدا، از جانب من و از دخترت؛ آن دختری که بر تو و در کنار تو آرمیده است و در زمانی اندک به تو ملحق شده. ای رسول خدا، صبر و شکیبایی‌ام از فراق حبیبه‌ات کم شده، خودداریم در فراق او از بین رفت... ما از خداییم و بسوی او باز می‌گردیم... به زودی دخترت، تو را خبر دهد که چه سان امتت فراهم گردیدند و بر او ستم ورزیدند. سرگذشت را از او بپرس و گزارش را از او بخواه که دیری نگذشته و یاد تو فراموش نگشته..."

امروزه پس از گذشت سالیان متمادی همچنان مزار سرور بانوان جهان مخفی است و کسی از محل آن آگاه نیست. مسلمانان و بخصوص شیعیان در انتظار ظهور امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بزرگترین منجی الهی و یازدهمین فرزند از نسل فاطمه (علیها السلام) در میان ائمه می‌باشند تا او مزار مخفی شده مادر خویش را بر جهانیان آشکار سازد و به ظلم و بی عدالتی در سراسر گیتی، پایان دهد.   


میلاد صارمی نایینی 



ادامه مطلب

طبقه بندی: فاطمه سلام الله علیها، 
برچسب ها: فاطمه، زهرای اطهر، خلیل صارمی نایینی، استاد نایینی، استاد ناصر، بنیانگذار سبک توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، شاعر و نویسنده معاصر،  
[ سه شنبه 1398/11/8 ] [ 07:35 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 6 ::      1   2   3   4   5   6  

درباره وبلاگ

کس چه داند زآتش پنهان من
آه از ســـوز درون جـــان مـــن
***
کربلای جبـــهه ها یادش به خیر
شور و غوغای دعا یادش به خیر

***
سپاس از همه عزیزان بازدید کننده سایت
سلامت و شادکامی شما ارزوی قلبی ماست

پس از بهره مندی از سایت آن را به دوستان خود معرفی نمائید.

***
توجه * توجه

آلبومها ی تصاویر استاد نایینی و کلیپ ها در صفحات جانبی قرار دارند

*****
استفاده از کلیه مطالب سایت با ذکر منبع بلا مانع میباشد.
هرگونه سوء استفاده و یا نشر ناقص مطالب و نظرات به منظور بهره برداری غیر اصولی پیگرد قانونی دارد

*#*#*
عزیزان بازدید کننده در صورت بروز هر گونه مشکل در ورود به سایت با آدرس :

http://ostadnaser.ir/

از آدرس :
http://bargesabz14.mihanblog.com/

استفاده نمایید.

با سپاس فراوان
مدیر سایت آتش پنهان
میلاد صارمی نایینی
موضوعات
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

تماس با ما
فروش بک لینک طراحی سایت
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic