قالب وبلاگ


آتش پنهان
نگاهی به آثار و اندیشه های خلیل صارمی نایینی (ناصر) شاعر و نویسنده انقلاب و دفاع مقدس ،جانباز شیمیایی و استاد هنرهای رزمی 
نظر سنجی
نظر شما؟






·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙


سلام بر بانوی عاشورا

وفات حضرت زینب کبری بر عموم شیعیان جهان تسلیت باد

سر نى در نینوا مى‏ماند اگر زینب نبود

کربلا در کربلا مى‏ماند اگر زینب نبود

چشمه فریاد مظلومیت لب تشنگان‏

در کویر تفته جا مى‏ماند اگر زینب نبود

ذو الجناح داد خواهى، بى‏سوار و بى‏لگام‏

در بیابانها رها مى‏ماند اگر زینب نبود

چهره سرخ حقیقت یعنی آن خورشید سرخ

پشت ابرى از ریا مى‏ماند اگر زینب نبود

در شکست لشکر شمشیرها، تیغ زبان

در نیام ادعا می ماند، اگر زینب نبود

زخمه زخمى‏ترین فریاد در چنگ سکوت‏

از طراز نغمه وامى‏ماند اگر زینب نبود

در عبور از بستر تاریخ، سیل انقلاب‏

پشت کوه فتنه‏ها مى‏ماند اگر زینب نبود

در طلوع داغ اصغر، استخوان اشک سرخ‏ 

در گلوى چشم ما مى‏ماند اگر زینب نبود

قادر طهماسبی (فرید)

بخشی از مثنوی عاشورایی

ای عاشـقان فریاد ، وای از این مـصیبت

اكــنون كه انـدر مـاتم لـب تشنگانید

زان شـه فـرو بـندم دگر این لحظه دم را

آتــش زدند از كــینه دل خـیمه هـــا را

اهــل حـرم را طـــوق بر گردن فكندند

هـر جـا درنـگی در مـیان راهشان بود

رخـت اســیری كرد بر تـن زیــنب زار

طــفلان معصومـند و مـُـشتی داغــدیده

آل علی را خـارجی خـواندند هــر جا

از حـال زیــنب زیـــن بـــلا اَلـلّهُ اعــلم

مــنزل به مـنزل با سـری بی تـن اسـیری

در این رسـالت قــاصـدی والاست زینب

در بـــارگاه آن پـلیــد زشـــت كـــردار

در ذَمّ دونــان صــحبتی جــانانه كـــردند

امــا زسـوز سـینه اش آگـاه كس نیست

او دیده هــفتاد و دو تـن در خـون تــپیده

داغ شــهید نـینوا در ســینه اوسـت

بایـد كه با این كاروان هـمراه بــودن

(ناصر ) تو هـم در ماتم سلطان دین باش

شاید در آنجائـیكه شـافی این شـهانند

 

این مثنوی بارها در روزنامه های کثیر الانتشار (رسالت ،کیهان و اطلاعات )به  چاپ رسیده است

فریاد ازایـن بـیداد ، وای از این مـصیبت

سـیلاب خــون از دیـده بر دامـن برانید

قـدری بگـویم حالـت اهــل حــرم را

كــردنــد نـــیكو خـدمت آل عــبا را

ســیلی زدند و ظلــم بـی اندازه كـردند

در كـنج ویــران و خـرابی جایــشان بود

ای دیده چون دل اندر این غم خون فرو بار

در این سـفر زیـنب چه تلخی هـا چــشیده

آزارشــان دادند هر جـا گـاه و بــیگاه

در صــبر او بـــر دردهـا  اَلــلّهُ اعـــلم

هـر جـا بــیانی تـند در اوج دلــیری

روشـنگر اهـداف عـاشــوراسـت زینب

او هــست وآن شــهزاده رنــجور و بــیمار

یكباره كـــاخ ظلـــمشان ویــرانه كــردند

هر ذرّه جـسم و جـان زینب داغ و دردیست

او پــیكر عــبّاس را بـی دسـت دیده

انــدوه دشت كربـلا در سـینه اوســـت

ننگ است خواب و راحت و بی غم غـنودن

از ایـن مصیبت تا قـیامت دل غمین باش

بر آتـش جـان تو هــم آبـی فـشانند



التماس دعا

 (خلیل صارمی نایینی "ناصر")

دهم محرم الحرام 1428

التماس دعا

میلاد صارمی نایینی




طبقه بندی: کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی، ناصر، شاعرو نویسنده معاصر، وفات زینب، بانوی بزرگ عاشورا، کربلا در کربلا میماند اگر زینب نبود، استاد نایینی ببنیانگذار کونگ فو توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه60،  
[ یکشنبه 1397/01/12 ] [ 08:59 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

به نام خدا

برگ درختان سبز در نظر هوشیار
هرورقش دفتریست معرفت کردگار

فلسفه سیزده بدر و روز طبیعت 

سیزدهمین روز از هر ماهی در گاهنامه‌ی ایرانی تیر یا تیشتر نام دارد و روز سیزده ماه فروردین به جشن سیزده بد‌ر و روز طبیعت نام گذاری شده است.

جشن سیزده فروردین ماه روز بسیار مبارک و فرخنده است. ایرانیان چون در مورد این روز آگاهی کمتری دارند آن روز را نحس می دانند و برای بیرون کردن نحسی از خانه و کاشانهً خود کنار جویبارها و سبزه ها می روند و به شادی می پردازند. تا کنون هیچ دانشمندی ذکر نکرده که سیزده نوروز نحس است. بلکه قریب به اتفاق روز سیزده نوروز را بسیار مسعود و فرخنده دانسته اند.


نخست باید به این موضوع توجه داشت که در فرهنگ ایرانی، هیچ یک از روزهای سال «نحس» و «بدیمن» یا «شوم» شمرده نشده، بلکه چنانچه می دانیم هر یک از روزهای هفته و ماه نام هایی زیبا و در ارتباط با یکی از مظاهر طبیعت یا ایزدان و امشاسپندان داشته و دارند،(نگاه کنید به نام روزهای ماه) و روز سیزدهم هر ماه خورشیدی در گاهشماری ایرانی نیز «تیر روز» نام دارد که از آن ِستاره ی تیشتر، ستاره ی باران آور می باشد و نیاکان فرهیخته ی ما از روی خجستگی، این روز را برای نخستین جشن تیرگان سال، انتخاب کرده اند.


نام گذاری این روز:

در سیزدهمین روز از تیر ماه، آرش كمانگیر، پهلوان ایرانی با پرتاب تیر، مرز میان ایران و توران را جدا كرد و در پی آن اشتی مردمی را میان توران و ایران كه سال ها در جنگ بودند پایدار ساخت. به یادبود او ایرانیان جشن تیرگان را در ماه تیر برپا كردند و سیزدهمین روز از هر ماهی را تیر یا تیشتر نامیدند.


تِشتر یا تیر كیست؟

در میتخت‌های (اساطیر، Myths) ایرانی، تِشتر یا تیر ایزد بانوی بارندگی است كه در آسمان‌ها به ریخت اسپ سپیدی در رهروی است و هرگاه با دیوی به نام اَپوش بجنگد و برنده شود، سالی پر از سبزی و خرمی و باران در پیش است. از سویی گویند كه جمشید شاه پیشدادی هم هر سال در روز سیزده نوروز در دشت سبز و خرم چادر بر پا می کرده و بارهمگانی می داده که سپس به گونه‌ی آیین درمی آید و از همین روی ایرانیان روز سیزدهم فروردین كنار سبزه‌ها، چشمه سارها و جویبارها می‌روند و به ویژه زنان كه نماینده‌ی آناهیتا، ایزد بانوی آب هستند با نوازش سبزه‌ها و گره زدن آنان {داستان گره زدن سبزه در پایین آورده شده}، پشتیبانی خود را از ایزد بانوی باران نشان می‌دهند.



برگزاری آیین جشن سیزده بدر:

نیاكان ما پس از دوازده روز جشن که یاد آور دوازده ماه سال است، روز سیزدهم را پایان جشن بزرگ نوروز می دانستند. امروزه هم هنوز روز سیزدهم فروردین همانند شب پایانی چهارشنبه سال جایگاه ویژه‌ای دارد. اگر با چهارشنبه ‌سوری به پیشواز نوروز می ‌رویم، با جشن سیزده بدر همراه با شادی به پادرهه/بدرهه (بدرقه) آن می ‌رویم.



آنان از بامداد روز سیزده فروردین سفره نوروزی را بر می چیدند و سبزه ها را با خود بر می داشتند و به دشت، بیابان و کشتزارها می بردند و به آب روان می سپردند كه نشانه‌ی ‌پیشكشی دادن به ایزد بانوی آب ها است و با نیایش به درگاه اهورامزدا آرزوی بارش باران و سالی پر از فراوانی و شادی می كردند.


آنان در زمین تازه روییده و سرسبز و آکنده از انبوه گل و گیاهان بیابانی به شادی، ترانه سرایی، پایکوبی، بازی های گروهی، بادبادک پرانی، سوارکاری، هماورد جویی جوانان، آب پاشی و آب بازی می پرداختند و با گرد آوری سبزه از دشت و كوه به پختن آش و خوراکی های ویژه می پرداختند، که همه ریشه در فرهنگ زیبای ایرانی دارد و آن شاد کردن، خنداندن و آشتی و در پی آن فروریختن اندیشه های پلید و تیره است.


بخشی دیگر از آیین های زیبای سیزده بدر با سرنوشت در پیوند است، برای نمونه: شگون (فال) گوش ایستادن، شگون گیری و به ویژه شگون کوزه، گره زدن سبزی و گشودن آن، بخت گشایی که در سمركند (سمرقند) و بخارا رواج دارد ونمونه های پرشماردیگر...
hamazoor.ir



ابوریحان بیرونی در کتاب آثار الباقیه راجع به جشن تیرگان چنین میگوید :

هنگامی که افراسیاب پادشاه توران بر لشگر ایرانیان غلبه میکند ، منوچهر ( پادشاه ایران ) به جنگلهای مازندران پناه میبرد ، افراسیاب لشکر منوچهر را محاصره میکند و منوچهر به ناچار پیکی به نزد افراسیاب فرستاده و از او می خواهد که از کشور ایران به اندازه پرتاب یک تیر واگذارد و باقی را بگیرد ، افراسیاب با کمال میل این پیشنهاد را می پذیرد ، منوچهر فکر می کند که چه کسی را برای پرتاب تیر انتخاب کند تا اینکه یکی از فرشتگان خداوند به نام اسفندارمذ پیش منوچهر آمده و آرش را که مردی خدا پرست و دیندار بود و در یکی از غارهای کوه البرز مشغول عبادت بود نامزد اینکار می کند ، چنانکه در اوستا آمده است ، آرش را حاضر میکنند و منوچهر تیر و کمان را به او داده و می گوید تو باید به فرمان خداوند این تیر را پرتاب کنی و کشور ما را از چنگال اهریمن ( لشگر افراسیاب ) رها سازی ، آرش برهنه می شود و به بالای بلند ترین نقطه کوه رویان می رود و خطاب به مردم می گوید : ای مردم بدن من را ببینید که سالم است و در آن هیچ زخم و جراحتی وجود ندارد ، اما بدانید که هنگامی که من این تیر را رها کنم تکه تکه خواهم شد و خود را فدای شما خواهم کرد ، آرش کمان را می گیرد و با تمام نیرو آنرا می کشد بگونه ای که تمام رگهای بدنش بیرون می زنند و پاره پاره می شوند ، او تیر را رها می کند و خداوند به باد فرمان می دهد که تیرش را از کوه رویان بردارد و به شهر فرغانه ( شهری در خاور افغانستان کنونی که فاصله آن تا جای پرتاب تیر هزار فرسنگ بود ) ببرد ، تیر پس از چند روز حرکت در این شهر به درخت گردوئی برخورد می کند و این درخت گردو مرز بین ایران و توران می شود ، افراسیاب ناگزیر لشکر خود را از ایران بیرون می برد و ایرانیان آزاد میشوند .

این قضیه در روز سیزدهم تیر اتفاق افتاده بود و مردم این روز را جشن گرفتند و طی مراسمی آلات طبخ و تنورهای خود را ( که نشانه ای از دوران اسارت بود) شکستند و دیگی بزرگ فراهم کردند و هر کس هر چه که در خانه داشت از سبزی و نخود و حبوبات تا گوشت را در آن ریختند و آشی پختند و آنرا بین همه بخش کردند .

این جشن تا پیش از ظهور اسلام و حتی مدتی پس از آن در کشور ما بر پا می شد و طرفداران زیادی داشت ، اما پس از ظهور اسلام این جشن نیز به همراه دیگر آئین های زرتشتی منسوخ گردید و امروزه تنها در بین اقلیت زرتشتیان کشورمان این آئین برپا می شود .

سرچشمه ها :

1 _ آثار الباقیه ، ابوریحان بیرونی ، به کوشش اکبر دانا سرشت

2 – هنر ایران در دوران پارت و ساسانی ، گیریشمن ، برگردان بهرام فره وشی

3 – تاریخ ماد ، دیاکونوف ، برگردان کریم کشاورز


میلاد صارمی نایینی  




طبقه بندی: سیزده بدر، 
برچسب ها: روزطبیعت، سیزده بدر، خلیل صارمی نایینی « ناصر »، استاد نایینی، استاد ناصر، استاد نایینی بنیانگذار سبک تو آ در مناطق شزق اصفهان بزرگ دهه 60، میلاد صارمی نایینی،  
[ یکشنبه 1397/01/12 ] [ 10:50 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

بسم الله الرّحمن الرّحیم



ولادت اسدالله الغالب ، علی بن ابیطالب


 بر همه ی شیفتگان حضرتش مبارک باد 


التماس دعا 
نایینی (ناصر)



انّما ولیُکم الله و رَسوله و الّذین آمنوا الّذین یُقیمون الصلوة و


 یُؤتون الزکوة و هُم راکعون (سوره مائده آیه 55) 



