تبلیغات
آتش پنهان

قالب وبلاگ


آتش پنهان
نگاهی به آثار و اندیشه های خلیل صارمی نایینی (ناصر) شاعر و نویسنده انقلاب و دفاع مقدس ،جانباز شیمیایی و استاد هنرهای رزمی 
نظر سنجی
نظر شما؟






پخش زنده حرم
·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

جشن سوری

فرا رسیدن بهار و آغاز سال 1393
پیشا پیش
بــر شمــا عــزیــزان خجــسته بــــــاد

یکی از جشن‌های آتش که در ایران باستان برای پیش درآمد یا پیش‌باز نوروز برگزار می‌شده و آمیزه‌ای از چند آیین گوناگون است، جشن سوری بوده‌است. سوری به یک چم (معنی) سرخی است و اشاره به سرخی گل است که در این روز می‌افروخته‌اند. در تاریخ بخارا آمده‌است:

چون امیر سدید منصوربن نوح به ملک نشست، هنوز سال تمام نشده بود که در شب سوری چنان که عادت قدیم است آتشی عظیم افروختند.

این آتش را در شب سوری که هم‌زمان با روزهای «بهیژک» یا «پنچهٔ دزدیده» بود برای گریزاندن سرما و فراخوانی گرما، آن هم بیشتر بر روی بامها می‌افروختند که هم شگون داشته و هم به باور نیاکانمان، تنورهٔ آتش و دود بر بامها، فروهر درگذشتگان را به خانه‌های خود رهنمون می‌کرده‌است.

به دیگر سخن این آتش‌افروزی بر بام خانه‌ها، آخرین گام از آیین‌های گاهنبار پنجه یا ده روز پایان سال است. این ده روز را ده روز فروردیان یا فروردیگان می‌گویند که دربرگیرندهٔ پنجه کوچک (پنج روز نخست-اشتاد روز تا اناران- از ماه اسفند در گاهشماری زرتشتی، برابر با بیست و پنجم اسفند ماه بنا به گاهشمار رسمی کشور) و پنجه بزرگ (پنجهٔ دزدیه، پنج روز پایان سال) می‌باشد

چند روز پیش از نوروز مردمانی به نام آتش‌افروزان که پیام‌آور این جشن اهورایی بودند به شهرها و روستاها می‌رفتند تا مردم را برای این آیین آماده کنند. آتش‌افروزان، زنان و مردانی هنرمند بودند که با برگزاری نمایشهای خیابانی، دست‌افشانی‌ها، سرودها و آوازهای شورانگیز به سرگرم کردن و خشنود ساختن مردمان می‌پرداختند؛ آنها از هفت روز پیش از نوروز تا دو هفته پس از نوروز با پدید آمدن تاریکی شامگاه، در تمامی جایهای شهر و ده آتش می‌افروختند و آن را تا برآمدن خورشید روشن نگاه می‌داشتند. این آتش، نماد و نشانهٔ نیروی مهر و نور و دوستی بود. هدف آتش‌افروزان برگرداندن نیروی فزاینده و نیک به مردمان برای چیره شدن بر غم و افسردگی بود. همین هدف مهمترین دلیل برپایی جشن سده در میانه زمستان هم هست.


آتش نه تنها در نزد ایرانیان که از اقوام کهن هستند، بلکه در میان بیشتر اقوام کهن چه هند و  اروپایی و چه غیره وجودی مقدس بوده است. در روایت های کهن هند و ایرانی، آتش (آذر) فرزند اهورامزدا بوده و همچنین در نوشته های اوستایی لقب وی پسر اهوراست. عقیده به پاکی و پاک کنندگی آتش چنان بوده است که یکی از آزمایش های اثبات بی گناهی، گذر از میان آتش بوده که برجسته ترین آن، گذر سیاووش از میان آتش است. نام آذر در گاهشماری اوستایی بعد از اهورامزدا و امشاسپندان بلافاصله می آید که نشان از اهمیت وی دارد. نام روز نهم به نام آذر نامزد گردیده است. در میان جشن های مهم و کهن ایرانی جشن آتش یکی از مهم ترین آنهاست که جشن سده نام دارد. اهمیت آتش چنان بوده که نخستین جشن را در اسطوره ها پیدایش آتش و قبله شدن آتش در میان اقوام هند و ایرانی دانسته اند. ایرانیان پیش از برپاکردن هر جشن برای نیایش به آتشکده ها می رفتند. شاهان کیانی و هخامنشی و ساسانی برای پیروزی به آتشکد ها می رفتند و نذر می کردند.
رسم آتش افروزی پیس از فرا رسیدن سال نو بسیار کهن و قدیمی است. بسیاری از اسطوره شناسان، آن را به هنگام هم زیستی هند و اروپائیان بر می گردانند. هر چند در نزد اقوام دیگر هم مانند بابلیان و سومری ها رواج داشته است. 


در گاهشماری باستانی ایران گفتیم که سال ایرانی 12ماه و هرماه 30 روز در نتیجه می شود 360، اما سال بعد 5 روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 46 ثانیه بعد آغاز می شود. این 5 روز را به نام گاهان اشو زرتشت نام نهادند. در میان اقوام کهن اعتقاد بر این بود که این 5 روز آخر سال خارج از زمان جهانی است و این مدت متعلق است به مردگان یا همان چیزی که ایرانیان به آن می گویند فروهر faravahara یا فره وشی که در پهلوی forohar شده است. به این 5 روز پنجه ی دزدیده شده می گفتند.

در کتاب بندهشن (بندهش از دو واژه بن (پایه) + دهشن (آفرینش) درست شده که می شود گفت با سفر آفرینش (کتاب آفرینش) ادیان سامی یکی است) در مورد فروهرها این چنین آمده است: "اورمزد انسان را پنج نیرو آفرید که عبارتند از تن، جان، روان، ادونگ و فروهر. بدن یا تن جزء مادی است و جان پیوستگی بسیار با باد دارد و مانند آن سبک و گریزنده است. روان نیرویی است در بدن که می تواند ببیند و بشنود و بگوید و... اودنگ (که به زیان امروزی می شود آیینه) همان تصویر ،شکل و صورت است و جای آن در کره ی خورشید است. اما فروهر نیرویی است که از نزد اورمزد می آید. پس از مرگ بدن نیز به نزد اوزمزد باز می گردد".

در اعتقادات کهن ایرانی اهورامزدا آفرینش را در شش نوبت از سال آفرید. برای همین است که در گاهشمار ایرانی هفته وجود ندارد. این نوبت های آفرینش را گاهنبار یا گهنبار می نامند.

این شش گاهنبار عبارتند از:
1- میدیوزرم گاه (آفرینش آسمان)
2- میدیوشم گاه (آفرینش آب)
3- پتی شهیم گاه (آفرینش زمین)
4- ایاسریم گاه (آفرینش گیاهان)
5- میدیاریم گاه (آفرینش چهارپایان)
6- همس پت میدیم گاه (آفرینش انسان)

هریک از این گاهنبار ها 5 روز به درازا می کشد. اولین آن ها از روز خور تا دی به مهر اردیبهشت و آخرین آنها در روز های کبیسه سال است که نام گاثهای اشو زرتشت را بر روی آنها گذاشته اند. در همین روزها است که جشن فره وشی ها برگزار می شود.

مروری کوتاه به آنچه گفته شد به ما نشان می دهد که:
1- پنج روز آخر سال به اعتقاد اقوام کهن هند و اروپایی و همچنین دیگران مانند سومریان بابلیان ایلامیان و مصریان خارج از زمان جهانی بوده است وبه مردگان تعلق داشته است.
2- در این 5 روز به اعتقاد هندو ایرانیان انسان آفریده شد.
3- این روزها با فروهرها ارتباط دارند.