محراب مسجد کوفه 

برگ سبز


     در دلــــم نیســـت جـــز ولای عـــــلی     

        جـــان جمـــــله جهـــان فدای عــــــلی

     خــُــــــــرّم آنكــس كه اوفــــــتد یك دم 

           بـــــر ســــرش ســایه هُمــای عــلی

      آفــــــــــتاب ولایــــــت عــــــا لـــم        

    پــــــرتو حُســــن لافـــــــتای عــــــــلی

      زادگــاهش حــــــریم بـــیت الـــلـّـــه

           شــــد بــــنا كــــعبه از بـــرای عـــلی

      بـــه خـــداونـــد جــــز خـدا و رســول

             ذرّه ای نــــیســت مــــاورای عــــلی

     آسـمان و زمـــین و آنـــچه در اوسـت    

           زنــــده از نــــام جـــانـــفزای عــلی

       ذوالـــفقارش حــــــقیقــت قـــــاطـــــع

              ســركشــان مـــانـده در غَــزای عــلی

        نـصرت دیــــن نـمی شـــدی مـــــقدور

                 جــــز به دســت گــره گـشای عـلی

       خُــــفت در بـــــستر پــــــسر عــــمّـش 

               مـرحـبا ! جـرات و وفــــای عـــــلی

        در غــــدیر خُــــــم آن نــــبی امــــین 

             گــفت از جـــانـــب خـــــــدای عـــــلی

        هــــــر كـــه مــــولای او مــــنم بایــــد

               بـعد از ایـــن جـــویـد او رضـای عــــلی

        گـــفت مــــن دانــــم و خــــدا دانـــد

                قــدر و شـأن و مـــقام و جــای عــلی

        تـــا اَبــــد راه رســــــتگـاری جُــــست

                هـــر كه شـد یــار و آشـــنای عــلی

        آنــكه شــــد جـــرعــه نــوش این درگه

                زنــده مـــی گـردد از بـــقای عــــلی

        هــر فـــرو بـــسته بــــاز مـی گــردد 

               بـا سـر انـــگشت عـقل و رای عــلی

        خــــاك تــــیره به حــــرمت نـــامـــش

                 مـــی شــود زَر زِ كــیـمیـای عـلی

        مـــستمــندان و بـــــینـوایــــان بــــــین

            بــر در خــانـــه و ســـرای عـــــلی

        مــــی دهــــد خــــاتــــم ســلـــیمانی

                  خـــوش بـــه حـال گـدا گـدای عــلی

        نَـه بــــشر را بُــــوَد نـــه جِـنّ و مــلك

               جــود بــی مِــثل و انــــتهای عــــلی

        كــی فـرو مـــانـده بــاز مــی گـــردد

                بـی نـــصیـب از در عـطای عــــلی

        درد هــــر دردمـــــند بـــــی درمــــان

                  خوب مــی گــردد از دوای  عـلی

        كـــودكــــان یــــتیم می دانــــند

                اُلـفت بــی حــد و صـــــفای عـــــلی

        كـــوفه مـی دانـــد و مـدیــنه و چـاه 

               نالــه هــای عــلی ، دعــای عــلی

        در غــم فــــاطـــــمه خــدا دانـــد 

               شـرح هــجران و گــریه هــای عــلی

        راز تــنهایــــی ولــــی الــــلّـــه

              تـــــیره شــب دانـــد و خــدای عــلی

        در دل شــب هــنوز پـــیچیـده ســـت

                 یـا رب و یـــــارب و صـدای عـــلی

        بــشنود گـــــوش هر حـقیقت جــوی

               هـــر زمان بـــانگ حـق ز نــای عــلی

        دل چـو پــــروانــــه پَر كــشد هـر دم

                مـست و دیــــوانــه در هــوای عــلی

        كــاش بــــودم مـقیم خــاك نــجف

               تــــربــت پـاك و دلــربــای عـلی

        دســــت خـالـی نــــمی روم بـــر در

               جـان فـــشانم بــه خــاك پــای عــلی

        ای خوش آنــــدم كه مـی شـود روشـن

                ظـلـــمت قــبر از ضـــیای عـــلی

        «برگ ســــبزیـست تــحفه درویــــش»  

             شــعر مــــن كــی بُوَد رَوای عــــلی

        جــملهء خـــــلق عــــالــم امـــــكان

                قــاصــر از وصـف ماجـــرای عـــلی

        تـا نَــــفَس مـانــده در تَــنَــت «ناصر»

                 دم بـــه دم ، دم زن از ثــــنای عـــلی 




                           

یک لینک تصویری و یک لینک صوتی با نام مناجات علی 


 علیه السلام در دنبالک ها را حتما دانلود کنید.


التماس دعا.


خلیل صارمی نایینی «ناصر»




طبقه بندی: برگ سبز، 
برچسب ها: وصی پیامبر، اسد الله، شیر خدا، شاعر و نویسنده معاصر، خلیل صارمی نایینی، مولود کعبه، عید غدیر،  
دنبالک ها: مناجات علی علیه السلام، مناجات علی علیه السلام2،  
[ جمعه 1397/01/10 ] [ 12:05 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

کس چه داند زآتش پنهان من
آه از ســـوز درون جـــان مـــن
***
کربلای جبـــهه ها یادش به خیر
شور و غوغای دعا یادش به خیر

***
سپاس از همه عزیزان بازدید کننده سایت
سلامت و شادکامی شما ارزوی قلبی ماست

پس از بهره مندی از سایت آن را به دوستان خود معرفی نمائید.

***
توجه * توجه

آلبومها ی تصاویر استاد نایینی و کلیپ ها در صفحات جانبی قرار دارند

*****
استفاده از کلیه مطالب سایت با ذکر منبع بلا مانع میباشد.
هرگونه سوء استفاده و یا نشر ناقص مطالب و نظرات به منظور بهره برداری غیر اصولی پیگرد قانونی دارد

*#*#*
عزیزان بازدید کننده در صورت بروز هر گونه مشکل در ورود به سایت با آدرس :

http://ostadnaser.ir/

از آدرس :
http://bargesabz14.mihanblog.com/

استفاده نمایید.

با سپاس فراوان
مدیر سایت آتش پنهان
میلاد صارمی نایینی
موضوعات
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

تماس با ما
فروش بک لینک طراحی سایت