اعتقاد بر این بوده است که در روزهای کبیسه، فروهر مردگان به این جهان باز می گشتند و به دیدار خانواده ها و آشنایان خود می رفتند. اعتقاد بر این بود که خانواده ی درگذشته با روشن کردن آتشی که به آن سوریک (ik پسوند نسبت در زبان پهلوی ساسانیک و به معنای سرخ است) گفته می شده؛ فروهر درگذشتگان خود را راهنمایی می کردند که خانه ی خود را پیدا کنند. این آتش بعد از فرو رفتن خورشید در روز انارام از ماه آرمئتی سپندارمذ روشن می شود و در تمام روز های همس پت میدیم گاه و تا نوروز روشن می ماند. در کنار آتش سوریک که در زبان فارسی دری نوین به سوری بدل شده است گل، شراب، شیرینی، غذا، پر مورد و سرو برای فروهر ها بالای بام می گذاشتند تا اینکه فروهرها از اینکه به یاد آنها هستند از خانواده های خود خشنود گردند. آتش سوریک در مجمرهای خانگی که نشان زنده بودن خاندان و دودمان بود نگهداری می شده است و در روی آن کندور می سوختند و برای فروهر خود نماز می خواندند.

 

انچه گفته شد فلسفه ی آتش افروزی برای فروهر در گذشتگان در 5 روز پایان سال بود. اما پس آتش چهار شنبه سوری چیست؟
افروختن آتش در چهار شنبه ی پایان سال و جشن سوری در دوره ی بعد از دورن شده تازیان به ایران رواج پیدا کرده است. با درون شدن تازیان به ایران بسیاری از آیین ها و جشن های ایرانی کم رنگ و حتی برخی از آنها از بین رفت و فرهیختگان و دل سوختگانی که قصد نگاهداری آیین های خود را داشتند در برخی موارد تا می توانستند آیین های ایرانی را با لباس دین اسلام نگاهبانی کردند (نمونه بارز آن در مورد مکان های گرامی ایرانی، آرامگاه کوروش بزرگ است؛ که در هنگام درون شد تازیان با نام مقبره مادر سلیمان نبی از تخریب آن جلو گیری کردند). جشن سوری نیز به نظر می آید از همین پوشش ها و تفسیر ها بوده است و برای زنده نگاهداری آیین آتش افروزی با لباس دینی جدید آرایش خورد و چهارشنبه سوری را متولد کردند .
می دانیم که امویان تازی بسیار با ایرانیان و ایرانی گری دشمن بودند. ایرانیان با درون شد تازیان، آیین های خود را مخفیانه و نهان برگزار می کردند و جشن پیدایش آتش که همان سده است را برای نخستین بار بعد از دورن شدن تازیان به ایران به صورت آشکار در سال 312 خورشیدی (323 قمری) به دست بزرگ مردی از تبار ساسانیان به نام مردآویج در اصفهان برپا کردند. مجال اندک هنگامی به ایرانیان دست داد که بزرگ مرد ایرانی ابومسلم خراسانی امویان را بر انداخت. عباسیان که وام دار ایرانیان بودند روی خوشتری به ایرانیان نشان می دادند. حکام عباسی با بر پایی جشن های مهرگان و سده بیشتر قصد دریافت هدایای استان های ایرانی را داشتند. ولی ایرانیان که فرصت را غنیمت می دیدند به احیای نسبی فرهنگ کهن خود کمر بستند و بسیاری از جشن ها و آیین ها را که تا آن روزها نهان بود آشکارا بر پا کردند. حتی در دوران هارون و مامون عباسی بسیاری از کتاب ها و نوشته های پهلوی با امکانات دولتی به عربی یا فارسی دری نوین برگردان شد.
در یکی از سال ها که جشن سوری آزاد تر و گسترده تر برگزار می شد این جشن مقارن شد با شب چهار شنبه و چون اعراب چهارشنبه را روزی نحس می دانند جشن سوری را در شب چهارشنبه آخر سال ترتیب دادند. توجه داشته باشید که در گاهشمار ایرانی هفته وجود ندارد. پس چهارشنبه یا هر شنبه ی دیگر در گاهشمار ایرانی منتفی است .باز اگر به روزهای ایرانی نگاه کنید همه ی 30 روز، نام اهورا مزدا و امشاسپندان و ایزدان را دارا هستند. پس نه تنها ایرانیان روزی را نحس نمی دانستند بلکه همه ی روز های ماه و سال را خجسته می دانستند. گفتیم که آتش سوریک در 5 روز آخر سال روشن بوده است نه تنها در یک شب. تثبیت این روز را به عنوان جشن سوری به زمان هارون و برخی به مامون عباسی نسبت داده اند که به نظر من با پیشینه ایرانی دوستی و کمک های ایرانیان به این دو زیاد دور از عقل هم نیست. می گویند عباسیان خود در این جشن ها شرکت می کردند و برای شادی بیشتر مجلس پرندگانی را نفت آلود می کردند و آتش می زدند و به پرواز وا می داشتند.


ایرانیان که از جشن سده نیز دور افتاده بودند، این فرصت را محترم دانستند و با فراهم کردن هیزم و خار های بیابان آتش های بزرگی را می افروختند و دور آن جمع می شدند و به شادی می پرداختند و با خواندن سرود معروف "زردی من از تو ، سرخی تو از من" هم یاد سده را زنده نگاه می داشتند هم آتش سوریک و هم خواستار ریختن گناهان و از بین رفتن بیماری و ناخوشی های خود بودند. اما چه زمانی خواندن سرود سوری و از روی آتش پریدن رواج یافت به طور حتم مشخص نیست.
با یک مقایسه کوچک می توان در یافت که چهارشنبه سوری یک مراسم مشتق از سده و جشن فروهرها است با کمی دگرگونی.

1- جشن فره وشی ها در 5 روزو شب برگزار می شود اما چهارشنبه سوری 1شب.
2- در گاهنامه ایرانی هفته وجود ندارد.
3- جشن فروهر ها برای خوش آمد آنان است و برای راهنمایی است که آتش افروزی می کنند.
4- همه ی روز های ایرانی دارای شگون و خجسته هستند و روز نحسی مانند چهارشنبه در آن نیست.
5- آتش افروزی فروهر ها در بالای بام است.
6- آتش افروزی فروهر ها در مجمر و کوچک است.
7- آتش چهار شنبه سوری بزرگ به مانند جشن سده است.
8- پریدن از روی آتش در نزد ایرانیان مزدیسنا گناه محسوب می شود و بی احترامی به
آیین و کیش زرتشتی است.
9- آتش مجمر تطهیر یافته و از هیزم خاص آتش جاویدان آتشکده ها تهیه می شود اما آتش چهار شنبه سوری این گونه نیست.
10- آتش مجمر فرو شی ها برای افراد خاص افروخته می شود و اشتراک خانوادگی دارد، اما آتش چهارشنبه سوری همگانی است و قصد آمرزش ندارد.

باری به هر جهت با اینکه به نظر می آید مخلوط شدن سده و جشن فرو هر ها باعث بوجود آمدن چهارشنبه سوری شده است اما آیینی است که در باور های عامیانه ی ایرانیان ریشه دوانده است و باید بخش های نیکوی ان را پاسداری کرد.


جشن چهارشنبه سوری مانند دیگر جشن های ایرانی آیین های ویژه خود را دارد که به اختصار بررسی می کنیم:

1- آجیل مشکل گشا: این آجیل همان لرکlurk یا آجیل گاهنبارها است که در میان زرتشتیان با ترکیب هفت گونه خشک بار شامل، پسته، بادام، سنجد، برگه ی هلو، انجیر و خرما تشکیل می شود؛ که گاهی نارگیل، قیسی و مویز و نبات هم به آن می افزایند.
2- فال گوش: در مناطق زرتشتی نشین با ایستادن در زیر بام ها خواستار شنیدن پیامی از وی فروهی ها می باشند.
3- فال کوزه: در این شب درون کوزه اشعاری (بیشتر حافظ) را درون کوزه ای همراه با چیزی از افراد مانند انگشتر یا گوش واره می انداختند و کودکی یک شعر و یک شی را در می آورد که نشان فال وی بود.
4- کجاوه بازی یا شال اندازی: که با آویختن کجاوه کوچکی که می سازند و یا شال کمر از بالای بام خواستار هدیه می شوند.
5- قاشق زنی: که بیشتر جنبه سر گرمی دارد و جوانان با انداختن چادر روی خود را می پوشانند و با زدن قاشق به هم به جلوی خانه ها رفته و خواستار هدیه می شوند.
6- کوزه شکنی: با شکستن کوزه ای آب ندیده (نو) خواستار رفع بلا و قضا می شوند.
7- گره کشایی: در این شب کسانی که فکر می کنند بختشان بسته است، با گره زدن بخشی از دستمال یا روسری خویش بر سر راهی می ایستند و از اولین کسی که می گذرد می خواهد گره را باز کند تا بخت او هم باز شود.
8- آش چهارشنبه سوری: صاحب نذر با اعلام پختن آش از دیگران می خواهد که نذری اگر دارند بیاورد و در آش شریک شوند.


ریشه ی فرهنگی چهارشنبه سوری :

بطور کلی فرهنگ مردم را باید در درون زندگی مردم و از لابلای باورهای مردم جستجو کرد، از آنجا که چهارشنبه سوری از آئین های دیرینه ی ایرانیان است جدای اینکه امروزه آنچه درشهرهای بزرگ ایران، به خصوص تهران در این شب انجام می گیرد بیشتر به جنگ و نزاع شبیه است تا سور و شادی! ولی میتوان با بازگشت به زمانی حدود بیست و چند سال پیش، دریافت که شب چهارشنبه ی آخر سال مراسم متنوعی داشت که در استانهای مختلف ایران مراسمی با اشکال گوناگون و با سبک های سنتی صورت می پذیرفت که اکنون نیز برخی از آن رسوم در بعضی از استانهای ایران برگزار می شود که در اینجا به برخی از آنها اشاره می شود :

:: استان آذربایجان شرقی

تبریزی ها در شب چهارشنبه سوری به روی هم آب یا گلاب می پاشند و معتقدند آب پاشیدن، زندگی را با سعادت قرین می کند. از دیگر رسوم ضروری این شب، فرستادن خُنچه از منزل داماد به منزل عروس است. در این خنچه معمولاً میوه، شیرینی، گلدانهای پرگل، ماهی و خلعت (پارچه) برای خانواده ی عروس و خود عروس گذارده می شود. دختران دم بخت تبریزی هنگام پریدن از روی آتش می خوانند:
“بختم آچیل چهارشنبه” یعنی: چهارشنبه! بختم را بازکن.

:: استان آذربایجان غربی

خانواده های ارومیّه ای در این شب به خانه ی مسن ترین فرد فامیل می روند و به خوردن آجیل سرگرم می شوند. آجیل حتماً باید از هفت نوع خوراکی تهیه شود. این هفت نوع خوراکی می تواند از بین خوراکیهای زیر باشد:
انجیر، کشمش، مویز، خرما، توت خشک، فندق، بادام، گردو، سنجد، نخودچی، آب نبات، تخمه بدون نمک، باسلق، برنجک (برنج بوداده) برگه هلو، برگه زردآلو و گندم برشته. کسی که مرادی و حاجتی دارد، باید تقسیم آجیل را به عهده بگیرد تا مرادش برآورده شود.

:: استان اردبیل

در مغان، مردم پیش از طلوع آفتاب روز چهارشنبه، دسته جمعی به کنار رودخانه می  روند، آتشی بر می افروزند و جوانان در آنجا به سوارکاری می پردازند و هنگام بازگشت، زنان ظرف هایشان را از آب رودخانه پر می کنند و به خانه می آورند و آب آن را به دور و برخانه می پاشند که با این کار، سال جدید، سالی سرشار از روشنی و زلالی و پاکی خواهد بود.

:: استان بوشهر

بوشهری ها پس از آتش افروزی در خانه هایشان و پریدن از روی آن، با قایق از روی آب می گذرند و معتقدند با این کار نحسی این شب از بین می رود. در ضمن کوزه ی نویی را که تا آن زمان استفاده نکرده اند، به دیوار می زنند تا شکسته شود تا بلا و بدبختی، مثل کوزه شکسته شود.

:: استان خراسان
در خراسان مراسم کوزه شکستن به این طریق است که درون کوزه های کهنه مقدار نمک که علامت شور بختی است و مقداری ذغال که علامت سیاه بختی است و یک سکه کم ارزش پول می ریزند و تمام افراد خانواده آن را به دور سر می چرخانند و آخرین نفر کوزه را از پشت بام به کوچه پرت می کند و می گوید:
“درد و بلام توکوزه راه بیفته بره تو کوچه”
در بعضی از نقاط خراسان در این شب به جای آش، چهار نوع پلو می پزند. این پلوها عبارتند از: رشته پلو، عدس پلو، زرشک پلو و ماش پلو که معمولاً به فقرا، نزدیکان و همسایگان می دهند. در آجیل خراسانی ها مطلقاً نمک وجود ندارد، چون نمک را علامت شوربختی می دانند.

:: استان خوزستان

در اهواز، پس از پریدن از روی آتش، مراسم قاشق زنی انجام می گیرد که خانواده ها، خوراکی یا آجیل شور و شیرین در ظرف قاشقزنان می ریزند.

:: استان سیستان و بلوچستان

در سیستان مردم گونی، پتو و نمد کهنه را به صورت گلوله در می آورند و آن را در غروب آخرین چهارشنبه سال، آتش می زنند و معتقدند که نحوست این شب با این عمل از بین می رود.

:: استان فارس

در شیراز برای گشودن بخت دختران در شب چهارشنبه سوری به سعدیه می روند و از آب استخر سعدیه بر سر وروی دختران می  ریزند. زنان نیز با ریختن این آب به روی خود، معتقدند که مهرشان در دل شوهر بیشتر می شود. در این شب زنان برای برآورده شدن حاجاتشان زیر منبر مسجد جامع شهر دعا می خوانند و پس از دعا خواندن، حلوا و آش می پزند.

:: استان کردستان

مردم کردستان مخصوصاًروستائیان، دسته جمعی به صحرا و کنار چشمه سارها می روند و پس از مدتی که به شادی و پایکوبی و کشتی گرفتن گذراندند، هنگام مراجعت به خانه، هرکسی مقداری سنگریزه جمع می کند و بدون آنکه به پشت سرخود نگاه کند، سنگریزه را از روی شانه به عقب پرتاب می کند و بدین ترتیب بلا و آفت را از خود دور می سازد.
از دیگر مراسم این شب، شال اندازی است که عده ای از جوانان بالای پشت بام خانه ها و کنار درها و پنجره های همسایگان و ثروتمندان می روند و ضمن خواندن سرود و تصنیف، از دریچه ای، شال را آویزان می کنند. اهل خانه هدیه ای را به شال می بندند که معمولاً سکه، تخم مرغ، شاخه نبات، کله قند، جوراب یا نخودچی و کشمش است.

:: استان کرمان

در کرمان مقداری ذغال، نمک، سکه ی کم ارزش پول و کمی نان درکوزه خالی می ریزند و شب چهار شنبه سوری آن را از بالای بام به کوچه پرتاب می کنند تا بلا و کمبود از همه چیز مخصوصاً از آنچه در کوزه است دور شود.

:: استان گیلان

در روستاهای اطراف رشت، غروب شب چهارشنبه سوری، در پنج منطقه پوشال برنج را با فاصله کنار هم می چینند، سپس آنها را آتش می زنند و برای دفع چشم زخم، اسپند در آتش می ریزند و افراد هر خانواده از بزرگ به کوچک، سه مرتبه از روی آن می پرند و این ترانه را به گویش گیلکی می خوانند:
“گل گل چهارشنبه ، به حق پنجشنبه ، نکبت بی شه ، دولت بی یه ، زردی بی شه ، سرخی بی یه”
یعنی: آتش سرخ چهار شنبه! به حق پنجشنبه نکبت برود، دولت بیاید. زردی برود، سرخی بیاید.
پس از پریدن از روی آتش ترقه در می کنند به این معنی که از نحوست چهارشنبه در امان باشند. در این شب خورشت”ترشه تره” می پزند و آن را با کته، ماست و دوغ می خورند. صبح فردا (روز چهارشنبه) خاکستر برجای مانده از آتش شبانه را جمع می کنند و پای درختان میوه می ریزند به این نیّت که درختان بارورشوند و میوه ی بیشتری بدهند.

:: استان لرستان

در این شب در خرم آباد هیزم را به هفت دسته تقسیم می کنند و با فاصله های معینی در یک ردیف می چینند و آتش می زنند و با خواندن :
“زردی مه د تو، سرخی تو د مه”
یعنی: زردی من از تو و سرخی تو از من و از روی آن می پرند.

:: استان مازندران

در روستاهای مازندران در شب چهار شنبه سوری، علاوه بر کشتی گرفتن و اسپند دودکردن، انواع آشها پخته می شود از جمله “آش هفت ترشی” که از هفت نوع سبزی و هفت نوع ترشی و هفت نوع حبوبات در آن استفاده می شود و نیز “گزنه آش ” که یکی از سبزی های مصرفی در آن، گزنه است. اعتقاد براین است که خوردن این آش بسیاری از بیماریها و کسالتها را از بین می برد.

:: استان مرکزی

در این استان، علاوه بر مراسم آتش بازی، برای آمرزش اموات مقداری خرما یا شکر پنیر تهیه می کنند و یا حلوا درست می کنند و سرگذر می ایستند و به عابران تعارف می  کنند. هر رهگذر وظیفه دارد یک دانه بردارد و قبل از خوردن، برای آمرزش اموات خیرات دهنده، حمد و سوره ای بخواند و سپس خوراکی را بخورد.


تحریف آیین چهارشنبه سوری :

یافته های پزوهشی نشان می دهد که تمامی آیین ها و یادمان هایی که مردم ایران در هنگامه های گوناگون بر پا می داشتند و بخشی از آنها همچنان در فرهنگ این سرزمین پایدار شده است، با منش، اخلاق و خرد نیاکان ما در آمیخته بود و در همه آنها، اعتقاد به پروردگار، امید به زندگی، نبرد با اهریمنان و بدسگالان و مرگ پرستان، در قالب نمادها، نمایش ها و آیین های گوناگون نمایشی گنجانده شده بود. رفتار خشونت آمیز و مغایر با عرف و منش جامعه نطیر آنچه که امروزه تحت نام چهارشنبه سوری شاهد آن هستیم، در هیچکدام از این آیین ها دیده نمی شود. بهتر است بگوییم، کسانی که با منفجر کردن ترقه و پراکندن آتش سلامتی مردم را هدف می گیرند، با تن دادن به رفتاری آمیخته به هرج و مرج روحی، آیین چهارشنبه سوری را تحریف کرده اند. پس امیدوارم دوستان عزیز با خواندن این مطالب، قشنگی این رسم کهن ایرانی را با انجام کارهای خطرناک و استفاده از ترقه های غیر مجاز خراب نکنند …


با امید به چهارشنبه سوری زیبا، فرهنگ ساز و بدور از هر گونه خطر احتمالی

و با آرزوی عیدی سرشار از سرور، همراه با جشنی پر از نشاط و شادمانی


خلیل صارمی نایینی (ناصر)




طبقه بندی: چهار شنبه سوری، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی « ناصر »، شاعر و نویسنده معاصر، استاد نایینی، استاد ناصر، استاد نایینی بنیانگذار سبک تو آ در مناطق شزق اصفهان بزرگ دهه 60، جشن سوری، چهارشنبه سوری،  
[ دوشنبه 1395/12/23 ] [ 09:24 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

کس چه داند زآتش پنهان من
آه از ســـوز درون جـــان مـــن
***
کربلای جبـــهه ها یادش به خیر
شور و غوغای دعا یادش به خیر

***
سپاس از همه عزیزان بازدید کننده سایت
سلامت و شادکامی شما ارزوی قلبی ماست

پس از بهره مندی از سایت آن را به دوستان خود معرفی نمائید.

***
توجه * توجه

آلبومها ی تصاویر استاد نایینی و کلیپ ها در صفحات جانبی قرار دارند

*****
استفاده از کلیه مطالب سایت با ذکر منبع بلا مانع میباشد.
هرگونه سوء استفاده و یا نشر ناقص مطالب و نظرات به منظور بهره برداری غیر اصولی پیگرد قانونی دارد

*#*#*
عزیزان بازدید کننده در صورت بروز هر گونه مشکل در ورود به سایت با آدرس :

http://ostadnaser.ir/

از آدرس :
http://bargesabz14.mihanblog.com/

استفاده نمایید.

با سپاس فراوان
مدیر سایت آتش پنهان
میلاد صارمی نایینی
موضوعات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

تماس با ما
آپلود عکس

IranSkin go Up


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب

فروش بک لینک طراحی سایت